شنبه 5 اردیبهشت 1388

موسوی فراتر از اصلاحات

1-mirhossein-rahnavard.jpg

موج موسوی در حال شکل گیری است، موجی که افکار عمومی جامعه خسته و رنج دیده ملت ایران را می تواند به هم متصل کند و زبان حال ملتی شود که نومید از رنجی چهارساله، به هوای تازه آزادی و رهایی از فقر و بی عدالتی و به دست آوردن احترام جهانی نیاز دارند. به نظر می رسد جامعه و مردم دریافته اند که انتخاب درست چیست و گرایشی که به سوی موسوی به شکلی شتابان رو به افزایش است، نشان می دهد که جامعه دریافته است انتخاب درست کدام است، و به همین دلیل است که اصولگرایان و بخصوص دولت نهم برای حفظ خودشان و گروه سیاسی نظامی پشتیبان دولت با نگرانی از شکست به هر راهی حتی دادن باج هایی مثل سیب زمینی ارزان و شیر ارزان و پرداخت پولی مستقیم برای خرید رای، اقدام کرده اند.

با همه خوش بینی ها به شکل گیری افکار عمومی به نفع جریان اصلاح طلب در انتخابات بخصوص پس از سخنرانی مشهد میرحسین موسوی، به نظر می رسد زمان روز بروز دارد از دست می رود و هنوز مشکل رسانه برای اصلاح طلبان حل نشده است. در فاصله 46 روز به انتخابات هنوز بسیاری از گروههای مرجع و نخبگان و نیروهای سیاسی نتوانسته اند جای خودشان را در صفحه این شطرنج پیدا کنند. به همین دلیل موارد زیر را توصیه می کنم.

در انتخاب موسوی تردید نکنیم

میرحسین موسوی بهترین انتخاب است. من تا کنون به دلیل نداشتن انتخابی دیگر و از جمله انصراف خاتمی موسوی را ترجیح می دادم، اما میرحسین موسوی در سخنرانی های مشهد و گرگان نشان داد نه تنها بی اطلاع از وضع کنونی کشور نیست، بلکه کاملا مسلط به شرایط است و نه تنها تردیدی در اصلاح طلبی او نیست، بلکه فراتر از اصلاح طلبان می تواند براحتی اداره دولتی شایسته برای ایرانیان را بعهده بگیرد. تاکید او بر اصلاح قانون اساسی، حقوق ملت، آزادی های سیاسی، حفظ منافع ملی در سطح جهانی، پرهیز از ساده لوحی و ماجراجویی در رفتار سیاسی و ادبیات سیاسی متمدنانه و مقتدر و با اعتماد به نفس او نشان می دهد که سالهای دوری از قدرت مرد اول قدرت اجرایی دهه اول انقلاب، برای آموختن و تجربه کردن مصرف شده است.

موسوی همان است که دوازده سال است بهترین گزینه ما بود و نمی آمد. در انتخاب او تردید نکنیم. از سوی دیگر بیانیه خاتمی در تائید قطعی و روشن موسوی و همچنین تاکید موسوی به همکاری دولتش با خاتمی مهر تائید محبوب ترین شخصیت سیاسی کشور، یعنی خاتمی را بر میرحسین موسوی زده است. در چنین وضعی تردید جایز نیست. نیروهای سیاسی کشور که به دنبال نماینده واقعی اصلاحات یا یک اصلاح طلب توانا و واقعی می گردند تردید نکنند. یادمان باشد که تردید روح تصمیم را مثل خوره می خورد. چه خبرتان است؟ میرحسین موسوی شانس بزرگ ماست. او شهامت، شفافیت، توانایی، تجربه و هنرمندی عبور دادن این کشتی طوفانزده از این بحران دشوار را دارد. در انتخاب او تردید نکنیم. او همان است که دنبالش می گشتیم.

