دوشنبه 8 تیر 1388

علی جون! تحریک نکن تا تحریک نشن!

khamenei.jpg

آقای علی آقا خامنه ای

عنوان رهبر را برایتان نمی نویسم، چرا که حتی اگر آن را قبول هم می داشتم، به دلیل اسقاط شرط " عدالت" که الزام شرط ولایت فقیه است و همچنین انجام ندادن وظیفه قانونی خود در مورد تبریک به رئیس جمهوری که هنوز شورای نگهبان صحت انتخاباتش را تائید نکرده است و طبیعتا همین امر موجب قتل دهها شهروند کشور شده و پاسخ این خونها را باید بدهید، شما دیگر رسما رهبر کشور نیستید. طبیعی است از این به بعد ما دیگر با هم صمیمی هستیم، من شما را علی صدا می کنم، شما هم می توانید مرا داور صدا کنید. و حالا که دیگر هادی غفاری هم نظرش را در مورد ترکیب کنونی حضرتعالی گفته است و دیگر همه چیز صمیمانه شده، می توانیم خیلی راحت تر وارد مقولات و معقولات بشویم.

اول اینکه، علی جان! می خواستم از شما تشکر کنم که همانطور که احمدی نژاد ترتیب رئیس جمهور و ریاست جمهوری را داد و کاری کرد که اصولا توهین به رئیس جمهور مجازات ندارد، چون اگر قرار باشد کسی را به عنوان توهین به رئیس جمهور زندانی کنند، حداقل بیست میلیون نفر ایرانی را باید زندانی کنند که به نظرم صرف نمی کند، چون خیلی جا می گیرد. شما هم با خطبه های نماز جمعه تان کاری کردید که کلا دور هم هستیم و دیگر اهانت به رهبری و این حرف ها مشکل ندارد و الآن دیگر توهین به رهبری نقل و نبات است و این مشکل هم حل شده و حالا دیگر کسی نگران این حرف ها نیست. البته واقعا جای تشکر دارد که شما کاری کردید که این تابو شکست و اصولا این تابوشکنی شما واقعا جای تقدیر دارد. یک کاری کردید که اهانت به رهبری جزو مسائل عادی زندگانی باشد.

دوم اینکه، علی جان! پدرم! رفیق جان! شما که لالایی بلد بودید چرا هفته قبل خوابتان نبرد؟ و چرا این هفته خوابتان برد؟ دیروز گفته اید " نخبگان و فعالان و جناح های سیاسی از هر دو طرف باید از تحریک احساسات و ایجاد خلل در یکپارچگی مردم بپرهیزند." این که گفتید یعنی چی؟ یعنی منظورتان این است که کسی طرفداران احمدی نژاد را تحریک نکند؟ آنها که تحریک شده به دنیا آمده اند و اصولا خودشان منشاء تحریک اند. کسی که یک باتوم هفتاد سانتی دستش گرفته، یک گاز اشک آور توی جیبش است، یک قمه هم آویزان کرده فلانجایش، و یک زنجیر هم دستش گرفته، این آدم راه برود خود بخود تحریک می شود. اصلا سر ماه دارد پول می گیرد که تحریک بشود. اگر تحریک نشود حقوقش قطع می شود. ما چکار کنیم که اینها تحریک نشوند؟ اگر بلدید خودتان یک چیزی بگوئید که تحریک نشوند. اگر هم مشکل تان این است که طرفداران موسوی تحریک نشوند، بدون شوخی و بدون هیچ بامزه بازی عرض می کنم که اگر می خواهید طرفداران موسوی تحریک نشوند، اقدامات زیر را انجام دهید:

اول: بیرون از خانه از حرف زدن خوددداری کنید. حتی الامکان توی خانه هم با صدای بلند حرف نزنید، ممکن است صدای تان بلند باشد، همسایه تحریک شود و همسایه که تحریک شد بقیه شهر هم تحریک می شود. اصولا جیغ صدایتان طوری است که وقتی آدم صدایتان را می شنود دلش می خواهد هر چه سنگ دور و برش هست بزند توی هر چه شیشه که در اطراف است.

دوم: انتخابات را اصولا بی خیال شوید. فرض کنید که اصلا نه خانی آمد نه خانی رفت. پیرمردهای شورای نگهبان را صدا کنید و به آنها بگوئید که اصولا انتخابات را ابطال کنند. این جوری هم خودتان سنگین ترید، هم آنها، هم مردم ممکن است یادشان برود در این دو هفته چه فجایعی اتفاق افتاد.

