جمعه 29 خرداد 1388
جمعه 29 خرداد 1388

جناب آقای سید علی خامنه ای
اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ یافته روزهای اخیر را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی دیگر دیروز اعلام شد که سرکار خانم رجایی، همسر شهید رجایی، نخست وزیر و رئیس جمهور محبوب آیت الله خمینی را در حرم حضرت معصومه دستگیر کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر به ظلم و بی عدالتی که بر این ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی و نخست وزیر سابق خودتان بر اساس شواهد بسیار و قرائن بیشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظیر غصب شده و شما پیش از آنکه حتی پیرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائید کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائید زدید و با همین کار، هم از وظیفه قانونی تان تخلف کردید و هم شرط " عدل" را که از شروط اصلی ولی فقیه است، زیر پا نهادید. اینها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانید چه می کنید؟ می دانید به کجا می روید؟
آقای خامنه ای!
مرا به عنوان یکی از نویسندگان سرشناس ایرانی می شناسند، برخی بر این کلمه " خوب" را هم می افزایند، یکی از اینها روحانی شریفی است که هفت سالی قبل که از زندان بیرون آمده بودم گفته بود " آقا گفته اند تو و فلانی نویسنده های خوبی هستید، چرا نمی نویسید؟" و این زمانی بود که تازه از زندان بیرون آمده بودم به جرم نوشتن و روزگارم بخاطر حفظ حرمت همان قلمی که خدای به آن قسم خورده بود و قاضی شما بی حرمتش کرده بود، ویران بود و هنوزم بر این باور بودم که قلمم می تواند جز هدیه کردن لبخندی به ملت شاید کاری دیگر هم بتواند بکند. خوانده بودم روایت شاعرانه و مسحور کننده عبدالفتاح عبدالمقصود را از زندگی " علی بن ابیطالب" و قصد کرده بودم که سه چهار سالی از زندگی ام را بگذارم برای نوشتن زندگی امام حسین.
این وسوسه تنها در من کافر نبود که سرگذشت آن بزرگان را بسیاری از هم قبیلگان من نوشته اند، از همان عبدالفتاح عبدالمقصود بگیر تا شاعران و نویسندگان بزرگ ایران و عرب و حتی نویسنده بزرگ ایرانی مرحوم غلامحسین ساعدی که می خواست " مقتل" را بنویسد و ما همگی بیش از آنکه اهل شریعت باشیم، سرگشتگانی بودیم که با خدای خویش عاشقانه به مهر و قهر بودیم، نه چون رفقای شما که بندگی و بردگی منش و روش شان در مواجهه با خدای است. من به قول آن پیر، بینوا بندگی سربه راه نبودم، و راه بهشت مینوی من بزروی طوع و خاکساری دیگران نبود، اما جای آفتاب را می دانستم و کلمه را می شناختم و می دانستم که آن کسی می تواند راوی شرق باشد که خورشید عشق در دلش طلوعی کرده باشد، نه آنان که تمام روحشان را شب گرفته است و کلمات شان غروب می کند وقتی که روایت را آغاز می کنند. اما نشد، نشد و نشد آن کار که بشود. داروغگان و شحنگان دستگاه داغ و درفش چنان کردند که رخت بر بستیم از وحشت زندان سکندر و خراجات سنگین تان را هم تاب نیاوردیم و حالا گرفتاری ماست و این غول های بیابان. که می بینید هر چه باشند از آن راهزنان خیابانی چکمه پوش و چماق به دست شریف تر اند.
باری، شرح خویش را دادن مقصد من نیست، اما بهانه ای است که فراموش نکنید که کدام کس با شما سخن می گوید. چند سالی قبل نیز کاری کرده بودید و من نیز به خشم چیزی نوشته بودم و اسباب زحمت برای من شد و چنان که گفته اند اسباب کینه برای شما. که می گویند کینه های تان سخت است و از دل برون نمی رود، وقتی که آمد. و لابد باید که باز حکایت این روزها را می شنیدم و تصویرش را که در هر رسانه بازتابیده می دیدم و لب سکوت به دندان می گزیدم و راه خاموشی برمی گزیدم...... اما و اما، که این بار گوئی کار چنان از دست بشده است که سکوت معنا نمی دهد، وقتی سه میلیون نفر نفرت شان از بی عدالتی و ظلم را در حد فاصل انقلاب و آزادی در سینه حبس می کنند و تنها به اشارت انگشت داستان پیروزی دزدیده شده شان را می گویند.
خون را بنا نبود بریزید که ریختید و حد را بنا بود نگه دارید که نگه نداشتید و حرمت را بنا بود حفظ کنید که بی حرمتی کردید و با بی انصافی و بی هیچ عدالتی حق ملتی را پایمال کردید. پایمال کردید حق میلیونها آدم را و بعد مرد دروغگوی شهر بی شرمانه یک ملت بزرگ و شریف را " خس و خاشاک" نامید، همو که غلام حلقه بگوشی بود و خریدیدش، به قیمت فروختن همه آنان که از بزرگان آن قبیله بودند. نمی گویم که عقل، نمی گویم که عدل، نمی گویم که شرافت، نمی گویم که درایت، نمی گویم که هشیاری، نمی گویم که مصلحت داری، نه، اینها را بگذاریم و بگذریم، می پرسم که قیمت را چرا درست حساب نکردید؟
می گویند هر چیزی قیمتی دارد، و می گویند هر چه بگیری چیزی می دهی. حساب نکردید این که می گیرید قیمتش چقدر است در مقابل همه آنچه می دهید؟ این غلام بچه ای که در بازار مکاره دروغ و فریب مفت هم گران است، به چه قیمت خریدید؟ به قیمت سرشکستن و زبان بریدن و زخم زدن بر تن ملت خودتان؟ به قیمت کشته شدن خلقی شریف و مردمی آزاده که تنها حق شان را بر اساس قول خودتان می خواهند؟ به قیمت طعن و لعن و نفرین میلیونها انسان که از ترس قداره بندهای چکمه پوش و ریشوهای بی ریشه قمه به دست و نفر بر های ضد شورش در سکوت راه می روند و هیچ نمی گویند تا حداقل در این ساعات سکوت کمی به خودتان فکر کنید؟
این غلام بچه را خریدید به قیمت به آسمان رفتن صدای آلله اکبر میلیونها آدمی که حق شان را ظالمانه نقض می کنید؟ یک بی لیاقت بی ادب را چون موجودی وحشی به جان این ملت انداختید و سگان را رها کردید و سنگ های بنای حکومت خودتان را بستید و رئیس مجلس خبرگان تان را در حصر نگه داشتید؟ حداقل حق همسایگی ده بیست ساله و رفاقت چهل ساله با هاشمی را نگه می داشتید، یعنی واقعا به هیچ رفیقی نیاز ندارید؟ آن شنیدم که گفته اید آنان که به خیابان می آیند مسوول جان شان خودشان هستند، چرا؟ آیا خیابان های کشور ملک طلق مرحوم ابوی شماست؟ آیا مردم حق ندارند در خیابانهای شهر از حق شان دفاع کنند؟
آقای خامنه ای!
شما که به آخرت اعتقاد دارید! نمی خواهم به روزهای محشری که در تهران به راه افتاده فکر کنید، به روز محشر آن جهان که باور دارید؟ نمی خواهم به آشکار شدن اسرار یک دروغ ساده لوحانه که ملتی باورش نمی کنند و سرانجام آشکار خواهد شد باور کنید، حداقل به " یوم تبلی السرائر" که اعتقاد دارید؟ چطور می توانید در آن قیامتی که لابد باورش دارید با استاد و معلم تان آیت الله خمینی مواجه شوید و بگوئید که تمام اهل بیت اش را از بیت تان راندید؟ و هر که او از خود می شمرد، جزو غیرخودی ها بشمار آوردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که در حکومت عدل شما همسر رئیس جمهور محبوب او رجایی را زندانی کردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید حق نخست وزیر او را که محبوب ترین رجل اجرایی کشور نزد آیت الله خمینی بود، انکار کردید و حق مرد صدیقی مانند موسوی را پایمال کردید و دروغگویی چاپلوس را بناحق به جایش گماردید؟
چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که هاشمی رفسنجانی را که امین ترین اصحاب خمینی بود، در حکومت تان دزد خواندند و فرزندانش را ممنوع الخروج کردند و شما هیچ نگفتید و خوشحال هم شدید؟ چطور می توانید با سردارانی که برای دفاع از ایران در جنگ بشهادت رسیدند مواجه شوید و به آنها بگوئید که خانواده های آنان که امانت شان نزدتان بودند، از خود راندید و مشتی دروغگوی ریاکار را به آنها ترجیح دادید؟ چطور می توانید به آیت الله خمینی بگوئید که بهترین شاگردانش را در تنگنا گذاشتید و یک مشت روحانی قدرت طلب را تنها به این دلیل که شما را دوست می داشتند، بر آنان ترجیح دادید؟ لابد زمانی هست که تا پیش از آن روز به همه این سووالات پاسخ بدهید. شاید به من بگویند که همچون منی که به هیچ چیز اعتقاد ندارم چرا نگران شمایم، نه، من نگران شما نیستم، فقط می خواهم بگویم که همه چیز به این آسانی تمام نخواهد شد. آنها که بارگه داد بودند، از ایوان مدائن شان هیچ نماند، شما می خواهید با این خیابان پاستور چه کنید؟
جناب خامنه ای!
در این روزها صداهایی در شهر بلند است. بشنوید. سی سال قبل مردی دیگر بر صندلی اقتدار این کشور نشسته بود که صدای ملت را دیر شنید، دیر شنید و وقتی شنید قول داد که انتخابات بعدی را عادلانه برگزار کند. اما کار به جایی رسید که برای یافتن گوری هم در این دنیای پر قبرستان سرگردان بود. البته چنان کرده ایم و کرده اید که مردمانی برایش دایم آرزوی آمرزش می کنند و صدبار توبه می کنند که چرا چنان کردند. اما وقت همیشه نیست. گاهی پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. وقتی توفان آغاز شد، نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان. من نگران تغییر حکومت نیستم، نگران خونهایی هستم که ریخته خواهد شد، اگرچه اکنون نیز خون بر سنگفرش های خیابان نشسته است. از عاقبت ظلم بترسید.
ظلم را مردمان برنمی تابند، آتش شان می زنید زبانه می کشند، می زنیدشان فریاد می زنند، بر سرشان می ریزید رودی می شوند و جاری می شوند و کاری می شود که دیگر از هیچ کاره ای هیچ کاری نیاید. با ظلم حکومت کردن نمی شاید. شاید گفتنش بد نباشد و این سخن را هرگز فراموش نکنید که آن بیت، حصن حصینی نیست که تا ابد آباد بماند و آن حرم را چنان محترم نگاه نداشته اید که وقتی شمشیردارتان همه را بزند، مردمان مقیم حرم بمانند. حکومت جمهوری اسلامی از مسیری دشوار گذشته است، باور نکنید که هماره و با هر ظلمی که بر مردمان برود، تسلیم و رام می مانند. در این انتخابات از صد نفر از بزرگان همین حکومت حداقل هفتاد نفرشان پشت سر میرحسین موسوی بودند و به زحمت بیست نفرشان پشت سر احمدی نژاد، مردم به موسوی رای دادند، شما با تائید تقلب بزرگ انتخابات چنان کردید که هفتاد درصد حکومت هم توسط خودتان حذف شده است. بترسید که اگر هر فرمانی بدهید، حتی اعضای نزدیک به شما هم امرتان را مطاع ندانند.
آقای خامنه ای!
آنچه در این انتخابات رخ داد، تنها یک دروغ بزرگ نبود. دروغی چنان بزرگ و موهن که اثباتش از انکارش بسیار ساده تر است. آنچه مردم را عصبانی کرد و به خیابان کشید، وقاحت و بیشرمی بی حد رئیس جمهور در انکار همه واقعیت ها جلوی دوربین تلویزیون بود، او بدون اینکه به شعور مردم احترام بگذارد، حتی به قدرت محاسبه ریاضی مردم هم بی احترامی کرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که رئیس جمهور اینقدر ارزان رای و فکر مردم را می خواست بخرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که او به چشم مردم هم دروغ گفت و به آنان گفت چیزی را که می بینند اتفاق نیفتاده است. آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد این نبود که چرا در شمارش آرای مردم تقلب شد، این بود که چرا آرای مردم اصلا شمارش نشد. آنچه مردم را عصبانی کرده است این است که رئیس جمهور میلیونها ایرانی مخالف خودش را خس و خاشاک نامیده است. آقای خامنه ای! ما آدمیم، خس و خاشاک نیستیم.
از سوی دیگر آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که بعد از 28 سال به روی جمعیت خیابانی شلیک شد، فقط بخاطر اینکه آنان حق قانونی شان را می خواستند. پلیس مردمی را کشت که در کمال سکوت و آرامش چهار ساعت در خیابان راه رفته بودند. شوربختانه دولت در این چهار سال آنقدر پول نفت داشته است که همه اراذل و اوباش را به لباس شخصی های دولتی تبدیل کرده است. آنها هستند که با قمه و باطوم به جان مردم افتاده اند.
در این انتخابات حرمت شهدای جنگ هم شکسته شد، حرمت کسانی که مردم آموخته بودند که آن بزرگان فداکار حافظ ناموس مردم بودند. در این انتخابات حرمت روحانیت و مرجعیت هم شکسته شد. ما به این حرمت نیاز داشتیم و داریم، همیشه باید خانه ای باشد که بتوان از دست ظلم به آن پناه برد. آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که به 26 سال از زندگی سی ساله جمهوری اسلامی و به تمام رهبران آن، جز شخص شما، بی احترامی شد. و البته تاریخ به یاد ندارد که حکومتی چنین با خود بیرحمی کرده باشد، تنها بخاطر اینکه انتخاب شخصی دیگر را تاب نمی آورد. آقای عزیز! آنچه بی حرمت شد چنان بزرگ است که براحتی نمی توان از آن گذشت. اما از همه چیز مهم تر این است که شما، با حرمت شکنی روحانیت و دانشگاه و ملت و مجلس و انقلاب و جمهوری اسلامی خودتان را بی حرمت کردید، آیا ادامه عمر دولت احمدی نژاد ارزش این همه بی حرمتی را داشت؟ آیا بخاطر این دولت بی لیاقت که هر روز میلیونها نفر نفرینش می کنند، تا کجا حاضرید بمانید؟
آقای خامنه ای!
بسیاری از سرداران جنگ، بزرگانی اند که حاضر نیستند دروغی به این بزرگی را بپذیرند، آنها اوباش گردن کلفت نیروی ضد شورش نیستند که مثل سگ هار به جان ملت بیفتند، مطمئن باشید در روزی که دور نیست، آنان در کنار مردم خواهند ایستاد. آنانی که بخش از جان شان را برای دفاع از ملت فدیه کرده اند، روبروی ملت نمی ایستند. کارکنان دولت نیز غلامان حلقه به گوش رئیس جمهور نیستند، حتی به کارکنان وزارت اطلاعات تان هم اعتماد نکنید، آنها هم حاضر نیستند از دروغی به این بزرگی دفاع کنند. و از همه مهم تر ملتی هستند که راه خیابان ها را یاد گرفته اند. این ملت دیگر از هیچ کس نمی ترسند.
متاسفانه یا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته اید که دیگر هیچ صدایی جز صدای ملت در شهر شنیده نمی شود. نه صدای آمریکا، نه صدای انگلیس، نه صدای اسرائیل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازیت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان باید بگویند؟ در شعارها می گویند، نمی شنوید؟ سه میلیون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنوید؟ بر کاغذهایی که در دست شان است، می نویسند، نمی خوانید؟ بر دیوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بینید؟ آیا شبها صدای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را نمی شنوید؟ چگونه باید بگویند تا بشنوید؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که یک سال وزیر خارجه و هشت سال نخست وزیر دوران جنگ و بیست سال عضو مهم ترین ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهید داده اند. نمی بینید؟
کاری که باید بکنید کاری ساده است، باید حق مردم را به آنان برگردانید، همان چیزی که هر انسان شریفی از آن دفاع می کند. انتخابات را باید باطل کنید تا مردم آزادانه انتخاب شان را بکنند. این همه چیزی است که مردم می خواهند، اگر این را ندهید، آن وقت ممکن است مجبور بشوید چیزهای بزرگتری را بدهید. مردم ایران با شنیدن خطبه های نماز جمعه شما عصبانی و خشمگین شده اند ولی متانت شان را از دست نمی دهند، آنان به راهپیمایی های گسترده شان ادامه می دهند. آنها بدون نفرت و خشم حق شان را می گیرند. آقای خامنه ای! مردم بزرگوار ایران قدرتمند تر از آن هستند که فرض می کنید، آنها به خیابان آمده اند، در خیابان می مانند، حق شان را می گیرند و شما را هم سر جای خودتان می نشانند.
در جهان گورستانهای بی شماری است که در آن مردانی خفته اند از قبیله سیاست، که چیزی شبیه به همین حرف های شما را زده اند، آنان یک چیز را فراموش کرده بودند، و آن اینکه شترهای مرگ در کاخ و بیت رهبران هم می خوابند. هیتلر و استالین و پل پت و لنین و شاه و آیت الله خمینی مردند، شما هم بالاخره می میرید. وقتی مرگ بزرگان فرا می رسد دو واکنش در عموم مردم ایجاد می شود، گروهی برمزار مرد بزرگ می گریند و گروهی دیگر نفرینی ابدی را نثارش می کنند.
آقای عزیز! تا مرگ نرسیده است و دچار نفرین ابدی مردم نشدید، حرف تان را پس بگیرید و بگذارید همان خامنه ای معمولی باشید، آدمی که مردم او را یک آدم بی قدرت، پر کینه و بدون موضع مشخص می دانند، یک رهبر ضعیف که شاید بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنید که ادای بزگتر از خودتان را در بیاورید و دستور کشتن بدهید، ما باورتان نمی کنیم، شما این کاره نیستید برادر. مردم هم اینقدر ترسو نیستند، مردم ایستاده اند و اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد.
ابراهیم نبوی
29 خرداد 1388
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/649
سلام
تاثیر قلم از شمشیر بیشتر است.
درود بر قلم کوبنده شما.
