دوشنبه 26 مرداد 1388

اکاذیب محضیه

Brain-wash.jpg

صنوبر علفکار

خود بدان واقفم که پرداختن به این موضوع موجبات خشماگین شدن بسیاری را فراهم خواهد آورد، تا همین جایش هم زبان به دندان گرفته بودم که کسی را خشم و غصه به سراغ نیاید، اما چه کنم که این واقعیت به مانند سیخی به ته گلویم فرو شده و همانجا هم مانده است. دروغ چرا که سلامت گلوی مبارک برایم بسیار حائز اهمیت است، چون بعدها لازمش دارم. به هر حال شرمنده، می نویسم. بار الها خودم را به خودت می سپارم، که تا الان حسابی هوایمان را داشتی، کاملا مشهود است. چی؟ طعنه؟ من؟ اصلا اتفاقاً، "کذب محض" است آقا:

کذب محض: امری را گویند که صد در صد اتفاق افتاده است و شکتان بی مورد است. خصوصا که لاریجانی را پس از شنیدنش رنگ بر رخ نبود و بسیار ساختگی جیغ می زد. اه اصلا چرا اینقدر سختش می کنیم. جمع خودمانیست. همان تجاوز خودمان. کذب محض انواعی دارد:

- کذب محض خارجی: به عبارتی می توان گفت تجاوز و دخالت یک کشور بیگانه به یک کشور بیگانه ی دیگر. گیرنده های اعضای محترم مملکتی در تشخیص این نوع کذب محض به قدری حساس است که هنوز اتفاق نیافتاده بوی آن را به منخرین می کشند. اصلا حقیقتش را بخواهید این بو یک چندین سالی است که به پرزهای بینی مبارک اعضاء چسبیده است و فرت و فرت بویش را می شنوند.
در زمان وقوع این کذب محض شدت همزاد پنداری آقایان چنان بالاست که دچار پارگی جزایر لانگرهانس شده و از فرط درد سه ماه نعره می کشند و خلاصه با زور و فشار خودشان را نفر سوم جمع می کنند. بعد هم محض دلداری، سه فصل به ما "کذب محض" عنایت فرموده و گونی گونی هم تسلیحات به کشور مورد "کذب محض" واقع شده تقدیم می نمایند تا تفنگ بازی کرده و دلشان خنک شود و اصلا هم بحث تجارت و سود مالی و این هایی در کار نیست ها. قضیه فقط کمک به "کذب محض" دیده هاست. گاهی شدت غلو این دایه گی عزیز تر از مادر چنان از حد می گذرد که دیگر داد کشور مورد "کذب محض" واقع شده هم در می آید که: "بابا به تو چه که مثل سریش چسبیده ای به ما؟ جمع کن برو." ولی شرمنده، این ها اصلا کلا از بچگی گشاده دست بودند و در خانه همه شان را سخی صدا می کنند. دست خودشان نیست.

- کذب محض انتخاباتی: این نوع کذب محض ماحصل خودآگاهی یک ملت است. چنان چه شما فهمیدید، خیلی کار بدی کردید. به شما "کذب محض" می کنند که از فرط پارگی اعضاء و جوارح دیگر نفهمید. این کذب محض زمانی به وقوع می پیوندد که شما هر کار می کنید نمی توانید به خود بقبولانید که با خط "مشدی حسن" روی برگه ی رأی اتو کشیده ی تا نخورده نام "غلام عباس" را نوشته باشید. حق هم دارید. قضیه مال همین چند وقت پیش است، یادمان است، جلبک که نیستیم. لذا یک عده متکاذب شما را به یک جایی می برند و روزی سه فصل به شما "کذب محض" می کنند تا شما از شدت دخول "حقیقت کاذب" از هوش بروید و نسیانی مصلحتی شما را عارض آید. این حرکت بسیار بسیار دیپلماتیک و ظریف می باشد و اصلا هم ناقض حقوق بشر و حیوان نیست. امری که وقتی در موردش از آقایان پرسیده می شود چنان آماتور و ننر قیافه شان را مموش و متعجب می کنند که اول یک فصل قولنج روده می کنید و گوشت تنتان می ریزد از این همه بی استعدادی و بعد هم شکتان به یقین تبدیل می شود.

