پنجشنبه 8 اسفند 1387
پنجشنبه 8 اسفند 1387

اول، به نظر من اعلام نامزدی کروبی، میرحسین موسوی نه تنها به زیان خاتمی نیست، بلکه تحمل گذشت زمان انتخابات تا ماه خرداد را آسان می کند. در صورت تنها ماندن خاتمی، قطعا میزان فشارها چنان زیاد خواهد شد که نه بعید است جسد خاتمی را کف خیابان ها پیدا کنیم و نه غریب است که از هیچ پرده دری علیه خاتمی خودداری کنند. بخصوص بیمارانی مانند فاطمه رجبی که شوهرشان دیر خانه می آید، یا رجانیوز که زودآمده اند و نمی خواهند بروند، یا حسین شریعتمداری که اووردوز شده است، هر کاری ممکن است بکنند. در صورتی که اگر کروبی و میرحسین و {حتی قالیباف} در میدان باشند، تمرکز آنها برای زدن خاتمی کمتر خواهد شد.
اصلاح طلبان همدیگر را خراب نکنند
دوم، زدن خاتمی اصلا پیش بینی ناممکنی نیست، ممکن است چنانکه شریعتمداری گفت او را بکشند، یا رد صلاحیت کنند، یا به استعفا وادار کنند. ممکن است خاتمی تحمل فشار را نیاورد یا در اثر خواهش خویشاوندانش مجبور به کناره گیری شود. در چنین حالتی دادن میدان بازی به انحصارطلبان ساده لوحی است. " ما" باید در صورت نیامدن خاتمی به میرحسین، کروبی یا حتی قالیباف فکر کنم. معنای دیگر حرف من این است که تخریب حریف نباید به درون جبهه اصلاحات راه یابد. ما نباید به جای برخورد با احمدی نژاد با کروبی و میرحسین یا نوری یا قالیباف برخورد کنیم. هیچ بعید نیست که یکی از همین دوستان نامزد ما در مقابل احمدی نژاد باشد. به همین دلیل از هرگونه تنش زائی در رابطه میان دو نامزد اصلاح طلب باید اجتناب شود و از توهین به نامزدهای اصلاح طلب باید خودداری کنیم. تجربه تلخ باختن انتخابات قبلی در مورد هاشمی رفسنجانی را باید در نظر بگیریم، هواداران معین با هیستری ضدهاشمی به بازی آمدند و وقتی نیاز به حمایت از هاشمی بود، آنقدر فضا آلوده شده بود که نمی شد حرف ها را عوض کرد و انتخابات قبلی به همین دلیل از دست رفت.
حداکثر،آری به خاتمی؛ حداقل، نه به احمدی نژاد
سوم: نه در ایران و نه در جهان، همه خواسته ما در انتخابات برآورده نخواهد شد. طبیعی است ما باید یک حداقل و یک حداکثر در نظر بگیریم تا به سوی آن حداکثر حرکت کنیم و اگر به آن دست نیافتیم تا حداقل خواسته مان را تقلیل دهیم. از نظر من حداکثر خواسته ما، با توجه به امکانات موجود " انتخاب خاتمی" است و حداقل خواسته ما " انتخاب نشدن احمدی نژاد". من حتی بیش از آنکه روی انتخاب خاتمی تاکید داشته باشم، روی انتخاب نشدن احمدی نژاد تاکید دارم. عبور از آن حداکثر به این حداقل طبیعی است که نباید به آسانی صورت بگیرد. ما با تمام تلاش سعی می کنیم کاری کنیم که خاتمی تا روز آخر نامزد ما باشد و برای دادن رای به او وارد حوزه رای گیری بشویم.
از طرف دیگر باید جدا از کروبی، خاتمی، موسوی و {قالیباف} بخواهیم خودخواهی های شان را کنار بگذارند و بخصوص آقای خاتمی که همیشه ستادش به جای رفتار عاقلانه و سیاستمدارانه، با خودخواهی و خودمحوری دیگران را از خاتمی می راند. ما باید از این آقایان بخواهیم در طول دوره انتخابات، با همدیگر نزدیک شوند و دولت ائتلافی اصلاح طلبان را تشکیل دهند، وجود موسوی، قالیباف و کروبی کابینه خاتمی را زنده و قدرتمند می کند. البته متاسفانه برخی از دوستان با قضاوت غیر منطقی و غیر حرفه ای گاه اموری را ناممکن فرض می کنند، در حالی که این امور قبلا اتفاق افتاده است، مثلا چرا فرض ریاست جمهوری میرحسین موسوی و وزارت خارجه یا ارشاد خاتمی غیرممکن است؟ مگر بیست سال قبل همین رخ نداده بود؟ یا مثلا فرض ریاست جمهوری خاتمی و معاونت قالیباف چرا ناممکن است؟ مگر قبلا بهترین و درخشان ترین دوره فعالیت قالیباف در دوران خاتمی نبود؟ حتی بیش از این را می خواهم بگویم، چرا نمی شود قالیباف رئیس جمهور کشور باشد، و خاتمی وزیرخارجه و کروبی وزیر کشور و موسوی وزیر ارشاد؟ ما باید سعی کنیم اول بازی پیروزی خاتمی را پیش ببریم، اگر نتوانستیم، ائتلاف را توصیه کنیم، اگر خاتمی حذف شد، به کسی که رای بیشتری دارد رای بدهیم. یادمان باشد که کروبی می تواند آرای روستایی و شهرهای کوچک را از احمدی نژاد بگیرد و میرحسین موسوی می تواند آرای طبقه متوسط و نیروهای مذهبی و انقلابی را از احمدی نژاد بگیرد، این سه نامزد اصلاح طلب در یک دایره اجتماعی قرار ندارند و حوزه های اشتراک شان زیاد نیست، مهم این است که آنها رای احمدی نژاد را باید خرد کنند و از همه مهم تر، بردن بازی از حریف است.
نه به احمدی نژاد، نه به حکومت است
چهارم، مهم ترین کار " ما" باید حذف احمدی نژاد باشد، دلایل فراوانی برای این کار داریم، نخست آنکه رهبران کشور مستقیما وارد عرصه مجادله شده اند و خود را خرج احمدی نژاد کرده اند. این برخلاف سنت 9 بار انتخابات ریاست جمهوری که هرگز در هیچ کدام رهبران نظام از رئیس جمهور حمایت نکرده بودند، مستقیما و بارها از احمدی نژاد حمایت کردند. حتی سپاه و روحانیت هم مستقیما حمایت کردند. به همین دلیل برای هرنوع چالشگری با نظام باید کاری کنیم احمدی نژاد رای نیاورد، اگر انتخابات را تحریم کنیم، عملا رای خاتمی حذف شده و به نفع نظام عمل کرده ایم و اگر رای سفید هم بدهیم باز همان کرده ایم که رهبران نظام خواهد.
