پنجشنبه 22 مرداد 1388
پنجشنبه 22 مرداد 1388

روزنامه نگار( Rooznamehnegar ): روزنامه نویس. خبرنگار روزنامه. کسی که به جای پاره کردن روزنامه در آن مقاله می نویسد. نویسنده روزنامه. اخراجی. کسی که مدتی را در زندان گذراند. روزنامه: " شیئی نازک و پرپری که بر آن چیزهایی برای فریب مردم توسط عوامل خارجی نوشته شده و هر روز منتشر می شود و توقیف می شود." روزنامه نگار قدیمی: " کسی است که مدت طولانی از زندگی اش بدبختی کشیده." روزنامه دولتی: " نوعی روزنامه که در آن همه چیز نوشته می شود، جز چیزهای اصلی." کاربرد در جمله: " دیروز دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران پلمب شد."
اجزای روزنامه: ستون( محلی که در آن نویسنده نیات پلید خود را آشکار می کند.) سرمقاله( محل اصلی هجوم به مقدسات) ستون طنز( یک بخش از روزنامه که مسوولان مربوطه با خواندنش می گویند " ای خائن" و مردم می گویند " آخ جون! دلم خنک شد") مصاحبه( روشی در روزنامه نگاری که در آن روزنامه نگار با عناصر معلوم الحال علیه خادمین ملت حرف می زند.) جدول( یک سطح سیاه و سفید که در آن کلماتی با حروف جداجدا نوشته می شود و کمترین خیانت به مملکت در آن بخش صورت می گیرد.) صفحه خبرهای داخلی( محل انتشار مشکلات دیروز) صفحه خبرهای خارجی( محل احتمالی خیانت به استکبار جهانی)
روزنامه نگار فی اللغه: " کاتب الجریده الضرب الکثیر"( ترجمه: روزنامه نگار بسیار کتک خورنده، کتاب اللغه، ص 346)، آن که نویسد و گیرند و برند( مجمع البیان، ص 458)، معاند القاضی( کتاب المعانی، چاپ دهلی، ص 125)، آنکه گناه بسیار کند و به فکر فرو برد عوام را هر روز( جامع المفهرس، ص 896)، هر روز فتنه به پا کننده( آئین شهریاری، ص 436)، آنکس که نویسد و تحریک کند تا خوانند و پرسند مر امرا را( جامع اللغه، ص 657)
اصطلاحات در روزنامه نگاری
کتک خورش ملسه: " مدتی روزنامه نگاری کرده."، آش نخورده و دهن سوخته: " روزنامه ای که یک روز پس از انتشار توقیف شود."، آنقدر مار خورده که افعی شده: " مدتی با شریعتمداری در اوین و کیهان بازجویی و نویسندگی کرده."، آن ممه را لولو برد: " عصر روزنامه نگاری اصلاحات سرآمد."، از اونجا مونده از اینجا رونده: " خبرنگار تلویزیون بی بی سی فارسی"، کسی که به ما نپریده بود کلاغ ورپریده بود: " آنکس که روزنامه رسالت هم او را افشا کند." اگر پیش همه شرمنده ام پیش صاحب چیز روسفیدم: " آن روزنامه نگار که در دادگاه مرتضوی اعتراف کند."
روزنامه نگاری در اصطلاحات عامیانه: " از این ستون به اون ستون فرج سرکوهی بود که رفت"، " از روزنامه حرکت، از مرتضوی توقیف"، از درد لاعلاجی به رسالت می گه روزنامه"، " استخر خبرگزاری فارس که آب نداره، این همه قورباغه می خواد چی کار؟"، " با قاضی بساز، کیهان رو بچاپ"، با همین خبرگزاری فارس، می خوای بری کاراکاس؟"، " به کیهان گفتند شاهدت کیه، گفت مرتضوی."، " به سردبیر ایرنا گفتن بابات کیه، گفت آقا دائیم شریعتمداریه."، " صفار هرندی هفت تا بچه می زاد، شیش تاش کیهانه، یکی اش اعتماد ملی."
لالایی
لالا لالا گل ریحان
باباش رفته توی کیهان
همی نصف باباش معلوم
ولی نیمه اش شده پنهان
لالایی دوم
لالا لالا گل نعنا
باباش رفته توی ایرنا
باباش داره دروغ می گه
تو ماست آب کرده دوغ می گه
فرهنگنامه سبز | بازگشت به صفحه اول
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/712
چند شب پیش ده ها جنازه ی افراد جوان در قزلحصار جابجا شده . لطفا پیگیری کن !
Posted by: a at September 10, 2009 12:43 PM