دوشنبه 22 مهر 1387

فرش قرمز و جیغ بنفش

karoobi111.jpg

تمام دنیا یک طرف من یک طرف، عزیزم، عززززززیزم
من نمی دانم چرا هر وقت به این داستان " سید و شیخ" محمد قوچانی فکر می کنم، یاد حکایت ‏مرد ترسا و دختر فریبکار یا داستان کنیزک و بهرام گور می افتم، حالا چه ربطی دارد بماند. ‏البته اصولا معلوم نیست ربطی داشته باشد یا نه، ولی به هر حال ربط داشته باشد یا نه، ‏امروز، رعدی زد و برقی زد و آسمان شکافت و زمین الیگودرز جر خورد و شیخ مهدی ‏کروبی نامزدی خودش را رسما اعلام کرد. حالا خیلی خوش پروپاچه است، هر روز هر روز ‏هم می رود حمام و اعلام می کند که من آمدم، من امروز می خواهم نامزد بشوم، من امروز ‏واقعا نامزد شدم، من امروز واقعا واقعا بعنوان نامزد ثبت نام کردم.... خب؟ دستت درد نکند، ‏خدا خیرت بدهد. مرسی عزیزم. از لطف شما ممنون. خوب کردی نامزد شدی.

علاوه بر اینها ‏شیخ اصلاحات که فعلا در حال تئوریزه شدن توسط "کیسینجر اصلاحات" است، علاوه بر ‏اینکه رسما اعلام کرد " من آمدم" بطور غیر رسمی هم اعلام کرد " بقیه نیایید". وی گفت: ‏‏"در میان اصلاح طلبان فقط باید یک نفر کاندیدا شود." آگاهان از این جمله نتایج زیر را ‏بسرعت گرفتند که:‏

‏1) ما اصلاح طلب هستیم.‏
‏2) فقط یک نفر از اصلاح طلبان نامزد باید بشود و ما شدیم.‏
‏3) بقیه بروند جلو بوق بزنند....‏

در همین راستا، اداره راهنمایی و رانندگی از کلیه بوق زنندگان خواست جلوی بیمارستان، در ‏ساعات نیمه شب و در هنگام عبور ماشین عروس هیچ کس بوق نزند. البته ابعاد حضور ‏انتخاباتی شیخ اصلاحات از ثبت نام وی فراتر رفت و باعث شد که موسوی لاری پس از سالها ‏غیبت کبری و صغری و نتیجه، اعلام کند که " آمدن کروبی و خاتمی ربطی به هم ندارد." به ‏همین دلیل می شود نتیجه گرفت که اصلاح طلبان در انتخابات آینده می توانند دو تا رای ‏بدهند، یکی به کروبی و یکی به خاتمی و قضیه حل است. البته هدایت آقایی از حزب ‏کارگزاران اعلام کرد که " اعلام کاندیداتوری خاتمی هنوز منتفی نشده است." من فکر کنم ‏منتفی شده باشد، ولی چون آقایان فکر ما را هم می کنند، نمی خواهند دو تا خبر بد را با هم ‏بدهند، مبادا ما و بقیه دچار سکته شدید بشویم. فکر کنید در یک روز هم خبر بدهند خاتمی نمی ‏آید، هم خبر بدهند کروبی می آید، با این دو مصیبت کجا برویم؟

کردان گیت قفل می شود
به نظر می رسد سر قضیه گیر کرده و بیرون نمی آید. البته فکر بد نکنید، منظور از قضیه ‏همان وزیر کشور است و طبیعتا منظور از سرش هم همان سرش است . در هر حال بعد از ‏اینکه وزیر کشور پذیرفت که مدرک دکترای آکسفورد تقلبی است و اعلام کرد که علیه کسی ‏که آن مدرک را به او داده است، شکایت خواهد کرد و طبیعتا معلوم است که در این جور ‏موارد کسی که به عنوان فروشنده مدرک تقلبی تحت تعقیب است، همه چیز دارد جز اسم، یک ‏استاد دانشگاه گفت: " کردان که جعلی بودن یک مدرک را تشخیص نمی دهد، چگونه در پست ‏وزیر می تواند تقلب در انتخابات را تشخیص بدهد؟" در همین راستا برخی سووالات فعلا ‏حائز اهمیت است:‏

