دوشنبه 15 مهر 1387

مدتی این مثنوی تأخیر شاید می شود!


دو سه روزی در خدمت دوستان نخواهم بود. به نظر می رسد چیزی شبیه حمله قلبی یا به قول دکتر " این یک حمله قلبی نیست"، بلکه چیزی شبیه آن است، در این حقیر سراپا تقصیر اتفاق افتاده است.
البته این گونه حملات برای من که طنز نویس هستم و سن و سال من که یک ربع دیگر پنجاه ساله می شوم و محل زندگی ام یک روستای کاملا ساکت در اطراف بروکسل است و سایر شرایط کاری ام، طبیعی است.

فعلا نمی دانم تا کی زیر این انبوه سیم و چراغ و مانیتور و کوفت و زهر مار باشم، ولی به محض بیرون آمدن از این شرایط، نوشتن را از سر خواهم گرفت. البته همین حالا هم بغل تخت بیماستان سعی می کنم یک چیزهایی بنویسم که برای عمه جانم می فرستم.
فردا قرار است آزمایشات مفصلی بکنند که از حالا پزشک معالج گفته است دردناک خواهد بود. آخر شما بگویید آزمایش هم دردناک می شود؟
حالا از این دردناک تر این است که وقتی نگاه می کنی می بینی ( یا به قول آمنه خانم می وی نی ) که برای بیست سال نقشه کشیدی و حتی سه دقیقه هم وقت نداری در رسیدن به اهدافت تأخیر کنی و بعد، فقط پارگی یک رگ کوچولو ممکن است تمام حافظه ات و تمام دانسته هایت و تمام داستانهایت را تبدیل به یک قطعه پروتئین در حال نابودی بکند، آن وقت می فهمی زندگی آن قدر ها هم جدی نیست. جدی است؟ من که از اولش هم جدی اش نگرفتم، شما می گویید جدی است؟ فعلا کمی درد دارم در شانه و بازوی چپ و قفسه سینه و تا یکی دو روز دیگر که خوب بشود در خدمت دوستان هستیم و به قول عمران صلاحی حکایت همچنان باقی است!

ابراهیم نبوی
بلژیک - بیماستان سن پیر
مهر 87

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

Comments

اميدوارم كه حالتون بهتر شده باشه
هر چند كه دعا كردن ما بي تاثيره ولي تنها كاريه كه از دستمون بر مياد
خدا حفظتون كنه

Posted by: siavash at October 21, 2008 02:24 PM

آقا نبوی چرا پست منو ویرایش کردی و اینو نوشتی . من کی اینو گفته بودم .
at October 6, 2008 07:05 PM
امید وارم به زودی خوب بشی. ولی حالا که آدرس بیمارستان رو دادی رژیم ایران شاید یک مهر ورزی دیگه بکنه.

Posted by: kingarya at October 20, 2008 10:26 PM

ابراهیم عزیز برایت آرزوی تندرستی وشفای عاجل از خداوند متعال رادارم حکایت توبرای ما حکایت آن هنرمندسیرکی است که همه را میخنداند اما خودش به افسردگی دچار شده بود ودکتر به او پیشنهاد رفتن به سیرک ودیدن نمایش ان هنرمند راداده بود حالا ماهم باید به تو پیشنهادکنیم که زیاد سخت نگیر دنیا تابوده همین بوده افراد دلسوز ودانا خون دل خوردند وافراد نادان وابله واکثرهم گاو صفا کرده اند بهت پیشنهاد میکنم طنزهای ابراهیم نبوی ویا استاد بزرگوارش ملانصرالدین بخونی ومدتی بیخیال جهال ومجانین سیاست بشی به امید سلامتی هرچه زوتر تو . ان شاء الله . اگر غم را درعالم دود بودی جهان تاریک بودی جاودانه شقیق بلخی

Posted by: حسین at October 20, 2008 01:43 PM

we love you iran

Posted by: behzad at October 18, 2008 02:12 AM

خوب می شی جوون.

Posted by: مهدی at October 13, 2008 01:13 PM

كجايي بابا ايبراهوم! من كه هنوز بيماريت را باور نكرده ام.پس كي مي نويسي؟

Posted by: amir at October 11, 2008 05:48 PM

چيزت توي چيز احمدي نژاد درد و بلاتم توي سرش

Posted by: حاجي ديازپلم at October 11, 2008 03:48 PM

dard o balat bokhore too sar va soorat zibaye president A.N(Ahmadi Nejad!)

Posted by: majeed at October 11, 2008 01:29 PM

از قدیم گفتند : سن که رسید به پنجاه ، فشار میآد به چند جا ! متاسفانه یکی اش هم قلبِ !!!!! این شوخی بود ولی ما براتون دعا می کنیم تا زودتر خوب و سلامت بشین

Posted by: ye doost at October 10, 2008 07:43 PM

جوونی‌ که رفته بود خودش بروکسخل (همون بروکسل) در دامن اجنبی کار بی‌ ناموسی و پیتزا میخوردی با اون قرمز که از پیتزا هم بدتر و اسمش سوس بود که اسمش هم بی‌ ناموسی بود و سیقار کشید هر روز و قرتی شده بود و هی‌ برای خودش نامه مینوشتی و تو اون روزنامه و من مسخره کرده بود توی انترنت امروکایی (امریکا) ، اونطور شد که برادران حزب الله به اون قلبش انسداد فرستاد و اون یه چیزی بود مثل ارتحال و اون امام بود که امداد غیبی شد ! ‌ای جوون ! ‌ای نبوی ! و من یه پیام بهت کردم و پیام این بود اگه تو اومدی ارومیه سیب زمینی‌ کاشتی از اون روزنامه بهتر بود و بیل میزد و دیگه انسدد نمیداد به سولاخ قلب ! و اون سولاخ اسمش رگ بود که پیچیده بود و من خودش تو کتاب پنجم دیده بودم ! و دیگه پیامی ندارم ! برو

ملاحسنی

Posted by: Molahasani at October 10, 2008 05:13 PM

Salam
man ranande kamyoon hastam va midoonam chi shode, shoma too koohay beljik takhte gaz ziad rafti be roghan soozi oftadi hala chizi nist ye kam ba dande sabok boro badesh ye rooz biaa midoon agha noor too jade khavaran ye agha taghi hast khyli karesh doroste behesh begoo ye dast ringo yataghan vasat avaz kone dorst mishe
Ya Ali madad
Davood

Posted by: Davood at October 10, 2008 09:28 AM

اميدوارم زودتر سلامت كامل خود را به دست آوريد.

Posted by: علي at October 10, 2008 01:27 AM

agha nabavi jan, hame montazere khabare jadid az shoma hastim

Posted by: javad at October 10, 2008 01:18 AM

آقای نبوی عزیز
امیدوارم که هر چه زورتر خوب شوید و بیائید در "روز" مطلب بنویسید و دهان این احمدی نژاد را آسفالت نمائید.

Posted by: arash yazdani at October 9, 2008 10:05 PM

در همه ما ایرانی ها یک شاه رضا و بدتر یک شاه سید علی هست اما اگر درایران بودی تا حالا مرده بودی و یک جمعی میامدند کلی ازت تعریف میکردند ختا رهبر برات میگفت اگر مخالف بود مخالف منصف بود وزیر ارشاد هم ازت تعریف میکرد و یک قبر خوب بهت میداد حیف شدی

Posted by: burglra at October 9, 2008 06:49 PM

سلام امیدوارم که هر چه زودتر سلامتیتان را بدست بیاورید. ما منتظریم که نوشته های شما را دوباربخوانیم.