سوم: احمدی نژاد را بفرستید برود کاراکاس و بشود مسوول واحد خدمات و انبارداری پروژه تولید مشترک تراکتور ایران و ونزوئلا و بلافاصله پس از خروج از ایران او را ممنوع الورود کنید و زن و بچه و همه باجناق هایش را بفرستید لای دست محمود و به چاوز هم بگوئید که حرکت محمود و خانواده را در یک منطقه ده کیلومتری محدود کند.

چهارم: به انصار حزب الله بگوئید کلا تا دو سال از خانه بیرون نیایند و یا در یک اردوگاه نگاه شان دارید تا چشم مردم به آنها نیفتد.

پنجم: پخش هر برنامه خبری و گزارشی و تحلیلی و سیاسی را از تلویزیون ممنوع کنید و صدا و سیما فقط حق پخش سریال، موسیقی، فوتبال، رازبقا( جز برنامه های مربوط به میمون ها)، آگهی ( بجز آگهی های چی توز) را داشته باشد.

ششم: برای مدت دو سال پلیس حق ورود به خیابان را نداشته باشد و آبدارچی نیروی انتظامی را به عنوان فرمانده کل پلیس منصوب کرده و تابلوی پلیس و نیروی انتظامی و بسیج را بکشید پائین و برادران لباس شخصی و بسیجی را هم با احداث یک خانه عفاف دارای کارت معتبر بهداشتی بفرستید سراغ کار اصلی شان.

هفتم: نماز جمعه تهران را بطور کلی تعطیل کنید و از ائمه جمعه را برای مجاورت در کربلا یا نجف به این کشور بفرستید، قبلا در این مورد با آمریکایی ها هماهنگ کنید.

هشتم: حرف زدن از منحنی، هاله، نور، چراغ قوه، کلمبیا، کریستف کلمب، سوئیس، صهیونیسم، هولوکاست، انرژی هسته ای، سفره، نفت، قله، خستگی، دشمن، سفر، شهرستان، نیویورک، قطعنامه، محمود، اسرائیل، گوجه فرنگی، سیب زمینی، صندوق و پرتقال و سایر کلماتی که اعصاب مردم را به هم می ریزد و آنها را تحریک می کند ممنوع کنید.....

علی جون!
این موارد را امشب نوشتم که تا فردا سریعا هر اقدامی می توانی بکنی، از فردا شب بقیه نامه ها را هم می نویسم که حواست باشد، اگر می خواهی جمعش کنی، درست جمع کن، نه اینکه از اینجا جمع کنی بروی صد متر آن طرف تر پهن کنی.

زت زیاد
داور نبوی

ضمنا به موجی و بروبچ هم سلام برسان، فعلا فرمایش دیگری ندارم.
رونوشت: حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
رونوشت: آقای علی لاریجانی ریاست محترم مجلس
رونوشت: آیت الله گمشده سید محمود شاهرودی

انتخابات | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/656

Comments

davar jon salam
inha keh neveshti bedard e ahad e melat nemikhoreh to ham boro har chi jafang dari sar e ham kon felan man injam va to onja har vaght ba ham ye ja boodim az no begoo che bekonam
ghorbanat
a sed ali khamanehie

Posted by: sed ali khamanehie at September 30, 2009 06:47 AM

ke sargarmi delgarmi miavarad va delgarmi gheflat...

vaghean honarmandi.
movafagh bashi...

Posted by: Yaffa at July 10, 2009 07:36 PM

الان کتاب ديوارت دستمه
افسوس مي خورم که درک کينگ کريمسون رو نداشتي
ولي بازم دوست دارم.

Posted by: dave at July 8, 2009 02:33 AM

آقا نبوی، سلام و صد سلام برادر. میگم اینبار چه خفن کامنت گرفت مطلبت!توپ بود برادر من، سرت سلامت، اول قلبت بعدا سرت. خوندم و حالشو بردم. دمت گرم.

Posted by: علیرضا at July 7, 2009 12:29 PM

سيد جون دمت گرم سبز باشي سبزتراز سبز .

Posted by: MOHAMMAD at July 6, 2009 11:06 AM

This was amazing, you are an unbelievable hero. I wish u life of happiness and health and wish that NEKBAT only death.

