سه شنبه 30 تیر 1388
سه شنبه 30 تیر 1388

فرهنگنامه سبز در وب سایت جرس( جنبش راه سبز) منتشر می شود، جرس را بخوانید.
معاون اول(Moaven e Avval): نورچشمی. تحفه تترنا. پدر عروس. قاین بابا( در همدان) خسوره( در اصفهان) نوعی معاون که نسبت به بقیه شعور بیشتری احتمالا دارد. نوعی معاون که اول پیشنهادش می کنند که توجه را به او جلب کنند، بعد برش می دارند که توجه را به خودشان جلب کنند. نحوه استفاده در جمله: « احمدی نژاد مشائی را به عنوان معاون اول خودش انتخاب کرد.» کاربرد غلط در جمله: « آخه واسه چی؟» علت انتخاب معاون اول: «خیلی کم دولتش دردسر دارد، یکی دیگر هم درست می کند.» انواع معاون اول: فاضل، عارف، غلومی. ادبیات فولکلوریک: «نوکر ما نوکری داشت، نوکر اون مخلصی داشت، مخلص اون چاکری داشت.... » فرهنک تمثیلات: «مموتی تو سوراخ نمی رفت، معاون اول هم شد جاروش)»
معاون اول در ادبیات:«گیتی نمای خود را آراسته چون صد هزار نگار، چنانکه قاقم درآمد، چشم بر دیدار دختر افکند، بسته جمال وی گشت و معاون اول وی بشد و دائم معاونت وی بکرد»( سمک عیار، ج 4، ص 245)، « و سلطان محمود کودتا کرده برخاست و ضعفش قویتر شد، چنانکه اسهال افتاد سه بار، و نیازش به معاون اول افتاد.»( تاریخ بیهقی، ج 2، ص 156)، «من نایب( Mon Nayeb ): معاون اول سرسپور، معاون اول سررفتگر»( فرهنگ بروبچه های ترون، مرتضی احمدی، ص 234) « به لجه فرو بایدم شد تا به نزدیک سرور خویش با معاون اول قرار یابم»( گیل گمش، برگردان عنصر معلوم الحال احمد شاملو، ص 161) «شیخ را محبت وی چنان در دل اوفتاد که پسرش را داماد وی بکرد و شیخ مولانا را از طریق وی بوصال رساند و چون کودتا کرد معاون اول بود و دائم راه می رفت و از مشائیون بود» ( تذکره الاولیاء، شیخ عطار، صص 221-222)
بیت
ای آنکه معاون اولستی
وز هیبت آن چنین نشستی
برخیز که کار تو تمام است
باید که کلام می ببستی
فرهنگنامه سبز | بازگشت به صفحه اول
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/673
Hello,
Where are you from? Is it a secret? :)
Posted by: Robor at September 15, 2009 11:09 PM