دوشنبه 15 تیر 1388
دوشنبه 15 تیر 1388

یا چگونه مسوول دادگاه ویژه روحانیت نماینده روزنامه نگاران را گاز گرفت؟
این سه نوشته در تاریخ ششم، هفتم و هشتم خرداد 1383 در وب سایت گویا منتشر شده و با توجه به اهمیت کنونی بازنشر می شود.
با توجه به اینکه قوه قضائیه ایران در حال اصلاحات است و یکی از راههای اصلاح، پیداکردن روشهای جدید مجازات محسوب می شود، با توجه به گازگرفتگی های اخیر در این قوه، موارد مجازات بعدی پیش بینی می شود
شرح ماوقع
بنا به گزارش خبرنگار صفحه حوادث محسنی اژه ای رئیس دادگاه ویژه روحانیت که وظیفه اش جلوگیری از خلاف های سایر روحانیون است، دیروز عیسی سحرخیز را با قندان مورد حمله قرار داد و وی را گاز گرفت.
نعمت احمدی، وکيل دادگستری گفت: سحرخيز با وضعيت آشفته و پيراهنش پاره ديده که روی شانه اش محل گازگرفتگی به چشم می خورده، سرش بر اثر برخورد جسم سخت زخمی شده و بخشی از پائين تنه بدنش خراشدگی عميقی برداشته بوده. صادقی عضو هيات نظارت به مطبوعات: آقای محسنی اژه ای ، رئيس دادگاه روحانيت ،قندان را به سوی سحر خيز پرتاب و سپس وی را گاز گرفت. بنا به گفته نعمت احمدی، محسنی اژه ای قبلا هم سابقه پرت کندن قندان داشته است، اما تا به حال گاز نگرفته است.
مجازات های بعدی:
با توجه به اینکه قوه قضائیه ایران در حال اصلاحات است و یکی از راههای اصلاح پیداکردن روشهای جدید مجازات محسوب می شود، با توجه به گازگرفتگی های اخیر در این قوه، موارد مجازات بعدی پیش بینی می شود:
کف گرگی: در این روش قاضی می تواند نویسنده ای را که به مسوولان اهانت کرده است روبروی خودش نشانده و یک دفعه در حالی که انگشت ها را به داخل دست خم کرده، با کف دست محکم توی دماغ متهم بزند. در حین اصابت ضربه گفتن واژه هایی مانند بخور عوضی یا بگیر که اومد می تواند با فریاد گفته شود.
کله زدن: این مجازات را باید برای نیروهای تندرو که مقالات افشاگرانه می نویسند اعمال کرد. در این مجازات نویسنده به دادگاه احضار شده و قاضی طوری با او حرف می زند که او را عصبانی کند، سپس درست در حالی که او حواسش پرت است با بالای پیشانی محکم توی دماغ نویسنده می زند. در این حالت بهتر است همزمان با زدن سر با دو دست سوژه کتک خوری را جلو بکشند. در حین ضربه از کلماتی مانند ننه تو پشت و رو می کنم و یک انواع فحش های کشدار می شود استفاده کرد.
پشت دستی: این مجازات ویژه نویسندگانی است که تازه وارد مطبوعات شده اند و باید در حد کمی به آنها تذکر داد. در این حالت قاضی در حالی که نویسنده را روی صندلی نشانده و پرونده را دستش داده، می پرسد: کی به تو گفته بود غلط زیادی بکنی؟ نویسنده درحالی که عصبانی شده می گوید: لطفا ادب رو رعایت کنین. در همین حال قاضی دست راستش را تا روی بازوی چپ آورده و سپس با شدت با پشت دست توی دهان نویسنده می زند و در حین ضربه فریاد می زند: خفه شو پفیوز جاسوس! در اجرای این ضربه قاضی باید مواظب باشد که حتی الامکان دهان نویسنده بسته باشد، چون ممکن است دندان نویسنده پشت دست قاضی را زخمی کند، بنابراین قاضی می تواند قبل از پشت دستی زدن برای متهم چای بیاورد که او در حال چای خوردن کتک بخورد که احتمالا باعث سوختن دهانش هم بشود.