Posted by: Negar at July 6, 2009 07:23 AM

آقای نبوی، باز هم مطلب مرا که انتقادی بود چاپ نکردید. جای تاسف است که تنها تمجید هایی را که ازتان می شود چاپ می کنید. این نشان می دهد به دموکراسی اعتقادی ندارید

***

مطالبی که شما برای من نوشته بودید نظری مرتبط با نوشته نبود بسیار طولانی و شبیه به نامه بود

Posted by: علی at July 5, 2009 11:24 PM

خیلی عالیه ایران باید به داشتن وجدان های بیداری مثل تو ببالد.اون قسمت اسامی رو که که خوندم از خنده چشمم پراشک شد هرکی میدید می گفت خل شده!

Posted by: mehran at July 5, 2009 06:25 PM

داور سلام

عالی بود٬ مدتی بود نخندیده بودم٬
به خصوص تیکه هادی غقاری

Posted by: Shahrzad at July 5, 2009 02:29 AM

کاش علی یه دست این متن شما رو بخونه و از عذاب وجدانی که بعید میدونم داشته باشه بمیره. میدونید بعد از چند هفته لبخند زدم؟ دستتون درد نکنه... واقعا بیخود خدا به قلم کسانی مثل شما قسم نخورده.

Posted by: rahavard at July 5, 2009 02:02 AM

دلم خون است با وجود این کلی از این مقاله خندیدم و مثل همیشه از قدرت نویسندگی شما در شگفت ماندم. همیشه سبز باشید !(البته اگر زنگ سبز را دوست داشته باشید وگرنه به همان رنگی بمانید که دوست دارید!)

Posted by: Samani at July 4, 2009 07:47 PM

آقای نبوی بهتر بود به جای علی جان از لغت علی کوچولو استفاده کنید. به دو دلیل :
1. بعضی ها وقتی پیر می شوند بچه می شوند
2.روز جمعه به خاطر اینکه میمون اسباب بازیشو ازش نگیرن هم عصبانی شد هم گریه کرد هم روی دنده لج افتاد.

Posted by: shater hasan at July 4, 2009 03:46 PM

من واقعا نمی دونم چجوری توصیفتون کنم!فقط می شه مثل همه بگم:عاشقتم!!!

Posted by: ک at July 3, 2009 01:04 AM

آقا ی نبوی بعد از انتخابات اولین بار بود که خندیدم و از خندیدنم ناراحت نبودم، واقعا عالی بود.

Posted by: مهدی at July 2, 2009 09:01 PM

طنز نغزي بود،كلي استفاده كرديم، منتظر نوشته هاي جديد شماهستيم

Posted by: مريم at July 2, 2009 12:57 PM

Kheyli bahal bod. Be omide inke hameye melat ba alijon khodemonitar beshan

Posted by: mohammad at July 2, 2009 12:10 PM

esm e in mardak ra az Ali Khamenehie be moaveeyeh khamenehie tagheer daheem.

Posted by: ARYA at July 2, 2009 09:29 AM

agha shoma akhareshi.asheghe un maghzetunam man.

Posted by: sanaz Irani at July 1, 2009 11:49 PM

کلی خندیدم! راستی به اون لیست کلماتت "حلاوت و شیرینی" رو هم اضافه کن که بدجوری رو اعصابه!

Posted by: hb at July 1, 2009 07:33 PM

ممنون آقای نبوی...واقعا عالی بود

Posted by: نوشین at July 1, 2009 05:32 PM

agha chikaaresh konim? Hey tahrik mikone. maa kheili talaash mikonim tahrik nashim vali baaz hey tahrik mikone.

Posted by: v for victory at July 1, 2009 02:51 PM

GREAT!!!
We keep forwarding your articles all the time
they are just fantastic!!
continue the good work

Posted by: From Holland at July 1, 2009 02:29 PM

اگه این نوشته هی شما هم نبود که ما تا حالا حتما روزی چند بار سکته می زدیم،خدا عمر با عزت به شما بده که دل ملتی رو خرسند می کنید.
زنده باشید و سرفراز

Posted by: rashel at July 1, 2009 12:57 PM

جز تعريف كلا نميشه اينجا چيزه ديگه اي نوشت!لبخندهاي ما اين روزا شايد تو همين صفحهفقط بياد رو لب !

