جمعه 3 آبان 1387
جمعه 3 آبان 1387

آن مخدره خدر خاص، آن صاحب ارادت و اخلاص، آن دهنده الهام، آن جوینده نام، آن سوخته محمود در اشتیاق، آن دائم الاحتراق، آن نگارنده معجزات احمدی، آن زننده اتهامات ابدی، آن مصداق بارز قحط الرجال، آن مسوول مستقیم بیت المال، آن معاند خاتمی و هاشمی و قالیباف، آن علیامخدره دائم العلاف، آن سوخته نسبتا خام، آن نگارنده کلام، فاطمه الهام- رضی الله عنها- سی سال در آشپرخانه بود و فحش هایش جانانه بود و ژنرال بی نشانه بود.
نقل است چون به دنیا آمد، در قنداق پوشیده بود. پس حکیمان جمع شدند از این حکمت، صدا آمد که هیچ مگوئید که او مستور باشد و مستور بماند. تا شیخ حسن انزابی- رضی الله عنه- ندا درداد که این نشود، مگر معجزتی گردد. پس طفل به زبان آمده و دستور بداد تا شیخ انزابی خلع لباس بکردند و تا در جهان بود سی تن خلع لباس بکرد و این از کرامات او بود.
نقل است که پدرش از اجله شیوخ بود، چون به ده سال رسید شیخ دوانی گفت: " یا فاطی! علم بیاموز که خدای تو را رحمت کناد." پس فاطی به مکتب برفت و چند تن را بزد و چند بار به حال غشوه بیفتاد و علیه شیخ ابولحسن همدانی نطق بکرد و آرام نگرفت تا شیخی از نور بر وی ظاهر شد و سووال همی کرد: " زنم می شی؟ عروس مادرم می شی؟" و فاطی همانا گفت: " اگه من زنت بشم تو رو با چی بزنم؟" و معروف کرخی نقل همی کرد که شیخ پاسخ داد: " اگه شوهرت بشم، یار و یاورت بشم منو با نامه بزن." و از این بود که فاطمه با شیخنا غلامحسین ازدواج همی کرد و تا عمر وی باقی بود هر کس را با نامه های خود بزد.
شیخ فاطمه کلماتی عالی بگفت، " الخاتمی الخائن یخرج ینتقدونی" ( ترجمه: از خاتمی انتقاد کردم و اخراج شدم.) و بگفت: " الله الله موقت المشاغل انا الفقیر المسکین" ( ترجمه: من همیشه شغل های موقت داشتم.) و بگفت: " یحرمونی یحرمونی فی الارشدنی ولایجرمونی"( ترجمه: از ورود به دوره کارشناسی ارشد محروم شدم.) و بگفت: " الاوف! انت ضعیف الصاحب الدار و یفتخرونی نات لایک یو این ددر دودور" ( ترجمه: یک زن خانه دار هستم و افتخار می کنم.)
نقل است که چون شیطان بر او نازل شد، از هیبت و هیمنه او بترسید و گریخت و از همین بود که هر روز اجنه و ابلیس و آل و دیو بر وی نازل شده و از همین بابت کلمات عالی از وی صادر شد. پس بگفت : " اکنون بنده تنها ترین گردیده ام" و چون سپاهی از اجنه بر وی نازل شدند، فرمود " ماههاست ترور شخصیت و تخریب من آغاز شده." و بگفت: " ترور شخصیتی فاطمه رجبی یعنی قتل عام آزادگی." و یکی از کرامات او این بود که همی نوشت: " این نوشته من است و در ساعت ده و سی دقیقه صبح نوشته شده و دکتر الهام در جلسه شورای نگهبان است، بنابراین وی نقشی ندارد." و این سخن را سی تن از شیخان بخواندند و بیست تن از آنان از هیبت این نبشته صحیه کشیده جان دادند و ده تن به بیابان گریختند.