از موسوی رسما و بطور گروهی حمایت کنیم

تشکل های صنفی مانند تشکل های کارگری، تشکل های زنان، تشکل های معلمان، تشکل های دانشجویی و دانش آموزی، همه و همه در دوران دولت نهم از آنچه اتفاق افتاده است، آسیب دیده اند. زنان در خیابان کتک خوردند و دانشجویان حتی حق سووال کردن از رئیس جمهور که هیچ حتی حق سووال کردن از رئیس دانشکده شان را هم نداشتند. معلمان و تشکل های کارگری بارها و بارها برای حقوق صنفی خود مورد آسیب و فشار قرار گرفتند.

این تشکل ها می توانند براحتی منافع و خواسته های صنفی خود را با برنامه های موسوی ارزیابی کنند و اگر برنامه های او را منطبق بر خواسته ها و منافع صنفی شان دیدند از او حمایت کنند. دولت نهم تلاش می کند با توزیع مستقیم کالا و پول در میان گروههای مختلف شغلی و صنفی و یا گروههای طرفدار دولت رای مردم را بخرد و از این طریق علاوه بر بی حرمتی به شخصیت مردم سرنوشت چهار ساله آینده را نیز بدتر از چهار سال گذشته دچار بی برنامگی و عقب ماندگی و بی احترامی کند. ما مجبوریم برای حفظ حرمت و شخصیت خودمان مقاومت کنیم.

نام ها را فهرست کنیم، از مهرجویی تا سروش

نام های هر کدام از ما حاصل سالها کار است و طبیعی است بیهوده مصرف اش نمی کنیم، اما اعتبارمان باید یک روز به کار بیاید. اگر معتقدیم که نجات ایران از بلای دولت نهم امری لازم و ضروری است، باید نام های مان را پهلوی هم بگذاریم و از موسوی حمایت کنیم. روزنامه نگاران و نویسندگان و خبرنگاران و فیلمسازان و فعالان سیاسی و زنان سرشناس و هنرمندان مورد علاقه مردم در کنار هم قرار بگیرند و از موسوی به عنوان رئیس جمهور منتخب اصلاح طلبان حمایت کنند. نام های ما مهم است، متاسفانه در این چهار سال ایران به نام احمدی نژاد شناخته شده است و کشوری که زمانی با نام های معتبری مانند مهرجویی و کیارستمی و مخملباف و شاملو و شجریان و هدایت و تختی و علی دائی و دیگرانی از این دست شناخته شده بود، حالا با نامی شناخته می شود که عین بدنامی است.

ما باید نام های مان را کنار هم بگذاریم و جلوی فاجعه تکرار احمدی نژاد را بگیریم، اگر کسی فکر می کند با زندگی در دوران موسوی سرنوشتی بهتر از دوران احمدی نژاد خواهد داشت، نامش را در کنار نام دیگران بگذارد تا بتوانیم سرنوشت مان را تعیین کنیم. از باطبی و گوگوش تا سروش، از شیرین عبادی تا بهمن قبادی، از شجریان تا ناظری و مخملباف و حاتمی کیا و مسعود بهنود و بهروز افخمی و یوسفی اشکوری و محسن کدیور هرکس احساس می کند در ایران موسوی بهتر از ایران احمدی نژاد زندگی می کند، حمایتش را از موسوی اعلام کند.

موسوی و کروبی در صحنه بمانند

دو نامزد انتخاباتی اصلاح طلب، موسوی و کروبی، تا به امروز در قبال همدیگر زیبا رفتار کرده اند، آنان بدون تسلیم شدن به اختلاف افکنی های ساده لوحانه رسانه های محافظه کاران برای ایجاد تنش در اردوگاه اصلاح طلبان هرکدام به تبلیغ برای خود ادامه دادند و در حال حاضر با احترام متقابل نسبت به یکدیگر هر کدام به کار تبلیغاتی ادامه می دهد. من قطعا و بطور روشن جانبدار میرحسین موسوی هستم، اما به نظر من وجود دو نامزد انتخاباتی تا یکی دو هفته مانده به انتخابات بی تردید به نفع اصلاح طلبان است، اما با نزدیک شدن به روزهای پایانی آنکه توانسته است توجه عمومی را جلب کند، باید بماند و دیگری باید با شفافیت و شهامت و شجاعت از او حمایت کند.