‏1) طبیعتا آدم باید خیلی احمق باشد که فکر کند عوضعلی کردان( مواظب باشید تا هفته بعد ‏اسمش تبدیل به اسفندیار دانشجو نشود، چون بعید نیست وزیر کشور تا امروز با اسم مستعار ‏وزارت کرده باشد.) چون جعلی بودن مدرکش را تشخیص نداده است، به همین دلیل باید تقلب ‏در انتخابات را بتواند تشخیص بدهد... اتفاقا قضیه را یک جور دیگر باید دید؛ چطور ممکن ‏است کسی که نمی تواند یک مدرک تحصیلی تقلبی برای خودش جعل کند، می تواند یک ‏انتخابات تقلبی برگزار کند؟

‏2) چیزی که فعلا اثبات شده این است که وزیر کشور به مجلس، رئیس جمهور، ملت، دولت، ‏رهبری و شورای نگهبان دروغ گفته، که دروغ گفتن به هر کدام از این مقامات یا نهادها ‏خودش جداگانه کار سختی است، اما آنچه واضح و مبرهن است این است که ایشان هنوز وزیر ‏کشور است و به دلیل عمق حقیقت جویی و راستگویی و مخالفت با دروغ هنوز کسی با ایشان ‏به عنوان دروغگو مشکل ندارد، و اگر هم مشکل داشته باشد، کاری نمی تواند بکند. چون با ‏وجود اینکه تقریبا همه با ایشان مخالفند و هیچ کس با ایشان موافق نیست، هنوز کردان وزیر ‏است. حالا فرض کنید همین آقای کردان یک انتخابات تقلبی برگزار کرد، تقلبش هم آنچنان ‏آشکار بود که مثل جعل مدرک آکسفورد فورا مطرح و اثبات شد( در حقیقت مثل یک نظارت ‏بین المللی بر انتخابات) و حتی قضیه چنان جدی بود که خودش هم پذیرفت که مدرک جعل ‏کرده است، با همه این فرضیات فکر می کنید که اگر معلوم شد که انتخابات تقلبی بوده است( ‏مثل حالا که معلوم شده مدرک وزیر تقلبی بوده است) می خواهیم چه غلطی بکنیم؟

‏3) به نظر من غیر از اینکه وزیر کشور قدرت تشخیص این را نداشت که بفهمد مدرک ‏دانشگاه آکسفورد او تقلبی است، موارد دیگری هم وجود دارد که وزیر کشور نمی دانست و به ‏نظر من ندانستن آنها برای هر وزیر کشور خوبی کلا جالب است. مثلا اینکه وزیر کشور نمی ‏دانست که دکترایش افتخاری است یا نیست، و نمی دانست که اگر افتخاری است حتما باید یک ‏کاری کرده باشد که به افتخار آن دانشگاه آکسفورد به او دکترا داده باشد. و از همه مهم تر ‏اینکه اگر دکترای او افتخاری نیست، یک وزیر بهتر است بداند که برای دریافت دکترا آدم باید ‏یک کارهایی بکند، نه اینکه هیچ کاری نکند.....‏
در هر حال از این سووالات زیاد مطرح است، اما مساله بسیار مهمی که توسط علی مطهری ‏مطرح شد و نزدیک بود ما هم فکر کنیم ممکن است این حرف درست باشد این بود که علی ‏مطهری گفت " ما به اصل دروغگویی اعتراض داریم." وی توضیح نداد که چرا فقط به ‏دروغ های کردان معترض هستند و مشکلی با رئیس جمهور که هفته ای شش روز در حال ‏بیان حقایق است، ندارند؟

