چهارشنبه 17 مهر 1387

راپورت خفیه از مریضخانه بلجیک

1401_13_3---Belgium-Triumphal-Arch-in-the-Parc-du-Cinquantenaire--Brussels_web.jpg

ساعت از نصف شب یا به قول رعایای ملت پاریس «مینویی» بقاعده سه ساعت گذشته بود که یکهو دست مان از آرنج درد گرفته، یک طور غریبی شدیم. عیال را از خواب بیدار نموده، گفتیم برود نبات داغ حاضر نموده بیاورد. هیچ چیز بقاعده خاکشیر و نبات داغ و اسطوخودوس از بابت امراض جهاز هاضمه فایده نداشته، افاقه نمی کند.

نبات داغ را که خوردیم دردمان بیشتر شده، یکهو قلب مان شروع کرده به قاعده ماشین دودی شاه عبدالعظیم صدا کردن. صبیه هم از خواب بیدار شده، توی سر زنان آمد و یک طوری عزاداری می نمود، انگار دارند ما را تشییع جنازه می نمایند. بعد هم چون مقادیری در علوم طبیعی و طبابت مدخلیت داشته سرش را گذاشت روی سینه ما، صدای قلب ما را استماع کرده، فرمود: باید به بابا جان مقداری عرق نسترن یا عرق خارشتر یا عرق کاسنی بدهیم که اینها فایده بسیار دارد. و خودش رفت و برایمان عرقیات آورد و خوردیم.

دیدیم حال مان خوب نمی شود، چند حب مخصوص خواب را نوش جان نموده تا صبح خوابیدیم. حوالی سحر قلب مان که در نواحی قفسه سینه قرار داشته درد گرفته، یکهو از خواب پریدیم. عیال از دیدن احوال ما قدری گریسته، نزدیک بود ضعف کند و بیهوش بشود. یادمان آمد که فی الحال در بلاد غریب گرفتار بوده، یاد امام رضای غریب افتاده، یکهو از حال خودمان دچار حزن و اندوه شدیم. چرا که شاعر از همین بابت فرموده:

مصرع:
نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم

یادمان افتاد که اگر در مملکت طهران بودیم و مریضی بر ما عارض می شد، یک نفر برایمان طبیب مخصوص امراض جهازهاضمه و داخلی می آورد، آن یکی می رفت میرزا حسن خان طبیب مخصوص امراض قلبی و عروقی می آورد، علویه خانم لابد برایمان انواع حب را از داروخانه اخذ می نموده همه را به خوردمان می داد و خانم بزرگ –والده مکرمه- برایمان زالو می انداخت، تا کلیه امراض مان را مداوا نماید. در این خیالات خوش بودیم که یکهو دیدیم اشک از جبین مان جاری شده، در این عالم چیزی که هیچ درمان نداشته دوری از والدین و بخصوص والده است که احترام به آن را حضرت مصطفی (ص) فرموده و هرکس عاق والدین شود، یمکن به هر مرض دچار شده، از دنیا برود.

حوالی ساعت ده بود که عیال دستگاه تلفن آورده فرمودند زنگ بزنیم به میرزا سعید خان طبیب و ماجرا را عرض نماییم. این میرزا سعید خان طبیب از اشخاص دانشمند بوده و در امورات طبابت دندان نظیر نداشته و به یک لمحه دهان هرکس مریض باشد، سرویس می نماید و یک نفر از اجله اطبای ممالک راقیه ایران در بلاد بروکسل بوده که از بابت غیرت نسبت به وطن نظیر نداشته و ناسیونالیست بوده در عمارت شخصیه انواع تابلو و مجسمه از داریوش و کورش و خشایار شاه و دارا را داشته، وقتی یاد وطن می کند هر آدم غیوری می گوید: جندا ناسیونالیسم! جندا غیرت وطن پرستی! و شاعر از بابت میرزا سعید خان طبیب فرموده:

بیت:
دکتر سعید را به بروکسل چه عادت است؟
ناسیونالیسم اند مرام و عبادت است!