نقل است که شیخ فاطمه چون از خانه ابوی خارج بشد، به بیابانی وارد شده و سی شب گرسنه و تشنه در آن بیابان نشست و عبادت خدای را بکرد تا همی دلیوری ماک دونالد- کثرالله امثالهم- از بیابان همی گذشت و وی را بدید که گرسنه و تشنه است، پس همبرگری بر او داد. فاطمه بگفت: این را خدای فرستاد؟ دلیور ندانست چه گوید، پس همی گفت: یس. و فاطمه آن همبرگر به ده روز بخورد و هرچه خورد تمام نشد و شیخ قطب الدین زریباف درباب او گفته است که در بیابان شیری بر وی نازل شده خواست او را بخورد، پس فاطمه مقالتی نوشته و شیر فی الفور خلع لباس کرده و از ترس گریخت. و از این کرامات عالی بسیار نقل است.
چون وقت آمد شبی تلویزیون همی دید و چون به خواب همی شد، زورو- اعلی الله مقامه- به خواب وی آمد. پس تا بیدار شد، غشوه بر وی ظاهر گشته، خانه و کاشانه بگذاشت و به بیابان همی گریخت. تا بیست سال. و دائم سنگ و آجر می خورد از فرط امساک که در وی بود. تا اینکه هاله نوری بر وی ظاهر شده و شیخ محمود ارادانی با هواپیمایی اختصاصی و سی محافظ بر وی وارد بشد. تا این بدید بگفت: " این سفینه بهشتی چیست و این سی فرشته کدامند؟" پس محمود بگفت: این ها را همانا خدای فرستاد. پس حال فاطمه بگردید و از آن پس دائما لرزان و در اشتیاق بود و گفت: " هر چه از این تحفه الهی بگویم کم گفته ام." و بگفت: " خدا باعث ظهور احمدی نژاد شد." و گفت: " احمدی نژاد یک انسان امام زمانی است." و گفت: " رای آوردن احمدی نژاد روز محشر را برای ملت نشان داد." و گفت: " اگر می توانستند احمدی نژاد را می کشتند." و بزرگترین کرامات آن این بود که گفت: " من احمدی نژاد را یک بار در کوچه موقع سوار شدن بر ماشین دیدم."
چون خواست از دنیا برود، حضرت عزرائیل بر وی نازل شد و گفت: " آماده شو برویم." شیخ فاطمه بدو مشکوک شده و همی گفت: تو را هاشمی و فائزه و فاطمه فرستادند تا مرا زندان بری؟ عزرائیل گفت: لا. پس بگفت: تو را خاتمی و مشارکت فرستادند تا مرا زندان بری؟ عزرائیل گفت: لا. پس بگفت: تو را قالیباف و معاونان و مشاورانش فرستادند تا مرا زندان بری؟ عزرائیل گفت: لا. پس همین طور دشمنانش را بشمرد و از آن روز تا حال دو هزار سال گذشته است و عزرائیل و فاطمه در سووال و جواب اند.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/480
ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:ذکر احوال فاطمه رجبیه:
» Lortab cheap. from Cheap lortab.
Lortab for cheap. [Read More]
Tracked on August 1, 2009 06:53 AM
» Lortab 10mg 500. from Lortab 10mg 500.
Lortab 10mg 500. [Read More]
Tracked on September 28, 2009 02:24 PM
هر چند وقت یه بار میام اینو میخونم هر سری هم کلی لذت میبرم. نبوی خیلی می خوامت! مثل توت فرنگی مینویسی
Posted by: امید at November 29, 2009 12:41 AM
سلام آقای نبوی
براتون آرزوی سلامتی می کنم. می خواستم خبری از آقای علیرضا رضایی بگیرم اگر شما خبر دارید. مدتی است که دیگر چیزی نمی نویسد و ما همه نگرانیم که مشکل مهمی برایش پیش آمده باشد. فکر کردم شاید شما از نزدیک ایشان را بشناسید.
