سه شنبه 5 آذر 1387

درخشان را آزاد کنید

derakhshan.jpg
تقریبا تردید چندانی ندارم که حسین درخشان در بازی های اطلاعاتی سازمان های مختلف اطلاعاتی گرفتار شده است. وقتی از مامورین اطلاعاتی می پرسی می خواهم برگردم، چه کنم؟ می گویند هیچ تضمینی نیست، حتی وزارت اطلاعات هم نمی تواند تضمین بدهد. طبیعتا منظورم این نیست که داستان درخشان موضوع بسیار عجیب و غریبی است، به نظرم حسین به هر حال یکی از همین روزها آزاد خواهد شد، ولی سکوتی که همه ما، یا اکثرمان کرده ایم، به نوعی وحشتناک است و کمکی به کسانی است که می خواهند سر صبر و با حوصله حسابی تکه تکه اطلاعاتی که این آدم دارد بکشند بیرون.

به تفصیل گفتن بماند بعد، مختصرا این موارد را باید بگویم:

1) گفته می شود حسین درخشان بخاطر سفر به اسرائیل و بدتر از آن جاسوسی برای اسرائیل زندانی و تحت بازجویی است. اگر چنین باشد، ما همه موظفیم از او دفاع کنیم. سفر حسین درخشان به اسرائیل علیرغم انتقاداتی که به او داریم، حق طبیعی او به عنوان یک ژورنالیست است و دولت حق ندارد او را که بطور صریح و روشن سفری به اسرائیل کرده و نه تنها نمی خواست چیزی از آن را مخفی کند، بلکه ناراحت بود که چرا همه از آن حرف نمی زنند، بازداشت کند. اگر بخاطر سفر به اسرائیل بازداشت است که سفر رفتن به اسرائیل که بازجویی ندارد، چه چیزی را می خواهند بدانند، او که روز روشن به اسرائیل سفر کرد و همه چیزش را اعلام کرد، اگر سفر به اسرائیل جرم است، دادگاهش را تشکیل بدهید و سه ماه زندانش کنید و تمام، بازجویی برای چیست؟ کسی که سفرنامه می نویسد که سفرش را پنهان نمی کند. و اگر هم متهم به جاسوسی است که اینها شوخی است، چطور ممکن است آدمی که برای اسرائیل جاسوسی می کند، این همه اصرار داشته باشد که از همه صحنه های جاسوسی اش عکس بگیرد. از همه اینها گذشته، سفر به اسرائیل از نظر جمهوری اسلامی جرم است، ما که جمهوری اسلامی نیستیم، ما باید از کسی که به این جرم دستگیر می شود دفاع کنیم.

2) به لحاظ انسانی، حتی اگر حسین درخشان علیه دیگران رفتاری غلط داشته باشد، تمام این مشکلات ناشی از رفتارهای غیرانسانی و ظالمانه دولت جمهوری اسلامی است. نفس اینکه کسی بخاطر مواضعش در یک جای دیگر دنیا، یا سفرش به یک کشور، و بازگشت به سرزمین خودش چنان به عسرت بیفتد که بازگشتش به زادبوم خودش تبدیل به آرزویی بشود که بخاطر رفتن به خانه پدری از او بخواهند اعتقاداتش را تغییر دهد، یا خودش چنین کاری بکند، شیوه ای است ظالمانه. این رفتار غیرانسانی که با بسیاری از هموطنان ما می شود و به صرف داشتن اعتقادی یا گفتن حرفی که در جغرافیایی دیگر گفته شده آدمی حق ندارد به سرزمین خودش برگردد، فاجعه و ظلم است. این چه معنی دارد که آدمی بخاطر اینکه به سرزمین خودش برگردد و مادر و پدرش را ببیند، باید ماهها بلرزد و بترسد و با اضطراب بازگردد و آسمان میهنش را با چشمانی ترسان ببیند؟ مگر ما ایرانی ها چه گناهی مرتکب شدیم که صدها هزار نفرمان حق نداریم به کشور خودمان برگردیم و باید هزار تاوان برای این حق طبیعی مان بدهیم؟

