جمعه 23 مرداد 1388

فرهنگنامه سبز(21)، اطلاعات

Ettelaat.jpg

اطلاعات( Ettelaat ): داده ها. آنچه به عنوان داده به کسانی که می گیرند بدهند. محل کار سربازان بدنام امام زمان. نام یک وزارتخانه. نمونه خارجی: " اینتلیجنت سرویس، موساد، سیا، کا گ ب). جایی که از همه پیز خبر دارند، ولی کسی از هیچ چیز آنها خبر ندارد. نام یک روزنامه که سی سال شرافتمندانه زندگی کرده و حالا قرار است مثل بقیه روزنامه های دولتی بشود. سردبیر: سید محمود دعایی. یک روزنامه که در آن خبرها را می نویسند ولی رسما دروغ های گنده نمی گویند. کاربرد در جمله: " قرار است با رفتن صفار هرندی به روزنامه اطلاعات، روزنامه اطلاعات هم کیهانی و اطلاعاتی شود."

فرق روزنامه اطلاعات با کیهان چیست؟
- اطلاعات اطلاعات می دهد، کیهان اطلاعات می گیرد.
- اطلاعات همه اش روی زمین است، کیهان نصفش توی زیرزمین اطلاعات است.
- مدیر مسوول اطلاعات قبلا بازجویی می شد، مدیر مسوول کیهان قبلا بازجویی می کرد.
- اطلاعات زیر نظر دولت است، دولت زیر نظر کیهان است.
- اطلاعات را مردم پول می دهند و می خرند، کیهان سوبسید می گیرد و مردم را می فروشد.
- تیراژ اطلاعات سی سال است ثابت است، تیراژ کیهان سی سال است کم می شود.
- روزنامه اطلاعات ضرر ندارد، ضرر یعنی روزنامه کیهان.
- مدیر اطلاعات اصلاح طلب است، مدیر کیهان به خون اصلاح طلبان تشنه است.
- گل آقا قبلا در اطلاعات کار می کرد، گل آقا قبلا از کیهان می ترسید.
- اطلاعات اخبار دادگاه را منتشر می کند، کیهان اخبار دادگاه را می سازد.

شیخ دعایی در تذکره الاولیاء: " نقل است که شیخ محمود نورالدین را بر شیخ محمود دعائی گذر افتاد. شیخ محمود گفت: " مرا صدهزار درهم سوبسید است، خواهم در خدمت تو صرف کنم." شیخ دعائی گفت: " تا چه کنم؟" شیخ نورالدین گفت: " تا کرامات مرا نویسی که نوری از من ساطع شود، و دست بر طلا چون زنم سنگ شود، و چون به هر دیار روم مرغان و طفلان و عساگر دنبال مرکب من بدوند و هر روز بر هوا پرواز کنم و به طرفه العینی از شرق به غرب روم و هر کس ازمعاندانم چون به کهریزک رود بر او مننژیت مستولی گردد و صد حکمت دیگر، پس شیخ از آن حکمت که بشنید دست و پایش بمرد و صیحه برکشید و به ده روز بیمار شد. تا برخاسته گفت: اگر نخواهیم باید کی رو ببینیم( ترجمه: هو شل وی میت ایف وی دونت وانت سی یو اگین؟) پس بدین گفته بود که ناگاه غیب بشد و شیخ صفار بر جای او بنشست و صد هزار درهم بر او وارد همی شد."

رباعی
محمود که کیهان از او وام گرفت
سوبسید بداد و حالش آرام گرفت
اما بنگر که اطلاعات چه شد
خوشنام برفت و جاش بدنام گرفت

فرهنگنامه سبز | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/717

Comments

Thank you sir. What a nice finish. Thank you agin.