دوم، اینکه مشکل ما در حال حاضر اصولگرایان نیستند، بلکه شخص احمدی نژاد است، اوست که سیاست های تنش زا را در پیش گرفته، اوست که تعیین کننده همه چیز در قوه مجریه است، اوست که در مورد تمام بودجه کشور اثرگذار است، اوست که قادر مطلق فرهنگ کنونی کشور است و اوست که برخلاف همه روسای جمهور و نخست وزیران پس از انقلاب، رئیس واقعی قوه مجریه است. احمدی نژاد موجود خطرناکی است. او و دوستانش قصد دارند که با پیوند زدن مدیریت، سیاست، تبلیغات و پول نفت، ایران را به سوی وضع " توتالیتر" ببرند. آنها مانند کوبا و کشورهای کمونیستی قصد دارند کل پول را از کانال حزب عبور بدهند تا از طریق کنترل پول، به کنترل میلیونها مزد و حقوق بگیر دولت دست بزنند.
اگر فرض کنیم که بین 3 تا 4 میلیون نفر مزد و حقوق بگیران دولت هستند، این به معنی آن است که 12 تا 16 میلیون نفر از 3 تا 4 میلیون خانوار متاثر از پول دولتی هستند. پروژه گروه آبادگران از ابتدا ایجاد تشکیلاتی شبه سوسیالیستی برای ایران بود. آنان می خواهند با از بین بردن سازمان برنامه و قواعد کنترل کننده بخش خصوصی، بودجه را از کانال سپاه و بسیج عبور دهند تا بخش خصوصی زیر مجموعه دولت قرار بگیرد و از این طریق ضریب امنیتی نظام بشدت بالا برود. در این حالت و در صورت تصلب چنین شرایطی ما به حکومتی شبیه کوبا، صدام حسین، بشار اسد، کیم جونگ ایل خواهیم رسید. یعنی حزب تعیین کننده اصلی اقتصاد می شود، و در ایران چون حزبی وجود ندارد و تنها تشکیلات منظم بسیج و سپاه است، بسیج و سپاه تعیین کننده اصلی می شوند.
مسئله این است که دولت تلاش می کند یک گروه مافیایی بسته تحت الحمایه - نیمه دولتی وخصوصی شکل دهد که قادر به توزیع سیستماتیک پول و خرید رای است. در عین حال قرار است لابی خارجی هم داشته باشد، صادرات و واردات و .... هم در اختیار اینها قرار می گیرد که منابع مورد نیاز فراهم شود، باشگاههای ورزشی، رسانه های الکترونیک و مطبوعات برای انیها خریداری می شود و این یک ماشین خرید رای با پول نفت از طریق ارتش است.
به همین دلیل است که دشمنی اصلی احمدی نژاد با سازمان برنامه و اقتصاددانان است و به همین دلیل است که در سه سال گذشته بودجه کشور مختصر شده و با مشورت سردار سابق محصولی بسته شده است. این راه را تنها کسی که می تواند برود، احمدی نژاد است و به همین دلیل است که او و دوستانش تا این حد بر ماندن او اصرار دارند و اتفاقا به همین دلیل است که احمدی نژاد باید برود، حتی اگر لاریجانی و توکلی و ولایتی بیایند. معنی حداقل و حداکثر ما چنین است. البته در یک جاست که دیگر انتخابی وجود ندارد، آنجا که رقیب احمدی نژاد نیز عضو مافیای سپاه باشد، در آن حالت تحریم کردن یک واکنش اخلاقی می تواند باشد. به نظر نمی رسد که چنین احتمالی وجود داشته باشد، اما برای آن هم باید فکری کرد.
به ستاد خاتمی امید نداشته باشیم
پنجم: سابقه پنج انتخابات گذشته به ما نشان می دهد که گروه اصلاح طلبان نه تنها توانایی جذب نیروهای ساکت و بی نظر را ندارند، بلکه از جذب نیروهای واقعا موجود خودشان هم عاجزند. آنها نه جنگ روانی بلدند و نه ستاد پاسخگویی به ابهامات دارند. نه سخنگوی خوش زبانی دارند، نه بلدند این همه هوادار جوان را فعال کنند، نه بلدند سفرهای استانی راه بیندازند، نه بلدند لابی های بین المللی بکنند، با وجود اینکه خاتمی به کسانی مثل اردوغان و کرزای و طالبانی نزدیک است، اما انگار هیچ کسی نیست به او بگوید که باید تکان بخورد. همه اینها به ما نشان می دهد که ما همانطور که اصلاح طلب غیرحکومتی هستیم، به همان شکل برای دفاع از کاندیدای مان و برای کنار زدن احمدی نژاد از صندلی قدرت، نیازمند یک جنبش اجتماعی هستیم.
بی تردید اینترنت بزرگترین ستون فقرات این جنبش را تشکیل می دهد. ما باید فرض کنیم که رضا خاتمی و مشارکت و تبلیغاتچی های خاتمی مرده اند. یا حداقل از آنها بخواهیم اگر نمرده اند و از جناح گرگ ها نیستند، دست شان را تکان بدهند که ما مطمئن شویم. بپذیریم که ما را به خیر آنان امید نیست و اصلا به فکر شر و این چیزها هم نباشیم. آنها هم جز یک مشت شعر و ترانه جانگداز چیزی برای گفتن ندارند، ما احتیاج به تحلیل و پاسخ به سووالات و روشن کردن کارنامه احمدی نژاد و معرفی خاتمی داریم. برای این کار ما یک ستاد اینترنتی درست می کنیم و برای خودمان تبلیغ می کنیم، ما باید قدرت تولید کنیم.
افکار عمومی را به قدرت تبدیل کنیم
ششم: قصد ما، تولید قدرت است. طرف مقابل با قدرت سیاسی پول را در اختیار می گیرد و با پول کارمند استخدام می کند و با پول آدم به خیابان می کشاند تا نشان بدهد مردمی است. ما باید بر عکس رفتار کنیم، باید نیروی مردمی را جمع کنیم، آنها را به هم متصل کنیم و با مجموعه ای از واکنش های بیرونی نشان بدهیم که قدرت داریم. اینکه از قدرت مان برای انتخاب چه کسی استفاده می کنیم، به حداقل ها و حداکثر ها رجوع می کنیم. و اینکه مصادیق را چگونه پیدا کنیم، باید راهی برای انتخاب پیدا کنیم.
