چهارشنبه 10 تیر 1388

سبزها، به پیش!

tehrangreen.jpg

از نظر من جنبش سبز یک جنبش انقلابی نیست. از نظر من جنبش سبز در ذات و ماهیت خود نمی تواند یک جنبش انقلابی باشد. این جنبش اگرچه ممکن است با آمیزه هایی از نافرمانی مدنی یا اعتراضات مدنی همراه باشد، اما در ذات و ماهیت آن یک جنبش انقلابی برای تغییر نظام اجتماعی نیست. از همین رو می خواهم مواردی را به بحث بگذارم:

اول، ما در پی براندازی نظام جمهوری اسلامی نیستیم، بلکه در پی اعاده آرای مردم و در صورت ادامه جنبش در پی اصلاح کشور از طریق قوانین موجود هستیم. طبیعی است تحمیل انقلاب از سوی دولت یا افزایش خشونت نباید ما را خشنود کند که فاصله مان با تغییرات اساسی کم می شود، بلکه ما را باید وادار کند به افزایش هزینه های ناشی از افزایش خشونت فکر کنیم.

دوم، ایران امروز دیگر ایران قبل از 22 خرداد نیست، ارج و قرب رهبری با موضع گیری او از بین رفته است، رئیس جمهور یک کودتاچی تحمیلی شده است، مجلس در صورت پذیرش رئیس جمهور از اعتبار ساقط است، شورای نگهبان با تائید انتخابات صلاحیت خود را از دست داده است، ایران امروز ماهیتا و به لحاظ جایگاههای رسمی قدرت دچار دگرگونی بی سابقه ای شده و همه اینها ناشی از کودتای انتخاباتی 22 خرداد است که توسط آیت الله خامنه ای نیز تائید شده است، با همه اینها از نظر من تغییرات باید در چارچوب همین قوانین صورت بگیرد. ما وقتی می توانیم تغییرات را ممکن کنیم که به جای یک تغییر بنیادین یک پروسه از تغییرات را به عنوان برنامه جنبش سبز در پیش بگیریم.

سوم، نیروی اجتماعی جنبش سبز، شامل حدود سی میلیون نفری که به موسوی رای دادند و آرای آنان توسط وزارت کشور احمدی نژاد غصب شد، همچنان حضور اجتماعی دارند، آنان پرانگیزه، خشمگین، تلاشگر، شجاع، عاقل و باهوش اند. آنان می دانند که سخنرانی جمعه 29 خرداد توسط آیت الله خامنه ای تنها راه ما را به اندازه دو سال تا رسیدن به مقصود کوتاه تر کرد و امنیت حکومت را بشکلی دهشتناک به خطر انداخت. خامنه ای می توانست با عدم پذیرش تقلب آشکار احمدی نژاد با یک ضریب امنیتی بالا و به ریاست جمهوری موسوی حکومتش را ادامه دهد، اما اکنون تمام حکومت به مویی بند است. هر راهپیمایی عمومی و هر نماز جمعه می تواند تبدیل به یک رفراندوم علیه رهبری شود، هر شب مردم علیه احمدی نژاد می توانند فریاد بزنند و در صورت تشخیص رهبری جنبش، راه اعتصاب تا عقب نشاندن دولت باز است. جنبش سبز اکنون بیش از جمهوری اسلامی در جهان پذیرفته شده و واقعیت دارد. ما باید بدون فوت وقت و با یافتن راههای خلاق و تازه، روشهای مقاومت مدنی علیه کودتا را کشف کنیم. ما نمی توانیم به خانه برویم، بهترین یاران ما در زندان اند، بهترین زنان و مردان و فرزندان ما در خطر مرگ اند و ما نخواهیم گذاشت این غاصبان کودتاچی با پروژه های مسخره شان دولت را از ما بدزدند. احمدی نژاد در حقیقت دولت ما را دزدیده است و ما باید آن را پس بگیریم. او در هیچ جای ایران و جهان دیگر امنیت ندارد، ما هزینه نقل و انتقال او را در داخل و خارج از ایران چنان بالا می بریم که هر سفرش به بیرون از دفتر به معنای یک مصیبت بزرگ برایش باشد.

