پنجشنبه 21 آذر 1387
پنجشنبه 21 آذر 1387

طبیعی است که من طرفدار و کشته و مرده حسین درخشان نیستم، چه بسا که منتظر باشم که پایش را از زندان بیرون بگذارد و تکلیفش روشن بشود و همه چیزش بیاید سر جایش و آن وقت دوباره از اول دعوا. ولی حالا که به گفته خواهرش، آزاده درخشان، 39 روز است که پیدایش نیست و حق تلفن هم ندارد، رسما از او دفاع می کنم. هر کسی هم خواست به من زنگ بزند، تا اطلاع ثانوی من اصغرشون هستم و به عنوان اصغر درخشان با همه مصاحبه می کنم. ضمنا از حالا موارد زیر را تکذیب می کنیم:
الف) حسین درخشان خالی بند است، حتی اگر خودش آمد و قسم خورد که جاسوس اسرائیل بوده، قضیه از بیخ دروغ است. اسرائیل هرگز به آدمی که نیم ساعت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد به عنوان جاسوس اعتماد نمی کند.
ب) حسین درخشان عشق محبوبیت است، ممکن است فردا حسین درخشان وادار شود یا دوست داشته باشد اعتراف کند با سران و رهبران ضدانقلاب و عناصر منحطی مثل من و دوستان ما رابطه داشته و حرف مفت بزند، جهت اطلاع عرض شود که کل ماجرا از بیخ دروغ است، ما اصلا هر وقت درخشان می خواست بیاید طرف مان می رفتیم یک جای دیگر، اصلا ما را ندید که ما فریبش بدهیم و گولش بزنیم. هر وقت هم می خواست بیاید توی جلسات ما، چون تا یک زمانی از جمهوری اسلامی دفاع نمی کرد، ما به او مشکوک بودیم و از یک زمانی به شدت دفاع می کرد هیچ کس بهش اعتماد نداشت، به همین دلیل با رسیدن او حرف مان را قطع می کردیم، اگر می دانستیم خودمان را می زدیم به کوچه علی چپ نه به کوچه حسین راست. به همین دلیل هر چه می گوید دروغ است و اگر هم بگوید که فلان حرف را از ما شنیده همان حرفی بوده که برای رد گم کنی زدیم.
پ) حسین درخشان کلی برای ما خالی بست که قرار است برود به ایران و به وطن خدمت کند، ما هم به او گفتیم، نرو، می گیرند پدرت را در می آورند، گفت: برای چی پدرم را در بیاورند؟ من که مثل شما عنصر خودفروخته نیستم. ما به او گفتیم، خره، تا تو ثابت کنی خود فروخته نیستی شش ماه می مانی انفرادی، بعد اعتراف می کنی که نه تنها با ما بودی بلکه رهبر ما بودی. گفت، نه، من می روم به سراغ پرس تی وی، می روم به سراغ رحیم مشائی، می روم به سراغ احمدی نژاد که این همه از او دفاع کردم. بیا، حالا جمعش کن.
راستی من را بگو که خبر مرگم می خواستم هم خودم بروم به ایران، هم به ملت بگویم بروند به ایران. این نکبت ها وقتی به رفیقی که این همه دفاع شان را کرده و فحش شان را خورده و لعن و طعن شان را شنیده رحم نمی کنند، وای به حال ما. غلط کرده آقای احمدی نژاد که می گوید ایرانیان خارج از کشور برگردند. برگردند کجا؟ برگردند بروند اوین؟
ت) این رفقای احمدی نژاد و کلهر و مشائی وفای به عهد که می دانم ندارند، ولی سلسله القول شان چنان شدید است که هیچ چیزی را رعایت نمی کنند. آخر لامروت! لااقل یک تپه را سالم بگذارید که اگر کسی خواست هوا بخورد یا جیش داشت، خواست برود پشت تپه، امکانش باشد، آنجا را دیگر دوربین نگذارید اعتراف بگیرید.