خدا نگهدار
Posted by: شراره at October 29, 2008 05:21 PM
salam aga ay val aval aga nabaviro ay val
Posted by: vahid at October 29, 2008 03:49 PM
جمعي از تشكلهاي غير دولتي لرستان در نامهاي سرگشاده خطاب به مسوولين كشوري و استاني ضمن اشاره به وضعيت استان، خواستار توجه ويژه هيات دولت به مسائل و مشكلات از جمله صنعت، اشتغال، گراني و بيكاري شدند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه لرستان، جمعي از فعالين كانونها و تشكلهاي غير دولتي استان از جمله كانون باران، ياران سبز، جمعيت حاميان محيط زيست، كانون همياران سلامت روان، حاميان رشد و توسعه شهري خرم آباد و انجمن پيشگيري از اعتياد در نامهاي سرگشاده به مسوولين كشوري و استاني با اشاره به مسائل و مشكلات استان خواستار توجه بيشتر هيات دولت به رفع اين مشكلات در سفر دوم به استان شدند.
در اين نامه سرگشاده آمده است: ضمن خير مقدم به رياست جمهوري وهيات همراه جمعي از ما مردم خرمآباد و عضو تشكلهاي غير دولتي استان بر اين باوريم كه پس از گذشت حدود سي سال از انقلاب، لرستان در نگاه حاكميت جايگاه ومنزلت خود را دارا نيست كه نمونه آن شهر خرم آباد مركز استان است كه به يك ده بزرگ بيشتر شبيه است تا به يك شهر و نتيجه مسافرتهاي گوناگون مسئولين و تصويب مصوبه ها وهمدردي مسئولان در سطح كشور و فرياد بعضي از مسئولان استاني و شهري ونارضايتي اكثر مردم از وضع موجود تا كنون راه به جايي نبرده وهمچنان ما در صف توسعه وپيشرفت كشور از آخر، اول هستيم!
در اين نامه آمده است: از رياست جمهوري و هيات همراه تقاضا داريم كه بررسي طرحهاي توجيهي واقتصادي ومنبع اعتبار وتخصيصهاي مربوطه وديگر مطالعات لازم را قبل از مصوبهاي گوناگون كارشناسي وآنگاه نسبت بهتصويب طرحها اقدام كنند تا به سرنوشت مصوبههاي قبلي در سفر اول به استان وبعضا در سي سال گذشته مبتلا نشوند زيرا در لرستان اول طرحها مصوب مي شوند وبعد به دنبال اعتبار وطرح توجيهي ومطالعاتي و... ميروند .
در ادامه با اشاره به وضعيت استان بيان شده است: وضعيت لرستان از نظر اقتصادي وفرهنگي وناكار آمدي ادارات به فاجعهاي تبديل شده كه جز با تجديد نظر در ديد كلان مسئولين نظام نسبت به استان واولويت سرمايه گذاري توسط دولت در راستاي ايجاد مراكز صنعتي وتوليدي وايجاد اشتغال وهمچنين فراهم كردن بستر مناسب جهت ايجاد وتقويت نهادهاي مدني وصنفي وسياسي مستقل جهت حضور كليه كساني كه با هر گرايش فكري دل گرو آبادني وتوسعه ملي ومحلي دارند فراهم نخواهد شد ، چرا در لرستان با حدود ١ ميليون و٨٠٠ هزار نفر جمعيت ٥٠ واحد صنعتي فعال وجود ندارد ولي در قزوين با ١ ميليون و٢٠٠ هزار نفر جمعيت ٢٨٠٠ واحد صنعتي فعال وجود دارد؟ البته ما مخالف توسعه وپيشرفت قزوين وساير نقاط كشورمان نيستيم بلكه خواهان توسعه وترقي متوازن در سطح كشور هستيم، استان لرستان در سال ٥٦ در بين ٢٤ استان رتبه ١١ را از نظر توسعه يافتگي داشته است ودر آستانه انقلاب ، خرم آباد با فراهم شدن زير ساخت صنعتي جهت اشتغال حدود ٢٠ هزار نفر در آن زمان كه جمعيت ايران ٣٦ ميليون نفر بوده فراهم شده بود مانند شركت پارسيلون، كشت وصنعت ، چرم وپوست ، يخچالسازي ، پوشاك و.. در حاليكه هم اكنون بر اساس آمار مركز آمار ايران در پائيز ٨٦ لرستان رتبه اول بيكاري كشور را بدست آورده است.
