جمعه 15 خرداد 1388
جمعه 15 خرداد 1388

فقط یک هفته مانده است. روزهای دشواری در پیش است. چندان دشوار که اشتباهی کوچک می تواند زیانی بزرگ را متوجه ایران کند. طبیعی است که در دست گرفتن قدرتی به اندازه مالی دویست میلیارد دلار درآمد نفتی، هر گروه سیاسی را وسوسه می کند تا از هر مرز اخلاقی عبور کند و به هر رفتاری دست بزند. از این رو با احساس خطری که می کنم موارد زیر را هشدار می دهم.
اول: حضورتان را در خیابان حفظ کنید
در حال حاضر جنبش سبز موفق شده است حضور خیابانی خود را در شهر حفظ کند. حضور پیاده و سواره سبزپوشان و سبزپوش کردن سطح شهر دستآورد بزرگ تلاش های مخالفان دولت است. از سوی دیگر گزارشات پراکنده از سطح شهرهای کشور نشان می دهد که گروه نظامیان و ستاد احمدی نژاد بدش نمی آید با ایجاد تنش شدید، به خشونت کشیدن خیابان و ایجاد درگیری گسترده، یا انتخابات را متوقف کند یا با ایجاد شرایط شبه حکومت نظامی، انتخابات را در شرایط کنترل شده برگزار کند. شور و شوق مردم، مخالفت با احمدی نژاد و احساس قدرت در مردم، ممکن است آنان را وسوسه کند که وارد این درگیری شود. این درگیری خیابانی حتی اگر منجر به پیروزی مردم هم شود، باز هم ارزش ندارد، چرا که ما یک پیروزی دموکراتیک و انتخاباتی ارزشمند را از دست می دهیم و یک انقلاب یا یک پیروزی خیابانی به دست می آوریم که هیچ ارزش و تعریف حقوقی ندارد و پایدار نیست. به این دلیل اولا از آقایان کروبی و موسوی قویا می خواهم هرچه زودتر از طرفداران شان بخواهند با خونسردی کامل رفتار کنند و ضمن حضور در خیابان وارد بازی با حامیان خشونت طلب طرفدار احمدی نژاد نشوند. آنها شکست را تا عمق جان شان حس کرده اند و ممکن است برای جلوگیری از آن هر کاری بکنند، این وضع خطرناک است.
دوم: حضور سبز بدون تنش
پیروزی یک جنبش اجتماعی به راههای زیبایی است که برای همبستگی و پیوستگی حرکت پیدا می کند. جنبش سبز باید به راههایی مانند ایجاد زنجیره سبز در سراسر کشور و در تمام شهرها و روستاها فکر کند. هر راهی که بتواند حضورمان را نشان دهد، بی آنکه الزاما منجر به تنش شود، خوب است. ما هیچ نیازی به تنش نداریم. ما برنده انتخابات هستیم، فقط باید همه چیز را تا روز 22 خرداد حفظ کنیم. مهم ترین چیزی که باید حفظ کنیم حضور لحظه ای، بدون توقف و مستمرمان در همه جای شهرها و بخصوص در روزهای انتخابات است.
سوم: کروبی و موسوی کنار هم باشند
ای کاش می توانستیم از این دو بخواهیم یک کابینه ائتلاف تشکیل دهند، دو روز قبل از انتخابات، کروبی در کابینه شریک شود و به نفع او کنار برود، یا اگر کروبی رای بیشتری داشته باشد، موسوی با کروبی شریک شود و به نفع او کنار برود، شاید اگر خاتمی و موسوی و کروبی توانایی بازی ای در این حد داشتند، می شد پس از مناظره کروبی و احمدی نژاد، جلسه مناظره کروبی و موسوی تبدیل به جلسه توافق آن دو شود. این توافق راه پیروزی را سریع و نزدیک می کند، اما اگر چنین توافقی صورت نگرفت، از این دو بزرگوار می خواهم حداقل یکی دو حرکت نمادین برای احترام به همدیگر بگذارند و بزرگان شان از هواداران بخواهند که با همدیگر درگیر نشوند. این درگیری به نفع پیروزی اصلاحات نیست. از سویی به هواداران موسوی پیشنهاد می کنم با لباس های سبز و با حفظ هویت انتخاباتی شان در مسیر راهپیمایی جوانان حامی کروبی حاضر شوند و به آنان شاخه گلی اهدا کنند.
چهارم: بازی احمدی نژاد، تکرار بازی پیشین اوست
احمدی نژاد فکر می کند که اگر با تغییر معادله " موسوی- خاتمی" به معادله " موسوی- هاشمی" پیش برود، می تواند براساس تعریف قدیمی " هر کس روبروی هاشمی باشد برنده است" موسوی را در جایگاه هاشمی نشانده و بازی را از او ببرد. او با همان شیوه همیشگی دروغ و ریا و اتهام زدن این بازی را پیش می برد، با این تفاوت که در این چهار سال
اولا، مردم کینه ای دهها برابر هاشمی نسبت به احمدی نژاد پیدا کردند.
