یکشنبه 20 بهمن 1387
یکشنبه 20 بهمن 1387

خاتمی آمد. همین چند دقیقه پیش جلسه مجمع روحانیون تمام شد و خاتمی اعلام کرد که نامزدی دهمین دوره ریاست جمهوری را پذیرفته است. خبر این که ظاهرا آقایان ساکن طبقه دوم دوست ندارند که خاتمی دوباره مستاجر خیابان پاستور بشود، ولی اگر رای آورد و ملت قراردادش را تمدید کردند، گفته اند که با او کار می کنند.
یکی از دوستان دیروز آمده بود پای گپ و گفتی گوگلانه و می پرسید که چه کنیم با انتخابات؟ گفتم: چه را چه کنید؟ گفت، فلانی مطلبی نوشته که
- به کسی رای می دهیم که بی عرضه باشد
- به کسی رای می دهیم که دائم حرفش را عوض کند.
- به کسی رای می دهیم که موقعی که قدرت داشته جرات حرف زدن نداشته.
- به کسی رای می دهیم که حرف و عملش یکی نیست و .....
و آخرش نتیجه گرفته که چنین کسی قهرمان ما نیست
و می پرسید " این رفیق شما منظورش چیست؟"گفتم: اولا با این مشخصاتی که اعلام کرده، احتمالا می خواهد برای خودش رای جمع کند و از طرف دیگر راست می گوید. چون من هم حاضر نیستم آدم ملاحظه کاری مثل خاتمی را به عنوان قهرمان خودم انتخاب کنم. ولی، مگر انتخابات برای قهرمانی کشور است؟
گفت: نه، ولی خاتمی هزار تا عیب دارد.
گفتم: خاتمی هزار عیب که داشته باشد یک حسن دارد و آن اینکه از همه آنها که امکان انتخاب شان ممکن است بهتر است، گیریم از آنهایی که انتخاب شان ممکن نیست بهتر نباشد، من می خواهم رئیس جمهور انتخاب کنم.
گفت: اگر آمد و شد مثل همان هشت سال چه کنیم؟
گفتم: شما را نمی دانم، ولی من اگر مثل آن هشت سال خاتمی بشود دیگر هیچ غصه ای تا آخر عمرم ندارم، حداقل یک ماه جشن می گیرم.
گفت: ولی آیا خاتمی واقعا به دموکراسی اعتقاد دارد؟
گفتم: نسبی است، اگر به نسبت واسلاوهاول و بیل کلینتون ببینی نه، قطعا آن نیست که می خواهی، ولی خاتمی از نظر اعتقاد به دموکراسی و آزادی از معدل متوسط سیاستمداران و مردم ایران، بهتر است.
گفت: به نظر تو عبدالله نوری بهتر نیست؟
گفتم: عبدالله نوری خوب است، ولی نه بهتر از خاتمی، نوری اولا ممکن نیست، ثانیا مردم به او رای نمی دهند چون نمی شناسند، ثالثا تائید صلاحیت نمی شود.
گفت: حالا از کجا می دانی که خاتمی رای می آورد.
گفتم: نمی دانم، امیدوارم، و به همت خودم هم ایمان دارم. من تا روز انتخاب خاتمی برایش کار خواهم کرد، هزار هزار تا مثل من هستند، ما خاتمی را رئیس جمهور می کنیم.
گفت: حالا از کجا مردم به او رای بدهند؟
گفتم: ده دوازده میلیون نفر از ترس احمدی نژاد به خاتمی رای می دهند. پانزده میلیون نفری هم بخاطر خودش رای می دهند، کافی است.
گفت: این پیش بینی را از کجا آوردی؟
گفتم: اسمش پیش بینی نیست، رجزخوانی است.
گفت: مگر جنگ است که رجزخوانی می کنی؟
گفتم: دقیقا جنگ است، بزرگترین جنگ این بیست سال گذشته. یک جنگ واقعی.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/565
آره خاتمی اومد که هشت ساله دیگه مردمو بذاره سر کار
ولی ایندفعه رو کور خواندید .
این تو بمیری از اون تو بمیریها نیست.
ایندفعه وضع اربابت خیلی خرابه!!
عوض اش وضع ارباب شما خوبه، حالی می کنید
همیشه شعبون یه بار هم رمضون
ابراهیم نبوی
Posted by: mitra at February 28, 2009 11:16 PM
روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم. با زن، شش فرزند قد و نیم قد، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک مخروبه زندگی می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند. این اتاق آنقدر کوچک است که شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از درگاه بیرون می ماند.. دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست... پیش تو، که مقرب درگاه خدا هستی، آمده ام تا نزد او شفاعت کنی که گشایشی در وضع من و خانواده ام حاصل شود.
آخوند پرسید:
از مال دنیا چه داری؟
روستایی گفت:
همه دار و ندارم یک گاو، یک خر، دو بز، سه گوسفند، چهار مرغ و یک خروس است.
آخوند گفت:
من به یک شرط به تو کمک می کنم و آن این است که قول بدهی هرچه گفتم انجام بدهی.
روستایی که چاره ای نداشت، ناگزیر شرط را پذیرفت و قول داد.
آخوند گفت:
امشب وقتی خواستید بخوابید باید گاو را هم به داخل اتاق ببری. روستایی برآشفت که: آملا، من به تو گفتم که اتاق آنقدر کوچک است که حتی من و خانواده ام نیز در آن جا نمی گیریم. تو چگونه می خواهی که گاو را هم به اتاق ببرم؟!
آخوند گفت: فراموش نکن که قول داده ای هر چه گفتم انجام دهی وگرنه نباید از من انتظار کمک داشته باشی.
صبح روز بعد، روستایی پریشان و نزار نزد آخوند رفت و گفت: دیشب هیچ یک از ما نتوانستیم بخوابیم. سر و صدا و لگداندازی گاو خواب را به چشم همه ما حرام کرد.
آخوند یکبار دیگر قول روستایی را به او یادآوری کرد و گفت:
امشب علاوه بر گاو، باید خر را نیز به داخل اتاق ببری.
چند روز به این ترتیب گذشت و هر بار که روستایی برای شکایت از وضع خود نزد آخوند می رفت، او دستور می داد که یکی دیگر از حیوانات را نیز به داخل اتاق ببرد تا این که همه حیوانات هم خانه روستایی و خانواده اش شدند! روز آخر روستایی با چشمانی گود افتاده، سراپای زخمی و لباس پاره نزد آخوند رفت و گفت که واقعا ادامه این وضع برایش امکان پذیر نیست!
آخوند دستی به ریش خود کشید و گفت: دوره سختی ها به پایان رسیده و به زودی گشایشی که می خواستی حاصل خواهد شد. پس از آن به روستایی گفت که شب گاو را از اتاق بیرون بگذارد!
ماجرا در جهت معکوس تکرار شد و هر روز که روستایی نزد آخوند می رفت، این یک به او می گفت که یکی دیگر از حیوانات را از اتاق خارج کند تا این که آخرین حیوان، خروس نیز بیرون گذاشته شد.
روز بعد وقتی روستایی نزد آخوند رفت، آخوند از وضع او سئوال کرد و روستایی گفت: خدا عمرت را دراز کند آملا، پس از مدتها، دیشب خواب راحتی کردیم. به راستی نمی دانم به چه زبانی از تو تشکر کنم. آه که چه راحت شدیم"!
این هم بد نیست بدانید که الانه از این داستان بعنوان تمثیلی از آمدن خاتمی یاد می کنند لابد می گید ربطش چیه؟من نمی گما می گن
زندگی سرشار از فقر روستایی: دوره ی قبل از احمدی نژاد
دوره ی زندگی با حیوانات: زمان احمدی نژاد
آخوند: کسی که احمدی نژاد را روی کار آورد تا مردم را به وضع نکبت بار عادت دهد، تا پس از آن با الم کردن خاتمی مردم را بیش از گذشته به صحن انتخابات بگشاند. مردم ایران از احمدی نژاد چنان خسته شده اند که تاریخ را فراموش کرده اند. فقط می خواهند به هر قیمتی از شر او خلاص شوند. این برگ نجات بخش همان خاتمی است. اما مردم نمی دانند که دوباره می خواهند حماقت جدیدی .......
البته من خودم این حرف ها رو نمی زنم ولی همه ما نتیجه رای ندادن رو دیدم اگرچه تبدیل به یه ابرقدرت قلدر و پرو و باج بگیر شدیم و این خودش کم نیست ولی باید پذیرفت که نظام عوض شدنی نیست به این زودی ها ولی تغییر پذیر است و این ممکن نیست مگه اینکه خواسته بشه و نمیشه کنار نشست و انتظار کشید که .................همین ولش!!!
من می دونم که شما این حرف ها رو نمی زنی، ولی می خواستم به کسی که این حرف ها رو می زنه بگی که این ملت اگر نخواد انقلاب کنه، یا نتونه انقلاب کنه، یا اصولا اون جوری که شما می گی احساس نکنه، باید انتخاب کنه بین دو وضع واقعی. احمدی نژاد و خاتمی. شما می گین که بهتره مردم تحت فشار احمدی نژاد باشند که بعدا اون وقت چی بشه؟
خواهش می کنم یک کم واقعی، زمینی، بدون برنامه های خونین حرف بزنید
ابراهیم نبوی
Posted by: pantea at February 25, 2009 09:40 PM
من فقط اين رو مي دونم كه هر كاري كه شما مي كنيد خوب است
و بسيار ديدگاه خوبي داريد
من هم با تمام توان از خاتمي پشتيباني مي كنم
Posted by: سارا at February 24, 2009 12:00 PM
سلام از مقاله تان واقعاًلذت بردم باتوجه به مشکلات دسترسی به سایت شما لطفاً مطالبتان را برایم ایمیل کنید. با تشکر فراوان
Posted by: mahtab at February 22, 2009 12:06 PM
سلام - توضیحی برای جوابیه شما فرستادم که چون تایید ارسال نگرفتم مجددا خلاصه می نویسم . فرمودید فحاشی نکنید که احتمالا منظورتان ضرب المثل بسیار پر مصرف " خرهمان خراست فقط پالون عوض می شود" . دوم اینکه من سالی 6 ماه را درایران زندگی می کنم و بارها بی احترامیهای آموزش دیده گان دون پایه و عالی رتبه حکومت را در زندگی روزمره تجربه کرده ام که یادگرفتند آنها به دلیل مسلمان تر بودن به تشخیص خود می توانند به مردمی که چون آنها فکرنمی کنند هر گونه بی حرمتی بکنندو این همان چیزیست که هر آخوندی به آن معتقد است و مطلب آخر اینکه آن جمله را من دریک مقاله روانشناسی در اینترنت خواندم و اطلاعات دینیم اجازه نمی داد بفهمم که آن مقاله جمله حضرت علی را دزدیده و تفسیر کرده. به هر حال از توضیحتان سپاسگزارم.
Posted by: mitra at February 21, 2009 09:54 AM
دست مریزاد سید
این بزرگترین جنگ 20 سال نیست. بزرگترین جنگ 100 سال شاید باشه. این انتخابات رفراندوم رهبری و تاریخ استبداد هست. شاید اینبار "صدای اصلاح مردم شنوده شود" امیدواریم که دیر نشده باشد.
تذکر: با نوری یا دیگران بهتر از این باش که الان هستی. هرچه تعدد کاندیدای اصلاحطلب و یا ضد رهبر (بله دقیقا منظورم ضد رهبره) بیشتر بشه بهتره به شرطی که: این کاندیداها قبل از انتخابات و بعد از اینکه در سراسر کشوز عده ای رو به طرفداری از خود ترغیب کردند به نفع پر طرفدارترین یا "پرقدرت ترین" کنار برن. شما یه جوری ننویس که در این بین فقط خاتمی رو باید حمایت کرد؛ اونوقت اگه خاتمی به دلایلی به نفع کسی مثل موسوی یا کرباسچی کنار رفت مجبوری بگی از این کاندیدای دیگه حمایت می کنی, اونوقت اثرگذاری مطلبت به نظر من کمتر میشه.
موفق باشی
حرف درستی است. چشم.
ابراهیم نبوی
Posted by: امین at February 21, 2009 12:35 AM
آقا یک مطلب دلچسب در مورد سخنان احمدی نژاد بنویسید که اوضاع امروز و دیروز را مقایسه می کرد و گفت:« ما امروز واردات بیمار داریم!؟!»
Posted by: a at February 21, 2009 12:25 AM
وعده وصلم به فردا آن پری پیکر دهد
باز می ترسم که فردا وعده دیگر دهد
استوار باشید ملت ایران.
این مشق دموکراسی است .
حتی آمدن احمدی نژاد در دور پیش.
بگذارید همه تمرین کنیم
Posted by: Amir at February 20, 2009 11:06 PM
سلام آقای نبوی عزیز؛
من یک نسل سومی هستم که اولین بار به آقای خاتمی رای دادم و دومین بار هم همین طور (در تمام انتخابات ها شرکت کردم و به اصلاح طلبان رای دادم) و برای بار سوم هم به آقای خاتمی رای می دم.
دلیل این کار من اینه که من به انقلاب ها اعتقاد ندارم، انقلاب فرزندان خودشه رو فدا می کنه و همیشه از آرمان های اصلی خودش منحرف می شه و همین طور اینکه پیشرفت و استقرار دمکراسی در مملکتی که دیکتاتوری در سطوح مختلف آن از حکومت تا خانواده نهادینه شده، یک شبه اتفاق نمی افته و زمان می بره و یکی از نیاز های اصلی یک دمکراسی پایدار، بالا بودن فرهنگ و سطح دانش هست که باید در کشور ما رشد کنه تا جامعه به مرحله دمکراسی خواهی برسه.
باید بارها مردم دمکراسی نسبی و عدم دمکراسی رو ببینن تا قدرت تشخیص در اونا به وجود بیاد.
باید مردم افراد متفکر و نسبتا کاردان و همچنین افراد بی لیاقت رو ببینن تا فرق بین اونا رو متوجه بشن.
مردم باید بدونن تاثیر یک رئیس جمهور که در جهان حسن شهرت داره با یک رئیس جمهور که سوء شهرت داره بر تک تک اونا چیه.
مردم ما باید بدونن رای دادن از مصادیق دمکراسی هست و رای ندادن هیچ فایده ای برای خودشون نداره.
و در آخر اینکه هیچ خارجی به فکر اونا نیست و در تمام این جهان فقط خودشون هستن که باید به فکر خودشون باشن و هیچ کسی دست اونا رو برای پیشرفت نمی گیره (مگر اینکه برای خودش بیشتر سود داشته باشه) و با مهاجرت هم مشکلاتشون حل نمی شه ، فقط شکلش عوض می شه.
Posted by: سیاوش at February 20, 2009 04:50 PM
بازم این فاطی رج..ی اشتباهی قرص ....شوهرش بجای قرص اعصاب... خورده نتیجه اش هم اینه که گیر داده به این و اون بابا یکی به دادش برسهههههههههههه......
Posted by: عادل at February 20, 2009 04:19 PM
یعنی این دفعه لازمه 4 ساعت بکوبم برم DC رای ب�
�م. کاندید نمی شد اعصابم راحت تر بود به خدا.
Posted by: Maryam at February 19, 2009 07:46 PM
I can't write Farci very well,but I'll try as I do feel myself belonging to that land whatsoever...Omidvaram ba residane in bahar bad az 8 sal nahamvari,harfhaye nadorost,amalhaye nadorost va por kineh va oghde,Iran be aramesh va shokoofayi bargarde.Iran ro be oonche manyie tamadon mide yani ehteram be azadyie andisheh va azadyie shakhsi,fahm va darke yekdigari be manaye valaye kalame beresoonid k hichizi badtar az nadani,khafeghan va tahajom nist k darin modat mellate bichareye ma keshidan.
Posted by: D Helen at February 19, 2009 04:02 PM
نظام حاکم بر ایران اصلاح ناپذیر است ممکن است دو دوره یا ده دوره ی دیگر ریاست جمهوری لازم باشد تا ملت به درک این مطلب نایل شونداگرچه به قیمتی گزاف اما شما هم به همین نتیجه خواهید رسید
دو دوره یعنی هشت سال، هشت سال یعنی یک عمر، یعنی شما معتقدید مردم باید هشت سال فقر و فلاکت تحمل کنند تا به آگاهی برسند؟ دوست عزیز! چنین نیست. در سه سال گذشته مردم با شرایط بدتری مواجه بودند، اما به دلیل فقر فرهنگی و محدودیت رسانه ای آگاهی مردم از چهار سال قبل نازل تر شده است. مردم ایران را اگر بیست سال در فقر فرهنگی و خفقان و فقر اقتصادی و استبداد مطلق نگهدارند، ایران می شود کشوری مثل افغانستان، اگر بدتر از آن نشود.
ابراهیم نبوی
Posted by: فرهاد at February 19, 2009 11:07 AM
خاتمي هر چي باشه دزدي نكرد
هر كاري كرد خيانت به روزي مردم نكرد
كاري كه تونست كرد و خدا وكيلي خوب انجام داد
اونهايي كه مخالفش هستن ياد قتلهاي زنجيرهاي بيفتن بد نيست.
اگه بيشتر نتونست خود ما مردم مقصر بوديم انصاف خوب چيزيه.
