چهارشنبه 19 فروردین 1388
چهارشنبه 19 فروردین 1388

جناب آقای میرحسین موسوی
بیانیه تان را در مورد نوشته های یک طنزنویس که در مورد خانم فاطمه رجبی طنزی نوشته است، خواندم و بالطبع توضیحات زیر را ضروری می دانم.
اول: شیوه برخورد شما طبعا یک رفتار درست و حساب شده در شرایط کنونی انتخابات است و من به آن احترام می گذارم. اما طبیعتا اهانت های خانم رجبی به بزرگان این کشور مانند آقای خاتمی، آقای هاشمی و بسیاری دیگر از این بزرگان، جای دفاع ندارد، حتی پیرمرد محترمی مانند شیخ علی دوانی پدر محترم خانم رجبی از دستش همیشه ناراحت بود و برادرانش هم از او گریزانند، و طبیعتا من به خودم حق می دهم که در شرایطی که این خانم محترم بدون نگاه داشتن هیچ حد و مرزی به جان افراد افتاده، به عنوان طنزنویس در موردش بنویسم. البته شما که نه، ولی بسیاری از دوستان معمولا یواشکی التماس دعا دارند که من پاسخ خانم رجبی را بدهم.
دوم: دو مطلب طنز همزمان درباره خانم فاطمه رجبی منتشر شد، یکی را من نوشتم و یکی را دوست طنز نویسی دیگر نوشت، البته نوشته این دوست مطلب بسیار شیرینی بود با عنوان " فاطی شاه، فاطی ماه....." که در مورد خانه شما و دیوار و ماشین بود که بسیار خواندنی بود، ولی من اصلا در نامه ام به خانم رجبی شوخی از حد نگذراندم، حتی به روال معمول هم چیزی نگفتم، معتقدم متنی که توسط من با عنوان " دیرحسین موسوی و فاطی عصبی" نوشته شده کاملا مودبانه بوده و احتمالا چون شما هم مثل خیلی از دیگران فکر می کنید هر کسی در ایران یا بیرون طنز می نویسد، اسم مستعار من است، گمان کردید نام ایشان هم نام مستعار من است. البته فکر کنم ایشان که در مطالب شان از شما طرفداری کرده اند، بخاطر نامه شما ناراحت شوند و بروند از احمدی نژاد طرفداری کنند، اما من به ایشان خواهم گفت که میرحسین زیر لب چیزی گفته و منظور بدی نداشته، و از ایشان می خواهم شما را ببخشد.
سوم: من به جد معتقدم که شما یا یکی دیگر از اصلاح طلبان باید رئیس جمهور شود، این امر بیش از هر چیز ریشه در رفتارهای زشتی دارد که این گروه عنیف( احمدی نژاد، الهام، فاطمه رجبی و دوستان) با ملت و با فرهنگ و با ایرانیان کرده اند. و ما قصد داریم تا با حمایت از شما شر ایشان را بکنیم و این قصد ما جدی است و فکر نکنید با دو تا بیانیه دادن علیه من، ما اینقدر ساده لوح هستیم که دست از حمایت از شما برمی داریم. آنهایی هم که دارند آتش زیر دعوای من را با شما روشن می کنند بدانند که ما اصلا آدمهای ساده لوحی نیستیم و معانی سیاست را هم می فهمیم. در این انتخابات ما تا می توانیم از دردهایی که ایرانیان در این چهار سال کشیدند و علیه احمدی نژاد و راست ها خواهیم نوشت و حسرت دیدن دعوای درون اصلاح طلبان را بر دل راست ها خواهیم گذاشت.
قرار است شما بگوئید حمایت ابراهیم نبوی از شما ربطی به شخص شما ندارد، این حرف کاملا درست است. انفاقا خدا خیرتان بدهد که خیلی ها اینجا ما را مزدور شما می دانستند و فکر می کردند ما از شما پول گرفتیم که از شما طرفداری کنیم. توضیح دادیم که حتی چهارتا کوپن هم به ما ندادند، چه برسد به سیب زمینی و آش و پول نفت. ما از شما حمایت می کنیم و هیچ ربطی هم به شما نداریم، ما بخشی از مردمی هستیم که آمدن شما به نفع آنهاست، شما هم بهتر است بگوئید که ما ربطی به شما نداریم و مسوولیت کارهای ما با شما نیست، و این هیچ نیست جز واقعیت. باور کنید آقای موسوی، بسیاری از دوستان من که از شما حمایت می کند، اگر بدانند که من با ستاد شما کار می کنم، مطمئنا از من و در نتیجه از شما حمایت نمی کنند. آقای موسوی! ما مردمی هستیم که در این چهار سال له شدیم، ویران شدیم و حالا می خواهیم با انتخاب شما، ایران و خودمان و فرزندان مان را از این وضع نجات دهیم.