در ادامه آمده است: ملكشاهي راد، نماينده خرمآباد در مجلس شوراي اسلامي در اولين نطق پيش از دستور خود مي گويد لرستان كانون بي توجهي مسئولان است با وجود ١١ درصد آبهاي كشور در لرستان از مجموع ٢٧٣ سد كه توسط وزارت نيرو در كشور ساخته شده است حتي يك سد هم سهم لرستان نبوده است.
مديركل ثبت احوال لرستان اظهار داشته آمار طلاق در سال ٨٦ نسبت به سال ٨٥، ٨/١٤ درصد افزايش داشته است، مديركل زندانهاي لرستان ميگويد در زندانهاي با ظرفيت ١٨٠ نفر ٧٥٠ نفر نگهداري ميشود، شهردار قبلي كوهدشت اظهار ميدارد سرانه درآمد شهرداري كوهدشت ١٠ هزار تومان است ، ٤٥ درصد از معابر سطح شهرفاقد زير سازي وآسفالت و٥٥ درصد بقيه نياز جدي به روكش آسفالت دارد يعني صد درصد شهر كوهدشت مي بايست آسفالت شود، آيتالله هاشمي رفسنجاني در سفر به لرستان اظهار ميدارند قبول دارم لرستان عقب مانده است، آقاي احمدي نژاد، رياست جمهوري در سفر اول خود به استان لرستان سال ٨٤ در سخنراني در جمع مردم از وضعيت عقب افتادگي لرستان بسيار ناراحت و معترض به واگذاري غير اصولي صنايع لرستان و تعطيلي آنها ميشود و با ابراز اينكه در صورت نياز همراه دولت بيل وكلنگ بدست ميگيريم ولرستان را آباد مي كنيم اعلام همدردي مي كنند، در سفرهاي ديگر مسئولين عالي رتبه نظام حجتالاسلام والمسلمين خاتمي و كروبي و.. همگي به خاطر وضعيت اسفبار لرستان ناله سرداده وعده وعيدها ابراز داشتهاند و نمايندگان لرستان در مجلس در تمام دوره ها از روحانيون با نفوذ تا دكتر ومهندس و فرهنگي و جانباز و بسيجي و نظامي همه چه در هنگام تبليغات كانديداتوري خود وچه در زمان حضور در مجلس دادوبيدادها كردهاند، بارها گفته اند كه با وزرا و رئيس جمهورها ومشاورين آنها صحبت كردهاند وطرح وراهكارها ارائه داده اند وهر بار وعده داده اند كه ما از قبلي ها بهتر هستيم واستان را دچار تحول مي كنيم.
همچنين در اين نامه آمده است: در طول ٣٠ سال بعد از انقلاب بارها در رسانهها وسيمنارها و مشاهده پلاكاردها متوجه شدهايم كه مسوولين استان و مديران دستگاهها در سطح كشور به خاطر كارآيي در حوزه مديريتي خود نمونه شدهاند و اگر اغراق نباشد در نمونه بودن مديران دستگاهها جزو رتبههاي اول بودهايم، اما بر خلاف مطلب فوق از لحاظ شاخصهاي توسعه و پيشرفت زيرساختها، لرستان از ميان استانهاي كشور اكثر مواقع در ميان سه رتبه آخر كشور است.