- کذب محض دِماغی: چیزی در حد وبا. فقط اسفا که کشنده نیست لاکردار. عارضه ای بس فراگیر که اکثریت قریب به اتفاق اعضای دولت بدان دچارند. کار کار کدام بی پدر و مادری بوده بنده بی اطلاعم. این کذب محض به دنبال شستشوی مغزی می آید تا امکان حضور هرگونه سلول خاکستری زائد چسبیده به جمجمه را به زیر صفر ببرد. شدت این "کذب محض" به حدی بالاست که فرد دچار پارگی پرده ی سماخ می شود و آن دو ارزن چیزش هم با شدت تمام از گوشش می پرد بیرون و یک راست می رود در همان جایی که رأی من و شما رفت. دیگر مائیم و یک گردان "خان خُله" و یک بغل جیغ و فریاد و ترانه ی موسوی.

آقای لاریجانی: ناشی که سرنا را چنان از سر گشادش نواخت که مرغ مطبخ هم فهمید "کذب محض" را معنا چه باشد. هنوز حرف از دهان آقای کروبی در نیامده این یکی خودش را در خاک انداخته و یقه می جراند. ای آماتور، ای آبرو بر. شخصی که یک صف شیر آدم محض شاهد جلوی دو چشم بینایش را نمی بیند، آنوقت با سایر رفقای متکاذبش ذره بین و پنس به دست گرفته و بر کف کانتینرها به دنبال شواهد می گردد. عیب ندارد. این ها از اثرات همان کذب محض دماغیست که پیشتر خدمتتان عرض شد، به آن بیافزایید مصلحت حکومتی به قدر وفور و وابستگی شدید به آن صندلی شکسته ی قدرت در حد چسب قطره ای.
آقایان حکومتی، حقیقت را بخواهید آقای لاریجانی نقش بسیار مهمی در شفاف سازی ماجرا اکاذیب داشتند. مقصر اوست که ما فهمیدیم. هم او بود که با حرکاتش موجب شد حریم خصوصی شما مورد کذب محض قرار بگیرد. بنظر شما جواب این کذب محض چیست؟ آیا نه این که چشم در برابر چشم؟ آیا نه مگر قصاص؟ من نمی دانم ها. خود دانید.
آقای احمد خاتمی: زائو ترسان. لعبتکی که گر کوکش کنید می پرد بالای منبر، فحش می دهد و تهدید می کند. بادلیل و بی دلیلش اصلا برایش مهم نیست. اصلا آن دو چشم همیشه گشادش منبر را که می بینند چنان هوایی می شود که نمی فهمد چطور نعلین ها را لنگه به لنگه به پا کند و بدود آن بالا. میزان الحراره ی حکومت. نگاه کردن به او کراهت دارد شدید و شب ادراری می آورد.
سایر خاطبین جمعه: احمد آقای خاتمی فین کرده است و این ها از دماغش افتاده اند. کوچولو کوچولو دور خودشان می چرخند و قیل و قال راه می اندازند که یعنی ما هم بازی. هرچه او گفت، این ها هم تسبیح وار تکرار می کنند. خیلی هم عصبانی هستند. ما هم اتفاقا بسیار بر خود لرزیدیم از این همه ابهت.
آقای کروبی: به راستی حلاج. چنان هولوپی اسرار هویدا کرد که همه آچمز ماندند. حال هم دیگر هر چه می خواهند به دارش بیاویزند و سنگ و کلوخ و گل به سرش بزنند نمی شود که نمی شود. کوتاه هم نمی آید به هیچ وجه من الوجوهی. یکی آن ها می گویند و او در دم هزار و دویست و پنجاه تا جواب می کوبد فرق سرشان.