گلشیفته و صدای آمریکا
آقا! هر کسی در این مدت مرا دید گفت: عکس های گلشیفته فراهانی را دیدی؟ ‏
با خودم گفتم به قول رضا زاده یا ابوالفضل! چه فاجعه ای رخ داده. ‏
یکی از دوستان می گفت: گلشیفته فراهانی لخت رفت روی فرش قرمز. ‏

من هرچه فکر کردم که اصولا کسی بدون لباس روی فرش قرمز نمی رود و اصولا ممکن ‏است لباس آدم مثلا باز باشد یا مثلا کوتاه باشد یا اینکه اصلا لباس آدم کوتاه نباشد، بلکه قدش ‏دراز باشد، چون نتیجه خیلی فرق نمی کند، خیلی خانمها لباس شان کوتاه نیست، بلکه خودشان ‏دراز هستند، ولی نتیجه اش یکی است، در هر حال فکر کردم چطور ممکن است گلشیفته ‏فراهانی لخت رفته باشد روی فرش قرمز؟ راستش را بخواهید اینقدر هم به من گفتند که می ‏ترسیدم به عکس ها نگاه کنم. بالاخره خودم را قانع کردم و عکس ها را دیدم، بیچاره دختر ‏مردم. یک جوری می گویند لباس لخت، آدم فکر می کند طرف استریپ تیز کرده. ‏

بچه ام، یک لباس تمیز و مرتب و مشکی کاملا خانمانه پوشیده بود و در مجموع از نظر نوع ‏لباس خیلی با لباس های خانم شیرین عبادی لباس اش فرق نمی کرد، تنها فرقش این بود که ‏خانم عبادی فرق احمدی نژاد و خاتمی را نمی دانست، اما گلشیفته فراهانی هم فرق احمدی ‏نژاد و خاتمی را می داند و هم دختر بهزاد فراهانی است که خودش موضوع بسیار مهمی ‏است.

حالا این وسط صدای آمریکا هم گیر سه پیچ داده که حتما برای دختر مردم در همان لحظه ‏ورود به آمریکا دردسر درست کند، او هم بچه معقول می فهمد صدای آمریکا اصولا موضوع ‏محترمی نزد ایرانیان نیست، مصاحبه نکرده. حالا چه اجباری است؟ به نظر من که گلشیفته ‏بسیار عاقلانه رفتار کرده و من فکر می کنم بعنوان یک هنرمند خوب و باشعور بیخودی ‏خودش را نباید دست این لمپن های اپوزیسیون بدهد. اصلا معلوم نیست این صدای آمریکا چه ‏نذری کرده است که حتما باید روی سر هر کسی که از ایران خارج می شود یک سطل گند و ‏کثافت بریزد؟ تفصیلات قضیه بماند برای بعد.‏

طنز روز | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/474

Comments

آقای نبوی مثل همیشه طنزتون عالی بود.

و اما یه سوال .. شما گفتید صدای امریکا به سمت و سوی مناسبی نمیره. این سمت و سوی مناسب رو کی تعیین میکنه ؟

در اینکه صدای امریکا ، صدای امریکاست و صددرصد براساس منافع امریکا عمل میکنه شکی نیست ولی در حال حاضر منافع امریکا با منافع ما تا حدودی گره خورده.

فعلا که داره همه چیز تغییر می کنه
می شه گفت با اومدن اوباما احتمالا همه چیز در جهان تغییر خواهد کرد
از جمله ماهیت صدای آمریکا و رادیو فردا
ابراهیم نبوی

Posted by: حامد at October 28, 2008 10:29 PM

دوست عزيز آقاي احسان
اين درست است كه هر كشوري بدنبال منافع خود است ولي در برهه هائي از تاريخ منافع ملت ها با هم همسو ميشود كه اين بهترين فرصت براي بهره برداري از شرايط به نفع منافع ملي . نمونه هاي آن نيز در همين تاريخ 60 سال اخير وحود دارد . توصيه من اين است از سياه و سپيد ديدن امور پرهيز كنيد و نسبي گرا باشيد.