Posted by: Babak Bandpey at September 5, 2009 03:18 AM

Dear Mr. Nabavi
Those young girls and boys who have been tortured and raped in jails need our emotional support. Please write arcticles to help them to overcome their depression

Posted by: mehrdad at August 27, 2009 07:09 AM

بعد از پیروزی ملت ایران بر این اشغالگران پیشنهاد می کنم که ما این بربرها را مثل خودشان شکنجه ندهیم بلکه تمام زندانی های زجر کشیده سیاسی و خانواده هایشان را اجاره بدهیم هر کدام یک بار یا بیشتر به صورت خامنه ای / احمدی نژاد و سایر دست اندرکاران که نامشان هر روز در رسانه ها هست و غایبینی مثل مجتبی خامنه ای که از پشت صحنه همه چیز را کارگردانی و نظاره می کند تف بیاندازند! احمدی که اینحرفها حالیش نیست فقط غمگین خواهد بود که چرا هواپیماسواریهاش تموم شده و دیگه مرکز توجه نیست .

Posted by: شکوه at August 18, 2009 08:02 PM

درود بر استاد ابراهيم خان طنازباشي،
بسيار از نوشته هاي چند ماه اخير جنابعالي روحيه كسب شده است. پاينده باشيد و در پناه حق. به اميد آنكه روزي مطلب خود را با اين بيت ختم كنيد: محمود كه نور ميگرفتي همه عمر / ديدي كه چگونه نور محمود گرفت و بردش همون جايي ميبايست از اول ميبردنش؟

Posted by: پرهيب at August 18, 2009 03:52 PM

با عرض سلام و خسته نباشید
یک قطعه کوتاهی نوشتم که میخواستم بخونید و نقد و نظرتون رو بهم بگین
ممنون
http://fisnof.wordpress.com/2009/08/18/ایا-ما-همه-گاویم-؟-آن-هم-از-نوع-رنگی/

Posted by: iraniazad at August 18, 2009 05:34 AM

سلام نبوی عزیز ! من الان غرق در تو ام ! کارهای ده یازده سال پیش و الانت ... چند ساله !
خسته شدم بابااااااااا ! ناسلامتی تو نوه عمه شوهرخاله مادرم هستی ! یه ذره وب ما رو بخون دیگه !!

Posted by: idin at August 18, 2009 03:11 AM

با سلام بر سيد ابراهيم عزيز

خيلي فوري...

لطفا به این مطلب در وبلاگتان لینک بدهید. متشکرم

www.shiraznews.net/09-augusti/news.asp?id=40291&sort=PolPrison


يه چيز مناسبي هم براي دوست قديميت سعيد خان مرتضوي بنويس براي هميشه در خاطره ها بمونه اين آدم. آخه خودش اونجاش خارش داره و ميخواد.

Posted by: عليرضا خان at August 16, 2009 05:29 PM

يكي به من بگه وقتش نيست بريم جلوي زندان اوين. آخه تا كي بايد جنازه تحويل بگيريم و اعتراف ببينيم????

Posted by: پويا at August 16, 2009 05:08 PM

اقای نبوی, ا.ن داره میاد آمریکا. میدونم شما امریکا نیستین, ولی میتونین هماهنگ کننده ی یه تظاهرات درست حسابی باشین واسه ش. تو رو خدا یه کاری بکنین. چشم امیدمون به شماهاست

Posted by: yasaman at August 16, 2009 01:52 PM

سلام
آقای نبوی پس شبکه ی ایران سبز کشک بود؟
تموم شد؟

Posted by: saeedeh at August 16, 2009 01:20 AM

اولاً که دعا کنید این اتفاق برای تنها روزنامه میانه رو کشور نیفته.
دوماً خبر شایعه ای بیش نیست پس خواهشاً کمتر بهش دامن بزنید(نکنه خود شما هم بدت نمیاد این اتفاق بیفته؟)
انشالله که سید محمود دعایی از این یکی بحران هم میگریزه.
و خبر موثقتر اینکه 99درصد کارکنان روزنامه اطلاعات از این خبر نگران و ناراحت هستند و هیچکدوم خوش ندارن که این صفاک چرندی مدیرشون باشه.

Posted by: حسن قلی at August 15, 2009 08:22 AM

Post a comment




Remember Me?