Posted by: افشین at October 9, 2008 05:41 PM

50 سال فشار دیگه بسه، کمی بیشتر استراحت کنید، گور بابای همه چی (احمدی نژاد و امثالهم)،
I'm crossing my fingers for you,
hope see you fresh & smart

Posted by: Nader at October 9, 2008 05:34 AM

به شما و نوشته هاتون نیازمندیم امیدوارم زودتر خوب بشید و بازهم تلخیها و زشتیهای اطرافمون رو با طنز ظریفتان لطیف کنید و در عین خندیدن کمک کنید یادمون نره دور و برمون ه خبره.
با آرزوی سلامتی شما

Posted by: elham at October 8, 2008 03:42 PM

سلام
بابا بيخيال ما به اين آسونيا تو رو از دس نميديم. در ضمن آقاي خاتمي كه همين روزا دوباره مياد گفته من بي ابرامم نميشه.حاليته.
مخلص شما از شهر گل و بلبل

Posted by: حسين at October 8, 2008 03:20 PM

آقای محترم با مرخصی استعالجی شما به مدت 3 روز موافقت می شود. بعدش باید خوب شی بیای سر کارت. مگه ما مسخره ی تو ایم. حالا واقعا مریض شدی یا رفتی تعطیلات؟!
خدا کنه زودتر خوب شی داور.

Posted by: omid at October 8, 2008 03:06 PM

ذکر احوال شیخ ابی خان نبوی
آن شیخ الشیوخ ، آن دارنده طبع شوخ ، آن داور پر یاور ، آن متولد دیار خاور ، آن صاحب طنز روز ، آن نویسنده در سایت روز ، آن عنصر المعالی ، آن اشتباهی رفته به سمت دیار باقی ، آن پنجاه ساله بیبی فیس ، آن سینه افتاده به خس و خس ، آن نویسنده کل مطبوعات ، آن ننوشنده هر چی ماکولات ، آن کوبنده دولت احمدی ، شیخنا و مولانا ابراهیم نبوی دراز الله قده از طنز نویسان کارا بود و زادگاهش شهر آستارا بود .

نقل است چون بدنیا پا نهاد فریاد همی کرد اوه اوه احمدی ، اوه اوه احمدی . وجمیع شیوخ در کف مانده بودند که این طفل را با این یارو چه کار؟ پس احتیاطاً حکم زندانی بر وی صادر کردند تا به جای شیر کمی آب خنک بنوشد . چون سه ماه بگذشت از زندان بیرون همی شد و از فرط موی بلند به سلمانی همی رفت و از اینرو طرفدار اصلاحات همی شد .

آورده اند که شیخ الف نون دردفتر خاطراتش اینگونه از وی یاد می کند " الابراهیم یدخل فی الامور کل السواریخ " ترجمه :" بابا این ابی با همه جای ما کار داره " و در جای دیگر از شدت عصبانیت می نویسد " کل الشلوار هو پرچم من یدالنبوی " ترجمه : " آقا خشتک ما رو پرچم کرده این نبوی " اخیراً نیز در انتهای دفتر خاطراتش چنین ذکرمی کند " اشهد ان ابراهیم یخرج الابوی من تراب " ترجمه : " شهادت می دهم نبوی بابای ما رو در آورد "

نقل است که شیخنا نبوی بقدری سریع بابای الف نون را درآورد که قلبش به تاپ تاپ افتاد و به ابی همی گفت :
آهای آهای آقا ابی خوشگله
اونی که زیر پات گذاشتی دله
اما این حرفها در وی اثر همی نکرد و مجددا به شدت مشغول امور مهم با قسمت های مختلف بدن دولت همی گشت و بقدری سریع در حال انجام عمل بود که متوجه روغن سوزی همی نشد . لاجرم او را نزد طبیبان بردند تا اندکی ویتامین و عسل و گردو بدو همی دهند تا مجددا محیای عملیات گردد .


از شیخنا نبوی تذکره ها بسیار موجود است الا همین تذکره

آقای نبوی سلام جسارت بنده رو ببخشید فقط می خواستم سعی کنم کمی لبخند بر لبان شما بنشانم تا هر چه سریعتر بهبودی حاصل شود .

Posted by: Alireza at October 8, 2008 12:07 PM

امیدوارم هر چه سریعتر سلامتیتو پیدا کنی آقای نبوی

Posted by: رضا at October 8, 2008 11:56 AM

میدونم جدی نیست نگران هم نمیشم ولی دعاتون کردم

Posted by: لاله at October 8, 2008 11:07 AM

salar to hala hala nemimiri, khiyalet rahat.ye vaght natarsi.omidvaram hamin alan khoob beshi, salar

Posted by: jasem jabari at October 8, 2008 10:58 AM

ابراهیم جان سلام
امیدوارم سلامتیتان را زوتر بدست آوری
و دوباره باآتش وجودت نمرودیان زمان را بسوزانی

Posted by: رضا at October 8, 2008 09:39 AM

Aghaye nabavi,
omidvaram har cheh zoodtar haletoon khoob besheh.

Posted by: sara at October 8, 2008 04:38 AM

امیدوارم که هر چی زودتر بهبود پیدا کنید
ماحالا حالا حا باهاتون کار داریم


Posted by: Meysam at October 8, 2008 03:52 AM

برو اما با دست پر برگرد!

Posted by: دوازده رخ at October 8, 2008 02:16 AM

ihope get weel soon looking forword to here about you jila

Posted by: jila at October 8, 2008 01:47 AM

Dear Ibrahim,
Hope you get well soon.
All the best
Matin

Posted by: Matin at October 8, 2008 01:28 AM

تولدت مبارک استاد

سلامت باشید همیشه

Posted by: mehdi at October 8, 2008 01:23 AM

salam
kheili mote-asef shodam khundam halet khub nist. 2a mikonam har che zud tar khub shi.

Posted by: reza kianian at October 8, 2008 01:14 AM

ابراهیم گرامی
امروز اگر لبخندی بر روی لب ماست بی شک سبب آن توئی امیدوارم هر چه زود تر بهبودی حاصل شود و طنزیم شوی

Posted by: آرش at October 8, 2008 01:12 AM

داور جان
الهی درد و بلایت بخورد به سر احمدی نژاد و خامنه ای

امیدوارم هرچه زودتر خوب شوی و وقتی آمدی بیرون خواهش می کنم یک کار ساده را هر روز انجام بده تا هرگز بیمار نشوی .
هر روز صبح ناشتا کمی میوه بخور . همین . و تا یکی دو ساعت چیزی نخور . من امتحان کرده ام و الان سه سال است که بیمار نشده ام .

ای پامادور شاد باش و دير زي


Posted by: davood at October 7, 2008 11:40 PM

Get well soon.
I love your writing.

Posted by: Saeid at October 7, 2008 11:35 PM

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
استاد نبوی عزیز امروز وقتی به روزآنلاین سر زدم و ازت مطلبی ندیدم دمق شدم و اومدم تو دوم دام و الان مطلع شدم که ظاهرا کسالتی داری برایت آرزوی سلامتی دارم و برای سلامتیت دعا می کنم

Posted by: علی at October 7, 2008 11:01 PM

حالا شاید یک کمی به آخرت فکر کنی.
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

نصف بیشتر عمر را که زهد فروخته ای، این چند صباح را هم به فسق مباهات نکن. همه رفتنی هستیم.