در ادامه با اشاره به مصوبات دور اول سفر هيات دولت به لرستان آمده است: در هنگام سفر اول رياست جمهوري وهمراهان به لرستان حدود ٧٠ مصوبه جهت تحول و دگرگون كردن چهره استان به تصويب رسيد كه اكثر آنها ميبايست در سال ٨٥ و٨٦ به اتمام ميرسيدند و تعداد اندكي از آنها تا سال ٨٧ و ٨٨ پايان مييابند.
در اين نامه همچنين با اشاره به مصوبات انجام نشده يا تكميل نشده استان آمده است: آزاد سازي اطراف قلعه فلكالافلاك و تبديل آن به فضاي توريستي تا سال ٨٥، چهار بانده كردن جاده خرم آباد – كوهدشت، احداث راه دسترسي به سد بختياري، انتقال پادگان داخل شهر به خارج شهر خرم آباد، ايجاد سد معشوره كوهدشت و اتمام طرحهاي نيمه تمام از جمله سد ايوشان، تونل كاكارضا و سد تاج ميري وراه اندازي شهرك صنعتي دلفان و... ، احداث ٩ سالن ورزشي زنان در ٩ شهر استان، بازنگري و راه اندازي كارخانجات از جمله شركت پارسيلون، كشت و صنعت، يخچالسازي، پوست و چرم و.. ، اختصاص يك ميليارد تومان در سال ٨٥ براي تكميل ورزشگاههاي كارگري استان كه بنا به اظهار استاندار به خاطر عدم منابع مالي انجام نشدهاند، اختصاص ٣ ميليون دلار براي احياي بافت فرسوده شهري در سالهاي ٨٤ و ٨٥ كه كاري انجام نشده است، ايجاد صنايع صنايع پايين دستي پتروشيمي كه فعلا انجام نگرفتهاند، احداث نيروگاه ١٠٠٠ مگاواتي خرم آباد كه ميبايست بعد از ٣٠ ماه به بهره برداري برسد و بعد از ٢٨ ماه كاري انجام نشده و فقط زميني بدون جاده دستيابي خريداري شده است، احداث خط انتقال گاز به نيروگاه ١٠٠٠ مگاواتي كه بعد از ٢٨ ماه كار مطالعات مقدماتي آن شروع شده است، تكميل ساختمان موزه طبيعي خرم آباد که تا پايان سال ٨٥ مبلغ ١٧٥ ميليون تومان هزينه شده، بعد پروژه به دليل عدم اعتبار متوقف شده است، احداث نمايشگاه بين المللي توسط وزارت بازرگاني، احداث سردخانه ١٠ هزار تني در خرم آباد و٧ هزار تني در بروجرد و٤ هزار تني در پلدختر، تعيين مناطق مخملكوه وگهر به عنوان مناطق نمونه گردشگري و٣٠ ميليارد ريال براي ايجاد زير ساختهاي گردشگري در استان در سال ٨٥، ايجاد موزه باستان شناسي توسط سازمان ميراث فرهنگي، تكميل بيمارستان شهيد رحيمي خرم آباد و بيمارستان امام در شهر بروجرد و بيمارستان پلدختر تا پايان سال ٨٦ ، حذف نقاط حادثه خيز جادهها، راه اندازي دستگاه ناوبري فرودگاه خرم آباد (فعلا همان پروازهاي قبلي هم مرتب برقرار نيست) و بقيه موارد و... مهمترين مصوبات سفر اول رييس جمهور هستند كه بيش از ٣٠ ماه از آن ميگذرد و كمتر از يكسال از دوره رياست جمهوري باقي مانده و تاكنون اين مصوبهها شروع نشده و يا به اتمام نرسيدهاند.
در پايان ضمن آرزوي توفيق براي كساني كه در راه خدمت به مردم گام بر ميدارند، اعلام ميداريم كه صنعت واشتغال نياز اصلي و گراني و بيكاري معضل اصلي ماست.