3) حسین درخشان، چه به زعم خودش تغییراتش حاصل اندیشه و بازنگری در چارچوب فکری اش بوده یا به زعم برخی از مخالفانش این تغییر رفتار، ناشی از اشتباهات او باشد، در هر حال حق دارد که تغییر کند و حق دارد که انتظار داشته باشد که تغییراتش را بپذیرند. دستگیری درخشان و حداقل ایجاد محدودیت برای او در 15 روز گذشته و به احتمال قریب به یقین اجرای بازجویی در مورد او، بی تردید فاش کننده همه دروغ هایی است که احمدی نژاد با صدای بلند در آمریکا گفته است. وقتی رئیس جمهور دروغگو اعلام می کند که مخالفان ما آزادی کامل دارند، یا مطبوعات ایران آزادی کامل دارند، باید پاسخ بدهد که وقتی نویسنده طرفدار دولت آزادی ندارد، وای به حال منتقدانی که دائم تهدید می شوند. دستگیری حسین درخشان فاش کننده تمام دروغ ها و فریب های شخص رئیس جمهور در حضور رسانه های آمریکایی و اروپایی است. و وقتی سفر افرادی مانند آقای سلامتیان یا امیر احمدی با نظارت نماینده دولت و بدون مشکل برگزار می شود، دولت نمی تواند مسوولیت سفر حسین درخشان را نپذیرد.

4) بی تردید من و دوستان من منتقد جدی حسین درخشان هستیم، ممکن است که فردا او را آزاد کنند یا خودش اعلام کند که رفته بود سر کوچه ماست بخرد و طول کشید تا برگردد. اگر در آن حالت او دوباره به برخوردهای قبلی اش ادامه دهد، ما دوباره به نقد رفتار او می پردازیم. اما امروز و در این وضع، کاری که با او می کنند، شرم آور و غیر انسانی است. ما موظفیم، چه خودش بخواهد و چه نخواهد از او دفاع کنیم. حسین درخشان مصداق بارز دروغ گویی رئیس جمهور در مورد آزادی در کشور است.

من بیشترین مقالات و مطالب را با چشم باز و با آگاهی کامل علیه درخشان نوشتم، با علم به این در خودم می بینم و از همگان می خواهم که در این شرایط به دولت فشار بیاورند تا درخشان آزاد شود. تجربه تلخ بی پناه ماندن سیامک پورزند، مثل طوق لعنت دور گردن نیروهای سیاسی و روشنفکران ماست، ما از پورزند دفاع نکردیم و بخاطر همین که هیچ کس از پورزند دفاع نکرد، یک سال او را در فراموشخانه بازجویی های حقیر و رذیلانه نگه داشتند. نگذاریم این داستان تکرار شود.

منتظریم که درخشان بزودی آزاد شود. اگر این اتفاق بزودی رخ ندهد، آنوقت تکلیف ما با این رفتار ظالمانه ماجرایی دیگر است.

ابراهیم نبوی
سوم آذر 1387

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/516

Comments

Salam Ebrahim e Aziz,
Hossein e Derakhashan chizi nist ke arzeshe sohbat kardan dashteh basheh, poshtibani haye e CHENDESH AVARESH ro az Ahmadi Nejaad va daar o dastash beshe faramoosh kard, in adam zaatan KHOD FOROOSH be donia oomadeh va hamintor ham mimireh, motmaen hastam khodesh ham nemidooneh tarafe kie!!

Posted by: Mohamad at December 10, 2008 08:48 AM

faghat khastam salami arz karde basham aghaye nabaviye aziz

Posted by: haniye at December 8, 2008 04:10 AM

سلام

آدم خیال میکنه از وقتی وبلاگ حسین درخشان آپدیت نمیشه شما هم اینجا رو تخته کردی

لااقل یه مطلب جدید بذار هربار که صفحه رو باز میکنیم عکس نامبرده کوبیده میشه تو صورتمون

Posted by: کیوان at December 7, 2008 07:58 PM

به این میگن دمکراسی واقعی. حمایت شما از کسی که خیلی هم قبولش نداشتید قابل تحسین است

Posted by: nayyer at December 6, 2008 09:17 PM

chera pas nazare mano nazshtid injaaaaaaaaaaaaa?tamas ba shoma ham ke ghate baba

Posted by: sanaz at December 6, 2008 08:10 PM

To have defended the IRI, at the time in history that Derakhshan did, was an honorable deed. His critic were those who threw the country in the jaws of the Bush dogs, in my opinion.