چپ و راست کردن: این مجازات مخصوص نویسندگان پررو و دودوزه بازی است که به اسم اینکه سیاسی نیستند در مورد مسائل اجتماعی یا سینما می نویسند و همیشه هم خودشان را مظلوم نشان می دهند. در این حال قاضی باید درست با زاویه رودررو جلوی متهم بنشیند و در حالی که یک صفحه از مطلب چاپ شده شامل مقاله او را به دستش می دهد، از او بپرسد: این مزخرفا چیه نوشتی؟ در این حال متهم به فکر فرو می رود، قاضی در این حال دست راست را به اندازه شانه به راست برده و با زاویه 90 درجه به سمت راست صورت نویسنده می کوبد، بعد بلافاصله با پشت همان دست سمت چپ صورت متهم را ضربه می زند. در این حالت قاضی باید بگوید: حمال! بگو چرا این مزخرفا رو نوشتی؟ نکته آموزشی: این ضربات به تعداد زوج، مثلا چهار یا شش یا هشت بار می تواند اضافه شود تا فرهنگ کشور کاملا اصلاح شود.
سقلمه: این مجازات مخصوص بازجویی در حالاتی است که نویسنده فهمیده است باید همکاری کند، ولی گاهی جا می زند و یادش می رود. در این حالت بازجو می گوید: پس گفتی عباس عبدی رو نمی شناسی؟ نویسنده می گوید: نه حاج آقا! ندیدمش. در این حال بازجو در حالی که انگشت شصت را داخل مشت نگه داشته محکم با تیزی مشت به پهلوی نویسنده می زند. بهترین جای زدن ضربه منطقه پهلو، بین دنده های 17 تا 23 است. در هنگام زدن ضربه از جملاتی مانند حرف بزن، پدرسگ! و اگر نگی تیکه تیکه ات می کنم.
چنگول و نیشگون: این مجازات ویژه ملاقات های مهم است. در این حالت افرادی در سطح مدیران مطبوعات، روسای انجمن صنفی، نمایندگان مجلس و غیره که به ملاقات رئیس دادگاهها می روند و یا با رئیس قوه قضائیه ملاقات می کنند با این مجازات روبرو می شوند. در این حال بحث بر سر سیاستهای اداره کشور آغاز می شود. طرفداران مطبوعات به ضرورت فضای باز اشاره می کنند، اما مسوولان قضایی عصبی می شوند و فریاد می کشند: خفه می شی یا بدم دهنتو گل بگیرن؟ طرفداران مطبوعات می گویند: حاج آقا! مواظب حرف زدنتون باشین! حاج آقا در حالی که سخت عصبی شده، لیوان یا قندان یا هر شیئی را که دم دست باشد برمی دارد و فریاد می زند: پدر سگ ها! می خوائین جمهوری اسلامی رو ... خونه کنین؟ آنها جواب می دهند: خودتون این کارها رو کردین، اگه خبرندارین برین خیابون ببینین. بعد حاج آقا لیوان را محکم پرت می کند به سر طرفداران مطبوعات و به طرف آنها هجوم می برد. در این حالت گفته می شود: بی شرف! پفیوز! بی ناموس! بچه....کوچولو!! و بعد حاج آقا با دو انگشت شصت و سبابه پهلو یا پشت یا گردن را محکم فشار می دهد. در موارد پیشرفته که بحث مربوط به سیاستهای استراتژیک باشد، از چنگ زدن با چهار انگشت استفاده می شود.
گیس کشی: این حالت مربوط به زمانی است که قاضی در هنگام بیرون کردن متهم( نویسنده) عصبانی شده و می خواهد او را از دفترش بیرون کند. در این حالت قاضی در حالی که نعره می کشد، و درباره خونسردی در هنگام قضاوت و شیوه قضاوت حضرت علی ابن ابیطالب فکر می کند، می گوید: مادرسگ! برو بیرون! بعد در حالی که بالای سر متهم ایستاده است با چهار انگشت دستش را فرو می کند توی موهای متهم و بعد دستش را مشت کرده و آنرا به سرعت به چپ و راست حرکت می دهد. بعد موها را به عقب می کشد و در صورت امکان با سرزانو هم به پشت سر متهم لگد می زند. در این حال قاضی که مستقل و بیطرف هم هست، تکرار می کند: پدرسگ! بی شرف! آخ! آخ! .... به قبر پدرت! (نکته مهم آموزشی): در مورد متهمینی که سرشان کچل است یا موهایشان خیلی کوتاه است این روش کارآیی ندارد و باید از روشهای دیگر استفاده کرد.
