یکشنبه 31 خرداد 1388

سبز ممنوع!

resaneh sabz.bmp

کاری از: صنوبر

با عرض سلام و خسته نباشید. پوزش می خواهم از عدم وجودم در این چند وقته. حقیقتش را بخواهید چند روز اول که شدیداً به کمک شربت و قرص و دم نوش و چنته و جادو و جنبل مشغول هضم "دو"روغ که چه عرض کنم "هزار"روغ بعضی ها بودم و داشتم شاپکایی که به زور سعی داشتند به سرم کنند و تا دم قوزک پایم پایین بکشند را به کمک اورژانس و آتش نشانی از سرم در می آوردم. بعد از آن هم تا آمدم کمی عرض اندام کنم این تلویزیون مرا میخکوب خودش کرد. داشتم فیلم سینمایی و سریال می دیدم. خدای من گواه است در تمام این عمر بی حاصلم این همه فیلم و سریال در آن واحد به صورت مسلسل وار به سمتم شلیک نشده بود. از فیلم شعبده باز بگیر تا هر فیلم اکران شده و نشده سینمای هالیوود.

عرضم به خدمت گرامی که در این مدت صدا و سیمای ما علاوه بر اکران حجم عظیمی فیلم و سریال، وقایع مملکتی را نیز به طرز شگرف و هنری قلب و کبد و مثانه و همه چیز کرد که فی الواقع وظیفه رسانه همین است و چیزی به غیر از این نیست. دستش درست که در این راه به حضرت حق قسم سنگ تمام گذاشت. باشد که این سنگ در ابعاد ستون های تخت جمشید برواد به چشم و گوش کامران نجف زاده مکش مرگ ما، حاجیلو، آن گوینده ای که توهم "تین ایجری" شدیداً او را گرفته است، و سایر دوستان. آمین.

به تازگی برخی از دوستان صدا و سیما (نه از آن کمی تا حدودی خود فروخته به قیمت دو قران ها)، توانستند اخبار این چند وقت صدا و سیما را به نحوی از لای دیوارهای بتنی و توپ و تانک های مستقر در این مجموعه در برده و از پشت میله ها به نحوی به دستم برسانند. امیدوارم که هنوز زنده باشند و نفسی بیاید و برود. من هم دوان دوان خود را به پای کامپیوتر رساندم تا قبل از اینکه این اخبار به طرفه العینی از طریق فیسبوک و تویتر به کل جهان مخابره شود و به گوش سی ان ان و بی بی سی و حتی نن جون آقای کروبی برسد، اولین نفری باشم که این اخبار را فاش می کنم:

- به علت این که رنگ سبز نگو، بگو لجن، اکنون توسط متجاوزان و متخاصمان دزدیده شده است، متاسفانه از این به بعد قرار بر این شده است که برنامه ورزش صبحگاهی در آغلی دربسته و به دور از ذره ای گل و گیاه برگزار شود. گفته می شود آقای ورزش قبلی به جرم این که لباس ورزشش به رگه هایی از رنگ لجن آلوده بود، پس از نوازش و ارشاد توسط پایه دوربین، کت بسته به زندان اوین بخش 209 منتقل شده است. همان روز، خانم مجری برنامه ی صبحگاهی هم به سبب آن که مقنعه اش لجنی رنگ بود در دم با مقنعه اش خفه شد. خفه شده اش را هم از درخت چنار حیاط صدا و سیما آویزان کرده اند تا با وزش نسیم صبحگاهی تکان تکان بخورد و عبرتی شود برای تمام لجن ها. به جان خودم. می توانید بروید ببینید. تماشا برای تمام عموم آزاد است. البته خیلی نزدیک نشوید چون با کلاشنکف و کوکتل مولوتوف معدوم خواهید شد.