اصطلاحات و مفاهیم مربوطه:
- کذب محضی که عیان است چه حاجت به بیان و اندازه گیری و گروه تجسس و تحقیق میدانی است؟
- احمد خاتمی آمد: پاتیل حکومت به شدت در حال جوشیدن است و الان است که سر برود. پس کذب محض بوده.
- احمد خاتمی با یک توبره فحش و تهدید و قمه و قفل فرمان آمد: اوه اوه، سر رفت. آقای علیل آن دو جو آبرویش را هم که به زور داشت به امام زمان قالب می کرد داد بر باد فنا. پس کذب محض بوده، خیلی زیاد هم بوده.
- آدم ها را ول کرده، چسبیده به شواهد کف کانتینر: اصل رو ول کرده فرع رو چسبیده ول نمی کنه.
- لاریجانی گونه حرف زد: کوس رسوایی را خیلی رسا سر بازار زد. خصوصا که بعدش احمد خاتمی هم به حالت عصبانی چشمانش را گشاد کرد و داد زد. همه "کذب محض" را فهمیدیم، ممنون از راهنمایی هایتان.
- آنقدر لاریجانی بود که سی ان ان و بی بی سی هم کذب محض را فهمیدند: مثل آنقدر شور بود که خان هم فهمید.
- لاریجانی بازی در نیار: ضایع بازی در نیار
- لاریجانی داد: گاف داد خیلی بد.
- کذب محض جنسی رنجیست کان رحم آورد/ کذب محض مغزی رنجیست کان زخم آورد: کذب محض ما سبزها که بالاخره درمان پذیر است. بینوا شما کذب محض چنان بکارتی از مغزتان ریز ریز کرده که تا دنیا دنیاست ترمیم نمی پذیرد و بینواتر باز هم شما که هنوز باور ندارید که کشتیتان بدجوری به گل نشسته است.

صنوبر | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/718

Comments

اقای نبوی این جانیها شکنجه گرها و متجاوزان به ناموس مردم لب پرتگاه هستندو فراری برایشان متصور نیست.
از همه بیشتر اما من از گنجی و عبادی تعجب میکنم که سرسختانه مخالف تحریم اقتصادی این ارازل و اوباش هستند. دلیلشان هم انکه مردم ایران زجر میکشند. مگر مردم ایران الان در بهشت برین هستند؟ مردم ایران چه باید بکنند که حظرات بفهمند که در زجر غیر قابل تحملند؟ وقتی از همه چیز خودمیگذرند و شکنجه و اعدام وتجاوز را هم بجان میخرندو با دست خالی به جنگ این... ها میروند انهم نه هزارهزار بلکه میلیونی. مگر مردم باید چکار کنند که بشود فهمید زجرکش شده اند؟ فقط چون هنوز میلیونی مثل کره شمالی از گرسنگی نمیمیرند به معنی انست که خوش و خرمند؟

اقای نبوی مردم ایران تصمیم خود را گرفته اند و این بیگانگان را نمیخواهند. تنها راه حل را هم در مبارزه مسالمتجویانه و حقوق بشر میدانند. تحریم سیاسی ایران انجور که خانم عبادی میخواهد یا دیوان قضایی بینالمللی انجور که گنجی میگوید بر این ارازل اثری ندارد. مگر خامنه ای یا یزدی یا مرتضوی برایشان فرقی میکند که به خارج از کشور نروند؟ کمی بالاتر به عکس همین خبیث ملعون بازجو نگاه کنید. مگرچنین جانوری از ان میترسد که در لاهه بگویند او یک جنایتکار است؟ چه میشود این دوستان رافرق بین جنتی و اشتاینمایر المانی را هم نمیدانند.
اقای نبوی. تنها راه چاره له کردن این حشرات میان دو سگ اسیاست. اعتراضات داخلی و فشار خارجی به شکل یک تحریم همه جانبه اقتصادی تکنولوژیک و سیاسی. خنده دار تر از همه استدلال اقای گنجی انکه میگوید صدام هم زیر تحریم نابود نشد. نه ایران عراق است و نه ایرانیها عراقی. صدام نابود نشدچون زیر فشار داخلی نبود و فقط از بیرون فشارمیدید. مرم عراق اگر عاشقش نبودند باری تشنه به خونش هم نبودند. این وضع در ایران کاملا متفاوت است.

تجربه نشان داده که نابکاران فقط در صورتی عقب مینشینند که پول چون حرامیان مستشان نکرده باشد. این را ٢٠ سال پیش دیدیم که عربستان با پمپاژ نفت به بازارهای جهانی چه بلایی بر سرشان اورد. بیشک نقطه شروع حرکت اصلاحات همان زمان بود.
اقای نبوی. اگر به مصلحتی به ظاهر خواستار تحریم همه جانبه نیستیم حداقل با تحلیلهای بی منطق بجنگش هم نرویم. مردم ایران زیاد زجر کشیده اند. اینرا هم بجا میخرند اگر با منطق متقاعد شوند.