Posted by: سهراب at February 19, 2009 01:38 AM
من از مقاله شما به عنوان حمایت از خاتمی یاد نمی کنم. من نمی دانم که هنوز چرا عده ای از مردم ایران معنای اصلاحات را نفهمیدند، واقعا نمی دانم و حتی هیچ به تاریخ نمی نگرند آن وقت از آن سووالهای منتقدان خاتمی در ذهن دارند می پرسند.
بگذریم، بگویم سید عزیز ما قصد اصلاحات و بازگشت به آرمان ها را دارد و در آرمانهای ما از دموکراسی غربی صحبتی نیست، اصلا تفکرات آقای خاتمی با بیل کلینتون بسیار متفاوت است و همچنین آزادی در نگاه کلینتون است من نمی دانم چرا جوانان ما قصد شناخت آقای خاتمی و همچنین آرمانهای ایشان که خود به صراحت در 26 آذر در دانشگاه تهران گفتند انقلاب و امام است. نمی خواهند آشنا بشوند و خاتمی را به عنوان یک اصلاحگر و یک برگرداننده بشناسند.
من که نفهمیدم چی گفتید ولی اگر فحش خواهر مادر دادی کوفتت بشه
ابراهیم نبوی
Posted by: amin at February 18, 2009 11:32 PM
سلام آقای نبوی
شما خبر دارید گوگوش آهنگ قدیمی شو به آقای خاتمی تقدیم کرد؟ مثل اینکه گفته در این شرایط بیشتر به درد ایشون می خوره، حالا قراره یه کلیپ درست کنند با تصویر خاتمی و صدای گوگوش که می گه، من آمده ام، وای وای، من آمده ام.......
Posted by: maryam at February 18, 2009 02:26 PM
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید.
دست در دست هم برای اعتلای ایران عزیز 22 خرداد، دوم خردادی دیگر برپا خواهیم نمود.
یا حق
Posted by: صدرا at February 18, 2009 02:02 PM
من تلويزيون نگاه نمي كنم، حتي يك دقيقه در يك سال، همينطور هم ماهواره. روزنامه هم نمي خوانم ولي كتاب زياد مي خوانم البته اون هم نه هر كتابي كه چرند نوشته باشه. چند تا روزنامه اي بود كه وقتي دانشجو بودم و خاتمي رئيس جمهور بود چاپ مي شد و آنها را مطالعه مي كردم ولي آنها هم متأسفانه توقيف شدند. به عبارتي هيچ ارتباط مستقيم با جادوهاي مسموم حافظان نظامي كه مانند زالو به يكديگر پيچيده و خون هم را مي خورند ندارم. شايد بگوييد كه اشتباه مي كنيد و بايد از امورات آگاه باشيد ولي شغل من نقد نيست و منتقد هم نيستم كه اين گرداب ها را نقد كنم. وظيفه من آگاه شدن و آگاه ماندن است. آگاهي از طريق تلويزيون، روزنامه، مراسم روزهخواني و مداحي، راهپيمايي، زنجيره مساجد و ... حاصل نميشود.
آگاهي از طريق مطالعه، تفكر، گفتمان و تبادل تجربيات و دانش حاصل مي شود (البته بازهم گفتمان نه با هر كسي و نه در مورد هر گردابي). مطمئناً خاتمي بهترين نيست ولي اينها مواردي بود كه دستاورد دوران خاتمي براي من بود. آگاهي يافتن از روش آگاهي. شايد خاتمي هم از همان "خودشان" است ولي هر چه باشد بهتر از اين نكبت است كه مملكت را همانند خودش به نكبت و مردگي كشانده و روح افسردگي را در كالبد اين مردم دمانده است. وقتي مقايسه مي كنم مي بينم كه خودم و تمام اطرافيانم (به جز آن زالوها و بردگان كور "اژدهاي تو- بايد") آن موقع كيفيت زندگي بسيار بهتري ازحال داشتند. ملتي از ايرانيان كه ايران برايشان مهم است و هنوز ارزشي براي ايران و ايراني بودن قائل هستند همانند شير هميشه خواهند گفت كه "من مي خواهم" تا براي خود زندگي و آزادي بيافرينند. حتي شده از طريق همان "خودشان".
Posted by: Pedram at February 18, 2009 01:04 PM
سلام نبوی جان . میخوام حرفی رو بزنم که خودت می دونی ! آخه بابا خرهمون خره، فقط پالون داره عوض می شه !!اینکه رئیس جمهور کی باشه فرقی نمی کنه .هر کسی که آ سد {.....}بخواد عروسک خیمه شب بازی می شه بعدش هم نخ دست وپاش تو همون یک دست سیدعلی{...}است . واقعا شما باور می کنید که رای ما ارزش داره و تقلب درانتخابات نخواهدشد. کل مملکت داره به دست نیروی غیبی نظامی تحت فرمان سیدعلی اداره می شه.خوب همین ها هم قراره انتخابات رو برگزار کنندو... . توروخدااینقدردنبال مسکن برای درد دندون گندیده نباشید؛ فکر درمان از بن وریشه کنید آخه چقدرخودمون رو گول بزنیم!! نبوی تو یه چیزی بگو شاید من دارم اشتباه می کنم و حق ما همینه!! والبته هر ملتی آنطور زندگی می کند که فکر می کند لیاقتش است وگرنه شرایط خود را تغییر می دهد .(این جمله از من نیست-یک مطلب کاملا علمی با ریشه در روانشناسی اجتماعی است)
دوست عزیز
البته جمله آخری یک مطلب کاملا علمی با ریشه در روانشناسی نیست، بلکه حدیثی است از حضرت علی البته حرف درستی است. من اولا می خوام به شما پیشنهاد کنم که برای ورود به گفتگو، فحاشی نکنید، چون بقیه وقتی فحاشی رو شنیدند شاید رغبتی به شنیدن بقیه حرف نداشته باشند، پس نکنید بهتر است. اما در مورد سووالی که کردی، طبیعی است که اگر من هم مثل تو فکر می کردم از خاتمی کاری ساخته نیست، بی تردید در انتخابات شرکت نمی کردم. اما از نظر من کاری ساخته است، به چند نکته توجه کن:
اول، در مدت بیست سالی که آیت الله خامنه ای رهبر کشور است، سه رئیس جمهور( هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد) دولت را در دست داشتند، در دولت های این سه، سه نوع زندگی وجود داشت، از نظر وضع اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تفاوت میان این سه چنان زیاد بود که من می توانم بگویم انگار دو حکومت بود. و این در حالتی بود که رهبر کشور همین آقای خامنه ای بود. بنابراین قضیه ربطی به آقای خامنه ای ندارد. در زمان خاتمی و رهبری خامنه ای در یک زمانی ما بیست روزنامه آزاد داشتیم، اما در زمان احمدی نژاد و هاشمی و با رهبری خامنه ای، حتی دو روزنامه آزاد نداریم، موضوع به زمان هم مربوط نیست، چون یکی قبل و یکی بعد از خاتمی بود.
دوم، اینکه، تفاوت دو وضعیت ایران، برای کسی که بیرون ایران زندگی می کنه نه حس کردنی است، نه اهمیت داره، اما برای مردم داخل ایران این موضوع یعنی همه چیز.
ابراهیم نبوی
Posted by: mitra at February 18, 2009 10:50 AM
It does not matter who is our president. This country is run my Mr. Khamenie not the president. I do not expect any major changes even if Khatami wins the election. The probel and solution to it is somewhere else
Posted by: Ali at February 17, 2009 07:39 PM
درود
ابراهیم عزیز ،
متاسفانه آنچه نظامهای دیکتاتور را به زیر میکشد ، آنچه جریانات اصلاحی را در جوامع به پیش می برد، تنها منتخبین ملت ها نیستند ، باید که ملتی بخواهد و در راه این خواستن صبر داشته باشد و تلاش نماید .
تنها راه نجات ایران ابراهیم عزیز ، فداکاری اختیاری یک نسل است ، چیزی که من امروز اراده ای از آن در بین ملتم نمی بینم ، به طریق اولی سخنرانی خاتمی نیز در بنیاد باران که در آن سکولاریسم نفی شد و قانون اساسی تایید آب سرد دیگری بود بر آرزوهای من .
شاید ، باید بگذاریم اوضاع انقدر خراب شود تا انگیزه های اصلاحات در نسلی بوجود آید .
سربلند باشید .
دوست من
تنها راه تغییر در ایران، افزایش آگاهی اجتماعی است و تنها راه افزایش آگاهی اجتماعی آزادی است و تنها راه رسیدن به آزادی بهبود شرایط دموکراتیک است. در ایران ما برای تغییر اجتماعی به سی سال وقت نیاز داریم و هیچ حادثه ای نمی تواند زمان را کوتاه تر کند، اما هر چه آزادی کمتری باشد، فاصله ما تا آزادی و آگاهی بیشتر می شود. یکی از دلایل توسعه دموکراسی خواهی و فکر آزادی در ده سال گذشته بازشدن فضای سیاسی و فرهنگی ایران در دوره خاتمی بود که باعث شد تا زنان و جوانان و رسانه ها تا این حد رشد کند و مفاهیمی مثل دموکراسی و حقوق و آزادی مورد توجه قرار بگیرد. راه ما فقط آزادی است.
ابراهیم نبوی
Posted by: آرش at February 17, 2009 03:08 PM
Ebi joon dige maro ham nezarat mikoni?!
comment mano chera inja nazashty. baba damet garm, nemishe inja chizi goft ke khoshet nayad?!
Posted by: Safa at February 17, 2009 12:19 PM
سلام
من فکر می کنم با رای ندادن هیچ چیز درست نمی شه و باز هم خود احمدی نژاد یا یکی مثل او رئیس جمهور خواهد شد. در این 4 سال به اندازه ی کافی به کشور ضرر وارد شده. واقعاً تصورش برای من سخت هست که 4 سال دیگه هم رئیس جمهوری با این طرز تفکر سر کار بیاد. در نظر داشته باشید که ما چه شرکت کنیم و چه شرکت نکنیم ، نظام به راحتی آمار بالای 60% شرکت در انتخابات را اعلام می کند و باز هم صدا و سیما و سایر رسانه های وابسته ، مملو می شه از تبلیغات همیشگی.
می دونم که با اومدن آقای خاتمی ، ایران گلستان نمی شه و همچنان بسیاری از مشکلات فعلی ادامه خواهد داشت. ولی حداقل می تونیم امیدوارم باشیم که کشور وجه ی بهتری در جهان پیدا می کنه و راحت بگم: کمتر آبرومون توی دنیا می ره...
با تشکر
Posted by: یه دوست at February 17, 2009 03:20 AM
آقا نبوی جان! شما اسم من رو روی نظر یکی دیگه نوشتی...که کلی بهت بد وبیراه گفته! اون سهند بدبخت منم که نظر بالایی رو نوشتم, اون احسان هم احتمالا همونیه که فحش داده! اسمامون چرا قاطی شده خدا عالمه;)
Posted by: سهند at February 17, 2009 01:13 AM
نبوی عزیز بعنوان کسی که جدای از عقاید شخصی به خلاقیت و هنری که بخرج می دی علاقه زیادی داره دوست داشتم مثل همیشه تنها به دنبال کردن کارهاتون اکتفا کنم و حتی نظر هم ندم.
اما استاد عزیز یکی از نظرهائیکه شما در پاسخ به بازدید کننده ای داده بودید(یک تفکر در میان اپوزیسیون خارج از کشور وجود داره و اون اینه که همه کسانی که در ایران زندگی می کنند، خائن هستند و مستحق نابود شدن و هر کسی به ایران بره و یا در ایران زندگی کنه یکی از اعضای وزارت اطلاعاته)بنده رو به این وا داشت که بگم: اپوزیسیون خارج از کشور که شما می تونید بنوعی و بنا بر تعریفی یکی از آنها باشید اکثرا چنین نظری رو نداره! و مجاهدین خلق و یا بعضی از تندروها در طیفهای دیگر نمی توانند در یک کلمه به(اپوزیسیون خارج از کشور) خلاصه شوند!
ادامه این مبحث شاید خارج از بحث مطرح شده باشد و بنده در همین حد در ابراز نظر خود اکتفا می کنم و برای شما هنرمند شایسته کشورم آرزوی موفقیت می کنم.
یکی از ویژگیهای من اینه که وقتی عصبانی می شم یک مزخرفی می گم و همون رو می نویسم، بعد از دو ساعت نمی دونم این غلطی رو که کردم چطوری جمع و جور کنم. شما به بزرگی خودت ببخش. این فکر در بعضی جریان های اپوزییون هست، ولی درست می گی اصلا عمومیت نداره
ابراهیم نبوی
Posted by: کریم at February 16, 2009 04:39 PM
سید معذرت می خوام!!
منظورم رو درست متوجه نشدید، البته شاید من منظورم رو خوب بیان نکردم. اصلا منظورم این نبود که شما به آقای خاتمی وابستگی دارید (البته به جز وابستگی عاطفی) و در انتخاب ایشان ذی نفع هستید. برای این که کسی متوجه بشود که شما هیچ گاه به فکر منافع شخصی خود نبودید لازم نیست که حتما مقدمه کتاب گفتگوهای صریح را بخواند. بلکه خواندن 2 خط از مطالب همین سایت کافی است.
Posted by: بابک at February 15, 2009 10:01 PM
اقای نبوی از این نکته که به این دوستمون اشاره کردی ممنونم اگر خاتمی در کنار اردوغان و طالبانی قرار بگیره، جریان تروریسم و بنیادگرایی بشدت در منطقه ضعیف می شه. این نکته مهمی است.
ابراهیم نبوی
من که کاملا از سیاست و سیاست بازی تو ایران مایوسم شاید صرفا به خاطر این یاد آوری شما در انتخابات برای خاتمی شرکت می کنم برای اینکه کاملا تغییرات حاصله در جو سیاسی و فرهنگی هنری و اقتصادی ایران پس از روی کار امدن او را به خاطر دارم و فکر می کنم با شرایطی که ما دست به گریبان بودیم و هستیم در نوع خود پیشرفت بزرگی بود، علی رغم تمامی نا مردمی و سود جویی های بعضی افراد به اصطلاح دوم خردادی و تخریب و سنگ اندازی های مخالفین داخلی خاتمی در زمان ریاست جمهوری اش .حتما به او رای می دهم چرا که فکر می کنم حتی در این گوشه از دنیا نیز اثار وجودی چنین سیاست مدارانی بارز است
علی - مونترال
Posted by: ali at February 15, 2009 09:13 PM
یه نظر بی ربط.آقای نبوی با منوچهر احترامی تو هیچ مجله ای همکار بودین؟اگه آره چه جور آدمی بود؟در کل یه پست هم واسه منوچ مرحوم بنویسین.دمت گرم یا علی.
من در گل آقا با مرحوم احترامی همکار بودم، یک مطلب هم همون روز نوشتم، ولی واقعیتش اینقدر مطلب محمود فرجامی محکم و قوی و انسانی و زیبا بود که من جز اینکه خوندنش رو به دیگران سفارش کنم به نظرم نیومد که کار دیگری بکنم.
ابراهیم نبوی
Posted by: حسین at February 15, 2009 07:34 PM
به به مباركه . چقدم بايد خوشحال باشيم . يك قدم تا ازادي .با عباي شكلاتي ! ستايشگر اقاي لاجوردي ! مبارك . ما كه يادمون نمي ره قربان !
Posted by: كوروش از مشهد at February 15, 2009 06:48 PM
داور جان یا به سجادی یه چیز بگو یا خودم یه کاری میکن باهاش. بابا فقط شر می گه این آدم
Posted by: HiddeN at February 15, 2009 10:09 AM
می دونید اوج ذلت یک ملت کجاست؟؟؟؟
جایی که به پوچ بودن عادت کته
داریم عادت می کنیم! داریم به توی لجنزار زندگی کردن خو می گیریم!!! داریم هر روز پوچ تر می شیم!!
البته که رای من هم "متاسفانه"خاتمی خواهد بود اما این دلیل نمی شه که روی کلمه "متاسفانه" تشدید نزارم!!!
راه گریزی هم هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :( دلم برای ایران می سوزه! برای خودم و بچه هام و نسل های بعد و بعد و بعد....
Posted by: تارا at February 15, 2009 09:36 AM
osoolan ma iraniha , adat darim dar lahazate mohem va sarnevesht saz , be jaye kari keh bayad anjam bedim , roy be bahshaye kalami biarim keh nahayatan be fohshe khahar madar khatm mishe ,masalan 4 sal az daste ahmadinejad bad bakhty keshidim , vali hala keh mitoonim varagh ro bargardoonim, shoroo mikonim be dalilo tojih avordan keh khatami bade ia be andazeyeh kafi khub nist va engar dar yek an yademoon mire che balayi tu in 4 sal saremoon oomade,bavar befarmayid ahmadinejad barayande jameeye mast va baz ham be gorbe(ma mardom)goftan gohet shafast va shoro be naridan kard.
Posted by: amir at February 15, 2009 06:31 AM
سلام بر نبوی عزیز
خبر رو که شنیدم خیلی خوشحال شدم. اما مثل هر کس دیگه ای نگرانیهایی دارم ته دلم. اینکه واقعا اون قدری که ما فکر می کنیم خاتمی عزیز طرفدار داره؟ اختلاف اونقدری هست که امکان تقلب رو کم کنه؟ اگر ریسس جمهور بشه جلوی کارهاش مانع نمتیراشن؟ از طرفی هم حضور آقای کروبی منو نگران کرده! فقط می تونم بگم امیدوارم به بهبود وضع زندگی، به بهبود وجهه جهانی ایران عزیز، به کم شدن تنشهای عصبی و اینها...