Posted by: میلاد at August 6, 2009 01:55 AM
آقای نبوی معنی این نامه ی شما به خامنه ای اینه که شما فکر می کنید ایشون نمی دونن؟
یکی از اقوام ما که خلبان هستش میگه که اگه خامنه ای بدونه حقوق ما چقدره از ناراحتی سکته می کنه... شما واقعا فکر می کنی ایشون نمی دونه؟
Posted by: محمد at August 4, 2009 04:40 PM
salam aghaye nabavi.omidvaram ke khub bashid.kheili khoshhalam az in ke bloge shoma ro peyda kardam va mitunam ba shoma dar tamas basham.
man iran nistam vali az tarighe blog be bachehaye iran etela resani mikonam va az matalebe shoma ham estefade mikonam.
matni ke bad az sokhanranie aghye khamenei neveshte budid ro too blogam neveshtam va balatarin view ro dasht.va albate balatarin comment.
kheili az kasani ke in matlab ro khundan omidvar shodan va enerji gereftan va be jaye shoma az man tashakor kardan.
ja dare man az tarafe hameye kasani ke ba matalebe shoma enerji gereftan,omidvar shodan va fahmidan ke aghaye khamenei yek adame mamulie ke khodesh va atrafianesh azash bot sakhtan az shoma samimane tashakor konam.
ma be afradi mesle shoma hamishe niaz darim .chon donyaro ye jure dige mibinid.
va az khoda motshakeram ke in tavano be shoma dad.
ba arezuye salamati baraye shoma va khanevadeye mohtarametun ,omidvaram be hameye arezuhatoon beresin,va be omide azadi va sarbolandie iran va irani.
I LOVE YOU
Posted by: parisa at June 22, 2009 04:23 PM
آقای نبوی مثل اینکه یکی از دوستان کم انصاف ازای میلم استفاده کرد وبانام من در مطالبی در وب لاگتون فرستاد که من آنرا تکذیب میکنم بطوری که در روزهای اخیرهرچی فحش و نفرین بودبرای ای میلم حواله شد که جای تاسف است. من به هیچ گروه یاتشکیلاتی تعلق ندارم وسرم تولاک خودم است و از افرادی بودم که به آقای موسوی رای دادم.امانه از اون افرادی که جهت ضدیت بانظام به ایشان رای دادند .بلکه بخاطر افکار فراجناحی شان که هم به اصول انقلاب و قانون اساسی معتقدندو هم اصلاحات اساسی واقتصادی را مدنظر قرار داده اند. وهمانطور که خود ایشان گفتند حساب بچه بسیجی ها و حزب ال..ازیک سری افراد تند رو آنارشیسم جدااست.بسیج فدایی ملت است.نه اینکه با چوب وچماق وگلوله به جان جوانان مملکت بیفتد.من نمیدانم این روزها چه اتفاقی دارد میافتد ولی همینقدر میتوانم بگویم که بیشترین ضربه راآن بچه مسلمون های خاکی دارند متحمل میشوند که تمام اعتقادات و آرمانهای والاشان موردفحش و نفرین قرار گرفته و بزرگترین سود را از این وقایع دشمنان قسم خورده این انقلاب و این ملت برده اند.به هر حال هرکس که آکاهانه یا نا آگاهانه این فجایع را می آفریند بزرکترین خوشخدمتی را به آمریکاواسرائیل کرده است.رامین
Posted by: رامین at June 22, 2009 03:06 PM
آخرش یه شب ماه میاد بیرون
از سر میدون رد می شه خندون
یه شب ماه می آد
یه شب ماه می آد
Posted by: hafez at June 22, 2009 03:01 PM
salam bar tannaz khosh gharihe iran
payanda va pirooz bashi makhlase kalam inke jana sokhan az zabane ma migooee.
ostad aziz ghadam ranje kon webloge in haghir ra be ghadame tavanayat biyarayin ham adreses khaneye ma
amerhosseini.persisnblog.ir
bi sabrane montazeram.
سید عامر حسینی
Posted by: amer hosseini at June 22, 2009 02:57 PM
با خواندن این متن برای چندمین بار در این روزها اشک در چشمانم حلقه زد ولی این بار طور دیگری بود. فقط میتونم بگم سپاسگذارم...
Posted by: amir at June 22, 2009 01:28 AM
ایکاش شما که بسیجی بودین اینجا بودین میخواستم ببینین اینا سوسولن سوسول شمأین که با چماق میزنین با دست خالی میخورین دردتون میاد
شمأین که انقدر ترسوین که با اسلحه آدم میکشین که نیان یموقه بزننتون
خاک بر سر ترسوتون خاک بر سرتون که دم از خدا شناسی اوو اسلام میزنین اما برای مال این دنیا آدم میکشید
Posted by: alef alef at June 21, 2009 10:59 PM
مردک بچه هاشو واسه جانشینی خلافت تو آب نمک خوابونده
نه عکسی نه حضوری شدن مثله ملا عمر
دنیای حسادت کینه و عقده رهبر و هدفش ایجاد چند دستگی در صفوف مردم
Posted by: شهرام at June 21, 2009 07:10 PM
طبق امار در سیدنی چیزی کمتر از 500 نفر رای دادن. حتی از یک کشور با جمعیت ایرانی به این کمی هم نگذشتند. جناب رامین ، چرا این وسط نقش پیامبر میرسه به خامنه ای؟ چرا موسوی مثلا علی نیست که 20 سال سکوت کرده؟ اونوقت خمینی کی میشه؟ خود خدا؟ دلیلاتون هم همیشه داستان و مغلطه است. دلایل تقلب می خوای. بذارید طرفدارهای موسوی توی تهران اجتماع داشته باشند. سوسول های سبز پوش رو هم برام معنا کن؟ همون خس و خاشاک میشه معناش؟ طرفدار به قول تو اسلام واقعی چاقو و قمه و زنجیر و باطوم و تفنگ احتیاج نداره. متاسفم که خودت رو به خواب زدی. چون اگه واقعا خواب بودی بیدارت میکردم.
Posted by: مژده از استرالیا at June 21, 2009 06:52 PM
معمارشهربشتاب خانه مان مورد هجوم موريانه ها قرارگرفته است !
Posted by: azadeh at June 21, 2009 06:32 PM
(Sorry to send this text in "Pinglish)
Jenab aghaye nabavi
ba doroodo eradato sepas az tamamie asaretan ke aknoon davazdah salist az khandaneshan mahzooz shode va mishavam
Hafteye gozashte pas az ashkar shodane khyanate be raye mellat ba rezayat va shayad hatta dastoore mostaghim rahbar, nakhostin fekri ke be zehanm ressid negashtane namei be rayis majlese khobregan baraye darkhaste eghdam bood va gerd avarye emza az tamamye iraniane negaran az vapashie nezame jomhoorye eslami va pey amad haye bi goman nagovare an
matne zir ra az in bab tahye kardam vali ta emrooz derang kardam ta bebinam kar be koja mikeshad, aknoon an ra baraye shoma miferestam ta dar soorate salah did va ba tavajoh be emkanate shoma dar shabake, eghdame lazem soorat girad
ba arze eradate dobare
SH.H.Abadi
عریضه سرگشاده به ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
محضر ایت الله هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان
با سلام و ادای احترام :
از مصیبت الیم و جفایی عظیم که این چند روزه بر ملک و ملت رفته و می رود لا جرم مستحضرید. البته جنابعالی به گواهی گفتار پندامیز و کردار تامل انگیز خویش در هفته ای از این پیش, دسایس چیده شده و تمهیدات اندیشیده شده برای ممانعت از اعمال نظر و تحقق امل ملت در تعیین رئیس دولت را به فراست دریافته بودید و در حد مقدورات و به رغم محذورات در پیشگیری از این فتنه کوشیده . لیکن دریغ و افسوس که اتش کلام شما در اهن سرد نگرفت و میخ اهنین در سنگ نرفت و شد انچه نمی بایست و بدانجا کشید کار که نمی شایست و اینک شاهدیم که جمعی کثیر از مردم که رای خویش را ضایع می یابند و حق شان را پامال, از سر استیصال راه کوچه و خیابان در پیش گرفته اند تا بانگ اعتراضشان را به ای نحوکان به گوش رسانند. در این میان بس شگفت اور و تاسف بار, شتاب رهبری است در تصدیق موکد نتیجه ی این انتخابات و تصریح ایشان به برگزاری اش در کمال صحت و امانت, حتی پیش از پایان مهلت گزارش تخلفات احتمالی از سوی بازرسان و طرح شکایات نامزدهای به ظاهر ناکام و رسیدگی و اعلام نظر شورای نگهبان . از دو حال بیرون نمی تواند بود . یا ایشان بر شبهه ناکی این نتایج و خدشه ی روند انتخابات واقف است لیکن از فشار ذینفعان و تهدیدشان بر جاه و جان, خائف, و یا خود صحنه گردان این نمایش سخیف و بازی عنیف است و "انتصاب"نامزد مطلوب خود را بر کرسی ریاست جمهورعزم کرده; علی ای حال یا عدول از مرز شجاعت نموده و یا خروج از خط عدالت کرده و به هر روی, اشکارا فاقد یکی از شروط لازمه ی صلاحیت ولایت گشته, پس بر شماست که از مقام ریاست مجلس خبرگان رهبری به ادای تکلیف قانونی برخیزید . اینجانبان از جایگاه بی پناه شهروندی دردمند و مسلمانی نگران بیمناک از اینده ی نظام یادگار امام, جمهوری اسلامی ایران که بر پایبندی خلل ناپذیر خود بر ان هم در اینجا تاکید می ورزیم و همگان را به التزام بدان می خوانیم, از باب واجب شرعی و وظیفه ی ملی, امر به معروف و نهی از منکر, از شما استدعای اکید داریم که بی واهمه از غوغای رهپویان خودکامگی, مستظهر به رای ملت که همانا امام را میزان بود, با تشکیل اجلاس فوق العاده ی مجلس خبرگان رهبری در این موقع خطیر, به بازبینی و سنجش کفایت رهبری کنونی و بررسی و داوری عملکرد وی و منصوبانش بنشینید و در صورت احراز دخالت صریح یا رضایت به تلویح ایشان در دستبرد به ارای ملت برابر با تکلیف شرعی, میثاق ملی و قانون اساسی با نهایت شهامت حکم بر رفع این شنعت و دفع این فتنت دهید که عن قریب دامان نظام را ملکوک ساخته و مشروعیتش را مشکوک .
باشد که اینچنین با جلوگیری از درافتادن کشور به استبداد و گرفتاری نظام در انسداد همچون همیشه نقش محوری خود را در عبور مملکت از بحران ایفا کنید و نیز حقوق ملت را استیفا. در این امر خطیر و موقع باریک به حمایت مردم اگاه وطن خواه و اسلام پناه توسل جویید و البته پیش از هر چیز بر خداوند متعال, توکل, که بی گمان هم اوست نعم الوکیل .
ان اریدالاالاصلاح مااستطعت وما توفیقی الابالله علیه توکلت و الیه انیب 25/3/1388
Posted by: shahram H Abadi at June 21, 2009 06:29 PM
سلام آقاي نبوي
ممنون از اين كه حرف دل ما رو زديد. من واقعاً براي جوونهايي كه دارن كشته ميشن ناراحتم اميدوارم فقط خدا بهمون كمك كنه
Posted by: shirin at June 21, 2009 03:33 PM
سلام به شما و قلم زیبای تان
آقای نبوی عزیز فقط شما می توانستید اینطور زیبا و به جا حق مطلب را ادا کنید
Posted by: neda at June 21, 2009 03:24 PM
چیکار کنم خیلی دوست دارم تا حالا نه از شما ونه از هیچ کس دیگه ای حرفای به این قشنگی د رسایی نخونده و نشنیده بودم دمت گرم امید وارمون کردی
Posted by: ارمیا at June 21, 2009 01:11 PM
سلام آقای نبوی این مطلب و مطلب امروز شما را در سایت روز خواندم . من به عنوان کسی که در تمام این روزها حضور داشتم باید بگویم مردم به هماهنگی و مدیریت نیاز دارند همه آن چیزهایی که شما در مطلب امروز خود گفتید بسیار کار گشا و خوب است ولی همه اینها می بایست از یک جا به صورت مدون جز به جز به مردم گفته شود تا مردم با هم حرکت کنند و نتیجه بگیرند. اگر هماهنگی و رهبری وجود نداشته باشد و همه جدا از هم یا در گروههای کوچک کارهایی که شما گفتید انجام دهند ثمری جز کشته شدن بیکار شدن یا ضربه خوردن و در نهایت یاس و ناکامی برای کل حرکت چیزی در بر نخواهد داشت . اگر می خواهید چیزی به آقای موسوی بگویید به او بگویید که این وظیفه مهم را انجام دهند که در غیر اینصورت به آینده این حرکت حداقل در کوتاه مدت نمی توان امیدوار بود.
Posted by: Hamed at June 21, 2009 12:32 PM
ما دیگه خسته شدیم.خیلی خسته. از این همه دروغ از این همه ظلم از این آخوندا از این رهبر از این دین از این اسلام حتی کاری باهامون کردن که از خداو پیغمبر هم دیگه بریدیم. پس کی این سلسله ظلم تموم میشه پس کی این حروم زاده ها دست از سر این مردم و مملکت بر میدارن.این زنازاده ها کی پاشونو از روی گردن ما بر میدارن؟ من 31 سالمه تا دیدم ظلم مذهبی دیدمو و دروغ. به خدا خسته شدیم. خسته خسته
Posted by: فرشاد-اصفهان at June 21, 2009 11:58 AM
آقای نبوی
زمانی که اولین صحبت های احمدی نژاد از شبکه ی خبر را شنیدم برایتان نوشتم که از این آدم هر چه بگویید بر می آید گفتم که عرق روی ستون فقراتم نشسته و استرس گرفته ام. اما شما توجه نکردید . ای کاش قبل از انتخابات کمی بیشتر این دغدغه را با خوانندگانتان مطرح می کردید. اگر برای شما نوشتم به خاطر این بود که دست من به جایی نمیرسد اما صدای شما می رسید. ما باید پس از رای دادن توی خیابان ها می ماندیم تا جرات تقلب را از آن ها بگیریم!
Posted by: Babak at June 21, 2009 09:48 AM
ای کاش خامنه ای سواد اینترنت داشت و خودش سایت ها را جستجو میکرد و این مطالب را می خواند. اطرافیانش هم که این مطالب را به او نمی رسانند....
Posted by: بهزاد at June 21, 2009 09:08 AM
دوستان
در وب سایت این مردک (خامنه ای) محلی وجود داره که میشه مستقیما برای خود جنایتکارش پیام فرستاد. من در ئی میلی لینک مطلب ابراهیم عزیز را برایش فرستادم. پیشنهاد می کنم همه مردم ایران به وب سایت این چنایتکار رفته و نظراتشون را برای او ارسال کنند شاید ذره ای شرف و انسانیت که البته بعید می دانم در وجودش باقی مانده باشد و دست از کشتار مردم بردارد. آدرس
www.leader.ir
Posted by: شهرام at June 21, 2009 07:10 AM
Aghayeh rahbar chera khon mardom bigonah ra mirizi magar nemigi ahmadi nejad 24000000 ray avardeh khob mardoom chizeh badi keh nemikhan migan yek bar digeh raii giri kon ba hozoor namayandeh bitarf khareji in agha keh 24 milion raii avardeh dobareh ham miraeh pas tars az chi dari.dovoman magar shoma hokomat adl Ali ra namayandegi nemikonid!? Hazrat Ali ba in keh az taraf payambar beh onvaneh janeshin moaraefi shod vali chon mardoom nakahstanesh hich vaght beh zoor motevasel nashood va khoni narikht va goft in hokomat barayeh man az yek lengeh kafsahm bi areshtareh?!!
Posted by: Rosatam at June 21, 2009 06:49 AM
Be omide azfi Iran va sar bolandiye dobareye melat Iran. Merci, merci,merci
Posted by: Sarah at June 21, 2009 05:57 AM
bazam benivis ostade khubam....bazam
Posted by: marzi at June 21, 2009 04:26 AM
هان ای علی رهبر از دیده عبر کن هان
هر رهبر خائن را آیینه عبرت دان
یک ره ز ره غیرت در کار وطن بنگر
در خاک شده میهن بر باد شده ایران
بر جای بزرگان بین بنشسته تنی سفله
دردی بتر از مرگ است کان را نبود درمان
بر جای مصدقها محمود زده تکیه
بر جای فروغی بین حدادک ابجد خوان
دزدان پی دزدان بین در پیش و پس رهبر
نی رهبر اسلام است این راهبر دزدان
نی ارث پدر بودت این خاک پر از گوهر
تا بین دغلبازان تقسیم کنی ارزان
سهمی هبه واعظ سهمی هبه عسگر (واعظ طبسی و عسگر الاغی!!)
باقی وطن آن بوزینه آرادان
ای خاک بسر بنگر چون شعبده می سازند
مصباح فرومایه با جنتی نادان
کشتند جوانان را اوباش به نام تو
ای رهبر اوباشان ای مفتی بی ایمان
نشئه است علی زیرا خورده است بجای می
از شیره تریاک ملا عمر افغان
آن شاه قوی شوکت دیدی که چسان افتاد؟
برتر که نه ای از او دشوار مکن آسان
با آن همه کر و فر خوف است تورا همسر
ای پشه چه می تازی در عرصه سیمرغان
از شهوت قدرت بین کور است دل رهبر
این باد که میکارد فردا درود طوفان
Posted by: شمس at June 21, 2009 03:44 AM
آقای نبوی عزیز
حرف دلمان را زدی. دل و دمت گرم! امروز جمله جالبی شنیدم برای شما هم نقل می کنم. امام خمینی وقتی به ایران آمد در بهشت زهرا برای میلیونها مردم سخنرانی کرد و گفت: من به پشتوانه این ملت تو دهن این دولت می زنم و سی سال بعد جانشین او گفت: من به پشتوانه این دولت تو دهن این ملت می زنم. دردناک است.
Posted by: اکبر at June 21, 2009 03:39 AM
اقای رامین از استرالیا.