Posted by: روجا at July 1, 2009 08:53 AM

جقدر خوبه که بعد از این همه سرخوردگی هنوز شما هستید و هنوز اینقدر شیرین می نویسید از صمیم قلب از شما ممنونم و به شما ارادت دارم.
پاینده باشید

Posted by: Mina Khalili at July 1, 2009 04:24 AM

دوست دارم بعضی وقت ها جدی بنویسید مثل پست حجاریان..
جا داشت اینجا هم منطقی او را محکوم میکردید...
قربانت

Posted by: Sss at July 1, 2009 02:39 AM

خام_نه ای پخته نه ای سوختی/نار عذابی برخودافروختی

----آقای نبوی، مثل همیشه عالی بود

Posted by: Survive at July 1, 2009 02:08 AM

سلام داور خان
من امکان رسانه ای کردن این لینک رو ندارم می بخشید از این طریق می فرستم شاید زودتر برسه به دست مردم
پیشنهاد شیکی داده این وبلاگ

برگزاری انتخابات توسط مهندس موسوی
http://electioniran.blogspot.com/

Posted by: علی at July 1, 2009 01:53 AM

اقای نبوی ،سلام
من هر وقت مطالب شما را میخوانم به طرز فجیعی هیجان زده و خندان میشوم و دلم میخواهد همه دنیا میتونستند این مطالب رو بخوانند و ظرافتهای اون رو درک کرده وبه معنای واقعی کلمه حظ کنند.واقعأ دست و مغزتون درد نکنه .
" نزن برادر" رو که خواندیم اشک در چشممان آمد . "آقای خامنه ای! مردم شما را سر جای تان می نشانند" هم مارا پر از نفرت کرد.
این مطالب طنزتون هم که دیگه اِندِ سهل ممتنع هستند . امیدوارم همیشه سلامت و قلم به دست باشید.

Posted by: ناهید at July 1, 2009 01:47 AM

سلام ، آقای نبوی ، دیشب دوستم را گرفتند 22 سال بیشتر ندارد ، خدا را شکر تماس گرفته گفته که سالم است ، آقای نبوی خیلی ها به سایت شما سر می زنند ، متنی بنویسید تا همه ی دوستان دعا کنند برای بازداشت شدگان و همین طور شهیدان راه آزادی ، تنها با یاد خداست که دل آرام می گیرد . در این وانفسا و حکومت جلادان و سگانشان ما کسی جز خدا نداریم

Posted by: علی at June 30, 2009 11:39 PM

داور جان به خدا دلم می خواد بشینم زار زار گریه کنم... این ملت هیچ وقت اینقدر تنها رها نشده بود... رای ها رو پایمال کردند، حالا خون ها رو هم دارند پایمال می کنند...

Posted by: مداد at June 30, 2009 09:34 PM

شورای نگهبان به هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک مصداق عيني مي بخشد

Posted by: azadeh at June 30, 2009 08:51 PM

اقا دمت گرم این حرفا تو دل ما خیلی وقته عقده شده بازم برامون بنویس تا دلمون خنک بشه (سعید از دیار میرزا کوچک جنگلی)

Posted by: saeid at June 30, 2009 06:29 PM

جناب آقاي نبوي از نوشته هاي بسيار زيبايتان لذت برديم و تا حدي دلمان را خنك كرد!!نه تنها دل ما بلكه احساس مي كنم دل اميرالمومنين را هم خنك مي كند!!
تنتان سالم/راهتان سبز/قلمتان پر توان باد......

بوسه هاي مردم مظلوم ايران بر دستان گرمتان


به اميد نابودي ظالم(ع.خ)....

Posted by: tala at June 30, 2009 03:59 PM

سلام داداش داور
ما كه از زندگي خسته شديم و هيچ راهي هم به ذهنمان نمي رسد تا از اين منجلاب خلاص شيم و در اين وانفسا فقط دلخوش به مطالب شمائيم

Posted by: DARIUSH at June 30, 2009 02:12 PM

داور عزیز
حال خراب مابه یک پیاله به مستی نرسید حالا چه بایدکرد تااین موج سهمگین به بیراهه دچارنشود وازپای نیفتد

Posted by: داود at June 30, 2009 01:55 PM

بگم خدا چی کارت کنه

Posted by: بهروز at June 30, 2009 01:34 PM

دستت درد نكنه
وقتي مطلبو خوندم ياد رابين هود افتادم
اونجايي كه پرنس جان همه مردمو به خاطر ندادن ماليات زنداني مي‌كردو پدرشونو در مي‌اورد و تنها اميد مردم به زندگي رابين هود بود كه مي اومد و حال پرنس جانو مي گرفت و مردم براي يه لحظه هم كه شده لبخندي از سر اميد مي زدند
اميد به آينده
اميد به اينكه تابوي سلطنت و ظلم در حال شكستن است
اميد به اينكه يار دبستاني من به اون شعور سياسي رسيده كه بتونه به سلطنت بي اعتنايي كنه و يك نه بزرگ در برابرش بگذاره
اميد به روزي كه رابين هود در كنار مردمش سلطنت جور و ظلم رو نابود كنه
به اميد اون روز