متولد سال 66 هستم و طبیعتا از دوران خاتمی، درک ملموسی ندارم. اما مطالعه کردم، پرسیدم و در نهایت نبود خاتمی رو حس کردم. من به خاتمی رای می دم. بی برو برگرد! تا الان 3سال از بهترین دوران عمر من تو دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد تلف شده. دیگه کافیه فکر می کنم. نفس باید بکشیم.
چند شب پیش یک خواب دیدم که برای خودم جالب بود. خواب خاتمی بود. تو یه بیابون نشسته بودم که هیچ ابری نداشت. فقط یک تکه کوچیک سایه بود. خیلی کوچیک. خاتمی داشت میرفت که تو اون سایه هه بشینه گفتم حاج آقا سایه مال شما نیست. شما باید تو آفتاب وایسین!
در نهایت هم باید بگم که جناب نیک آهنگ خودش هم اذعان داره که "عصبانی"ه. امیدوارم هممون بتونیم خوب فکر کنیم و بهتر تصمیم بگیریم. از پخش و پلا و طولانی نوشتن عذر میخوام.
ارسلان. تهران
Posted by: ارسلان at February 14, 2009 09:54 PM
قمار بزرگي داره ميكنه!
Posted by: حن آقا at February 14, 2009 08:38 PM
همگی برای این جنگ آماده ایم البته اگر بگذارند داور جان!
علی جان
جنگ می کنیم که بگذارند. اگر همه چیز درست بود که دیگه جنگ نبود رفیق جان
داور نبوی
Posted by: ali at February 14, 2009 06:28 PM
با کروبی چه کنیم؟!!!؟!؟!؟!
Posted by: ا.م at February 14, 2009 02:12 PM
آقاي نبوي عزيز بچه دبيرستاني بودم كه با يك دنيا آرزو با خاتمي راي دادم با جامعه، به اصطلاح روزنامه خوان شدم بعد به سرم زد خبرنگار بشم كه شدم .حالا بعد 3 سال واندي بدبختي وحسرت ديروز رو خوردن وبه هزار جرم نكرده تحقير شدن از ذوق كانديداتوري خاتمي دارم پر پر مي شم ولي هر چي سايت هاو وبلاگ ها رو زير و رو مي كنم دريغ از يه خط نوشته، نصف خط تحليل دارم از تعجب شاخ درمي آرم.چرا همه سياست خفه خون در پيش گرفتن روزنامه ها هم كه ديگه بدتر .اعتماد كه نعل وارونه مي زنه،اعتماد ملي هم كه براي كنار گذاشتن و خاتمي زدايي با كيهان مسابقه گذاشته كاش ايران بودين ومي ديدين چه شهر فرنگيه. شده يه داستان سر تا پا فكاهي. بابا مثلا 3 ماه ديگه انتخاباته.انگار نه انگار تا همين چند روز پيش جماعت داشتن خودشون رو خفه مي كردن خاتمي بياد حالا كه اومده همه وايسادن و زل زدن به هم ظاهرا هنوز باورشون نشده قضيه جديه.شما بگين چه خبره ؟چرا همه به خواب زمستاني رفتن؟
Posted by: sahar at February 14, 2009 02:00 PM
خاتمی اومد
دستت رو بگیر زیرش نریزه
Posted by: غضنفر at February 14, 2009 01:52 PM
وای به حال جمعی که اندیشمند و متفکرش به آخوند جهت نیل به دموکراسی متوسل می شود. سی سال پیش هم همین اشتباه رو کردین باز هم درس نمی گیرین.
آقای نبوی کدام دین است که جز کشتار و شکنجه و توسعه خرافات ابزار دیگری در جهت نیل به اهدافش انتخاب کرده باشد. حالا خاتمی آخوند و دموکراسی؟
یادته سی سال پیش؟ خمینی سی سال پیش با خاتمی امروز از نظر احساسی چه تفاوت داره؟ حالا هم احساسی می نویسی.
گرچه جان انتشار این مطلب رو نداری ولی خودت می خونیش. ضمنا من هنوز هم از مشتریان مطالب شما هستم.
ببین رفیق جان
ما تا وقتی در حوزه ایران و خاورمیانه و کشورهای اسلامی حرف می زنیم، مجبوریم بپذیریم که دموکراسی باید با دین همزیستی کنه. این اجتناب ناپذیره. مگر اینکه تو بخواهی با بمب اتمی هشتاد درصد مردم ایران رو نابود کنی بعدا بری و هفتاد میلیون نفر از فرانسه بیاری که ملت لائیک ایران رو باهاشون اختراع کنی که تازه اونها هم مذهبی هستند. حرفی که تو می زنی هیچ مبنا و پایه ای نداره. مشکل ما نوع تلقی از دینه، نه اسلام. اگر هم داری می گی دین با دموکراسی سازگار نیست، که تمام دنیای مسیحیت با دموکراسی سازگار شده و تنها کشور یهودی دنیا هم که اسرائیله از نظر من یک کشور دموکراتیکه. از این گذشته، حداقل شصت سال سابقه کشورهای غیر دینی و ضد دینی مثل کشورهای سوسیالیست و کمونیست و تقریبا تمام کشورهای بودائی می گه که عمیق ترین نوع دیکتاتوری در همین کشورهای غیردینی و غیر مسیحی و مسلمان و یهودی مثل چین بوده. اگر آقای خمینی دستور قتل 4000 نفر رو داد، استالین که دستور قتل یک و نیم میلیون نفر رو داد.
به نظرم داری اشتباه می ری. در حال حاضر اندیشه ناسازگاری دین و دموکراسی برای دنیای اسلام فقط یک راه برای توسعه تروریسمه و شعار اصلی تروریست ها در دنیای اسلام ناسازگاری دین و دموکراسی است. ما برای نجات کشورهای اسلامی باید به توسعه دموکراسی در این کشورها کمک کنیم. البته یک راه دیگه هم وجود داره که اون مسلمون کشی است که من زیاد باهاش موافق نیستم، چون فکر می کنم تعدادشون زیاده و ما رو می کشند!!!.
من عمیقا معتقدم آقای خاتمی و بسیاری از روحانیونی که من اصلا به تفکر دینی اونها اعتقاد ندارم، از بخش اعظم روشنفکران لائیک ما دموکرات ترند. از همه اینها گذشته من از خاتمی به عنوان آدم دموکرات دفاع نمی کنم، من از خاتمی به عنوان رئیس جمهور در مقابل چهار تای دیگه دفاع می کنم. به من پاسخ بده که آیا معنی حرف تو غیر از اینه که ما بخاطر دموکراسی به خاتمی رای ندیم که احمدی نژاد که بیشتر دموکراسی رو از بین می بره بمونه، این چه دفاعی از دموکراسی است که منجر به دیکتاتوری بیشتر می شه.
ابراهیم نبوی
Posted by: hamid at February 14, 2009 01:22 PM
salam aghaye Nabavi
kaste nabashi ma bia va dast az sare ma bardar va bezar hamin ahmadinejad entekhab beshe chon: 1-khane az paybast viarn ast khaje dar fekre naghshe eyvan ast 2-sage zard baradare shoghal 3-dar jahnam marhaei hast ke adam az tarse nisheshoon be aghrab panah mibare.
be jaye khatami az ghardade nefto gaze beyne IRAN va hendo paketan harf bezan.
ba hameye ina khatami in bar 30 milion raay miare
gerye kon sarzamine mahboobe man gerye kon
Posted by: Mehdi at February 14, 2009 10:45 AM
ملت بی سر و پا ، دولت بی سر و پا ! هر ملتی شایسته دولت خویش است.
من به احمدی نژاد رای میدهم زیرا ما شایسته بهتر از او نیستیم. ملتی که نخبگانش را می کشد و نخاله هایش را می پرورد. ملتی که خودش را به فاتحینش می فروشد و به فرزندش نام «غلام» (حسین و حسن و علی و ....) می دهد ، شایسته احترام نیست. کمی فکر کنیم: اگر به ما بگویند که چینی ها به فرزاندشان نام غلام (ویتنامی و کامبوجی و ژاپنی و ...) می دهند ، آیا موجب تمسخر ما میشود یا احترام؟ اما ما مردم غیور و رفیق باز غلام{...} می شویم و به آن افتخار می کنیم.
بله ، من ایرانیم : آیینم ریا و ذینم پول است. احمدی نژاد هر دو را دارد. او یک ایرانی واقعی و به تمام معنی است. من به او رای می دهم تا کشورم به آنچه شایسته است برسد: یک رییس دروغگو ، منبری و بی پرنسیپ (کاملا مانند خودم).
اتفاقا خوب کاری می کنید، شما به کسی که مثل خودتان است رای می دهید و ما هم به کسی که .... فکر می کنیم بهتر است.
ابراهیم نبوی
Posted by: Kamjoo Rizbin at February 14, 2009 05:44 AM
aghaye nabavi salam .man chetori mitoonam in matalebo baraye doostanam befrestam
برای من ای میل بزن تا برات مطلب رو بفرستم
Posted by: parastoo at February 14, 2009 02:19 AM
حاضر نیستم بهایی رو که 76 پرداختم دوباره بپردازم، اما هر کاری از دستم بر بیاد می کنم خاتمی بیاد.
Posted by: nima at February 14, 2009 02:05 AM
من هر کاری از دستم بر بیاد می خوام بره انتخاب شدنش انجام بدم.
ولی یکی بیاد به ما خط بده, بگه چیکار باید بکنیم که بتونیم بیشتر از خونواده و فامیل تاثیر بگذاریم. بریم وبلاگ بنویسیم؟ انجمن درست کنیم؟ کاش یکی بود به انرژی ما جهت می داد.
Posted by: حسام at February 14, 2009 12:53 AM
نبوی جان! خدا خیرت بده . یه جوری ما رو هم حمایت کن قربون دستت . ضمن اینکه از این مطلب شما و هر مطلبی که در مورد خاتمی بنویسی توی وبلاگمون حمایت می کنیم. قبولت دارم و یه چیز رو واقعا بهت می گم داور جان :
من به واسطه ی حرفای خوبت ، نظرم کلا در مورد انتخابات عوض شده و حالا دارم هم جهت با شما و دیگر دوستانی که منطقی هستن تلاش می کنم. به این امید که مردممون هم حمایت کنن و از این جو زدگی بیان بیرون.
فدای تو. جیررررررررجیررررررررر... یا همون ماچ ماچ!! یه سری هم به وبلاگمون بزنی خوشحال می شیم :
http://newobject.blogfa.com
قدی بر فراز دیوارهای شهر
ما تنها نیستیم.
Posted by: جیرجیرک at February 13, 2009 11:19 PM
آقای نبوی
بین کرباسچی و خاتمی، شما به کی رای می دی؟
معلومه به کرباسچی
حتی اگر ممکن بود که مهاجرانی بیاد به مهاجرانی
ولی اولا اونها رد صلاحیت می شن، ثانیا رای نمی آرن جلوی احمدی نژاد
البته الآن هم احمدی نژاد رو نباید دست کم گرفت. با پولی که برای سفرهای استانی و هزینه کمک های بی دلیل مستقیم برای تشویق کنندگان احمدی نژاد در این چهار سال داده شده، در آمریکا حداقل بیست تا رئیس جمهور انتخاب می شه
چی سووال کردی، چی جواب دادم
ابراهیم نبوی
Posted by: Hasti at February 13, 2009 10:05 PM
ابی خان!
بالاترین که نیست، جایی دیگه هم نیست که بروبکس جمع بشن و خبر دار بشن که سید چه آدمی یه، آقا، حداقل تو اینجا هر روز بنویس، کسایی که می آن اینجا مطالب تو رو می خونن از الیت هستند و می تونن هر کدوم شون نظر دهها نفر رو برگردونن.
الآن وقت حال و حول تنبلی نیست، لیوان آبجوتو بعدا بزن بالا. الآن فقط بنویس!
ای ول به ول ات وولی به وولت داور جون!
Posted by: Safa at February 13, 2009 04:37 PM
فکر کنم همه ایرانی ها در طی این چهار سال از دست کارهای دور از شأن یک رییس جمهور دچار افسردگی شده بودند حالا با آمدن خاتمی یک جانی گرفتند می دانید خارجی ها از من چه می پرسند:
Is your monkey president crazy
چه پاسخی بدهم که نه چهره این رییس جمهور به آدمیان می ماند نه رفتارش
Posted by: monkeypresident at February 13, 2009 11:23 AM
گذشته از مسائل سیاسی ، من میخوام یه جور دیگه به انتخابات نگاه کنم...امروز به دوستام می گفتم که انجام ندادن بعضی کارها به طور مشخص از انجام دادنشون راحت تره مثلا جنگ نکردن که راحتتر از جنگ کردنه... خندیدند بهم که چرا حرفای بدیهی می زنی؟! اما واقعا آدما اصلا این اصل بدیهی رو درک نمی کنند و رعایت نمی کنند...
فکر می کنم که این برای همه بدیهیه که خاتمی رئیس جمهور باشه، همه چیز برای همه (تاکید می کنم برای همه)راحتتره...حالا من نمی دونم چرا بعضیها می خواهند هی گزینه های سختی مثل آقای نوری یا تحریم انتخابات رو مطرح کنند... از همه چیز که بگذریم (مسائل سیاسی اقتصادی غیره)، فکر می کنم رای دادن به خاتمی حداقل مینیمایز کردن فشار روانی رو تضمین می کنه...تصور کن چقدر باید زجر بکشیم که آیا آقای نوری تایید می شه یا نه؟ رای می آره یا نه؟ انتخاباتو تحریم کنیم، هی باید جوش بزنیم که بقیه به کی رای می دند؟ احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور می شه یا نه؟ آخه مگه مجبوریم؟
تعجب من از این اصولگرایانه که اینهمه دارند به خودشون و مردم فشار می ارند که روی سخت ترین گزینه یعنی احمدی نژاد توافق کنند! احمدی نژادی که حتی اونا رو هم آدم حساب نمی کنه...البته از منظر گفتمان قدرت این حرکت بدیهیه ولی جالبه که اون اصل بدیهی رو نقض می کنه!!
من از خاتمی تشکر می کنم که با اومدنش زندگی رو برام راحتتر کرد...صبح انتخابات می رم با خیال راحت رایمو می دم و بعدش می رم دنبال زندگیم...
Posted by: esi at February 13, 2009 08:14 AM
نبوی عزیز که من هر روز عادت دارم بعد از صبحانه خوردن برای گرفتن انرزی حتما مقاله ها ی به روز شما را بخوانم...و..همیشه خدا را سپاس می گویم که طنز نویسی همچون تو ..نه همچون ماست( البته به قول خودت)!! خدا به ما عطا کرد..که قلمش حرف نداره!!!!
خوب حالا ..بریم سر انتخابات....اگر رفسنجانی و یا کروبی و یا لاریجانی ..و..هم با خاتمی کاندید شدند..کدام بهترند...اصولا خط قرمز شما برای رای دادن چیست استاد بزرگ و خداوندگار طنز ؟؟؟؟
جدی فکر نمی کنید رفسنجانی برندگی بیشتری داره...جیباشم که قبلا پر کرده ..به اندازه کافی!!!....یا کروبی خوب می تونه از پس این هم لباسهاش بر بیاد؟؟؟؟
تو بد چاله ای افتادیم.....به هر حال من معتقدم ..تحریم انتخابات یک خیانته به سرنوشت خودمون و کشورمون....در این شرایط...باید رای داد...
ولی جدی اقای نبوی دوست دارم کامنتم بی جواب از طرف شما نمونه.
Posted by: نادی at February 13, 2009 06:20 AM
سلام! آقا ما عجب ملت کمال طلبی هستیم! ازما بپرسید تو این قحط الرجال مصداق این آدم کامل خیالی که به درد مون می خوره و تر سو نیست و می تونه کن فیکون کنه کیه که به خاتمی ایراد می گیریم که چنین است و چنان است؟ آقای نبوی ترم تحصیلی داره شروع می شه به نظر شما چطور این نسل چهارمی های بی اعتنا رو نسبت به قضایا علاقمند کنیم اونهم با این موش های دیوار کلاس ها؟
Posted by: m at February 13, 2009 04:12 AM
دانشجویان که در آخرین ۱۶ آذری که دیکتاتور خاتمی روی کار بود تکلیفشان را با ایشان روشن کردند. "خاتمی پینوشه رایمون کوفتت بشه" ایشان هم در جواب گفتند "آدم باشید." دیگر نسل جوان گول فرد فریبکار و آدمکشی مانند خاتمی شیاد را نمی خورند.