Posted by: علی at October 7, 2008 10:06 PM

برايم شك آور بود. داور جان روز ما تا نوشته اي از شما نخواند شب نمي شود. پاشو عزيز.

Posted by: سجاد at October 7, 2008 09:56 PM

با نوشته هایتان از قدیم، آشنایی ندارم. ولی جدیدا میخوانم. برایتان آرزوی سلامتی میکنم.

Posted by: رضا at October 7, 2008 08:59 PM

I am so sorry for what has happened to you and I hope you recover as soon as possible.

Posted by: Masoud at October 7, 2008 08:50 PM

i hope health for you!

Posted by: eagle at October 7, 2008 08:42 PM

Wishing you fast recovery. You have a lot of fans in Los angeles! best, e

Posted by: elham at October 7, 2008 07:41 PM

ابی پاشو ای سوسول بازیایه در نیار یه وخت بیای کرمانشاه رات نمیدنامیگن افت داره داورو ای حرفا.

Posted by: kermanshahi at October 7, 2008 07:21 PM

سلام مرد...
متاسفم که این اتفاق افتاد...کاش برای احمدی نژاد میافتاد...زودتر خوب شو....

Posted by: ارمین at October 7, 2008 07:17 PM

سلام داور جان،

جات خالی‌ فیلم "زندگی‌ و دوران قاضی روی بین" را گرفتم که به یاد خدا بیامرز پل نیومن دوباره نگاه کنم و یاد تو افتادم که زمانی‌ گفتی‌ این فیلم کمدی‌ترین فیلمیست که دیدی. آن هم فقط به خاطر آن یک صفحه که قاضی از وسط کتاب قانون پاره کرد، چون به مذاقش خوش نمی‌‌آمد.

امیدوارم که به زودی از بیمارستان مرخص بشی‌ و حالا حالا حالاها از شرفیابی خدمت پل نیومن محروم بمانی.

Posted by: Mehrdad at October 7, 2008 07:05 PM

امیدوارم هرچه زودتر سلامتی کاملتان را بدست آورید و پرانرژی به فعالیتتان ادامه دهید.
دوست داریم مرد.

Posted by: محسن at October 7, 2008 06:49 PM

سلام آقاي نبوي. من دانشجوي كارشناسي ارشد ادبيات نمايشي دانشگاه تهرانم. داستان رومئو و ژوليت شما رو بصورت فيلمنامه در آوردم و قصد دارم بسازم. متاسفانه تو اين مملكت لندهور به علت اينكه ما بدبخت ها هيچ پولي نداريم و تا حالا فقط يك ميليون جمع كرديم(!) نمي تونم قول بدم كه مي سازيمش . اما اين مطلبو نوشتم تا اگه شما اجازه نمي دين كه ما اينكار رو بكنيم از همين الان بي خيالش بشيم. اگه خواستين مي تونم فيلمنامه رو براتون ميل كنم. با تشكر. دوست دار هميشه ي شما. مجتبي دهدار

Posted by: mojtaba at October 7, 2008 06:45 PM

Dooste Aziz, anghadr az daste ahmadi nejad hers khordi ke kar daste khodet dadi. Vali motmaennam ke ba khoondane in hame ehsasate pake tarafdarat dighe aslan root nashe ke hadde aghal be in zoodiha bemiri.

Ba arezooye behboodi har che zoodtar barayat.

eradatmand

Posted by: Faraz at October 7, 2008 06:34 PM

سلام
مخلصیم. امیدوارم هرچه زود تر توپ توپ شی. مخلصتیم. حالا حالا ها باهات کار داریم

Posted by: Houman at October 7, 2008 06:02 PM

hope 2 get well soon

Posted by: el at October 7, 2008 05:41 PM

آقای نبوی چرا جنبش اصلاح طلبی از نظر بدنی اصلا آمادگی ندارد و همش یک جای کوچکیش که پاره میشود دچار مشکل میشود و سوسول بازی در میاورد و قهر میکند و شرط و شروط میگذارد؟ اولش همه آرنولد میباشند اما در اواسط شکار جیششان میگیرد و میروند خارج یقه هم را میچسبند و روشنفکری میشوند .
اما نمیدانیم چطور یک عده ای هستند که اصولگرا و هاله دار میباشند و با فوق دیپلم در دانشگاه به بچه ها درس میدهند و ...نشان پاره شده ولی باز میخندند و به کارهای جهانی هم رسیدگی میکنند و انگشت حیرت ما را سرویس کردند از بس گزیده ایم.
آقای نبوی لطفا زودتر خوب شوید و بیایید که وقت شکار است.

Posted by: بامداد at October 7, 2008 05:20 PM

آقای نبوی فکر کنم وقتش باشه که بگین:
Doctor Doctor, what is wrong with me
This supermarket life is getting long

Posted by: Safa at October 7, 2008 05:03 PM

خواهر این آسمونُ .... دم ! یکی مثل اون جنتی جوجه تیغی باید خشتک عمر کردن رو پاره کنه ! یکی هم مثل این آقا نبوی ما باید تو سن ٥٠ سالگی قلبش درد بگیره ! سگ تو روحت روزگار ! واقعنی که خیلی ضایعی ! ... ... آقا نبوی خوب می شی ! آقام ابوالفضل شفات بده ایشالله !

آقا علی اصغر

Posted by: aliasghar at October 7, 2008 04:53 PM

سلام اقای نبوی
امیدوارم هرچی سریعتر خوب شید.

Posted by: غزل at October 7, 2008 04:34 PM

Salam Davar jan khoobi azizam? az in ke dar bimarestani kheili ghamgin shodam.kheili delam barat tang shode.. chandin o chand bar barat too yahoo massenger peigham gozashtam va chand bar ham zang zadam be mobilet ama engar ham adrese yahoo massengeret avaz shode ham telefonet. hala migi age rast migi chera inja comment nezashti khire saret.. valla man ba in ke har rooz ham too rooz ham inja karata mikhonam be aghlam naresid ya shayad khodam ro tafte joda bafte midoonestam va mikhastam sedat ro hoozoori beshnavam.. nemidoonam.. dar har hal omidvaram ke har che sari tar behtar beshi.. az door miboosamet.. be omide didar.mooch mooch..doostdare to Ramin,,Firouzeh ham salam miresoone

Posted by: Ramin az Umeå at October 7, 2008 04:29 PM

سلام تولدت مبارک قندعسل
پا شو آقا، پاشو اینقدر خودتو لوس نکن.
می بینی که کلی خاطرخواه داری ... کییییف کردم، درد و بلات بخوره تو سر هر چی آدم نفهمه. بمیرم برات منم غریبم! میدونم هر چی هم دورت بگردن اونجا دلت میخواد یه پرستار اخمو سوپ بد مزه و کم ملات بیمارستان های در پیت ابرانو بهت بده.
بوست میکنم عزیز بوس
فدات - علیرضا

Posted by: علیرضا at October 7, 2008 04:04 PM

سلام سلامتی میاره ای دوست صد سلام
روشن به لبخندیو ساده و آرام
به روشنی جویباران و آفتاب بهاران
آنگونه که صبحدم اید آرام بر بام

Posted by: amir at October 7, 2008 03:23 PM

خوب می شی آقا جان.