- آقای حاجیلو شدیداً تحت فشار است. آنقدر سرش شلوغ است که حتی فرصت نمی کند موهایش را تجدید رنگ کند. خبرها حاکی از آن است که این آقایی که بنا به اظهارات خودش از بچه گی، که بر می گردد به دوران نئاندرتال ها، عاشق آقای احمدی نژاد بوده است (عشقت را بجوم، ببخشید این من نبودم، رشته تایپ را دشمن از دستم ربود) از صبح پاشنه های گیوه را می کشد، تنبانش را تا دم گلوگاه می کشد بالا و در به در در اطراف و اکناف شهر تهران به دنبال اشخاص محروم از اینترنت می گردد(که الحق در این دوره زمانه عین خیار چنبر نوبر است). چرا؟ چون او تشنه حقیقت است. او می خواهد مغز حقیقت را در مورد آشوب طلبانی که از بیکاری سطل آشغال می سوزانند و به خانه های ملت حمله می برند، از روده ی این اشخاص بکشد بیرون. خبرها حاکی از آن است که چندین بار عده ای از همین لجن های خس و خاشاکی به خود حاجیلو حمله برده و سعی داشته اند میکروفون را به حلق وی فرو کنند که متاسفانه، ببخشید خوشبختانه و به مدد نمی دانم کی، این تدابیر ناکام ماند.

- قرار بر این است که دو کانال صدا و سیما یا سوسنش را نمی دانم، تماماً خود را وقف سریال های عهد آفتابه ای من جمله اوشین( سال های دور از خانه) و هانیکوی خودمان بکنند تا هم تجدید خاطره شود، هم بالاخره بر ما روشن شود که این اوشین چه کاره بود و ریوزو چه به سرش آمد. دوستان خس و خاشاکی که به نظر می رسد به علت نبود برنامه های مفرح مدام در خیابان ها پرسه می زنند و ایجاد اغتشاش می کنند، می توانند از این به بعد تخمه و چس فیلهایشان را از بقال سر کوچه بخرند و از صبح بنشینند سریال نگاه کنند و عشق کنند. ای خس! ای خاشاک! ای لجن! ول کن خیابان را. خبری نیست. شهر امن و امانه. الکی چرا جو را سنگین می کنی؟

- خبرها حاکی از آن است که یک نفر با چهره، صدا، تیپ و شخصیت مبدل خود را آقای شجریان جا زده، حرف های ضد انقلابی زده و به دروغ صدای خود را متعلق به خس و خاشاک خیابانی دانسته است. البته که صدا و سیمای ما خیلی تیز است و خودش این را فهمید و به همین جهت هر روز هر روز تصمیم دارد ترانه های استاد را از تلویزیون پخش کند تا جگرمان حال بیاید.

- چند روز پیش، آرشیو کامل "خانه ی سبز" طی یک سری مراسم نمادین در صحن صدا و سیما کپه شد و پس از اینکه پرسنل محترم از غیظ کلی به این کپه لجن سنگ و فضولات و لنگه کفش پرت کردند کل آرشیو را به آتش کشیدند و دورش به پایکوبی پرداختند. خسرو شکیبایی که به نظر می رسد می دانست چه خبر است و خیلی قبل تر، قلبش را از کار انداخت، اما سایر بازیگران و عوامل این فیلم اکنون در حبس خانگی به سر می برند.

- مسئولین شبکه سه به علت پخش فوتبال ایران و کره جنوبی همگی زنده زنده خاک شدند و این اقدام وطن فروشانه نیز در نطفه خفه شد. نگویید چرا چون دلیلش را می دانید. فعلاً پخش فوتبال از این شبکه ممنوع است. البته پرسنل محترم شدیداً در تلاشند تا به کمک فتوشاپ زمین فوتبال را به رنگ قهوه ای در آورند. تا آن موقع دوستان علاقمند می توانند ورزش های دیگری نظیر پرتاب دیسک، شکار ماهی با نیزه، تیراندازی از بالای پشت بام یک جایی و چاقو کشی میان جمعیت را از این شبکه تماشا کنند.