Posted by: نیما آریا at February 13, 2009 03:26 AM
اصلاحات مرد، زنده باد انقلاب
راست می گین
بخصوص که این روزها سالگرد انقلابه و یادش می افتیم
ابراهیم نبوی
Posted by: Ali Geramifard at February 12, 2009 11:29 PM
سلام سید خسته نباشی. یه سوال داشتم. در این که آقای خاتمی از احمدی نژاد خیلی بهتره هیچ شکی نیست. ولی می خواستم بدنم شما به عنوان نویسنده ای که در زمان ایشان به اوج شهرت رسیدید و در همه حال از ایشان دفاع می کردید و البته در زمان ایشان 3 بار به زندان رفتید و بار آخر شما رو به اتهام توطئه علیه نظام مجبور به توبه کردند، چطور هنوز هم او را بهترین گزینه ریاست جمهوری می دانید؟ به جرات می تونم بگم علاقه شما در این لحظه به آقای خاتمی همون اندازه است که زمانی که در فرودگاه جده برای ایشون تبلیغ می کردید. البته همین سوال رو از آقای جلایی پور و آقای شمس الواعظین داشتم که مسلما باید از خودشون بپرسم. البته اگه بهشون دست رسی داشتم
دوست عزیز
من در اون دوره هنوز نمی فهمیدم خاتمی چه جواهر کمیاب و چه گوهر گرانبهایی است و تا چه میزان وجود ایشون می تونه به کشور ما کمک بکنه. الآن بعد از همه رنج ها و دشواری ها و در حالی که هیچ نیازی به خاتمی ندارم، معتقدم خاتمی نه تنها انتخاب بهتر هست، بلکه یکی از مهم ترین راههای نجات پیش پای جهان هست. اگر خاتمی در کنار اردوغان و طالبانی قرار بگیره، جریان تروریسم و بنیادگرایی بشدت در منطقه ضعیف می شه. این نکته مهمی است.
ابراهیم نبوی
Posted by: بابک at February 12, 2009 08:21 PM
درود بر خاتمی
رای ما اینبار انتخاب بین بد و بدتر نیست.
برکشیدن بهترین است.
سربازی خواهم بود برای آرمان تو، آرمان من، آرمان صد ساله ی ملت، آزادی!
Posted by: آریو at February 12, 2009 08:12 PM
تابحال چندین کامنت در مورد موضوعات مختلف نوشته ام ولی هیچ کدام مورد قبول واقع نشده.بنابراین بهتر است اول خودتان را اصلاح کنید بعد به فکر اصلاح جمهوری اسلامی باشید.Good luck
شما هم خوب می شید
من هرگز کامنت ها رو حذف نمی کنم مگر اینکه بطور دقیق فحش باشه و فقط فحش باشه. حتی اگر چیز دیگری غیر از فحش هم داشته باشه، فحش رو حذف می کنم بقیه شو می گذارم. ولی چیزی از شما نیومده حذف شده باشه. در هر حال بهبودی شما را آرزومندم
ابراهیم نبوی
Posted by: رضا-کانادا at February 12, 2009 06:03 PM
damet garm ostad, asan harki be khatami ray nade ....!
Posted by: marjan at February 12, 2009 12:01 PM
جناب آقای نبوی - هموطنان عزیز
ممکن است آقای خاتمی انتظارات خیلی از ما را براورده نکرده باشد. ولی یکبار هم به این انتظارات فکر کنیم و ببینیم با این شرایط ایا این انتظارات معقول است ؟ آیا بهتر نیست به جای رویایی فکر کردن که نتیجه آن شرایط فعلی است اندکی عاقلانه بیاندیشیم؟ یادمان باشد خاتمی با نفت 8 دلاری این کشور را اداره کرد و این همه از نظر اقتصادی توسع داد. بعلاوه دمکراسی در زمان ایشان در تاریخ ایران کم سابقه بود. مگر دمکراسی برای زندگی بهتر نیست؟ چه کسی میتواند ادعا کند که زندگی در دوران احمدی نژاد بهتر بوده است ؟
Posted by: محمد رضا at February 12, 2009 11:50 AM
سلام اقای نبوی من هم از خواننده های قدیمی مطالب شما هسنم.من هم امیدوارم که اقای خاتمی رئیس جمهور بشه و معتقدم که در چهار سال که سهله به یک اشاره میتوان همه چی را خراب کرد ولی برا ی درست کردن و دموکراسی را این شرایط راه طولانی در پیش داریم.کسانی که دنبال تغییر سریع هستن حتما به انقلاب های پی در پی معتقدند. امیدوارم روزی شود که به یک حزب یا دستور کار رای بدهیم نه این که به دیکری بگوییم نه.منظور من اینه که ما انقلاب کردیم که به شاه بگیم نه به اقای خاتمی در دوره اول رای دادیم تا به ناطق بگیم نه و الان هم همینطور
Posted by: ایرانی at February 12, 2009 09:03 AM
بهتر از احمدی نژاد بودن شرط کافی نیست آقای نبوی!
(ضمنآ ممنون که کامنتها رو روی وبسایت می ذارید)
Posted by: حمید at February 12, 2009 08:44 AM
Sorry I was wrong about my last comment,I thouth the next comment was under my name, anyway I agree with Vira .
می شه لطفا از این پس یا فارسی بنویسید یا حداقل پینگلیش بنویسید تا آدم بتونه فارسی اش کنه، این حداقل احترامی است که می تونید به دیگران بگذارید
ابراهیم نبوی
Posted by: atena at February 12, 2009 08:21 AM
آقای نبوی سلام،
پس از گذشت سالها، هنوز کارگزاران خاتمی با دلارهای چند ملیونی به کانادا مهاجرت می کنند. روزی که متعاقب کنفرانس برلین در دانشگاه سیمون فریزر ونکوور کانادا به سخنرانی تو گوش می دادم هرگز چنین باوری در ذهنم نمی گنجید. تاریخ باید چند بار تکرار شود و انسان از یک سوراخ چند بار گزیده؟
دوست داشتم به سووال شما پاسخ بدم، ولی باور کن بعد از چهار بار خوندن نفهمیدم منظورتون چیه، اگر برای خوانندگان نوشتید که هیچ، ولی اگر نوشتید من پاسخ بدم، لطفا ترجمه کنید به فارسی که من بفهمم منظورتون چیه
ابراهیم نبوی
Posted by: محمد at February 12, 2009 07:25 AM
Hello Mr. Nabavi this is the last time which I am sending a comment to your site, you compeletly changed my last comment and used my name, the name and the date were correct,but ... apperently we Iranian have a very long way to reach to "Freedom of Speech".
دوست عزیز
من هرگز به کامنت دست نمی زنم و تا در کامنتی فحاشی مشخص نباشه حذف نمی کنم، منتهی به این توجه کنید که نظر شما برخلاف بعضی سایت ها اون نظری است که بالای اسم تون نوشته شده، شما دقت نمی کنید که حداقل یک نظر پائینی رو هم بخونید، من اصلا به نظر کسی دست نمی زنم. بعضی نظرات رو که پینگلیش نوشته شده فارسی می کنم یا ترجمه می کنم. لطفا دقت کنید و اتهام نزنید
ابراهیم نبوی
Posted by: atena at February 12, 2009 06:14 AM
الان که دیگه برای مردم روشن شده که خاتمی از خودشون بوده.
منظورتون از خودشون اوناست؟
واقعا این خودشون تمام دولت های این صد سال رو در دست داشتن
خیلی هم قدرت دارن
هم دولت انگلیس رو اداره می کنن، هم دولت ایران، هم سپاه، هم راست، هم چپ
واقعا خودشون از صهیونیست هم خطرناک ترن
می گن اول انقلاب آقای منتظری رفته بود پیش امام، ازش پرسید: آقا! اینا کی می رن؟....
امام بهش گفت: اینا که خودمونیم
البته من با شما موافقم، باید مواظب خودشون باشیم
ابراهیم نبوی
Posted by: شهرزاد دنیأی at February 12, 2009 04:27 AM
بعله. ولی فقیه و سپاه پاسداران هم با شما هم عقیده اند.
Posted by: ایرج at February 12, 2009 02:57 AM
طفلک خاتمی
بهترین دولت ایران پس از 28 مرداد را به وجود آورد و هزار و یک کار برای این مملکت کرد ،آن وقت نود و هشت درصد مردم(یعنی همان درصدی از ایرانی ها که با اخلاص به جمهوری اسلامی آری گفتند.)فقط آن ده تا کاری که خاتمی نکرد یادشان است.
انشاءا...احمدی نژاد رییس جمهور بماند تا به همه وعده هایش عمل کند.
(راستی بزرگترین مشکل ریاست جمهوری نوری این است که نوری نمی خواهد کاندیدا شود.)
Posted by: payam at February 12, 2009 02:49 AM
ما خاتمی را رییس جمهور نمی کنیم, ما باید خاتمی را رییس جمهور کنیم. اقای نبوی امیدمان به هم ی شماست که در راه اصلاحات از روح و جان خود گذاشته اید به امید آنکه آنان که از هشت سال خاتمی به بدی یاد می کنند, بدانند که به شما به مسعود بهنود به سعید حجاریان مدیونند
Posted by: کتایون at February 12, 2009 02:28 AM
نمیدونم مراسم تحلیف اباما رو دیدید یا نه. جدا لذت بردم. این آمریکایی که این همه مرگ برش می فرستید عجب مردم با فرهنگی داره. رییس جمهور انتخاب کردند بعد حداقل 2 میلیون نفر برا مراسمش رفتن و ازش استقبال کردند.
ما هم دو بار به خاتمی 25 میلیون رای دادیم اما پشتش نبودیم.
تو این همه بحران هایی که پیش اومد و خاتمی مقابل نظام قرار گرفت هیچ کدوم از اون 25 میلیون صداش در نیومد و در حمایت از خاتمی حرفی نزد.
حالا از اینا بگذریم. بیایید این بار دست به دست هم بدیم و خاتمی رو هر جور شده رئیس جمهور کنیم، اما حداقل این بار قدر عافیتو بدونیم که اگه هیچی نداشتیم و به قول یه عده برامون هیچ کاری نکرد حداقل بهمون سربلندی و اقتدار و افتخار داد.
هرچند برگشتن به اون دوره بسی دشوار است اما با تغییرات امروز دنیا و اومدن یکی مثل اوباما خاتمی میتونه با امریکا هم گفتگوی تمئن ها کنه نه اینکه یه رئیس جمهور چرک و ژولیده بفرستیم واسه مذاکره تا به جای نگرانی برای ملت ایران دغده ذهنیش برادران حذب الله باشه.
دست در دست هم به یاری مردی با عبای شکلاتی.
البته جدیدا عبای آبی می پوشه خیلی هم بیشتر بهش میاد.
زنده باد خاتمی زنده باد استقلال. زنده باد ایران و ایرانی.
Posted by: سعید at February 11, 2009 10:41 PM
یکی به این آقای سجادی بگه خفه شه.وطن فروش.
خودت گفتی دیگه
اوی! سجادی! راست می گه!
ضمنا من نذر دارم سالی یک بار سجادی رو بشورم پهن کنم جلوی آفتاب،
الآن متاسفانه کوپنم پره، گذاشتم واسه بعد،
وگرنه خودم در خدمت تون بودم
ابراهیم نبوی
Posted by: noori at February 11, 2009 09:47 PM
یعنی گه سگ از گه الاغ بهتر است
.>
چقدر این زیبایی که در کلمات اپوزیسیون تحریم کننده هست، انسان رو مجذوب می کنه. آدم واقعا شیفته چنین اندیشه هایی می شه. تو رو خدا مردم رو از خودتون محروم نکنین.
Posted by: لیدا توحیدی فرد at February 11, 2009 07:15 PM
من خیلی نگران هستم که خاتمی رد صلاحیت بشه. این احمدی نژاد و دار و دستش، شرف ندارن، فکر نکنید که اینها روشون نمی شه.
Posted by: خسرو at February 11, 2009 05:13 PM
اميدوارم و سعي مي كنم خاتمي اولين رئيس جمهور 12 ساله و احمدي نژاد، اولين رئيس جمهور 4 ساله باشه. من تو هيچ انتخاباتي تا حالا شركت نكردم و اين اولين بارمه، اونم تو سن 25 سالگي! نه اينكه نتونستم، نخواستم! راهنمايي ميخوام براي شروع كارم، نياز به يه بازو تو ايران نداري؟ بازو كه نه، انگشت كوچيكه هم زياديمونه!
Posted by: مجتبي at February 11, 2009 03:22 PM
منم به خاتمی رای می دم (البته باید تمامی کاندیداها رو دید) اما بین خاتمی و احمدی نژاد خاتمی رو انتخاب خواهم کرد.
ولی خاتمی هم دورانی داره ها. در عین حال که نسبی کار می کنه، کوی دانشگاه و عسگرها میاره که...
بگذریم.
خدا آخر عاقبت ما رو به خیر کنه. هیچ گزینه ای نداریم . آه
اگر همین حالا مثلا خانم شیرین عبادی اعلام کنه که نامزد انتخابات مجلس می شه و دکتر یزدی یا کرباسچی یا مهاجرانی رو به عنوان معاون اجرایی خودش تعیین می کنه من به عبادی رای می دم. من خاتمی رو دوست دارم، ولی مساله نسبی است. ما باید بهترین انتخاب رو بکنیم تا بهترین حالت ممکن برامون اتفاق بیفته.
ابراهیم نبوی
Posted by: احسان at February 11, 2009 01:02 PM
متاسفانه بعضی آدمهایی که حتی جرات امضای یک بیانیه صنفی، در اعتراض به دیرکرد پرداخت حقوقشونو ندارن میان از بیجراتی خاتمی می گن! نکنه میخواستین با سر بره تو شکم حکومت و همه رو داغون کنه؟ هیچ به این فکر میکنید که یک نفر با موقعیت به این خوبی از لحاظ اجتماعی تو ایران و خارج چرا باید بیاد سرپرستی چنین کشور مصیبتزدهای رو قبول کنه؟ اگه نمی خواهید رای بدید و هنوز فکر میکنید شناسنامه سفید کسب افتخاری در مبارزه با دیکتاتوریه لطفا به آدمی که جرات داره و پا می ذاره داخل همچین میدون کثیفی، برای کمی بهبود اوضاع، بد و بیراه نگید. هیچکدوم خاتمی پرست نیستیم ولی خوشبختانه به معجزات غیبی و خارجی و ناگهانی هم اعتقادی نداریم.
Posted by: سهند at February 11, 2009 12:22 PM
بایدم برگردی ایران ...جوش همونو می زنی ..کاسه تون دوباره خالی شده ؟
دوباره رفتی پشت بلندگو؟؟
زنجیر به دست متفکر نویسنده مزدور خائن کلاهبردار
یک تفکر در میان اپوزیسیون خارج از کشور وجود داره و اون اینه که همه کسانی که در ایران زندگی می کنند، خائن هستند و مستحق نابود شدن و هر کسی به ایران بره و یا در ایران زندگی کنه یکی از اعضای وزارت اطلاعاته. متاسفانه بتدریج آدمها به دشمن میهن شون تبدیل می شن بدون اینکه حواس شون باشه. مواظب خودت باش
ابراهیم نبوی
Posted by: dodom at February 11, 2009 12:12 PM
این لینک رو ببین داور جان . شعری است زیبا از دوستمون قالتاق http://donbaleh.com/link/65462
در بهار آزادی : « سهم ملت ایران ٬ در ازای آزادی ......موشک سفیر است این , لای پای آزادی »
Posted by: نسیم at February 11, 2009 12:04 PM
مطلب امروزتو توی روزآنلاین خوندم، ولی بازم نمیتونی حرفاتو راجع به نوری زاده عوض کنی. انگار نمیدونی دشمن منتظر همین مطالبه که بگه اپوزیسیون با هم اختلاف دارند. در ضمن پایگاه اجتماعی نوریزاده از شما خیلی بالاتره پس از این به بعد بیشتر دقت کن
Posted by: رضا at February 11, 2009 10:53 AM
جناب نبوی عزیز و بقیه دوستان
همه می دانیم که 8 سال دوران خاتمی موفق ترین دوران بعد از انقلاب در مقایسه با دوران دولتهای دیگر خصوصا دولت مهرورز بوده است .البته انتقادات بسیاری هم به خاتمی وارد است. برخی دوستان که در خارج از ایران در جای گرم نشسته اند و حکم صادر می کنند باید بدانند که با شعار نمی توان زندگی کرد. اینکه خاتمی دوران حکومت جمهوری اسلامی را بیشتر خواهد کرد و... این حرفها تاریخ مصرفش گذشته و ارزشی ندارد . آیا ما باید زندگی خود و خانواده مان را بدست خود از بین ببریم تا این نظام بدست احمدی نژاد سرنگون شود ؟ !!! - زهی خیال باطل -
این تفکرات احمقانه را کنار بگذاریم . فعلا تنها راه رهایی از فلاکتی که محمود در ایران گسترش داده رای به خاتمی است .تنها راه تغییر در این وضعیت بغرنج حمایت از خاتمی است .اگر کسی راه بهتری سراغ دارد مطرح کند . نتیجه تحریم انتخابات 4 سال بدبختی و حقارت را برای مردم به همراه داشت و احتمالا سالها طول خواهد کشید تا اثرات این دوران پاک و اوضاع به حالت عادی برگردانده شود .اولین گام برای تغییر گفتن نه بزرگ به احمدی نژاد و دار و دسته اش و در راس آن رهبری است .
Posted by: آیدین at February 11, 2009 09:55 AM
صل علی محمد, ممد بی... آمد!
ولی بازم دستت درد نکنه همه نظرات رو می زاری. مثلا من شده 30-40 بار واسه کامران نجف زاده کامنت گداشتم، یکیشو هم ندیدم تو سایتش!