مثلا اگر به این نتیجه رسیدیم که خاتمی رفته است، برای انتخاب یکی از سه نامزد اصلاح طلب می توانیم از یک نظرسنجی اینترنتی استفاده کنیم. " ما" باید این قدرت را شکل بدهیم. قدرتی که همین امروز هم وجود دارد، قدرتی که افکار عمومی را می سازد، ما باید تکه های کوچک را به هم بچسبانیم، هزار قطعه کوچک داریم و صد و هشت روز وقت، باید بازی را تا آنجا که می توانیم ببریم. بازی ما البته که بازی مرگ و زندگی است، اما با یک شعور غنی تر باید بدانیم که اگر موفق شدیم با این تولید قدرت مثلا هفت میلیون رای تولید کنیم، این پیروزی بزرگی است، حتی اگر احمدی نژاد برنده جنگ انتخابات شود.
اتاق فکر ملی برای تولید محتوا
هفتم: استراتژی ما این است، ما از یک سو میلیون ها تولید کننده فکر داریم، تولید کننده اطلاعات، نوشته، پیام، شعر، مقاله تحلیلی، عکس، فایل صوتی، فایل تصویری و پیام های دیگر، ما نیاز داریم که این پیام ها در اینترنت موجود باشد و دسترسی به آنها ممکن شود. به همین دلیل علاوه بر تولید اطلاعات باید سعی کنیم چهار راههای خبری برای عرضه اطلاعات پیدا کنیم. سایت هایی مثل گویا، بالاترین، یوتیوب، یاری، امروز، زمانه، بی بی سی، فردا، فرارو، دوم دام، الفنون و خیلی سایت های دیگر می تواند به چهار راه تبدیل شوند یا عملا چهارراه هستند، برای ما مهم نیست که آنها می خواهند چهارراه باشند یا نه، مهم این است که ما به این دلیل از آنها استفاده می کنیم.
مساله این است که به همدیگر وصل بشویم، هر چه به هم نزدیک تر بشویم شانس پیروزی بالاست. سیاست ما در اینجا تولید ملی محتوای تبلیغاتی است. طبیعتا چهار راهها باید تا می توانند تلاش کنند کیفیت محتوا را بالا ببرند، مثلا من در وب سایت خودم قطعا کوشش خواهم کرد که مطالب را ویرایش کنم. پس ما می توانیم تا حد زیادی محتوای تبلیغاتی تولید کنیم.
به همدیگر وصل شویم
هشتم: طبیعی است که اگر سیستم اینترنت مان سرو سامان داشت و یا به این صورت وحشیانه مورد حمله و فیلترینگ نبود، بخش وسیعی از بازی را جلو بودیم، اما فعلا چنین چیزی نیست. برای همین میان محتوای تولید شده توسط " ما" و " آخرین مصرف کننده" که اینترنت دارد فاصله ای به نام فیلتر قرار گرفته است. این فیلتر نمی گذارد که ما محتوای تبلیغاتی مان را به " آخرین مصرف کننده" برسانیم. اما این به معنای تمام شدن کوشش ما نیست، ما باید یک جنبش ای میلی راه بیندازیم. می دانم که بچه های یکی از وب سایت ها 90 هزار ای میل از مردم دریافت کرده اند، نمی دانم چقدر آن اغراق است، ولی هر چه باشد، حتی ده هزار ای میل هم ثروت بزرگی است، از طرفی رسانه هایی می شناسم که بین 5 هزار تا 25 هزار میلینگ لیست دارند.
به نظرم باید از دو تا سه طریق ما به میلینگ لیست کامل برسیم. البته یکی از راههای آن عمل کردن از طریق قاعده هرمی است، هر کسی از یک جا ای میل بگیرد و برای صد نفر آن را بفرستد، اما این راه آسیب پذیر است و شامل و کامل نیست. به نظرم یکی دو فهرست ای میل شاید بهتر پاسخ بدهد. در هر حال کاری که باید بکنیم این است که بتوانیم تا آخر ماه فروردین مطالب تبلیغاتی مان را برای حداقل صد تا دویست هزار نفر بفرستیم. یعنی بتوانیم حتی در صورت فیلتر بودن هم محتوای تبلیغاتی را به دست " آخرین مصرف کننده" برسانیم.
حلقه آخر، کوچه ها را فتح کنیم
نهم: حلقه آخر بازی ما، رساندن پیام ها به خانه مردم است. حلقه آخر در حقیقت این است که هر کدام از افراد را که می خواهند کاری بکنند، از یک ماه قبل از انتخابات یک لیست تهیه کنند، در آن لیست اسم بیست یا سی نفر را بنویسند و در روز رای گیری موظف باشند که از طریق تلفن، گیر دادن، بردن افراد سر صندوق و جلوگیری از سوء استفاده مسوولان رسمی صندوق از تغییر جهت آراء، رای " ما" را به صندوق بریزند. مهم ترین کار ما در این پروژه طی فاصله آخرین کامپیوتر تا اولین صندوق است. این می تواند تعیین کننده باشد. در پانزده روز آخر انتخابات باید همه دوستان وقت بگذارند و در همه شهرها برای خاتمی یا هر نامزد دیگر " ما" تبلیغ کنند. این مهم ترین و خروجی کار ماست.
قدرت را در اختیار می گیریم
دهم: این پروژه برای یک ستاد تبلیغاتی چیز عجیبی نیست، اما برای گروهی از مردم که پول دولت برای جلوگیری از انتخاب آنان مصرف می شود، چیز عجیبی است. شاید بتوانیم روز انتخابات 25 میلیون رای را به حساب خاتمی بشماریم، شاید هم نتوانیم حتی 5 میلیون رای جمع کنیم، در هر حال آن چیزی که اهمیت دارد، تولید قدرت به شیوه هوشمندانه و دموکراتیک است. اگر بتوانیم قدرت تولید کنیم، همیشه می توانیم در صحنه عمل سیاسی و کسب قدرت توسط ملت حضور پیدا کنیم. این مهم ترین مساله است.