تا جائی که یادمه ایشان را مجلس خبرگان رهبر کرد و حکمی از طرف خدا نداشتند. ایمانت را سر هیج نباز
Posted by: ستایش at June 21, 2009 02:45 AM
مگر نمیگویید علی گفته است 3 گروه از آدم ها در آتش جهنم میسوزند ظالم مظلوم وشاهد ظلم چرا ظالم برای ظلمش مظلوم اگر در برابر ظلم بر نخیزد شاهد ظلم هم بخاطر مشاهده ظلم و شکوتش آقایان زور مدار اگر مسلمان راستین باشید میبینید که چرا موسوی چرا مردم و چرا مردم جهان همه یکصدا خامنه ای و احمدی نژاد را ناخق میدانند و ایمان داشته باشید گلوله های شما به چشمان باز در حسرت آزادی اش قسم که بر قلب های ما بی اتر است از حق خود نمیگذریم بگذارید و مردم را به مردم واگذارید کاری نکنید که فرزندانتان را به روز سیاه بنشانید تا اینجایش هم زیاذ است خو دانید
Posted by: دارا at June 21, 2009 02:42 AM
ابراهیم عزیز برای شما و همه دوستان سلامتی آرزو می کنم
و به رامین از استرالیا باید بگم جوووووون خوش بحال آقا که تورو داره!
Posted by: سعید at June 21, 2009 02:40 AM
حق مطلب گفتید
Posted by: reza at June 21, 2009 02:24 AM
eykash shoma ke basiji boodin inja boodin mikhastam bebinin ina sosolan sosol shomaein ke ba chomagh mizanin ba daste khali mikhorin dardeton miyad
shomaein ke enghadrar tarsoein ke ba aslahe adam mikoshin ke nayan yemoghe bezananeton
khak bar sare tarsoton khak bar sareton ke damaz khoda shenasi o eslam mizanin amma baraye male in donya adam mikoshid
Posted by: adidas at June 21, 2009 01:42 AM
سی سال دروغ را تحمل کردم دیگه به آخر خط رسیدم دیگه نمی تونم به این ننگ ادامه بدم من آماده مرگم شاید با اون کمترین کار را برای نابودی این بیشرم ها بشه کرد تافرزندان ما در جای بهتری زندگی کنند و بغض وکینه وتحقیر توگلوی بچه هامون نباشه..
Posted by: بی نام at June 21, 2009 01:27 AM
فوق العــــــاده بود....
به اميد فرداي بهتر
Posted by: ميلاد at June 21, 2009 01:27 AM
سلام آقاي نبوي مي خواستم بگم ديگه بسه ما دموكراسي نخواستيم ما آزادي نخواستيم احمدي نژاد رو 1000 سال ديگه تحمل مي كنيم تحقير مي شيم دروغ مي شنويم تمسخر مي شيم همه ي اينها رو تحمل مي كنيم كه ديگه هيچ خوني روي آسفالتاي كشورم نريزه تا ديگه جووننامون...
Posted by: محمد at June 21, 2009 01:04 AM
لذت بردم از متن زيبايتان
Posted by: mostafa at June 21, 2009 12:55 AM
نبوی دوست داشتنی ممنونم.نمیدانی چقدر لذت بردم .مطمئنم این قلم تو از هزاران رکعت نماز شب صواب بیشتری دارد.نویسنده ازاده تامیتوانی بنویس. در جواب ان جوان نا اگاه از استرالیا بنام رامین که نمیدانم اگر بسیجی است در سواحل استرالیا چه میکند؟واز نعمت تنفس در هوای ولی فقیه خود را محروم کرده است؟رامین بدان در طول تاریخ جیره خوارانی مثل تو کم نبوده اند.پشت به مردم وروی پای ولی فقیه بیفت .ولی بدان لگد خشم مردم اول کله رهبرت وبعد کله تورا نشانه خواهد گرفت .کدام کار مانده که در مقابل موسوی 20 میلیونی انجام نداده اید؟شما و ولی امرتان اگر بتوانید همچون قتلهای زنجیره ای. کشتن زهرا کاظمی. کشتن دانشجویان در 18 تیر وبیشمار کشتار بدون نام ونشانی هیچ عبایی ندارید .ولی در این مورد اشتباه نگیرید واقعا درمقابل سیل جمعیت ناتوانید پس زجر ببرید .حق بر باطل پیروز است.
Posted by: میترا at June 21, 2009 12:44 AM
*************در ادامه عرض قبلی این آقایان بنظر هنوز بقولی صدای انقلاب مردم را نشنیده اند! نفهمیده اند که اکثر این افراد توی خیابان به سیم آخر زده اند و جزو به ته خط هل داده شده ها هستند. مثل خیلی از ماها______ اگر به چهره آن مردی که با آرامش بوسیله گلوله ای که به مغزش زده اند در خونش طپیده نگاه کنید این معنی شما را نیز به لرزه خواهد انداخت. امیدوارم آقایان زود تر تا دیر نشده بفهمند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
Posted by: nariman at June 20, 2009 10:51 PM
رحمت و درود خدا بر قلمت
Posted by: persian at June 20, 2009 10:35 PM
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینش لاله زاره
تو که با عاشقان درد آشنایی
شب و دریای خوف انگیز و توفان
من و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دلهای سوزان
برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که همرزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره
برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
برادر کاکلش آتش فشونه
Posted by: mohammad at June 20, 2009 10:30 PM
سلام
درود بر کلام حقی که از زبان حاکمان دولت و افراد رده بالای جامعه جاری می شود. ما که مردم عادی این جامعه هستیم، کلام حقمان به گوش جایی نی رسدف شاید یک نسل دیگر باید تباه بشود تا صدای ما به گوش دنیا برسد. اما وقتی دولتمردان به دفاع بر می خیزند، برای مردم دلگرمی است. لطفا یا اقای هاشمی بگویید، چرا سکوت کرده است؟! علمایی که مردم از انها تقلید می کنند کجا هستند؟!؟ ما برای ماه محرم و رمضان حکم نمی خواهیم. حکم عدالت را اکنون در دستان مردم بگذراند... .
Posted by: فاطمه-تهران at June 20, 2009 10:18 PM
خطاب به رامین از استرالیا شما بسیجی های بی غیرت جنگ شه میخواید از کشور دفاع کنید؟ همین به اصطلاح بچه سوسول ها شرف و غیرت شان بیشتر از امثال دریده گانی چون شماست که خدا را به بنده خدا فروخته اید.وطن خود را می فروشید.
شما که به ناموس ایران و پیر و کودک و جوان رحم ندارید ای ننگ بر تک تک خونخوارانی چون شما و رهبرانتان باد
به امید به درک واصل شدن تک تک شما
Posted by: خس و خاشاک at June 20, 2009 09:36 PM
درود بر قلمت...
Posted by: neli at June 20, 2009 09:15 PM
اول خدمت آقا نوید عرض کنم که :
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
سعی کن حساب خدا و پیغمبر رو از این دروغگو ها جدا کنی.
دوما که این روزها به وضوح قابل مشاهده است مقدمات این حدیث که می گویند مخالفت و آزاری که امام زمان در زمان ظهورش از علمای زمان خودش میبینه خیلی بیشتر از مقاومتیه که پیامبر از جاهلان زمان خودش دید.
ننگ بر این حکومن مردم فریب
Posted by: e at June 20, 2009 08:55 PM
ابراهیم عزیز
اشک چشمان آزادی را حلقه ایست
به من بگو تا سقوط شب ، چند هزار عقربه فاصله است؟
...
امروز برای همه سوگواریم.برای خودم ، برای تو ، برای آن چیزها که در نازک اندیشی هایمان از حیاط خانه ی خدا دزدیده بودیم.......
Posted by: یحیی at June 20, 2009 08:37 PM
آغا رامین،
سلام برادر بسیجی؛ داداش تو کجای استرالیا هستی ما هم یه چند تا بچه سوسول سبز پوش هستیم که استرالیا زندگی میکنیم. خیلی دلمون میخواد تو رو از نزدیک ببینیم لطف کن بگو کجایی یه قرار با هم بذاریم ببینیم این بسیجی ها چقدر دل شیر دارن.
حتما منتظر جوابت هستیم.
Posted by: عرفان at June 20, 2009 08:24 PM
Afareen bar dast o bar bazoot baad!
Posted by: sepandaar at June 20, 2009 08:11 PM
سلام آقای نبوی. نامه تون بسیار زیبا بود. با خوندن نامه تون مو بر تنم راست شد و قدرت کنترل اشک هامو نداشتم. حرف های ناگفته و بغض حبس شده ما رو چقدر خوب بازگو کردید. سرتان سبز و دلتان همیشه خوش باد.
Posted by: بی تا at June 20, 2009 07:17 PM
اقای رامین استرالیا خیلی خوب افکارشرا نشان داده وبسیجی ها را با کارد ویزه وخامنه ای رابا شاه مقایسه کرده که فرار نمیکند .البته شما اکر واقعا از استرالیا باشید حتما از سفارتی ها هستید بکذارید من هم جهت اینکه از نسل انقلاب ودر ایران هستم به شما بکویم که باهمه اینکه دلم نمیخواهد یک قطره خون از هموطنان بریزد به شما میکویم که ارتش شما از شاه بیشتر نیست واکرمردم مجبور به خشونت شوند ودست به ساخت کوکتل مولتف شوند و20نفر ازشمارابسوزانند وبیرون بیایند در سیل جمعیت کم خواهید شد. درمورد اقای نبوی چون الان فقط اتحاد است فقط باید به ایشان کفت یادتان می اید چقدر کفتیم در انتخابات این رزیم نباید وارد شد اینها چیزی از دمکراسی وقوانین ان نی دانندوبه قول دکتر بنی صدر باید مشروعیت را ازانها کرفت وشما سالها به دنبال این به اصطلاح اصلاح طلبها راه افتادید.
Posted by: کورش at June 20, 2009 06:45 PM
Dear Mr. Nabavi,
Thanks a lot for your writing. Your words make me bear these dark days and brings hope to my heart.
Dear Ramin,
Can you read or speak any word of English? I do not have any farsi font and don't like to write in Penglish. If you are interested to see the answers to the comment you made (which I really doubt since people like you only listen to your own voice and think the louder they are the more provocative they seem, but you are WRONG as these days the whole world is listening to our silence) you can ask some one around you (if there exist anybody) to do it for you.
Well, I want to congratulate you for doing your duty even with out a word from your leader.
What makes me wonder is that why do YOU need to spend your life since you are the one who is taking it. There are the "bache soosoolhaye sabzpush", who are putting their lives in danger so that ruthless cold hearted morons like you can show their "courage" in hitting and killing defenseless people. Your leader must be really proud of you. But you know what? You deserve such leader and he deserves such pupils. Could you just leave Iran and true Iranians in peace and be happy with Lebanon and Palestine. I assure you that there you will feel like home more than in Iran.
Regards,
on behalf of at least 90% of Iran, or in other words "khas o Khashak
Posted by: "khas o khashak " at June 20, 2009 06:37 PM
مگر از این کاملتر میتوان گفت "كلمة الحق امام سلطان جائر" را
آقا سید پاینده باشی گرچه با این نوشته جاودان شدی
Posted by: محسن at June 20, 2009 06:05 PM
ebrahime aziz mesle hamishe aali bod. bebakhshid migam ebrahim chon salhaas mishnasameton va az door ba khodeton va asaareton va aksare ketabaaton ashenam.tazegi kheili kam to siteton minevisid. makhsoosan in rooza bishtar entezar mire. kheili haa mese man shomaro dar bast to axare masaael ghabool daran va montazeran bebinan axolamale shoma to folan masale chie, doosteton daram az samime ghalb.
Posted by: damoon at June 20, 2009 05:55 PM
از همانروزی که تعدادی از دوستان شما رو کشتند و قصد کشتن شما رو داشتند کاملا مشخص بود شب داره تموم میشه و طلوع نور نزدیکه
آقا ابراهیم عزیز هر جا هستی تن سالم و دلت شاد و قلمت توانا
دوستدار قدیمی محمد
Posted by: m.z at June 20, 2009 05:55 PM
Jenabe Nabavi,
Ishalla khoda ghalametoono vasatoon hefz kone
Hamishe arezooye ino daram ke betoonam harfamo be ghalam biaram vali hisch vaght nashode.
Posted by: Azadeh at June 20, 2009 05:55 PM
واقعاً تحت تاثیر این مطلب قرار گرفتم. خوشحالم که یخ تقدس خامنه ای جلوی چشم ملت داره آب می شه.
درود بر شما
Posted by: آنا at June 20, 2009 05:02 PM
Yek madrak kheili mohem
http://www.president.ir/fa/?ArtID=16893
http://www.president.ir/piri/media/main/47999.wmv
Gaff ahmadinejad va etefraf zemni beh dekhalat rahbarrrrrrrr
Daghygheyeh 6 az video sokhanrani ahmadinejad ra ba matn eslahshodeyeh sokhanrani moghayeseh konid
Bessiar mohem ast
Ettelaa resani konid
Posted by: ahmad at June 20, 2009 04:48 PM
اين شعر به تو و هر ايراني تقديم مي شود
كاشكي روزنه اي باز شود
بشكوفد گل لبخند به لبهاي ترك خورده يمان
كاشكي باز مسيحي بدمد
زندگي را به وجود وطن مرده يمان
كاشكي قصه ي پيوستن ما راوي داشت
خواندني بود به گوش شب افسرده يمان
Posted by: seoshiyant at June 20, 2009 04:18 PM
آقای نبوی عزیز، سلام
من همیشه نوشته های زیبای شما را می خوانم. در 2 هفته گذشته اول برای تبلیغ و معرفی آقای موسوی به خیابانها رفتیم و با دیدن شور و شوق مردم برای رای دادن دلگرم شدیم و خودم شخصا چندین نفر را راضی کردم که رای دادن بهتر از ساکت بودن است. وقتی نتایج آرا را دیدم اول از امسال شما که ما را به رای دادن تشویق کردند رنجیدم و گفتم:" دیدید چطور ما را ملعبه دست این از خدا بی خبران کردید"
اما حالا که هر روز با سیل خروشان جمعیت به خیابان می رویم از شما ممنونم که راه درست را به ما نشان دادید. اگر رای نداده بودیم چیزی برای دفاع نداشتیم، اما حالا رای هایمان و مردم مصمم را برای دفاع از حقمان داریم. جای شما هم بسیار خالیست
Posted by: parvaz at June 20, 2009 04:13 PM
آزادی این درفش پاره پاره از جور ستمگران همیشه دراحتزاز است چون تندر و برف در برابر باد
Posted by: ali at June 20, 2009 03:53 PM
مینویسم برای کسانی که از جنایت حمایت میکنند:
اولاً که این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست
دوماً مگه خبر نداری که :
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با ان کسب ننگ و نام کردند
Posted by: lind at June 20, 2009 03:49 PM
سلام سید.تا چند ساعت دیگه ساعت4میشه.نمی دانم امروز چه میشه.دلم خیله تنگه.کاش دنیا صدامونو بشنوه که مقابل ظلم تسلیم نشدیم.امروز یه جورایی مثل ظهر اشوراس.نمیگم ما مثل یاران ابا عبدالله هستیم اما مقابلمون یزیده.سفاکتر.
Posted by: yazdan at June 20, 2009 02:52 PM
درود بر شرفت مرد
Posted by: tony at June 20, 2009 02:51 PM
salam.janabe nabavi vaghean ahsant bar ghalame shiva va kamele shoma.harfe dele hameie ma ra zadid.khoda ghovat zehnetan hamishe poya va ghalametan payande.
Posted by: nilofar at June 20, 2009 02:40 PM
داور جان سلام
یه نقل قول از کتابهای خودت میکنم:
شخصی پیش حاکم شرع رفت و گفت من برای سازندگان ساز چوب می اورم.ایا از عمله ظلمه ام؟
شیخ گفت تو خود ظلمه ای.انکه برای تو چوب حمل میکند عمله ظلم است.
حالا تمام این عمله های بی جیره و مواجب میگویم:
تا دیر نشده از پشت کردن به مردم بترسید.همین.
به روح و قلم پاک و توانایت هزاران بوسه و درود.
Posted by: تیمور at June 20, 2009 02:34 PM
Mikhastam javab bedam be poste khanume Sepideh dar 20 June 2009. Sepideh jan ma shaki nadarim ke shoma basijiha khoon mitoonin berizin! hamye vasayele khoonrizi dase shomast, ma dastemoon khalie! mobareze ba mardome daste khali shojaaate ziadi nemikhad! janetoon ham fada nakhahad shod! vali azaz bedoon, mardom hamishe piroozand! be Cheili negah kon, tarikh bekhoon, hatta age 20 sal bad ham bashe shoma va masaletoon mojazat mishin. hala harcheghadr mikhain mardom ro bekosin.
Posted by: Anna at June 20, 2009 02:29 PM
با درود؛
این روزها مشخص میشود چه کسی دلش برای ایران می تپد
و حاضر است هر سختی را به جان بخرد.
داور عزیز اگر برایتان مزاحمت ایجاد کردند آن را علنی کنید. نگذارید که این پلیدان در خفا به اهدافشان برسند. حتما کارساز خواهد شد. موفق باشید
Posted by: alireza at June 20, 2009 02:28 PM
dorood bar cheni ghalami ke khoda be aan ghasam dad
Posted by: ALI at June 20, 2009 02:25 PM
بی نهایت از نوشته اتان خوشم آمد. بسیار عالی بود.متشکرم
Posted by: اکرم at June 20, 2009 02:17 PM
به ا یرانیان گفته شد / که دیکتا توری نعلین هزار بار بد تر از دیکتاتوری چکمه است /.یادتان میاید .
Posted by: behnam at June 20, 2009 02:08 PM
salam aghaye nabavi
kheili mamnoon az in matlabe shoma. yeki bayad javabe ishoon ra bede belakhare. faghat yek nokte mikhastam begam va inke adrese email hame ke comment mizaran inja mimoone va ghabele dastrasi hast. lotfan age emkan dare in email ha ra yek joori hazf konid.
ba tashakor faravan ke be mardom roohiye midid
Posted by: ahmad reza at June 20, 2009 02:06 PM
آقای نبوی مرسی که حرف دل ما رو اینقدر قشنگ زدی و به رامین(بسیجی و فدایی رهبر) از استرالیا باید بگم که شاه هم به گاردش همون اندازه که رهبر به شما اعتماد داره ، اعتماد داشت.همه دیدیم چی شد و بسیجی فدایی رهبر که در بلاد کفر روز و شب میگذرانی ،عجب هوای رهبر رو داری!!!؟؟؟؟و حرف آخر اینکه لطفاً یادآوری کن ما هم یادمون بیاد رهبر شما رو کی خدا و شرع انتخاب کردند؟؟؟؟حتماًمنظور خبرگانه دیگه با وحی الهی ویک شبه؟؟؟؟ بهتره از حالا برای دور بعد انتخابات فعالیتت رو شروع کنی .خوب بلدی جای کلمه ها رو برای استفاده-ی احسن به نفع شرایط عوض کنی مثل همون تقلب نژاد. یا بهتره از الان شردع کنی دم رهبر رو فاطی و الهام و اینها رو ببینی...