Posted by: حالا at October 7, 2008 03:00 PM

زنده باشی و قوی

Posted by: ghoghnoos at October 7, 2008 02:50 PM

سلام، تولد شما شدیدن مبارک(به قول خود شما) و وجود نازکت آزرده ی گزند نباشه هرگز خان داور، چقدر دلم تنگت شده.

Posted by: فرشید at October 7, 2008 02:17 PM

omidvaram jenabe NABAVI zodtar khob beshid va kole mosakmonhaye donya pishmarget beshan

Posted by: reza at October 7, 2008 01:20 PM

سلام.امیدوارم هرچه زود تر بهبودیتان را پیدا کنید.به امید مطالب جدید و زیبایتان.

Posted by: یاس at October 7, 2008 12:48 PM

همش تقصیر احمقی نژادابله، خداایشالا چیزشو پاره کنه(رگشو)،خاتمی هم که ناز میکنه، بیخیال حرص نخور
انشاء... زودتر خوب شی و بهبودی کامل پیدا کنی

Posted by: وحید at October 7, 2008 12:44 PM

تولدت مبارک اشالله زودتر خوب بشی تو رو به خدا از سن حرف نزن شما که اینوری و میبینی طرف ۸۰ ساله تازه میره جهانگردی من و خیلی از دوستانم منتظر نوشته هات هستیم اطمینان داشته باش که خوانندگان تو خیلی بیشتر از بعضی نویسنده های چاپلوس داخلی و حکومتی اند.
با امید سلامتی کامل شما

Posted by: دوستی از دوران قدیم at October 7, 2008 12:27 PM

برایتان آرزوی سلامتی دارم
امیدوارم بهبودی کامل پیدا کنید

Posted by: proshat at October 7, 2008 12:00 PM

بله آدم هایی مثل تو باید بیرون از وطن با این وضع گرفتار بیماری قلبی بشوند، و آدم هایی مثل محمود زباله در آن وضع حکومت کنند!!آیا کسی از حکومت برای نویسنده پیامی فرستاد؟ نمی دانم. خودت باید جوابش را بنویسی. وقتی این قضایا را تصور می کنم یاد شعر عقاب خانلری می افتم. کلاغ ها و زاغ و زغن هایی که آفت باغ ما شده اند شاید برای تو هم نیروی محرکی برای نویسندگی باشد. برایت آرزوی سلامتی دوباره می کنم. آدم هایی مثل تو باید بمانند کما این که می مانند.
"پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است"

Posted by: پارسا پویا at October 7, 2008 11:53 AM

و خورشید همچنان باید- همچنان باید! بتابد.
پاینده باشی و تابنده.
دوباره میبینیمت ! همین جا! سر همین کوچه بن بست!!

Posted by: فرود at October 7, 2008 10:40 AM

Dear Mr. Navavi

Please get well soon. I am sure in that cold city you are not alone. We all are praying for you so please please please get well soon.

Adileh

Posted by: Adileh at October 7, 2008 10:32 AM

ای ابراهیم ، ای نبوی ، ای طناز ، ای بیمار ، ای با نمک ، ای شیطون ، ای دلقک ، ای که این 4 گزینه ای هات بی مزست (نمیدونم چرا) ولی این در احوال شیخنات بد بامزست *-: ...
از بس انگشت تو هر سوراخی کردی که خدا تو رو به درد پارگی دچار کرد D:

آقای محترم ، وقت آقایون دکترا رو نگیرین بی زحمت ، هر چه سریعتر برگردید سر کارتون ، مردم که علاف شما نیستن !!!

Posted by: امیر at October 7, 2008 10:14 AM

شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

به امید اینکه قلبت هم مثل مغزت درست کار کنه

Posted by: Ali at October 7, 2008 10:10 AM

سلام آقاي نبوي
براتون آرزوي سلامتي دارم واميدوارم زودتر برگردين
من كه عادت دارم صبح ها رو با خوندن مطالب شما شروع كنم

Posted by: شيرين at October 7, 2008 10:06 AM

برایتان آرزوی سلامتی دارم
امیدوارم بهبودی کامل پیدا کنید

Posted by: sam at October 7, 2008 10:00 AM

آقای نبوی

ما خیلی شما را دوست داریم. از طرف و خودم و هزاران خواننده دیگر مثل من که نه پول روزنامه میدن و نه زحمت نوشتن یک یاداشت کوچیک رو میکشنء براتون آرزوی سلامتی میکنیم.

پاینده باشید

Posted by: ف.ا. at October 7, 2008 09:53 AM

داور عزیز
کاش بجای این خبرها سروش بازگشتنت به خانه رامیشنیدیم. اینهمه جک وجانوردراین مملکت راست راست راه میروند وازبی رگی هیچ اتفاقی برایشان نمی افتد وفقط دچاربواسیروبادفتق میشوند که درمانش هم فقط درلندن برایشان میسوراست آنوقت این اوضاع باید برای تو باشد؟

Posted by: davood at October 7, 2008 09:44 AM

داور جان برات آرزوی تندرستی دارم.
اقا میخواهیم همه با هم تو ایران ازادی رو جشن بگیریم. پس حالا حالاها باید زنده باشی.
فکر کنم کمی استراحت برات لازم بود.

Posted by: رضا at October 7, 2008 09:22 AM

سلام اقای نبوی
ازمایش شما شاید exercise testباشه ویا angoigeraphyکه انشالله اگه سالم باشه رگای قلبتون با aspirinیا plvix میشید تا 2و3روز دیگهو احتمالا stable angina کردین ولی دیگه حرص خوردن واستون سمه...

Posted by: amirhosein at October 7, 2008 08:57 AM

نبوي جان تا ريق رحمت را سر نگشيده اي دنباله اين رمان "نذر" را بنوس .

برايت آرزوي سلامتي مي كنم

Posted by: رضا at October 7, 2008 08:38 AM

درود
براتون آرزوی سلامتی هر چه زودتر می کنم چون حتی یک روز غیبت شما دشمن شاد کن و برای دوستان نیز بسیار غم انگیز است.
بدرود

Posted by: babak at October 7, 2008 07:51 AM

امیدوارم که سریع تر سلامتی خودتون رو بدست بیارین و ما رو همچنان از نوشته های زیباتون بی بهره نزارین

Posted by: Hannan Nozari at October 7, 2008 07:50 AM

ایشالا زودتر کاملا خوب بشین.

Posted by: رامین at October 7, 2008 07:35 AM

اکثر اوقات با خوندن نوشته هاتون لبخند به لب مون نشسته و گاهی قهقهه زدیم و زمانی هم توی فکر رفتیم. به حرمت همه ی آگاهی هایی که با طنز دلنشین تون بهمون دادین براتون آرزوی سلامتی می کنم و صحت عاجل و شفای قریب آرزومندم.
شاد و خندون بمونین و سلامت باشین همیشه.

