پنجشنبه 21 آذر 1387
پنجشنبه 21 آذر 1387

و آنان به کدامین گناه حذف شدند؟ ناطق نوری که گفته می شود تئوری تشکیل دولت ملی را پیشنهاد، هاشمی رفسنجانی در تئوریزه کردن آن کمک و کرباسچی آن را تائید کرده تا امروز مرعشی آن را ضایع کند، گفت: " بسیاری از نیروها را بعد از دوم خرداد به جرم ناطقی بودن حذف کردند." البته من کاملا موافقم که تشکیل یک دولت وحدت ملی به دلایل زیر درست است( در اینجا نبوی جدی است.)
1) مطمئنم که هیچ نیرویی برای برانداختن حکومت حداقل تا یکی دو سال دیگر وجود ندارد.
2) اگر چنین نیرویی وجود داشت، در بهترین حالت یک انقلاب راه می انداخت مثل همین قبلی که راه انداختیم و گل زدیم به دروازه خودمان.
3) مطمئنم که نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور نمی توانند وضع ایران را تغییر دهند، بخاطر اینکه حاضر نیستند به ایران بروند، و تغییر ایران از ریموت کنترل از راه دور ممکن نیست.
4) در هیچ حالتی معتقد نیستم اصلاح طلبان بیرون نظام قادر به حل مشکلات کشور باشند. آنها درست است که سراغ خانه کدخدا را می گیرند، ولی کسی که توی ده راهش نمی دهند که نمی تواند خانه کدخدا برود، آن هم این کدخدایی که ما می بینیم.
5) ناراضی ترین آدمها از وضع کشور، مدیران حکومت موجودند، آشناترین آدمها به مشکلات کشور، کارشناسان حکومت موجودند، مدیرترین آدمهای ایرانی برای اداره وضع موجود، مدیرانی هستند که در این بیست سال مدیریت کرده اند، بی اعتقادترین آدمها به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی، کارکنان وزارت اطلاعات و مدیران ارشد نظام اند، مهم ترین کسانی که می توانند روحانیون مازندران را کنترل کنند، روحانیون دیگر مازندرانند و الخ.....
6) مشکلات کشور ما از نظر من، نه مشکل زنان و تبعیض جنسی، نه مشکل آزادی مطبوعات، نه مشکل تغییر قانون اساسی، نه مشکل رفع تبعیض، نه مشکل حجاب، نه مشکل آزادی بیان و آزادی برگزاری انتخابات و اصولا هیچکدام از اینها نیست، ضمن اینکه همه اینها هم هست. ولی مشکلات اصلی کشور به نظر من، نداشتن امنیت اقتصادی، نداشتن سیاست انرژی، اتلاف انرژی و سرمایه، بزرگ بودن دولت، نبودن سیستم حزبی، توقف تولید اقتصادی، از دست دادن هژمونی در منطقه، قطع ارتباط ایرانیان درون و بیرون، سیاست غلط در قبال نیروی انسانی، کاهش سیطره برنامه بر دولت و مواردی از این دست است.
7) اصولا سیاسی بودن دولت شدیدا برای آینده ایران خطرناک است، دولت از حد وزیر به پائین نباید با تغییرات سیاسی و یا انتخابات تغییر کند. رئیس جمهور فقط باید حق تغییر وزرا را داشته باشد. اصلا کشوری که مردمش در عرض ایکی ثانیه قانون اساسی شان را جر می دهند و یک قانون اساسی دیگر می نویسند و حکومت عوض می کنند و توی دهن این دولت می زنند که نباید اینقدر تغییرات شان زیاد باشد.
به همین دلایلی که گفتم، اصولا من معتقدم بزرگترین شانس ما در حال حاضر یک دولت ائتلافی است، یک دولت که واقعا هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا و حتی ملی مذهبی و حزب اللهی دبش هم در آن حضور واقعی داشته باشند. برای همین هم معتقدم که:
اول: یک دولت ائتلافی در صورت سهمیه بندی درست از قدرت، باعث کاهش شکاف های دولت با ملت و افزایش ثبات می شود، مثلا کروبی، میرحسین موسوی، عسگراولادی، رضا خاتمی، سید محمد خاتمی، بهزاد نبوی، کرباسچی، جواد لاریجانی، مهاجرانی، حداد عادل در یک دولت قابل جمع اند.
دوم: کشور ما در حال حاضر تعداد زیادی رهبر دارد، ولی مردم فقط به یکی بدو بیراه می گویند. ما به جای وزیر دبیر حزب و به جای رئیس جمهور، رهبر داریم. به نظرم می رسد این روند را باید متوقف کنیم.