وقتی خبر را به دکتر سعید عرض نمودیم فی الفور امر فرمود برویم به یک مریضخانه که در امور قلب و عروق مدخلیت داشته، در تمام ولایات یوروپ از جمله جرمان و هولاند و افرنسیه و انگریز و نمسه و پروس نظیر ندارد. دیگر معطلی جایز نبود. عیال فرمود زنگ بزنیم به آقا هومن خان نقاش باشی که از رفقای قدیم بوده و السنه افرنسیه را که در بلد بلژیک رایج بوده مثل بلبل حرف می زند. با این حال دایم به فکر وطن بوده، از دوری آن یک چشمش اشک و چشم دیگر خون است. زنگ که زدیم، میرزا هومن خان فرمودند که فی الفور با یک فقره اتومبیل شخصیه مثل برق حاضر شده ما را به مریضخانه یا به قول رعایای بروکسل «اوپیتال» سن پیر قریه اوتینی می برند.

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

Comments

dusetdarimmardehesabi

Posted by: otello at October 17, 2008 01:52 PM

سلام
یه سوال دارم
تو واقعا سیدی؟
اگه اینطوره یابد عرب باشی نه ترک نه؟
درست نمی گم؟


تو از کجا فهمیدی من عربم، از دور هم معلومه؟
سید حاج عبدالابراهیم النبوئی

ولی شوخلوق می کونم با شوما، من از اولیش چی با دونیا اومدی تورک بودی، گبل از اون را نمی دونی، اگر شوما می دونی با خودیت مربوط
ایبراهوم

Posted by: MANSOOR at October 14, 2008 12:01 PM

اقاي نبوي عزيز
آرزوی بهبودي سریع و کاملت را دارم

Posted by: ابی از شیکاگو at October 11, 2008 09:13 PM

Nabavi jaan, khodaaye nakarde chizit nashe haa, sa-eede mortazavi naaraahat mishe haa. kheili montazerete, mige bi lenge kafshe man mordan haroome

Posted by: Medi at October 10, 2008 06:12 PM

man ham mesle hezaran'e irani diegar, ba tanz shoma khandidam va ba naghd shoma be fekr froo raftam.arezooy 'e salamaati va del sahadi ro barayetoon daraam.

Posted by: Behrang at October 10, 2008 04:14 AM

سیّد خیلی وقته هوادار کوی توام ولی خب ما به تو مشتاقیم تو به ما هیچی!
به هر حال آخرین مطلبی که نوشتم رو بخون
http://bozdelaneh.blogfa.com/post-73.aspx

Posted by: بزدل میرزا at October 10, 2008 01:57 AM

salam,
Man ham dostetan daram va barayetan negaranam.

Posted by: FARROKH at October 10, 2008 12:53 AM

جوونی‌ که رفته بود خودش بروکسخل (همون بروکسل) در دامن اجنبی کار بی‌ ناموسی و پیتزا میخوردی با اون قرمز که از پیتزا هم بدتر و اسمش سوس بود که اسمش هم بی‌ ناموسی بود و سیقار کشید هر روز و قرتی شده بود و هی‌ برای خودش نامه مینوشتی و تو اون روزنامه و من مسخره کرده بود توی انترنت امروکایی (امریکا) ، اونطور شد که برادران حزب الله به اون قلبش انسداد فرستاد و اون یه چیزی بود مثل ارتحال و اون امام بود که امداد غیبی شد ! ‌ای جوون ! ‌ای نبوی ! و من یه پیام بهت کردم و پیام این بود اگه تو اومدی ارومیه سیب زمینی‌ کاشتی از اون روزنامه بهتر بود و بیل میزد و دیگه انسدد نمیداد به سولاخ قلب ! و اون سولاخ اسمش رگ بود که پیچیده بود و من خودش تو کتاب پنجم دیده بودم ! و دیگه پیامی ندارم ! برو

ملاحسنی

Posted by: rahgozar at October 9, 2008 09:28 PM

سلام. هر چه زودتر به حق آقا امام زمان سلامتى رو پيدا كنى ، تا باز با هم بخنديم و گريه كنيم..يه جك بخون يه كم بخند، يه رگ قلبت باز ميشه!!!
طرف بچّه اش دنيا مياد ۲ ماه بعد ميره ثبت احوال شناسنامه بگيره.
كارمندِ ثبت:اسم بچه چيه؟
طرف:احمدى نژاد
كارمند:اين چه smie؟چرا اين اسم و انتخاب كارى؟
طرف:چون اين بچه ما ۲۴ ساعت يا زر ميزنه يا miryne!!!