Posted by: سعيد at June 30, 2009 11:14 AM

در ادبیات کوچه و بازار ایرانی به این می گن تف سر بالا! تا همین چند روز پیش حتی شما هم که طنز نویس قهار و نترسی هستین از علی جون نمی نوشتین. اما این حرکت عجیب و غریب این حاکم نا عادل زمانه ی ما تف سر بالایی بود که شالاپ خورد تو روی خودش. حالا سید ابراهیم نبوی ، طناز برتر کشور که با همه بله ، با علی جون هم بله! آقای داور عزیز ، تاریخ ثابت کرده که بار کج به منزل نمی رسه! علی جون ما هم سوار یه خر کج و ماوج مثل احمدی نژاد شده و خدا می دونه کی گورومب بخوره زمین! من از حالا دلمو گرفتم که اون موقع اندازه یه تاریخ 20 ساله بخندم. لوپه ماه شما رو هم بکشم که همیشه راست می کوبی وسط خال. بکوب که داری خوب می کوبی.
به قول شیخ پشم الدین کشکولی که در کتاب جمجمة القمقمه می نویسد :
فستپتپون فی سخسخهم ضرباً زورا ، فسیخندون با لهار هار والقاح قاح.
ِیا حق

Posted by: kave at June 30, 2009 10:15 AM

خدا قوت لوطی. کلی حال کردیم تو این بی حالی

Posted by: mahdi at June 30, 2009 08:37 AM

دمت گرم و قلمت سبز سید!

Posted by: poorya at June 30, 2009 08:36 AM

merci davar jan.......aliiiii bood

Posted by: AZ at June 30, 2009 08:13 AM

آقای نبوی پاینده باشی‌...سرت سبزو قلمت سبز

Posted by: rahelan at June 30, 2009 08:02 AM

onghadr afsorde shodim ke age in haghaegh talkh ro be soorate tanze shoma nakhonim bayd beshinim sobh ta shab gerye konim! dasteton dard nakone haeghal khande ro be labe ma miarid har chand "in khande ma az har geryeii talkhtar ast"

Posted by: noname at June 30, 2009 03:03 AM

تو بودی گفتی « دیکتاتور» به آقا؟
هیچ میدونی مقابل کی هسی؟
این آقا جانشین پیغمبره
مگه تو از جهنم نمی ترسی؟!
فقط کرامت کوچیکه اش اینه که
اینهمه آدم می کشه یه دسی!
ج. یزدی
(منتشر کنید لطفا)

Posted by: yazdi at June 30, 2009 02:56 AM

جناب آقای نبوی
مطلب واقعا خواندنی وبقول دوستمان در ترک انداختن و حتی شکستن شیشه عمر آقایان در تاریخ ادبیات ایران ودنیا ثبت شده اید و هر کلامتان شهد مکرر است.
و اما لطفا در مورد رفتار این بابا (ا.ن)که به قولی مثل جیب بر ها وقتی دستشان رو میشود در حال دویدن فریاد میزنند آی دزد آی دزد ،هم بنویسید. لابد خبر دارید که این مردک بی حیا مدعی شده و میخواهد دنبال قاتل ندا بگردد؟؟؟فکر میکنند با دسته کورها طرف اند!!!!

Posted by: Nariman at June 30, 2009 02:50 AM

dige velayat nemikham hojaat o ayat nemikham

Posted by: rostam at June 30, 2009 02:46 AM

چقدر آزادی بیان خوب است....خوش به حالتان! این حرفها عقده دل همه ما در ایران است.

Posted by: مریم at June 30, 2009 02:16 AM

salam vaghean ali bood ba in ke delamoon pore ghame ye kam khandidim makhsusan dar morede naneye ahmadva lebas shakhsiha

Posted by: sadaf_a28 at June 30, 2009 02:03 AM

سلام . از اونجايي كه با اين مطلب شديدا حال كردم لينكشو با اجازتون گذاشتم توي وبلاگم . البته با ذكر منبع !
ممنون كه ميگين اينارو به اين راحتي !!