من خوشحالم که از نامزدی برای انتخابات دفاع می کنم که از توهین به مخالفش( اگر توهینی در کار باشد) هم خوشحال نمی شود و حتی رسما از مخالفی مثل خانم رجبی دفاع می کند و باور کنید بعد از چهار سال شنیدن چنین چیزی دل آدم را شاد می کند. اینقدر خوشحالم که می خواستم بگویم که بخاطر شما حتی دیگر در مورد این خانم چیزی نمی نویسم، اما دیدم آنقدر هم خوشحال نیستم و اصولا خانم رجبی کسی نیست که بشود درباره اش طنز ننوشت.
جناب موسوی عزیز
طبعا معلوم و واضح و مبرهن است که لطمه ای که حضور آقای احمدی نژاد و خانم رجبی به زندگی زنان ایرانی زده و طبعا از فعالان زن در این مورد می توانید بپرسید مشهود و معلوم است. چندی قبل به یکی از زنان بزرگ و بزرگوار ایرانی می گفتم: " شما چرا به این خانم فاطمه رجبی جواب نمی دهید؟" ایشان قیافه ای مظلوم گرفت و گفت: " آقای نبوی! ما که نمی تونیم با اینها دهان به دهان بشویم، مگر اینکه خودتان یک کاری بکنید."
با عنایت به این مورد و مواردی قبلی خدمت تان عرض می کنم که شما لطفا خودتان را بکشید کنار، ما یک دعوای چهار ساله داریم که باید روشن شود، همانطور که موقع دفاع از شما ازتان اجازه نگرفتیم، الآن هم برای ادامه کارمان نیازی به مجوز شما نداریم. وقتی رئیس جمهور شدید، آن وقت اگر خواستید می توانید مثل امروز ما را به ایران راه ندهید.
ابراهیم نبوی
19 فروردین 1388
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/601
گرچه به نظرم موسوی در صدور این بیانیه زیاده روی کرده است ولی من هم نوشته شما در مورد فاطمه رجبی را دارای اشارات سکسیست یافتم. جملاتی مانند: فاطی جان تو اکنون تنها متعلق به شوهرت نیستی ... غلامحسین الهام کرد و غیره.
فارغ از این بحث به نظرم پرداختن زیاد به فاطمه رجبی مناسب طنز نویسی در قد و قواره ی شما نیست. نوشته های رجبی خود به صورت خام جنبه فکاهی دارند و این که طنزنویسی مدام این نوشته ها را دستمایه قرار دهد از روی تنبلی است.
Posted by: شاهین at April 13, 2009 06:11 AM
سلام ماچندتاجانباز
هستيم اصلاح طلب و
بي ترمزازشماميخواهم همه كارو زندگي تان
راكنارگذاشته براي ماتبليغات مشدي و
جانانه انجام بدهيد
[يكجاي بدم تركش
خورده٢٧سال درد
ميكشم ]نميگذاريم
بخاطردنياي خودشان؛دنياوآخرت مردم راازاين خرابتركنند،مطمئن
باشيد،امايك كمك جانانه مثل شمانيازداريم،خداشاهداست به دنبال پول هم نيستيم،سال
خوبي برايتان آرزومي كنم
Posted by: حقوق ستان at April 12, 2009 02:04 AM
این دیر حسین دیگه چی میگه این وسط بعد بیست سال؟؟؟؟ادعای احساس مسئولیت این آقا همونقدر باورنکردنیه که آدم شدن شریعتمدای!!
Posted by: پیام at April 12, 2009 12:37 AM
بهتان تبریک می گویم که کاملا خبرتان در داخل و سایتهای داخل انعکاس یافت. حالا این خوبه و آخر و عاقبتی داره یانه...نمی دانم. انشاءالله که داشته باشه. بهرحال کمترکسی طرف طرف را گرفته و حتی کمتر کسی متن شما را توهین آمیز دانسته (از نظرات خوانندگان در چندین سایت داخلی می گویم). این خودش خوبه.
