چهارشنبه 21 اسفند 1387

اون وری نرو، این وری برو

mirmousavi 101.jpg

آدرس را اشتباه می دهند، تازه بعد از سه سال و دو ماه و هفت روز می فهمی مسیری که می خواستی بروی به طرف زنجان، اصلا به طرف زنجان نیست و به طرف یزد است، یکی می شود مثل احمدی نژاد که مشاور تبلیغاتی اش گیس گلابتونی به اسم کلهر است و اگر اوضاع همینطور ادامه پیدا کند با اصراری که برای نشان دادن گیس خوشگل اش دارد، از این به بعد همه عکس هایش را تا روز انتخابات از پشت سر می گیرد، ملت هم که آلزایمر دارند و یادشان می رود که یک سال قبل جوراب مانکن ها را هم نیروی انتظامی با حمایت رئیس جمهور در خیابان ولی عصر هوا کرده بود و یکی از مشکلات اصلی آرایشگاههای تهران، مشکل آرایش موی پسران بود و هست. آن وقت مشاورین و اعضای ستاد خاتمی که همه گیس بلندها و خوش تیپ ها به او می خواهند رای بدهند، می شود یک آقای بدعنق که با یک من کره و عسل هم نمی شود خوردش. آقاجان! اگر تکان نخورید بازی را می بازید! آ آ آ آ! این خط و این نشان. همیشه که نمی شود ملت مایه بگذارند، این ستاد انتخاباتی هم باید تکان بخورد. حالا تازه خوب است چهار سال است دارند زیر فشار له می شوند، بابا تکان بخور!

دعوا علیه همدیگر نمی کنیم
این ها به کنار، اصلا داستان ما این نیست. داستان این است که از کلیه برادران، خواهران، مادران، پدران و غیره اصلاح طلب درخواست می کنیم که یادشان نرود که دعوای اصلی و رقابت اصلی بین نامزد اصلاح طلبان و دولت فعلی است. گیر ندهند به کروبی و میرحسین و دیگران. اساسا ایجاد دعوا بین اصلاح طلبان پروژه کیهان و دجال نیوز و سایت انتخاب است که مثل قمر دختر عزیزالسلطنه دائی جان ناپلئون دائم صدای مشکوک حمایت از کروبی و میر حسین را در مقابل خاتمی صادر می کنند. آن هم چه گربه هایی که در تمام عمرشان یک بار هم برای رضای خدا یک موش شکار نکرده اند. لطفا دعوا نکنید!

کروبی نفت را باز هم ملی می کند
آقای کروبی که اولا با این وعده طرح اقتصادی نفتی اش که گفته " همه ایرانیان سهامدار نفت می شوند" و انتخاب کرباسچی و عباس عبدی و کلی آدم حسابی به عنوان اعضای ستاد انتخاباتش نشان می دهد که می خواهد کارش را پیش ببرد و عاقلانه رفتار می کند. برای ما هم مهم این است که کرباسچی و آدمهایی مثل او در کابینه کروبی باشند، اگر قرار است سروته کروبی همین کرباسچی باشد، من که با ایشان مشکلی ندارم. یا اگر قرار باشد میرحسین موسوی با قدرت وارد شود و یک کابینه مقتدر بیاورد من طرفدار او هستم. البته طبیعی است که من خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم، ولی معنی اش این نیست که اگر خاتمی نبود، میرحسین را به بقیه ترجیح نمی دهم. به نظر می رسد براساس نوشته ابطحی به نظر می رسد که قرار نیست موسوی بیاید و خاتمی برود. هم خاتمی هست و هم موسوی و هم کروبی، این عالی است.

من از کلیه دوستان خواهش می کنم، تمنا می کنم، التماس می کنم، خودم را قطعه قطعه می کنم که به عنوان اصلاح طلب علیه نامزدهای اصلاح طلب مثل کروبی و موسوی و خاتمی موضع نگیرند، فردا ممکن است کسی که قلبش می گوید به خاتمی رای بده، عقلش حکم کند که به موسوی یا کروبی رای بدهد، کاری نکنیم که اگر بین ما و این بانوی محترم دعوا شد، چنان به خواهر و مادر طرف بد گفته باشیم و چنان پدر و جد و آبادش را در قبر تکان داده باشیم و چنان اعضای خاندانش را یکی کرده باشیم که دیگر روی مان نشود به هم نگاه کنیم و مجبور بشویم از هم جدا شویم و دوباره چهار سال به عقد دائم این مجنون دربیاییم که نه راهش نزدیک است نه پولش زیاد است نه حرف خوب بلد است بزند.