Posted by: دیانا at October 7, 2008 07:16 AM

ishala dardo marazet bokhoreh too sareh oon hosseineh derakhshan

Posted by: Abbas at October 7, 2008 06:40 AM

ishalla zoodi bargardi, albate ba salamati

Posted by: احمد اربابون at October 7, 2008 04:03 AM

جناب آقای نبوی
به دلیل علاقه شدید بسیاری از هموطنان به شما موظفید بسرعت خوب شوید.همه دوستداران شما منتظر بهبود شما هستند. پس........................... یااله خوب شید. ما هم دعا میکنیم.

Posted by: nahid at October 7, 2008 03:07 AM

براتون آرزوی سلامتی میکنم آقای نبوی عزیز.

انشاءا... هر چه زودتر سالم و سرحال ببینمتون.

Posted by: حسین at October 7, 2008 02:50 AM

نبوی جان، به تلاش های فراوانات در این سال ها تعظیم می کنم. یک تنه به ایران خدمت بسیار کرده ای و عشقت به ایران ناب است و هوشمندی ات تحسین بر انگیز. کاش هر چه زودتر باز گردی که موقعیت امروز ایران توانایی تحمل غیبتت را ندارد. وجودت برای ایران نعمت است و هنرت غنیمت. شاد و تندرست باز گرد که دوستانت تاب رنجور دیدنت را ندارد.

Posted by: حرف حساب at October 7, 2008 01:39 AM

اميدوارم هر چه زودتر بهبود پيدا كنيد.

Posted by: سيامك at October 7, 2008 01:02 AM

سلام . آقای نبوی . امیدوارم هرچه زودتر سلامتی خود را بدست آوری .

Posted by: تایاق at October 7, 2008 12:32 AM

بابا جان این چه وضعشه، شماها که دستی دستی بچه مردم رو کشتین!!!!
تولدت مبارک عمو جون.

Posted by: هانا at October 6, 2008 11:44 PM

با سلام
من یک اصول گرا هستم به احمدی نژادهم رای خواهم داد .

ولی آرزوی سلامتی شما را دارم.

خداوند شما را حفظ کند.

Posted by: مهدی at October 6, 2008 11:23 PM

سلام داور عزیز!
امیدوارم هرجه زودتر بهبود یابی. زندگی ما بدون طنز هرروزه تو سخت تر از همیشه میشود.
کوچکت فرزاد

Posted by: فرزاد at October 6, 2008 11:12 PM

« مدتی این مثنوی ٬تأخیر شاید می شود! »
مطلبش در وب نمای «روز» ٬ حکما دیر شاید می شود!
بعد عمری طنز گفتن ٬ طنز این دنیا ببین
در غریبی ٬ناله اش شبگیر شاید می شود!
سن او پنجاه شد٬ سر در سرازیری گذاشت
شد جوانی٬ داور ما ٬پیر شاید می شود!
کاش در مطلب شود سکته٬ نه در جان و تنش
خون تازه در رگانش٬شیر شاید می شود!

Posted by: Ghaltagh at October 6, 2008 10:43 PM

Davare Aziz,
In Niz begozarad, Hamishe Sabz bashi Dooste Aziz
Be Omide Behboodi har che zoodtart.
Eradatmand Saeed,

Posted by: saeed at October 6, 2008 10:42 PM

جریده رو که وقت عافیت تتگ است
سید عزیز بهانه نیار حالا حالاها کار داریم
منتظریم تا دو روز دیگه:)
علی علی

Posted by: مسعود at October 6, 2008 10:29 PM

ابراهام می دانی ؟ به سریر قلب ما می مانی!!!
صحت قلب شما ، صحت جان و دل ایران است؟

منظور از شما در مصرع اخیر، اندیشمندان و نویسندگان روش رای و پاک نظر ایران زمین است. آنان که از ازل ایرانیت شعاری چون پندار نیک، گفـتار نیـک، کردار نـیـک و اطلبو العلم من المهد ... را پیشه کرده اند.

پس تا زمین و زمان است ، تندرست و شادکام باشید

Posted by: محمد at October 6, 2008 09:43 PM

سلام آقای نبوی

خیلی ناراحت شدم. امیدوارم هر چه زودتر خوب شید.

Posted by: حسین at October 6, 2008 09:18 PM

اميدوارم هر چه زودتر سلامتيتان را دوباره به دست بياريد و خانواده اتان و همه مارا خوشحال كنيد. "آنكس كه مي گريد يك غصه دارد آنكس كه مي خندد هزارو يك غصه"

Posted by: Maryam at October 6, 2008 08:27 PM

Aghaye nabavi khodemoonima,age moshkel bar taraf shod az pasfarda ye tajdide nazari dar neveshtan bokon!! avala tanz hat khoondani tar bood, alan hamchin begi nagi KHONOK shode!! por malat o maye dar nist....

Posted by: Rima at October 6, 2008 08:05 PM

سلام و سرت سلامت.
خدا تو رو برامون نگه داره.
استرس نداشته باش تا زودتر خوب شی (اگه بتونی استرس نداشته باشی ! )
نشون بده که بادمجون بم آفت نداره.
ارادت دارم.

Posted by: علیرضا at October 6, 2008 07:33 PM

Cher Davar
Je suis vraimement navré pour ton problème de santé.

Je te souhaite une recupération rapide.
Fait attention à toi
Amicalement
keyvan

Posted by: keyvan at October 6, 2008 07:27 PM

سلام آقای نبوی. من سامان هستم که در زمانه نظر می‌نوشتم. از صمیم قلب آرزو می‌کنم حالتان بهتر شود.

Posted by: Saman at October 6, 2008 07:07 PM

براتون دعا میکنم تا زودتر خوب شین. به امید سلامتی کامل شما

Posted by: kingarya at October 6, 2008 07:05 PM

امید وارم به زودی خوب بشی. ولی حالا که آدرس بیمارستان رو دادی رژیم ایران شاید یک مهر ورزی دیگه بکنه.

Posted by: Esmaeil at October 6, 2008 06:38 PM

اميدوارم دوباره سالم ببينيمت نبوي عزيز.

Posted by: يونس at October 6, 2008 06:36 PM

1.سلام- تولـــــــدت مبـــــــارک
بی صبرانه منتظر برگشتت هستم،برای رفتن غزل نخون لطفا!
2.امیدوارم بعد از برگشتت روی عبداله نوری اجماع کنیم!
3.همیشه شادوسلامت و سبز باشی.

Posted by: Nooreddin at October 6, 2008 06:14 PM

داور خان سلام
آرزوی سلامتی هر چه زودتر شما رو دارم.

Posted by: لاخقذشدشمهناشد حشدتخئ at October 6, 2008 05:23 PM

آقاي نبوي عزيز...انشااله كه زودتر خوب بشيدو با طنزهاي قشنگتون دل ما رو حتي واسه چند لحظه هم كه شده شاد كنيد..وجود شما غنيمتي است در اين تاريكي و خفقان..

Posted by: محسن at October 6, 2008 05:14 PM

man amighan arezoo mikonam jaryan jeddi nabashe..shoma ham dars begirid movazebe khodetoon bashid..mokhlesim

Posted by: Darya at October 6, 2008 05:05 PM

نبوی نمیری ها ! کاشکی نمیری.

Posted by: Reza.T at October 6, 2008 05:01 PM

avalin bare ye site tanzo baz kardam geryam gereft!!!!

Posted by: mohsen at October 6, 2008 04:37 PM

از اينكه دچار به نوعي حمله قلبي شده اي متاسفم.