من فکر می کنم آقای موسوی چندین چیز را درنظرگرفته که وارد این موضوع شده است. مثلا غیر از موارد صریحی که تاکنون ذکر کرده اید و گفته اند؛ مواردی دیگری هم وجود دارد؛از قبیل اینکه: بهتر است تا این درگیریها هنوز جدی نشده است (چون واقعا نه رجبی در حد و پتانسیل قابل انتظار از او عملکرده و نه آن مطلب شما سخت بوده که به نسبت ملایم هم نوشته بودی!!)، جلویش را بموقع بگیرد. بعلاوه چون برخی از این موارد - متاسفانه - اجتناب ناپذیر است، هرچه زودتر خود را کنار بکشد بهتر است؛ تا بعدا او و یا طرفدارانش را در موارد بسیار حادتر از این دخیل ندانند. بعلاوه باعث شرمندگی آن خانم هم بشود و همچنین به مطالب خلاف واقعی که نوشته است (از جمله صراحتا درباره خانه ایشان) جواب داده باشد. و همچنین توجه دادن به اینکه، در این گونه موارد، اصولا باید بسیاری از موازین اجتماعی از جمله حرمت خانمها حفظ شود (هرچند که اعتقاد دارم که شمادر این مورد، اصلا زیاده روی نکرده بودید). درضمن شما را هم مطرح کرد، اما نه بصورت چسبیده به خودش!
و بعلاوه هزاران نکته باریکتر ز موی دیگر....
اما اگر درمورد مضرات این موضعگیری وی هم بخواهیم اظهارنظر کنیم، ممکنست به لیستی بلند بالا برسیم! که من ترجیح می دهم واردش نشوم. اما بطورخلاصه اینکه فکر کنم کاری بسیار سیاسیکاری بود و همینجوری صادر نشده بود؛ اما هنوز نمی شود مطمئن بود که بهمان نسبت از سازگاری درونی(غیرمتضاد و غیرمضر بودن فوایدش نسبت به یکدیگر) هم برخوردار بوده یانه؟؟
اما تنها یک نکته امیدوارکننده وجود دارد که اگر جریان بروفق مراد باشد، خیلی از این رفتار ها نهایتا اثر مثبت می گذارد و برد-برد است؛ اما اگر نه، متاسفانه همین، بازی باخت-باخت می شود. بهرحال اصل چیز دیگری است که اینگونه حرکات در آن چارچوب و جریات معنی می یابد و ارزش می گیرد.
Posted by: Mojdeh at April 11, 2009 05:11 PM
آقاي نبوي عزيز كه نوشته هاي من را چاپ نمي كنيد اگر حرفهاي مرا در مورد ميرحسين باور نداريد وبلاگ آقاي ابطحي را بخوانيد تا دلايلش را براي در اردوي ايشان نبودن بدانيد كه ايشان هم بر دير حسين بودن ايشان صحه گذاشتند
Posted by: امير at April 11, 2009 03:15 PM
عالی بود
خیلی خواندنی و عالی بود
مرسی
وقتی بیانیه موسوی را خوانده بودم می خواستم به او رای ندهم
با این متن شما دوباره به صرافت رای دادن افتادیم
Posted by: linda at April 11, 2009 01:28 PM
به نظرم به عرض میرحسین اشتباهی رسانده اند.احتمالا ایشون ان متن دیگررو به حساب شما گذاشته اند که باید به نظر من دقتشان را از این به بعد بیشتر کنند.سرمایه طرفداران سرمایه کمی نیست که بتوان زیاد باهاش بازی کرد.
Posted by: بابک at April 11, 2009 06:12 AM
شما هدف بزرگی دارید و به این هدف نیز ایمان دارید و نشان داده اید که بسیار باهوش عمل میکنید.اگر همه ما با ایمانی چون شما عمل کنیم و اندکی سعه صدر داشته باشیم آینده بهتری خواهیم داشت. نوشته شما درس بزرگی هست برای همه کسانی که برای زندگی بهتر و دموکراسی فعالیت می کنند.
Posted by: Dariush at April 11, 2009 02:44 AM
سلام جناب نبوی
من هم ازخواندن طنزتان لذت بردم و حق را کاملا به شما میدهم. امیدوارم که هر چه زودتر از شر دشمنان ایران و اسلام رهایی یابیم و شاهد کشوری شاد و باطرب باشیم.