The IRI is capable of doing anything; why wouldn't they arrest their own spy to take attention off of him, for example?

Velvet revolutionaries of Iran shoudl get themselves off of the Washington payroll, if they want to be any more credible to me that Derakhshan is.

Posted by: naj at December 6, 2008 05:47 PM

پای یک مسجد متروک بنای ده ماست
نو تر از منظره ها، مقبره های ده ماست
خانه هامان گلی و پنجره هامان بسته
فقط این مسجد مترو بنای ده ماست
پدرم از ده بالا که غروب آمد گفت:
" هرچه بدبختی و رنج است برای ده ماست "
کدخدای ده ما هرچه بگوید حق است
کدخدای ده ما نیست خدای ده ماست
ما از این زندگی آخر به خدا خسته شدیم
این صدا مختص من نیست صدای ده ماست
آه چوپان جوان خسته نباشی بنواز
فقط این نی لبکت لطف صفای ده ماست


تقدیم به ابراهیم نبوی عزیز از طرف چوپان جوان

Posted by: Hossein at December 6, 2008 11:32 AM

ensanha baraye residean be ahdafeshoon hameh kari mikonand va ghatl yeki az in karha ast .jamiyate morghha behtar az ensanha hastand choon ham nooa khod ra nemikoshand.

Posted by: mahmood22 at December 5, 2008 02:49 PM

خود کرده را تدبیر نیست.

Posted by: Ramin at December 5, 2008 07:06 AM

ببینید ضعف و درماندگی رژیم تا چه حدیه که حتی به نوچه های خودشم شک میکنه....حکایت اون بابا که از سایه خودشم میترسیده.....اما سرنوشت محتوم همه دیکتاتوری ها فنای با ذلته.....تاریخ اینو میگه

Posted by: arya at December 5, 2008 04:09 AM

jomhori eslami ke montazere faghat pedare melato darare ama derakhshan khodesham nemidonest dasht chi kar mikard kara va afkaresh fogholade baham tanaghoz dashtvali omidvaram harche zoodtar azadshe

Posted by: sanaz at December 3, 2008 08:15 PM

salam ostad nabavi
yadame ke cheghadr az adamforooshiye in hoseyne derakhshan migofti.
va inke cheghadr khodesho be har ani malid ta be alefnoon nazdik beshe .

na omid nakon maro.
in baba hanoozam dareh faheshegiye doolato mikoneh.

هرچی می گی قبول، ولی فعلا زندونیه.
ابراهیم نبوی

Posted by: reza at November 25, 2008 01:38 AM

آقای نبوی
جمهوری اسلامی اینروزها بی خودی کسی را اعدام نمی کند. این اشتری هم که اعدام شد بیشتر به خاطر فروش قطعات معیوب دستگاههای گریز از مرکز بود که جهت غنی سازی اورانیوم از آنها استفاده میشود.

حسین درخشان اطلاعی از جایی ندارد که بخواهد جاسوسی کند و این را وزارت اطلاعات خوب می داند. حداکثر یک چند روزی کتک میخورد و بعد آزاد میشود. فقط چون عنصر سوخته ای است بدرد هیچ کار دیگری نمیخورد و پس از رهایی از زندان ممکن است عده ای.........

Posted by: حسین at November 25, 2008 01:22 AM

فكر ميكنم سوء تفاهمي بين اطلاعات و دادستاني پيش آمده كه برطرف خواهد شد

Posted by: محمدرضا بزمشاهي at November 25, 2008 01:21 AM

مرسي داورخان
اين چند روزهمنتظر بودم چيزي بنويسي درباره‌اش.اصولگرايي از آزادي‌گرايان بسيار پسنديده است.

Posted by: پي‌كولو at November 25, 2008 12:53 AM

خیلی‌ خوشحال شدم این بلاگ را خوندم. با همهٔ نفرتی که از اعتقادای درخشان دارم این روزا بدجوری نگرانشم

Posted by: bahar at November 25, 2008 12:42 AM

Post a comment




Remember Me?