فقط با چنین رفتار حرفه ای و سیاستمدارانه ای می توان بر رقیبی که با پول فراوان و خرید کارشناسان و همراهان و عقل و دوراندیشی غیرقابل انکار در صدد حفظ قدرت است پیروز شد. بازی قدرت می گوید که دویست میلیارد دلار پول نفت که قابل تبدیل به قدرت برای یک گروه وسیع از نیروهای سیاسی و اجتماعی است، در میان است. آقای احمدی نژاد اگر بازی را ببرد می تواند میلیونها نیروی اجتماعی را تا چهار سال بیمه کند و سرنوشت ایران را برای مدتها به بدترین وضع دچار کند. برای شکست دادن محافظه کاران باید با چشمان باز در این روزها رفتار کرد.

دفاع از موسوی یا حمله به احمدی نژاد؟

حالا دیگر داریم به نقطه عطف می رسیم. اصلاح طلبان می دانند که رسانه ملی برخلاف سیاست شانزده ساله هاشمی و خاتمی در انحصار دولت است و دولت رسما از رسانه ملی برای تبلیغ رئیس جمهور موجود استفاده می کند و نه فقط به نفع رئیس جمهور که علیه رقبای او تلاش می کند. رئیس جمهور رسما به برخی از کارکنان صدا و سیما پول داده است و شرم چنان از حد گذشته است که نمی توان چیزی گفت. ما رسانه نداریم، ما هزار برابر محافظه کاران مشکل داریم و این مشکلات جدی است. به همین دلیل باید با ظرافت از فرصت ها استفاده کنیم.

اگر تا امروز یکی علیه احمدی نژاد و یکی به نفع موسوی می گفتیم، حالا باید با تمام جدیت و تمام وقت به نفع موسوی تبلیغ کنیم و علاوه بر انتشار نظراتش که بهترین محتوای تبلیغی است باید برایش محتوا بسازیم. باید مردمی را که چشم ها و گوش های شان زیر بمباران توپخانه نظامیان طرفدار احمدی نژاد است، به سوی موسوی جلب کنیم. بگذریم که شکی در بی اصولی و بی هویتی صدا وسیمایی نیست که از دولتی که مدعی است طرفدار شهید رجایی است دفاع می کند نه از وزیری که عضو کابینه شهید رجایی و جانشین او بوده است. باید به یاد مردم بیاوریم که موسوی کیست و در دشوارترین روزهای این کشور چه کرده است. باید حافظه ملت ایران را در مورد این دوست مردم بیدار کنیم.


تبلیغ برای میرحسین موسوی ساده ترین کار است، فقط نباید دروغ بگوئید. فقط باید لنز دوربین را پاک کنید تا عین تصویر میرحسین موسوی را ببینید، فقط باید صدایش را پخش کنید، فقط باید زندگینامه اش را عینا همان که هست بنویسید تا مردم بتوانند او را انتخاب کنند. به همین دلیل ما به دو رفتار نیاز داریم، از یک طرف باید مشخصا برای معرفی موسوی تبلیغ کنیم و از سوی دیگر باید از هر رسانه ای برای این تبلیغ استفاده کنیم. و یک موضوع مهم اینکه ما باید به عنوان نیروی فشار ملی علیه رسانه ملی رفتار کنیم. اگر واقعا طرفدار اصلاح طلبان هستیم نباید بگذاریم دوربین صدا و سیما منافع مردمی که پول شان خرج تبلیغ رئیس جمهور بی لیاقت می شود، مورد تهدید قرار بدهد. کارکنان صدا و سیما مسوولیت دارند. آنها نباید مورد سوء استفاده قرار بگیرند. در تمام جهان مردم وقتی مورد سوء استفاده قرار می گیرند واکنش نشان می دهند، چرا کارکنان صدا و سیما نباید علیه مورد سوء استفاده قرار گرفتن رسانه ملی اقدامی کنند؟ مردم نیز باید به کارکنان صدا و سیما نشان بدهند که از کار آنان در جهت تبلیغ علیه منافع ملی کشور و علیه آزادی و عدالت نفرت دارند.