یکی از مهم ترین نکاتی که باید به آن توجه کنیم این است که ما حق داریم. ما داریم به نفع کشورمان عمل می کنیم، ما داریم به آینده فکر می کنیم، ما مسوولیت پذیریم، ما با تمام تلاش می خواهیم آزادی را به کشورمان برگردانیم، ما می خواهیم ایرانی باشیم، ما می خواهیم ایران بماند. اگر به این ها ایمان داریم، معنی ندارد که ساکت و ناظر و بی انگیزه و بی تحرک باشیم، باید هر روز ساعاتی را برای کار انتخابات بگذاریم و باید مواظب باشیم وقت ملت را تلف نکنیم. باید وقتی کسی نظری نادرست می دهد، با او حرف بزنیم، استدلال کنیم و اثبات کنیم که اشتباه می کند. وزارت اطلاعات در ابعاد وسیع از نقطه ضعف های آدمها استفاده می کند تا جریان تحریم و جریان تبلیغ علیه خاتمی را سازمان بدهد. اگر می بینید کسی ادعای بی طرفی می کند ولی دائما علیه خاتمی می نویسد از او سووال کنید که چرا بی طرف نیست، یا حداقل اعلام کند که بی طرف نیست و ستاد تبلیغات احمدی نژاد را فعال کرده است.
ستاد تبلیغات " ما"ن را تشکیل می دهیم
این نوشته را به دقت بخوانید و اشکالات آن را برایم بنویسید. من از سه روز دیگر سعی می کنم ارسال ای میلی مطالب را برای خوانندگان آغاز کنم. به ای میل شما احتیاج دارم، اگر ای میل گروهی دارید، با اجازه از دوستان تان ای میل جمعیت دوستان تان را برایم بفرستید، اگر ای میل خودتان را می توانید برایم بفرستید این کار را بکنید، اگر ممکن است دوم دام را در وبلاگ یا سایت تان لینک بدهید، اگر دوست داریم مطالبی که برایتان می فرستم برای گروه دوستان بفرستید این کار را بکنید. اگر فکر می کنید می توانید کاری جدی در تولید محتوا، ساختن لیست ای میل، ویرایش، ارسال ای میل، کار با فوتوشاپ یا هر کار دیگری که بلدید بکنید با من تماس بگیرید. ضمنا سعی کنید همه جا باشید، در فیس بوک، در یاهو، در وب سایت ها و وبلاگ های ایرانی و تا می توانید فعال باشید.
ebrahim.nabavi@gmail.com
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/569
آقای نبوی مشخص است که شما سری مقالاتتان در باره ايران از سر علاقه به ميهن مي باشد. ولاکن طرفداری شما از انتخاب دوباره حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمی راه به بيراهه است همانطور که در انتخاب جمهوری اسلامی به بيراهه رفتيد نه فقط شما بلکه نسل انقلاب . تمام اين ده فرمانی که شما نوشتيد گيرم درست، ولی اين يارو اينکاره نيست که هيچ مجاهدات افرادی مثل شما را هم طرف ضايع خواهد کرد. راه درست خارج از جمهوری اسلامی مي گذرد. دنبال اينها رفتن که از صدقه سرشان به "ما" برسند داستان مي باشد. ارادتمند اردوان
Posted by: اردوان at March 2, 2009 03:47 AM
بابا شما كه از خود خاتمي هم محافظهكار تري! اونجا چرا رفتي؟ همين حرفا رو برگرد تو ايران بزن. در ضمن به عرضتون برسونم كه خود نظام! هم متوجه شده كه دوره بعد نبايد احمدينژاد رئيسجمهور باشه. توافق بر سر موسوي صورت گرفته! موسوي آمد تا احمدينژاد برود! كافيه 108 روز صبر كني! من هر چي بو ميكشم! بوي كنار رفتن خاتمي به سود موسوي به مشام ميرسه! تا اينجا رو خوندي ميدونم آخرش نفهميدي كه من اصلاحطلبم يا اصولگرا! بازم ميگم برگرد ايران ستاد اينترنتي راه بنداز اونجا چرا رفت؟!
مش قاسم
الهی دردو وبلات تو سرم
تو از اون انتخابات دیگه رفتی که رفتی، خب چرا یک خبری ندادی؟ من کلی پول جمع کردم برای آب انبار غیاث آباد، چشمم که به در خشک شد. یادته اون دفعه تا روز آخر می گفتی هاشمی رئیس جمهور شده و احمدی نژاد رو برای این گذاشتن جلوش که مردم رو بذارن سر کار؟ یادته بهت گفتم اینها جدی یه بازی نیست، گفتی من خودم در جریانم، همه اینها بازی رفسنجانیه. یادته حتی بین دو مرحله انتخابات هم که بهت گفتم احمدی نژاد بیاد مملکت رو نابود می کنه، گفتی اصلا نمی آد، تا قبر آ آ آ آ و قسم خوردی انگلیسی ها با چشم های چپ کور شده شون رفسنجانی رو گذاشتن که رئیس جمهور بشه. خاک بر سر من که حرف تو رو گوش نکردم، حتی موقعی هم که نتیجه رای گیری رو اعلام کردن، بهت گفتم که احمدی نژاد رئیس جمهور شده، گفتی این بازی رفسنجانی یه، می خواد یک سال این باشه بعد ترورش کنه، بیاد سر کار..... خب، حالا تو می گی بریم کجا؟ من آماده ام، دو تا بلیط بگیریم بریم غیاث آباد، قبول؟
Posted by: آلزايمر at March 2, 2009 12:17 AM
با خسته نباشید
اقای نبوی براستی خسته نباشید . پیشنهاد من برای بهتر وموثر تر ازبه فعل در اوردن نیروهای فعال وداوطلب تشکیل گروهای سه تا پنچ نفره در شهرها, دهات , محلات وخبابانها وکوچه هاست .این گروها با تقسیم کار بین خود وارتباط با سایر گروهای محلی وتبادل تجربه وامکانات وسعی در تماس وارتباط با دیگر فعالین ده وشهر میتوانند کمک غیر قابل انکار در پیشبرد انتخابات داشته باشند .کاپیوتر وانیترنت بهترین وسیله ایست که میتواند این ارتباط را با دیگران برقرار کند که شاید بتوان بوسیله شما (البته شما استارت این کار را زده اید ) گذشته از این افراد با شناخت وتبادل تجربه ونزدیکی بادیگران پایه ها تشکلات مدنی وحزبی اینده را نیز رقم خواهندزد. با بهترین وانسانیترین پیامها به همه کوشندگان راه ازادی ,دمکراسی وعدالت .