انتهاي پيام
Posted by: mohammad at October 29, 2008 02:47 PM
آقای نبوی!
شما نمیخوای جواب ایمیل منو بدی؟
از شما توقع نداشتم دیگه
Posted by: علی at October 28, 2008 11:04 PM
kheili ba maze bood ebrahim khan nabavi!
...........
kolli khande shod.
Posted by: poorya at October 28, 2008 04:55 PM
حضرت نبوی خیلی حال کردم
Posted by: سینا at October 28, 2008 09:52 AM
kheyli khoob tosif mikonid in kesafat ha ro.
mamnoonam
Posted by: vincent at October 27, 2008 09:19 PM
مرسي كلي خنديدم
Posted by: فرزاد at October 27, 2008 07:53 AM
عالی بود ... عالی بود ... خیس کردم خودمو از خنده((آن دهنده ی الهام ))
ذکر است شیخ فاطی، روزی در حال عفاف به سر می برد ، به ناگاه شیخ هاشمی برهمانی را همی بدید ، از فرط ِ عفاف ِ سر ریز شده ، فی الفور شیخ هاشمی را خلع لباس همی کرد! شیخ هاشمی که از فرط حیا ، حالی به حالی شده بود فرمود: یا فاطی ؟ از چه روی مرا خلع لباس گردانیدی؟
شیخ فاطی فرمود: فکر بد مکن ! به دنبال آثار شکنجه می گردم ! پس به کندوکاو در اقصی نقاط بدن شیخ هاشمی ادامه همی داد تا شیخ به صدا درآمد که : هی هی هیچی نمیخرم!!!!
Posted by: قهوه و سیگار at October 27, 2008 12:07 AM
Thanks Mr Abraham,
You are unique and your jobs are untique and fantastic.
Posted by: Khaki at October 26, 2008 10:48 PM
salam
Posted by: habib tabesh at October 26, 2008 07:11 PM
سلام ممنون خیلی عالی بود.من راپورت های یومیه رو خوندهام اما این یکی جدید بودو در بین انها نست عالی بود ممنون
Posted by: mani at October 26, 2008 04:38 PM
خيلي بد شد آقا. من هم به سبك تذكرة الاوليا يه مطلبي نوشتم در وصف رييس حراست دانشگاهمون. به سبك صادق هدايت عربي انگليسي هم توش انداختم. حالا همه فكر ميكنن از شما كپي كردم.((:
Posted by: siavash at October 26, 2008 03:34 PM
داور جان اين طنز بي نظير و عالي را بارها مي شود خواند و حظ برد. ولي آيا دليل خاصي دارد كه اين نوشته ي قديمي ات را -كه ماه ها پيش در سايت روز گذاشته بودي- روي دوم دام گذاشتي؟ از اينكه توضيحي در مورد تاريخ اين نوشته ندادي اين سوال براي من مطرح شد.
Posted by: بامداد at October 26, 2008 03:18 PM
جناب آقای نبوی
قلم شیوا و طنز نوشته های گیرای شما الحق و الانصاف لذتی وافر را برای خواننده به ارمغان می آورد....جسارتا عرض می کنم ، شما از کلمه علاف استفاده کردید... که اگر منظور شما علف فروش بوده باشد که هیچ ، ولی در غیر اینصورت می بایست نوشته می شد الاف ...شاد باشید.
...
از توضیح ممنونم
علاف همه جا برای اصطلاح معطل شدن و سرگردان شدن، یا به قول خودمان علاف شدن، آمده است. و تقریبا هیچ فرهنگ واژگانی وجود ندارد که الاف به معنی مورد اشاره ی شما، آمده باشد.
به طور مشخص در فرهنگ واژه های عامیانه ابوالحسن نجفی، علاف به معنی مورد نظر من آمده و از سه اثر ادبی هم نمونه آورده شده است.