مشت: این نوع مجازات یکی از انواع شناخته شده و قدیمی است. اما همواره کاربرد داشته است. انواع قابل استفاده آن در وضع کنونی به شکل زیر است: مشت وسط شکم: در مورد کسانی که به مقامات قضائی اهانت کرده و احضار شده اند. مشت وسط قفسه سینه: مخصوص زمان بحث با نمایندگان مجلس و روحانیون مخالف برای ایجاد شرایط پذیرش تصمیمات قضائی جدید. مشت به گیجگاه: برای گفتگو کردن با خبرنگاران خارجی که وقتی دستگیر می شوند حرف می زنند( این نوع مشت باید با دقت زده شود، چون ممکن است اگر شدت و دقت آن مناسب نباشد خبرنگار مذکور زنده بماند). مشت توی کله: این نوع مشت برای خبرنگاران خودی است و برای ابراز محبت و دلگرمی زده می شود. گاهی همراه با این مشت گفته می شود: عجب مادر .... هستی!
تیپا: این حالت برای مجرمینی به کار می رود که تازه کار مطبوعاتی را آغاز کرده اند و نیازمند تربیت صحیح هستند. در این حالت قاضی شخص متهم را به دادگاه احضار کرده و در حالی که او را در جایی ایستانده که حداکثر با دیوار فاصله دارد، از او می پرسد: کی تحریکت کرد این مقاله رو بنویسی؟ متهم می گوید: هیچ کس، خودم نوشتم. در همین موقع قاضی پاهای خود را به میزان 75 درجه باز کرده و در حالی که از ناحیه کشاله ران ضربه را وارد می آورد، با کف کفش به منطقه باسن روزنامه نگار می زند. ضربه باید جوری باشد که روزنامه نگار مذکور به جلو پرتاب و به دیوار بخورد. به این ضربه یکی از من یکی از دیوار هم گفته می شود. در حین زدن ضربه گفتن این جمله که: گه خوردی نوشتی! واجب است.
زانو: این روش برای مدیران مسوول استفاده می شود. در این حالت مدیر مسوول اخضار شده و قاضی نکاتی را در مورد قانون به او تذکر داده و به او اخطار می دهد، اما مدیر مسوول می گوید که او همه موارد قانونی را رعایت کرده است. در این حال قاضی عصبی شده و در حالی که روبروی متهم ایستاده است، می گوید: احمق! مگر نمی فهمی چی می گم؟ متهم می گوید: توهین نکنید. در همین موقع قاضی با نوک زانوی راست محکم می کوبد به پای متهم، یا شکم متهم، یا جاهای دیگر متهم. فریاد زدن و سرخ شدن قاضی در این حال الزامی است.
آگهی استخدام: با توجه به امکان وقوع حوادثی مانند گازگرفتگی که توسط آقای محسنی اژه ای ، ریاست دادگاه ویژه روحانیت، انجام گرفت و با عنایت به اینکه قرار است مجازات های فوق از این پس اجرا شود و با ملاحظه تعدد و فراوانی جرایم مطبوعاتی در ایران و اینکه آقای محسنی اژه ای نمی تواند از صبح تا شب همه کارهایش را بگذارد کنار و فقط مردم را گاز بگیرد، لذا پیشنهاد می شود آگهی استخدام به شرح زیر برای جذب نیروهای واحد اجرای احکام دادستانی تهران و دادگاه ویژه روحانیت و دادگاه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت در کلیه مطبوعات چاپ و نیروهای مناسب استخدام شوند:
آگهی: تعداد 60 نفر از نیروهای مومن و معتقد و جوان جهت واحد اجرای احکام قوه قضائیه استخدام می شوند.
مشخصات:
الف: تعداد 50 مرد و ده زن بالاتر از بیست سال و کمتر از چهل سال استخدام می شوند.
ب: داوطلبان باید فارغ التحصیل رشته حقوق قضایی بوده و از مطالعات سیاسی مناسب برخوردار باشند.