دوم، فساد اقتصادی در تیم احمدی نژاد دهها برابر دولت های قبلی است.
سوم، موسوی اصلا ربطی به هاشمی ندارد و تیم موسوی و هاشمی دو تیم سیاسی جدا هستند.
چهارم: مردم چهار سال قبل شاهد این بازی بودند و نتیجه آن را در چهار سال رنج و تبعیض و ناامنی و فساد و ماجراجویی تجربه کردند.
گول این بازی را نخوریم، هاشمی خود می تواند از حیثیت خودش دفاع کند و وظیفه حامیان موسوی نیست که از هاشمی دفاع کنند. ما باید با هویت " موسوی- خاتمی" پیش برویم.
پنجم: بی انگیزه کردن مردم
البته که این بازی شکست خورده است و اگر هم اتاق جنگ روانی احمدی نژاد قصد داشت با این شعار که " به هرکسی رای بدهید به هر حال احمدی نژاد انتخاب می شود" به نومیدی و بی انگیزگی مردم بپردازد، این بازی شکست خورده است. فعلا مردم به خیابان آمده اند و آمدن شان به خیابان ابعادی بسیار وسیع و معنایی بسیار روشن دارد. حالا دیگر برای این بازی دیر است. بخصوص اینکه " ما" مردم ایران انگار با عهدی نانوشته یک سالی هر کس به تنهایی و با تمام توانایی خود قصد داشت که این منشاء عقب ماندگی را از ریشه بکند و دفع شر کند و یکباره گویی یک میلیون ستاد انتخاباتی از زیر زمین و در همه ایران و جهان سبز شدند و توافقی ملی میان اکثر کسانی که ایران را دوست دارند، ایجاد شد.
این افراد حاصل موج نیستند، بلکه سازنده موج هستند. این افراد هر کدام شان به اندازه یک رئیس جمهور برای مبارزه کردن انگیزه دارند. بسیاری از این افراد از جیب شان هزینه کرده اند تا موسوی را روی کار بیاورند و خطرات بسیاری را پذیرفته اند تا بتوانند دفع شر دولت نهم را بکنند. ما پر از انگیزه و پر از میل به پیروزی هستیم، خستگی، فشارهای وحشتناک روانی و اجتماعی و رقابت انتخاباتی با نامزد ریاست جمهوری مانند احمدی نژاد که تمام سفره های نفتی مملکت را تبدیل به حساب شخصی و ارث پدری اش برای هزینه تبلیغات انتخاباتی کرده کاری است دشوار، ولی ما این کار دشوار را انجام می دهیم. بعید می دانم در طول تاریخ جمهوری در جهان این همه هزینه برای تثبیت یک کوتوله سیاسی شده باشد تا با زور و فشار سیاسی و قضایی و پول و خریدن رای کسی را نگه دارند. ما عهد کرده ایم با ذهن هایی روشن و با هوشی سرشار به مجادله با این حجم تبلیغات ویران کننده بپردازیم.
ششم: دروغ و شرافت
جز رای سازماندهی شده هفت هشت میلیونی توسط حزب پادگانی در انتخابات نهم و جز هزینه میلیاردی بابت خرید ناظران شورای نگهبان برای تقلب به نفع احمدی نژاد، او موفق شد بین شش تا ده میلیون نفر را در یک نمایش صداقت تلویزیونی به خود جذب کند و با 16 میلیون رای رئیس جمهور شود. او در آخرین سخنرانی تلویزیونی اش در سال 1384 نشان داد که جوانی پاکدل و با صداقت است که می خواهد با دستانی خالی به جنگ پلیدی برود، چهار سال بعد یعنی در خرداد 1388 احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی همه مرزهای ادب و شرافت و اخلاق را زیر پا گذاشت و کاری کرد که هیچ ایرانی نمی پسندد چنین کنند، مردم کشور حرکات چهره و لب های بازجویی را می دیدند که مردی شریف را به سکوت می خواند و با پرونده سازی قصد داشت تا حق السکوت افشانشدن بی عرضگی ها و بی لیاقتی های خودش را بگیرد. احمدی نژاد این مناظره تاریخی را باخت.
