دوشنبه 8 مهر 1387
دوشنبه 8 مهر 1387

خاتمی جان! عزیز دلم! کوچولوی بال و پر شکسته. واسه چی ما رو عذاب می دی و رفتی توی بایگانی تاریخ قایم شدی؟ باهاس چی کار کنیم که پاشی بیایی ملت رو از سرگردونی نجات بدی؟ تو که می دونی این اوضاع اگه همین جوری پیش بره، نصف ملت دنیا شون می شه آخرت یزید و نصف دیگه هم باید برن جلو تا چهار سال دیگه بوق بزنن. تو می خوای چی رو برای کجا و چه زمانی حفظ کنی؟ می خوای افتخاراتت رو واسه چی نگه داری؟ می ترسی چی بشه؟ می ترسی دوباره بیفتی وسط یک مشت گرگ درنده که روزی نه تا بحران واسه ات بزان و نذارن که به تحقیقات مربوط به حقوق شهروندی ات برسی؟ بابا! ای ول با این مرام ات! مصبتو شکر با این حال دادن ات درست زمانی که همه دارن حال یه ملت وامونده جامونده از همه جارونده رو می گیرن! آخه این هم شد کار؟
من می دونم وقتی بخوای بیای ممکنه دوباره سرها بره توی پرونده های قدیمی و دوباره بقول خودت بداخلاقی ها شروع بشه، ولی جون حاجی! فکر ما رو چرا نمی کنی؟ چرا فکر نمی کنی ما هم آدمیم؟ چرا فکر نمی کنی ما هم دوست داریم وقتی اسم رئیس جمهور کشورمون می آد حداقل رومون بشه سرمون رو بالا کنیم و یه نگاه به عکس رئیس جمهور کنیم و فکر کنیم حداقل یه آدم رئیس جمهورمونه که روزی شصت بار دروغ نمی گه و هفته ای صد روز ملت رو عقب تر نمی بره! آخه رفیق جان! مرد مومن! ما سر همون سفره بی نون و نمک زندون اوین که هر کدوم مون یه دور به عشق خنده ها و شادی های یک ملت رفتیم توش، با هم نون و نمک خوردیم. حالا خودت خداروشکر زندون نرفتی، ولی وزیرت که رفت، اون یکی وزیرت که دستش شکست، بالاخره همدردیم، یعنی اصلا نمی خوای ما رو.... آره؟ جون مادرت که ایشاللا خدا بهش عمر طولانی بده، ما رو آدم حساب کن. نمی تونی بفهمی ماها از این وضع خسته شدیم؟ باید سرمون رو از پنجره در بیاریم و جیغ بزنیم خاتمی بیا، خاتمی بیا؟ حالا بفرض این کار رو هم بکنیم، تو که محل نمی گذاری. چی کار کنیم؟
محمد جونم! سید! الهی هر چی درد و بلاته بخوره توی سر این محمود، الهی قدت سر چشم هر کی نمی تونه ببیندت درآد، آدم این قدر ناز نازی؟ به قول امیرکبیر به سرباز مملکت یک عمر مواجب می دن که یک روز بره بجنگه، ما که مواجب به تو ندادیم، یعنی نداشتیم که بدیم، تازه می دادیم هم که تو نمی خواستی، ولی کم بهت احترام گذاشتیم؟ کم برات کتک خوردیم؟ کم بخاطرت انفرادی کشیدیم؟ کم بخاطرت تهمت خوردیم و تحقیر شدیم؟ کم بخاطرت دربدری و مکافات دوری از مملکت کشیدیم؟ پنج سال بچه تو و رفیق هاتو نبینی بخاطر اینکه دلت خواسته مملکت ات آبرویی داشته باشه و کسی جرات نکنه اسم کشورت رو با تحقیر ببره. آخه رفیق! ما که فحش تو خوردیم، ما که کتک خورمون ملس شد واسه اینکه تو باشی، ما که بقدر خستگی دست و از دست دادن نور چشم نوشتیم و با تحمل اضطراب هر روز و هر روز و هر روز قاضی مرتضوی پات وایستادیم، حالا دیگه اصلا دوزار هم ما رو آدم حساب نمی کنی؟ رفیق جان! ما بریم سراغ کی؟ بریم سراغ هاشمی که اونم کم ناز و ادا نداره، تازه بدبختی اینه که طرف اسمش بد دررفته، شده زمین بایر، هر چی هم آبش بدی و بذر بپاشی و کار توش بکنی بعد از ده سال می شه چهار تا درخت پسته که نصفش پوکه و نصفش دربسته، حالا همه اینها هیچی! وقتی اسمش می آد، ملت گوش شون رو گل گرفتن و چشم شون رو بکلی بستن. اگه دستشو بکنه عسل دماوند و بذاره توی دهن همین رفیق و رفقای خودمون، باز هم گازش می گیرن. مکافات اینه. حالا این یکی هیچی! سید! تو که نیای اون شیخ اصلاحات می آد که هنوز نیومده داره به در و دیوار سنگ پرت می کنه، بابا یواش! سرمون رو شکستی! ول بده داداش، نمی خوای راه بدی، تموم فامیل رو ضایع نکن. می خواد یه انتخابات شرکت کنه همه مون رو کرد یه لته کهنه و تپوند توی سولاخ راه آب. بدبختی مون رو ببین که وسط این همه کامران و هومن که تازه اونها هم کانادایی شدن و بعد از سه هزار سال داریوش و کورش و هوخشتره، باید زیر علم باقر سینه بزنیم. بیست سال زور زدیم تا مخملباف شد ژان لوک گودار، حالا باید بیست سال زور بزنیم تا قالیباف بشه ژاک شیراک. بابا، خاتمی! رفیق جان! نذار ما که عادت کردیم به یه آدم حسابی به اسم ممد آقا خاتمی گرفتار یه مشت ذلیل علیل بشیم که نه به بارن و نه به دارن و تازه معلوم نیست اگه بیان چی می خواد بشه.
رفیق جان! محمد طلا! سید خندان! جون حاجی دودره مون نکن. بذار بعد از چهار سال تشنگی و مکافات یه آب خوش از گلومون بره پایین. مگه ما چه کردیم که نباس دو روز خوش تو این دنیا ببینیم؟ سید! اینها که می گن توی دوره خاتمی هیچ اتفاقی نیفتاد زر می زنن قورمه سبزی، از اونی که دو روز زندان رفت و شد پابلو پیکاسو تا اونی که وقتی زندون رفت عشقش خاتمی بود و وقتی از زندون بیرون اومد جواب سلام نلسون ماندلا رو هم نمی داد. و اونی که چهار سال ختم " صد روز با خاتمی" گرفته بود و حالا سر ختم خاتمی هم ممکنه سروکله اش پیدا نشه.