- تمامی گویندگان نفوذی که با تکیه کلام نخ نمای "سبز باشید" سعی در ایجاد اختلال و آشوب داشتند به مدد گزلیک بدست های حرفه ای که این روزها با حمله به خس و خاشاک دستشان را گرم می کنند به طرز بسیار فنی و حرفه ای مثله شدند. قرار بر این بود که از این به بعد به جای این پیام کثافت که بوی تعفنش ایران را برداشته از پیام "گوش هایتان مخملی باد" استفاده شود که البته منتفی شد. زیرا خبر رسید عده ای می خواهند با این پیام ملت همیشه بیدار را به انقلاب مخملی دعوت کنند. تف تف. بنابراین این پیام نیز به پیام "بروید بمیرید" تغییر کرد.

- قرار بر این است که شبکه چهار از این به بعد از صبح تا شب فقط حیات وحش، با تکیه بر حیواناتی نظیر کفتار، بابون و کرکس پخش کند تا همه بدانند و آگاه باشند که این حَیَوانات متوحش (هیچ هم منظورم آن هایی که شما فکر می کنید نیست) از کدام بیابان به اینجا مهاجرت کرده اند.

- برنامه ی زنده کلاً لغو. دلیلش هم روشن است. صبح می آیند زنده بروند روی و فقط روی آنتن، یک عده از خدا باخبر پلاکارد به دست در کوچه و خیابان نعره می زنند، زن و بچه ی مردم را می ترسانند و صدایشان تا داخل استودیو هم می آید. شب می آیند برنامه زنده پخش کنند، یک عده روانپریش که ظهور ماه مغزشان را مختل کرده است پشه بندشان را می گیرند دستشان، می پرند سر پشت بام و یک بند عربده می کشند و یک چیزهایی می گویند که اصلا قشنگ نیست. بی تربیت. منظورم از بی تربیت مجری های تلویزیون و کیوسک نیست.

- خیل عظیم جمعیت صف شکن این روزها اصلا معلوم نیست کجا هستند، شاید در خانه هایشان نشسته اند و گوبلن می بافند یا شاید هم دارند مثل من نتایج انتخاباتی را هضم می کنند یا شاید هم هضم کرده اند و الان دارند به زور سیلاکس دفع می کنند. نمی دانم. در هر صورت در میدان آزادی و هفت تیر و توپخانه نیستند، اشتباه نکنید. بنابراین به علت نبود این جمعیت همیشه در صحنه و همچنین به علت وحشت دوربین چی ها از حضور در خیابان (نه به علت خس و خاشاک ناچیز، به علت ترس از گرمازدگی و همچنین ترس از قهوه ای شدن نه توسط همان خس و خاشاک، بلکه به جهت دفع فضولات پرندگان مهاجر)، تعداد زیادی از فیلم های ضبط شده از راهپیمایی های دوران انقلاب 57 از آرشیو بیرون کشیده شده است تا هم کمی یاد گذشته بکنیم و هم از این سکوت مرگی که خیابان ها را فرا گرفته است و گوش را کر می کند خوفمان نگیرد.

- بنا به در خواست بینندگان عزیز که پیام خود را توسط کبوتر نامه رسان و کلاغ های خبرچین که میان هزار تا دسته (چون سیستم پیامک که کار نمی کند، در دست تعمیر است) به گوش صدا و سیما رساندند، شبکه ی خبر، این شبکه ی حقیقت پراکن، تصمیم دارد تمامی توجه خود را تمام و کمال به اخبار علمی نظیر نحوه طرز تولید میوه های گرمسیری در محیط های گلخانه ای، طرز عملکرد سیستم گوارشی پشه ی آنوفل، نحوه ی شبیه سازی الاغ و همچنین اخبار خارجی نظیر نحوه ی انجام مناسک مذهبی توسط سرخپوستان استرالیا و طرز طبخ نان سنتی توسط بومیان بورکینافاسو معطوف کند. آن چه شما خواسته اید.

این بود بخشی از اخبار درز کرده از صدا و سیما. بقیه اش را هم بگم؟ بگم؟ "بعداً میگم". شب و روزتان خوش. خس و خاشاک و لجن بمانید. "بروید بمیرید".

صنوبر | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/652

Comments

محشر بود. تصویر واقعی از اوضاع مملکتمان و بخصوص تصویر واقعی صدا و سیمای!!