Posted by: mehdi at March 1, 2009 08:22 PM
سوژه برای ناامیدی زیاد هست .. خیلی زیاد .. یعنی انقدر زیاد که اگر فقط خلاصه وار، عناوینش رو هم برای خودمون روخوانی کنیم، کافیه تا قید هر چی تلاش و تکاپو هست بزنیم... و این یه واقعیته. اما پریشانی های که طرفداران نظام و احمدی نژاد از خودشون نشون دادن، یه روزنه های امیدی برای آدم باز می کنه.. وقتی دانشجوها رو فقط به خاطر اعتراضشون می گیرن و می زنن یعنی به مشکل برخوردن و دارن به مشکل بر می خورن .. "ما" باید مشکلاتشون رو بیشتر کنیم.
Posted by: DESERTER at March 1, 2009 08:22 PM
طبق آخرین اخباری که به دست من رسیده قالیباف از شرکت در انتخابات منصرف شده
Posted by: naarin at March 1, 2009 03:39 PM
سلام
می خواستم بدونم سایت شما توی ایران فیلتره؟
بله دوست عزیز
متاسفانه علیرغم اینکه من هیچ چیز تندی نمی نویسم، ولی سایتم توی ایران فیلتره
امیدوارم زودتر رفع بلا و دفع شر بشه
Posted by: Ali at March 1, 2009 12:53 AM
سلام آقای نبوی
من با شما کاملا موافقم
اول خاتمی دوم قالیباف سوم میرحسین و جهارم کروبی
و اولتر از همه اینکه احمدی نژاد نباشه
من میگم این ایده ستاد اینترنتی خیلی خوبه و به اونایی که می گن ما تو انتخابات شرکت نمی کنیم بگویید که اگر احمدی نژاد برنده بشه انقدر پرو می شه و مغرور می شه که می اد در تک تک خونه هاشون و به جرم شرکت نکردن در انتخابات دهانشان را ... می کنه.
در ضمن من هر کمکی بتونم آماده ام که بکنم
لطفا جمله زیر را کامل کنید
اگر احمدی نژاد برنده بشه انقدر پرو می شه و مغرور می شه که می اد در تک تک خونه هاشون و به جرم شرکت نکردن در انتخابات دهانشان را ... می کنه
گزینه اول، آسفالت می کند
گزینه دوم، سرویس می کند
گزینه سوم، صاف می کند
گزینه چهارم، کج می کند
ابراهیم نبوی
Posted by: mr at February 28, 2009 09:20 PM
سلام،
در مورد فیلتر، چرا هر روز یک فیلتر شکن ایمیل نمیکنید؟ نمیشود از همان فیلتر شکن که رادیو فردا هر روز اعلام میکند استفاده کرد؟
به هر حال بسیار فکر خوبیست پیشنهاد شما. بخصوص شیوه هرمی بسیار کارأی دارد، حتا بیش از آنچه شما به آن تاکید کردید.
Posted by: reza at February 28, 2009 06:13 PM
جناب نبوی عزیز
با تمام احترامی که برایتان قائلم و موافقتی که با اهداف و آرمانهایتان دارم اما باید عرض کنم که بنظر بنده شما بدلیل زندگی اینترنتی در جامعه ایران محصور در تاری خود تنیده شده اید و البته همین حد هم بسیار عالی است و به نوبه خودش در میان دوستان مشابهتان نایاب. اما واقعیت این است که مخاطب شما با شما موافق است و اگر نباشد سراغ محمود نمی رود اما مسئله و نکته تایین کننده آن قسمتی از سبد آرا هستند که زیادند، مخاطب ما نیستند و اصلا در مسیر صدای ما قرار نمی گیرند.
بنظر بنده ما باید روشهایی را در نظر بگیریم که با اینکه قدیمی و یا شاید پرهزینه تر باشند اما بعث شود که تمامی افراد جامعه در مسیر فریادهایمان باشد.
دقیقا منظورم این است که بلندگو را از درون مسجد برداریم و روی پشته بام بگزاریم.
شاید طبق آماری کاربری اینترنت در ایران بین 20 تا25 میلیون نفر باشد اما اگر هم باشند خوب میدانیم که 90% شان پی چه هستند.
بنظر من باید وسط خیابان فریاد بکشیم تا صدایمان با یک رادیو برابری کند شاید. در ضمن بسیار مهم است که افراد کوچک و بی هویت سیاسی را امثال شما بزرگان بال و پر دهید تا هرکدام هویتی یابند از کنار شما و کلونی خود را تشکیل دهند.
به هر عنوان برای وطنم به یاری من حساب کنید.
ممنون از توضیح و تذکر
اما به یادتان می آورم که تعداد اینترنتی های ما در حال حاضر از روزنامه ها، مساجد، مخاطبان رادیویی و کلیه رسانه های دیگر بیشتر است
و البته حوزه هایی هم هستند که هنوز اینترنت در آن نفوذ ندارد
ما در دوره اصلاحات یک میلیون روزنامه کاغذی داشتیم
که الآن بسیار بیش از این خواننده اینترنتی داریم
البته موضوع فقط این انتخابات نیست
ما باید تولید قدرت کنیم، اینترنت ممکن است دو میلیون رای برای ما بیاورد، مطمئنا چنین چیزی فوق العاده است
من تمام تلاشم این است که نیم میلیون تا یک میلیون رای بسازم
اگر "ما" بتوانیم این کار را بکنیم کاری است کارستان
ابراهیم نبوی
Posted by: salman at February 28, 2009 03:11 PM
آقای نبوی عزیز!
من به خاتمی رای می دم و هرکسی رو هم که بتونم قانع می کنم که رای بده. ولی با این کف انتظارات شما موافق نیستم. یا خاتمی یا هیچ کس.
نباید با این حرفا به جناح راست این اطمینان رو داد که می تونه با هر ترفندی، خاتمی رو از میدون انتخابات بکشه بیرون و آب هم از آب تکون نخوره. رهبر و احمدی نژاد و دار و دسته شون باید بدونن که اگه به هر شکلی نذارن خاتمی بیاد، براشون گرون تموم می شه.
به جای این که به فکر این باشیم که اگه خاتمی نبود، به کی رای بدیم، باید به فکر این باشیم که چطور بریزیم تو خیابونا و خشتک جناح راستو پرچم کنیم. خاتمی باید بمونه و باید براش دست کم بیست میلیون رای جمع کنیم.