Posted by: amir at October 24, 2008 04:14 AM

سام عزیز
آیا شما موضع خاتمی رو با موضع احمد جنتی یکی می دونید؟
آیا شما موضع ابراهیم نبوی رو با موضع جمشید چالنگی یکی می دونید؟
آیا شما موضع دکتر یزدی رو با داریوش همایون یکی می دونید؟
آیا شما موضع تاج زاده رو مثلا با سردار افشار یکی می دونید؟
اینکه صدای آمریکا یک رسانه هست و می تونه در خدمت جلوبرد و پیشرفت موضوعات قرار بگیره، خوبه. منافاتی هم نداره. اما موقعی که می آن و روی همه خط می کشن این به نظرت درسته؟
می آن میگن همه ی اصلاح طلب ها یکی هستن، حتی بعضی موقع ها می گن اصلاح طلب ها "خیانت کردن"! این که روی همه خط بکشی درست نیست. اگر بخواهی توی رادیو یا تلویزیون "تفسیر" کنی اخبار رو باید قابلیت این رو داشته باشی که اقشار مختلف و طرز فکرهای مختلف یک جامعه و سیاسیون رو بدونی و اونهایی که مناسب هست رو دنبال کنی، نه اینکه روی همه خط بکشی تا جاده و مسیر برای یه سری سلطنت طلب باز بشه.
من نمی گم صدای آمریکا این قابلیت رو نداره که بتونه وارد اقشار و طرز فکرهای مختلف بشه، اتفاقا داره خیلی هم خوب داره، اما خودشونو می زنن به یه طرفی و خط رو اشتباه به مردم میدن.

دوران خاتمی 17000 مگاوات به ظرفیت برق کشور اضافه شد، دوران خاتمی نفت بشکه ای 10 دلار بود اما مردم زندگیشونو می کردن و خیلی کارهای دیگه. اینها و خیلی چیزهای دیگه هست که خودت می تونی بری بخونی. حالا نکنه می خواهی بیایی از "به سوی تمدن" محمد رضا پهلوی حرف بزنی!؟

Posted by: داریوش at October 23, 2008 02:59 PM

با عرض احترام خدمت آقای نبوی باید بگویم که بنده در رابطه با موضع شما در باره صدای آمریکا مخالفم و من از طرف خودم و کلیه دوستان وکسانی را که میشناسم به جرات میتوانم بگویم که صدای آمریکا محبوب ترین رسانه خبری میباشد البته در مورد کسانی که میگویند که صدای آمریکا موضع بی طرفی را رعایت نمیکند باید گفت که آیا شما در کردار و منش عمال جمهوری اسلامی نکته مثبتی مشاهده میکنید که کسی بخواهد طرفداریش را بکند من خیلی مایلم که کی به من فقط چند مورد از کارهای مثبت رژیم را بگوید تا من وکسانی که مانند من فکر میکنند از اشتباه دربیاییم