واقعا از شنيدن اين خبر ناراحت شدم نبوي جان دوستت داريم و اميدواريم خيلي زود با حالي خوش مرخص بشوي

Posted by: گلابي at October 6, 2008 04:34 PM

سلام آقای نبوی
امیدوارم زودتر سلامتی تونو به دست بیارین.همیشه مطالبتونو میخونم و بد جوری بهشون عادت کردم!
شاد و پیروز باشی عزیز

Posted by: میلاد at October 6, 2008 04:17 PM

ابی جون امیدوارم زودتز خوبی شی. مهم نیست من هم یکسال و نیم پیش اینطوری شدم ولی هنوز زنده ام. البته احمد جان به سلامت نبرد. اینجوری که نسل ما به گا رفت، گاهی فکر می کنم چرا 47 سالمه و هنوز نمردم. خدا رو چه دیدی شاید اونطرف بهترم بود. فقط دعا کن بریم جهنم!!

Posted by: nader davoodi at October 6, 2008 04:16 PM

این تک بیت رو خودم سرودم تقدیم به شما باد:
آبراهام جان کجایی تا شوم من چاکرت / چارق‌ات دوزم کنم شانه سرت!
(هر گونه شباهتِ این شعر با اشعار مولوی شدیداً تکذیب می‌شود. مخالفان می‌توانند به دکترین ِ دکتر پرزیدنت استاد دانشگاه محمود خان احمدی‌نژاد مراجعه کنند!)
---
می‌دونی آبراهام جان
آدم بعضی وقت‌ها سر دوراهی قرار می‌گیره! مثلاً اینکه بین خوندن طنزهای روزانه‌ی ابراهیم نبوی و لذت بردن از اون‌ها و یا بهره بردن از وجود یه ابراهیم نبوی سالم و سر حال که به جای طنز نوشتن روزانه داره به کار و زندگی خودش می‌رسه' باید کدوم یکی رو انتخاب کرد!؟
فکر می‌کنم ما کمی خودخواه بودیم آقای نبوی! وقت‌شه یک کم از فشارهایی که به خاطر نوشتن‌های طولانی روتونه خلاص بشید! ما در هر صورت همراه‌تونیم!
پاینده باشید و پیروز

Posted by: نوید at October 6, 2008 03:30 PM

امیدوارم که به زودی و با صحت و سلامت کامل از بیمارستان مرخص شوی . ضمنا حسابی حالم گرفته شد .عشق به این مملکت و داغ درد مردم نباید شما رو اینجوری از پا بندازه .

Posted by: عبداللطیف عبادی at October 6, 2008 02:44 PM

omidvaram harche zudtar salamatito bedast biari nabaviye aziz

Posted by: ashghar at October 6, 2008 02:34 PM

سلام ابی جان خیلی خیلی دوسستت داریم و از صمیم قلب برات دعا می کنم که زود خوب شی
تذکر1 : آقا ابی حواست باشه آمپر طنزمون اومده پائین و رسیده به کف مواظب باش تو کفمون نذاری
تذکر 2 : بهترین راه بهبودیت اینه که """" از ته دل بخندی و بخندی """"
دوستدار تو " دکتر از آکسفورد "!!!!!!!!

Posted by: Alireza at October 6, 2008 02:31 PM

امیدوارم که شفا پیدا کنید هر چه زودتر. ولی واقعا چرا از ایران رفتی؟ تراژدی زندگی در کشورهای فرنگی را تجربه کرده ام و میدانم که چقدر سخت است سر و کله زدن با این لعنتیها. ولی خوشبختانه مدتیست که به ایران برگشته ام و به دور از همه جنجالها روی باغ خانه ام سبزی میکارم و چه لذتی دارد. خدا را شکر.

Posted by: رحیم at October 6, 2008 02:18 PM

اميدوارم هر چه زودتر سالم برگردي- دم انتخابات دستمونو نذاري تو حنا

Posted by: mehdi at October 6, 2008 01:44 PM

سلامو
منم اول مهر 50 سالم شد دلم ميخواد خوب شي ولي به دل من نيست فقط ميترسم بميري و رمان نذر ناتمام بمونه بيا يه جوري باقيشه بنويس تا نمردي من بيشتر از يك ساله هر چند روز يكبار ميام تو سايتت تا باقي داستان را بخونم ولي هر دفعه نفرينت ميكنم و ميرم شايد مال نفرين منه كه پاره شده رگت دعام كه مستجاب نميشه ميگن با دعاي گربه بارون نمياد اگه بارون هم بياد زمين خيس نميشه

Posted by: احمد at October 6, 2008 01:44 PM

ابراهیم نبوی عزیز، از شنیدن خبر بستری شدنت خیلی ناراحت شدم. امیدوارم که زود زود زود زود زود زود خوب بشی و از بیمارستان بیای بیرون. و امیدوارم که وقتی حالت خوب شد به اندازه دفعاتی که لبخند به لب ما گذاشتی (مخصوصا در گذشته‌های نه چندان دور)، خدا بهت عمر بده (به واحد «سال»)، اینطوری ایشالا یه ۱۰۰۰ سال دیگه هم زنده و شاد و سرحال خواهی بود و قلم خواهی زد.

فقط اومدی بیرون تو رو خدا دنیا و جفنگیاتش رو حتی کمتر جدی بگیر :)

Posted by: علی at October 6, 2008 01:24 PM

...wish you fast recovery.wish you very long and good life,whit all it's beaties.think at all times to HASSANI,only then you will find what a woderful the world is


: best regard

adel
tokyo

Posted by: adel mogadam at October 6, 2008 01:14 PM

ba arezuye salamati va salamati va salamati
zende bashi va salamat

Posted by: yek irani at October 6, 2008 01:08 PM

آقاي نبوي عزيز! براتون دعا ميكنم هر چه زود تر بهبود يابيد. اگر امر كنيد آقا سيد علي رو ميگم بياد عيادتتون ميگن مستجاب الدعوه هست. چند روز پيش رفته عيادت دكتر حبيبي بيمارستان قلب تهران و براش دعا كرده فرداش حالش وخيم شده بردنش ICU النم قلبش يه در ميون ميزنه...
اما از شوخي گذشته اميدوارم هرچه زودتر سالم و سلامت نوشتن رو ادامه دهيد و ما رو بي نصيب نگذاريد.

Posted by: mehran at October 6, 2008 12:29 PM

ابراهيم ايشالاه زودي برگردي سالم و ...

Posted by: محمد at October 6, 2008 12:28 PM

هرروز اينجا رو نگاه مي كنم و منتظر خبر سلامتي از قلم خودتون هستم.

Posted by: mahnaz at October 6, 2008 12:22 PM

پیش میاد دیگه، آدم مریض نشه قدر سلامتیشو نمیدونه...

امیدوارم هر چه زودتر خوب شی.....

عزت زیاد.....