چهارم، جنبش سبز تنها با یافتن راههای مقاومت مدنی، تثبیت و تکرار و نهادینه کردن آن روشها می تواند جایگاه خود را تثبیت کند، ما مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را تا آخرین روزی که این نکبت حاکم بر قوه مجریه است تکرار خواهیم کرد، ما راههای بازگشت به خیابان را پیدا می کنیم. ما در هر جمعی که قانونی باشد، در هر مجلس ختم، در هر جشن ورزشی، در هر نماز جمعه، در تحصن در اماکن مقدسه، در هر جایی که بتوانیم جمع می شویم و فشارمان را به دولت لحظه ای رها نمی کنیم. ما باید برای اعتصابات تا حد استعفای دولت تلاش کنیم.

پنجم: ایرانیان خارج از کشور وظیفه دارند نگذارند که عوامل جمهوری اسلامی حتی یک روز رنگ آرامش ببینند. تا کنون نیز همین بوده است. طبیعی است ما قصد ویرانگری نداریم، ایرانیان خارج از کشور، از طریق برگزاری مراسم روزانه و هفتگی در مقابل همه سفارتخانه های ایران، لکه ننگ و بدنامی را بر دولت فاسد و غاصب جمهوری اسلامی خواهند کوبید.

خشونت، خشونت می زاید و ما نباید از روشهای خشونت آمیز برای پیشبرد اهدافمان استفاده کنیم. لابد خواهید بپرسید که وقتی وحشیانه با شما خشونت می کنند، چه راهی در پیش دارید؟ دفاع در مقابل خشونت تا برطرف شدن آن تنها حد مجاز خشونت است، علاوه بر اینکه اکثر جنبش های مدنی تنها زمانی پیروز شده اند که خصوصیت غیرخشونت آمیز خود را حفظ کرده اند. رفتار غیرخشونت آمیز این امکان را به ما می دهد که انبوه بی شمار مردمان را به صحنه بیاوریم. تمام جنبش های غیرخشونت آمیز به بدترین شکل با خشونت سرکوب شده اند، اما پیروزی آنها تنها زمانی رخ داده است که راههای رفتار غیرخشونت آمیز را یافته اند. نگران نباشیم، ما این راهها را خواهیم یافت. ما باید از عنصر زمان، انبوهی همراهان بی شمار و اتحاد ملی استفاده کنیم تا دولت را خسته و فرسوده کنیم. این تنها راه ماست. من راه مشخصی ندارم، جز اینکه همگان را به اجتناب از انقلاب بخوانم. ما باید راهش را پیدا کنیم و می کنیم. حق با ماست، ما بی شماریم و ما باهوش تر از آنها هستیم. ما بطور طبیعی تشکیلات مان را پیدا می کنیم، هر راه موفقی را به یک روش تبدیل می کنیم و آنرا تکرار می کنیم، تکرار و تکرار و تکرار زنده بودن ما را نشان می دهد.

رسانه می خواهیم، ما رسانه می خواهیم، از رادیوهای کوچک خصوصی در داخل کشور تا یک تلویزیون ایرانی با پول ایرانی، ما نیاز به صدها هزار وبلاگ نویس داریم، ما نیاز به تبدیل مطالب اینترنتی به اطلاعیه و پخش کاغذی آن داریم، ما نیاز به چاپ و انتشار کتاب های مفید برای مبارزه مدنی بطور خصوصی و پنهانی داریم. ما نیاز به حضور هنرمندان در نمایش های خیابانی داریم. ما نیاز به صد هزار عکاس و گزارشگر از وقایع شهر داریم، هر روز صبح از طریق ای میل باید دهها برابر تیراژ روزنامه ها مطالب تولید شده مان را ای میل کنیم. بیش از هرچیز ما به تسخیر رادیوها و تلویزیون های موجود از طریق فشار افکار عمومی از یک سو و ایجاد تلویزیون " موج سبز" بصورت یک شبکه تلویزیونی مالتی مدیا داریم، ما این کار را با سرمایه و پول تک تک ایرانیان خواهیم کرد. پول های تان را برای رساندن صدای تان به سراسر ایران کناری بگذارید، ما به پول کشورهای دیگر نیاز نداریم، ما بزرگترین شبکه تلویزیونی را برای انعکاس موج سبز می سازیم. این رویای ماست که محقق اش می کنیم، من مطمئنم ده هزار ایرانی به اعتبار چهل نفر از بهترین سیاستمداران حامی موسوی حاضرند هزینه این تلویزیون را بدهند. ما یک شبکه فارسی را برای رساندن تصاویر و صدای ایران به جهان می سازیم.