محض رضای خدا این حسین درخشان را آزاد کنید. ما قول می دهیم مثل درخشان اینقدر ساده نباشیم و به حرف های شما اعتماد نکنیم، مطمئن باشید ما نمی آئیم وطن، همین جا در خدمت هستیم. دوری و دوستی!
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/519
سلام آقاي نبوي
جناب آقاي قرائتي -حفظه الله- در جديدترين اظهار نظرشان فرمودهاند كه: «اگرمردم بم و كرمان زكات و خمس خرمايشان را داده بودند، دچار زلزله نميشدند.»
فكر ميكردم لابد شما هم چيزي در اين مورد خواهيد نوشت امما نه در روز و نه در دوم دام مطلبي نديدم. فقط محض اطلاع بود و بس....
پايدار و هميشه اقبالمند باشيد.
Posted by: alireza at December 14, 2008 11:53 PM
آقا این نوشته ت خدا بود. تپه نریده!!! هاهاها
حسین درخشان بی اخلاق هست، زیر آب زن هست ولی جاسوس نیست
Posted by: رضا مصفا at December 14, 2008 03:02 PM
man migam in hossein derakhshan ham mesle siamke zand bood ke har chi behesh begi eteraf mikone va in albate az altafe khodavandi bood ke har kas bere oon too be har chi begi eteraf mikone
Posted by: mohammad at December 14, 2008 02:03 PM
jenabe Nabavi salam o sad salam;
khasteh nabashid va dastetan dard nakonad.
migam in ASGHR ra man kheily dost daram.
ensane nazaninist.
pirooz va payandeh bashid
farshid
Posted by: farshid at December 13, 2008 08:47 PM
Farz kon Rahbareh enghelab az karhayash pashiman shodeh va shoma ra ba tamameh ekhtiarat reiseh jomhoor kardeh ta mamlekat ra sarosaman dahid, begoo chikar mikoni?
Posted by: Abbas at December 13, 2008 07:04 PM
اميدوارم ايشان هم زودتر آزاد شوند. خيلي خوب نوشتيد آقاي نبوي در مقام دفاع و چيزهاي ديگه. در ضمن خيلي خوشحالم كه حالتون بهتره و اميدوارم كه نابغهي طنز ايران رو هميشه سرحال ببينم. ولي متاسفانه نميدونم چرا اين احساس بد رو دارم كه شما وقتي حالتون بده يا در حالت بدي قرار داريد نوشتههاتون قشنگتر ميشه. D:
Posted by: مهدي ابراهيمي at December 13, 2008 07:10 AM
agha jaan mishe befarmaeed agar shoma 25 ya 26 saale budid ba in jama'ate nekbat che mikardid ?? mishe ye adress bedid!! man maghzam gheyre khoshunat o etesab o dava javab edigari nemide vali az on varam agar basijihaye aziz o dde bashin ke hatman moftakhar budid!! ona kheyli gondan o nemishe bahashun dar oftad , begu che bayad konim ??? harjuri ke hesab mikonam kheyli kheyli zud har chi ke anjam she , javab bede bara naveye man khube . alan che konim ????????
Posted by: damoon at December 13, 2008 01:50 AM
be nazare man in derakhshan hamon ashghale on moghast ama mesenke shoma yadeton rafte az tarafiam khodamam dost nadaram ke zendan bashe che hoseyn che kase dige
Posted by: sanaz at December 12, 2008 07:15 PM
حسی عادت داشت به مسافرت که میرفت عکس میگرفت و به قول خودش میگذاشت " اینجا " تا به ايرا آمد و برداران غیور ما آن را گرفتند و به يک جای آن گذاشتند که نای گذاشتن عکس در هیچ جا را نخواهد داشت و این يک پيام بود .
Posted by: گیجعلی at December 12, 2008 06:39 PM
khili khili khob
1000afarin
Posted by: nima at December 12, 2008 05:14 PM
fogholadeh bood
Posted by: soody at December 12, 2008 04:44 PM
همه چیز به شدت مشکوک میزند من جمله سکوت اهالی بلاگستان و حتی اصرار شما. علی ایهاالحال ما هم به دلمان به حال خانواده اش و بیشتر خودش سوخت اخر یکی نیست بگوید اصلا حسین درخشان قدوقواره ی این حرفها نیست که اینها مدام نشخوار میکنند .