Posted by: javid at October 9, 2008 03:19 PM

می خواهیم بار دیگر به آقای خاتمی رای بدهیم ؛ هیچکس نباید جا بماند؛ پس لطفا" بیشتر مراقب خود باشید .

Posted by: پاییز at October 9, 2008 12:18 PM

بابا تو دیگه کی هستی.
از خودت هم سوژه می سازی نمیری انشاالله
سالمت بیشتر به درد ما می خوره
تا ساز جدیدی برای اهل بیمارستان بلجیک کوک نکردیدی و دشمن جدید برا خودت نتراشیدی خوب شو و از اونجا بزن به چاک.
دوست داریم

Posted by: ج. رضایی at October 9, 2008 10:52 AM

nabavi aziz masroram ke alan halat khoob shode va mitooni benvisi

Posted by: ZOHREH at October 9, 2008 09:20 AM

خیلی دل نگرمونمون کردی لوطی. ما خیلی وقته که با تو میخندیم و با تو گریه می کنیم. هیچوقت هم چیزی نه اینجا نوشتیم و نه برات ایمیل کردیم. گفتیم داداش ابرام رو چه حاجت به نوشتن ما اگه تعریفی است که دیگر دوستان می کنند و اگر نقدی که ما در این حد و اندازه ها نیستیم. اما این دفعه رو اصلا راه نداشت. خدا رو شکر هرچند قلب داداش ابرام سر ناسازگاری پیدا کرده اما مغزش عین همیشه مرتب و روبراهه و این چند خط رو نوشت تا ما رو از نگرانی در بیاره. پدر این غربت بسوزه که راه دوره و جیب خالی وگرنه با کله میومدم دیدنت داداش. اونجور که قبلا نوشته بودی انگار آنژیوت کردن شایدم یه بالن تو رگ قلبت هوا کردن. اما من مطمئنم که همین روزا پا میشی و دست اهل و عیال رو میگیری و بر میگردی خونه. و دوباره ما با تو می خندیم و با تو گریه می کنیم.
خلاصه داداش خیلی خاطرتو میخوایم.
همیشه سلامت باشی
کریم از ژاپن

Posted by: کریم at October 9, 2008 06:14 AM

There is no pain, you are receding
***

خوشحالیم که بهترید داور خان

Posted by: ُSafa at October 9, 2008 05:58 AM

حصزت مستطاب داورخان
اکنون که ابن عریضه رامکتوب می نمایم ازاینکه درصحبه یاشفاخانه هم دست ازکتابت برنمی داریدنگران بودوحالی نیست که مانیزروانه همانجاشویم
استدعاداردکمی استراحت فرموده وگرنه زبانم لال دگرازطبیب نیزکاری برنخواهدآمدمخصوصااگرطبیبهای چون دکترکردان اطرافتان باشد
زیادمصدع نمی شوم سلام مارابه نرسهای زیبای بلژیکی که مثل قندهایشان شیرین هستندبرسانید
ناصرازویرجینیا

Posted by: ناصر at October 9, 2008 05:14 AM

نبوی جان دردت بسر دشمنان.
تو كه ليسانس داشتی؟ مگر در اون خارجه هم قلب آدم درد ميگيره؟
اطبای داخل پيشنهاد ميكنن مدتی به جای عكس محمود / عكس خاتمی رو نيگا كن خود به خود خوب ميشی!