ابراهیم نبوی
Posted by: رضا.. at October 26, 2008 06:54 AM
آرزوی سلامت و شادی شما رو دارم آقای نبوی.
مرسی.
Posted by: adel at October 26, 2008 03:02 AM
بروی داخل شدصحیحتراست
Posted by: علی at October 26, 2008 03:00 AM
واقعا زیبا بود
Posted by: وحید at October 26, 2008 01:18 AM
جناب نبوی ضمن عرض تشکر در مورد حاج آقا گلستانی ( حاج پورنو ) لطفا مطلب بنویسید
Posted by: amin at October 26, 2008 01:01 AM
bravo!!!!!faghat mikhastam bedunam che juri ye nafar mitune har ruz in hame tanz benevise????????va hamash ham jaleb bashe
Posted by: sorusch at October 25, 2008 10:44 PM
سلام ابراهیم جان...
ایشالا که همیشه و همیشه سالم و سر حال باشی. راستش من سالهاست که مطالبتو دنبال می کنم... ولی این چند ماه اخیر که بالاخره منم ایران عزیزو ترک کردم، حس می کنم بهتر حسی رو که با اون نوشته هاتو ساپورت می کنی درک می کنم... خیلی بهتر...
شرمنده که نمی تونم خیلی ازت تعریف کنم!!!!! (-;
چون خواستم اولین پیامم به کسی که باهاش خندیدمو گریه کردم به فارسی باشه و متاسفانه اینجا صفحه کلید فارسی ندارم!!!!! )-;
ایشالا همیشه شاد و موفق باشی....
مهدی
Posted by: Mehdi at October 25, 2008 06:30 PM
شنیدم گران ترین گوشی ایران ، 890 میلیون به ایشان اهدا شده ، درست ه
Posted by: a at October 25, 2008 06:28 PM
با سلام
من مطالب را دائم دنبال میکنم اما مدتی است 2 تا مشکل برام پیش آمده
1- متن مطالب در RSS نیست فقط لینک مطلب آمده راهنمایی کنید اشکال از مرورگر من است یا ...؟
2- بخش های مختلف که بروز میشن مثل روزشمار (که راغب ه خوندنش نیستم) توی RSS میاد اگر امکانش هست RSS بخشهای مختلف مستقل باشند
Posted by: محمد مهدی at October 25, 2008 03:00 PM
سلام استاد طنز دو عالم...اگر شما نبودید و طنز نمینوشتید ما به چه دلخوشی از خواب ناز بیدار میشدیم...خدا عمر شما را طولانی فرماید...فکر کنم خدا به خودش بباله که بنده با حالی مثل شما داره
Posted by: نادی at October 25, 2008 01:54 PM
ابی جون ! اصولا دمت قیژ ،
Posted by: همایون at October 25, 2008 01:54 PM
دمت گرم حالش بگرفتی و بر جای خویش نهادی زنیکه ایکبری را....
Posted by: kermanshahi at October 25, 2008 01:47 PM
می ترسم فاطی پلوون 22 خردادفاطی موش شود
Posted by: مجید at October 25, 2008 10:17 AM
خوب نوشتی...
Posted by: حمید at October 25, 2008 07:40 AM
استاد نبوي سلام
فكر كنم اگه الهام اين رو بخونه از فاطي طلاق بگيره بره زن يكي ديگه بشه !!!!
Posted by: سهراب at October 25, 2008 03:55 AM
خیلی جالب بود. بویژه آن بخش الهام دهنده اش! جانمی جان!
Posted by: آریا at October 25, 2008 12:55 AM
You Rock Mr.Nabavi
wish You Were Here
...
be ghole atebbeye farang
Last night a Dj save my life
with a Music
...
wish you toool of life and omgh of helth
Posted by: nick named at October 24, 2008 11:55 PM
eyval
kheili bahal bood
Posted by: mehdi at October 24, 2008 10:37 PM