Posted by: پگاه at June 20, 2009 01:57 PM
mese hamishe behtarin bood
Posted by: dina at June 20, 2009 01:55 PM
Welldone. I loved it. It was all we want to say and to be heard.
Posted by: Bahareh at June 20, 2009 01:54 PM
ممنون داور جان نوشته عالی بود اما به نظرم باید خود را آمادهی یک مبارزه ی طولانی کرد باید به مردم آموزش داد ، امروز هر اتفاقی که بیفتد آخرین روز نخواهد بود ، باید به مردم گفت که حتی اگر میدان انقلاب را بستند تمام کوچه پس کوچه ها و خیابانها را محل تجمع خود کنند ، مگر چند خیابان را میتوانند ببندند
Posted by: سامان at June 20, 2009 01:43 PM
ما نسل سوخته انقلاب دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم. تاربخ در حال تکرار شدن است. این تهدید ها موجب بیداری بیشتر ماست.
Posted by: ehsan at June 20, 2009 01:41 PM
با سلام
1من اصولن با عقاید آقای نبوی موافق نیستم اما احترام بسیاری برای نظرات ایشون قایل هستم و در مورد این نامه واقعن حق مطلب را ادا کردند
2 جناب نبوی خواهش می کنم اگر مقدور هست حجم وب سایتتون رو تا حد ممکن کم کنید تا ما با این وضعیت اینترنت در ایران بتونیم به سایتتون دسترسی داشته با شیم اگر هم بتونید ای خواسته من رو به سایتای مرتبت به خودتون مثل گویا روز آنلاین اعلام کنید که چه بهتر
ممنون ح.ح از تهران
Posted by: ح.ح at June 20, 2009 01:37 PM
چاه مکن بهر کسی (مردمت و حکومتهای همسایه) اول خودت دوم کسی
Posted by: رها at June 20, 2009 01:36 PM
نفرت تنها انگیزه ای است که انقلاب را خلق می کند . مردم را از خودتان متنفر نکنید آقای خامنه ای ! نفرت مانند سرطان عمل می کند تدریجی و کشنده !
Posted by: زهرا at June 20, 2009 01:35 PM
جناب نبوی عزيز
مرا حسابی شگفت زده کرديد با اين موضعگيری جديد در مقابل سياستهای خود محورانه و زورگويانه شخص رهبر . کلامتان مثل هميشه اصولی ، منطقی و منطبق با ارزشهای اخلاقی است ، نثرتان بسيار شسته ورفته ، بلکه عالی و کوبنده است ، در زمینه طنز نگاری هم که جايگاهی رفیع داشته وداريد . اينجانب که از سالهای دور با نام و قلم شما آشنا بوده و آثار شما را در گل آقا با علاقه می خواندم ، از رويارويی و نبرد جنابعالی در برابر سر منشاء تقلب و ريا وظلم ، براستی خوشحالم .
فرشاد ، سيدنی ۲۰ ژوئن
Posted by: Farshad at June 20, 2009 01:21 PM
رهبر احساس تنهایی کرد و اشک تمساح ریخت وکاملا اگاه مخالفینش که از بدنه نظام هستن از انقلاب گران کارکشته دوره شاهن
بزودی شاهد محاکمه جاوچفسکی ایران خواهیم بود که میخواست زیرآب همه روبزنه
Posted by: حسام ت at June 20, 2009 01:20 PM
Besssssyarrr Zibbba Bood , Bavar Nakardaniii Zibaa Bood ...
Posted by: maHsh at June 20, 2009 01:20 PM
با این متن بغضم شکست. حرفای دل همه ایرانی رو نوشته بودی ابراهیم جان. به عنوان یک جوان اغتخار میکنم که هنوز شجاعت تو قلم نویسندگان ما پیدا میشه.
Posted by: Raymon at June 20, 2009 01:13 PM
سلام. لعنت خدا بر کسانی که رهبر خودشون رو نشناختند . لعنت خدا بر کسانی که اسم خودشون رو گذاشتند دانشجو و تحصیل کرده و یه همچنین حرف هایی درباره ولات فقیه میزنند. درود خدا بر رهبر انقلاب و درود خدا بر شهدای انقلاب و جنگ. درود خدا بر امام (ره). همه بدانند که که توهین به رهبر انقلاب روزی دامن آنها را میگیرد و روزی باید جواب بدهند.من به عنوان یک جوان ایرانی با همه مشکلات موجود و کاستی هایی که در جامعه وجود دارد تا آخرین قطره خونم را به رهبری تقدیم میکنم و تا آخرین لحظه خودم را معتقد به آرمان های امام و رهبری عزیز میدانم.
Posted by: vahid at June 20, 2009 01:04 PM
"القلم و ما یسطرون"
آقای نبوی قلمت بمانند دکتر شریعتی جاودانه باد.
یا حق
Posted by: Moosa at June 20, 2009 12:54 PM
فقط یک کلام داور خان: دست مریزاد. نگفتی، نگفتی، ولی وقتی هم که گفتی، خوب گفتی.
پاینده باشی
جواب من به رامین از استرالیا هم یه شیشکی بلنده. مردم ما گوششون از این هارت و پورتها پره.
م ج
Posted by: م ج at June 20, 2009 12:46 PM
سلام آقای نبوی
واقعا زیبا نوشتی عالی مثل همیشه
حرف دل مردم ایران
هر چند که ایران نیستی ولی از خیلی ها که ایران زندگی می کنند آگاه تری ! زنده باشی همیشه
Posted by: نینا at June 20, 2009 12:38 PM
بالاترین جهادگفتن سخن حق در برابر سلطان ظالم است.زنده باد ایران وطنم.
Posted by: ALI at June 20, 2009 12:22 PM
آقای نبوی
بهتر است بدانید تا ما زنده ایم اجازه جسارت و توهین به رهبر و انقلاب را نه تنها به شما بلکه به هیچ بیگانه ای نیز نخواهیم داد.
مشکل شما این است که آنقدر غرق در خود شده اید که فقط خودتان و سرمایه دارانی مانند ... را می بینید کافی است به شهرها و روستاها نیز سری بزنید و با فقرا و اقشار محروم جامعه نیز دیداری داشته باشید(البته اگر با شخصیت شما در تضاد نباشد) تا بدانید که خداوند همیشه طرفدار مظلوم و محروم است .
Posted by: حمید رحیمی at June 20, 2009 12:18 PM
این برادر استرالیایی مثله اینکه ویدئوهای کشتار ملت توسط بسیجیهای آقای خامنه ای رو ندیده.
واقعا نمیدونم ملت تا کی میخوان تو گمراهی باشن. چشمش میبنه ها، ولی دلش باور نمیکنه که این آقا داره با این کشتاراش از حکومتش دفاع میکنه.
- س.م. از آمریکا
Posted by: س at June 20, 2009 12:11 PM
رامین جان شما که داری برای اینا سینه چاک میکنی چرا یه سر نمیای اینجا با دوستات بر علیه ما بجنگی؟ ما همه وصیت ناممون رو نوشتیم صبح ها از مادرانمون حلالیت می خوایم . این آقا که به گفته خودش یه پاش لبه گور و مریض باید به فکر آخرتش باشه نه این دنیا چی جوری میتونه جواب این خون ها این همه زخمی شدن ها رو بده؟؟؟ شاید هم از شما جان بر کفانشون کمک میگیره نه!!!!
Posted by: elham at June 20, 2009 12:07 PM
بابت نامه تون ممنون فکر می کنم این حرف دل خیلی ها
بود اما اگر می خواست به این چیزها فکر کنه که کارش
به اینجا نمی کشید!
زور گویان بجز پژواک صدای خودشان هیچ صدایی را نمشنوند
...بجز خواسته های خود هیچ چیز دیگری نمی خواهند..
ممنون من ..
خواننده ی همیشگی نوشته های شما از سال 76 تا کنون...
Posted by: نیلوفر at June 20, 2009 12:04 PM
nabavi aziz ali bood.
shikhe ma goft khata bar galame sone naraft
afarin bar nazare pake khata pushesh bad
...
shahe torkan sokhane modaiian mishenawad
shrmi as mazlameie khoon siavooshash bad
pirooz bashid
Posted by: ata at June 20, 2009 12:02 PM
آقای نبوی
من خودم به اصلاحطلب ها رای دام (کروبی) ولی معتقدم در انتخابات تقلب نشد یا اگر شد نه آنقدر که نتیجه را عوض کند.
شما که صحبت از شواهد بسیار و قرائن بیشمار برای تقلب میکنید میتوانید جزییات آنرا بنویسید؟
بهنام
Posted by: Behnam at June 20, 2009 11:48 AM
mikhastam be jenabe ramin az australia begam ke hamin bacheh sosolhaye sabz naghdan bedone selah darmoghabele shoma khavarej istadehand.khavarej ham mesle shoma fekr mikardand va ali yare payambar ro tanha gozashtand.mosavi ham baraye emam hokme ali baraye payambar ro dasht.rahbar ham ke rahbariatesh ro madione hashemi bood ke 20 sale pish o ra bargozid.shoma ke be mardome khod rahm nemikonid ensan nistid.agar mardid aslahe ra bezarid zamin daste khali biaid be jange hamin sosolha.haminbhaie ke shoma sosol mikhanid , maghzhaye mamlekat hastand ,amsale hamin ha boodand ke 1357 enghelab kardand.sharm konid va khejalat bekeshid .
Posted by: nashenas at June 20, 2009 11:43 AM
...اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد
!ghodrate agha ra daste kam nagirid
Posted by: dud at June 20, 2009 11:41 AM
سلام آقاي نبوي
مرسي از بيان قشنگتون. بغض فروخورده ي ما به اين راحتي فرو نمي رود. تا پاي جان مي ايستيم تا حقمان را پس بگيريم.
Posted by: گوجه سبز at June 20, 2009 11:33 AM
آقا رامین بسیجی عزیز
شما در استرالیا چکار میکنی برادر؟ برو آیران آقا تنهاست. برو حد اقل شما هم چندتا از این سوسولهای سبزپوش رو لت و پار کن. این سعادت رو از دست میدی ها عزیز!
مهرداد
Posted by: مهرداد at June 20, 2009 11:23 AM
من ملت تعيين مي كنم من توي دهن اين ملت مي زنم من به پشتيباني اين دولت ملت تعيين مي كنم . از بيانات گه ار بار مقام عظماي ول ايت
Posted by: داد خسته at June 20, 2009 11:02 AM
آقای نبوی
یعنی چی که می گی آقای خامنه ای مردم شما را سر جای تان می نشانند
همه دعوا سر اینه که ایشان را از جایشان برداریم شما می فرمائید سر جایشان بنشانیم
من که معتقدم بازی تموم شد
حالا درسته که تحمل و باورش سخته ولی برای بلند شدن اول باید شکست را پذیرفت تا برای آینده ببینیم تکلیف چیه
Posted by: فرهاد at June 20, 2009 10:36 AM
well said....Thank you
Posted by: mahnaz at June 20, 2009 10:28 AM
آقاي نبوي عزيز خيلي خوب گفتي من كه تا آخرش هستم و تحت هيچ شرايطي كوتاه نمي يام .
مي جنگم مي ميرم رأيمو پس مي گيرم
Posted by: ليلا at June 20, 2009 10:09 AM
آقای نبوی جانا سخن از دل ما گفتی...
Posted by: Ali at June 20, 2009 10:08 AM
حالا که کار به اینجا رسید من یک پیشنهاد دارم
ما میتوانیم هر روز صبح راس ساعت 7 همه با هم "منظورم حداقل 4-5 میلیون نفر"بیام تو خیابان ـ متروـایسگاه اتوبوس ـ پمپ بنزین ـ بزرگراهها . با این کار کلل شهر قفل میشود و به همراهش یک اعتصاب فعال و کم هزینه در بر خواهد داشت.
Posted by: Phantom at June 20, 2009 10:03 AM
درود بر اینهمه آزادگی
Posted by: فرش at June 20, 2009 09:40 AM
به یاد ندارم متنی اینقدر بر من تاثیر گذاشته باشد
درود برشما
Posted by: ARAR at June 20, 2009 09:34 AM
اميدوارم با اين صحبت هايي كه درباره خامنه ايي كردي دست خامين رهبر، بهت نرسه.
مطالب شيوا و عالي بود. مثل هميشه
Posted by: جواد at June 20, 2009 09:32 AM
merc aqaye nabavi,kheili ziba va rasa neveshtid
.
Posted by: saeideh at June 20, 2009 09:27 AM
درود بر شما .. اینجا دل همه خون است آقای نبوی .. خووووووووون .. مردم از اینهمه دروغ و تزویر خسته شده اند .. خوشا به حال شما که اینجا نیستید ...
Posted by: ندا at June 20, 2009 09:23 AM
حق مطلب را خوب ادا کردید. درد سینه ما جوانها را گفتید و اگر نشنوند، وای بر آنها. به قول سیمین بهبهانی: ترسم که آنچه تافته ای - بر گردنت کمند شود
گر شعله های خشم وطن / زين بيشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجين به گند شود
پر گوی و ياوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخايی ی تو / اسباب ريشخند شود
هرجا دروغ يافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود
باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پيلی که اوفتد به زمين / حاشا دگر بلند شود
بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود
بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گريان و سوگمند شود
نفرين من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود
خواهی گر آتشم بزنی / يا قصد سنگسار کنی
کبريت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود
سيمين بهبهانی
۲۵ خرداد ۱٣٨٨
Posted by: مجتبی at June 20, 2009 09:17 AM
Aghaye Nabavie aziz, az zohr ta hala ke in maghale be dastam reside 3 bar khundamesh. Sir nemisham azash. Pas belakhare moghash resid ke az khate ghermez begzareem.
Posted by: Neda at June 20, 2009 09:17 AM
آقا ابراهیم عزیز نمکین
من اولین بار بود که چنین خط قلم محکم روراستی از شما دیدم
مضاف بر شیرینی قلمتون بران بودنش را هم دیدم، شکر خدای ....
من بشخصه عاقبت خوبی ته ای داستان نمیبینم، به امید خدا که ختم بخیر بشود.
مطمعناً باید خون داد تا به خواسته ها رسید، به امید روز برابری و برادری.....
Posted by: رضا at June 20, 2009 08:47 AM
دمت گرم آقای نبوی، خیلی خوب بود. شرمنده ولی بدون اجازه شما برای همه دوستام تو ایران فرستادمش.
Posted by: مهدیه at June 20, 2009 08:39 AM
cheghad ghshang boud, ashke jasrat bar gooneye man rikht. cheghad ghodrat ensan ra zalil mikonad. doused darim Nabavi.
Posted by: Ehsan at June 20, 2009 08:33 AM
سلام آقای نبوی مرسی از نوشتت عالی بود دل ما که اینجا خونه منتظر نوشته های زیباتون هستیم دوست داریم
خدا عمرت بده
Posted by: مهشید at June 20, 2009 08:27 AM
AHSANT BAR TO MARDE BOZORGE IRANI !!!!
Posted by: Sepi at June 20, 2009 08:18 AM
با سلام و درود بر تو و این نوشته که محشر بود .فقط از راه دور ۱ تیک شعر که میگم و تقدیم به همهٔ اونها که ۳۱ ساله پیوش به خیابونها اومدنو هم خودشونو و هم بچهشونو بدبخت کردن . زنش گیدن که جمهوریر به پا کرد ---زنش گیدن که شاه از ما جدا کرد . به امید پیروزی
Posted by: LONDON at June 20, 2009 07:36 AM
gahi oghat faghat bayad sokoot kard. aghaye nabavi man motaasefam be khatere khodam be khatere iran be khatere shoma alan 1 haftas ke khandidan sakht shode vali azatoon be onvane ie mokhatabi ke hamishe neveshtehatoono khoondam va khandydam gele daram chon in dafe mano nakhandoondin shoma ham ashkamo dar avordin aghaye nabavi man mikham shoma benevisid ke man bekhandam hata age talkh bashe vali man mikham ba neveshtahatoon bekhandam man mikham bekhandam man mikham bekhandam man mikham bekhandam man mikham bekhandam
Posted by: eli at June 20, 2009 07:27 AM
جناب آقای نبوی، مطلب بسیار زیبایی بود. من که خیلی لذت بردم. فقط خواستم نکتة کوچکی به آن یا به حاشیهاش اضافه کنم :
یک به اصطلاح رهبر، چقدر باید دون و سخیف باشد که از نقص جسمیاش برای جلب ترحم مردم، و یا تحریک مضاعفِ هوادارانش سوءاستفاده کند. این رهبر، همان روضهخوانِ پنج تومانیست ،نه رهبر .
Posted by: بهروز at June 20, 2009 07:09 AM
afarin be in shojaat ! ke harfe dele ma ra zadid marhaba be ghalami ke darid !
Posted by: tavana at June 20, 2009 06:54 AM
dorood bar to ey bozorg,ke mesle hamishe ziba va haghighat ra neveshti.
Posted by: shimbal khaan at June 20, 2009 06:30 AM
سلام
جلوگيري ازسركوب و جلب نيروهاي امنيتي به صفوف سبزها از فردا شعارهاي زير را در تجمعات اعتراضي مطرح كنيد.