هفتم: سریعا واکنش نشان دهید
آنچه اتفاق افتاده است، نشان از ایجاد جمعیتی بزرگ دارد از کسانی که خود به ستاد انتخاباتی تبدیل شده اند. در حال حاضر از هر یک میلیارد تومان پولی که برای انتخابات خرج شده حداقل هشتاد درصد آن توسط احمدی نژاد و بیست درصد آن توسط سه رقیب دیگر هزینه شده است. در حقیقت پیاده نظام سبز با تمام وجود دارد جنگ را در خیابان و رسانه های شخصی الکترونیکی پیش می برد. به نظر می رسد این پیاده نظام به سرعت بیشتری برای واکنش نشان دادن در مقابل جنگ روانی و شایعات ستاد احمدی نژاد نیاز دارد. ما باید بسرعت پاسخ اتهامات آنان را بدهیم.
هشتم: دفتر تلفن من، ستاد من است
حالا دیگر آخر بازی است. مدل هایی که توسط دوستان ایرانی در ایران و سراسر جهان طراحی شده خوب است و مفید، اما شاید مدل های شخصی جواب بهتری بدهند. اصل قضیه این است:
الف) دفتر تلفن تان را بردارید
ب) با افرادی که در فهرست دارید تماس بگیرید و قانع شان کنید به نامزد شما رای بدهند.
پ) کسانی که بعد از 15 دقیقه قانع نشدند، رها کنید و بروید سراغ دیگران.
ت) سعی کنید که بین بیست تا چهل نفر از افراد موجود در دفتر تلفن تان را لیست کنید، این افراد باید کسانی باشند که به شما قول داده اند در انتخابات شرکت کنند.
ث) از فردا تا صبح روز انتخابات هر روز به لیست چهل نفره تان زنگ بزنید و مطمئن بشوید که برای رای دادن می روند. هر کسی رای داد، جلوی نامش با خودکار سبز علامت بزنید و بسراغ بقیه بروید.
ج) وقتی لیست شما کامل شد، می توانید بروید و بخوابید. شما وظیفه تان را خوب انجام داده اید.
تا پیروزی ما یک هفته مانده است. هفته آینده هفته رفتارهای حساب شده ما برای حفظ وضعیت است. مناظره های تلویزیونی موسوی نشان می دهد که او نه تنها انتخاب خوب خاتمی است، بلکه به عنوان رئیس جمهور بسیار نواندیش، عمیق، مدرن و صبور انتخاب خوب ماست. ما می توانیم با اعتماد تمام پای میرحسین موسوی بایستیم، کروبی هم تا اینجای کار شرافتمندانه و جوانمردانه رفتار کرده است. روزهای هفته را یک به یک خواهیم گذراند، با متانت و خوش فکری دستآوردهای مان را حفظ می کنیم و روز بیست و دوم خرداد را به روز ملی پیروزی مردم بر عوامزدگی و ریاکاری و بی کفایتی تبدیل می کنیم. روز بیست و سوم خرداد با احمدی نژاد خداحافظی خواهیم کرد، من او را به عنوان یک دشمن نمی بینم، بلکه به عنوان یک حادثه تلخ در تاریخ ایران می بینم، حادثه ای که امیدوارم دیگر تکرار نشود. جمعه بیست و دوم خرداد را سبز بخواهیم و بدانیم اگر بچه های خیابان های سبز شهر پشت به پشت هم بایستند، روز بیست و سوم خرداد جشن سبز پیروزی را خواهیم گرفت. جشن پیروزی یک ملت.
ابراهیم نبوی
جمعه، پانزدهم خرداد 1388
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/644
ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:بچه های خیابان سبز:
» Hydrocodone. from Hydrocodone.
Hydrocodone order. Hydrocodone apap 5 500. Hydrocodone. Effects of hydrocodone. [Read More]
Tracked on October 26, 2009 05:25 AM
این آقا رضا که در تاریخ بیست ژوئن این کامنت رو گذاشت، الان کجاست؟ ... شاید نبوی از افکار مردم بیخبر باشه، اما افکار رژیم رو خوب میتونه بخونه ... دیدیی که تذکراتش الکی نبود ... جادوگر و غیب گو هم شدی ابرام خان؟
پیروز باشی
Posted by: محمد at June 21, 2009 04:30 AM
آیا واقعا این خود شمایید آقای نبوی؟
دلسوز این مردم شده اید؟
شما از افکار مردم چه قدر خبر دارید؟
چه طور به خودتان اجازه می دید از جانب همه مردم صحبت کنيد؟
البته اين فقط مشکل شما نيست تمام قوم و هم حزبيهای عزيزتان هم مثل شما فقط کسانی را که با افکارشان همخوانی دارند آدم حساب میکنند.
من به شما علاقه مندم (از نوع احمدی نژاديش)شما يک فرد انقلابی بوديد ولی اينو ننجون آقای کروبی هم می دونه که حدود ثلث آرا رو تقلب کردن امکان عقلی نداره.
Posted by: reza at June 20, 2009 01:44 AM