(حسین اقا حالا بفرما در مدح احمدی نژاد قلم فرسایی بفرما اینهم نتیجه اش...... فقط خدا کند اعدامش نکنند !اگر هم ناگهانی مورد الطاف بی شائبه ی حضرات واقع شد هم ما نعجب نخواهیم کرد.....اینجا همه چیز ممکن است)
Posted by: hosseyn at December 12, 2008 04:30 PM
آقای نبوی عزیز،
من هم مثل خیلیهای دیگر از چندین سال پیش وبلاگ درخشان را تقریبا بطور منظم دنبال کردهام و با نظرات عجیب او در این دو سه سال اخیر کاملا مخالف بودهام ولی حق طبیعی او میدانستهام که البته به هر نظری که فکر میکند درست است، معتقد باشد. تنها چیزی که حق او نمیدانسته و نمیدانم لگدپراکنی و تهمتهای بیپایه او به تقریبا تمام اندیشمندان، هنرمندان و فعالین حقوق بشر مخالف نه جمهوری نه اسلامی بوده است. با همه این حرفها او را در جامعه ایران آدمی متفاوت و بسیار جالب دانسته ام و حالا هم مثل شما و خیلیهای دیگر بشدت نگران سلامتی و آینده او هستم. نگران این نیستم که او را «تخلیه اطلاعاتی» کنند. او اصلا اطلاعاتی که بدرد سیدعلی بخورد ندارد، نگران اینم که شخصیتش را بشکنند به غرورش به عنوان یک انسان لطمه بزنند و خردش کنند. او جوان است و هنوز هزار سودا. خواهش میکنم بیشتر بنویسد. قلم شما موثر است و خوانندگانتان پر شمار. «هرچه فریاد دارید» سر سیدعلی پینوشه بکشید - خواهش میکنم.
Posted by: شاهین at December 12, 2008 02:35 PM
سلام
2 شب پیش صدای امریکا خبر بازداشت درخشان رو اعلام کرد
Posted by: elnaz at December 12, 2008 11:45 AM
داور جان سلام بر عالم عشق و معرفت
بوی مرام آمد
دل بزرگی داری، تبریک
Posted by: ممل at December 12, 2008 01:42 AM
شما درست میگی اخه حسین چی داشت که بتونه جاسوس بشه تازه جاسوس جمهوری اسلامی بود بیشتر اطلاعات داشت تا جاسوس اسرائیل اما حالا که این جناب حسین درخشان که جاسوس نیست تا رسیده به زندان همه چیز گفته اون از جریان دستگیری جاسوسان اسرائیل که معلوم نیست چه بدبختهایی رو فدای خودش کرده تا نجات پیدا کنه اونم از جریان تهدید مرتضوی بر ضد وب لاگ نویسهای ملحد...شما ملت چرا فکر نمیکنید یکذره نبوی من فکر میکردم تو یکی لااقل کمی فکر میکنی یکهو مرتضوی خواب نما شده میخواد با وب لاگ نویسهای ملحد مبارزه کنه؟؟؟ما مردم ایران نه دشمنیمون دشمنی نه دوستیمون دوستیه ...حرفهای من وقتی بتون اثبات میشه که خیلیها فدای این کثافت لجن شدند
Posted by: nane at December 11, 2008 11:08 PM
ابراهيم خوشمان آمد! با آنکه مثل من دلت می خواهد سر به تن حسين نباشد اما داری صميمانه برای آزادی اش تلاش می کنی. هر چند که اگر قرار باشد کسی حسين را تنبيه کند و تو سرش بزند، اين تو و من و ديگر بربچه ها هستيم که اين حق را داريم و نه مرتضوی و شريعتمداری. دمت گرم.
Posted by: احمد at December 11, 2008 10:30 PM