الله اكبر خميني رهبر
رهبر ما خميني راي ما حسيني
يا حسين مير حسين
يك كشور يك رهبر انهم خميني اكبر
روح مني خميني بتشكني خميني
ارتش بيست ميليوني در خدمت خميني
جمهوري اسلامي شعار ملت ماست ديكتاتوري پوشالي زباله خانه ماست
برادر سپاهي چرا برادركشي
ارتشي با غيرت حمايت حمايت
Posted by: mohammad azimi at June 20, 2009 06:30 AM
سلام آقای نبوی
من تا امروز به احترام آقایان موسوی و کروبی هرچی کتک خوردم هیچ کاری نکردم ولی امروز از سخنان رهبر فهمیدم که 1-من فقط یه سیاهی لشکر واسه رای دادن بودم 2-با این دولت با زبان منطق نمیشود حرف زد. من فردا توی راهپیمایی خواهم بود ولی دیگر کتک خوردن را تحمل نمی کنم
آقای رهبر آماده باش که آمدیم
Posted by: مهدی at June 20, 2009 06:28 AM
ای به فدای قلم و نوشته هات
Posted by: راضیه at June 20, 2009 06:21 AM
بسیار زیبا بود. احسنت.
اما این اتفاقاتی که افتاده و در حال تداوم هم هست مصداق عدو شود سبب خیر است .
سیلی براه افتاده که قطعاً نتیجه آخرش کنده شدن ریشه ظلم و دروغ از این کشور خواهد بود
اندکی صبر سحر نزدیک است
دوستان دوام بیاورید
Posted by: ببر ایرانی at June 20, 2009 06:07 AM
اقای نبوی عزیز مثل همیشه زیبا و پر شور نوشتید. قلمت گرامی، و عمرت پر افتخار باد
Posted by: مینا زند سیگال at June 20, 2009 05:51 AM
بسیار عالی. قدرت قلم رو به تمام نویسندگان درباری نشان دادید.
اون دوستی که مدرک تقلب میخواد بهتره یه نگاهی به راهپیمایی مخالفان احمدی نژاد قبل و بعد از انتخابات نگاهی بیندازند.
یه چرخی تو خیابان ها بزنند و با مردم عادی صحبت کنند. ببینند آیا 60% مردم از احمدی نژاد و کارهایش راضی هستند که بیان رای هم بدن؟
60% کجا بود؟؟ 20% هم به زور پیدا میشه!!
Posted by: امیر at June 20, 2009 05:25 AM
آقای نبوی، سالهاست که نوشتههایت را میخوانم و مختصر بگویم در تیم سبزها هستم. مقالهات را تحسین و تقبیح میکنم! تحسین که بالاخره درست هدف گرفتی و تقبیح از این خصلت شاه پروری ما ایرانیان. چرا زمان حمله به کوی چنین نکردی؟ این چه سری است که ما ایرانیان حرمت نمی شکنیم و به دست خود هیولا می پروریم؟ چه حرمتی؟ علی خامنهای از عدل عدول کرده آیا باید مانند جریان انقلاب سالها کشته بدهیم تا یکی جرات کند و بگوید که مرگ بر شاه و نظام بزرگ ارتشداران طی شش ماه سقوط کند؟ چرا به این مردک احترام می گزارید؟ جدا به عنوان نویسنده محترم مملکت بگویید که آیا سر مطلب در خویشانتان در ایران و سمبه های پرزور است که اگر هست صمیمانه از سما پوزش میطلبم و درکتان میکنم یا واقعا دوست دارید سیستمی که در آن هم ریس جمهور داشته باشیم هم رهبر؟ این چه طنزی است که هنوز هم تحمل یک رهبر در حد سمبولیک را دارید؟ از مغلطه در استدلالتان شکایت دارم. چرا باید سبز بود و وجود رهبر را تحمل کرد؟ مگر همین رهبر نبود که با لجبازی تمام هشت سال دوران خاتمی را تبدیل به هشت سال جنگ روانی بی حاصل کرد؟ پس چرا هنوز در گفتار و نوشتارتان از عرضه دستمال یزدی به خدمتشان ابا نمی کنید؟
Posted by: بنده خدا at June 20, 2009 05:15 AM
bessiar ziba
Posted by: nashenas at June 20, 2009 05:08 AM
اقای نبوی چقدر شیوا و زیبا نوشتید. امیدوارم به زودی شاهد کوتاه شدن دست ولایت ظلم و فساد خامنهای و تحفهٔ آردان و جنایت کاران حلقه به گوش سلطنت ولی امر مسلمین جهان! باشیم. هرگز خون ریخته شدهٔ این ملت پایمال نخواهد شد
ایران جاوید و سربلند باد.
Posted by: Armin at June 20, 2009 04:49 AM
ارود بر آقای نبوی
امروز پس از دیدن مراسم نماز جمعه تهران...قلبم فشرده شد ...و یقینا دانستم که فردا که آقای موسوی بیانیه برای تظاهرات داده اند جمع خونین تاریخ و بلکه شنبهٔ خونین تاریخ ایران باشد...با یکی از همکارانم که مدیر روزنامه است صحبت کردم و با قلبی فشرده گفتم کهای کاش میشد از قتل عام فردا جلوگیری کرد...سر تکان داد و گفت بهای آزادی را باید پرداخت...!!! فردا میر حسین غسل شهادت کرده و به تظاهرات میرود...مردم هم....
Posted by: mahtab at June 20, 2009 04:44 AM
استاد عزیز!
روزهایی که طنز نمی نویسی یعنی روزهای سختی بر ملت می گذرد!
روزهایی که طنز نمی نویسی یعنی باید به حال ملت گریست!
روزهایی که طنز نمی نویسی یعنی تخندید!
روزهایی که طنز نمی نویسی دلم می گرید!
به امید زمانی که هر روز طنز بنویسی
درود بر تو
Posted by: یک نفری at June 20, 2009 04:43 AM
چقدر زیبا و آزاده نوشتید. درود به شما.
Posted by: masih at June 20, 2009 04:38 AM
Salam Seyed1)Kheili ali neveshti vali dar hale hazer mardom gij hastand ke farda chi mishe ; 2 ta senario hast 1) inke farad Mousavi rahpeymaei ro laghv mikone va mige ke bekhatere jelogiri az khoon rizi in kar ro karde , ke dar in soorat mardom kheili sar khorde mishand va onhaei ke Shaid shodan , kotak khordand va zendan raftand hame be bade fana mirand va 2) inke Mousavi sare harfesh vayste , khob dar in sorat be ehtemale ziad khoon rizi mishe va Mousavi va Karoubi va digaran ham bazdasht ! khob badesh chi ? ki mishe leader baraye in mellate sharif ? in mardom dared nahofte va nagofte darand , ta hala donbale ye rahbar migashtand , hala ham ghore be name Mousavi oftade …badesh chi ? ma hazerim berim to khiaboon va koshte beshim , az tahghir shodan , az drough az in dolat va ve;layate faghihesh bizaram , nang be in Zendegi
Posted by: Faramarz at June 20, 2009 04:35 AM
همه در زبان وگفتار چون ابوذر ولی در عمل و کارزا چون عمرعاص ( وجدانا در خلوت خودتان به چه می اندیشید ) چون مرد عمل این همه رجز نمی خواند اگر کسانی فردی را به ظلم و دیکتاتوری متهم میکنند مگر این ادعا برای کس دیگری نمیشود لحاظ شود. قدرت و ثروت چه به آدمی که نمیکند.خدایا ما را از شر شیطان نفس در امان دار
Posted by: shamsi at June 20, 2009 04:34 AM
جناب نبوي ,زيباترين نوشتتون بود.از اين راه دور دستتون رو مي بوسم و آرزو ميكنم تداوم نوشته هاى از اين كوبنده تر خطاب به اين ددمنشان.
اين هم خطاب به عزيزانى كه بعد از شنيدن سخنان اين مردك عصبانى شده اند:
از کوزه همان برون تراود كه دروست.
مگه ازاين مردك سفًاك شيره اى,توقع حرفهاى انساندوستانه داشتيد كه بعد از اراجيفش عصبانى شديد؟
Posted by: NASRIN at June 20, 2009 04:31 AM
سلام
درود بر شما
دروووووووود
درود به این صراحت و شهامت
به وجودتان افتخار می کنیم...من هنوز در شوک این متن هستم.در سه پاراگراف آخر به قول امروزی ها ترکوندید!!! غیر قابل وصف...آفرین.
پاراگراف آخر زیباترین جملاتی بود که از شما خواندم.
دستتان را می بوسم
برایتان آرزوی موفقیت در این راه سخت و پر خطر میکنم
مواظب خودتون باشید
به امید پیروزی
فرشید
وین
Posted by: FARSHID at June 20, 2009 04:20 AM
ابراهیم جان با سلام،
با وجود اینکه سالهاست خارج از ایران عزیز زندگی میکنم ولی باور کن اینبار نمیدونم چرا بی اختیار اشک میریزم...
باور کن آدم ضعیفی نیستم ولی نمیدونم چرا از زمان شنیدن نتایج انتخابات در ایران خیلی به شخصیتم بر خورد و اینو جدی میگم فقط اشک میریزم...
زیباترین حرکت مدنی ایران بعد از ۳۰ سال به سخره گرفته شده. اما، این آغاز داستان است...
آقایان متاسفانه نه از تاریخ عبرت میگیرند نه زمان را در نظر میگیرند. قبل از این هم بسیار بیخردان بودند که کشتند و بستند و به زنجیر کشیدند مثال بارز آن پینوشه در شیلی ، سرهنگها در یونان و... چه شد ؟ آزادی با انسان زاده میشه و هیچ کس تکرار میکنم هیچ کس و به هیچ نامی نمیتواند آن را ممنوع کند...آقای خامنهای که کسی نیست ، هیتلر و استالین هم نتوانستند !
فقط افسوس که اینهمه جوان بی گناه پر پر میشوند و با خون شریف خود این نهال نوپای آزادی را آبیاری میکنند اما بزودی این نهال درخت تنومندی خواهد شد خواهیم دید ...
از خون جوانان وطن لاله دمیده...
زنده بعد آزادی و پاینده ایران
Posted by: علیرضا از مالاگا، اسپانیا at June 20, 2009 04:05 AM
nobody could say it better than you .
Posted by: akbar at June 20, 2009 03:59 AM
خدمت آغا رامین وعزیز رهبر و بسیجی جانفشان از استرالیا داداش ما نمیدونستیم بسیج استرالیا هم شعبه زده مگرنه اینقدر دم در سفارت استرالیا برای ویزا نمی نشستیم داداش خدا خیرت بده بیا کار ما روهم درست کن بیاییم تو استرالیا عضو بسیج بشیم داداش منم از این بچه سوسول ها بدم میاد . قربانت بچه طالب
Posted by: افشین at June 20, 2009 03:47 AM
Aghaye nabavi Gol goftid! Dooroode bikaran bar vojoode jasoore va arzeshmande shoma bad, Dokhtare Irani
Posted by: Nargess at June 20, 2009 03:22 AM
گل زرد و گل زرد و گل زرد
بیا باهم بنالیم از سر درد
عنان تا در کف نامردمان است
ستم با مرد خواهد کرد نامرد.
Posted by: An iranian at June 20, 2009 03:14 AM
درود بر شما آقاي نبوي عزيز
من هم به نوبه خودم پيامي براي رهبر دارم:"آقاي خامنه اي با اين كلام سينه خود رادر مقابل حداكثر مردم قرار داديد و سينه خود را به بهايي اندك به تحفه آراندان فروختيد.مطمئن باشيد اين ملت ايران است كه مي ماند ودوستان حماسي و حزب اللهي شما كه برايتان پايكوبي مي كنند در اندك زماني با پشتوانه همان قدرت هاي بزرگ كه آنها را دشنام داديد قلب شما را نشانه مي روند .پس با مردم ايران همسو باشيد تا بيشتر از اين اوضاع برايتان وخيم نشده است." باتشكر
Posted by: ملاير at June 20, 2009 03:05 AM
Jenabe Nabavi, ba neveshtane in matn nam e khodetun ro javedaneh kardid, vaghan mamnun
Posted by: Ziba at June 20, 2009 03:01 AM
dasteto mıboosam
Posted by: hanieh at June 20, 2009 02:56 AM
درود بر تو ای مرد شریف اقای نبوی.
Posted by: OK at June 20, 2009 02:48 AM
سلام بر قلمت كه لايق سوگند خداست
Posted by: Yek Irani at June 20, 2009 02:25 AM
خیلی دلم می خواست یک نامه یه این ظالم "..." بنویسم اما هرگز نمی توانستم به زیابی شما حق مطلب را ادا کنم . سپاسگذارم امیدوارم آفای!!! خامنه ای هم این را بخواند.
Posted by: sepideh at June 20, 2009 02:24 AM
آقاابراهیم ،در مورد رهبر تند رفتی ،خامنه ای معمولی یک آدم بی قدرت ،پر کینه وبی موضع نیست اگر یک آدم بی قدرت بود که این همه آدم منتظر شنیدن حرفهاش نمی بودند.شما آقای خامنه ای را باپاپ عوضی گرفتید،بگذارید ایشان حکم جهادشون بدن اونوقت می بینید چقدر جون توخیابون می ریزند جونهایی که با این بچه سوسولهای سبز پوش فرق میکنند وتا پای جانشون مایه میزارن،اصولا مگه کسی که خدا و شرع اون رو به عنوان ولی فقیه انتخاب کرده میتونه آدم بیقدرت و بی موضعی باشه،من نمیگم ولی فقیه اشتباه نمیکنه همانطور که امام درباره بنی صدر اشتباه کرد.ولی اشتباه ولی فقیه با عث نمیشه که ما بسیجیا پشتشو خالی بکنیم .و اگه گاردهای شاه پشتشو خالی کردن و خودش هم دمشو رو کولش گذاشت و فرار کرد .نه آقای خامنه ای اهل فراره نه ما.و آنطور که گفتید نه ما و نه آقامون اینقدرهم کینه ای نیتسیم وگرنه با آقای هاشمی و موسوی پس از این همه دسیسه و توطئه جوری دیگه رفتارمیکردیم.کلام آخر اینکه خیلی ها در رکاب پیامبر بودند که با علی در افتاند و آنقدر علی تنها شد که حتی خانمشو هم مخفیانه دفن کرد شما که تاریخو خیلی بهتر از من میدونید. آقای موسوی وکروبی وهاشمی که از عایشه و ابوبکر به پیامبر نزدیکتر نبودند!!!!! رامین .استرالیا
Posted by: Ramin at June 20, 2009 02:18 AM
ابراهیم عزیز
گاهی حتی طناز قهاری چون شما نیز قلمش به جوهر طنز نمی خیسد .آن روز آن قلم می گریاند و چه سخت می گریاند. ایکاش اکنون جشن حضور 40 میلیونی سبز مردم را با دیدن محبوبشان بر مسند ریاست می دیدیم و می خندیدیم به ایام 4 سال دروغ و نیرنگ، فراموش می شد و با شادمانی با آن وداع می کردیدیم. ایکاش اکنون هموطنان شهیدمان زنده بودند و در میان ما. ایکاش اکنون چشمهای دانشجویانمان کور و جسمشان دریده نشده بود. ایکاش اکنون از اندک اعتبار رهبری در نزد روشنفکران این مرز و بوم پشیزی باقی مانده بود و گریان جای خالی آن پیر جماران را حس نمی کردیم. ایکاش اکنون طعم تلخ بی پناهی را و به ناچار پناه بردن به غربت نامحرمان از جور محرمان را شاهد نبودیم. ایکاش ایکاش ایکاش ... ابراهیم عزیز بنویس چه تلخ و چه شیرین تا شاید قلم سیاه تکرار تاریخ کند و تبر شکاننده بتی شود که به نام دین بر طبل دیکتاتوری می کوبد و به نام دفاع از دین خون دینداران را بر زمین می ریزد. ابراهیم عزیز بنویس...
Posted by: ali at June 20, 2009 02:13 AM
ازشما ممنون که قلم توانایی داری و ایران و ایرانی را خوب میشناسی .قلمت برقرار و دلت پرتپش برای ایرانی
Posted by: Pari at June 20, 2009 02:10 AM
آفرین
خوب این رهبر سابق را کوبیدید.این کاری است که تمام بازیگران عرصه سیاست باید انجام دهند.انتقاد صریح و بی پرده با ذکر نام این رهبر سابق.خامنه ای از این جمعه دیگر رهبر ایران نیست.
Posted by: فعلا ناشناس at June 20, 2009 02:08 AM
there's a reason "Nabavi" is "Nabavi"
just the last paragaraph is one fo the best things i've ever read
Posted by: shora at June 20, 2009 02:03 AM
Agaye Nabavi man va madaram neveshte shoma ro khondim va az shoma mamnonim ke harfe dele hame Iranian ra be in zibaii bayan kardid mesle hamishe tahsin bar angiz bood vagean mamnonim,
Posted by: Azadeh at June 20, 2009 01:57 AM
احتیاجی به توپ و تشر خامنه ای نیست. وقتی تلویزیون گردهمایی نماز جمعه را از هلیکوپتر فیلم نگرفته بود و لابد با کلک سینمایی هم مونتاژ کرده بود معلوم است که آقایان خودشان قافیه را باخته میدانند.این هارت و پورت ها هم مثل کسی بود که از ترس تاریکی آواز بلند میخواند!!!! اگر به چهره کبود احمدی نژاد هنگام صحبت ابتدایی همراه با لرزش صدای خامنه ای وبا وجود افکتهای صوتی و صحبت از صلح حدیبیه دقت کنید بوضوح موضوع را در می یابید!!! فقط کافیست طرف!!!! جا نزند و یک مو از تن خمینی و لجاجت اش توی تنش داشته باشد!!!!!! بابا شما وما رفورم میخواهیم از چه میترسید. آنهم رفورمی که اگر نشود صدها کشته در ایران و جهان و چه بسا جنگ سوم جهانی را بدنبال خواهد داشت!!!!!!!!!امیدوارم جا نزند!!!!! این حرکت که متوقف نمیشود و بقولی فقط دیر و زود دارد پس در تاریخ به نامتان ثبت کنید و دنیایی را برهانید.
Posted by: نریمان at June 20, 2009 01:53 AM
همه حرفهایم را از زبان تو شنیدیم ابراهیم عزیز دوستت داریم
Posted by: ندارم at June 20, 2009 01:49 AM
Besiaaaaaaaaar Ziba va khaana haghighat raa bayaan kardeh id - Dar ghorbat va baad az modaat haaye ke na geristeh boudam, ashgam ravan shod - be khater inke in ghadar saadeh, va khaana , bozorgi va sedaghat-e mardom-e Iran ra touzih dadeh va ghoroure paay maal shodehye ishaan ra arj nahadid. Mamnoonam, va be ommide piroozi ye edaalat va sar bolandiye mardom va mamlekat-e Irani baa eftekhar rooz shomari mikonam , ba ehteram , Leyla A
Posted by: Leyla at June 20, 2009 01:47 AM
نگاهی متفاوت به پاراگراف آخر متن عمیق شما...