Posted by: ژاله at July 1, 2009 11:06 AM

درخت سبز داند قدر باران
تو خشکي قدر باران را چه داني (مولوي)

Posted by: azadeh at June 28, 2009 10:50 AM

سلام آقای نبوی.من الان 23 سالمه.از 15 یا 16 سالگی طنز هاتون رو میخوندم.اون موقع که ستون پنجم مینوشتین.کتاب هاتونم خوندم.ممنون که در بدترین شرایط که ایران عزیزمون داره به یه ویرونه تبدیل میشه شما بهمون روحیه میدین.خوندن مطالب شما همیشه منو دلگرم میکنه و البته خنده رو میاره رو لبام.هم من هم تمام اعضای خانوادم.
دست به دست هم میدیم و ایرانی سبز میسازیم.

Posted by: asal at June 27, 2009 09:19 AM

سلام
من پیشنهاد می کنم ما از برادران فلسطینی بخواهیم که برای مقابله با برادران لباس شخصی برای ما مقداری سنگ از شهرهایشان بفرستند. چون درست است که ایران برای آنها سنگ می فرستاد ولی الان ایران به سنگ احتیاج دارد.

Posted by: رقیه at June 23, 2009 03:19 PM

salam
Magas
ro yadet rafte
:P

Posted by: ملک at June 23, 2009 02:21 PM

salam davar
mikham ye matlabe sooznak az unayi ke vaghti minevisi jigare sang ab mishe dar rasaye NEDAye iran benevisi. az to mikham chon ghalamet tavanas va az pasesh bar miay. daghe in matam inghadr sangine ke kamtar kasi jorate neveshtan peyda mikone. mige nakone ghalamam natoone in bare sangino be doosh bekeshe. pas to ke mitooni benevis. azat mikham ke ye moddat tanz nanevisi. laaghal ta 40ome NEDA va digar shohada.
movaffagh bashi
Be omide didar dar Iran.

Posted by: mmm at June 23, 2009 10:44 AM

lotf kardin jenab ba in alghab
thanks

Posted by: ملک at June 23, 2009 09:51 AM

صدا و سیما پست است. اوج پستی آن در این روزها بر همگان آشکار است وقتی داد موافق و مخالف به آسمان برخواسته است. به قول یکی از دوستان، چه طور می شود که این همه آدم عوضی یک جا جمع شوند؟

Posted by: Ali Khazaeizadeh at June 22, 2009 11:38 PM

سلام - امیدوارم این موج همچنان سبز و استوار بماند

Posted by: خس و خاشاک at June 22, 2009 10:57 PM

عالی ...سالار بود..... ولی ما چی حالی مون میشه ما گاویم. اگه نبودم خوب الان ریس جمهور بودیم...

Posted by: آقا گاوعلی at June 22, 2009 10:56 PM

مجسمه ابولهول از ترس سرتوشت سرهنگ قذافی و شایدم هیتلر بردن قایمش کردن ولي سرنوشت صدام فراموش نميكنيم
به نزديكاشم اعتماد ندارن
البته این موضوع ناشی از محبوبيت احتماليش هست

Posted by: صمـــــــــــــــد at June 22, 2009 08:19 PM

kheili bimazze bood
delam gerefte azin shab, hich chiz nemitoone mano bekhandoone , hatta tanze yakhe to mese sobhe jome ba shoma !!!!

Posted by: meysam at June 22, 2009 07:57 PM

عشق منی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Posted by: F T R at June 22, 2009 01:51 PM

Beravid bemirirde akharesh o bokhoram ...

rasty man nemidunam ki dar haghe to in jenaayato kard o be avalin chizi ke neveshty khandid ?

naghd haye jedit va neveshtehaye ehsasyt ke be khodet feshar nemiyary ke adam o bekhanduni ba faaseleye kheili ziyadi az maghaalaate tanzet ghaabele tahamol tare .

Posted by: Dozd e namus e zahra at June 22, 2009 07:12 AM

thanks

Posted by: datam at June 22, 2009 02:47 AM

Post a comment




Remember Me?