Posted by: kahroba at September 1, 2009 11:42 PM

خانم روانی پور واقعا اسم با مسمایی دارید.

Posted by: alvand at August 29, 2009 03:14 AM

ه نظر میرسد سری جدید پروژه اعترافات گیری در حال شکل گیری میباشد. منتظر باشید به زودی تعدادی از مسئولین کهریزک و شکنجه گران رو بیاورند در تلویزیون و اونها اعترافات کنند که جزء عوامل اصلاح طلب در نیروی انتظامی و بسیج هستند و قبلأ برای اذیت و آزار دستگیرشدگان از طرف موسوی و حزب مشارکت و همه اصلاح طلبان باهاشون هماهنگی شده بود.در این حالت هم جواب برای کسانی دارند که خواستار محاکمه علنی این افراد شده اند و هم تقصیر این جنایات از گردن خودشان ساقط خواهد شد.

Posted by: ناصر at August 29, 2009 12:44 AM

منیرو روانی پور واقعن درست گفتی. رفسنجانی میگه کوتاه بیاییم که نظام از هم نپاشه. واقعن کدام نظام. نظام یعنی نظم. در کجای این مملکت نظم و قانون وجود داره که برای حفظش تلاش کنیم؟! در زندانهامون، در حقوق زنانمون، در دانشگاهمون، در شکنجه گاهامون، در دروغگویی فراوان دولتمردامون. رفسنجانی و امثال او راستی به فکر ثروتشون هستند. یادمون نره که رفسنجانی یکی از پولدارترین مرد در دنیاست. یادمون نره که هر کدام از فرزندانش ده ها پست و مقام دارند. معلومه که از حفظ نظام حرف میزنه. برای اینکه متوجه شده که رقیبش قوی تر شده و میترسه که آن زندگی ناز و نعمتش را از دست بده. کی باور می کنه این برخی از کسانی که دارند برای "ملت مظلوم" سینه چاک میکنند از قتل های زیر شکنجه و تجاوز به دخترها و پسرهای ما در زندانها که سال هاست رواج داره بیخبر بودند. ملت با شعور ایران از همه چیز با خبره. اما در این مقطع از زمان هر کس حتی رفسنجانی اگر با ملت باشد ما در صف خودمان میپذیریمش اما باید انتخاب کند که با ماست یا با جلادان. یک بام و دو هوا نداریم!

Posted by: زهره at August 27, 2009 10:14 AM

اصولا جواب ابلهان خاموشيست اما اين علي كه پيغامش در زير هست مرز ابله را رد كرده و به خريت رسيده پس مي‌شه جوابشو داد. لاشخور آيت الله هاشمي رفسنجاني نيست بلكه اون چلاق و پسر منگلش و دارو دسته از خودشون بدترن. اينها لاش خورند. اگه شك داري مي‌توني چند وقت ديگه صبر كني تا ببيني چطور مثل يك كفتار رو جسد تو و ديگر طرفداران سينه چاك فعليشون هم مي‌ايستند.

Posted by: salar at August 27, 2009 09:29 AM

nakone toro ham gereftan ke dige neminevisi?

Posted by: asad at August 26, 2009 12:32 AM

الآن در خبرها خواندم که جنبش سبزی ها دارند خودشان را برای راه پیمایی سبز در روز قدس آماده می کنند و بعضیها خوشحال هستند که رفسنجانی در این روزامام جمعه است . من نمی دانم دیگر رفسنجانی چه باید بکند که مردم باور کنند این مرد بهیچوجه حامی حقوق انسانی ایرانیان نیست و تمام تلاشش برای حفظ ثروت و موقعیت خودش و خانواده اش است . آنهم تحت پوشش حفظ نظام . مطلب منیرو روانی پور را در همین صفحه بخوانید !