کلمه معظم در عبارت مقام «معظم» رهبری هنوز می تواند تعریف شود. آقای خامنه ای با یک حرکت می تواند تبدیل شود به محبوبترین آدم ایران. او تا پیش از انتخابات هم خامنه ای معمولی نبود. اما می تواند طی یک حرکت از خامنه ای منفور به مقام «معظم» رهبری تبدیل شود. مگر مردم بدشان می آید به حداقل خواسته شان توجه شود. کسی که به خواسته ملت، چه آن که شهید شده و چه آن که هنوز نفس می کشد (ولو به سختی) توجه کند محبوب و معظم است. حتی اگر خامنه ای باشد.
Posted by: Irani at June 20, 2009 01:46 AM
سلام آقاي نبوي يا داور عزيز. من پيمان هستم .هموني كه برات خوابي عجيب تعريف كرد از خوكها و فرار اونها از جنگل تاريك آتش گرفته . يادت مي ياد يا نه؟،داور عزيز خوابهايي ديده ام كه عين يك فيلم مستند تك تك فريمهايش دارند رنگ واقعيت ميگيرند.خدا به ايران عزيزمان رحم كند. اميدوارم كه يادت بياد چون چيزهايي در اين چند سال ديدم كه گفتن تك تك آنها؛ موهاي بدن انسان را همچون ميخ بر بدن صاف ميكنند.حدودا 10سالي ميشه كه تمام متنها و مقالات و نوشته هاي طنزو گاها تلخت را ميخوانم.اين آخري را شاهكار كردي.انگار آيينه اي را با آب زلال حقيقت بشويي و از غبار و تاريكي هاي روزگار آن را پاك كني و آن را روبروي ما قرار دهي. من در انتخاب شركت نكردم چون اعتقادي به اين انتخابات ندارم ولي به حق آزادي و حق انتخاب مردم و داشتن زندگ همراه با امنيت اجتماعي و حفظ حرمت انساني و داشتن روزهايي بهتر از آنچه تابحال داشته اند؛ احترام ميگذارم. براي مردم ايران عزيزم امنيت جاني و ناموسي آرزو ميكنم و براي وطنم آبادي و سر سبزي و آزادي و حكومتي دموكرات به معناي واقعي كلمه. الهي آمين
Posted by: پيمان شير at June 20, 2009 01:45 AM
سلام بر شما که حق را به تماکم کمال بیان کردی
درود خداوند بر قلمهایی که برای مردم مینویسند و برای حق رقم را مستور می سازند. جناب نبوی عمر حکومت زور به آخر رسیده است و هر آن طوفان خشم ملت ارکان سست و لرزان آنها ر در هم خواهد نوردید. بگذارید از ترس هر چه دارند بر زبان برانند مردم نمیترسند فردا میدان آزادی مشت محکمی است بر دهان یاوه گویانی که ملت را خس و خاشاک میدانند مشت محکمی است بر دهان کسانی که حق مردم را غصب کرده اند و بیانی اسن که که میگوید مردم نمیترسند
Posted by: آریوبرزن پاک نهاد at June 20, 2009 01:42 AM
با دورود
آقای نبوی بسیار زیبا،دقیق، درست ، درددل و خشم هر انسان آزاداندیش را بیان کردید.من از امروز که سخنان خامنه ای را شنیدم تا الان که ساعت 2 صبح است از خشم لبریز بودم.این نوشته شما واقعا آرامش به من داد. امروز بعدازظهر ملت ایران بیشرمان را سرجایشان می نشانند. الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مغ الظلم
Posted by: Ali at June 20, 2009 01:34 AM
چی میشه ایا موسوی میا بالا دارم خفه میشم/میزان رای خامنه ی است
Posted by: milad at June 20, 2009 01:28 AM
ba in farmaneh aghaye khamenehee faghat baradr koshi too khiaboona shooroo shod , ma az rayemoon nemigzarim che resad be khooneh baradaramoon
Posted by: payam at June 20, 2009 01:20 AM
یک خواهر شهید : جانا سخن از زبان ما میگوی
Posted by: NoName at June 20, 2009 01:12 AM
برای اولین بار بود که دیدم آقای خامنه ای از روی نوشته میخواند گفتار با تانی ایشان ترس درونی اش را بروز میداد. التماس به هاشمی و تملق گویی راجع به او خدعه بچه گانه و عدم آگاهی اش از حرکت خود جوش مردم بود. ابراز ضعف بدنی برای پوشش ضعف و ترس درونیش بود. فحش به دولت انگلیس را برای راضی کردن خود و قوت قلب دادن به خود از حرکت مردم (انشااله کربه است) بود. گفتن کلام راست "من احمدی نژادم" را برای اینکه دیگر دروغهایش را باور کنیم بود. کلا نشان دهنده ضعف مطلق گریبانگیر نظام بود.
Posted by: حمید at June 20, 2009 12:49 AM
یک دانشمند فیزیک نجومی فرانسوی در مصاحبهای با روزنامه "استاندارد" اتریش اعلام کرد که به کمک قانون "بنفورد" توانسته است کشف کند که در انتخابات ریاستجمهوری ایران تقلب شده است.
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4409069,00.html
Posted by: Niloofar_e Shemieraani at June 20, 2009 12:46 AM
خدا اموات تو رو قرین رحمت بکنه سید . ای کاش بودی و میدیدی که ما با خواندن نوشته ای تو خوشحالیم و از وضع موجود بد حال.
Posted by: Cam-Biz at June 20, 2009 12:39 AM
آقای نبوی سلام،
میشه لطفا سخنرانی رهبر را تحلیل کنید و ارزیابی خودتان را از اظهارات وی در نماز جمعه بنویسید؟
Posted by: Amir at June 20, 2009 12:34 AM
Salam!
Sepas av mozee-giriye sadeghaneh shoma dar barabare rahbar zalem "khameneey".Ehteramam beh shoma bishtar shod.
Posted by: Iraj at June 20, 2009 12:33 AM
Salam,
Man be onvane yek janbaz va sabeghye 30 mah dar jebhe bar to ey bozorgmard dorood miferestam.
Omidvaram farda in ablah khoono khoonrizi rah nayandazad.
Posted by: reza at June 20, 2009 12:31 AM
از خون جوانان وطن لاله دمیده
ابراهیم عزیز
قسم به آن قلم دردستت جز حقیقت چیزی نگفتی
امروز همه ی ما آماده ایم تا بپردازیم بهای سنگینی را که برای مان قسط بندی کرده بودند. دیگر وام آنان را نمیخواهیم که جز سیاهبختی نصیبی نداشته .نسل ما باید بپذیرد که نسل سوخته است و باید به کمال بسوزد که شیوه شمع روشنگر است زیرا عاشقی سوختن از پای تا سر است نه سوختن پر .و حال که عشق ،عشق آزادی است دیگر بهانه ای نیست
گر من از پایم در ایم گو درآی
بهتر از من صد هزار ازدست رفت
Posted by: سیامک at June 20, 2009 12:26 AM
i'm impressed.
Posted by: e at June 20, 2009 12:23 AM
آقای نبوی. کلامتان چون همیشه به دلم نشست.
افسوس که قدرت طلبی و زیاده خواهی این رهبر بیمار، کشور عزیزمان را به پرتگاه سقوط کشانیده است.
Posted by: ساسان at June 20, 2009 12:16 AM
درود بر تو ای مرد شریف.شیر مادرت هلالت باد که روحم را جلا بخشیدی.امشب تا صبح بیدار میمانم و فقط به انتشار این نثر حماسی میپردازم.زنده باد ایران
Posted by: seyed at June 20, 2009 12:11 AM
قربان قلمت! سالهاست منتظر این نامه به قلم جنابعالی بودم.
Posted by: maat at June 20, 2009 12:09 AM
از نوشتتون لذت بردم و در جهت اطلاع به عرضتون میرسونم که خانم رجائی دستگیر نشدن.
Posted by: حمید اسکندری at June 20, 2009 12:08 AM
خوشا به حال آدمهای آزاده. یاد حر افتادم که آزادگی رو با خون خودش به همه نشان داد. چقدر خوب حرف دل ما مردم رو نوشتی. براستی که این قلم بجای خودش از شمشیر هم تیزتره. متاسفانه حاکمیت عقل به حاکمیت چماق تبدیل شده. آقای نبوی، مردم به همه روشنفکران (عاقلانی که فکر می کنند) نیاز دارند. لطفا شما که ارتباطاتتان قوی تره دیگران را به همراهی بخوانید.
Posted by: مهدی at June 20, 2009 12:03 AM
بسیار زیبا بود. پیروزی از آن ماست.
Posted by: نوید at June 19, 2009 11:57 PM
خبر ندارم کجایین ایران هستین یا خارج !
ولی آقای نبوی من دارم اعتقادم به خدا را از دست می دهم . دست خدا را نمی بینم . هرچند دست خدا را در خانه نشینی هاشمی که روزگاری بازرگان عزیز را به لجن کشاند را می بینم . ولی نبوی جان مگر خدا نگفت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر آن قوم خودش بخواهد ! ما که خواستیم چرا نشد؟ ما که بهترین و قانونی ترین روش را خواستیم ! تو دلیلی برایم بیاور
امروز بسیاری به جای اینکه فوج فوج به دین خدا وارد شوند دارند از دین خدا خارج می شوند .
نبوی تو را به آنچه مقدس می دانی ، تو را به خاطر همان خدا ، تنهایمان نگذار ، اگر فرنگ هستی به آب و آتش بزن ، اگر سکوت کنیم هستی مان را می برند .
از اینکه زاده شدم تا این پلشتی ها را ببینم متنفرم
نمی دانم توانستم دلت را به ایران بیاورم یا نه ولی غم بر دلمان نشسته
Posted by: م at June 19, 2009 11:55 PM
آنقدر زیبا نوشتید که دوست داشتم رو دستهایتان اشک بریزم ... دعا کنید . ما طاقت خون مردم را نداریم ...
Posted by: ال at June 19, 2009 11:55 PM
یعنی از این زیباتر هم میشد گفت؟
اقای نبوی
متشکرم
Posted by: Raam 12 at June 19, 2009 11:53 PM
الله اکبر امشب - یعنی اولین شب بعد از خطبه تهاجمی رهبر - در شهر اصفهان حداقل سه برابر سنگین تر از شب های گذشته بود بدون شک اگر میر حسین و یارانش ایستادگی کنند هرشب قوی تر خواهد شد
Posted by: امین at June 19, 2009 11:53 PM
واقعیت همیشه زیباست
به امید ادامه در این راه تا رسیدن به نتیجه
Posted by: بابک ایزدپناهی at June 19, 2009 11:46 PM
با این متن بغضم شکست ... آقای نبوی دلم گرفته ...دعا کنید دیگه کسی کشته نشه ... من ترسی از کشته شدنم ندارم همونجور که تا امروزتوی همه تظاهراتا شرکت کردمو کتک هم خوردم بازم میرم تا نشون بدم که این خس و خاشاک زور زیادی داره ...
فقط دعا کنید برای ما جوونها و خدا صبر بده به خوانواده هامون
سبز باشید
Posted by: لیلی at June 19, 2009 11:44 PM
سلام برادر،دمت گرم،قلمت روان،دلت سبز،
Posted by: بنیان at June 19, 2009 11:39 PM
I like the last paragragh , well done !
Posted by: neda at June 19, 2009 11:34 PM
آقای نبوی بسیار عزیز، مرسی که حرف دل همه یه ما رو زدید
Posted by: Laleh at June 19, 2009 11:31 PM
عااااااااالي . بي نظير . ممنون
Posted by: z.hrh at June 19, 2009 11:28 PM
از نوشته زیبای شما لذت بردم :) ، به امید ایرانی آزاد .
Posted by: امین ب at June 19, 2009 11:26 PM
دست مریزاد. حق مطلب ادا شد
Posted by: ali at June 19, 2009 11:23 PM
shoja'aneh bud, kasani mesl shoma bayad khat shekani konand.
Posted by: nima at June 19, 2009 11:21 PM
درود بر آن قلم شيوا که همواره حامي حقوق مردم بوده است
آن خس و خاشاک تويی، پست تر از خاک تويی
شور منم نور منم، عاشق رنجور منم
زور تويی کور تويی، هاله ی بی نور تويی
دلير بی باک منم، مالک اين خاک منم
Posted by: علي at June 19, 2009 11:07 PM
He realizes, when it's TOO late.
Thanks Ebrahim Nabavi for the article.
Posted by: Ramin at June 19, 2009 11:06 PM
vaghean ardane va shaerane neveshti aghaye nbavy...az ghabl az inke be zendan beravid asare shomara dar ruznamehaye an roozha mikhandam,...vali hich vaght fekr nemikardam ke betavanid be in zibaii ba kalamt bazi karde va aassare honari padidi biavarid...dast marizad...boghz galum ro gerefte bud vaghti mikhundam.dastet dard nakone.ghalamet payande bad ..
Posted by: masoud az danmark at June 19, 2009 11:02 PM
سلام خوب نوشتی.من یه چیزه جالب پیدا کردم از امام سال 41،این جوری شروع میشه
:بخواهيم بگوييم مثل زمان مغول است ، نمى توانيم همچنين بى احترامى اى رابه مغول بكنيم .
باقیش انجاست:http://omid88.blogspot.com/ نمیخواد این نظر نشان بدی ولی گفتم شاید بتونی از حرفای اون وقتاش ی چندتا مثال بزنی واسه مردم. اگه فکر خوبیه من بیکارم روش وقت بزارم.ببخشی ایمیل نمیشد بکنم.چاکرم
Posted by: ahmad at June 19, 2009 10:59 PM
دستت درد نکنه داور خان بعد از سالها که لبخند به لبم آوردی این بار اشک به چشمانم آمد ما نمی ترسیم چون همه با هم هستیم ما تا آخر می ایستیم... داور خان باز هم همین طور بنویس...
Posted by: پرند at June 19, 2009 10:58 PM
Thank you
Thank you
Thank you
Posted by: Maryam at June 19, 2009 10:56 PM
جان کلام را ادا کردی
نفس حق هست کلام این مقاله
و فریاد خاموش هر ایرانی آزاده
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتاد تسلسل بایدش... حافظ
ارادتمند
علی
Posted by: Ali at June 19, 2009 10:52 PM
سلام. نبوی گرامی، من در گل آقا شاگردت بودم. خوشحالم که دوباره پیدات کردم.
نبوی عزیز، کاش این نوشته ات را آقای خامنه ای می خواند. من هم به او از زبان خاقانی می گویم:
دندانۀ هر قصری پندی دهدت نو نو
پند سر دندان را بشنو ز بن دندان.
زنده و پایدار باشیم به امید حق
Posted by: رقیه at June 19, 2009 10:52 PM
mardom ra bekhatere goftane ALLAHO AKBAR mikoshand. yek nafar be man begooiad allaho albar goftan ba kodam ghanoone eslam mokhalef ast? dorood bar englis ke dar an fariad mizanam allaho akbar va kasi hatta negahe chapam ham nemikonad.hala begoo kist sheitan? an ke khoone mardom ra mobah mishomarad baraie goftane allaho akbar ya ani ke man dar shahrash ba hamin fariad dar amniiatam
Posted by: mehdi at June 19, 2009 10:51 PM
عالی بود آقای نبوی.
Posted by: َMaryam at June 19, 2009 10:45 PM
دم شما گرم. علیرغم اختلاف مواضعم با شما واقعا لذت بردم . حقا که آنچه از دل برآید بر دلها می نشیند.
Posted by: Mehdi at June 19, 2009 10:36 PM
آقای نبوی عزیز خواهشمندم این موضوع را به بحث بگذارید:
از آنجا که این دولت غیر قانونی است .اگر موسوی کوتاه بیاید پیشهاد مهمی دارم و آن برگزاری یک انتخابات در خارج از ایران برگزار شود زیر نطر یک سازمان بین المللی.در این راستا کاندید ها معاون و وزرای خود را هم معرفی کنند .رای گیری در خارج از ایران برگزار شود میان ایرانی های مقیم خارج به نمایندگی از مردم داخل ایران برای انتخاب دولت موقت یا آنهاهم با اینترنت شرکت کنند ایرانی های داخل ایران و این دولت تبعید باشد و همین طور برای انتخاب مجلس هم به همین ترتیب که شامل یک نماینده از همه اقوام و ادیان ایران و کارگران و زنان و..باشد و ان هم مجلس در تبعید باشد که جنبش دمکراسی خواهی در ایران را رهبری کند.الان بهترین موقعیت است خواهش می کنم این موقعیت را از دست ندهیم .این ایده حتی می تواند به خامنه ای برای قبول موسوی فشار بیاورد
Posted by: ساسان at June 19, 2009 10:26 PM
سلام اقای نبوی عزیز
دستت درد نکنه؛ با همه وجودم ازت متشکرم. امیدوارم که نتیجه این حرکتهای ازرشمند رو به زودی ببینیم. باز هم ممنون ؛ هزاران بار ممنون که حرف ما رو میزنی!
Posted by: Sam at June 19, 2009 10:20 PM
آقای نبوی سلام
مطالب شما معمولاً خوب است و این هم، شما ئی میل ما را گرفتید که خبرنامه ای برمون بفرستید، چی شد؟
پیروز باشید
Posted by: شهرام فرزانه فر at June 19, 2009 10:12 PM
آقای خامنه ای به قول یکی از بزرگان :
به چه کار آیدت جهانداری
مُردنت به که مردم آزاری...
Posted by: raheleh at June 19, 2009 10:05 PM
جانا سخن از زبان ما می گویی
Posted by: محمد at June 19, 2009 09:59 PM
نبوی جان خوب نوشتی. ولی بخاتمی هم بنویس که حالا دیگر وقت عمل است و نه حرف و قول! گفته بود که نباید موسوی را تنها گذاشت. حالا این میدان. ببینیم بقولش وفا میکند؟ بخاتمی بنویس که در این شرایط که خامنه ای پایش را بیش از حد دراز کرده و تهدید بخونریزی میکند سکوت یعنی همدستی با ظالم.