Posted by: حمید at February 11, 2009 06:36 AM
استخری که ماهی نداره قورباقه توش سپهسالاره.
خاتمی سپهسالار آمد.
Posted by: ایرج at February 11, 2009 06:33 AM
من که رای همهٔ خانواده را دارم دورادور جمع میکنم، کاش مثل دوم خرداد هر دانشجو توی خانوادش تاثیر بگذاره
Posted by: dashesy at February 11, 2009 04:28 AM
وقتی سخن از تفاوتهای خاتمی و احمدی نژاد می آید - که فکر نمی کنم نیازی به ذکر آنها باشد - نباید نقش رهبر را در این میان فراموش کنیم. این مشکلی است که با آمدن و رفتن این یا آن رئیس جمهور حل نمی شود. مشکل اصلی ساختار نظام ولایت فقیه و قانون اساسی آن است.
تنها انگیزه من برای رای دادن به خاتمی، افزایش قدرت نهادهای اجتماعی و فشار به حاکمیت برای تغییرات از این طریق است.
Posted by: سهراب at February 11, 2009 04:16 AM
salami cho booye khoshe ahsenaee be hazrate tannaze khodeman jenabe nabavi:
khonak aan ghomar baazi ke bebakht harche budash
benamand hichash ella havase ghomare digar
maghze murche ham ke dashte bashim farghe beine beine ye matarasake aroosak namaye daroon va boroon zeshto bayad ba ye seyede aberu dare jahani tashkhis bedim va az in harfaye sad man ye ghaz ke ba umadane khatami hichi avaz nemishe parhiz konim.meidane vanak budam daste ye dokhtare chardah salaro dota mamure gholchomaghe palid mikeshidan va madaresh faryad mizad ba gerye va eltemas ke agha toro khoda in bache man faghat chardah saleshe va mane bi gheirat mese sad ha nafare dige tuye mashin hamun hatta piade shodam ke begam mardak ruhe ensani jarihe dar mishe to inkaro mikoni heif ke ham un shab parvaz dashtam va hamzaman gheirate in luti haye ghadim ham tuye vojude ma tahsil daraye doctora gerefte nabudo va nist.hala ye niga be un hasht sal dorane khatamie aziz bendaz va az khejalat saremuno bendazim paeen va harkio mitunim razi konim ray bede ke in jamaat natunan az taghalob bahrei ra ke mikhan bebaran.ya ali az seyed madad ke hanuz niomade didin dar tazahorate diruz behesh hamle shod va bayad ba hameye vojud va ghanuni azash defa kard ke in GHOMARE AKHARE DUSTANE KHAREJ VA IRAN NESHIN
Posted by: ghomar baaz at February 11, 2009 01:00 AM
آقا من کهير زدم بس که شنيدم ميگن خاتمی کاری نکرد.... ميدوونيد اگه اين آقا کاری هم نکرده باشه, مملکت رو به فنا نداد... بد ناممون نکرد... پليس هاش هتک هرمتمون نکردن ... در ضمن من يک جسارت از اين آقا ديدم که می ار زه به شهامت تمام آقايون ... خاتمی با جسارت تمام پرونده قتل های زنجيره اي رو فاش کرد.... ديگه چی ميخواين؟ ليونل مسی که نيست بياد همه رو دريبل بزنه گل هم بزنه ، فساد اخلاقی نداشته باشه، در ضمن فوتبال خيلی شرفتمندانه تر از سياست
Posted by: hajarsaiedi at February 11, 2009 12:41 AM
نبوي جان بسيار خوشحالم كه بالاخره يك اصلاح طلب واقعي شدي و به وزير شدن عبدالله نوري در كابينه خاتمي رضايت دادي! برادر جان خدا آن روزي را نيارد
كه كسي وزير خاتمي شود كه سرانجامش اوين است و خاتمي هم اصلا نميگويد عبدالخرت به چنده !! خاتمي حتي يك صدم حمايتي كه احمدي نژاد از كردان كرد از وزيرهايش نكرد. لطفا از اين نفرينها براي نوري نكن بذار اين بيچاره يك كم هوا بخوره! دادش جان دشمنت ايشالله وزير خاتمي بشه.
Posted by: Mina at February 11, 2009 12:26 AM
من توی دهن زیدآبادی می زنم!
من توی دهن نیک آهنگ می زنم!
من رییس جمهور تعیین می کنم!
امام نبوی
بابک جان!
شما با شونزده تا اسم و یک آی پی داری شعارهایی رو به شکل های مختلف می دی. لااقل کمی خلاقیت داشته باش، یا حداقل با یک کامپیوتر دیگه بیا وسط. حداقل همه جا اسم نیک آهنگ رو نیار، ما خودمون دائما به فکر عزیز دلمون هستیم.
Posted by: B at February 10, 2009 08:46 PM
سلام به همه هم میهنان عزیز:
من یکی از اون هایی هستم که از دست احمدی نژاد فرار کردم و امدم غرب.
اما قسم می خورم زیبا ترین و پر معنا ترین لحضات عمرم رو در هشت سال خاتمی تجربه کردم.
یا رب شود که در میکده ها بگشایند ؟؟؟؟
Posted by: ایرانی at February 10, 2009 08:41 PM
سلام
خسته نباشید.
نظرتون در باره سخنرانی آیت الله منتظری در 23 آبان 1376 چیه ؟ (پیشنهاد ایشان به آقای خاتمی ؟)
http://www.amontazeri.com/farsi/dl_goto.asp?id=364
به امید ایرانی بهتر!
Posted by: مهدی at February 10, 2009 08:32 PM
nabavi jon avali bare comment midam. khatereto kheili mikham. khatere khatami ro ham. ama halam be ham mikhore vaghti khatami hey emam emam mikone. hamon emam bod ke dastoore koshtane on adam to sale 67 ro dad va hamon bod ke diktatorie mazhabi ro ja andakht.
تو واقعا فکر می کنی کسانی که می خوان خاتمی بیاد خیلی دوست دارن امام امام کنه؟ من بخاطر اینکه جلوی تفکرات آیت الله خمینی و دیکتاتوری مذهبی گرفته بشه، می گم به خاتمی باید رای بدیم. ما در حال حاضر چهار احتمال داریم که خاتمی از همه بیشتر ما رو از تفکرات دیکتاتوری مذهبی نجات می ده. فرض کن می خوای انتخاب کنی، بین احمدی نژاد، کروبی، میرحسین موسوی، لاریجانی و خاتمی کدوم شون از دیکتاتوری مذهبی بیشتر فاصله داره؟
واقعگرا باش
Posted by: ali at February 10, 2009 08:23 PM
بدبختی اینه که شماها فقط میگید خاتمی. باور کنید به هیچ کس دیگه هم راضی نمی شید. مثلا همین الان هم میگید عبدا.. نوری هم حتی اگه تأیید صلاحیت شه، به خوبی خاتمی نیست.
آخه مرد مومن، چرا یک ذره فکر نمیکنی که برای اینکه احمدی نژاد نشه، لزومی نداره حتمآ خاتمی بیاد. خاتمی هم تفکرات جمهوری اسلامی رو داره. فرقش فقط اینه که مثل احمدی نژاد "هات" نیست. اینجوری هم ملت رو سرکار میزاره، هم جمهوری اسلامی رو به مقاصد تحجر گراش میرسونه. یه مقدار فکر بکن.
تازه، آیا اصلاحات یعنی اینکه برگردیم به هشت سال پیش؟ اصلاحات با خاتمی کندتر میشه.
Posted by: حمید at February 10, 2009 07:50 PM
روح امام شاد که شعار وحدت کلمه اش هنوز توی خونمان است.
زیدآبادی....خفه!
نیک آهنگ....نکش!
غلاف کنید...
نبوی فتوی می دهد!
Posted by: بابک at February 10, 2009 06:36 PM
کامنت دیروز من رو اینجا نگذاشتی، تو سایت .... هم همینطور، اگه بطور منطقی یه انتقادی محترمانه از خاتمی بکنی حتما منتشر نمی کنید. شما اصلاح طلب ها همه تون همینطورین، البته من هم یه زمانی اصلاح طلب بودم، ولی دیگه گول شما رو نمی خورم، ما شماها رو گنده کردیم، حالا بدو بینیم می تونی خاتمی جونت رو رئیس جمهور کنی؟
دوست عزیز
من شرمنده، دیروز کامنت تو خوندم و دقیقا یادم نیست چی بود، ولی به شکل احمقانه ای دیوونه شدم و حذفش کردم. عمیقا ازت عذر می خوام.
ضمنا یک سووال ازت دارم، اگر تو ماها رو گنده کردی، پس چطوری گول مون رو خوردی؟
ابراهیم نبوی
Posted by: korosh at February 10, 2009 06:10 PM
سلام آقا ابرام
امیدوارم دوباره بیای تا همه با هم باز شروع به بازسازی ایرانمون کنبم.
درود بر خاتمی
زنده باد من, زنده باد ما و پاینده باد ایران
Posted by: kamyar at February 10, 2009 05:29 PM
سلام، دَمِتان جیز باد! من نمی خواستم رای بدم، الان دارم وسوسه میشم که برم به خاتمی رای بدم.
دو نقطه تغییر سیستم!
مطمئنا اینقدر روی اطرافیانم نفوذ دارم که اونارو هم متقاعد کنم! خوش باشی!
دو نقطه تبلیغ! دو نقطه رضایت!
Posted by: آرش at February 10, 2009 11:46 AM
جناب آقای نبوی عزیز
من با حوصلاد همه همه کامنت های درج شده در این صفحه را خواندم. دیدگاههای جالبی از سوی موافقین و مخالفین آقای خاتمی درج شده است. نکته ای که کمتر به آن توجه می شود این نکته است که دموکراسی فرایندی زمانبر است. اگر می بینیم موضوعاتی همانند حقوق بشر ، دموکراسی و برابری زنان و مردان در کشورهای غربی نهادینه شده دلیل آن گذشت زمان و تجربه اندوزی مردم این کشورهاست. روزی که امیرکبیر دارالفنون را ساخت ناصرالدین شاه فکر نمی کرد که ساخت یک مدرسه مقدمه تربیت یک نسل روشنفکر و ایجاد تغییرات سیاسی در آینده ایران و برکناری سلسله قاجار باشد و دیدیم که همین کارهای به ظاهر کوچک چه دستاوردهای بزرگی برای ایران داشت. بیائیم منطقی و منصف باشیم. مگر فراموش کرده ایم که تا قبل از ریاست جمهوری آقای خاتمی تعداد روزنامه های کشور از تعداد انگشت های یک دست هم کمتر بود. چرا فکر می کنیم اصلاحات بی نتیجه بوده است. مطمئن باشید در کشورهایی همانند ایران یا باید انقلاب کرد و یا اینکه وارد قدرت شد و روند را اصلاح کرد. در شرایط کنونی تنها راه کمک به نجات ایران ، کمک به افرادی همانند آقای خاتمی است که در یک روند آرام در صدد اصلاح امورند. آنهایی که در خارج از کشور زندگی می کنند بهتر درک می کنند که خاتمی چه آبرویی به ایرانی ها داد که هنوز هم به وی با احترام نگریسته می شود. امیدوارم خاتمی انتخاب اکثریت ملت فهیم ایران باشد. انشاء الله
Posted by: omid namdar at February 10, 2009 11:42 AM
با این مطلبت خراب کردی. بدجور خراب کردی
Posted by: حمید at February 10, 2009 09:33 AM
Aghaye Nabavi, shoma ke ba honarmandaye arsseh sinama ashna hastid, pishnehad bedid faghat ye lipe nim saaate az tanaghozate harfha va amalkarde ahmadinejad va albateh sootiash bessazan, bezaran to youtube va melatam ba MMS pakhshesh konan, az hezarta maghaleh moassertareh,
ghorbaneshoma
Posted by: ali at February 10, 2009 07:50 AM
چقدر ساده اید. فکر میکنید با این همه پاسداری که زمان احمدی نژاد میلیاردر شدند خاتمی میتونه کاری بکنه؟ فقط بدنامی اشتباهات احمدی نژادو بجون می خره. 4 سال بعد باز احمدی نژاد یا یکی بدتر میاد. در ضمن به دانشجوی علامه بگید امیرکبیر دنبال دموکراسی نبود. اصلا این مفهوم در ایران آن زمان معنی نداشت. آدمای بی اطلاع پر مدعا که از ایران و تاریخ ایران ودنیا اطلاع ندارند نظر هم می دن! در مورد اباما هم هنوز شب درازه. روزی که قدر بوش رو بدونند زیاد دور نیست.
Posted by: amir at February 10, 2009 02:31 AM
به دوستانی که مدام می گویند خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری اش کاری نکرد:
1-نه تنها تفاوت زمان هاشمی و او را حس نکرده اند بلکه آنقدر در تخیلاتند یا پوستشان کلفت است که فرق دوران خاتمی با احمدی نژاد هم نمی فهمند.
2-چه استدلال و آلترناتیو معقول برای بهتر شدن وضعیت دارند؟که حداقل 5 درصد قابل اجرا باشد؟
3-هنوز متاسفانه متوجه نیستند که آزادی مفهومی نسبی است نه شعاری مطلق.چطور می شود ره صد ساله را هشت ساله طی کرد؟
4-وجود خاتمی جه زیانی به برنامه های آزادی طلبانه ی شما وارد می کند که مخالفت را وظیفه ی خود می دانید؟یعنی با 4 سال دیگر ریاست احمدی نژاد نظام از هم خواهد پاشید؟؟!!!!و تازه بعد از آن مردمی گرسنه و مشکوک و جنگ زده می خواهند بدون هیچ حزب و صنفی برای ایران آزادی به ارمغان بیاورند؟
5-چند بار انتخابات را تحریم کردید و به این وسیله صدای گروه هم فکر احمدی نژاد به جای مثلا دکتر معین نماینده ی ایرانی شد در هر خبر گزاری و با چه شدتی!وضعیت اسف بار اقتصاد و جامعه مدنی هم معلوم است.
لطفا بفرمایید به چه دستاورد مثبتی رسیده اید؟
شما که از خاتمی انتظار دارید از عملکرد و وعده هایش دفاع کند لطفا شما نیز از نتایج تحریم خود دفاع کنید.
خیلی ممنون
Posted by: حامی خاتمی at February 10, 2009 02:06 AM
آقا من این وسط یه خاطره تعریف کنم به مناسبت سی امین سال ؟خواهر و دختر عمه چهارده سالم میرن تظاهرات بنا بر معمول آن روزها دختر عمه ام چادر رنگی پوشیده بوده که یک آقای کاسب با تشر بهش میگه اگه دیگه با چادر رنگی اومدی نمیذارم بیایی تو راهپیمایی ...!
Posted by: m at February 10, 2009 02:05 AM
I hate the islamic republic and religion in general, but am willing to walk barefoot all the way from Ca to Washington D.C. to vote for him. hes by far the best option we have
واقعا خوشحال شدم این کامنت رو خوندم ،من نمیدونستم میشه تو واشینگتن و در دفتر ایران رای داد حالا حتما از نیو یورک هر جور شده میرم و رای میدم.خیلی احساس بدی داشتم از اینکه نشه رای بدم.
آقای نبوی ممکن خواهش کنم از شما حداقل از بعضی همکارتون مثل نیک آهنگ بخواهید اینقدر مطالب بر ضد خاتمی ننویسن؟
از همه دوستان هم میخوام برای نیکان عزیز کامنت بذاریم و با بحث منطقی نظر اون رو هم برای حمایت از خاتمی جلب کنیم ، با وجود اینهمه مخالفهای خاتمی چه در ایران و چه در خارج از ایران حمایت روزنامه نگرانی مثل نیکان، زیاد آبادی، و... واقعا لازمه.
Posted by: Mehrnoosh at February 10, 2009 01:25 AM
خاتمی منتخب ماست اگر بگذارند
جلوهء گوهر طاهاست اگر بگذارند
اینکه اکنون هدف تهمت نامردان است
مثل غربت زهراست اگر بگذارند
به ادب صحبت از آن نادرهء دوران کن
که سراپای سجایاست اگر بگذارند
مرهم درد وطن کس نگذارد چون او
که طبیب است و مسیحاست اگر بگذارند
جغد تزویر و خرافات گشوده پر و بال
باید این مفسده را کاست اگر بگذارند
آبرو می برد از دین منش بد فهمان
چارهء کار مهیاست اگر بگذارند
مهل اوکتای وطن در کف نادانی چند
باید امروز بپا خاست اگر بگذارند
Posted by: اوکتای at February 10, 2009 01:02 AM
آقای نبوی! این ملت دیازپام خورده ی غیر منطقی که یکهو از خواب می پرند و یک چرندی هم از دهانشان می اندازند بیرون، از دهان گل شما بشنوند!
Posted by: پریسا at February 10, 2009 12:44 AM
مژده ای دل که مسیحا نفسی میاید که ز انفاس خوشش بوی کسی میاید
Posted by: احسان at February 10, 2009 12:28 AM
شرمنده ؛ در کامنت قبلی فکر کردم اسمم رو به جای ویرا نوشتید هامون !
اسمم درسته
آخه سیستم کامنت دونی اینجا یه جوریه که انگاری اسم نویسنده کامنت بالایی مال کامنت پایینیه !
نه ، جان من خودتون دوباره یه نگاهی بندازین !!
اسم کامنت گذار بالایی با کامنت پایینی در یک فضا بین دو خط محصور شدن !