Posted by: سام at October 19, 2008 11:42 PM

salaam

Posted by: ehsan at October 18, 2008 02:58 PM

دوست عزیز میلاد خان من هیچ قضاوت خاصی نکردم.
لطفا توجه کن که من خودم آمریکا زندگی می کنم توی Ohio، یه دائی هم دارم توی California هست که عمدتا هم با Los Angeles زیاد رفت و آمد داره. یه دایی دیگه هم دارم Washington هست. در نتیجه با رفت و آمدهایی که به این شهرها داشتم خیلی آدم ها و طرز فکرها رو دیدم.
دوست من یه مقدار با انصاف باشید، یکی بیاد بگه تو رو به بازی نمی گیرن، تو از این چیز ناراحتی (یا خیلی خودمونی، مایه ای) به خاطر همین رات نمیدن، تو چی فکر می کنی؟ آیا دامن از دستش نرفته؟ به خدا مصداق همینه: بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.
من می گم بحث اقتدارگرایی توی ایران جای خودش قابل بحثه، مشکل هم زیاد داره و باید باهاش مبارزه بشه. اما این مبارزه یعنی دو دستی به آغوش آمریکا رفتن؟ می تونم ازتون خواهش کنم تاریخ معاصر حداقل 60 سال اخیر رو بخونید؟ خواهشا بخونید. هیچ کدوم از اینا، آمریکا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل و ... هیچ کدومشون دلشون به حال ما و مردم ما نمی سوزه. غیر اینه؟ اگه نیست یه دلیل بیار که با سند تاریخی جواب برات بفرستم. لطفا توجه کنید که این حرف ها رو کسی مثل من داره می زنه که خودش توی آمریکا داره زندگی می کنه.
خواهشا بیشتر فکر کنید، بیشتر مطالعه کنید، حداقل تاریخ 60 سال اخیر رو مطالعه کنید از زوایای مختلف هم بخونید، از حزب توده، جبهه ملی، از سلطنت طلب ها، از نگاه آیت الله کاشانی و ... . خلاصه بررسی کنید ببینید چه بلایی سره مملکت اومد اون سالها. و آیا آمریکا و انگلیس و اپریالیسم باعث این بدبختیا هست یا نه؟ وگرنه ممکلت با همه ی نفاق و مصیبتش داشت لنگان لنگان تو مسیر درست میرفت. به هر چیزی هم نمیشه توی اینترنت و توی کتاب فروشی های ایران اعتماد داشت، اگه منبع خواستید بگید من همین جا براتون معرفی کنم.
دانش و آگاهی تنها چیزی هست که جلوی استعمار رو می گیره. این یه قاعده هست! اگر این قاعده رو نفهمی، و آگاهی نداشته باشی، تاریخ دو بار تکرار می شه. که به قول مارکس یه بارش به شکل تراژیک هست، بار دیگش به شکل کمیک!
به این نکته توجه کنید که خیلی از قشرهای جامعه ی مبارز علیه اقتدارگرایی توی ایران و خارج از ایران هستن که حرف های خوبی دارن ولی تریبون برای حرف زدن در اختیار ندارن. توی این خلا هست که رادیوها و رسانه هایی مثل صدای آمریکا پر طرفدار میشن.

به هر حال من حاضر به بحث هستم علی رغم اینکه اینجا متعلق به آقای نبوی هست، این مطلب هم شالوده ی اصلیش در رابطه با یک مطلب دیگه بوده. به هر حال حاضر به بحث هستم!

(خیلی طولانی شد، ببخشید)
موفق باشید

Posted by: مهدیار at October 18, 2008 10:59 AM

استاد نبوي سلام
طنز تيغ دو لبه است ، اين مطلب رو شما بهتر از ما مي‌دونيد
عفت كلم در متن از اتهام‌ها و سؤ برداشت‌هاي بعدي مي‌كاهد.
همه ما مي‌دانيم كه صداي آمريكا پر بيننده است چه خوشمان بيايد يا نه
هم شما و هم آنها مخالف اين نظام هستيد اين واضح است با توهين به هم موضع دشمن رو تقويت نكنيد آنها به شما توهين نكرده و نمي‌كنن ما به عنوان مخاطب هردوي شما از شما تقاضا داريم با هم حرف بزنيد با گفتگو نظرات خود را نقد كنيد نه مثل اعوامل جمهوري اسلامي به مخالف يا دگر انديش به فحاشي يا تحديد روي آوريد.
از ديد اكثر بينندگان اين برنامه دشمن دشمن دوست آدم است چه حتي استاد گرام نبوي با آنها مخالف باشد.
بعد اينكه اگه پروكسي‌هاي آنها نبود خيلي از ما از خواندن طنزهاي شما محروم بوديم همين باعث مي‌شود ما با نظرات مخالف VOA هم آشنا شويم.
در ايران اينقدر عليه همه مخالفان تبليغ مي‌كنند كه حرفهاي VOA و اغراض آنها به چشم نمي‌آيد مقصر خود نظام است كه اين افراد به اين سطح از توجه مي‌رسند.
در ضمن نظر دكتر يزدي درباره مصاحبه با VOA با شما فرق هم دارد به اساسنامه نهصت برمي‌گردد.
در آخر؛توقع ارسال ندارم با شما استادم درد دل كردم كه همه به حال هم تأسف بخوريم نه از بالا يا ديد برتر به مردم (شريف) در بند ايران نگاه كنيم .