Posted by: Hormoz at June 19, 2009 09:53 PM
درود بر شرف تمام آزادگان!
با کلامی استوار بر راه ما صحه گذاشتی.
دور نیست روزی که جشن آزادی وطن را در آغوش هم و با اشک شادمانی برگزار نماییم.
لطفا باز هم بنویس.آنچه می نویسی کلمه تنها نیست.گلوله ای است که بر دل تاریک جامران شلیک می کنی.
Posted by: بابک باستانی at June 19, 2009 09:50 PM
salam aghaye nabavi.....
emruz baad az harfhaye in zalem....halam bad bud....chizi dar sineam azaram midad...boghze talkhi bud az in hame zolme ashkar...nemidunestam chi begam...harfhaye shoma harfhai bud ke bar dele har irani neshaste ke albate shoma besyar moadabane anra negashtid,garche inha liaghate inhame adab ra nadarand..samimane az in neveshtaretan tashakor mikonam....be omide ruzi ke vatane nazanine ma az vojude in zalemin azad shavad....
ba tashakore faravan.....azita az ALMAN
Posted by: azita at June 19, 2009 09:49 PM
Aghaye nabavi damet gaaaaaaaaaaaaaaaarrmmmmmmmmmmmmm, eyvaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaal, shirer madaret halalet bashe
Posted by: Ali at June 19, 2009 09:48 PM
سلام بر مرد بزرگ
احسنت به این قلم و جسارت شما، همیشه و هر روز از نوشتههاتون لذت میبرم، امیدوارم که هر کدوم از ما از پوسته ترس و مصلحت بینی خارج شویم و از تمام تلاشمون برای سربلندی کشورمون استفاده کنیم. به امید روزی که فرزندانمون بر خلاف ما با غرور سرشونا بگیرند بالا و افتخار کنند که ایرانی هستند.
Posted by: mamad at June 19, 2009 09:44 PM
به نظرم فوق العاده بود ،، دستان شما را طلا که سهل است آقا جان چیزی فراتر از این ها باید ،،، سعی می کنم تا جایی که در توانم است این نوشته را به بچه های ایران برسانم ،
Posted by: sareh at June 19, 2009 09:44 PM
درود .قلمی زیبا و هشداری به غایت خرد ورزانه.ای کاش گوشها را توان شنیدن بودی ،ای کاش.
Posted by: مهرداد at June 19, 2009 09:38 PM
بابا شاهکار............... . سلام استاد
انصافا شما با نوشته هاتون میتونید یک آدم بی گناه رو شرمنده رفتارش کنید چه برسه به گناهکارانی چون خامنه ای. دستت درد نکنه استاد واقعا مثل دفعه قبل گل کاشتید با این تفاوت که نسبت به دفعه قبل تعارف ها رو کنار گداشتید. این عمق فاجعه و اینکه این بار با دفعات قبل فرق زیادی دارد را نشان می دهد
انصافا نوشته هاتون خیلی تاثیر داره خیــــــــــــــــــلی
ارادتمند همون ایبراهوم
Posted by: ابراهیم at June 19, 2009 09:35 PM
با سلام. ببخشید. تا کی خیال و خیالپردازی؟ تا کی انشالا گربه است؟
Posted by: حمید at June 19, 2009 09:34 PM
امیدوارم این متن بسیار زیبا را همهٔ سردمداران رژیم بخوانند شاید وجدانشان بیدار شود
Posted by: هستی at June 19, 2009 09:33 PM
Bebin che vazee shode ma dareem in baba ro nasihat mikonim,2voman be hame beresoon vase shanbe chatr ,bebaran janam fadaye IRAN
Posted by: B at June 19, 2009 09:33 PM
dorod be sharafe shoma jenebe nabavi .ahsant be in hame shojaat.be shoma eftekhar mikonam va iraniani chon shomara ke mibinam be khod mibalam.
Posted by: behi at June 19, 2009 09:32 PM
دلم سوخت. دلم به حال ملتی سوخت که خود منم. پدرانمان را 30 سال پیش با ترفند گرفتند و برادرمان را امروز با توهین و تفنگ...
بر می خیزم. سلاحم مشتم می شود و خونم اثبات انسان بودنم. خس و خاشاک که هیج ؛هیچ هم بخوانندم نه دقیقه ای از سرعتم می کاهم و نه ذره ای از انگیزه ام.
....مالک این خاک منم...
Posted by: ساناز at June 19, 2009 09:30 PM
Aghai e nabavi nemidonam tassiri dare ya na
ama amighan be ghalameton ehteram migzaram
va barai e tali va khorsanditon doa mikonam
Posted by: m at June 19, 2009 09:29 PM
you wanted islamic revolution, you got it!
just remember when they shoot your kneecaps for demonstrating, there are other ways to live than killing everyone that doesn't think exactly like you
try real democracy for once, after 30 years you probably don't even remember - it's very nice! you can do whatever you want and respect everybody else's wishes.
Posted by: Israeli but not hostile at June 19, 2009 09:29 PM
سلام داور عزیز،
نوشته زیبایت بهانه ای شد تا بغض چند روزه ام بترکد.
خدا دلسوزانی مثل تو را برای این ملّت بی پناه حفظ کند.
پاینده باشی.
Posted by: حمید at June 19, 2009 09:27 PM
Amazing!
Posted by: mahya at June 19, 2009 09:21 PM
Salam Aghaye Nabavi,
harfe dele ma ro cheghdr ghashang goftid, nemidoonam chera adam fekr mikonand hamishe ghodratmand mimonand! chera nemifahman donia 2 rooze? chera in Agha ke maslan rohani o ahle taghva o khodast bemifahme omre adami be sar mirese?
Posted by: Irani at June 19, 2009 09:19 PM
اولین نوشته ای بود که از روی شهامت در این فضای بهت و سردرگمی خواندم ، ممنون و به امید ایرانی آزاد و آباد
Posted by: علیرضا at June 19, 2009 09:18 PM
من ایرانی هستم. طرفدار جمهوری اسلامی. فرزد انقلاب. رهرو امام راحل. فقط یک چیز میخواهم، راه سخن گفتن مردم با حکومت صندوق رأی است.. اگر این راه هم بسته شود، بغض مردم می ترکد و سیلش همه را می برد.. همه را...
Posted by: ایرانی مسلمان at June 19, 2009 09:16 PM
جناب آقای نبوی سلام، امیدوارم پیروزی دموکراسی در ایران نزدیک باشه و بتونیم باز هم در ایرانی سبز در کنار هم باشیم. به نظرم امروز باید با این پتانسیلی که ایجاد شده، یک حرکت فکری البته به صورت عمومی ایجاد بشه که به وسیله اون آزادی خواهی به یک نیاز روزمره تبدیل بشه. و این ممکن نیست مگر با حرکت های شما نویسنده ها. من خودم در این راه هر کمکی که بتوانم انجام بدهم خوشحال میشم. (البته منظورم از این حرکت فکری این نیست که تحت این حرکت فکری ما به پیروزی برسیم، بلکه این حرکت باید در ادامه پیروزی ما باشد تا بار دیگه در دام نا آگاهی گرفتار نشیم.)
Posted by: وحید at June 19, 2009 09:13 PM
الان دارم گریه میکنم. .. با طنزهات خندیده بودم .. بیشتر تلخ ... ولی این بار به حال کسایی که کشته میشوند و نیستند تا روز خوار شدن دیکتاتور را ببینند....
Posted by: پارسا at June 19, 2009 09:13 PM
خیلی باحالی زنده باشی
Posted by: karim at June 19, 2009 09:12 PM
kheili ziba bood.
Posted by: Hassan at June 19, 2009 09:12 PM
سلام آقای نبوی
حب قدرت و سلطنت آنقدر زیاد است که دوری از آن سخت است. به امید حد اقل آزادی در مملکت آقا امام زمان.
علیرضا
Posted by: Alireza at June 19, 2009 09:10 PM
سلام دوست خوب آقای نبوی نوشته های شما منو یاد اون مرد بزرگ جلال آل احمد میندازه دست و قلمتو می بوسم
مطمئن باش که همین روزا همه با هم جشن پیروزی می گیریم
بسیار تحت تاثیر مطلبت قرار گرفتم . . .
Posted by: علی at June 19, 2009 09:10 PM
ما بی شماریم ، بالاخره بی شمارها پیروز می شوند ؛ 22 خرداد شروع نهضتی جدید ، شروع ابراز بیداری ایرانیان بود ، اینک کشته شدن هموطنانمان را در سوگ می نشینیم ، اما فراموش نکنیم ، شهادت در راه شرافت ، انسانیت , آزادگی ، بزرگترین افتخار است .
Posted by: gole at June 19, 2009 09:05 PM
Ali bood, az tahe dele hame gofti.
Posted by: Hamid at June 19, 2009 09:00 PM
زیبا بود، ولی من فکر نمیکنم رهبر گوشی برای شنیدن داشته باشد. :(
Posted by: behnam at June 19, 2009 08:58 PM
سلام آقای نبوی، بسیار زیبا حقیقت را گفتید و امیدوارم که سلامت باشید
Posted by: علی at June 19, 2009 08:54 PM
zendeh bad aghaye nabavi, ke ghalamash toteme oost
Posted by: mostafa at June 19, 2009 08:50 PM
ممنون حرف دلمان بود. کمی اراممان کرد.امیدواریم این اقا بشنوند.
Posted by: R_M at June 19, 2009 08:49 PM
احسنت به قلم ات و ماشاالله به شرف ات و خدا کم نکنه از غیرت ات
Posted by: حبیب الله at June 19, 2009 08:49 PM
درود بر شما آقای نبوی، بسیار زیبا نوشتید و حرف دل همه ما را زدید.
برایمان دعا کنید آقای نبوی، باور کنید از شنبه هفته پیش تا به حال حتی آسمان تهران هم گرفته و تیره و تار است، احساس می کنم حتی خدا هم ما را از یاد برده...
Posted by: سولژنیتسین at June 19, 2009 08:49 PM
شرح خورشید زخفاش مپرس
این فاجعه سی ساله است که از اول اشتباه کردیم ولی با اینهمه از شما برای گفتن و خاموش ننشستن سپاسگزارم
از همه برنامه های شما که دیده ام لذت برده ام و از این راستگویی بیشتر
جواد
Posted by: Javad at June 19, 2009 08:48 PM
دستت طلا
قلمت طلا
قلمت پاینده باد
Posted by: آشنا at June 19, 2009 08:44 PM
آقای نبوی، زمانی که در شور و هیجان انتخابات بودی، بعضی ها از جمله اینجانب را از خودت رنجاندی. ولی به خاطر همین یک نوشته من کدورت را از دلم بیرون کردم. تا وقتی نویسندگان ایرانی با شجاعت در مقابل قلدری حاکمان ناصالح ایستاده اند به فردای روشن برای ایران امید هست
Posted by: شبیر at June 19, 2009 08:37 PM
مشکل اینه که الان هم مردم آقا رو اینجا که هست نشوندند، این چماق دارها فقط محافظت می کنندازیشون
ما خودمون به وجودش آوردیم
Posted by: salty boy at June 19, 2009 08:35 PM
shiri ke khordi halalet bashe va khoda pedaret ro biamorze.ba nahayat tashakor.
Posted by: sara at June 19, 2009 08:33 PM
Salaam
maman harfay shoma ra ghabol daram man ye janbaz va ozvi az khanevadeh shohada hastam har chand ke hadaf ma defa az keshvare khodeman boodeh vali alan tasof mikhoram ke shayad hozore amsale maha dar jebheha mojebe tasbite hamchoon bi sharafhaei shodeh hast
Posted by: Mohammad at June 19, 2009 08:30 PM
من همیشه به یکی نیاز دارم تا بتونم به حرفاش تکیه کنم و دلمو خوش کنم! امیدوارم شما این نیاز منو برطرف کنی استاد گرامی
Posted by: Mr maxmell at June 19, 2009 08:28 PM
دست مریزاد آقای نبوی، حرف حق نوشتی.
Posted by: فرزانه at June 19, 2009 08:24 PM
Payandeh baad Iran, rahmat bar madari ke tora shir dad!
Posted by: saeed at June 19, 2009 08:23 PM
یک مقاله عالی...آقا بسیار خوشحال شدم که بالاخره به منبع واقعی مشکلات پرداخنی و محافظه کاری رو گذاشتی کنار. درود بر تو (من همون بد دهن سابقم. خواستم بگم همونطور که بعضی جاها جلوی محافظه کاری بیش از حد، بدفرم انتفاد می کنم در مقابل "شعور و واقع گرایی" هم سکوت نمی کنم و مراتب تشکرم را اعلام می کنم. امروزه اتحاد همه آحاد ایرانی بزرگترین دشمن دیکتاتوری ایران است. زنده باشید داور خان.
Posted by: قزاق at June 19, 2009 08:21 PM
that was hilarious
Posted by: SOroush at June 19, 2009 08:20 PM
dast marizad
ta paye jan hastim
Posted by: mna at June 19, 2009 08:17 PM
من شک ندارم محمود دیکتاتور بعد هاشمی زیر آب رهبرم میزنه میشه چاوز ایران
Posted by: حسن ت at June 19, 2009 08:17 PM
Very well written Nabavi jan. I cried reading it. cried for my people. Every sentence of it was very true.
Posted by: Mohammadreza at June 19, 2009 08:17 PM
!!!!!!The best article ever
Posted by: Jamak at June 19, 2009 08:15 PM
سلام افرین بر نفست که هر چه در دلمان بود یکحا و چه زیبا و مقتدر گفتی
Posted by: ma at June 19, 2009 08:11 PM
وقتی که صدام رو اعدام می کردند من خوشحال بودم. من عزیزترین کسانم رو توی خرمشهر از دست دادم و هنوز هم خونه ی ما اونجا خرابه است. الان آمریکا هستم. روز اعدام صدام مدعیان حقوق بشر (ایرانی و غیره) همینجا اعتراض کردند به من که "کشتن درست نیست.! چطور می تونی از مرگ کسی راضی باشی؟" من از احساسم پشیمون نیستم و امروز هم با خوندن نامه ی شما دقیقاً به یاد اون روز افتادم. این دنیا اونقدرها هم که آقایون فکر می کنند بی حساب نیست.
Posted by: پونه at June 19, 2009 08:10 PM
MERCI ,NIAZ BE OXYGEN DASHTIM . ,
Posted by: AZAR at June 19, 2009 08:04 PM
عالی بود!...
این دقیقا چیزی که باید گفته میشد.ولی کو گوش شنوا
امروز ظهر گریه کردم برای کسانی که شهید شدند و خونشون پایمال میشه.برای خودمون که رای دادیم رایمون رو دزدیدند.
خوانده نشد و با کمال بی شرمی به نفع کس دیگه ای با 11 میلون رای داده شد.
نمی دونم چی میشه!! اگه اعتراضات تموم شه خفقانی صد برابر بدتر نصیبمون میشه.
ما جونایی هستیم که زود پیر میشیم
Posted by: n at June 19, 2009 08:03 PM
هرچند که از ایران دوری ولی بحق حرف قلب و زبان یک ایرانی را به بهترین وجه نوشته ای. تشکر وبه امید پیروزی
Posted by: احسان at June 19, 2009 08:00 PM
dorood bar ebrahim nabavi aziz man ra be yade nameh aghaye ali asghar hadj said javadi be shah andakhti vali koo gooshe shenava .diktatorha ghabl az inke koor bashand karand
Posted by: pirooz at June 19, 2009 07:59 PM
22 خرداد پايان جمهوري اسلامي و امروز شايد پيروزي استبداد ديني بر مردمسالاري ديني باشد. آيا اين ورق برميگردد؟ اين به همت رهبران انقلاب سبز و پشتيباني مردم و درايت روشنفكران ما بستگي دارد.
بايد آرام و با دقت و بادرايت به پيش رفت....
بسي رنج بردم درين سال سي....
Posted by: mahdian at June 19, 2009 07:58 PM
wooow
Posted by: ... at June 19, 2009 07:57 PM
besiar ziba va be hagh neveshtehid ey kash ke beshnavand... vali afsoos ke naravad mikheh ahanin da sang... baz ham benevisid ma be in neveshte ha niaz darim...
Posted by: sangposht at June 19, 2009 07:55 PM
نبوي عزيز خيلي عالي بود . بهتر از اين نمي شد . منتظر يك نوشته در اين مورد از بزرگاني مثل بهنود هستيم . از مردممي خواهم اين مطلب را چاپ كنند و به تمام افرادي كه دسترسي به اينترنت ندارند برسانند
Posted by: عباس ااز ايران at June 19, 2009 07:54 PM
چقدر دردناک بود آقای نبوی... دردناک تر برای ما که در ایرانیم و با این حرف :"مسئولیت جون ملت با خودشونه" از فردا جونمون رو کف دستمون می گیریم و میریم تظاهرات...
Posted by: بهرام at June 19, 2009 07:53 PM
عزیز دلی نازنین.
Posted by: Amir at June 19, 2009 07:51 PM
زیباتر از همیشه . ولی واقعا خامنه ای اینها را نمیداند . واقعا باید به او یادآوری کرد که شاه از تو گردنش کلفتتر بود و مردم بی سوادتر از امروز ولی آن شد عاقبتش ؟؟ تازه فکر میکنم شاه به اندازه ی تو ظلم نکرد و با این وقاهت ظلمش را حاشا نکرد .
Posted by: artim at June 19, 2009 07:48 PM
احسنت. سخن از زبان دل ما می گویی...
Posted by: حمید at June 19, 2009 07:46 PM
عالی بود. مرتیکه فکر کرد بیاد خط و نشون بکشه تمومه. تو همین روزها من کلی شنیدم که آدمهایی که این مرجعشون بوده کلی هاشون برگشتن. اگه بخواهد غلط اضافی بکنه مشکلش همان خواهد بود که اونهایی هم که قراره دستوراتشو اجرا بکنن همشون آماده نیستند قصابی کنند. به خصوس اگه تظاهرات سراسری باشه. اون جمعه ما رو ترسوند شنبه اش اونی شد که دیدیم. دوشنبه اش هم اونی شد که دیدیم. این جمعه ممکنه گور خودشو کنده باشه.