Posted by: شکوه at August 26, 2009 12:30 AM

ین جمله را همه ما بارها شنیده ایم و توصیه ایست که این روزها به آقای کروبی و موسوی هم می شود .حتی پدر روح الامینی را هم با همین جمله وادار به سکوت کردند: برای حفظ نظام سکوت کنید .
من مانده ام که نظام یعنی چه ؟
طی این سالها مردم به این چیزها اعتراض کرده اند :
سانسور -نبود آزادی بیان -دستگیرهای بی مورد -شکنجه و تجاوزهای جنسی وروحی -بیکاری -بی قانونی -ویرانی کشور و آبادانی کشورهای برادر ومسلمان با ثروت ملی -خودی و نه خودی کردن جامعه -اعدام کودکان زنان ومردان بی گناه -سنگسار -نابرابری حقوق مردان وزنان -آواره شدن میلیونها نفر از کشور و..
حالا سکوت در برابر این اعمال غیر انسانی یعنی چه ؟
این نظام مگرچه کارمشعشعی کرده است و چه ارمغانی به جامعه جهانی داده است که بایدبرای حفظ آن سکوت کنیم ؟
واقعا حفظ نظام یعنی حفظ چه ؟

Posted by: (منیرو روانی پور) at August 25, 2009 04:16 AM

دوست عزيزم كه منو نمي شناسي ولي من با هات سالهاست اشنام سلام....

من با اجازه شما تمامي طنزهايي كه خودم از اخبار درست ميكنم را به اسم شما واسه اطرافيان تعريف ميكنم وكلي ياد شما هستم مي خواستم حلاليت بطلبم و باعث دردسر نشوم... من امروز كلي فكر كردم بجاي اينكه طنز شما رو بخوانم يك طنز بگم شما هم نظرتونو بمن بگييد...

مي خوام بگم اين هلوكاست معروف كه ما داريم توي اين 4 سال مي شنويم در اصل گرفته شده از كلمه خارجي و مخملي (HOoLO + COST ) ميباشد يعني بيخودي اينقده اين رئيس كودتا ترسيده بودن قيمت نفت رفت بالا!!!
تمام صحبت سر قيمت هلو بوده كه ملت نفهميدن .... يك چيزي توي مايه لحاف ملا ... واقعا رمزگشايي سختي بود و ارتباطش هم بايد از روزي كه گفته شد باييد ميوه فروشي سر كوچه ما خريد كشف ميشد پس زياد نابغه نداريم ... من بخاطر اين موضوع اجازه چاپ اين مطلب را انحصارا به شخص شما مي دهم تا بدوني كه چقده دوست داشتني هستي ... سوژه خواستي يك ميل بزن!!!!


دوست عزیز و محترم،
فکر کنم که مخاطب این نامه تون آقای نبوی بود نه؟ من اینجوری برداشت کردم، چون اصولا من هنوز یک سال نشده که دارم می نویسم.در هر صورت سپاسگزار

قربان شما
صنوبر

Posted by: ali at August 24, 2009 02:09 PM

سلام
چقدر بی خودی از رفسنجانی طرفداری کردی. بیا ایشون هم خوب جواب ملت رو داد. از رهبر تبعیت کنید. تا کی می خواهی ساده لوحانه از این لاشخور حمایت کنی؟

Posted by: شاپور at August 24, 2009 08:20 AM

سلام اي زحمت كش بي شبانه روز سلام
اميدوارم با نوشته هاي پاك و بي آلايشت بنواني اين سخيفان و بي ديننان از خواب غفلت دنيايي و اخرت بيدار كني به اميد روز پيروزي
البته فريب موسوي و كروبي نخوريم از ايننان بعنوان يك جهت نجات كشور استفاده كنيم و ديدي هاشمي دوباره شروع خودشو به اينا نزديك كرد

Posted by: مهران at August 23, 2009 12:15 PM

سلام
اقا عمل شنیع چیه؟چراتوهین می کنید؟این زاییده تفکرات ایات عظامه که جز دروس عملی حوزوی است وسالها اقایان درحجرههایشان می کاراموزن.وجزمایملک وارثشان(ص)(ع)به ارث برده اند.