میرحسین آمد، خوش آمد
میرحسین آمد، خوش آمد، کروبی هم هست، خدا حفظش کند. اگر طرفدار خاتمی هستیم برایش تبلیغ کنیم و از همه مهم تر برویم و گیر بدهیم به این دوستان ماست بی عرضه که ستاد این بنده خدا خاتمی را دارند اداره می کنند. البته امروز اعلام شد که اکبر اعلمی از جوانان غیور وطن و معاونت فلسفی ستارخان و نماینده آذربایجانی های مقیم مرکز از یک طرف کاندیدای انتخابات شده و از طرف دیگر عماد افروغ هم نامزدی خودش را اعلام کرده است. این ها خبرهای خوبی است. اتفاقا به نظرم داستان دارد به قسمت های بامزه اش می رسد. فقط یادمان باشد دعوای ما نه با تحریم کنندگان انتخابات قبل است، نه با رقبای اصلاح طلب، دعوای ما با احمدی نژاد است و مهم ترین رقیب انتخاباتی آدم هایی که ایران را دوست دارند، موجودی است به نام احمدی نژاد که به امید خدا تا 94 روز دیگر یکی به جایش می آید. اشتباه نکنیم، اگر فردا آقای خامنه ای اعلام کرد من به خاتمی رای می دهم، ما نباید به احمدی نژاد رای بدهیم، بلکه باید به آقای خامنه ای تبریک بگوئیم که دارد کار درستی می کند، یا اگر دولت به جای احمدی نژاد میرحسین موسوی را نامزد اصولگرایان کرد، باید دوست اصولگرایان بشویم نه اینکه دشمن میرحسین موسوی بشویم.

و اما، در مورد نامه های من
کلی برنامه داشتم و دارم که نامه هایم را بنویسم، کلی هم دست نویس جمع کردم، همه چیز را هم در ذهن مرور کردم، راهش را هم پیدا کردم، و حالا هم آماده کار هستم، اما راه انتشارش یک کمی با قبل عوض شد، به قول تلویزیونی ها مشکلات فنی پیدا کردیم و امیدواریم بزودی برطرف شود تا نامه ها را بدهیم بیرون. اصولا دقت کردید 2500 سال است مشکلات فنی هیچ وقت حل نمی شود؟ فکر می کنم اگر مشکلات فنی حل بشود، گوش شیطان کر و چشمش کور و دنده اش نرم، از فردا نامه ها را منتشر کنم.

در و دیوار و پنجره و مملکت
حسن جان! این چه حرفی است که شما می زنید؟ شما که خودتان مدتی در جریان بودید و الآن هم که جریان قطع شده، شما که جریان دارید. شما نباید این حرف را بزنید. باز هم این حرف را آقای هاشمی رفسنجانی بزند، می گوئیم آقای هاشمی است و سیاستمدار است و تا یک حرف را بزند هفتاد و شش بار دور می زند تا یک جمله را به زبان بیاورد. اگر آقای احمدی نژاد گفته بود، طبیعتا انتظاری از او نداشتیم و اصلا کسی سووال نمی کرد که چرا ایشان چنین چیزی گفته است. در مورد ایشان چرا معنی ندارد! اگر آقای اسدالله بادامچیان گفته بود، می گفتیم حتما مرغ هایش امروز تخم نکردند و کرچ شدند، یا بیماری مشترک مرغ و موتلفه گرفته است و یک چیزی از دهانش در رفته است، اما آقای حسن روحانی که اصلا دیپلمات روی خشت افتاده است، نباید از این حرف ها بزند. یعنی چه که " مگر می شود با دنیا ارتباط نداشت و دور کشور دیوار کشید"؟ معلوم است که می شود. نه تنها می شود دیوار کشید، بلکه می شود همه درها را هم بست، می شود پشت پنجره هم پرده زد، می شود جلوی رفت و آمد هوا را هم گرفت، اصلا می شود به ارتفاع یک متر مربع در 1648195 کیلومتر مربع یک کف پوش ملی از تولیدات آقای احمدی نژاد فراهم کرد و همین طور هم ادامه داد. کاری ندارد. گاهی اوقات برداشتن یک دیوار صد برابر کشیدن دیوار زحمت و هزینه دارد، دیوار که شوخی نیست. باز می گفتید در، آدم یک چیزی می گفت.....

بهشت اقتصادی
البته سووال نمی کنیم که چرا این حرف را زده است، خودتان می دانید که ارتش چرا ندارد و سپاه هم مثل ارتش است و سپاه هم قرار است دکتر را رئیس جمهور نگه دارد و ما هم که با یک سخنرانی آقای خاتمی و یک موی دم اسبی آقای کلهر و یک نامزدی آقای میرحسین جان موسوی و ملی شدن مجدد نفت آقای کروبی که یادمان نمی رود چهار سال است در چه بهشتی داریم زندگی می کنیم که هر چه آب می ریزیم می کشیم دستاوردهای دولت نهم پائین نمی رود. و به یاد می آوریم که دکتر احمدی نژاد گفت: " در حال حاضر در یک بهشت اقتصادی به سر می بریم." به نظر شما وضع ما چه شباهتی به بهشت اقتصادی دارد؟

اول، ما در بهشت اقتصادی هستیم، چون مومنین وضع شان توپ است و کفار را اصلا راه نمی دهیم.
دوم، در بهشت اقتصادی هستیم، چون داریم لخت و عور زیر درخت راه می رویم و دائما هم می خندیم و هیچ مشکلی هم نداریم.
سوم، در بهشت اقتصادی هستیم، چون آب از سرمان گذشته است و مرده ایم و مطمئنیم که خطر مرگ وجود ندارد، چون قبلا مردیم.
چهارم، در بهشت اقتصادی هستیم، چون هیچ کاری نمی کنیم و همه اش خبر خوب می شنویم.
باور نمی کنید در بهشت اقتصادی هستیم؟ فکر می کنید برای چی این همه مردم فرار می کنند و می روند به جهنم اقتصادی آمریکا و برزخ اقتصادی دبی؟

انتخابات | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/578

Comments

Post a comment




Remember Me?