تا حالا صد بار خواستم برات بنویسم. بگم چقدر بعضی از کارهاتو دوست دارم. چقدر بابت بعضی کارهایی که میکنی عصبانیم. حالا الان که وسط حادثه ایم میبینم چقدر همه ما ایرانیها به هم نزدیکیم. امیدوارم با کمترین خون به چیزی که حقمون هست برسیم.
یک عضو حزب سراسری خس و خاشاک ایران
Posted by: یک عضو حزب سراسری خس و خاشاک ایران at June 19, 2009 07:42 PM
بسیار عالی. چیزی دیگه نمی توانم بگویم همه گفتنی ها رو شما گفتید. متشکر
Posted by: Roza at June 19, 2009 07:39 PM
dastet nakone Yavar jan
be nazaram ziba tarin nveshteye jeddit bood
dar zemn movazebe khodet bash,
shayed ommale regyme to ro ham rahat nazaran
be omide azadi
Posted by: Ali - London at June 19, 2009 07:39 PM
آقای خامنه ای، فردا به شعارهای ما خوب گوش بده. روی پلاکاردهای ما رو بخون .
شعار فردای ما: ما بردیم.
Posted by: Shahab at June 19, 2009 07:36 PM
مثل همیشه بسیار زیبا نوشتید.
Posted by: MM at June 19, 2009 07:35 PM
گاف خامنه ای: «خیال کردهاندکه اینجا هم گرجستان است.»
رهبر جمهوری اسلامی نمی داند که در گرجستان به خاطر انتخابات انقلاب نشد بلکه به دليل حکومت خودکامه شوارناتزه بود !!!
در اوکراين اين تقلب درانتخابات بودکه با اعتراض مردم در خيابانهای کيف و در نهايت دولت متقلب تسليم خواست مردم گرديد و ....
Posted by: Arash at June 19, 2009 07:34 PM
Ba salam,
Damet garm ey doosat. Che ziba neveshti. Hargez be in khoobi naboodehi.Iran be amsale to farzandane boroomandash niaz darad. Khoda hefzat konad. Marg bar doshmanane Iran. Be omide piroozi hagh bar batel.
Shinow
Posted by: shir at June 19, 2009 07:33 PM
good job, this is perfect. you told all mine in your words. thanks
Posted by: One Iranian at June 19, 2009 07:33 PM
eyval
Posted by: asdas at June 19, 2009 07:28 PM
سلام داور
می دونستم تو زودتز از همه واکنش نشوان خواهی داد به حرف های این آقا.تا الان دو بار خواندم نوشته ات را .دفعه اول با بغض و آرام و بار دوم با گریه و صدای بلندوفریاد میزدم سئوالهایت را از رهبر کوچک ِ...
فقطمراقب خودت باش داور جان.ما فردا روز جدیدی از نا فرمانی مدنی امان خواهد بود.بگذار نبینندمان.
Posted by: arash at June 19, 2009 07:28 PM
آقای سید ابراهیم نبوی، سلام.
خیلی از ماها قریب سی سال از عمر خود را با جمهوری اسلامی گذراندیم. هرچه که بودیم و هرچه که بود، این ما بودیم و آنچه " نظام " ش می خواندند. بزرگ شدیم، مدرسه رفتیم، جنگیدیم، کارمندی و کارگری کردیم، رای دادیم و ندادیم، گلایه کردیم و گذشتیم ... همه و همه گذشت و ناگاه در بامداد خمار این معاشقه ملال آور سی ساله، دربامداد بیست و سه خرداد، انگار آمدند و یک تشت آب جوش ریختند روی صورتمان و خیلی چیزها همانجا تمام شد. نه اشتباه نکنید آقای نبوی، شهدای جنگ تمام نشدند، استقامت مردم در جنگ و دوران سخت اصلاحات تمام نشد، شرافت همیشگی ملت ایران تمام نشد، اما انگار همه در آلبوم زرنگاری، بسته شد و جای امنی گذاشته شد تا روز موعود، و آنچه شروع شد، بجای آنچه تاکنون نظام مقدسش می خواندند، و آنچه جمهوری اسلامی اش می خواندند، یک استبداد حقیر و صغیر بود که حتی در عقب افتاده ترین و ناشناخته ترین مناطق جغرافیائی بر روی نقشه کره زمین، ممکن است به این شکل تهوع آور روی ندهد!
آقای نبوی وقتت را نگیرم و سرت را درد نیاورم، جمهوری اسلامی ایران، از بامداد بیست و سه خرداد، بعد از کودتای مضحکی که روی داد و پشتیبانی جاهلانه ای که از آن شد و می شود، تمام شده است.
امضاء : یکی از آحاد ملت ایران
Posted by: محفوظ at June 19, 2009 07:27 PM
strike is a better solution than protest and violence... by strike we distribute the pain over everybody...this way we can last longer...
Posted by: noname at June 19, 2009 07:24 PM
damet garm aghaye Nabavi, ba cheshmaye por az ashk matneto khundam, ashki ke hey dare bishtar mishe, Khodaya khodet be mellate ma komak kon,
Posted by: Hassan at June 19, 2009 07:23 PM
I love whatever you write
Posted by: Manoocher at June 19, 2009 07:22 PM
ابراهیم جان خسته نباشید
ما تا آخرش هستیم.
در راهپیمایی بعضی موقه ها پیر زن ها رو می بینم که دستبند سبز بستن و همراه جوونا سکوت رو فریاد می زنن اشک تو چشام جمع میشه.
ما سال 57 رو ندیدیم اما به خرداد 88 تعهد داریم . . .
این حق مردم ما نیست باید شرایط رو اصلاح کنیم
Posted by: javad at June 19, 2009 07:22 PM
.. و ادامه راه
یاران سلام بر شما
خب از کسی که حداقل بیست سال است از جنایتکاران حرفه ای حمایت می کند، نباید هم بیشتر از آن چه در نماز جمعه امروز گفت توقع داشت. سال هاست عده ای با قمه و ساطور و پنجه بکش و کارد و کابل و ... روز روشن و در مقابل چشم مسئولین نظام در خیابان ها و دانشگاه ها زن و بچه و پیر و جوان را لته و پار می کنند، اما از به اصطلاح رهبر کشور هیچ واکنشی نشان داده نمی شود.
انگار نه انگار این کشور دادستانی دارد و سیستم قضایی. یک سیستم "قصابی" به تمام معنا برای حفظ رژیمی که تئوریسین های آن شرمی ندارند براحتی و علنی و صریح بگویند ادامه حیات شان بر "نصرت بالرعب" است. نصرت بالرعبی که نوزاد به دنیا نیامده را در شکم مادرش می درد و از روی جنازه هر دو با موتور سیکلت رد می شود.
این ها اینند که هستند. ارمغانی جز ظلمت و نکبت و کینه ندارند. اما ما در مقابل چه داریم: نور و برکت و عشق...
ما چیزی جز "صلح" و آرامش نمی خواهیم و این جز با "آزادی" میسر نیست و لازمه رسیدن به آزادی، "عشق" است!
با عشق، آزاد می شویم و به صلح می رسیم. حال هم از نظر فردی و هم از منظر اجتماعی و سیاسی. هم خود را می سازیم و هم جامعه خود را. این جا عجله و بیقراری راهی ندارد. سفری است که خود مقصد هم می باشد. در طول مسیر رشد می کنیم، با یاران همراه در می آزیم... عشق می ورزیم... به دیگران کمک می کنیم... شانه مان تکیه گاه یاران خواهد بود به وقت نیاز آن ها... در محله ها به همسایه های خود دست یاری می دهیم... به ضعف های خود پی می بریم ... بر دانش خود می افزاییم... نهادهای مدنی را تقویت می کنیم...
و این گونه است که ما از آن ها متمایز می شویم... نبرد با ظلمت و پلیدی یک رویارویی همه جانبه می شود... و آن گاه دیگر جایی برای حضور دیو و دیو صفتان نمی ماند. خیلی از آن ها هم به ما خواهند پیوست و سران پلیدشان هم چون این "آقا" و مصباح به زباله دانی تاریخ خواهند پیوست، چون ضحاک و نرون و هیتلر و موسولینی و دیگر جنایتکارن تاریخ!
خب می بینیم که با این دیدگاه و رویکرد بی شک پیروزی از آن ماست. هم به لحاظ فردی و هم اجتماعی و سیاسی.
همه ابزارهای مسالمت آمیز را بکار می گیریم. از تظاهرات گرفته تا اعتصاب... تا رساندن صدای خود به صلح دوستان جهان... سازماندهی و کنترل... ارتقا دانش مبارزه ... و استفاده از همه ابزارهای مدرن!
سفر طولانی است ... اما جایی که سفر را خود مقصد بدانیم، همه چیز عوض خواهد شد... هر روز به هدفی می رسیم که این خود چون موتور محرکه ای ما را به پیش می راند در جهت رسیدن به مقصد نهایی. اینجا دیگر یاس و ناامیدی به سراغ ما نخواهد آمد. با عشق آزاد می شویم و به صلح می رسیم...
Posted by: آرش at June 19, 2009 07:22 PM
In just two word, incredible and doleful!p
Posted by: Ehsan at June 19, 2009 07:20 PM
salam va dorod bar ghalbhaye bozorgi chun ghalbe shoma va hameye mardome sarafraze iran ...
Posted by: vp at June 19, 2009 07:18 PM
سلام
واقعا" كه دست مريضاد.
خسته نباشي
اينم از سخنان گوهربار اقا ديگه شمشير را از رو بسته
من فكر ميكنم كه مبارزات مردم وارد مرحله تازه اي شده.
Posted by: saeed at June 19, 2009 07:17 PM
yeki az zibatarin va tekan dahandetarin matnhai bud ke ta be hal khandeam. mamnoon az shoma aghaye nabavie aziz.
Posted by: Amir at June 19, 2009 07:08 PM
جناب آقای نبوی
بسیار زیبا نوشتید. قلمتان همیشه استوار باد که در طول تاریخ اینگونه قلم ها بوده اند که ریشه ظلم را خشکانده اند. چه زیبا تمام آنچه را که ملت ایران میگویند در چند سطر و خلاصه به گوش رهبر رساندید. دمتان گرم و نفس تان مستدام.ایکاش گوشهای رهبر هم صدای انقلاب را زود تر می شنید. ولی شاه در مقایسه با آقای خامنه ای هزاران بار وطن پرست تر بود. وقتی شاه فهمید صدای انقلاب را دیر شنیده ، بدون خونریزی تسلیم ملت شد و از کشور رفت. روانش شاد. ولی بعید است آقای خامنه ای همچون شاه بطور مسالمت آمیز و با حداقل خون ریزی از کشور برود.مرگ تنها راه نجات کشور از وجود ایشان است.
Posted by: مهدی at June 19, 2009 07:08 PM
سلام آقای نبوی،
من ایرانی نیستم و در ایران هم زندگی نمیکنم، ولی خیلی دقیق حوادث و جریانات ایران را دنبال میکنم.
کمتر نوشته ی را مثل این نوشته یافته ام. کاش نویسندگانی که توانایی قلمی شان مثل شما است؛ کمی شجاعت و صراحت شمارا میداشتند. مردم ایران سزاور این شرایط نیستند و آقای احمدی نژاد شایستگی اداره یک روستارا هم ندارد چه برسد به یک کشوربزرگی مثل ایران. دعا میکنم که مردم ایران از این شرایط بیرون بیایند.
Posted by: احمد at June 19, 2009 07:05 PM
آقای خامنه ایی نشان داد که ایشان منشاء استبداد در ایران است. اصولا ولایت فقیه یا هر گونه ی دیگری از حاکمیت یک فرد به یک کشوز نمی تواند به چیزی بهتر از این منجر شود. همه با هم به خیابان ها می ریزیم اگر قرار است جمهوری اسلامی حفظ شود باید اصولی از قانون اساسی مانند اصل ولایت فقیه، نظارت استصوابی و امثال آنها حذف گزدند. به عنوان یک ایرانی به ایرانیان توصیه می کنم که در برابر استبداد که با سوءاستفاده از احساسات مذهبی اشان به آنها ظلم می کند کوتاه نیایند در غیر اینصورت روزهای بسیار تاریکتر و زندگی ذلت بار در انتظار تک تک ما خواهد بود.
پیروز و سر افراز و آزاده باد ایران و ایرانی.
Posted by: آزاد ایرانی at June 19, 2009 07:01 PM
mesl hamisheh aali. doostat darim.
Posted by: Bita at June 19, 2009 07:01 PM
Doroud va sepas .
Posted by: Layla at June 19, 2009 07:00 PM
الله اکبر را ادامه خواهیم داد
اگر در خیابان بکشندمان در حرم امام خمیمنی تحصن خواهیم کرد
Posted by: زضا at June 19, 2009 06:59 PM
AHSANTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTT
Posted by: saeed at June 19, 2009 06:56 PM
Salam,
agha damet garm.... ma biroon az Iran hastim vali delemoon bishtar mitapeh bara madom va negaran hastim...
aali bood
Reza
South Korea
Posted by: Reza at June 19, 2009 06:56 PM
احسنت.
Posted by: امیر at June 19, 2009 06:51 PM
درود بر تو که بغض فرو خفته ما را پس از شنيدن توهين های اين مرد فرياد زدی
Posted by: محمدعلی at June 19, 2009 06:50 PM
دست مريزاد آقاي نبوي. مردم با شرف ايران به خواسته شان خواهند رسيد و اون رهبر مجنون رو به پايين خواهند كشيد و مجازات خواهند كرد.
Posted by: نويد at June 19, 2009 06:49 PM
درود بر شما. واقعا درست و به جا و عالی نوشته اید. حرف اول و آخر را یک جا گفتید.
Posted by: mreza at June 19, 2009 06:47 PM
ای کاش خامنهای و مهندس موسوی این مطلب را می خواندند ولی افسوس که درهای اطلاعات به روی کشور بسته شده است
Posted by: سعید at June 19, 2009 06:47 PM
بسیار زیبا و پر شور احساسات میلیونها نفر را بیان کردید.
میدانم که شما هم نگران قتل و عام مردم به دست رهبر برای حفظ قدرتش هستید.
متاسفانه او از قبل همه چیز را برنامه ریزی کرده بوده و همراه احمدی نژاد دست به کشتار ایرانیان خواهد زد.
به امید آنکه بسیجیان و سپاهیان و کلا نظامیان نیز در کنار خواهر و برادران خود برای مبارزه با ظلم و ریا بایستند و از ریخته شدن خون کسانی که به دنبال حق خود هستند جلوگیری کنند.
Posted by: behzad at June 19, 2009 06:43 PM
وزارت کشور 14 میلیون تعرفه رای اضافی چاپ کرده که اثری ازشون نیست.
گزینه های موجود:
1-چون احمدی نژاد خیلی طرفداره محیط زیسته اونها رو بازیافت کرده
2-ننه جون کروبی از اونها برای پاک کردن سبزی استفاده کرده
3-رهبر برای پاک کردن اشک تمساح خود برای دانشجویان کوی اونها رو به کار برده
4-اسم احمدی نژاد رو روشون نوشتن و صندوق ها را پر کردن
Posted by: siavosh at June 19, 2009 06:42 PM
نبوی جان
زندگی در مملکتی که حکومت برای مردمش خط و نشان میکشد چه معنی می دهد؟
من کسی هستم که در این در گیریهای اخیر تیر خوردم و از 3شنبه تا حالا نتوانستم بروم بیمارستان. اینها در تمام بیمارستانها ماموران اطلاعات گذاشتن. زندگی سخت شده. شایدم تموم شده خبر نداریم
Posted by: مجروح at June 19, 2009 06:40 PM
عجیب است که شما چشم و گوش بسته اید و زبان گشاده اید.
آخر کجاست مدرک تقلب؟ به جز نامه هایی که حتی کودکان نیز تقلبی بودن آن را تشخیص میدهند چه دارید؟ چرا تمایندگان شما آرای رای های ریخته شده به صندوقهای تحت نظرشان را نمیدهند؟
البته سوار شدن بر موج احساسات مردم راحت تر است و خوب هم جواب میدهد ولی پایدار نخواهد ماند. و چه زیانکارند آنها که به حرفی بی مدرک دنبال عده ای جاه طلب به راه می افتند و خود را برای کسب قدرت نامشروع دیگران به خطر می اندازند.
تمام تلاش خود را انجام دهید و از استفاده از هیچ ابزاری دریغ نکنید که تاکنون نیز نکرده اید.
البته حواستان به آن افرادی که بر خلاف شما رای داده اند باشید!
Posted by: یکی at June 19, 2009 06:37 PM
فردا همدیگر و می بینیم. ساعت 4 بعد از ظهر تمام تهران بطرف میدان ازادی و انقلاب
Posted by: sara at June 19, 2009 06:30 PM
من به هیچ کس رای ندادم و از رای ندادنم خوشحالم .مخصوصا با حرفایی که امروز از آقای خامنه ای شنیدم...ولی از این مردم همایت میکنم و از شما هم به خاطر حمایتتون ممنونم مرسی،مرسی،مرسیییییی
عالی بود...
Posted by: Asal at June 19, 2009 06:27 PM
درود بر قلمت...
Posted by: Anahid at June 19, 2009 06:24 PM
جناب نبوي هزار بار احسنت
احسنت به آن پاكي قلم تان احسنت به آن پاكي كلامتان
احسنت به آن مروت و انسانيت وزين تان
به پاكي و صافي قلمتان سر تعظيم دارم و افتخار ميكنم
همچون توئي هموطن دارم
از دور دستتان راميفشارم و از رويت ميبوسم
يكي از هموطنتان اصغر سپهري از آلمان
Posted by: Asghar Sepehri at June 19, 2009 06:23 PM
Faghat mitoonam begam AFARIN mesle hamishe kheyli ziba va kamel nevishtid
Posted by: rooben at June 19, 2009 06:22 PM
سلام اقای نبوی- زیبا نوشتی- زیباتر از همیشه- من روز بعد از انتخابات کامنت گلایه امیزی برای شما نوشتم ولی قبلش گفته بودم که کسی را جز شما ندارنم برای درد دل کردن- منو ببخش- شرایط ما اینجا خیلی سخته- خیلی...
Posted by: سعید at June 19, 2009 06:10 PM