Posted by: امیر at February 28, 2009 02:54 PM
باسلام :
می خواستم نظرت راراجع به رهبر-مجمع تشخیص نظام - شورای نگهبان - مجلس خبرگان - مجمع اهل بیت - علمای قم و... اینهمه مرکزتصمیم گیری بپرسم بنظرمن اوباماهم اگردرایران رئیس جمهورشودهیچکاره است
اگر جواب بدهم مشکلی حل می شود؟
ابراهیم نبوی
Posted by: sina at February 28, 2009 02:45 PM
سلام
به نظر من خاتمی از هر لحاظ بالاتر از بقیه نامزدهاست.
فقط باید فعال تر باشه. حرف بزنه، انتقاد کنه،راجع به مسایل روز نظر بده. بابا این چرا اینقدر محافظه کاره!!!!! من و که دیونه کرد.
راستی به نظر من زیاد به کروبی و میرحسین و قالیباف کاری نداشته باشیم بهتره، فقط وقت و انرژی هدر دادنه، وقتی مهره ارزشمندی مثل خاتمی رو داریم چرا با اسم بردن از رقبای سطح پایین تر، ضد تبلیغ علیه خاتمی کنیم.
Posted by: saeed at February 28, 2009 02:08 PM
اقای نبوی از خواندن نوشته شما بسیار خرسند شدم ،به نظرم همه ما باید هرکاری که از دستمان برمیاید برای رای اورن خاتمی ویا به قول شما رای نیاوردن احمدی نژاد انجام دهیم ،تا از این وضعیت نکبت بار رها شویم.
Posted by: hosein at February 28, 2009 12:36 PM
salam aghaye nabavi, mamnoon babate in maghale man kheili roshan shodam. faghat in behtar nist ke aghayoone kandidaye eslah talab ta dame akhar bashand va agar moshkeli pish nayoomad hame ba zekre hemayat az khatami be nafesh kenar beran?
Posted by: sheida at February 28, 2009 10:40 AM
montazer mail shoma hastam, faalane.
zemnan ehsas mikonam ye chan modatist ghariheye tanze shoma kamrang shode.
Posted by: amir at February 28, 2009 10:10 AM
به سلام آقاي نبوي من از طريق EMAIL آمادگي خودمو اعلام كردم اما چند سوال دارم در ذهنم دارمكه بي پاسخ است و اين مسائل مربوط مي شود به وقتي كه به فرض خاتمي رئيس جمهور مي شود.
1- اگر خاتمي بيايد با توجه به بحرام مالي اقتصادي سال آينده و اين بودجه چند ميلياردي گم شده كار سختي در پيش دارم و تمام گند كاريهاي احمدي نژاد در سال آينده بيشتر نمود مي كند و همه اينها بر سر خاتمي خراب مي شودو در ذهن مردم عامه مسبب اين بدبختي ها خاتمي مي شود نه احمدي نژاد
2-همانطور كه مي دانيد ولايت مطلقه فقيه در راس امور قراردارد و در اين چهار سال به قدرت بيشتري هم رسيده چون دولت يكدست و موافقي داشته و همين ولايت مطلقه با خاتمي مخالف است مجلس مخالف خاتمي است هم چنين شوراي نگهباني اوضاع بسته خاتمي اگر هم بخواهد نمي تواند كاري كند .
3-در حال حاضر با اينكه ما به خاتمي ايمان داريم ولي خيلي از طرفداران او مايوس شده اند چون فكر مي كنند او كاري از پيش نمي برد و حاضر نيستند پاي صندوق هاي راي بياييند.
با اين اوضاع من خودم بايد قانع شوم تا بتوانم اطرافيانم را قانع كنم تا دوبار حماسه 2 خرداد رادر 22 خرداد تكرار كنيم
Posted by: رها at February 28, 2009 09:22 AM
سلام آقای نبوی عزیز،"من" یا بهتر گم "ما" برای پیروزی هرکاری که لازم بشه انجام میدیم.دیگه واقعاً خسته شدیم.تو این 4 سال به جایی رسیدیم که از ایرانی بودنمون یه جورایی خجالت می کشیم...
منتظر مطالب زیباتون هستم
Posted by: سیمین at February 28, 2009 08:48 AM
سلام من تو دانشگاه کار می کنم علاوه بر اون فعال سیاسی داخل شهر هم هستم! تقریبا به عوام و روستاها هم دسترسی داریم. لطفا نتیجه مقایسه ها رو هر چه زودتر آماده کنید! من نیرویی برای تحقیق و پژوهش ندارم. اما به شدت منتظرم و هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم! لطفا مقایسه ها بیشتر اقتصادی باشه! ممنون و امیدوارم ما قدر این زحمات شما رو بدونیم و به زودی یه خسته نباشید حسابی به شما بگیم!(با دل خوش)
Posted by: soha at February 28, 2009 08:21 AM
با عرض سلام
لطفا اگر برایتان مقدور است از طریق آقای بهنود و برنامه های بی بی سی تلویزیون تبلیغ کنید. همانطور که نوشتید طرفداران آقای خاتمی بیشتر دست به کمر هستند.
Posted by: nahid at February 27, 2009 09:18 PM
سلام آقای نبوی عزیز
شما چند سالی است در ایران نیستید شاید از فضا کمی بی خبر باشید .
تکلیف جماعتی که به اینترنت دسترسی دارد روشن است . اکثر این افراد یا در انتخابات شرکت نمی کنند و یا به محمد خاتمی رای می دهند .
گسترده تر کردن سایت ها و وبلاگها تاثیر چندانی ندارد .
بخش گسترده ای از ایرانیان که در انتخابات شرکت خواهند کرد به اینترنت دسترسی ندارند .
اصلاح طلبان امروز در کنار این همه سایت و وبلاگ به یک روزنامه فراگیر مانند جامعه و توس نیاز دارند
دوست عزیز
روزنامه مشکل را حل نمی کند، تیراژ روزنامه جامعه 300 هزار و توس در بالاترین روز 370 هزار نسخه بود، این تعیین کننده نهایی نیست، مصرف کنندگان کنونی اینترنت از مصرف کنندگان روزنامه های دوم خردادی بیشتر هستند، مهم ترین کار این است که بتوانیم تولیدات روزنامه ای یا اینترنتی را به دست عامه مردم برسانیم
این کار سخت و مفید است
ابراهیم نبوی
Posted by: امیر at February 27, 2009 09:15 PM
با آرزوی موفقیت. لینک دادم حسابی!
Posted by: اتوپیا at February 27, 2009 07:37 PM
سلام آقا
اگه بخوام گزارش نویسی و روزنامه نگاری مقدماتی بلد شم باید چه کنم؟ منبعی معرفی کنین لطفا.