Posted by: shirin at October 9, 2008 02:42 AM

خدا خیرت بدهد خیر النسا (اا بد شد خیر نسا بگمانم زن است) زودتر می گفتی که این بیمارستان در اوتینی است. امروز مخ رسپشن بیمارستان سنت پیر بروکسل را چرخ کردم از بس گفتم نه اشتباه می کنید موسیو ن ب و ی باید در لیست مریض هاتان باشد. از من اصرار و از ایشان انکار. یادت باشه گذرت به اونجا ناوفتد که سایه مبارک را با تیر میزنند. این همسر جان بنده بیچارم کرد از صبح ده بار با میل و تلفن از من پرسیده زنگ زدی بیمارستان و احوال موسیو نبوی را پرسیدی یا نه! اگر عمری باشد و برای جنابعالی مزاحمتی ایجاد نکند. فردا تلفنی عرض ادب و احوال پرسی می بماییم. با آرزوی صحت دماغ و قلب مبارک.

Posted by: hamid at October 9, 2008 02:07 AM

مرد حسابی، درد قفسه سینه رو که دیگه همه میدونن باید یه آسپیرین انداخت بالا، یه زیر زبونی گذاشت و عین گلوله رفت اورژانس... شانس آوردی مثل خیل هموطنان بی خبر از همه جا عرق سکنجبین به لب راهی بهشت نشدی...

Posted by: aftabeh at October 9, 2008 01:51 AM

in ham chand Music baraye shoma, midanam ke hatman Laptop wa gushi darid wa mitawanid dar bimarestan ham Music gush konid:
http://www.youtube.com/results?1)search_query=khabe+shirin+salar&search_type=&aq=f
2)yade madaretan karde budid, man in ra khili doost daram:
http://www.youtube.com/watch?v=HMWmK_V5RZU
3)in ham az jense ru-hozi!!
http://www.youtube.com/watch?v=8svSl6VZ-Bk
http://www.youtube.com/watch?v=rFfRWlOwjVw&feature=related
http://www.youtube.com/watch?v=TGQFR61zLJM&feature=related
http://www.youtube.com/watch?v=U7-4JqeYpD8&feature=related
http://www.youtube.com/watch?v=QnOdfiWCa1k&feature=related
khili ahang hast, man salighe shoma ra nemidanam. faghat be in fekr konid ke shaad bashid wa har che zoodtar salamat az bimarestan kharej shawid ke koli adam montazere shoma hastand.shaad wa slamat bashid.OMiDWARAM KE Adressha dorost amade bashand!!??

Posted by: jasaman at October 9, 2008 01:27 AM

داور خان شما دیگه‌ چرا ؟ شما که‌ طلایه‌دار نبود حزن در چنته‌ بودید. بزنید بر طبل بیخیالی که‌ آنهم عالمی دارد. هر چند شما هم از زمره‌ کسانی هستید که همچو جام‌ با دل خونین لب خندان میاورند. علی ای حال سلامتتون آرزوی ماست. ما هر شب در دعای بعد از عرقمون با دوستان میگیم : انشاء الله‌ یاکل الالم الابراهیم علی راس المحمود ترجمه‌ : خدا کنه‌ درد ابراهیم بخوره‌ تو سر احمدی‌نژاد. پاینده‌ باشی و ما باز هم بیادت مینوشیم.

اسلاما علی من مااکل الحزن (درود بر آنان که‌ غصه‌ نمیخورند)

Posted by: شنگول at October 9, 2008 12:48 AM

درديست درد عشق كه هيچش چاره نيست.
مراقب باش ابرام جان اشتباهي جاي نمي‌دونم چيزه ديگه‌اي
رو عمل نكنن اين خارجي‌ها زبون حالي‌شون نيستا !

Posted by: سهراب at October 9, 2008 12:42 AM

ابراهیم عزیز شش قرن پیش خواجه حافظ شیرازی خطاب به شما(بله دقیقا" خود شما!) فرموده است:
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد!
وجود نازکت آزرده ی گزند مباد!
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد!

Posted by: بیژن at October 9, 2008 12:37 AM

اميدوارم سريع تر بهبود حاصل کنيد.