Posted by: سهراب at October 17, 2008 06:37 PM

دوستان خوب توجه نمیکنند و فکر می کنند صدای آمریکا منجی ایران است. صدای آمریکا صدای آمریکاست نه صدای ایران. چه خوب بود اگه ما با مسائل احساسی برخورد نمی کردیم و آقای نبوی رو به دلخوری و لجبازی متهم نمی کردیم.
اونهایی که در صدای آمریکا نشسته اند تحمل نقد شدن رو ندارن ولی بی پروا دیگران رو نقد می کنند.
صدای آمریکا فقط برای مردم احساساتی ایران محبوبه.

Posted by: mohsen at October 17, 2008 03:44 PM

با وجود اینکه موافق نظر شما در خصوص عملکرد جانبدارانه و دردسر ساز صدای آمریکا هستم ولی معتقدم فضای ایجاد شده همچنین تعدد وتنوع مخاطبان آن به همه دوستداران ایران وکسانی که بدون غرض ومرض قصد روشنگری دارند فرصت مناسب را میدهد وامیدوارم از تمام فرصتها به خوبی استفاده شود

Posted by: فراز at October 16, 2008 12:17 PM

سلام
میبینم که بحث VOA اینجا داغه!
البته من خیلی وقته برنامه هاشو نگاه نمیکنم, بنابراین نمیتونم دربارش نظری بدم. ولی فکر میکنم در مورد خانم شهناز بعضی دوستان بی انصافی کردن.

"واقعا متاسفم که یه سری چشم و گوش بسته دامن از دستشان می رود به خاطر آمریکا."

خیلی زود در مورد مردم قضاوت میکنی دوست من!

Posted by: میلاد at October 15, 2008 08:08 AM

جناب اقاي نبوي من هميشه از طرفداران طنز شما بودم ولي بنظر من شما را چون با لهجه تركي طنز مي گفتيد در صداي امريكا راه ندادند و شما از اين
دلخوريد

دوست عزیز
اشتباه می کنید
من تا یک سال و نیم قبل هم با صدای آمریکا همکاری می کردم و برنامه هایم از آنجا پخش می شد، اما از وقتی احساس کردم این شبکه در مورد مسائل ایران یکطرفه عمل می کند و جهت گیری خاص دارد، همکاری ام را قطع کردم. آخرین بار هم یک ماه قبل برای برنامه میزگردی با شما دعوت شده بودم که نرفتم، علتش هم همان است که گفتم.
ابراهیم نبوی

Posted by: كامران at October 14, 2008 07:48 PM

فکر کنم شما مشکل شخصی با صدای آمریکا دارید.. علی رغم اینکه دوستون داریم اما بی انصافی نکنید.. بهتره مسایل شخصی خودتون رو به سیاست نچسبونید آقای نبوی


فرض کنید من مشکل شخصی دارم، آقای ابراهیم یزدی و خانم شیرین عبادی و خیلی دیگر از دوستان هم مشکل شخصی دارند؟ جهت اطلاع عرض کنم که من مشکل شخصی با صدای آمریکا ندارم، این شبکه مدتی است مسیر نادرستی را می رود که برخلاف منافع ملی ایران است و نوشته من هم ناظر بر همین است
ابراهیم نبوی

Posted by: لیلا at October 14, 2008 06:48 PM

Aghye nabavi alhagh ke rast goftee dar morede bad boodan hamzenie elam kardan namzadi aghye karroubi va nayamadane khatami !!!


khoda rahm konee ,in sheikhe eslahat bikhiale in namzadish beshe !!!

mardom khatami to mikhand , sheikhe eslahat ba3.5 milion ray jeddi jeddi bavaresh shode !!