ج: داوطلبان مورد آزمایش بهداشت قرار می گیرند و باید شرایط پزشکی زیر را داشته باشند:
1) دندان ها سالم و بدون پوسیدگی باشد.
2) آرواره های قوی و سالم داشته و سابقه گیاهخواری نداشته باشند.
3) ناخن های دست و پا باید سالم و بدون ترک خوردگی باشد.( فقط کسانی که به مدت حداقل دوسال شیر مادر خورده و ناخن های قوی دارند استخدام می شوند.)
4) سابقه مشت زنی، کونگ فو، کشتی کچ و کاراته داشته باشند و پوست دستشان ظریف نباشد( در مورد خانمهایی که سابقه لباسشویی طولانی با دست دارند ارجحیت وجود دارد) حتی الامکان کف دست زبر و مچ دست قوی باشد.
5) به روش های سنتی مانند کف گرگی، زانو، کله زنی، آرنج از پشت، دوبامبی، چنگول زنی، نیشگون گیری، گیس کشی آشنایی در حد لازم داشته باشند.
امتحان در حضور مسوولان امر سر گذر چارسوق برگزار می شود.
وسایل کمک آموزشی: برای موفقیت در امتحان ورودی دیدن فیلمهای زیر توصیه می شود:
1) سکوت بره ها( با زیر نویس)
2) دراکولای برام استوکر یا هر دراکولای دیگر
3) فرانکشتین
4) انواع فیلمهای جکی چان
5) اژدها وارد می شود( حتما دوبله شده)
6) کیل بیل( قسمت اول و دوم، دوبله نشده)
7) جن گیر( با صدای دوبله برای آموزش همراه گیس کشی و فحاشی)
این نوشته ادامه دارد.....
هاری( قسمت دوم)، با چنگ و دندان از نظام دفاع کنیم
محسنی اژه ای احساس می کرد روشنفکرانی مثل سحرخیز و عناصر معلوم الحال دیگر قصد دارند با نشان دادن فیلمهایی مثل مارمولک تصویر زشتی از روحانیون نشان دهند، بنابراین تصمیم گرفت برای نشان دادن یک چهره پاک و زیبا از روحانیت( که دندانهای سالمی هم داشته باشد) او را گاز بگیرد تا وجهه روحانیت را درست کند.
با توجه به خبر گاز گرفتن عیسی سحر خیز توسط محسنی اژه ای خبرهای احتمالی که در روزهای آینده خواهیم نوشت به شرح زیر خواهد بود:
بنا به گزارش ایسنا ماشاءالله شمس الواعظین عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در ملاقات با قاضی مرتضوی با دو سیلی چپ و راست صورتش مجروح شد. قاضی در این ملاقات وی را با زانو مورد بررسی قرار داده و سپس نظراتش را از طریق کوبیدن کله به دماغ وی به او گفت. مرتضوی در پایان با کف گرگی به دهان شمس الواعظین کوبید و از این طریق وی را در جریان پرونده قرار داد.
بر اساس اعلام خبرگزاری رویتر عباسعلی علیزاده رئیس دادگستری تهران با مسوول حقوق بشر پارلمان اروپا ملاقات کرد. مسوول حقوق بشر پارلمان اروپا از محل ملاقات به بیمارستان منتقل شد. علیزاده گفت: من فقط پشت گردنش رو گاز گرفتم، چون نظرش مخالف بود.
اجلاس سراسری قضات و کارکنان قوه قضائیه برای اصلاحات قضائی در میان کنترل شدید نیروهای انتظامی برگزار شد. قاضیان که جهت حفظ امنیت با تسمه های چرمی به صندلی بسته شده بودند، به اظهارات رئیس قوه قضائیه گوش دادند، در این سخنرانی گوش چهار نفر کنده شد و دوازده نفر شدیدا تیپا خوردند. پس از پایان اجلاس اصلاحات قضائی کلیه شرکت کنندگان در اجلاس از طرف انستیتو پاستور تحت مراقبت قرار گرفتند تا از گسترش هر نوع آلودگی در شهر جلوگیری شود.