Posted by: سامان at October 9, 2008 12:34 AM

vage'an "how low can you go?" in hosein derakhshan chetori mitone az mariziye ye nevisande khoshhal beshe? nabavijan zendeh bash ta soghoote injur adamharo ba ham jashn begirim

Posted by: reza at October 9, 2008 12:15 AM

دوم دارام دارام دام نبوي
دي دي دي ديريد ديد نبوي !
دوم دام دوم نبوي
نبينم بيفتي ! مي خوامت ابي ! خيلي ها !
ببخشيد يك كم بي ادبانه شد !!!
چه فازي مي ده آدم اينقدر طرفدار داشته باشه ها !

Posted by: idin at October 8, 2008 11:40 PM

بابا تلخ نوشتی اشکمونو سرازیر کردی....

خوب میشی، چقد نازکی تو .... وا

Posted by: فرید at October 8, 2008 11:37 PM

DorooD . . .

EbraHime AziZ, in MatlaBet kheyli jaleb bod, Hatta kheyli khandidam, Baad az Kolli MatlaBe khoNak va Kami Bimazze dobare Engar dari kolak mikoNi . .

Aziz, ye vaGhti bahat m0khaleF bodam, vali alan Dalile m0khaleFat Hat ba in AhmadiNejad ro Mifahmam . . .

Ba Arezoye salamati . .

Posted by: ALii at October 8, 2008 11:37 PM

Aghaye Nabavi aziz,
hata dar bimarestan ham Laptop ra kenar nemigozarid! besyar baraye shoma negaran shodim, wali digar dar in zaman hamegi az 50 saal be bala az in moshkelat darand, khoshbakhtane elme pezeshki ham rah-haye ziyadi baraye komak kardan payda karde. shoma ham ke bishtar az afrade aadi hers mikhorid wa be fekre hame chiz hastid. bayad bishtar be fekre aramesh wa aasayashe khodetan bashid. ma hamegi be fekre shoma hastim wa be shoma ehtiyaj darim. khanewade shoma khili bozorg hastand wa faghat khanom wa farzandane shoma nistand, balke hame khanandegane shoma ham be fekre shoma hastand wa baraye shoma arezooye salamati wa saadat darand. saii konid ke bishtar Music beshnawid wa kamtar dar bareye akhbar- bekhosus akhbare iran bekhanid. salamat wa ba energy bashid. be omid anke har che zoodtar az bimarestan morakhas shawid.

Posted by: jasmin at October 8, 2008 11:25 PM

آقاي نبوي عزيز ...
شرمنده ي شما هستم ...
براي اينكه غير از دعا كردن براي بهبودي شما كار ديگري از دستم ساخته نيست.

اميدوارم هرچه زودتر بهبودي شما حاصل گردد و علاوه بر بهبودي جسمي ء روح و جانتان هم شاد و سرزنده و با طراوت باشد.

Posted by: بهمن at October 8, 2008 11:15 PM

درود به داور خان

امید که هر جه زود تر بهبودی حاصل شود.

Posted by: navid at October 8, 2008 10:43 PM

سيد عزيز اميدوارم هر چه زودتر حالت خوب شود و با طنزهاى شيرين تر از عسلت كام همه ما را شيرين كنى،دوستت داريم.

Posted by: شهرام at October 8, 2008 10:43 PM

سلام
توی روز خوندم که مریض شدی.
برایت از خدواند شفای عاجل میخوام (امیدوارم شفای تو در رفتنت نباشد ;) )
منتظر طنزهای گاهی بینظیرت هستم (مگه خودت نگفتی باید نقد بشی؟ خب گاهی طنزهات خنده دار نیست ).
در کل خیلی ناراحت شدم برات دو رکعت نماز خوندم.
پسرعموی تو wanabeunknown

Posted by: wanabeunknown at October 8, 2008 10:34 PM

خیلی خوشحالم که سرحالی. امیدوارم به زودی زود سلامتی کامل پیدا کنی. به امید خدا !

Posted by: یک دوست at October 8, 2008 10:29 PM

خب مثل این که روند بهبودی را پیش گرفته ای به سلامتی.
خوشحالم و همین طور امیدوارم که هر چه زودتر سرپا و سرحال ببینمت.