Posted by: Ali at October 14, 2008 12:22 AM

زیبا بود برادر! به ویژه آن بخش مربوط به گلشیفته. خیلی خوشحالم که راضی نیستی آدمها بیفتند توی هچل صدای مریکا. زمانی تو را توی آن تلویزیون دیدم و حالم به هم خورد. راستش تا چند شب نتوانستم غذا بخورم. خداییش اگر همان لحظه دستم بهت می رسید، تکه پاره ات می کرد. چند روز بعد آرام شدم و حدس زدم که چرا کسی مانند ابراهیم نبوی به صدای آمریکا رفته است. با خودم گفتم: اگر تو هم به جای او می بودی، می رفتی. و همین حکایت تلخ مرا به اندوهی عمیق فروبرد و به یاد سازگارا هم افتادم... و حکایت تلخی است برادر من... روزگار غریبی است نازنین...

Posted by: آریا at October 13, 2008 10:30 PM

من با ابی جان در مورد تاسف بار بودن تکثر طرفداران صدای آمریکا در ایران موافقم. اخیرا صدای آمریکا به سمت و سویی عوام پسندانه و عوام فریبانه حرکت می کند، حالا شاید هم لابه لایش دو تا حرف حساب بشه گیر آورد ..اما اینکه اینجا پر مشکله دلیل نمی شه که بچسبیم به یه عده اراجیف گو دیگه..خداییش بعضی وقتها تلویزیون شون یه آمار و ارقام چرتی از داخل مملکت می ده که اعصابتو بهم می ریزه..
وای!الهی بمیرم که از اینجا رونده و از اینجا مونده شدیم.

Posted by: somayye at October 13, 2008 08:45 PM

در مورد صدای آمریکا دیگه خیلی بی انصافی کردید.درسته در بخشهای تفسیری و تحلیلی بی طرف نیست و من هم از این مسئله خوشم نمیاد ولی دیگه اینجوری هم که شما میگید نیست.
" این صدای آمریکا چه ‏نذری کرده است که حتما باید روی سر هر کسی که از ایران خارج می شود یک سطل گند و ‏کثافت بریزد؟ "
واقعا این حرف یعنی چی؟ دیگه اینجوریها هم نیست دیگه.

Posted by: حمید at October 13, 2008 07:02 PM

این دوست عزیز از کجا کشف کرده اند صدای آمریکا و یا تلویزیونش در ایران پربیننده است؟!! مگر ما جزو این مردم نیستیم؟ چرا ما خبر نداریم!!! با خیلی ها هم به تناسب کار با موقعیتهای مختلف اجتماعی در ارتباط هستم و همچنین چیزی نشنیده ام. بیخود برداشت خود و عملکردتان را به نام مردم غالب نکنید.
از سیدابراهیم هم بابت این طنرهای قشنگشان متشکرم و هم بابت پایبندی به کشورعزیزمان.