ارادتمند : ویرا !
Posted by: ویرا at February 10, 2009 12:14 AM
سلام استاد نبوی.
خوش حالم که حداقل حسن اومدن سید سوسول و دوست داشتنی ما اینه که با شور و حال دست به قلم بردی.
رای که سهله شما امر کن یه کلیه و 5 لیتر خون هم روش تقدیم میشه.
ببین چه کرده این مموتی.
Posted by: reza at February 10, 2009 12:00 AM
آقای نبوی
کامنت من رو چرا با نام هامون گذاشتید و زیرش یک کامنت دیگه رو با نام من ؟!
ثانیا احمدی نژاد و دار و دسته اش قدرت زندانی کردن کسی رو ندارند بلکه قوه قضاییه است که زندانی می کنه یا آزاد می کنه
حسین هم برای بی حرمتی به خاتمی و دار و دسته اش در زندانه و نه بی حرمتی به انبیا !
( ببخشیدا ؛ شما گفتید احمدی نژاد و دار و دسته اش ، ما هم گفتیم خاتمی و دار و دسته اش )و گرنه بنده اصولا خوش ندارم به کسی توهین کنم .
دوست عزیز
علت دستگیری حسین درخشان به اتهام توهین به ائمه است، من این موضوع رو در مطلبم توضیح دادم. منبع اطلاعات من هم مشخصه.سخنگوی قوه قضائیه این خبر رو اعلام کرد. مطمئنم شما نمی خواهید بگید که سخنگوی قوه قضائیه ای که توسط مرتضوی اداره می شه و در حال حاضر مرتضوی پرونده درخشان رو اداره می کنه، حسین رو به دلیل توهین به خاتمی می گیره، ولی اعلام می کنه که به دلیل اهانت به ائمه گرفته؟ اگر حسین به اتهام اهانت به خاتمی دستگیر شده بود، تا حالا بهش ده تا جایزه داده بودند.
در مورد کامنت شما هم احتمالا پینگلیش نوشتی، وقتی فارسی اش کردم، ترتیب کامنت ها ریخته بهم.
ابراهیم نبوی
Posted by: ویرا at February 9, 2009 11:29 PM
اقای نبوی اولا تبریک میگم ثانیا چکار کنیم که این نیک اهنگ از خر شیطون بیاد پائین من واقعا تعجب میکنم از این طرز فکرش...
Posted by: arash at February 9, 2009 10:50 PM
سلام
خوشحالم از اینکه خاتمی اومد. دیشب 1 ساعت بعد از اومدن خاتمی ، این خبر خبر اصلی تقریبا تمام خبرگزاری های مهم و عمده جهان شد.
و همین یعنی اینکه آمدن خاتمی اشتباه نیست. مثلا کروبی که اعلام حضور کرد در همین ایران تیتر اصلی چند تا روزنامه شد ؟ خبرگزاری های جهان پیش کش.
اما با تمام این تفاسیر احساس می کنم این بار کروبی دشمن شماره یک خاتمی است. زید آبادی هم به نفع کروبی مصاحبه کرد همینطور باقی، مهاجرانی، کدیور و ...
از طنز روزگار جناب کروبی که سال 76 برای دفاع از خاتمی جلوی مصباح ایستاد حالا خودش همان نقش را دارد ایفا می کند.
شاید اگر امثال کروبی و کرباسچی نبودند خاتمی رییس جمهور نمی شد اما اگر خاتمی نبود چه می شد؟ الان وضعیت کروبی چطور بود؟
و در این بین چیزی که باز درک نمی کنم اینکه آدمی مثل زید آبادی از یک سو طرف نوری رو می گیره و بعد از نوری میگه کروبی. از یک طرف کروبی به آنها افراطی می گوید. آنها هم به دسته کروبی می گویند تفریطی
گمان میکنم مابین کروبی و نوری خاتمی باشد! من درک نمیکنم این یعنی چی؟ سئوال اگر دارید بپرسید اما این رویه فکر می کنم آب به آسیاب دشمن ریختن است.
خلاصه اینکه فکر می کنم این بار راه سختی پیش رو هست و سختی هم بیشتر به خاطر یاران شاطری است که بار خاطر شده اند.
زیاد حرف زدم . از یک طرف خوشحال شدم که خاتمی آمده از سوی دیگر اینها را که می بینم ...
تو اما بنویس ما میخوانیم. از این به بعد نوشته هایت را باید بلند خواند.
موفق باشید .
Posted by: امید at February 9, 2009 10:39 PM
چرا برای بالابردن خاتمی توی سر نوری می زنید، مگه کسی 12 سال پیش خاتمی رو می شناخت؟ اون موقع خاتمی سابقه وزارت داشت، درست مثل الآن نوری. در هر حال من یکی از همون دانشجوهای بازی خورده دوم خرداد 76 هستم. هم نسل های من خیلی زود ایشان را شناختند، من دیگه بازی نمی خورم. خوب بودن و خوش فکر بودن لازم است اما کافی نیست، رئیس جمهور باید جربزه داشته باشه.
دوست عزیز
اصولا قصد من این نیست که با جواب دادن به همه کامنت ها ضدحال بزنم که لابلای کامنت ها نظرات مخالف خونده نشه، ولی چون سووال کردین پاسخ می دم. من اصلا با نوری مخالف نیستم، خیلی هم بهش شخصا علاقه دارم و به نظر من اندازه ایشون به اندازه یکی از وزرای کابینه آقای خاتمی است و امیدوارم خاتمی ازش استفاده کنه، منتهی حرف من درست در نقد حرفی است که شما می زنید. این که وقتی ما دوازده سال قبل تجربه خاتمی رو داشتیم و از نظر من تجربه موفقی است، من تجربه واقع شده رو ول نمی کنم، تجربه اتفاق نیفتاده رو انجام بدم. ضمن اینکه احمدی نژاد با میلیاردها دلار هزینه و هفت شبکه تلویزیونی و یک سیستم مغزشویی وارد انتخابات شده، عبدالله نوری رو مردم نمی شناسند، نمی تونه در انتخابات مقابل احمدی نژاد بایسته، ما هم وقت نداریم مثل دون ژوان هفته ای یک نامزد تجربه کنیم، اگر دوباره نکبت احمدی نژاد ادامه پیدا کنه، کشور تا چهار سال دیگه هر تیکه اش حیاط خلوت یکی از همسایگان منطقه است. و نکته آخر اینکه هیچ وقت به این فکر کردی اگر نوری خیلی قاطعه و خیلی خوبه، چرا جناح راست در تمام نشریات و سایت هاش داره از اومدن اون در مقابل خاتمی حمایت می کنه؟
ابراهیم نبوی
Posted by: atena at February 9, 2009 10:25 PM
سلام خدمت اقای نبوی و دوستان طرفدار خاتمی
مگه ما چیز زیادی از رییس جمهور می خوایم.
ما می خواهیم رییس جمهورمون عین ادم حرف بزنه .
دنبال شر نگرده.
وقتی حرف میزنه یه دنیا مسخره اش نکنن. زیاده؟
د اخه این احمدی نژاد که ابروی خودمون و هفت جد و ابادمونو برد.
خاتمی عزیز خوش امدی که خوشم امد از امدنت!
ملت تو رو جان عزیزاتون بهش رای بدین.
بذارین مام یه کم احساس غرور تو دنیا بکنیم.
Posted by: rafida at February 9, 2009 10:22 PM
به امید آمدن خاتمی و روز های بهتر
Posted by: Bahar at February 9, 2009 09:48 PM
خاتمی هم یک نفر ایرانی از ماست
قهرمان نیست
سوپرمن نیست اسپایدر من نیست
اگر هنوز در پی قهرمانی نشسته اید تا اوضاع وفق مراد شود پس بشینید تا صبح دولت روزی بدمد!
خاتمی آمد، همراه هم شوید تا این بار دیگر اسیر سیاهی این 4سال نشوید
دوست عزیز
این حرف شما یکی از مهم ترین مسائل این کشور است، خاتمی قهرمان نیست، ما هم نمی خواهیم قهرمان انتخاب کنیم. ما فقط می خواهیم رئیس جمهور انتخاب کنیم.و دقیقا به همین دلیل به خاتمی رای می دهیم.
ابراهیم نبوی
Posted by: پوریا at February 9, 2009 09:05 PM
خاتمیست ها باز هم دارند روی قبری گریه میکنند که توش مرده نیست.
Posted by: azfarda at February 9, 2009 08:59 PM
از این که خارج نشینی ولی هنوز "واقعیت ایران" رو می فهمی خوشحالم. کاش بقیه رفیقهات هم مثل تو بودن، و به جای غر زدن یه کم فکر می کردن. اگه این نیک آهنگ عصبانی رو هم دیدی بهش یه گالن آب بده بخوره، یه کم نصیحتش کن، و بگو اینقدر خودش رو ضایع نکنه.
Posted by: رضا at February 9, 2009 08:58 PM
ما هم جشن میگیریم آن هم چهارسال.تورا به خدا بیایید کمی فکر کنیم . کمک! به خاتمی رای دهید و ما را از دست احمدی نژاد نجات دهید.
Posted by: رها at February 9, 2009 08:39 PM
سلام سید ابراهیم
من میخوام بزرگ شدم احمدی نژاد بشم
باید چکار کنم؟
به نظر شما برای این کار استعداد دارم؟
برای احمدی نژاد شدن لازم نیست بزرگ بشی، باید کوچیک بشی
ابراهیم نبوی
Posted by: mr at February 9, 2009 08:26 PM
سلام سید
دیدی بالاخره اون نامه ی سر و ته گشاده ی شما به سید خندان شکلاتی کار خودشو کرد؟! منتظرم پست دوم دام فردای پیروزی خاتمی توی انتخاباتو بخونم... شاد باشی
Posted by: شیخ ابو امیر at February 9, 2009 08:12 PM
واقعا خبر بسیار خوبی بود.
دوستان گلم متاسفانه این دولت نهم علاوه بر اینکه با حیله های احمدی نژاد روی کار آمد و به هیچ یک از حرفاش عمل نکرد. ممکنه که دست به تبلیغ های الکی و بعضا فیلتر کردن سایت های طرفدار خاتمی بپردازه که نمونه اش همین سایت که فیلتر شده و با فیلتر شکن اومدم تو
راستش تو دانشگاه از همین فردا تیلغ می کنم. هر چند دانشجویان خودشان می دانند چه خبره.
وقتی گشت ارشاد رو تو میدون هفت تیر و جاهای دیگه می بینم احساس می کنم گوسفندی هستم که دیگران باید منو راهنمایی کنن و قربانی تفکرات ارتجاعی کنن.
دورود بر خاتمی
Posted by: sara at February 9, 2009 07:26 PM
داداش به این رفیقت نیک آهنگ بگو یه کم منصف باشه.از سعید حجاریان بیشتر بلا سرش اومده؟رفتم تو وبش بگم دیدم جای کامنت نداره.
من بهش گفتم، شما هم بهش بگو
نیک آهنگ پسر خوبیه، داره اشتباه می بینه و مطمئنم آدم براش توضیح بده رفتار درست رو می کنه.
ابراهیم نبوی
Posted by: غریبه at February 9, 2009 07:09 PM
آقای نبوی عزیز
من هم مثل شما انتظار آمدن خاتمی را در 22 خرداد می کشم. مدتی است که با وجود فیلتر بودن سایت آقای سروش، مشغول دانلود کردن و گوش دادن سخنرانیهای ایشان هستم؛ به همه ی دوستانی که گوش نداده اند جدا توصیه می کنم چون حیف است روی اشخاص فقط بر اساس شنیده هایمان قضاوت کنیم. در کل دوران بعد از انقلاب،در دولت آقای خاتمی بود که بیشترین دور به اندیشمندانی مثل آقای سروش داده شد و بعد هم که دیدید در این 4 سال شوم چه بر سر اندیشمندان آمد و چاقوکشها و مداحانی مثل حاج منصور ارضی ها جای آنها را گرفتند!
دوستان عزیز!
همین اندیشمندان هستند که نجات بخش اساسی این مردم خواهند بود. ثمره اش هم یک شبه معلوم نمی شود بلکه ممکن است سالها طول بکشد. باید دوباره فضا را برای اندیشمندان مهیا کنیم. اگر من خودم در 2 خرداد 76 به خاتمی رای دادم که ناطق نوری نیاید، این بار با اطمینان می گویم که به خاتمی رای می دهم تا خاتمی بیاید؛پشیمان هم نخواهم شد. بهترین رییس جمهور برای کشور ما کسی است که بیشتر از هر چیز روی کار فرهنگی تمرکز کند چون ریشه ی مشکلات عمده ی مردم ما در درک غلط از دین و زندگی است. مشکل اصلی، بی اخلاقی فرهنگی است.
تا آخر خط با شما هستم و چشم به راه...
Posted by: رستم at February 9, 2009 06:28 PM
مردم از اون اول احمدی نژاد نمیشناختن که بهش رای ندن...
احمدی نژاد رو باید از نتایج کاراش تو زندگیمون بشناسیم و گرنه که حرف زدن و شعار حمایت از فقرا دادن کار سختی نیست...
بیشترین صدمه رو از دولت احمدی نژاد همین نیازمندان در اثر کاهش توان مالی و هزار جنگولک بازی که احمدی نژاد به خاطر جبران کسری بودجه سرشون در آورد دیدن...
خلاصه باممکنه با اومدن خاتمی به آرمان های بشری مثل آزادی و برابری به طور کامل دست پیدا نکنیم (مگه به همین راحتیه؟) ولی با اومدن خاتمی در چارچوب همین نظام (بازم نه به همین راحتی) میشه به شرایط بهتری دست پیدا کرد...
مرکرییت قدرت که از خاتمی خوشش نمیآد چون مجبور به عقب نشینی در مقابل خواسته مردم میشه هم چنین منافع بسیاری که از قبل احمدی نژاد به نام مردم و به کام اونا بوده مثل نهاد هایی چون سپاه به خطر میافته...
همچنین بسیاری از روحانیون...
جنگ سختی در پیش است...
رسانه ملی! که نوکر مرکزییت قدرت هست و یک تریبون یکطرفه برای اعمال تبلیغات...
اون هایی که از احمدی نژاد دفاع میکنن مطمئن باشید که ذی نفع هستن دنبالشو که بگیرید میبینی یه جایی بابت احمدی نژاد داره سود خوبی میکنه...
حالا که همه بر ضد ما مردمند ما باید با هم متحد بشیم که هر کسی رو میخایم رئیس جمهور کنیم...
اگه آقایون حکما یادشون که مردم چه حماییتی از خاتمی کردن (20 میلیون مردم و 4 میلیون حاکمیت)
ولی از راس حاکمیت تا تهش به خاتمی بد و بیراه میگفتن (به کسی که اکثریت مردم انتخاب کردن)...
حالا چطور جرات میکنن و میگن ما حامی مردمیم؟
خلاصه حالا که اینطوره ما باید هر کاری میتونیم بکنیم...
من به خاتمی رای میدم...
Posted by: مانی at February 9, 2009 05:56 PM
اوضاع را چنان شیر تو شیر و گاو تو گاو می بینم که نه می شود حدس زد نه می شود پیش بینی کرد نه می شود کار دیگری کرد چون هیچ چیز مملکتمان در یک روال عادی نیست که نیست .
شخصا از شخصی که با این رژیم همکاری دارد اما گاهی زبونش یهو باز می شود و گند بعضی کارها را در می اورد ، شتیدم که دستور آماده کردن پانزده میلیون شناسنامه را بهشان داده اند. این است که اگر تمام ایران هم برود به خاتمی رای بدهد ، ازآنجایی که نباید بشود ، نمی شود .
Posted by: بهلول at February 9, 2009 05:30 PM
سلام, از دیشب کلی انرژی گرفتم خبر رو شنیدم, نوشته های شما هم انرژی من رو مضاعف کرده.
عالیه. یک آینده پر از روشنایی, بدون توهین!
Posted by: Farzaneh at February 9, 2009 05:22 PM
مگر خودت نگفتی ریس جمهور طبق قانون اساسی کاره ای نیست خوب حالا مگر قانون اساسی جمهوری اسلامی عوض شده؟
مگر چیزی تغیر پیدا کرده است اش همان است و کاسه هم همان
بار اول که انتخاب شدی دوازده سال از الان جوانتر بودی و حتما انرژی و جسارت بیشتری داشتی و هیچ نکردی وای به حال ما الان چه میخواهی بکنی
ولی سر اخر آرزو میکنم که حتما در انتخابات شرکت کنی تا مثل رئیست اکبر شاه سنگ رو یخ بشی و حالت جا بیاد
و این ملت را ابله و عقب افتاده فرض نکنی
Posted by: mehran at February 9, 2009 04:46 PM
سلام
جناب اقای نبوی امدنش باعث خوشحالی است من فکر می کنم بیش از هر چیز به حمایت اشکار وقاطع مردمی نیاز دارد تا بتواند هشت سال خودرا از لحاظ کمبودهای ان دوران اصلاح کند وخواسته هخا عملی شود وکمی طعم دموکراسی در ذائقه عمومی مردم احساس شود حتی شاید این حمایتها بیت معظم را هم به تعدیل شدن مجبور سازد
نباید فراموش کنیم ترور کشتار تخریب تهمت وانچه تصور نشود در انبان مخالفان قدرتمند خاتمی اماده است جان برکفان سپاه منتظر حکم جهاد رهبر معظم هستند ومی مانند خواب از چشمان از دیشب ربوده شد وباید بهای این مسئله را خاتمی ویارانش بپردازند
صمیمانه از فعال سیاسی پر طرفداری مثل شما درخواست کمک برای پیروزی او می نمایم اقای نبوی تبلیغ و اطلاع رسانی را به مخاطبانتان بیاموزید تا در داخل کشور فعالیت کنیم تا در پیروزی خاتمی نقشی ایفا کنیم .