Posted by: فرید عباسی at October 6, 2008 12:13 PM

ابی جان، داور جان،
سرت سلامت، ایشالا زود خوب بشی.
امیر

Posted by: amir at October 6, 2008 12:01 PM

سلام جناب نبوی
از حضرت حق آرزومند شفای عاجل شما هستم
پیروز و سلامت باشید

Posted by: Mai at October 6, 2008 11:47 AM

سلامت باشید همیشه. , آروزی بهبودی سریغ

Posted by: Davoud at October 6, 2008 11:40 AM

خدا بد نده داور. جان من مواظب خودت باش

Posted by: سهیل at October 6, 2008 11:35 AM

سلام
اميدوارم كه هر چه زودتر بهبودي حاصل گردد. منتظر مطالب زيباي شما هستم.
ارادتمند
فرزانه

Posted by: فرزانه at October 6, 2008 11:34 AM

سلام. امیدوارم که زودتر خوب شی

Posted by: هیداز at October 6, 2008 11:28 AM

سلام آقای نبوی،

چهره هایی مانند شما در این سرزمین کم پیدا میشن.
شاید دونستن این که شما تنها نیستید بتونه کمی تحمل بیمارستان را برای شما ساده تر کنه.

Posted by: غلام at October 6, 2008 11:26 AM

به امید آنکه خیلی زود برگردید و سالم و آفتابی شوید...منتظریم

Posted by: محسن at October 6, 2008 11:20 AM


سلام
من خوندن نوشته هاتونو از روزنامه جامعه شروع كردم تا 2 سال پيش كه رفتم تو ترك ديشب "خاتمی! نذار بگم دیگه دوستت ندارم" را خوندم مجبور شدم دوباره بيام پاي عمل كه ديدم براي هل دادن خاتمي بدجوري به خودتون فشار آورديد!اميدوارم هر چه سريعتر سلامتي حاصل شود همه منتظرتون هستند و البته خماري بد چيزيه !

Posted by: الهام at October 6, 2008 11:17 AM

Ebi joon,

Salamat bashi....., baba ma ke goftim byay intarafa behet wine-e napa mididm bekhori, joonet hal byad.
amma bazam eyval be valet ke too in hal ham minvisi.
hala ki oon ghalbeto shikoondeh begoo bedim chopoghesho chagh konan!!

khabaresho inja bede ke dastane ghalbet chie, negaranet shodim baba!
Ishala ke bade shikam boode o raf beshe be salamti,

eradatmand, Safa-mosta'r

Posted by: Safa at October 6, 2008 11:14 AM

بدون نبوی اینترنت ارزشی ندارد.درد و بلات بخورد توی مخ محمود

Posted by: سیاوش at October 6, 2008 11:04 AM

dishab kheili khabetun ro mididam..khab mididam darid ba ye kasaie daava mikonid.movazebe khudetun bashid

Posted by: Saloome at October 6, 2008 10:54 AM

ابراهیم عزیز
دوستت داریم و لحظه شماری می کنیم برای سلامتی ات
منتظر نوشته های زیبا و جانبخش شما هستیم

Posted by: mp at October 6, 2008 10:44 AM

ابراهيم آقا نبوی (داور جان، وات اور)،

يک بابايی اينجا است به من می گه که "تو خيلی طنز نويس خوبی می شی. اون چيزی که نبوی رو طنز نويس کرد اين بود که روزی يک دونه مجبور بود طنز بنويسه برای روزنامه و اينجوری حرفه اي شد. روزی يک دونه مطلب طنز بنويسی کارت توپ می شه." من هميشه بهش جواب می دم که برادر آدم بخواد روزی يک دونه طنز به زور بنويسه که کم کم دهنش صاف می شه. طنز اومد نيومد داره. حالا الهی که درد و بلات بخوره تو سر هرچی آدم بی مزه، اينقدر بامزهگی کردی تا پدرت در اومد. خواهش می کنم هر کاری می کنی، زبونم لال نمير و ترجيحاً هميشه بامزه باش.

خيلی مخلصيم و از همين الان دست به دعا
همون زن چاقه که تو استند آپ واشنگتن از خنده مرده بود.

Posted by: sibil at October 6, 2008 10:41 AM

سلام جناب نبوی
من هم امیدوارم حالتون زودتر خوب بشه.
نمیدونم ولی اینقدر به خاتمی اصرار میکنی نهایتش 8 ساله دیگه جمهوری اسلامی لعنتی رو تحمل کردنه.
سیاست بده بد.
به هر حال امیدوارم بهتر شین.پدر من هم سال پیش اینجوری شد.حداقل 3 ماه باید استراحت کنید وگرنه دوباره آنژیوگرافی و بالون و.....

Posted by: شیرازی at October 6, 2008 10:27 AM

خدا نكنه كه براي داور خان اتفاقي بيفته . به خدا ديگه ( زبونم لال ) طاقت از دست دادن گوهري چون خسرو شكيباي رو نداريم . من نميدانم بعضيها كه هيچ كس دوستشان نداره اندازه خدا عمر ميكنند حالا اين گلهاي مردمي ما چه زود ( دور از جون ) از دست ميرند!

Posted by: فرزاد at October 6, 2008 10:19 AM

اگه یه مو از سرت کم بشه بزیر آورم چرخ نیلوفری را. احمدی نژاد پیشمرگت بشه الهی.
پیمان باادب.( بی ادب سابق)

Posted by: Peyman at October 6, 2008 10:12 AM

سلام آقای نبوی انشاءا.. بلا دوره فقط به این موضوع فکر کن که باید ظرف 72 ساعت خوب بشی چون ما بیشتر از این نمی تونیم بهت مرخصی بدیم جان مولا صحبت بی وفایی نکن که بد میریم تو لک

Posted by: alireza at October 6, 2008 09:58 AM

آقا جان ناراحت نباش این بیماری در طنز نویس ها ارثیه زود خوب میشی

Posted by: منصور خرسندی at October 6, 2008 09:52 AM

آقای نبوی عزیز امیدوارم زودتر بهبودی کامل پیدا کنید!!
دوستان زیادی از جمله من همیشه منتظر نوشته هاتون هستیم.پس به خاطر ما هم که شده زودتر برگردین
بهترین آرزوها رو براتون دارم!!

Posted by: آرآر at October 6, 2008 09:40 AM

Salam,
omidvaram har che zoodtar khoobe khoob beshin va behtar az hamishe bashin.

Posted by: parisa at October 6, 2008 09:40 AM

سلام مومن
ميدونم كه حتي در بيمارستان هم مارو مستفيض ميكني.دست مريزاد.ولي بعنوان يك پزشك ازت ميخوام ساده ترين راه درماني كه پيشنهاد ميشه روانتخاب كني وخودتو بي چون وچرادراختيار پزشكان قرار ندهي.فقط اينو داشته باش كه دراعتصاب حرفه اي پزشكان آمريكايي در سال79 ميزان مرگ وميربيماران كم شد!!پزشكاي اروپائي كه جاي خود دارند.

Posted by: reza at October 6, 2008 09:31 AM

پیر شی جوون

Posted by: رضا 22 ساله at October 6, 2008 09:27 AM

Aghaye Nabavie aziz ba tamae vojood dooa meekonam har che zodtar ba salamati be khooneh bargardeen
doostetoon dareem Nazila,Arman,Feridoon

Posted by: Nazila at October 6, 2008 09:25 AM

فقط چند لحظه به گشت ارشاد آنهم دقیقا کنار در بهشت فکر کن

Posted by: glimpser at October 6, 2008 09:00 AM

GET WELL SOON. WE MISS YOU SO MUCH.

Posted by: ali at October 6, 2008 08:58 AM

Cigar Nakesh baradar!Movazebe khodet bash.