تحریمی ها، متشکریم!

کمتر از پنجاه روز به برگزاری انتخابات مانده است و بسیاری از تحریمی هایی که همواره با تحریم انتخابات ..... بهتر است در این مورد حرف نزنیم. مرور خبرها نشان می دهد که تحریم کنندگان قبلی نه فقط رفتار پیشین را ندارند، بلکه با ملایمت و مدارا با مخالفان خود رفتار می کنند، من بشخصه از تمام آنها تشکر می کنم و از آنها می خواهم به همین شیوه تا زمان انتخابات ادامه دهند.

یک میلیارد دلار برای خرید مردم

دولت احمدی نژاد یک میلیارد دلار برای خریدن رای مردم در این دو ماه کنار گذاشته و ته مانده صندوق ارزی را برای خرید رای هزینه می کند. هیچ دولتی در هیچ جای جهان با این شدت دست به خرید رای نزده است. این کار اگر در هر دولت فاسدی در هر جای جهان صورت گرفته بود، حتما آن دولت توسط مردم تغییر می کرد و طرفه اینکه تمام این رفتارها توسط رئیس جمهوری صورت می گیرد که به عنوان پاکدامن و منزه و طرفدار فقرا شناخته می شود.

من بشخصه تردیدی در سلامت مالی شخص رئیس جمهور ندارم، اما اگر برای حفظ یک رئیس جمهور پاکدامن، به سه میلیون نفر رشوه بدهید تا آنها را بخرید این رفتار از نابودی یک ملت خطرناک تر است. این رفتارهای دولت را که تا کنون در توزیع سیب زمینی مجانی، توزیع شیر ارزان، دادن هدیه مالی به خبرنگاران صدا و سیما، دادن پول مستقیم به طرفداران رئیس جمهور بخاطر حضور در اجتماع انتخاباتی باید فاش کرد. فساد مالی و سیاسی رخ یافته در همین دو ماه توسط دولت نهم از فساد مالی در کل شصت سال دولت اسرائیل و بیست سال حکومت آمریکا و یک قرن انتخابات فرانسه بیشتر است. ممکن است دولت نهم زشتی این کار را متوجه نباشد، اما مردم باید نشان بدهند که همه ملت قابل خرید نیستند. این رفتار زشتی است که دولتی که خودش تولید کننده فقر است، از آن سوء استفاده کند تا رای بخرد.

جنگ روانی محافظه کاران علیه اصلاحات

محافظه کاران برای جنگ روانی پول مستقیم مصرف می کنند. در هفته گذشته در یک روز من با شش هفت نفر گفتگو کردم. همه آنان از یک نظرسنجی مطمئن خبر می دادند که گفته بود آرای احمدی نژاد از موسوی و کروبی بیشتر است. از نظر من این خبر چندان عجیب نیست، اما عجیب این است که یکی از این افراد اعلام می کرد این نظرسنجی توسط مشارکت صورت گرفته، دیگری منبع آنرا وزارت کشور می دانست، یکی دیگر خبرگزاری فارس را منشاء نظرسنجی می گفت، آن یکی یک موسسه تحقیقاتی اصلاح طلبان را منبع نظرسنجی معرفی می کرد، اما همه آنها یک حرف را می زدند: " مردم با وجود اینکه از احمدی نژاد راضی نیستند، اما می خواهند به او رای بدهند، عشایر اعلام کرده اند به احمدی نژاد رای می دهند، روستاها و شهرهای کوچک طرفدار احمدی نژاد هستند و مردم میرحسین موسوی را نمی شناسند." این خبرها نشان از یک جنگ روانی دارد.