Posted by: farzad at February 27, 2009 07:02 PM
عاليه "ما" به عده اى به عنوان رهبر و ليدر و امثال اون نياز داريم دمت گرم
Posted by: Reza at February 27, 2009 05:56 PM
من با شما موافق نیستم
چه رای بدیم و چه رای ندیم آخرش احمدی نژاد از صندوق بیرون میاد
تازه فرض کنید خاتمی انتخاب شد
دفعه قبل خیلی به خواست ملت توجه کرد که یه بار دیگه انتخابش کنیم؟
حتی اگه بخواد تغییر ایجاد کنه هم نمی تونه
حداقل امروز ما خلوت بودن صندوقهای رای هست
Posted by: امیر at February 27, 2009 05:29 PM
آقاي نبوي لطفا از جي ميل استفاده نكنيد، اين روزها بسيار پر اشتباه است
Posted by: امير at February 27, 2009 04:17 PM
salam.
besyar aali bood. man be ettefaghe doostan va hamkaranam, ba ghodrat amadeye komak hastim va az emrooz moshtaghaneh montazere daryafte e-mail haye shoma mimanim.
be omide piroozi
Posted by: DAVOOD at February 27, 2009 03:49 PM
SALAM,PISHNAHADHAYE KHOBI BOOD.MISHEH MESLE DORANE ENGHELAB ELAMIYE VA SHABNAMEH PAKHSH KARD,AYA IN GHANONIYEH?AYA CANALHAYE LOS ANJLES KOMAK MIKONAND YA TAHRIM RO DAR NAZAR DARAND?MOVAFAGH BASHID.
Posted by: ALEX at February 27, 2009 03:36 PM
Very good, you are absolutely right. I will do my best
Posted by: Reza at February 27, 2009 02:29 PM
سلام
بسیار عالی بود. دست شما حسابی درد نکنه.
من می خواستم بگم که می تونید از یاهو گروپ ها استفاده کنید. الان یاهو گروپ های بسیار بزرگی هستند که اعضائشون صرفاً در حال دریافت یک سری ایمیل سرگرمی اند. می شه به راحتی وارد اونها شد و محتوای تبلیغاتی رو در هر قالبی که هست از اون طریق به دستشون رسوند.
Posted by: نوژن at February 27, 2009 01:03 PM
داور جان
یک کم تحلیل اول مقالت ایراد داره! مساله اینجاست که اگه باز چند تا کاندیدا با هم وارد انتخابات بشند، حتما اتفاق سال 84 تکرار می شه. منظورم اینه که در این حالت هیچکدوم از نامزدها (مجموعه احمدی نژاد، خاتمی، میرحسین، کروبی، قالیباف و ...) نمی تونند اکثریت مطلق آرا رو در مرحله اول انتخابات بدست بیارند. چونکه اینها کمابیش نامزدهای هم وزنی هستند. این یعنی کشیده شده به مرحله دوم. و من مطمئن هستم که احمدی نژاد حتما به مرحله دوم می ره یا می برنش! به این دلیل که در این حالت طبیعتا اختلاف آراء بین افراد ناچیز باشه، که این خودش امکان تقلب رو زیاد می کنه. ورود احمدی نژاد به مرحله دوم یعنی 4 سال دیگه ریاست جمهوری ایشون!! چون تو این مرحله با اختلاف رای 5 تا دونه هم می شه رییس جمهور شد. تنها راه برون رفت از این وضع اینه که از طرف اصلاح طلب ها فقط یک کاندید وجود داشته باشه تا بتونه با یک اختلاف رای زیاد (حداقل 10 میلیون) کار رو تو دور اول یک سره کنه. اینجا باید یک نظر سنجی درست درمون انجام داد که معلوم بشه از بین خاتمی یا میر حسین کدومشون این توانایی رو دارند.
حالتی که شما گفتید عالیه، اما اتفاقا حالت رسیدن انتخابات به مرحله دوم هم حالت بسیار خوبی است، یعنی اگر انتخابات به مرحله دوم برسه، کسی می بره که بقیه هم جناحی هاش پشت سرش بایستند، که در مورد خاتمی و احمدی نژاد این اتفاق خواهد افتاد و از همه مهم تر این که برنده اصلی کسی خواهد شد که آرای سرگردان رو جمع کنه.
در دور قبل در مرحله اول چهار نامزد اصلاح طلب( معین، هاشمی، کروبی و مهرعلیزاده) جمعا 17 میلیون رای آوردند و سه نامزد محافظه کار( احمدی نژاد، لاریجانی و قالیباف) جمعا 12 میلیون رای آوردند.
در مرحله دوم احمدی نژاد رفت در موقعیت مخالف حکومت و آرای ریخته رو جمع کرد و هاشمی مدافع حکومت شد و با ده میلیون رای باخت، اما این بار همه می دونن که احمدی نژاد مدافع حکومته و خاتمی منتقد حکومت، به همین دلیل اگر انتخابات به دور دوم برسه، که ممکنه، انتخابات حداقل با اختلاف پنج تا ده میلیون رای انجام می شه که به نظر من در این حالت قطعا تقلب نمی شه کرد و خاتمی می بره
ابراهیم نبوی
Posted by: وحید at February 27, 2009 12:57 PM
به امید ایران آزاد
Posted by: مریم at February 27, 2009 12:18 PM
سلام.واقعا عملیاتی ترین چیزی بود که اخیرا خوانده ام.
امیدوارم خود آقای خاتمی هم آنرا بخواند.
به هر حال می شود روی آن حساب کرد.
من درس می دهم پس می توانید روی 150 یا 200 نفری که مخاطب من هستند از طریق من حساب باز کنید.
باز هم ممنونم
Posted by: جمشید at February 27, 2009 12:05 PM
اگر اپوزیسون جمهری اسلامی نیروهای باشعور و فعالی مثل شما بیشتر داشت اوضاع خیلی فرق می کرد.
به نظر من رفتار شما مدرسه ای برای تربیت چنین اپوزیسیونی است.
فقط خواستم یادآوری کنم میان دسترسی به اینترنت و بعضی گروهها و لایه های اجتماعی -مثلا خیلی از روستاییان- گسستی هست که اتفاقا بسیج چنین گسستی ندارد.