سوم: علت تنش در ایران دعوای قدرت، و علت دعوای قدرت سهم نداشتن گروههای اجتماعی در قدرت و علت سهم نداشتن گروههای اجتماعی در قدرت، انحصارطلبی تاریخی ایرانیان است. ما مجبوریم یک جا جلوی این بلاهت تاریخی را بگیریم. می دانم همه تان فکر می کنید من نوکر هاشمی رفسنجانی هستم، اما می خواهم بگویم من نه تنها نوکر هاشمی رفسنجانی، بلکه نوکر ناطق نوری هم هستم، به شرط اینکه مدارا داشته باشند و هر روز شروع نکنند به حذف دیگران.
چهارم: تلاش گروهی که دولت ائتلاف ملی را می خواهد تشکیل بدهد، تلاش بزرگی است. حتی مهم تر از افتادن قدرت به دست اصلاح طلبان است، اصلاح طلبان در نهایت 40 درصد پشتوانه اجتماعی را ممکن است داشته باشند( آمار مذکور بر اساس محاسبات بیضی و دایره عرض شد) دولتی پایدار است که بتواند هفتاد درصد نیروی اجتماعی را پشت سر خودش داشته باشد. (این محاسبه ربطی به دولت پانزده در صدی احمدی نژاد ندارد)
حالا همه اینهایی که گفتم درست و صحیح و زیبا و منطقی، منتهی اصل قضیه فراموش شد. اصل قضیه این بود که ناطق نوری گفت: " بسیاری از نیروها را بعد از دوم خرداد به جرم ناطقی بودن حذف کردند." البته فکر نکنم این طور باشد، تا جایی که من دیدم که این طور نبود، یعنی واقعا این شکلی که نبود. یعنی باید موارد زیر را بگویم که:
اولا: درست است عده ای خاتمی چی بودند و عده ای هاشمی چی بودند و عده ای احمدی نژادی هستند، ولی این دلیل نمی شود که آقای ناطق هم بگوید عده ای ناطقی بودند؟ نبودند؟ بودند؟
دوما: اصولا تا هفته قبل که آقای ناطق نگفته بود یک نظر خاصی دارد، بیست سالی بود که ما نمی دانستیم ایشان نظر خاصی هم دارد، همینطوری که نیست به آدم بگویند ناطقی، باید با بقیه فرق داشته باشد. یعنی یک عده باید به هم شبیه باشند و با بقیه فرق داشته باشند تا بشوند یک عده، وگرنه این طوری ها که نیست، یک طور دیگری است.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/518
وحدت اونم ملی؟مشکل دیکتاتوریه اون آقاست که توپم تکونش نمیده.
Posted by: kermanshahi at December 14, 2008 07:30 PM
sallam
dolate etelafi yani zire lavayr osoolgaraha 4ta eslatalabam biaran ke darbas dar khedmatan va be hichonvan man ba nazaretoon movafegh nistam ke in harkat be nafe mardome
Posted by: amin at December 12, 2008 05:57 PM
کار داره به جایی میرسه که به کمتر از حذف رهبری و روحانیت راضی نشیمم . باید دین و سیاست از هم جدا شه .کار از همبستگی و وحدت ملی گذشته .
Posted by: husen at December 12, 2008 02:29 PM
آقای نبوی،عقاید سیاسیمون خیلی نزدیکه،ولی دولت وحدت ملی رو عملی نمیبینم.
نمیشه این آقایون رو دور هم جمع کرد،همونطور که نمیشه مککین و اوباما رو همزمان تو یه کابینه داشت. حتی اون آدمایی هم که اسم بردی(با اینکه معتدلهای هر دوطرفن)،خودت بهتر از من میدونی که اختلافهای ریشه ای دارن.
من معتقدم حتی اگه آقایون این دولت رو تشکلیش هم بدن،یا بعد یه مدت یکی از دوطرف از کابینه به تدریج حذف میشن،یا توی دولت اختلاف بالا میگیره و اونجا هم یارگیری میکنن نتیجه اش هم این میشه که مجبور میشن اختلافشون رو ببرن پیش بالا حل کنند, از بالا خط بگیرن(و عملا بقول خودت رهبرمون میشه رییس جمهورمون) یا حتی اگه هیچ کدوم از این اتفاقا نیافته و اینها رو با هر بدبختی توی یه کابینه نگه داشت،نمیتونن کاری از پیش ببرن،دولت منفعل میشه.
دستگاه اجرایی بالاخره باید به یه سمت مشخص حرکت کنه،یا باید اقتصاد آزاد رو دنبال کنه یا بسته،یا باید فضای سیاسی باز رو دنبال کنه یا بسته،یا... ترکیب این دو به انفعال می انجامه.
Posted by: ali m at December 12, 2008 03:53 AM