بنا به گزارش واحد مرکزی خبر ملاقات مقام معظم رهبری با کارکنان قوه قضائیه در بیت رهبری انجام گرفت. در این ملاقات کسانی که دندان مصنوعی داشتند با رهبری از نزدیک ملاقات کردند. رئیس قوه قضائیه گفت: ما با چنگ و دندان از نظام حفاظت می کنیم، بخصوص با دندان.
جلسه مشترک قوه قضائیه و شورای تشخیص مصلحت نظام برگزار شد. هاشمی رفسنجانی رئیس شورا از کارکنان قوه قضائیه خواست تا مسائل بین المللی را در هنگام گازگرفتن و لگد زدن رعایت کنند. وی گفت: البته من نمی خوام جلوی این شور و نشاط انقلابی شما را بگیرم، ولی اگر یواشتر گاز بگیرید برای دندونهای خودتان هم بهتره.
لطفا احتیاط کنید:
با توجه به وقایع اخیر و احتمال وقوع حوادثی برای نویسندگان و مدیران و خبرنگاران مطبوعات انجمن صنفی مطبوعات طی یک کتابچه راهنما اعلام کرد که از این به بعد نویسندگان مطبوعات باید چه اقداماتی انجام دهند؟ این موارد شامل نکات زیر است:
1) روزنامه نگاران هر ماه موظفند واکسن ضد کزاز بزنند. از این به بعد نماینده انستیتو پاستور نیز در انجمن صنفی مطبوعات عضو خواهد شد.
2) روزنامه نگاران و نمایندگان آنان موظفند از این به بعد در هنگام رفتن به دادگاه از کلاه کاسکت استفاده کنند.
3) نماینده انستیتو پاستور و انجمن مبارزه با هاری در انجمن نظارت بر مطبوعات، کلیه دادگاهها و دادگاه ویژه روحانیت شعبه خواهد داشت.
4) روزنامه نگارانی که به دادگاه حاضر می شوند، اعم از زنان و مردان، حجاب کامل پوشیده و حتما لباس های ضخیم مانند کت های چرمی و پالتو بپوشند و از نشان دادن بخش های تحریک کننده بدن مانند گردن، شانه، مچ دست، دماغ و لپ شدیدا خودداری کنند و قبل از رفتن به ملاقات حتما حمام بروند تا بوهای تحریک کننده مانند بوی غذا یا عطر و ادوکلن ندهند.
5) در صورت مشاهده حرکات سریع و تهاجمی قاضی روزنامه نگاران بسرعت ضمن پذیرش کلیه جرائم به سرعت از دادگاه خارج شده و به زندان پناهنده شوند.
6) به روزنامه نگاران پیشنهاد می شود علاوه بر استفاده از وکیل مدافع از بادی گارد در جلسات دادگاه استفاده کنند. به روزنامه نگاران تپل که گازخورشان ملس است پیشنهاد می شود بیش از موارد عادی نکات امنیتی را رعایت کنند.
7) از کلیه روزنامه نگاران خارجی که برای تهیه گزارش به ایران می روند پیشنهاد می شود قبل از سفر انواع واکسن ضدهاری و واکسن های دیگر را بزنند و در تمام مدت اقامت در ایران از کلاه کاسکت استفاده کنند.
علل و عوامل گاز گرفتن:
در راستای اینکه هیچ کاری معمولا و در شرایط عادی بدون دلیل نیست، و این فرمول گاهی شامل ایران هم می شود، لذا با فرض اینکه ما تلاش می کنیم از طریق مکانیسم جابجایی فرض کنیم که از مکنونات قلبی آقای محسنی اژه ای در هنگام گاز گرفتن عیسی سحرخیز اطلاع داریم، لذا علل و عوامل احتمالی گزیدگی( گازگرفته شدگی) به شرح زیر پیش بینی شده و به اطلاع می رسد.
الف) سحرخیز با دفاع از چاپ نوشته هایی که فرهنگ کثیف و فاسد غرب را رواج می دهند می خواست زمینه را برای تهاجم فرهنگی دشمن آماده کند، محسنی اژه ای عصبانی شد، قندان را پرتاب کرد تا به او هشدار بدهد، اما او باز متوجه نشد، بعد به او نزدیک شد و یکباره گلویش را دید که داشت از آن صدای نفرتبار استکبار می آمد، بعد او را هل داد، در همین هنگام بوی سحرخیز از نزدیک توسط حمله کننده استشمام شد و دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد. یک دفعه احساس کرد گوشت نرمی زیر دندانش است، دندانها را به هم فشرد....