Posted by: جهانگرد at February 9, 2009 04:14 PM
با سلام
با اینکه قلبا با آقای خاتمی موافقم ولی اگر دوروبریهای قبلی بخواهند همراهش باشند ترجیح می دهم باز احمدی نژاد رییس جمهور باشد
Posted by: ahmad at February 9, 2009 04:02 PM
انتخاب خاتمی هیچی نداشته باشه حداقل از عمر رهبر کم می کنه..این خودش شروع خوبیه.
Posted by: دانشجوی خط بهشت زهرا at February 9, 2009 03:31 PM
داور عزیز باتمام وجودم با شما موافقم. من آقای خاتمی را خیلی آرمانی نمی بینم چیزی شبیه رفسنجانی اتو شده است. اما همگی مجبوریم تا برای ذره ای هوای تازه برای وطنمان تلاش کنیم.
پیشنهادی دارم برای همه دوستانم از همین الان شروع به تبلیغات کنید. در تاکسی اتوبوس مترو مهمانی یا حتی 360 درجه هاتان. ما رسانه به اندازه کافی نداریم اما زمان و نفر داریم. من تلاش می کنم و بنظرم برای این زمان خوب است تا بعد. ضمنا حواستان به باز نشسته های اطرافتان باشد که با چندرغاز افزایش حقوق خام دکتر محمد نشوند.
Posted by: salman at February 9, 2009 03:22 PM
به پیشنهاد آقای نبوی لطفا توجه فرمایید:
یک پیشنهاد:
وقتی کسی علیه خاتمی مطلبی می نویسه و ما خوشمون نمی آد و می تونیم کامنت بگذاریم، اینقدر کامنت بگذاریم که مجبور باشه بپذیره که مردم نظرشون درباره اون چیه. تا می تونیم کامنت بگذاریم و مخالفت کنیم. البته در حالتی که با مخالف خاتمی طرف هستیم. یعنی اگر خاتمی رو برای ریاست جمهوری مناسب می بینیم همه جا ازش دفاع کنیم.
ابراهیم نبوی
===========
آیااین پیشنهاد هیچ بویی از دموکراسی که ایشان دم می زنند برده؟
در مورد انتخاب شدن خاتمی هم طبق گفته ایشان هیچ تردیدی نیسست که رای خواهد آورد. یعنی مردم هیچ گزینه دیگری نخواهند داشت. و این درست همان چیزی است که رژیم فاسد جمهوری اسلامی می خواهد: بقا
بدون خاتمی یا شخص بی کفایت دیگری مثل او که دم از دموکراسی هم می زند (مثل آقای نبوی دموکرات!!!!) بقای جمهوری اسلامی امکان پذیر نخواهد بود.
دوست عزیز
دوستان ما در انتخابات قبلی تا یک ساعت قبل از اعلام آرا می گفتند که هاشمی انتخاب می شود، و می گفتند که کل این ماجرا بازی هاشمی است. انتخابات شد و احمدی نژاد روی کار آمد. الآن هم شروع کرده اند به گفتن اینکه معلوم است که خاتمی رای می آورد. باز هم از این شیوه استدلال دست برنمی دارند؟ من نمی فهمم شما که طرفدار نابودی جمهوری اسلامی هستید، چرا به جای جنگ با این حکومت همیشه مزاحم ما می شوید؟ بلندبشوید و بروید تهران و بجنگید، چرا همیشه باید مردم ایران تاوان رادیکالیسم شما را بدهند؟ اصلا به ما چکار دارید؟ ما می خواهیم زندگی بهتری داشته باشیم.
ابراهیم نبوی
Posted by: Sadegh at February 9, 2009 02:57 PM
خاتمی باید بخودش ببالد برای این رفقای با مرامش .
(...) ان سالها میتنگهایش قضا نمیشد الان هم که بالفعل منزل را کرده کانون تبلیغات خاتمی .
در رای دادن شک دارم اما اگر سبب میشود یک مغز متفکر ایرانی به کشورش برگردد حاضرم تبلیغاتچی بی مزد و مواجب شوم(اند خریت!)
Posted by: hosseyn at February 9, 2009 02:54 PM
سلام آقای نبوی عزيز
من نذر کرده بودم اگه آقای خاتمی کانديد بشه 20 نفر که می دونم رای نمی دن رو برای رأی دادن به آقای خاتمی متقاعد کنم.
الان وظيفه همه ما کسانی که به اميد اين حضور بوديم، توجيه کردن آدمهايی که 10 ساله با صندوقها قهر کردن.
البته همه می دونن با وجود اين معجژه هزاره سوم، متقاعد کردن مخالفان خيلی هم سخت نيست.
البته اميدوارم اين پير غيور لرستان هم سر عقل بياد و به نفغ آقای خاتمی کنار بکشه
به اميد پيروزی
Posted by: نگار at February 9, 2009 02:43 PM
خجالت می کشید بگویید دارید تبلیغ می کنید برایش اسم بهتری گذاشتید راست هم می گویی رجز می خوانید
با این پول نفت و شرایط اقتصادی و بی دست و پایی سیاسی مرد عبا شکلاتی شما دلتان را خوش کردید
از نوری ها و باقی ها و زید آبادی ها و...خجالت نمی کشید؟
امیدوارم تبدیل به رسانه تبلیغاتی نشوید
اولا که نوری و باقی و زیدآبادی خودشان طرفدار خاتمی اند، مطمئنا موضع شان را خواهند گفت. ثانیا تبلیغ برای خاتمی تبلیغ برای آزادی و فرهنگ و پیشرفت و ایران است. من هیچ خجالتی نمی کشم که برای جلوگیری از فساد و ظلم و بی فرهنگی و بی حیثیتی کشورم تبلیغ کنم. من برای خاتمی تبلیغ می کنم و برای آمدن او پول مصرف می کنم و وقت صرف می کنم تا بتوانم چهار سال احترام و آزادی به دست بیاورم. در همه جای دنیا هنرمند و روشنفکر، وقتی کشورش بخطر می افتد برای راه نجات تلاش می کند، من مثل نوآم چامسکی، مثل مایکل مور، مثل هزار هزار روشنفکر و هنرمند آمریکایی که برای نجات از آشغالی مثل بوش، برای اوباما تبلیغ کرد، برای خاتمی تبلیغ می کنم.
متاسفانه دوستان ما تمام ضعف و ترس و اشتباهات سیاسی شان را پشت کلمات زیبا نهان می کنند، دوست من معتقد است که نباید برای خاتمی تبلیغ کرد، و فرقی نمی کند که برای خاتمی تبلیغ کنیم یا برای احمدی نژاد. این حرف کاملا نامربوطی است، مثل این می ماند که من بگویم من طرفدار جناح شیرین عبادی نیستم، طرفدار جناح مرتضوی هستم. طرفدار مرتضوی یعنی طرفدار نقض حقوق بشر، طرفداری از عبادی یعنی طرفداری از آزادی. طرفداری از خاتمی یعنی داشتن آزادی بیشتر، استقلال بیشتر، عدالت و رفاه بیشتر، احترام در جهان و داشتن امنیت و امکان گفتگوی رسانه ای. برای رسیدن به همه اینها من تبلیغ می کنم و از همه دوستان می خواهم با شجاعت تبلیغ کنند.
ما احمدی نژاد را با قدرت رای می آوریم پائین و خاتمی را می نشانیم روی صندلی قدرت.
ابراهیم نبوی
Posted by: tila at February 9, 2009 02:33 PM
يا علي
با توكل به خدا
Posted by: سعيد at February 9, 2009 02:08 PM
سلام،
سال 76 لازم بود که خاتمی به جامعه معرفی بشه اما اینبار دیگه به معرفی نیاز نداره اینبار جامعه به امید به بهبود نیاز داره. امیدوار ساختن مهمترین وظیفه کنونی هر ایرانی لازمه که جامعه امیدوار باشه که با انتخاب قدرتمندانه خاتمی، حالمان به می شود.
Posted by: سعید at February 9, 2009 02:05 PM
سلام! آقاي نبوي
مادر بزرگم در يزد 2 ماه پيش در مراسمي بطور اتفاقي در كنار مادر آقاي خاتمي نشسته بوده و با ايشان در مورد مسائل زيادي صحبت كرده بودند از جمله انتخابات و اينكه آيا خاتمي باز كانديد خواهد شد يا نه؟ كه مادر آقاي خاتمي گفته بوده : بعد از آن همه سختي و رنجي كه محمد در 8 سال كشيد به محمد گفتم اگر اينبار كانديد شوي شيرم را بر تو حلال نخواهم كرد و...
حال كه من ميبينم اين مرد بزرگ براي سعادت ايران و كمك به مردم از دعاي مادر كه ميتوانست آخرتش را تضمين كند گذشته يك برگه راي من در برابر اين تصميمش هيچ است.
Posted by: mehran at February 9, 2009 02:00 PM
آقای نبوی سلام
کاملا با شما هم عقیده ام. اما یک اشکال کوچک وجود دارد، اونهم حضور محصولی و دم دستگاهش، در وزارت کشوره فکر می کنید انتخابات سالم برگزار میشه ؟...نمیدونم ته دلم میلرزه امیدوارم روز 23 خرداد اسم آقای خاتمی خونده بشه به امید آن روز
دوست من
تقلب فقط زمانی اثر دارد که اختلاف دو رای یک میلیون باشد، در حالتی که پنج میلیون اختلاف رای باشد هیچ کس نمی تواند تقلب کند. و اگر ما کار کنیم، قطعا خاتمی را با رای بالا روی صندلی ریاست جمهوری می نشانیم.
ابراهیم نبوی
Posted by: مهدی at February 9, 2009 01:40 PM
به اميد اينكه 22 خرداد امسال 2 خرداد 2وم باشه.
Posted by: ميثم at February 9, 2009 01:33 PM
با سلام
دقیقا چهار سال پیش بود که در راه رفتن به خانه بودم. به متروی هفت تیر که رسیدم جوانانی را دیدم که در ستاد انتخاباتی معین بودند و مشغول پخش اعلامیه های معین بودند. روی جلیقه ای که تنشان بود نوشته بود: یک برگ رای من ، سهم من از دموکراسی.
دقیقا من هم مثل هرازان نفر از ایرانی های هم طبقه خودم به این فکر می کردم که چه جمله خنده داری. با نا امیدی به جوانی که اصرار داشت به من یک برگه بدهد گفتم: این کارا هیچ فایده ای نداره.
امروز من دو سال است که از ایران خارج شده ام و زندگی راحت و بی دردسری دارم اما دقیقا می دانم که حکومت به دنبال این است که مردم را ناامید کند و انصافا هم موفق بوده اما ظاهرا این بارآخر مردم را به دیوانگی کشاند.
من معتقدم احمدی نژاد کاری کرد که بعضی از مردم، مانند خانواده خودم، که بدون هیچ مزد و پاداشی برای این رژیم سینه چاک می کردند قدری به خود بیایند.
در دروغ گو بودن دیکتاتورها شکی نیست، اما احمدی نژاد کاری کرد که می توان گفت تقریبا همه مردم یکی یک شاخ روی سرشان سبز شده و هر کسی در ذهن خود به این فکر می کند که: بابا تو دیگه کی هستی
این تنها و تنها نکته مثبت احمدی نژاد.
اما در مورد نکته جناب نبوی در مورد خاتمی و بهترین گزینه بودن برای ریاست جمهوری به نظرم می رسد که کسی که سال اول ابتدایی را تمام کرده باشد و بداند که دو دوتا می شود جهار تا، قطعا حرف داور را قبول خواهد کرد.
قطعا راه دموکراسی خواهی در ایران بسیار طولانی است و یکی از دلایل آن فرهنگ ایرانی است. حکومت بی تاثیر نیست اما فعلا راه درازی لازم است. شاید باورتان نشود. اما کسی که سال هاست در استرالیا زندگی می کند، هنوز هم وقتی پای صف به میان می آید یک جوری دوست دارد از بقیه جلو بزند و این کار را هم به نحو احسن انجام می دهد. این که این حکومت راه حکومت داری را خوب می داند به دلیل این است که جامعه ی ایرانی را خوب می شناسد.
برای ایرانی امروز ، خاتمی بهترین گزینه است. برای ایران امروز هم خاتمی بهترین گزینه است. به نظر می رسد اگر خاتمی تجربه هشت سال ریاست جمهوری را این بار کمی به کار بگیرد و قدری پافشاری روی خواسته های ملت بکند قطعا شرایط بهتری پیش رو خواهد بود.
خاتمی امروز با خاتمی 76 تفاوت بسیار دارد و مردم امروز ایران هم تجربه تلخی از رای دادن به احمدی نژاد و نیز تحریم انتخابات دارند. امید که این بار فرق بود و نبود خاتمی را بدانند و انتظارات خود را در حد معقول پایین بیاورند.
به امید ایرانی آرام و با شکوه هر چند که راهش دراز و سخت.
Posted by: داود at February 9, 2009 01:23 PM
سید ابراهیم، اگه سید محمد رای بیاره بر می گردی ؟
سلام رئیس
معلومه که برمی گردم. تازه در اینجا یاد گرفتم چطوری باید موند و کار کرد و کلی چیزها به دست آوردم که باید برگردونم به ایران.
به جای اینکه آرزوهامون رو کول کنیم و بریم یک جایی که سرزمین آرزوهامون باشه، ایران رو باید به محل سرزمین برآورده شدن آرزوهامون تبدیل کنیم
ابراهیم نبوی
Posted by: رضا at February 9, 2009 01:12 PM
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو/کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
Posted by: سهیل at February 9, 2009 12:18 PM
دیشب جشنواره سینما بودم که برای من sms آمد که خاتمی می آید کاش شرایطی پیش می آمد که بشود این میمون کوتوله و داودسته اش را محاکمه نمود ولی همه می دانیم تا 100 سال دیگر هم این اتفاق نمی افتد
Posted by: سهراب at February 9, 2009 11:04 AM
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاك است
Posted by: Ali at February 9, 2009 11:00 AM
بهتر است واقع بین باشیم. آیا انتخاب دیگری هم داریم؟ البته بجز عملیات استشهادی رای به احمدی نژاد!
در کشوری زندگی می کنیم که اساساً رای کالای گران بهایی نیست. در انتخابات هم خرجش نکنیم بعداً بهای بیشتری پیدا نمی کند.
با نگاهی به افغانستان و عراق، اینبار از خاتمی هیچ (به معنای واقع کلمه) انتظاری نداشته باشیم. فقط امیدوار باشیم اوضاع از این که هست بد تر نشود.
Posted by: ناشناس at February 9, 2009 10:58 AM
آقای نبوی سلام،
من عادت و علاقه ای به پیغام گذاشتن در وب سایت ها ندارم. ولی این خبر شما در سایت دوم دام مرا نیز خیلی ذوق زده کرد و سبب نوشتن این پیام شد. من هم مانند شما و خیلی دیگر از دوستان مایلم که آقای خاتمی "سید خندان" مجددا رئیس جمهور ایران بشوند. اما،باید دانست که هنوز بسیاری از ما با معنای دموکراسی مشکل داریم و با آمدن آقای خاتمی هم ضعف شناختی دموکراسی می تواند جامعه ی ما را بیازارد. زیرا بسیاری از اخلاقیات ما( که آن را بر حق هم می پنداریم)خود موجب نابسامانی دموکراسی در ایران است.امیدوارم روزی شما با آن قلم شیوایتان به رابطه میان اخلاقیات ایرانیان و حکومت هم بپردازید.
Posted by: کویر at February 9, 2009 10:27 AM
سلام.زنده باد خاتمی پاینده باد ایران
هنوز خبری نشده بعضیها از همین حالا مثل مار زخم خورده نیش و کنایه میزنن.حتما میدونن که بزودی باید جمع کنن و برن.امید وارم روزی برسه که همه ما بفهمیم ایران عزیز برای همه ماست نه فقط برای یک عده.ما باید بگیریم مثل همه ملل همه با صلح و صفا در کنار هم زندگی کنیم و اعتقاد نداشته باشیم حرفمون آیه خداست.همه باید آزاد باشند و به حریم دیگران تجاوز نکنند ولی در ایران فقط تجاوز به حریم دیگران مشهود هست.
حق انتخاب با اکثریت مردم.من آرزو دارم اینبار 25000000 حامی خاتمی باشند.
یک پیشنهاد:
وقتی کسی علیه خاتمی مطلبی می نویسه و ما خوشمون نمی آد و می تونیم کامنت بگذاریم، اینقدر کامنت بگذاریم که مجبور باشه بپذیره که مردم نظرشون درباره اون چیه. تا می تونیم کامنت بگذاریم و مخالفت کنیم. البته در حالتی که با مخالف خاتمی طرف هستیم. یعنی اگر خاتمی رو برای ریاست جمهوری مناسب می بینیم همه جا ازش دفاع کنیم.