Posted by: كمال at June 30, 2009 12:43 AM

برادران لباس شخصی و بسیجی را هم با احداث یک خانه عفاف دارای کارت معتبر بهداشتی بفرستید سراغ کار اصلی شان.
==========================
نابود شدم!! همه ي ايم نشوته يه طرف، اين جمله يه طرف ديگه!

دمت گرم و دستت توانا داور جان!

Posted by: مهدي at June 30, 2009 12:33 AM

کاش روزی رو ببینم که این مردک شل مثل صدام در خرابه ای پربشان دستگیر شده و به سازی جنایاتش برسه

Posted by: بهار at June 30, 2009 12:31 AM

هدیه ای برای آزادی :
وقتی که دهان را به قلم دوزیدم
لا جــرم به افتخار تو گــوزیدم

Posted by: سارا at June 30, 2009 12:26 AM

عمو ابراهیم جون مرسی.:))

Posted by: masi at June 29, 2009 11:52 PM

مرسی
مرسی

اگه شما نبودی که این حرفای خفه شده ی ما رو بزنی ما چیکار باید می کردیم..همیشه زنده باشی و موفق..به امید اینکه یه روز توی ایران آزاد بنویسی..بدون حضور این مزدوران و کودتا چیان
من وقتی این نامه رو خوندم که انتخاباتشون تایید شد و رسما جمهوریت از بین رفت..باید منتظر نامه های بعدی شما باشیم
keep writing

Posted by: بهار at June 29, 2009 11:45 PM

بعد از سه هفته از ته دل خنديدم.زنده باشيد.

Posted by: amin at June 29, 2009 11:40 PM

آقاي نبوي خوشحالم كه داريد مجدداً طوري مي نويسيد كه برايم آشناست. بعد از رفتنتان نگرانتان بودم و با خبرهايي كه شنيدم ديدم درست است. و همواره در طنزهايي كه در غربت نوشتيد سايه ي غم را ديده بودم و سبكبال نمي ديدمتان. حال خوشحالم براي همه مان خوشحالم و در عين خوشحالي و باور دوباره روئيدمان اشك مي ريزم براي همه ي عزيزان در بند. باشد كه روزي زخم هايمان را بشوئيم و از حس پيروزي دل هايمان شاد شود. آقاي نبوي من به حق شما را بنيانگزار ترك انداختن بر باور ايراني قهرمان سازي مي دانم. طنزتان خاص و ريزبين است و دوباره جان گرفته. دستتان درد نكند كه در اين دوران سياه لبخندي بر لبمان مي نشانيد.

Posted by: مريم at June 29, 2009 10:49 PM

Damet garm.... naze nafaset .....chamanetim be khoda

Posted by: Ali at June 29, 2009 10:48 PM

دمت گرم مرد

Posted by: بابک at June 29, 2009 10:46 PM

آقای نبوی خسته نباشید ولی باید عرض کنم یه ساعت پیش نتایج انتخابات توسط جناب جنتی تائید شد.یه مطلب هم در مورد ایشون بنویسین ممنون میشیم.
...و یه چیز دیگه ، من یه دلیل منطقی برای کشتار مردم پیدا کردم ،فکر میکنم ا.ن به دلیل اینکه خودش اعلام کرده بود کمبود جمعیت داریم و مردم دست به کار شده بودن جمعیت رو با همه-ی قوا بالا میبردن و همونطور که حتماً سندش هم موجوده حالا تصمیم گرفته جمعیت اضافی بکشه ولی چون توی این زمینه مردم نمیتونن همکاری کنن طفلک تصمیم گرفته زحمتشو به خودش و دور و بریهاش بده!!! آخی

Posted by: Pegah at June 29, 2009 10:23 PM

براي تبعيداقايان دره بقاء راپيشنهادميکنيم. لازم به ذکراست:مکان فوق درجنوب لبنان ومرزاسرائئل واقع است.وصنعت اصلي مردم منطقه؟؟؟حرفه اصلي حضرات است. پيداکنيدپرتقال فروش را؟!

