پنجشنبه 8 مرداد 1388
پنجشنبه 8 مرداد 1388

تحلیف( Tahlif): قسم خوردن. حلف: قسم، سوگند، همین جوری یک چیزی را دروغگی گفتن و آن را به گردن خدا و پیغمبر انداختن. مراسم تحلیف: مراسمی که در آن جلوی چشم تعدادی از آدمهایی که هیچکدام به تحلیف شونده اعتماد ندارند، قسم دروغ خورده می شود. کاربرد در جمله: " تعدادی از مسوولان برای شرکت نکردن در تحلیف احمدی نژاد به مسافرت رفتند." حلف حلف خوردن: همین جوری جلوی دوربین تلویزیون دروغ گفتن و آمار الکی دادن. تلفظ درست: ته لیف. کاربرد غلط در جمله: " علی اکبر محرابیان گفت، اینجانب تحلیفات زیادی منتشر نمودم از جمله در مورد اتاق امن"
وسایل لازم در تحلیف: قرآن، دست راست، لبخند، دوربین، تعدادی صندلی خالی، صدای مرگ بر دیکتاتور از بیرون، عینک، کت و شلوار، سقف( قبل از خراب شدن)، پنجره ای که از آن صدا می آید، یک رهبر، یک رئیس جمهور، تعدادی افسر و سرهنگ که وزیر و وکیل شده اند، یک میکروفون.
نحوه خوردن قسم دروغ( برای افراد حرفه ای): یک کاری را که می دانیم نمی توانیم بکنیم در نظر می آوریم، کلمه " به" را اضافه می کنیم، نام یکی از پیامبران یا ائمه را که موقع قسم دروغ بیشتر به آن عادت داریم می آوریم، مثلا، به حضرت عباس، به زهرای اطهر، به پیغمبر، به پهلوی شکسته فاطمه زهرا...
تحلیف دروغ با اشیاء و افراد یا چیزهای غیرمقدس: قسم دروغ خوردن ممکن است لختصاص به مقدسین نداشته باشد، نمونه: " به همین سوی چراغ"، " به نون و نمکی که با هم خوریم"، " به مرگ عمه ام"، " محمود جلوت پرپر بزنه اگر دروغ بگم"، " به همین لقمه نون"، " به هاله نوری که به چشم خودم دیدم"، " به این سوی تجلی قسم"، " به همین روح پدرم قسم"، به روت قسم"، " به موت قسم"، " به مولا تو کار ما اشکل انداختن"، بیقد( به حقیقت)، " روح پدرمو از قبر درآوردم تیکه تیکه کردم اگر دروغ بگم"، " مرگ مادرم"، " به جون بابام"، " به ننجونم قسم"
چرا حتما مراسم تحلیف رئیس جمهور انجام می شود؟ چون همه مطمئنند که او دروغ خواهد گفت. چرا مراسم تحلیف رهبری انجام نمی شود؟ چون اگر دروغ بگوید کاری نمی توانیم بکنیم. اگر در خارج از ایران یک رئیس جمهور دروغ بگوید چکارش می کنند؟ برکنارش می کنند. اگر در ایران یک رئیس جمهور دروغ نگوید چکارش می کنند؟ می فهمند بی عرضه است، از او می خواهند استعفا بدهد.
تحلیف در تذکره الاولیاء: " نقل از چون مجلس تحلیف شیخ محمود نورالدین رسید، شیخان را اختلاف افتاد و هیچ به مجلس نیامدند، مگر شیخ علی رئیس الامرا و چندین تن از عساگر و داروغگان و شحنگان، پس شیخ محمود دست بر کتاب نهاد تا قسم خورد، و هنوز کلامی از او جاری نشده بود که سقف بر وی فرود آمد، و هزار مرغ حاضر شدند و الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور همی گفتند تا چهل روز و این از کرامات شیخ بود."( تذکره الاولیاء، ص 245)
دوبیتی
مو آن رندم که نامم بی محمود
نه کاری از مو آیه، نی دهم سود
مرا تحلیف گردون تا شوم شاد
سبیل هر چه ملت می دهم دود
دوبیتی دیگر
با مو مجلس سر یاری نداره
اژه ای قصد همکاری نداره
ارادون می روم کابینه آرم
چو تحلیف ار شوم کاری نداره
فرهنگنامه سبز | بازگشت به صفحه اول
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/689
ابرام جان لطفا از این به بعد بجای استفاده از تحلیف کلمه تعلیف را بکار برید شاید برای ان صاحب ولایت و اخور
و الاغ درگاه طویله اش الف نون مناسب تر باشد
Posted by: محمد at August 11, 2009 08:05 AM
داور جون نزدی تو خال این دفعه. خب بگذار ما هم قمپزی بر سیاق نبویات!! بر سبک مثلا کویریات در بکنیم.
تحلیف، باب تفعیل از حلف، یحلف باشد بنا به قول ارجح. لکن علمای علم لغت گفتند که مصدر ثلاثی مجرد آن ابتدا علف بود، یعنی سبزه و گیاه که به چارپایانی همچون بز همی دهند. علهذا معنی تعلیف همان علف دادن باشد به بز و امثالهم از ابناء بشر که سیرتا و یا صورتا شبیه بز باشند. والله اعلم. بر اثر کثرت استعمال!! چه جور نمی دانیم، لکن و بنا به قول اقوی حرف عین به ح مقلوب و محروف شدی در قرون ماضیه و تعلیف را تحلیف خواندی. بعض علمای دیگر بگفتند که تحریف بودی و آن تغییر حرف باشد از چیزی به چیز دیگر و جایی به جایی دیگر و قس علیهذا. و لعنت الله علی من لایقبل هذا القول.
Posted by: علی at August 10, 2009 03:06 AM
عالی مثل همیشه
باز هم بنویسیداز این رئیس چپونی
Posted by: hrt at August 9, 2009 01:39 PM