Posted by: میثم at October 13, 2008 06:53 PM

علی رغم احترامی که همه باید به نظرات هم بذارن، اما خانم شهناز بهتره یه مقداری در رابطه با صدای آمریکا بیشتر و بهتر فکر کنند. واقعا متاسفم که یه سری چشم و گوش بسته دامن از دستشان می رود به خاطر آمریکا. این خیانت هست هم به خودمون هم به نسل باقی. مگه همین آمریکا نبود که مصدق رو انداخت؟
من خودم آمریکا زندگی می کنم اما اینقدر فهمیدم که دانش تنها راه مبارزه با استعماره. شما برو تاریخ رو بخون تا در رابطه با آمریکا بهتر و بیشتر بفهمی.
میگید آقای نبوی بد میگن؟ میگید من از جمهوری اسلامی هستم؟ باشه عیب نداره. در جوابش چند تا مطلب دارم که بگم:
1. اصولا چرا آمریکا برای کشورهایی نظیر ایران، روسیه، ویتنام، اندونزی، هند، چین و این جور جاها بخش داره، اما مثلا برای اسرائیل نداره؟ همین یه سری چیزها را نمی فهمونه؟
2. آیا شما می دونید صدای آمریکا کی راه اندازی شده؟ (جنگ جهانی دوم)
3. اینکه یه سری توی روت نگاه کنن بگن ما فقط وظیفمون خبرگذاریه، بعد برن یه سری که مخالف 100% جمهوری اسلامی هست بیارن (اون هم از نوع منحط) این چیو بهت ثابت می کنه؟ اصلا چیزی ثابت می کنه؟ یا اصلا این رفتار برای شما دروغ حساب میشه یا نه؟ (البته طرح این سوال عدم مخالفت با اقتدار گرایی نیست)
4. می دونستی تا همین چند وقت پیش صدای آمریکا به صورت رسمی نمی ذاشتن پخش بشه توی آمریکا؟ (به خاطر تبلیغات منفی سنگینی که می کنن و ممکنه یه جور مورایی ملت پیش خودشون سوالایی کنن)

همه اینها رو که گفتم از خودم نگفتم، با گوگل می تونی خیلی چیزها رو بفهمی، یه نمونه ی معتبرش لینک زیر هست، این موارد رو بخون و بدون هر کسی که هر چیزی توی یک تلویزیون میگه دلیل نمیشه درست بگه:
http://en.wikipedia.org/wiki/Voice_of_America

راستی اینی که خودت حتی همین اطلاعات سر و پا شکسته و ساده رو از طریق اینترنت پیدا نکرده بودی و نخونده بودی، به خودت یه سری چیزها رو ثابت نمی کنه؟

ببخشید زیاد شد. امیدوارم ابراهیم خان نبوی منتشر کنه این بحثم رو.

Posted by: مهدیار at October 13, 2008 06:10 PM

موافق بودم با کل متن، مخصوصا اون بحث آخر در رابطه با رادیو صدای CIA.

Posted by: داریوش at October 13, 2008 05:54 PM

سلام آقاي نبوي
گل گفتي آي گل گفتي ...اين بابا ول كن ما نيست تا يه گندي به اين راي ها نزنه ول كن نيست... منتظر وصف الحال شيخ اصلاحات هستيم....موفق باشي

Posted by: safijoo at October 13, 2008 04:12 PM

فکر کنم کروبی خودش را برای ریاست حمهوری آمریکا هم اماده می کند.چون این شیخ به مزاجش مزه کرده که فقط کاندید شود حالا براش فرق نمی کند کجای دنیا باشد.
به دریابنگرم دریا تو بینم به صحرا بنگرم صحرا تو بینم به آسمان بنگرم آسمان تو بینم خلاصه به هرجا بنگرم فقط تو بینم.
بابا برو کنار تایه چیز درستی ببینم.

Posted by: دشتی at October 13, 2008 02:49 PM

با سلام
فكر نمي كنيد كه در مورد صداي آمريكا زياد تند رفتيد؟ در ايران صداي آمريكا يكي از پر بيننده ترين تلويزيون هاي مي باشد.چشم هايتان را بر روي واقعيات نبنديد. اگر آنها شما را به بازي نمي گيرند اين مربوط به مسائل شخصي خودتان است انها را عمومي نكنيد كه به اعتبارتان خدشه وارد مي آيد

دوست عزیز
مطمئن باشید که اگر مشکل شخصی ام بود نمی نوشتم. این تاسف بار است که صدای آمریکا در ایران پربیننده است، البته شنیده ام که آمریکایی ها دارند شیوه اداره این شبکه را تغییر می دهند، ولی فعلا که اتفاقی نیفتاده
و صدای آمریکا رفتارش در یکی دو سال اخیر نادرست است.
با احترام، ابراهیم نبوی

Posted by: شهناز at October 13, 2008 02:30 PM

Post a comment




Remember Me?