Posted by: سعيد ب at June 29, 2009 09:54 PM

مطالبتون واقعا زیباست
هم شیرین، هم تلخ، هم خنده آور و هم گریه آور
امیدوارم موفق باشید
در این کشوری که پر از آزادی بیان هست، فکر کنم بیاین ایران شما رو زنده نزارن

Posted by: ایرانی at June 29, 2009 09:45 PM

از شوخی گذشته وقتش نیست رفراندوم قانون اساسی برگزار بشه؟

Posted by: وحید at June 29, 2009 08:39 PM

عالي بود

Posted by: پويا احمدي at June 29, 2009 08:18 PM

سلام سيد جون
دمت گرم بخدا اگه تو رو هم نداشتيم دق ميكرديم توي اين مملكت با اين آخوندهاي كثيف و جنايت كار!
مطلب امروزت واقعا قشنگ و پرمعنا بود.از ته دل لذت برديم.اميدوار سيد علي گدامنه اي و فرزند ناخلفش آقا مجتبي!!! به توصيه هات عمل كنند كه واقعا در حال حاظر فقط عمل به اين توصيه ها ميتونه حكومت در حال سقوطش رو حفظ كنه.
بازم ممنون.من و خونواده ام خيلي دوست داريم.

Posted by: شهرام at June 29, 2009 07:07 PM

Davar jan, besyaaar projeye jalebi shoroo kardi!!! ghobhe sabok sohbat kardan dar morede in yaroo bayad rikhte beshe!!!1

Posted by: Mohammad at June 29, 2009 06:50 PM


بازگو تا قصه درمانها شود
بازگو تا مرهم جانها شود
بازگو کز ظلم آن استم‌نما
صد هزاران زخم دارد جان ما


اين نوشته گرچه خود دعوي بود
هم نوشته شاهد معني بود
گوش کن چون حلقه اندر گوش کن
آن سخن را پيشواي هوش کن
مولوی

Posted by: azadeh at June 29, 2009 06:24 PM

divoonatam brother

Posted by: jafar at June 29, 2009 06:17 PM

kheili bahal bood

Posted by: naeeme at June 29, 2009 06:02 PM

خدأیش خیلی حال دادی

Posted by: خس و خاشاک at June 29, 2009 05:49 PM

دست مریزاد با خونواده خوندیم کلی حال کردیم

Posted by: bande khoda at June 29, 2009 05:45 PM

وااااااااااااااای ابراهیم جان مردم از حال و کیف و خنده. دمت گرم داور. دمت گرم داداش. تاج سر منی بخدا

Posted by: آینده ما at June 29, 2009 05:36 PM

یعنی الان می فهمه جمعش می کنه؟

Posted by: nastaran at June 29, 2009 03:20 PM

پروردگار خير كثيرتان دهاد!
هم به جهت راهكارهاي مفيدتون جهت جلوگيري از تنش و تحريكات
و هم اينكه تو اين قحطي لبخند عضلات صورتمونو نرمش ميدين
سپاس بيكران

Posted by: ana at June 29, 2009 02:04 PM

You are a great man
thanks for making us laugh while still crying

Posted by: zagros at June 29, 2009 01:28 PM

خامنه ای بت شکن است چون بت خودش را شکست.دیگه در حد همون علی خودمون واینا ...باید حسابش کرد

Posted by: دکتر حمیدرضا علیزاده at June 29, 2009 12:48 PM

زنده باد ، زنده باد !! حظی بردیم که وصفش به زبان نیامد ، دست مریزاد ،

Posted by: چپک at June 29, 2009 12:35 PM

سلام آقای نبوی بازم مثل همیشه قشنگ وبا صلابت و پر مغز نوشتین واقعا تو این اوضاع قلم شما نعمت بزرگیه واسه ما ایشالله همیشه شاد وسرزنده وپر کار باشین

Posted by: shahriyar at June 29, 2009 12:30 PM

Hi davar khan, agree with u, and I love u.

Posted by: Azita_Ny at June 29, 2009 12:12 PM

Well done

Posted by: Baabak at June 29, 2009 11:48 AM

باطو م نمی خورد/ ضد گلوله است /دستگیر نمی شود /زندانی وشکنجه نمیشود /بدون هزینه است / همه کس با توان کم قادر به انجام انست / مداوم و همیشه قابل تکرارست / سراسری واپید میک است / تا پیروزی کامل محور وحدت مبارزه است / برای حاکمان ونیروهای سرکوب ان وحشت وجدایی اورست / و....انکه در تاریخ مبارزات وجنبش های ازادیخواهانه کاملا بی سابقه است و ان چیزی جز/// بمب خرده کاغذ //// نیست ....تصورش را بکنید ..همین امشب و وهمه شب کاغذ های ریز ریز شده با قیچی را از پشت بام ها به دست باد بدهید و...