من در قم زندگی می کنم و شاهد تمام زشتی ها و پستی هایی هستم که آقای احمدی نژاد در این مدت در کشور ....
Posted by: امیر ب at April 10, 2009 11:49 PM
من هم احتمالا مي روم به آقاي مير حسين راي مي دهم ، گر چه اگر به حرف هايي كه ايشان در دوره نخست وزيري شان زده بوده مراجعه كنيد ، مي بينيد مطلقا اميدي به ايشان نبايد بست، ولي هر چه باشد، باز صد رحمت به كفن دزد ِ قبلي، كه اقلا قيافه اش حال ِ آدم را به هم نمي زند..
منتها آقاي مير حسين خواستند كه بابت ِ " توهين" به حضرت ِخانم ِرجبي، از " زنان ايران: عذر خواهي شود. اين خانم!! ، چه ربطي دارد به زنان ِ ايران، چه مذهبي و چه غير ِمذهبي اش ، و حتي چه نجيب يا غير ِ آن..
و بعد مثلا اداي مرحوم ِ مصدق را در آوردن ، كه اگر كسي به من اهانت كرد ... و ... ( كه بيچاره آن پير ِ مرد، واقعا به حرفِّ ِ خودش معتقد بود ، و حتي در آخرين لحظات، در شب 27 مرداد ديديم كه به آن اعتفاد عمل كرد، و كودتاچيان را كه مي شتاخت، حاضر نشد غير قانوني دستگير كند .. و جانش را پاي شرفش گذاشت.)
يادش گرمي ، كه اگر اميدي در دو سه هزار ساله گذشته و آينده براي ايران بود، در چنان مردي بود، كه متاسفانه در چنين لجن زاري پا به هستي گذاشت.
Posted by: Anonymous at April 10, 2009 10:04 PM
anjomane zanan osulgera:rahbare ma an zane 35 saleist ke chador be kamar mibandad va zire eslahat nemiravad.
Posted by: mahjoobeh at April 9, 2009 02:20 AM
داور نبوی عزیز
بیانیهی موسوی مرا بینهایت خوشحال کرد. میدانی که دفاع از تو در شرایط کنونی ایران حتی برای اصلاحطلبان دو آتشه هم کار چندان سادهای نیست. در این شرایط موسوی در بیانیهاش ابتدا بر جایگاه تثبیتشدهی ابراهیم نبوی در ادبیات فارسی صحه میگذارد: «خداوند به قلمي شيريني طنز ميدهد و حتي آن را درخور ثبت در تاريخ ادبيات ملتي ميکند که خود پيشتاز ادبيات بشريت است». این چیز کمی نیست. باید قدرش را دانست. بعید میدانم حتی خاتمی هم جرأت گفتن چنین جملهای را این روزها داشته باشد. اما به نظرم در انتفاد موسوی از تو یک نکتهی بسیار مهم هست که خیلی بیتفاوت از کنار آن گذشتهای. به نظرم هر دو- سه نوشتهای که از تو دربارهی فاطمهی رجبی خواندهام به نوعی استوار بوده بر استفادهی قرونوسطایی از ظرفیتهای مردسالارانهی زبان فارسی علیه زنان. این کار هم به لحاظ اخلاقی نادرست است و هم به لحاظ سیاسی نقض غرض: نقض غرض شما، ما، و همهی کسانی که برای اصلاح وضعیت کنونی ایران داریم تلاش میکنیم. به نظرم اشارهی میرحسین به این که نوشتهی تو به طور کلی نتیجهاش ناامن کردن فضا علیه فعالیت اجتماعی زنان است از تمام سخنرانیهای مطول خاتمی دربارهی جامعهی مدنی و دیالوگ و کرامت بشر و ماکس وبر پیشرفتهتر است و دقیقتر جوهر انسانگرایی امروز را در خود دارد. توجیه آخر نوشتهات مبنی بر این که فاطمهی رجبی خودش کارنامهی پاکی ندارد (یا احمدینژاد علیه زنان فراوان جنایت کرده است) دلیل نمیشود که متنی بنویسی که توی آن قرون وسطاییترین ظرفیتهای منفی زبان علیه زن (به معنای جنس دوم) جلوی چشم مخاطب قرن ۲۱ زنده زنده راه میرود!