Posted by: بهرام at October 8, 2008 10:27 PM

ابی جان سلام
خدا را شکر که همچنان برای ایران و ایرانی مینویسی
کاش حالا که صحبت از علوم جدیده شده یادی هم از فارغ التحصیلان آکسفورد در مجلس/دولت و دانشگاهها نمایید
اگر از مردم سراسر ایران بخواهی در این امر خیر کمکت کنن به نتایج بزرگی خواهیم رسید. بخصوص برگزیدگان مجلس 8ام .بحمداله کشور را گروهی از فارغ التحصیلان آکسفورد اداره می کنند جای هیچ نگرانی نیست

Posted by: mohammad at October 8, 2008 10:00 PM


دیشب یه هاله ی نور دور ِ برج ِ میلاد بود ...
میگن دکتر " م ش نگ " دستور داده بود نور افشانی کنن
آخه شنیده رفتی مریض خونه ،
جان ِ قلمت اگه هم خوبی یه دو سه روزی بمون ، اونم دل داره به خدا ... بزار دو روز نفس بکشه !

Posted by: قهوه و سیگار at October 8, 2008 09:37 PM

آرزوی سلامتی

Posted by: هادی at October 8, 2008 09:17 PM

همشهري عزيزم سلام.
از خداوند مي خواهم هرچه زودتر بهبودي كامل پيدا كني و باز هم به نوشتن ادامه دهي. مگر ما چند تا نبوي داريم؟ به قول خودت "ترك زير بار زور(در اينجا مريضي)نمي رود هر چند كه زور پرزور باشد". ياشاسن نبوي.

Posted by: ayoub at October 8, 2008 09:17 PM

زودتر خوب بشو بی معرفت :(

Posted by: rezar at October 8, 2008 08:46 PM

اقاي نبوي عزيز
خيلي دوستتون داريم و براتون از خداوند مهربان سلامتي ميخواهيم. من و دوستان ايروني ام در زوريخ سويس عادت كرديم هر روز صبح بعد از انكه سري به سايتهاي خبري زديم و با اخبار ايران چشمي تر كرديم سراغ نوشته هاي شما ميريم و سير دلمون در اين ديار غربت مي خنديم. الهي درد و بلاتون بخوره تو سر احمدي نژاد و كردان . مواظب خودتون باشيد و اينقدر حرص وطن رو نخوريد. در پناه خدا.

Posted by: Kajal at October 8, 2008 07:01 PM

سلام بر ابراهیم نبوی خودمان . الهی سلامت باشی مزض قلبی که برای ایرانیها مثل چای عصر است. نگران نباش. مکن هم قلبم گاهی درد می گیرد

Posted by: سبحان at October 8, 2008 06:31 PM

داور خان عزیز
همیشه خوش و سلامت باشی.
گل گاو زبان و استخودوس هم فراموش نکنید :)

Posted by: patrick at October 8, 2008 06:18 PM

Just don't die, ok? | R

Posted by: Roba at October 8, 2008 06:08 PM

انتظار داشتم كمي بيشتر به فكر خوت بودي تا نظر ديگران د رمورد خودت و دس از نوشتن بر مي داشتي و استراحت مي كردي. اما گويا بدون همهمه ناظران حتي با قلب سالم هم احساس زنده بودن نمي كني. اين جالب و در عين حال درد بزرگي است براي انساني كه مي فهمد.
به اميد بهبوديت

Posted by: شهناز at October 8, 2008 06:00 PM

arezooye salamaty mikonim baratoon az samime ghalb, ma hame cheshm berahe neveshtehatoon mimoonim ta zood khoob shido bargardid khoone , zende baad Nabavi e aziz

Posted by: Azadeh at October 8, 2008 05:30 PM

قلمت هم مریض شده .تا حالش خوب نشده زیاد خودشو اذیت نکن.
دشمنا شایع کردن که شنیدی حسین نژاد میره تهران از حسادت قلبت به تر تر افتاده. !

Posted by: manager at October 8, 2008 03:13 PM

درووود بر داور عزیز
توی مریض خونه هم حواست به اینجا هست

پاینده باشی

Posted by: سارا at October 8, 2008 02:39 PM

Post a comment




Remember Me?