Posted by: samadghazi at June 29, 2009 10:39 AM

داور دمت گرم، توی این دوره یاس و افسردگی کلی خندیدم. خوب کردی که ریشه را نشانه گرفتی. دست این آقا دیگه واسه همه رو شده.

Posted by: مینا at June 29, 2009 10:23 AM

نبوي جان ، اگه تو نبودي تلخي اين روزها من رو تا سرحد جنون كشونده بود. سخته كه باشي و ببيني مملكت داره به ويروني ميره و هيچ كاري نتوني بكني. دو هفته است كه لبخند به لب ما نيومده. از اينكه هر روز سرتيتر خبرها رو بخونم و ببينم باز مردم رو زدند و دستگير كردند و هيچ مقام و هيچ كشوري ككش نميگزه خسته شدم. حس تنفري كه در همه ما ايجاد شده ديگه با هيچ عشقي از بين نميره. خوش به حالت كه اينجا نيستي. لااقل ميتوني هرجوري دوست داري حرف بزني. پس بجاي ما حرف بزنيد. به همه بگيد كه چه بلايي داره به سر ما مياد.

Posted by: sh at June 29, 2009 09:34 AM

Aaaakh ke khoda Omret bedeh yejori golab beroshon minevisi ke jigare adam hal miad ;)

Posted by: Amir at June 29, 2009 07:45 AM

سلام آقای نبوی
واقعا عالی بود.عالی
زنده باشی

Posted by: asal at June 29, 2009 07:36 AM

این تیکه کلان دور هم هستیم عالی بود. گریم دراومد از خنده. از اون بهتر پیشنهاد 5 ات. آقا موفق باشی

Posted by: سعید at June 29, 2009 07:10 AM

I love you!!! We all love you !!!
BTW: this is a fake e-mail.

Posted by: bilbilak at June 29, 2009 06:42 AM

قشنگ بود... مثل هميشه
http://23khordad.blogspot.com/

Posted by: آرمين گيل at June 29, 2009 06:29 AM

ممنون.
این روزها خوبی ای که داشت مبارزه با ظلم عریان شد. دیگر همه به اسم خودشان در فیس بوک مطالب ضد حکومت می گذارند. حتی داور هم مستقیما به رهبر گیر میدهد. دست مریزاد

Posted by: نعیم at June 29, 2009 06:16 AM

خدا برامون حفظت کنه عمو. خدایی هیچکس به جز تو نمیتونه این دشمن ملت رو اونجور که باید مسخره کنه.
قلمت طلا ، دستت پر برکت
این روزا زیاد بنویس برامون عمو. دلای گرفتمون رو فقط تو گهگاهی باز میکنی. رو این لبای خشکیده مگه تو گاهی یه خنده ای بیاری
خدا نگهت داره عمو

Posted by: شاهین at June 29, 2009 03:42 AM

سلام من مطلبتون را با ذکر اسمتون در بلاگم گذاشتم
اگر مایل نیستید امر کنید تا سریعا بردارمش

ممنونم از قلم بُرا و شیواتون

Posted by: بی تا at June 29, 2009 03:37 AM

Harfe hesab

Posted by: azadeh at June 29, 2009 03:36 AM

آقا داور
تو فوق العاده ای
با جمله «علی جون» از خنده روده بر شدم.
امیدوارم همیشه شاد و شنگول باشی...

Posted by: معترض انتصابات at June 29, 2009 02:50 AM

mesle hamishe be moghe va kobande .damet garm Davar

Posted by: homayon at June 29, 2009 02:30 AM

kheyli mamnoun,kheyli bahl boud... koli chasbid,Jana sokhan az zabane ma migoeiii ...khouda ghivat...zende bashii

Posted by: S S at June 29, 2009 02:30 AM

جیگرتو داور جونم که انقد دوست دارم.

Posted by: سایه at June 29, 2009 02:28 AM

salam aghayeh Nabavi
Besyar ali bood
dastetan dard nakonad.
ba ehteram
bijan

Posted by: bijan at June 29, 2009 02:27 AM

بالاخره آقای نبوی یه حال اساسی به آقا دادی!!
تشکر

Posted by: علیرضا at June 29, 2009 02:22 AM

Ebi joun, jeddan damet garmmmmmmmmmmmmmm

Posted by: sanaz mazaheri at June 29, 2009 02:07 AM

This was probably the best you have done so far Mr. nabavi. Good job, and thank you,

Posted by: sanaz at June 29, 2009 01:53 AM

Post a comment




Remember Me?