ابراهیم نبوی
Posted by: امیر at February 9, 2009 09:19 AM
حداقلش اينه كه شان فراموش شده ايراني بودن در جهان دوباره احيا مي شود من براي آمدنش هركاري لازم باشد مي كنم اصلا راي مي خرم
Posted by: پروين at February 9, 2009 08:59 AM
خاتمی در حال حاضر بهترین بهترین گزینه برای ریاست جمهوری ایران هست. امیدوارم که حتما پیروز بشه و با تجربه بدست آماده از ۸ سال اصلاحات این بر بیش از پیش به اهداف خود نزدیک بشه.
واقعا متاسفم که ایران نیستم و نمیتونم به ایشون رای بدم ولی از همه دوستان خواهش میکنم هیچوقت اجازه ندید کسانی که هرگز خواهان آرامش و رفاه مردم ایران نیستن امید شما رو به یاس تبدیل کنن، شما میتونید با یک انتخاب منطقی و بدور از احساسات و با در نظر گرفتن واقعیتهای کشور ما آینده بهتری رو برای خود و نسل بعد بوجود بیارید
Posted by: mehrnoosh at February 9, 2009 08:42 AM
باور کنید همین که خبر آمدن آقای خاتمی را شنیدم یاد شما افتادم. به شما و خودم و همه دوستدارانش تبریک می گم.
چهار سال پیش که احمدی نژاد انتخاب شد یک دلیل اینکه هاشمی نتونست رای بیاره این بود که خود اصلاح طلبان و نزدیکاش از همه بیشتر ضایعش کردن.
حالا امیدوارم جریان غضنفر و مارادونا نشه و بعضی از این آقایون اصلاح طلب که خودشون هم نمی دونن چی می خوان، به خودشون بیان و حداقل به احترام این مردمی که در حال حاضر از خاتمی نون می خوان و نه آزادی ساکت بشن.
Posted by: زهره at February 9, 2009 08:32 AM
قدمش مبارک! ما هم باهاتیم آقای نبوی. ما خاتمی رو رئیس جمهور می کنیم همونطور که دوره های قبل این کار رو کردیم. و اگه عین اون هشت سال بشه همه 4 سال رو هم جشن می گیریم :) فقط باید همت کنیم
Posted by: نسیم at February 9, 2009 08:14 AM
salam be hameye dostani ke bazam bayad beine bado badtar , bado entekhab konan. man pishnahad mikonam ke biaim farz konim emrooz 23 khordade 1388 shode va khatami reise jomhor. az khodemon beporsim ke khatami che bayad bokone. az khatami che mikhaeem bokone.
vase hamin ye pishnahade BOZORG daram. ye siti rah bendazim be esme moshkelateiran va in site be ghesmathaye eghtesadi, farhangi, siasi, ejtemaei, amoozeshi, behdashti, .... taghsim beshe va bekhahim ke hamvatanamoon tosh moshkelateshono ba zekre jozeiat upload konan. khatami va kabinash bayad bedonan ke gharare che moshkelatio hal konan.
biaeim hame ba ham az harfaye kelishei fasele begirim. beyaeed be jaye ghalat gereftan az emlaye digaran , khodemoon ham chizi benvisim hata age ghalat dashte bashe.
30 sal enfeal kafist. biaiem az khatami soalate rok va shafafi beporsim va ja bendazim ke ma mardom avaz shodim . az eshtebahatemoon dars gereftim. biaeem dolate pasokhgo besazim. dolate ma pasokhgo nakhahad shod magar inke ma bekhahim.
be omide azadie bayano andishe, enteghado naghd, eshtebaho dars,
be omide irani abad
yazdan negahdareman bad
Posted by: majidorphan at February 9, 2009 07:11 AM
استاد نبوی مقاله «مملی! پیرمرد چشم ما بود، کور شدیم» را در روز انلاین خواندم. مقاله که چه عرض کنم ، انداختن طشت رسوایی یک رفیق از پشت بام. این جماعت مثل قبل از انقلاب در حال یارگیری در دانشگاهها از بین جوانان بیخبر از همه جا هستند. جهت آگاهی و دسترسی بیشتر این سیاسیون نوباوه (قبل از هلاکت) در صورت امکان این مقاله را در سایتهای دیگر نیز بگذار. در ضمن با این کارها، دارای برای خودت در بین این تیپ آدمها دشمن زیاد می کنی. هر چند که مو سفید و پیرشده اند ولی هنوز خصلتهای سابق را دارند.
Posted by: ali at February 9, 2009 07:01 AM
I hate the islamic republic and religion in general, but am willing to walk barefoot all the way from Ca to Washington D.C. to vote for him. hes by far the best option we have ..
Posted by: Siamack S at February 9, 2009 06:29 AM
با همه ی ایرادات و ترس های اش بهترین گزینه است.
ولی اگر بیاید به همه ی مقدسات آن یکی جناح قسم که دوباره از این عبور می کنیم ولی نه دور برگردان اشتباهی به سمت یک الفنون دیگر. من باور دارم الان با دوازده سال پیش خیلی فرق دارد. الان به جای نیم میلیون بیست و یک میلیون کاربر اینترنت داریم. این بیست و یک میلیون ممکن است خیلی های شان تا انتخابات سکوت کنند و عطر یاس ماس ردیف کنند. بعد انتخابات که خاتمی آمد به کارش نظارت می کنند. سوال های قشنگ از نوع نیکاهنگی را من یکی که گذاشته ام برای بعد از پیروزی اش.
پاینده باشی :)
Posted by: نیم at February 9, 2009 06:29 AM
خدا را شکر که یه آدم واقع بین پیدا شد و حرف دل ما را زد. آقای نبوی با حرفهای شما کاملا موافقم. متاسفانه بر خلاف شما اکثر افرادی که خارج از ایران هستن مشکلات داخل را حس نمیکنن و احساسی و آرمانی حرف میزنن اما شما کارت درسته و ما قبولت داریم.
Posted by: سعید at February 9, 2009 06:10 AM
من پزشک متخصصی در خارج از ایران هستم و آرزو دارم تنها با کمی شرایط بهتر زندگی به کشورم بازگردم و به هموطنانم خدمت کنم .. چه اندازه تاسف بار است وقتی در هر سفر به کشورهای مختلف ایرانیان متخصصی را می بینم که سرمایه های میهن ما هستند که بی هیچ منطقی از دست رفته اند... بیش از یک میلیون و صد هزار ایرانی با مدرک کارشناسی ارشد و دکترا با بیش از هزار میلیارد دلار سرمایه ... مسئول این خسارت کیست؟
من با تمام خانواده خود شرکت میکنم و به خاتمی رای میدهم و حتی اگر در شهر من صندوقی نباشد با همسر و فرزندانم تا پایتخت و سفارت سفر خواهیم کرد زیرا حاضر نیستم با بی تفاوتی و عدم شرکت به ویرانی بیشتر کشورم رای دهم . ایمان دارم تاریخ میهنمان راه درستی میرود استقلال به عنوان بخشی از رویای ما به تحقق پیوسته و برای دومین شعار انقلاب باید با صبر و پایداری از اصلاحات حمایت کنیم و بپذیریم اگر به جای ناامیدی و انفعال در هرانتخابات از اصلاح طلبان حمابت کنیم فردا یک قدم از امروز به ایرانی مستقل قدرتمند و آزاد نزدیکتریم. بیایید این بار "نه" ما به آنانکه تنها در اقلیت ما ملت بزرگ هستند و تنها با ناامیدی ما قدرت یافته اند شفافترین و رساترین باشد. نگوییم چه خواهد شد اگر بیاییم / دریابیم آنگاه که نیامدیم چه شد؟
Posted by: ایمان at February 9, 2009 03:52 AM
salam aghaye Nabavi, az khabare khsohet, entezaremoon che khoob be sar resid.Amma shoma begoo k ba oon jamaate monfaele idealist che konim. Ba che lalai bayad khabeshoon kard ta fajee 4 sale pish tekrar nashe?
Posted by: Tina at February 9, 2009 03:50 AM
یا علی مدد
Posted by: سیفور at February 9, 2009 03:12 AM
واقع گرا باشیم و به خاطر ایران خاتمی را یاری کنیم. پاینده ایران.
Posted by: alireza at February 9, 2009 02:52 AM
سلام
من از خوشحالی دارم پرواز می کنم واگرتنها به نیمی از آنچه که در آن هشت سال داشتیم هم برسم یک ماه جشن می گیرم.
Posted by: کیا at February 9, 2009 02:18 AM
من یکی که از روزی که رای ندم حتما اسلحه میگیرم دستم و علیه رژیم میجنگم. اما چون به اصلاح قدم به قدم معتقدم و نه عصبیت انقلاب، را ی خواهم داد.از آن گذشته اسلحه گران است و گیر نمیآید و من هم حوصله انقلاب ندارم که مثل پدر و مادرم بعد به غلط کردن بیفتم پس رای میدهم.
آن هم به این سید خوش قلب دودل و متزلزل که کاش به جای رییس جمهور عمویم بود. آن وقت برایش میمردم.
Posted by: پویا at February 9, 2009 01:20 AM
بايد به خاتمي و اطرافيانش گفت خجالت بكشيد . من يك اصلاح طلب و البته مخالف تمام نهادهاي غير انتخابي هستم ولي با وجود خاتمي و كروبي حتما به احمدي نژاد راي مي دهم. اقلا ظاهر و باطنش هر دو خراب است و هيچ توقعي هم از او ندارم. اينكه كسي كه قبلا 8 سال رئيس جمهور بوده و دوباره بخواهد رئيس جمهور بشود در هيچ كشور ازادي ممكن نيست . بهتر است مثل
ولايت فقيه دائمي يك رئيس جمهور دائمي هم در ايران تعيين كنند.
Posted by: Maryam at February 9, 2009 12:55 AM
دمت گرم سید.دفاع منطقی و به دور از حب و بغض بود.قلمت مستدام
Posted by: دست خیال at February 9, 2009 12:47 AM
سیّد بی وفا حق با توست
Posted by: بزدل میرزا at February 9, 2009 12:44 AM
نبوی عزیز فکر کنم شما هم هک شدی این گفتم گفت کردنها مال برادر حسینه!
;)
Posted by: سهیل سروش نیا at February 8, 2009 11:40 PM
زره و سپر و شمشير را آماده كنيم قربان؟
اندكي زنگ زده ست ولي به هر حال شايد به كار بيايد!
Posted by: ياشار at February 8, 2009 11:36 PM
خوشم اومد ابي. ما هم در ايران براي رييس جمهور شدنش تلاش مي كنيم.
چرا كه اعتقاد دارم خاتمي به دموكراسي اعتقاد دارد.
من مثل خودت دوست ندارم كشورمان براي دموكراسي روزي اشغال شود .
اين يه جنگ واقعي و سنگر به سنگر براي بدست آوردن ازادي و دموكراسي است .
Posted by: علي at February 8, 2009 11:12 PM
سلام
خوب پس باید رای جمع کنیم برای خاتمی که احمدی نژاد روی کار نیاد!
Posted by: نادی at February 8, 2009 11:09 PM
از واقع بینی ات خوشم اومد ابی جان تا آخر باهاتیم.
من تو دانشگاه علامه باهاش درس داشتم . برای گذر از استبداد به آزادی بهترین گزینه است .کاری که امیرکبیر ومصدق و..... نتوانستند به سرانجام برسانند اگر خیالبافان ایده الیست مانع درست نکنند این بار با خاتمی به انجام می رسد
Posted by: mohammad at February 8, 2009 10:48 PM
فایل صوتی سخنرانی خاتمی و اعلام کاندیداتوی وی را با کلیک کردن بر اینجا دانلود کنید و یا با کلیک بر روی این لینک برنامه مجله شنیداری یاری را دانلود کنید
Posted by: ایران ایرانی at February 8, 2009 10:12 PM
سرانجام باران آمدکه بشوید پلیدیها را که حس کنیم دوباره عطر یاس را
این جمله بالائی برای شادباش خودمون بود داور جان
ولی به قول تو از حالا به بعد دیگه جنگه یه جنگ واقعی پس به مخالفان آزادی بدونن این دیگه سیله بیخودی زور نزنید این دفعه خیلی سهمگین تر از سال 76 شمارو میشوریم میبریم دبرو که رفتیم داور جان
Posted by: محمد at February 8, 2009 09:50 PM
خاتمی!من همانم که دوران آخر دبیرستانم با رویای دوم خرداد شروع شد.بعدها برایت نامه ها نوشتم.روز 16 آذر،یادت هست؟آن سالی که با 21 رمضان رسید و دانشجویان خسته بودند.و چقدر!.من هم در کنار دوستان در تحکیم وحدت یک سال بعد برایت باز نامه نوشتیم و دانستی که از تو گذشته ایم.امروز دیگر نه رویای دبیرستان،نه حرارت سوزاننده ی آرزو های دانشجویی،که تاریخ "واقعیت" را به من آموخت.این بار باز هم نامه ای دیگر می بایست نوشته شود
من و دوستان هم سالم که با دو خرداد آغاز شدیم ادامه خواهیم داشت در این جنگ هم دوش اسلافمان چون آقای ابراهیم نبوی.
Posted by: هامون at February 8, 2009 09:48 PM
فکر کردید که حسین درخشان که برای زندانی شدنش به حکومت طعنه میزنید برای چه در زندان است ؟؟
زندانی شدن و در زندان ماندن حسین به نفع مبارزات انتخاباتی شما و امثال شما و بازگشت به دوره "رییس جمهور ِِ آخوند ِاصلاح طلب ناز و مامانی " است .
گرچه جنابعالی در راستای فعالیت انتخایاتی تان یحتمل کامنت بنده را منتشر نخواهید نمود .
عیبی ندارد !
در ضمن احمدی نژاد مجددا رییس جمهور خواهد شد . مثل دوره قبل که البته مخالفانش در آن دوره انتخاب وی را به واسطۀ تقلب دانستند ، و نفرمودند که چگونه است که وزیر کشور خاتمی بر علیه منافع جناح خودش تقلب نموده است .
مردم اگر قرار بود از ترس احمدی نژاد به شخص دیگری رای بدهند همان دوره اول رفسنجانی رای می آورد .
انشاء الله حسین درخشان از زندان آزاد می شه و می آد بیرون به نفع هرکسی دوست داشته باشه یا نداشته باشه کار می کنه یا نمی کنه.
در هر حال، ما به عنوان مدافع آزادی برای آزادی همه و از جمله مخالف مان تلاش می کنیم و دولت احمدی نژاد و گره گوری های دم و دستگاهش هم مخالف خودشون رو زندانی می کنند و هم طرفدارشون رو
ابراهیم نبوی
Posted by: ویرا at February 8, 2009 09:43 PM
Salam
bad az khandan elam kandiatori khatami ye rast amadam be safheye davar.midanam ke dele khooni darad o ghaste entegham.dar doreye ghabli entekhabat ham ou az faaltarin ashkhase mobarez alayhe nezami shodane keshvar bood.Ebrahim khan roozhaye porkari dar entezare tost, khoda ghovat
Posted by: Hossein at February 8, 2009 09:35 PM
این سر خوشی رو به خودمون تبریک می گم..
ما خاتمی رو رئیس جمهور می کنیم
ما و هزاران ایرانی امیدوار دیگه
که هنوز اونقدر نا امید و سیاه نشدن که فرق دوران خوش خاتمی رو با دوران نکبت بار چهار سال اخیر نفهمن
ما ظریف ترین تفاوت ها رو هم از قلم نمی ندازیم
و ذوق کتاب های ننوشته
شعر های خونده نشده
تصویر های هنوز تصویر نشده
و راه های نرفته
ما رو به انتخاب کردن امید وار نگه می داره
شما هم تاثیر گذار ترین اثرتون رو تو ایران هنوز چاپ نکردید ...
پس ما خاتمی رو دوباره رئیس جمهور می کنیم
ما و هزاران آدم امیدوار مثل ما
Posted by: گلرخ at February 8, 2009 09:34 PM
قربون همتت پسر!!!! ما هم هستیم رسماً!!! و فردا!!!
اقا دارو چی می خوری که افسرده نمی شی مثه ما و بی همت و شل و واداده نمی شی و این همه حال داری ...... من یکی را که فقط با زور اردنگی می شه واداشت که برای زنده ماندن خودم کمی نان بخورم!!!
Posted by: رها at February 8, 2009 09:25 PM
آب زنید راه را هین که نگار میرسد
مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد
Posted by: سیاوش at February 8, 2009 09:03 PM
آقای نبوی دستت دردنکنه و دمتگرم که برای رییسجمهوری دنبال مریخی نیستی و اصلن دمکراسی یعنی همین پلهپله رفتنها نه که بزنی چشمش را دوباره دربیاری. اون دوست اولیم یه نصیحتش بکن بکشه بیرون از یوتوپیا بیاد با ما رو زمین زندگی کنه
Posted by: ali at February 8, 2009 08:35 PM
سيد دمت گرم!! خبر خوبي بود. ما هم هستيم. بايد همگي تلاش كنيم. من هم يكي از آن هزار نفر كه گفتي. پيروز و شاد باشي.
Posted by: نژند at February 8, 2009 08:32 PM
رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند چنين نبود و چنين نيز نخواهد ماند
Posted by: bahareh at February 8, 2009 08:29 PM