ب) محسنی اژه ای می خواست از حیثیت اسلام دفاع کند، برای این کار یا باید لگد می زد یا گاز می گرفت، اول تصمیم گرفت لگد بزند، اما دید حیثیت چیزی نیست که به سادگی مورد دفاع قرار بگیرد، بنا براین گاز گرفت.
پ) محسنی اژه ای می خواست از امنیت ملی و تمامیت ارضی با چنگ و دندان دفاع کند، اما ترجیح داد با چنگ و دندان و قندان دفاع کند.
ت) محسنی اژه ای احساس می کرد روشنفکرانی مثل سحرخیز و عناصر معلوم الحال دیگر قصد دارند با نشان دادن فیلمهایی مثل مارمولک تصویر زشتی از روحانیون نشان دهند، بنابراین تصمیم گرفت برای نشان دادن یک چهره پاک و زیبا از روحانیت( که دندانهای سالمی هم داشته باشد) او را گاز بگیرد تا وجهه روحانیت را درست کند.
ث) محسنی اژه ای فکر می کرد برای برخورد جدی با مطبوعات باید راههای جدیدی را آزمود، یکی از این راهها می توانست گاز گرفتن باشد. به هر حال در اینکه این هم یک راه جدید است که تا به حال هیچ حکومتی تجربه نکرده خودش نکته مهمی است. در حقیقت حکومت ایران اولین حکومتی است که روزنامه نگاران مخالف را گاز می گیرد.
ج) با توجه به اینکه گفته شده است محسنی اژه ای قبلا هم سوابقی مانند گاز و لگد داشته است، برای درک مفاهیم بیشتر استفاده از روانشناس بالینی ضروری است.
این نوشته ادامه دارد....
هاری (قسمت سوم) یا سحرخیز باش تا کامروا شوی
محسنی اژه ای به مطب دندانپزشک می رود. در حالی که روی صندلی مخصوص نشسته است و به صورت دندانپزشک نگاه می کند. دندانپزشک: اوضاع دندوناتون خوبه، هنوز بیست سال دیگه راحت می تونین باهاش گاز بگیرین.
در راستای اینکه دو روز پیش در یک تهاجم خونین در شورای نظارت بر مطبوعات آقای محسنی اژه ای عیسی سحرخیز را گاز گرفته و با توجه به اینکه چنین اتفاقات جالبی در زندگی باعث اتفاقات جالب دیگری هم می شود، لذا چند داستان عبرت انگیز جهت استحضار پیشنهاد می شوند، بخوانید و عبرت بگیرید، ای غافلان!
داستان اول: یک خواستگاری
دختر آقای محسنی اژه ای در دانشگاه درس می خواند و یکی از پسران همکلاسی حزب اللهی شدیدا به او علاقمند شده و قصد ازدواج با او را دارد. پسر سرانجام طاقتش طاق می شود و تصمیم می گیرد که از او خواستگاری کند، یک روز در محوطه دانشگاه جلوی او را می گیرد و می گوید: سلام حاج خانوم
دختر مربوطه: سلام، امری داشتین؟
پسر مربوطه: من می خواستم بگم که....
دختر مربوطه: می خواستین بگین چی؟ بفرمائین؟
پسر مربوطه: من خیلی مقید به شرع هستم و می خواستم اگر اجازه بفرمائید خانواده رو بفرستم برای خواستگاری خدمتتون.
دختر مربوطه: شما باید با پدرم تماس بگیرید
پسر مربوطه: شما خانوم محسنی هستید، این رو سرکلاس متوجه شدم، ولی نمی دونم حاج آقاتون شغلشون چیه.
دختر مربوطه: من دختر حاج آقا محسنی اژه ای هستم
پسر مربوطه: بله متوجه شدم، همون حاج آقای اژه ای که آقای سحرخیز رو گاز گرفته بودند.
دختر مربوطه: بله، ایشون عصبانی شده بودن.