Posted by: dorag at August 23, 2009 09:47 AM

با سلام
اين مطلب را شايد جدي نگيريد اما اين رويائي صادق است كه چند بار برايم با جزئيات تكرار شده كه شرايط و زمان ان فرصت ديگري مي طلبد.
اقاي خامنه اي قطعا تا پيش از پايان سال ايراني زنده نخو اهد بود .
و مرگ ايشان نيز بصورت حيرت انگيزي ناگهاني و عبرت اور خواهد بود.
و بحران وتلاطم كوتاه مدتي را در پي خواهدداشت.
اين مطلب ارزوي شخصي نيست بلكه خوابي صادق است كه چند بار با جزئيات بيشتر برايم تكرار شده.

درموارد متعددي در زندگي خوابهايم تبديل به واقعيت شده.
تورج

Posted by: تورج at August 22, 2009 11:31 PM

سلام
اقای نبوی عزیز و صنوبر جان ازتون میخوام تا میتونید در مورد هاشمی رفسنجانی طنز بنویسید که این چنین مردم رو گول زد

Posted by: مهشید at August 22, 2009 11:12 PM

اقامن دیشب خواب دیدم
واقیت میگم احمدی نزاد وسط یه خیابون بود ناگهان اسفالت خیابون دهن باز کرد وشکاف خیلی بزرگی ایجاد شد و همه رفتند تو زمین والاه واقعیت میگم حالا تعبیرشا نمیدونم
اما امیدوارم تعبیرش سقوط این نظام ظالم باشه
اندکی صبر فرج نزدیک است

Posted by: سعید at August 22, 2009 06:21 PM

با سلام
ببخشید میشه یه توضیح کوچیک بالای وبلاگ بنویسید که مثلا ایرن وبلاگ مال آقای ابراهیم نبویه. من هنوز به همین هم مطمئن نیستم. یعنی اگر درست فهمیده باشم مطالبی که بدون اسم منتشر می شند مال آقای ابراهیم نبویه، درسته؟

سلام،
کل وبلاگ که مال آقای نبویه. بله، تمام اون مطالبی هم که بالای متن اصلیش اسم نداره مال آقای نبویه. یک بخش کوچیکی داره به اسم صنوبر که نوشته های منه. بالای نوشته های من اسم صنوبر علفکار همیشه نوشته شده. بقیه همه مال آقای نبویه.
قربان شما
صنوبر

Posted by: Hessam at August 22, 2009 11:33 AM

نبوی جان منظورت ازاصرار در عبارت

آقای کروبی: به راستی حلاج. چنان هولوپی اصرار هویدا کرد
اسرار است دیگه؟
میدونم اشتباه تایپ کردن است ولی‌ میدونی‌ که این "کذب محض" ها منتظر ایردند که بگن اینم از
نویسنده سبزشون.

سلام،
درست شد. ممنون از تذکرتون
صنوبر

Posted by: mehdi at August 21, 2009 08:46 PM

مثلي هست به اين مضمون : آخه هرشب هرشب كه نميشه اينجا آدم كشت . طبيعي ست كه براي يه مساله ساده اي مثل بدرفتاري جنسي با زندانيان سران سه قوه رو نبايد دور هم جمع كرد.

Posted by: salari at August 21, 2009 06:21 PM

خانم نازنین اقبال
سابقه ی تجاوز به دوران خمینی برمی گردد نه آن هایی که شما فرمودید. البته نمی توان انکار کرد که هاشمی خود یک جنایت کار بوده.

Posted by: ایوب at August 21, 2009 01:04 PM

لنکرانیه هلو رو بگو
قبلا که احمدی حرف میزد من حرص میخوردم احمدی فحش
دیگه فقط میخندیم
تازه اون موقع ها میشستیم جوک میساختیم اس ام اس میکردیم، الان دیگه فقط کافیه جملاتش رو نقل قول کنیم

Posted by: زینب at August 21, 2009 02:38 AM

سلام جناب آقای نبوی

این را برای صنوبر می فرستم تا بزاره تنگ طنز کاردرستش در مورد ماموتی:
معما: حدس بزنید که کدام جفت پاها از آن احمدی نژاد است؟! که 6 تا عکس در مقایسه حالات پاهای احمدی نژاد و حیدری مجری در طول شوی تلویزیونی امشبش از سیما ست.
http://negaheraha.blogspot.com/

Posted by: Raha at August 21, 2009 12:55 AM

آقای نبوی،

با این سخنرانی امشب دکتر فک کنم برای یک سال میتونید مطلب بنویسید.