مخلصیم
Posted by: حامد یوسفی at April 9, 2009 01:48 AM
کاملا حق باشماست. روراست جواب دادید ممنون
Posted by: نوری شهری at April 9, 2009 01:31 AM
به نظر من که هیچ جای اون متن ادبیات توهین آمیز نداشت. اما تو هم به دل نگیر نبوی جان، به گمونم میرحسین خواسته پلیتیک بزنه! (-;
Posted by: آرش at April 9, 2009 01:21 AM
من واقعا از این کارشون در تعجبم. احساس میکنم دست همه اینا تو یه کاسه هست .خفقان احمدی نژادی رو نمی بینن ،یه کلمه(بخونید kalemeh) در مورد بازداشت دانشجو و روزنامه نگارو و بازاری و بقالو ... حرف نمیزنن اونوقت خواستار ازادی فطمه اره هستن. اقا من هر کاری میکنم نمیتونم به این میرحسین اعتماد کنم.وزیر اموزش و پرورشش بیست سال پیش نامه از دست مادر من نگرفته و گفته من با زنا حرف نمیزنم برو پیش مشاوره خانومم! حالا شده طرفدار حقوق زنان.
Posted by: سیامک at April 9, 2009 01:19 AM
ابی جون یک نکته جالب که از اون غافل شدی اینه که چقدر نوشته های شما تاثیر گذاره و در مسولین رده بالا هم طرفدار داره و خونده می شه و کلی هم ظاهرا طرفدار!!!.من تبریک می گم بهت.جوابی هم که دادی خیلی عالی بود.من که خیلی باهاش حال کردم.
Posted by: علی at April 9, 2009 12:38 AM
سلام آقای نبوی
به نظر من هم درست این بود که اصلا آقای موسوی به این موضوع اشاره نمی کرد.
ولی گمون کنم ایشون دنبال یه فرصتی می گشت که یه جوری
بگه که خونش توی پاستور نیست و اون خونه مال اون نبوده
بهترین راهی که به ذهنش رسید این بود که یه گریزی بزنه به شما !!
طنز شما کاملا مثل همیشه قواعد یک طنز استاندارد رو رعایت کرده بود
فقط ازتون درخواست می کنم که تحت تاثیر این بیانیه آقای موسوی قرار نگیرید و به کارتون در ادامه حمایت از کاندید های اصلاح طلب ادامه بدید
با تشکر
Posted by: Majid at April 9, 2009 12:38 AM
آقای نبوی این جمله آخرت قلبمو درد آورد...عالم سیاست بد کثافتی ها
Posted by: سحر at April 9, 2009 12:27 AM
درست این بود که آقای موسوی اصولا وارد این مبحث نمی شد .
شما واقعا حدود را رعایت کردید. حتی بعنوان یک ژست هم بیانیه ایشان پسندیده نیست و مقبول نیافتاد
Posted by: نصرت اله مستوفی at April 9, 2009 12:15 AM
دمت گرم
ما تا انتها باهاتیم. کوتاه هم نمیاییم
Posted by: mohammad at April 9, 2009 12:13 AM
Thanks Davar,
I really enjoyed
regards.
Posted by: Hamid at April 9, 2009 12:10 AM
داور جان دست مریزاد.
آقای موسوی گفت به پختگی برسی ولی تو همین حالاشم اینقدر پختی که داری می سوزی.
بهترین جواب را دادی. من خدا خدا می کردم جوابتو به روز آنلاین ندی. اصلا این قضیه دنباله دار نشه بهتره. واقعا ما که عاشق چشم وابروی موسوی نیستیم. ما می خواهیم این مردم اینقدر زجر نکشند. پس هممون بهتره از موسوی حمایت کنیم.
داور جان حرفات خریدار داره. می بینی حتی خودشونم همشو می خونن. پس تو رو خدا به دل نگیر همون کار قبلیتو ادامه بده.
Posted by: آرمین at April 8, 2009 11:22 PM
binahayat ziba bood, merci
Posted by: Navid at April 8, 2009 11:01 PM
خیلی بیانیه خوبی بود جناب نبوی .
امیدوارم که به هدف ِبزرگتون -رهایی از این موجودات - برسید (:
Posted by: sa at April 8, 2009 10:29 PM