تحریم ها را جدی بگیریم، ما مردمانی بی شماریم، پول های فراوانی دست ماست، ما با تک تک کالاهایی که در تبلیغات اصلی صدا و سیما قرار می گیرد با تحریمی جدی برخورد می کنیم. برای همه مغازه های شهر توضیح می دهیم که آن کالا را توزیع نکنند، برای تولید کننده می نویسیم و ای میل می زنیم که چی توز یا نوکیا را تحریم کرده ایم. حتی به کالاهای خارجی از طریق شرکت صادر کننده هم فشار می آوریم. ما می توانیم این موج را ایجاد کنیم.

فرهنگ سازی: جنبش سبز یک جنبش جهانی است، ما دفاع از آزادی انتخاب کردن را از یک رویداد ایرانی تبدیل به یک جنبش جهانی می کنیم. دستبندهای سبز را در دست همه بزرگان جهان خواهیم دید. این جنبش به ترانه تبدیل خواهد شد، جون بائز شریف ترین و اصیل ترین خواننده موسیقی کانتری جهان که برای دفاع از مردم ویتنام به این کشور رفت و با مردم آن اعلام همبستگی کرد در کنار ماست. ما تمام روشنفکران و هنرمندان جهان را روی سر جمهوری اسلامی آوار می کنیم. ما بزرگترین کنسرت آزادی و دموکراسی را با همکاری خوانندگان ایرانی و بزرگان جهان در پایتخت های جهان راه می اندازیم. ما نمی گذاریم این دلقک متقلب جز توگو و لبنان و افغانستان جایی برای رفتن داشته باشد.

ما حامیان موسوی در سراسر جهان، از اروپا و آمریکا گرفته تا آسیا و آفریقا در کنار او هستیم، همه بزرگان این جنبش اختلافات مان را حفظ می کنیم و با اندیشه های متفاوت از موسوی حمایت می کنیم. ما سربازان جان برکف موسوی نیستیم، ما مردمان هوشمندی هستیم که از موسوی خواسته ایم تا از حق ما دفاع کند تا ما از حق او دفاع کنیم. او رئیس جمهور منتخب ما و فعلا رهبر جنبش ماست. ما ترانه " ما همه سرباز توایم موسوی، گوش بفرمان توایم موسوی" را نخواهیم خواند. ما موسوی را به این دلیل می پذیریم که همراه ترین و بهترین انتخاب ماست. نه او را در هاله قدسی می بینیم و نه او را کوچک تر از آنچه که هست می شماریم.

جنبش سبز تا ابطال انتخابات و برکناری احمدی نژاد به راه خود ادامه می دهد، آنچه نوشتم تنها برخی از راههاست، ما با تمام نیرو ایستاده ایم. امروز مهدی کروبی کاری گران کرد و طی نامه ای برای همیشه جای خود را در قلب ملت ایران حفظ کرد. منتظر پیام موسوی هستیم. اما این " ما" هستیم که تا آخر می رویم، تا پایان با انگشتان گشوده به نشانه پیروزی در خیابان می رویم، هر شب فریاد می زنیم که خداوند از سلطان محمود بزرگتر است و کاری می کنیم کارستان. مردم ایران زنده اند و می خواهند زنده بمانند. صدای قلب این ملت مهم ترین تپش زندگی دوران ماست.

هشتم تیر ماه 1388
ابراهیم نبوی

انتخابات | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/657

Comments

یک پیشنهاد دارم که خیلی مفید است و میتونه تظاهرات دانشجوی را به صورت آزاد کنه ؟!. بدین روش که یک روز وساعت معین را در کل دانشگاهها به صورت هم زمان تعیین کنیم که دانشجوها همه به دانشگاه بیایند و حتی اگر کسی هم کاری نکنه کافی است وخود این اجتماع باعث تظاهرات شده و کسی هم به کسی نمیتونه بگه چرا اینجایی و بسیج و غیره هم حرفی برا گفتن ندارند و مهمتر اینکه نیرو های امنیتی هم زمان نمی تونند در همه ی دانشگاهها فعال باشند .....اطلاع رسانی کنید

.....................لطفا این پیام را به سایت بالاترین برسانید.............