Posted by: Kaveh at October 6, 2008 08:57 AM

انشاالله زودتر خوب شي سلامتي ات براي ما جدي است مواظب خودت و داور ما باش

Posted by: hamid at October 6, 2008 08:40 AM

براي سلامتي شما دعا مي كنيم

Posted by: يييي at October 6, 2008 08:28 AM

سلام به محض ديدن اين يادداشت بدون لحظه اي درنگ شروع به نوشتن كردم. آقاي نبوي عزيز ازخدا مي خوام هرچه سريعترسلامتي خود را بازيابيد شما مايه دلگرمي وسربلندي ما هستند براتون دعا مي كنيم. لطفامراقب وجود باارزش خودتون باشيد.بااحترام فراوان قيدي

Posted by: محدثه at October 6, 2008 08:21 AM

کامنت منو برو تو بالاترین بخون!

http://balatarin.com/permlink/2008/10/6/1413800#c-1267433
ما هرجا اومد که نظر نمی دیم!

Posted by: سعید at October 6, 2008 07:04 AM

تولدت مبارك٠ نيم قرنه شدى حالا و اميدوارم نيم قرن ديگر عمر كنى٠ بهترين دارو برايت اين است كه تا بعد از انتخابات ديس كنكت باشى اينجورى هم تو سلامتيت را باز مى يابى و هم من تحريمى چند صباحى از شرت خلاص مى شوم٠ با آرزوى سلامتى

Posted by: siamak farid at October 6, 2008 07:03 AM

داور عزیز
از خواندن این پستت نگران شدم اما می دانم که به حتم تا چند روز دیگر از بیمارستان مرخص می شوی و با سلامتی کامل و روحیه عالی و تازه به نوشتنت که همان زندگی ات هم هست ادامه می دهی.
برایت سلامتی آرزو می کنم

Posted by: بهرام at October 6, 2008 06:53 AM

اوه. حالم گرفته شد. زور خبرشو بده که خوب شدی.

Posted by: n!MA at October 6, 2008 05:57 AM

داور عزیز.آرزو می کنم هرچه زود تر خوب شی.قریانت.

Posted by: علی اصغر رمضانپور at October 6, 2008 05:27 AM

... کی سالگردِ تولدت است ؟ تبریک ... صد ســال زنده باشی !

:)

Posted by: MHA at October 6, 2008 05:23 AM

سلام استاد داور. بادمجان بم آفت ندارد. ببخشید ها. خودم رو می گم. مگه قراره ما روزنامه نگارها خودمان بمیریم. ما رو شمشیر ها باید در بر بگیرند ! تجربه خودم رو می گم. سرطان و حمله قلبی شوخی است قربان !

Posted by: آرش at October 6, 2008 05:09 AM

Get Well Soon
Take it easy man.
It is not too late to follow what you told Ahmad Batebi

Posted by: Mehdi at October 6, 2008 04:35 AM

dont worry! is good that you are not in Iran. In brussel you will have under very good treatment and hope to see your texr again/Best/

Posted by: Mehrdad at October 6, 2008 04:12 AM

چقدر بعضی ها تون بی رحمید. تو این شرایط به فکر خندیدنین؟! آخه خودخواهی تا چه حد؟
آقای نبوی با همه ی وجود آرزو می کنم دردی که می دونم قسمت بزرگی ش به خاطر استرس کارتونه و زحمتی که می کشین خیلی زود بهبود پیدا کنه.
خیلی برای ما با ارزش هستین

Posted by: علیرضا at October 6, 2008 03:52 AM

Salaam Daavar Khan,
Haalaa khodet fadaaye sare "Khaastehaye taarikhie mellate Iran", ;-) taa dir nashode, neveshtehaye montasher-nashodato publish kon marde mo'men! :-D

Ba arezooye salaamatie zoor-afzoon,

.AliJ, Vancouver

Posted by: AliJ at October 6, 2008 03:37 AM

Get well soon

Posted by: Kamyar at October 6, 2008 03:32 AM

خدا بد نده آقاي نبوي !!!

مردونه خيلي حالم گرفته شد !!!

يهو يه ضد حال اساسي خوردم ....

اميدوارم زودتر بهبودي و سلامت به شما بازگردد.

Posted by: بهمن at October 6, 2008 03:09 AM

.Jenabe Nabavi, Barat arezooye salamati daram
,Doostdarat
Faraz
Auckland
New Zealand

Posted by: Faraz at October 6, 2008 02:50 AM

امیدوارم هرچه زود تر برگردید.هم به خاطره خودتونو سلامتیتون هم کمی‌ از سر خودخواهی ما که به خووندن نوشتهاتون عادت کردیم

Posted by: بهار at October 6, 2008 02:50 AM

آقای نبوی امیدوارم زودتر از بیمارستان مرخص بشید و همیشه سلامت باشید. من شنیدم اگر کسی تو سنای چهل و پنجاه ناراحتی قلبی بگیره و بره بیمارستان عیب قلبش (اگه داشته باشه)معلوم می‌شه ودیگه مواظبه و عمر زیادی می‌کنه. (دلداری دادم مثلا)

Posted by: زیتون at October 6, 2008 02:31 AM

Despite the fact I don't like your way of thinking and your language (HAJV and TANZ talk) I was shocked to read you're in hospital.
I wish you health and happiness and I hope to read your nonsense for years and years a head :)
Get well man, We need you.

Amir, Toronto

Posted by: Amir at October 6, 2008 02:06 AM

ey baba... aghayeh ebrahim khaneh nabavi bikhiyal in harf ha... delemoon be in khosh bood ke hanooz chandin angosht shomar baghi hastid... delkhoshimoon ro nakhoshi nakonid... be ghalbetoon befarmaiid, faghat vaseh khodesh ke nemizaneh, aberoo dari koneh o yadesh nareh ke koli cheshmeh negaran dareh...

Posted by: roxana at October 6, 2008 01:58 AM

می‏دونستم که آخرش بااین انتخابات کوفتی کار دست خودت می‏دهی. حالا که تو خودتو انداختی زیر دست پزشکان اگه زود نیایی بیرون کسی نیست خاتمی را هل بدهدآنوقت اتوماتیک وار ماجرا می‏افتد دست حضرت رهبر و چناب پرزیدنت. پس لطفاً عجله کن وبه قول شعرا سلامتیت را باز یاب. دوستدار تو عبدالقادر بلوچ

Posted by: عبدالقادر بلوچ at October 6, 2008 12:53 AM

che bavar nakardani bood o che talkh in neveshte at...

Posted by: Ehsan at October 6, 2008 12:45 AM

ای بابا. جناب نبوی نداشتیم ها! سلامت باشید همیشه. چاکریم.

Posted by: کمانگیر at October 6, 2008 12:20 AM

خدا حفظت کنه جوون! امید وارم سلامتی تون هر چه زودتر برگرده و بازم بنویسی. ارادت.

Posted by: امیر حسین at October 6, 2008 12:10 AM

salam man vaghean negarane hale shoma shodam sarfe nazar az inke ba shoma sare masaale sisai va inke ma bayad dar entekhabat sherkat konim ekhtelaf darm alan 4 sal i mishe ke matalebe shoma ro mikhonam va lezat mibaram. vala man tahamole hich khabare badi ro nadarm ke beshnavam pas zood tar khob beshin bedoone tanze shoma ahvalate ma kharab mishe

Posted by: ahad at October 6, 2008 12:02 AM

Post a comment




Remember Me?