ما که داریم همینطوری خالی خالی گوش می کنیم و از خنده میترکیم!!! وای به حال روزی که بخوان ازشون جوک هم بسازن!

Posted by: امیر at August 20, 2009 11:28 PM

ای بابا از دست این نا مردا آدم مونده که چه کنه

Posted by: Kia at August 20, 2009 10:48 PM

besiar ziba va dardnak

Posted by: pooneh at August 20, 2009 10:12 PM

سلام صنوبر:
از اینکه میبینم می تونی لبخندی روی لبهای تکیده ی ملتم بنشونی ازت ممنونم
ضمنن میخوام بگم قدر این فرصت رو بدون که داری با داش ابی کار میکنی
موووووووفق باشی

Posted by: بهزاد at August 20, 2009 12:40 PM

سلام
فردي نزد حضرت سليمان رفت كه مرغ مرا دزديده اند سليمان نبي در مسجد شد كه شنيدم فردي دزدي كرده و بر مرغ برسرش مانده و با همان حال وارد مسجد شده فردي قي الحال دست بر سر كشيد .سليمان فرمود هم او دزد است.

Posted by: salari at August 20, 2009 10:17 AM

ba ejazatoon gozashtamesh to walle Facebookam
mer30 ali bood

Posted by: Asal at August 20, 2009 08:34 AM

تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی پدیده تازه ای در جمهوری اسلامی نیست. جناب کروبی تازه از خواب بیدار شده است و به یکی از شنیع ترین جنایات جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی اشاره می کند. تاریخ واقعی این جنایت وحشیانه حتی به مدتی قبل از ۳۰ خرداد ۶۰ بر می گردد. در سیاهچالهای جمهوری اسلامی به دختران باکره با این کلاه شرعی تجاوزه می کردند تا مبادا اینها بعنوان "مفسد فی الارض پس از اعدام راهی بهشت شوند"! وقیحی و پلیدی این رژیم ضد بشر بدان حد بود که جسد دخترانی را که مورد تجاوز قرار گرفته بودند به همراه کله قندی بعنوان شیرینی "عروسی شان" به خانواده های آنها تحویل می داند.

Posted by: Nasim Sodagar at August 20, 2009 06:23 AM

صنوبر عزیز : اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان - ایرانیان با شعور نه اون 3 درصد وحشی - دارند از شنیدن خبر تجاوزات جنسی به جوانانمان به خود میپیچند و غصه می خورند ولی کاری از دستشان بر نمی آید. با هر کلمه از این مقاله ات رنجی را که خودت داری می کشی بیان می کنی و همچنین از ما را. رنجی که انسان های شریف را به مرز جنون می رساند.
سعی کردم مجسم کنم در هزار و پانصد سال پیش موقعیکه اعراب بیابان نشین ایران متمدن و بافرهنگ را مورد حمله قرار دادند و زنان و دخترانشان را به یغما بردند چه اتفاقاتی افتاد. قضاوت با خودتان .
باز هم درددل ما را بنویس . سپاسگزارم.

Posted by: شکوه at August 19, 2009 09:58 PM

سابقه‌ي تجاوز در زندان‌هاي جمهوري اسلامي

برميگردد به دوران رياست جمهوري رفسنجاني و خاتمي. همين!

Posted by: Nazanin Eghbal at August 19, 2009 06:08 PM

با اجازه شما تصوير را در بلاگ خود قرار دادم.

Posted by: Anti Dictatorship at August 19, 2009 05:47 PM

gol kashti senobar jan.be to bayad goft senobare golkaar!!

Posted by: ariana at August 19, 2009 05:29 PM

damet garm haji

Posted by: arash at August 19, 2009 02:59 PM

صنوبر عزیز
واقعا ادم در برابر قلمت مغلوب میشه.خیلی محکم نوشتی مرسی.
هرچی می خوام بهترین قسمتش رو انتخاب کنم نمی تونم چون همش عالی بود.عالی.


سلام،
خیلی ممنونم. مرسی.
قربان شما
صنوبر

Posted by: sahand at August 19, 2009 09:54 AM

Post a comment




Remember Me?