پسر مربوطه: الآن دندونشون بهتر هست؟
دختر مربوطه: بعله بهتر هستن.......
داستان دوم: ملاقات با مراجعه کننده
مسوول دفتر حاج آقا اژه ای وارد دفتر شده و می پرسد:
- حاج آقا! یکی از سردبیرهای مطبوعات زنجیره ای اومده و می خواد با شما ملاقات کنه. بگم بره یا وقت دارید یه گاز کوچولو ازش بگیرید؟
داستان سوم: در مطب دندانپزشک
محسنی اژه ای به مطب دندانپزشک می رود. در حالی که روی صندلی مخصوص نشسته است و به صورت دندانپزشک نگاه می کند.
دندانپزشک: اوضاع دندوناتون خوبه، هنوز بیست سال دیگه راحت می تونین باهاش گاز بگیرین.
داستان چهارم: در تعمیرگاه
راننده محسنی اژه ای ماشین حاج آقا را به تعمیرگاه برده است. تعمیرکار در چاله دارد زیر ماشین را نگاه می کند.
راننده توضیح می دهد: اوضاعش خطرناکه، مصرفش بالا رفته، کنترلش هم سخت شده، فرمونش هم مثل سابق به راست می کشه.
تعمیرکار: اوضاع گازش چطوره، خوب گاز می خوره؟
راننده: هم خوب گاز می خوره، هم خوب گاز می گیره، فقط ترمزش خرابه.
داستان پنجم: چرا سحرخیز خبر را فاش کرد؟
شب است و عیسی سحرخیز به خانه رفته است. همسرش به استقبال او می آید
همسرش: سرت چی شده؟
سحر خیز: کتک خوردم
همسرش: دزد سراغت اومده؟
سحرخیز: نه، من سراغ قاضی رفتم.
همسرش: با چی کتک خوردی؟ با باتوم؟
سحرخیز: نه، با قندون
همسرش: ببینم، می شه بگی کی روی شونه تو رو گاز گرفته؟
سحرخیز: محسنی اژه ای
همسرش: حتما داشتی راجع به روابط بین زنان و مردان حرف می زدی، اون وقت اون خانوم همینطوری شونه تو رو گاز گرفت؟
سحرخیز: محسنی اژه ای خانوم نیست، آقاست
همسرش: نه، تو رو خدا نه، این اصلا برام قابل تحمل نیست. حالا چرا یک مرد؟
سحرخیز: خانوم عزیز! توی جلسه در مورد چاپ مطلب مربوط به آزادی زنان و مردان حرف می زدیم حاج آقا محسنی اژه ای نماینده قوه قضائیه اول قندون پرت کرد توی سرم، بعد هم گازم گرفت. خبرش رو بی بی سی هم گذاشته.
همسرش: وای! خاک به سرم! راست می گی؟
داستان ششم: وقت ملاقات تعیین شده است
مسوول دفتر آقای محسنی( با تلفن): من با حاج آقا هماهنگ کردم، ایشون در هفته آینده فقط بین ساعت نه تا نه و ربع قبل از رفتن به مجلس وقت دارن، آماده باشین، فقط برای یه گاز کوچولو وقت هست، زیاد نمی تونین مزاحم ایشون بشین.
داستان هفتم: آمپول کزاز
شمس الواعظین به مطب دامپزشک مراجعه کرده است.
شمس: رفته بودم ملاقات با آقای محسنی اژه ای گفتم برای احتیاط یک واکسن کزاز بزنم بد نیست.
داستان هشتم: سحرخیز باش تا کامروا نشوی
نقل است که روزی بوذرجمهر حکیم صبح زود از خانه خارج شد تا نزد قاضی رود. چون به خانه قاضی رسید، مردی را دید که از درد گوش در دست گرفته و خون از صورتش رها شده، گفت: چه شده است؟ طرار گفت: نزد قاضی رفتم تا داد از او بستانم، قاضی با دندانش گوش مرا کند. بوذرجمهر گفت: باز خوب شد که من زودتر نرفتم، وگرنه گوش من را می کند.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/661
They can use Mike Tyson (the boxer during boxing match who bit the other fighter)
Posted by: nassir at July 10, 2009 12:47 AM