محافظه کاران به تولید نومیدی از پیروزی در میان مخالفان دولت مشغولند و می خواهند نشان بدهند که حضور در انتخابات بیهوده است و از این طریق به تولید بی انگیزگی میان نیروهای اصلاح طلب بپردازند. اصلاح طلبان باید هشیار باشند، به محض انتشار شایعات و خبرهای مشکوک بسرعت واکنش نشان بدهند. به نظر من در ستاد کروبی و موسوی باید یک گروه کوچک فقط مسوول پاسخ گویی به خبرها و شایعات جنگ روانی بشود. به نظر می رسد که سپاه با استفاده از نیروی بسیج در سازماندهی جنگ روانی تاثیر اصلی را دارد. البته برخلاف بار قبل سپاه در مقابل میرحسین موسوی نیروی امنی حتی برای احمدی نژاد نیست، ممکن است جوانان هجده و بیست ساله بسیجی نتوانند میان موسوی و احمدی نژاد تشخیص بدهند که کدام یک درست ترند، اما قطعا خانواده شهدا و بزرگان سپاه نه خود را به پول دولت نهم می فروشند و نه نام شهدای شان را فدیه دولتی می کند که از سر و رویش بی احترامی به اخلاق و دین و وطن می ریزد.

هر اصلاح طلب یک ستاد انتخاباتی است

به نظر می رسد که وضع ستادهای اصلاح طلبان روز به روز بهتر می شود. ستاد کروبی بهتر و ستاد موسوی با ضعف بیشتری کار می کند. با این همه باید بدانیم که ما در مقابل یک تشکیلات نظامی( سپاه و بسیج) هستیم که برای کار انتخابات مورد سوء استفاده قرار گرفته است. به همین دلیل است که ستاد اصلاح طلبان نه فقط بطور طبیعی در شرایط ضعف و ناتوانی قرار دارد، بلکه به دلیل نداشتن امکانات مالی و پشتوانه های دولتی نمی تواند مانند ستاد احمدی نژاد عمل کند. به همین دلیل است که هر اصلاح طلب باید بمثابه یک ستاد عمل کند.

باید هر کدام از ما گمان کنیم که هیچ کسی به کمک مان نخواهد آمد، باید با بدبینانه ترین شکل به مسائل نگاه کنیم. هرگز نباید مطمئن باشیم که پیروز خواهیم شد، مگر زمانی که خبر پیروزی رسما اعلام شود. من درست یک روز پس از انتخاب احمدی نژاد نوشتم برای تغییر احمدی نژاد چهار سال وقت داریم، حالا چهل و چند روز بیشتر به پایان این بازی رنج آور و آزار دهنده سراسر شکست برای ایران باقی نمانده است. ما باید این روزها را با کار طاقت فرسا و بی پایان طی کنیم. ما تا آخرین ساعات روز 22 خرداد کار داریم، تا لحظه ای که یک نفر دیگر را می توانیم به رای دادن به موسوی ترغیب کنیم کار داریم. ما باید کار کنیم. ما باید با تمام نیرو حرکت کنیم تا بتوانیم به پیروزی برسیم، من به این پیروزی ایمان دارم، چرا که به خودمان ایمان دارم. چیزی از جنس شرافت و دوست داشتن میهن و عشق به آزادی انگیزه ماست و همین انگیزه است که ما را به سوی پیروزی خواهد برد. اگر در انتخابات دوم خرداد 76 مردم پای صندوق های رای رفتند تا ایران برای همه ایرانیان باشد، امروز همه ایرانیان باید برای ایران پای صندوق های رای بروند.

ابراهیم نبوی
از گروه اینترنتی ایران ما
4 اردیبهشت 1388

انتخابات | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/611

Comments

Post a comment




Remember Me?