Posted by: آرش سلیمی at February 27, 2009 12:01 PM
خوبی انتخبات اينبار اين است که کاملا نياز مند يک جنبش دمکراتيک برای پيروزی در انتخابات هستيم. اينبار، اتفاقا تنها باريست که فقط لازم نيست به پای صندوق برويم... . اينبار انتخابات از همين امروز ها شروع شده است . امروز ها بايد " انتخاب " کنيم. يا مي خواهيم که چيزی عوض شود و از همين امروز بايد براي اين عوض شدن "تلاش" کنيم . يا اگر در ژست های توهم مانديم که نه ، رأی دادن يعنی مشروعيت دادن به آخوند و ... پس ديگر هيچ وقت گله نکنيم که ريس جمهورمان ايکس است يا آيگرگ.... اين بار قهرمانی در دست خودمان است. تعلل نکنيم که دقيقه نود چشممان به مساوی اين و باخت آن باشد... اينجا داوران " قمار باز و متقلب " اند ... اين "امروز ها" همه حکم فينال را دارد ... عاقل باشيم و به سرنوشت خودمان دلسوز ...دست خدا هم با کسانی است که عميقا به "تغيير" فکر ميکنند ...
مرسی داور جان که در آشفته بازار سود های شخصی ،حواست به اين وفاق هست ... دارمت.. بروو دارمت ...
Posted by: huch at February 27, 2009 11:31 AM
سلام . تحلیل جالبی بود بخصوص در مورد قرار دادن یک حداقل برای خودمان.
تمام پیشنهادهاتون عملی و کاربردی هستند. بنده هم یک پیشنهاد دارم برای اکثریت مطلق جامعه که کامپیوتر ندارند ولی اکثرشون موبایل دارند و در جاهایی مثل مترو و... تمام بلوتوث ها باز هستند.ولی الان استفاده مفیدی از این بلوتوثهای باز نمیشه. پیشنهاد می کنم کلیپهای تبلیغاتی مثل شعر جالبی که نیما تو پویش دعوت از خاتمی خوند((چون طنزه و مردم حرف طنز رو بهتر قبول می کنند)را براحتی در اینترنت قرار بدهیم و دانلود اونا رو تبلیغ کنیم و.....
Posted by: ماحمود at February 27, 2009 09:35 AM
سلام
لابی خارجی
من در بمبئی هندوستان فامیل و دوستانی دارم چند وقت پیش با یکیشون حرف می زدم میگفت برای مراسم عاشورا به یکی از حسینیه های انجا رفته بود که گروهی کتابی را به صورت مجانی بین مردم انجا پخش می کردن، کتابی به زبان گوجراتی(یکی از زبانهای متداول در هند) به نام "یک مرد قلندر" و حتما حدس زدین که عکس احمدی نژاد روی اون بوده!!!
حالا متوجه می شین لابی خارجی یعنی چی
این یکی از هزاران تبلیغی یه که با پول "ما" در سراسر دنیا برای احمدی نژاد می کنند
Posted by: فائزه at February 27, 2009 09:32 AM
عزیز دل برادر ایمیلم را نوشتم . هر کاری که بخواهید در جهت نجات این مرز و بوم حاضریم انجام دهیم .
سپاس از شما
Posted by: مرجان at February 27, 2009 09:29 AM
خوب نبوی تو بردی . وقتی مادر نیست باید با زن بابا ساخت . بهرحال داشتن یک رئیس جمهور که حرف دهنش رو بفهمه و بدونه کجا باید دهنش رو ببنده بهتر از داشتن یک رئیس جمهور با دهنی است که اعصاب حرکتی آن قطع شده و همینطور باز مانده و افکار ابلهانه که در مغز می گذرد لاجرم از آن پایین می ریزد و مرتب کار ما را در دنیا خراب تر می کند . فقط باید چهره گذشته احمدی نژاد را برای دیگران روشن کرد تا همه بدانند که بوده چه می کرده و این نقاب مظلومیت با هاله ای از نور محمود واقعی نیست !!
Posted by: artim at February 27, 2009 08:26 AM
سلام
عالی بود مثل همیشه ، نشاط ، امید و انرژی از کلمه به کلمه آن می بارد. واقعا دستتان درد نکند و باهمه سختی هایی که در دوران اصلاحات کشیدید نشان می دهید که از سر قضا و قدر اصلاح طلب نشدید. بینشی وسیع و دردمندی عمیق در پشت این نوشته هایتان خوابیده . به واقعگرایی و عملگرایی تان احسن می فرستم .
به امید آبادانی ، آزادی و پیشرفت ایران عزیز
Posted by: علی at February 27, 2009 05:21 AM
آقای نبوی! شما چرا خودتون به اجماع فیسبوک نمیپیوندین؟
هستیم برادر
ما یک گوشه نشستیم در فیس بوک و زندگی می کنیم
ابراهیم نبوی
Posted by: Danial Behzadi at February 27, 2009 05:08 AM
یکی دوتا سوال...شما گفتین که لابی خارجی برای احمدی نژاد و دار و دستش. منظورتون رو نفهمیدم. اگه می شه توضیح بدین... بعدش که ما یه سری تلویزیون های ماهواره ای اونور آبی داریم که اصولا به خیرشون امیدی نیست و اکثرا توی خط تحریم هستن. بهترینشون هم صدای امریکا...توی این ایام می شه بیشتر از بی بی سی فارسی که خیلی داره تو ایران جا می افته کمک گرفت؟ خصوصا آدم هایی مثل آقای مسعود بهنود که هیچوقت به فکر تحریم نبودن.البته نمی دونم سیاست کاری تلویزیونشون چطوره اصلا قرار هست زیاد به این موضوع بپردازن. حداقل می تونه یه مانع جلوی تحریمی ها باشه.
Posted by: roozbeh at February 27, 2009 05:01 AM
In kar shorooe yek mobarezeye kamelan mardomie, man ham be onvane yek Irani talash mikonam ta be hadafemoon ke Irane azad beresim.
Posted by: Sina Irani at February 27, 2009 03:51 AM
اینکه میگی کروبی رای روستاها و فقرا را جمع می کنه من موافق نیستم. اون کروبی 84 بود. کروبی 88 فقط دست میذاره رو نقطه ضعفهای خاتمی و میگه من در این موارد بهترم.
Posted by: مجید at February 26, 2009 11:12 PM
salam
ba tashakor az rahnamaihaye khobetoon, man fakr mikonam ye fekri ham baraye estefadeh az sms bekonid
be omide piroozi
shahbazi
Posted by: ali shahbazi at February 26, 2009 10:36 PM
salam
man 1 list id daram
man say miknam khodam 1 address book azin id ha doros konam va ba 1 id jadid barashun email haye shoma ro befrestam
shoma be id man befrestid taman ham be digaran forward konam
Posted by: saeid at February 26, 2009 09:41 PM