Posted by: mohammadchak at November 21, 2009 03:49 PM

موسوی هیچ کاه نمی تواند یک رهبر ملی باشد
او دستش به خون بیش از 12000 ایرانی آلوده است
یک انسان ضعیف است که بازیچه دست هاشمی شده
جنبش سبز زمانی جنبشی فراگیر و ملی خواهد بود که خواسته های ملی ایرانیان را بیان کند
وگرنه بی نتیجه خاموش خواهد
خواسته های ملی و فراگیر ایرانی چیزی نیست جز:

*برقراری حکومتی که بر اساس منافع ملت ایران پایه گذاری شده باشد
*آزادی بیان و آزادی ادیان
*برابری همه افوام و شهرها و روستاهای ایران از سیستان تا کردستان از خوزستان یا خراسان
*حکومتی که توان بازسازی جایگاه تمدن 7000 ساله ایران را در منطقه داشته باشد و ایران را قدرت برتر خاورمیانه کند تا بدون اعمال نظر ایران کشوری توان برهم زدن معادلات منطقه را نداشته باشد
این خواسته های ملتی است که ریشه در تاریخ کهن دارند و نه شعارهای احمقانه ای مانند:
یا حسین میر حسین
تا میر حسین یک یا حسین

Posted by: روزبه at November 3, 2009 12:02 PM

من خودم از کسانی بودم که قبل از انتخابات برای دادن رای شک داشتم و اساسا نظرم این بود که با وجود شخصی بعنوان رهبر که ولی فقیه می باشد و نظرش فرای هر قانونی ست اصلاحات غیر ممکن است و کسی نمی تواند بی فانونی هایی که در ایران اعمال می شود را درست کند. اما در نهایت چون احساس خطر جدی می کردم به موسوی رای دادم اما الان اصلا پشیمان نیستم و معتقدم که رای بالایی که مردم دادند اکثرا با همین دید من بوده و بنابراین الان هم با اطمینان می گم درصد بالایی از کسانی که به موسوی رای دادند در واقع هدفشون گفتن یک (نه) بزرگ بود به جریان مرتجع و متحجر حاکم .

Posted by: shahla at September 9, 2009 12:47 AM

براي همه شما متآسفم كه انقدر قوه تخيلتون بالاست
كاش لااقل مانكن هاي ايتاليايي ازتون حمايت نميكردن تا سبزي نوشته هاتونو ميشد خوند


مواج سبز فرو خواهد نشست

Posted by: afarin at August 30, 2009 12:05 AM

merci aghaye nabavi.harfatun cheraghe omidi ke tu dele hame mobareza hasto tu in 3 hafte khamush shode,roshan negah midare.kash ruzi beshe ke in maghaleha harfa be gushe tak take mardom berese na faghat karbaraye net.chon vaghtiam be kesi neshun midim,migan ina harfe mohem amale.be omide ruzi ke shoma o hame kesai ke tu in rah be har nahvi ghadam bardashtan,zende ba hamrahashun harf bezanan

Posted by: shirin at July 11, 2009 02:40 PM

بیلاخ نبوی حتما میرسی

Posted by: یک ایرانی وطن پرست at July 10, 2009 07:34 PM

سلام
عالی بود. ساده، جامع و اثربخش.

Posted by: اصغر at July 9, 2009 11:13 PM

از شما ممنونم که چراغ امید رو در دلم روشن کردید.مایلم برای دوستان شعری امید بخش از تیمور گرگین بنویسم.

به پشت سر نگاه می کنم, به جاست رد پای من,من از کجا گذشته ام؟کنون کجا رسیده ام؟ هزار مار و اژدها کنار رد پای چابکم به خواب مرگ رفته اند,به روبه رو نگاه می کنم,هنوز راه, هنوز چاه, هنوز گام های تازه انتظار می کشند....

Posted by: مژگان at July 2, 2009 03:11 PM

Post a comment




Remember Me?