حاجی! ما اگه همونی که داشتیم رو بخوایم باهاس دم کی رو ببینیم؟ گفتی اقتصاد حالی ام نیست، ولی اومدی و رفتی و نه برقی قطع شد و نه گوجه فرنگی شد چراغ خطر اقتصادی و نه مملکت شد آشغالدونی واردات موز و خیار و سیب زمینی. بابا! تو خودت حالی ات نیست، تو اقتصاد بلدی، دلیل اش هم همون کاری که کردی. گفتی که شرمنده ای که نتونستی آزادی بدی، ما هم زدیم تو سرت که بی عرضه ای. اما این حاج محمود بلایی سر مملکت آورد که تو که زمانی به نظر بعضی از بروبکس مانع اصلی آزادی توی کشور بودی الآن شدی آرزوی همه ملت. نه که تو عوض شده باشی، نه، ولی تازه ملت فهمیدن یه رئیس جمهور بی عرضه یعنی چی؟ تازه فهمیدن روزنومه نداشتن یعنی چی! تازه فهمیدن چهار تا قطعنامه توی دو سال یعنی چی! تازه فهمیدن بی احترامی در تمام جهان یعنی چی؟ تازه دارن می فهمن آرامش و آزادی یعنی چی. بابا! درسته چهار تا مثل من و فلونی و فلونی چهار تا پس گردنی خوردیم و رب و رب مون رو یاد کردیم، ولی حداقل چهار تا دختر همسایه و پسر همسایه مون تونستن مثل آدم دست همدیگه رو بگیرن و توی خیابون راه برن. حداقل این بود که کسی جرات نمی کرد چهار تا وب سایت درپیتی رو فیلتر کنه و دست بذاره روی چشم ملت که نبین و گوششو بگیره که نشنو. حداقل این بود که سالی هزار تا کتاب چاپ می کردیم بدون اینکه یک سال منتظر بمونیم تا اجازه کتابی که سه ماه صرف نوشتن اش شده بگیریم. حداقل این بود که چهار تا آدم باحال اگه می خواستن برن مهمونی اجنه و عزرائیل بالای سرشون ظاهر نمی شد. حداقل این بود که اگر می رفتی دفتر معاون دانشگاه که نمره تو درست کنی ترتیب تو نمی داد و تازه بعدش به زور عقدت نمی کرد. حداقل این بود که هفته ای یک ترور نبود و سر یکی رو نمی بریدن..... بابا اینها که حداقل نیست، من می خوام برگردم به همون حداقل انسانی.
ببین، محمد جان! قربون اون عبای سفیدت برم! به حرف این بچه گاگولایی که وقتی می خوان سراغ تاریخ می رن سه هزار سال قبل و وقتی می رن سراغ جغرافیا می رن پنج هزار کیلومتر اون ور تر گوش نکن. ما که می دونیم ایرونی هستیم و همسایه عراق و افغانستان و ترکیه و پاکستان هستیم و مطمئنیم که ایران همجوار سوئیس و اتریش نیست، از طرفی می دونیم که اگر بخواهیم گذشته رو ببینیم دیگه فوقش می ریم زمان هاشمی، نه، می ریم زمان هویدا، خیلی که بخواهیم زور بزنیم می ریم زمان مصدق، ورنمی داریم زرتی بریم سراغ جمشید و داریوش و خشایارشاه. ما می دونیم واقعیت چیه، اگه هم ده سال پیش الدرم بلدرم می کردیم و می خواستیم تو بشی رهبر اپوزیسیون، من یکی که غلط کردم، گه خوردم. بقیه خودشون می دونن رژیم غذایی شون چیه، من می خوام تو بشی رئیس جمهور. یه رئیس جمهور که چهار تا وزیر با سابقه بگذاره برای گردوندن مملکت، یه رئیس جمهور که هر چهار سال یک سال یا حداکثر دو بار بره نیویورک، سالی هم دو بار بره فرنگ، بقیه وقتش رو هم به اداره مملکت بگذرونه. ما رئیس جمهوری نمی خوایم که دنیا رو مدیریت کنه ولی توی کشورش همه همدیگه رو بخورن، بیا! این یکی اومد راه بره، چنان ضایع کرد که تا پونزده سال باهاس سیفون بکشی و عطر و گلاب بزنی که بوی رئیس جمهور از شامه ملت حذف بشه. چه جوری بهت بگم، ما یه رئیس جمهور می خوایم که برق مون قطع نشه، فیلتر نشیم، روزنامه داشته باشیم، احترام داشته باشیم، روزی که می آد قیمت خونه اگه صد میلیون هست، بعد از چهار سال مثلا بشه صد و بیست میلیون نه دویست و پنجاه میلیون.
خاتمی جونم! عزیز دلم! چه جوری بهت باید قول بدیم که بچه های خوبی هستیم و بخدا بهت کمک می کنیم که مملکت رو اداره کنی، بهت کمک می کنیم و بیخودی هم هر روز تند نمی ریم که اذیتت کنیم. همراه ات هستیم و دل مون لک زده که مثل آدم زندگی کنیم. ما از بی احترامی خسته شدیم. ما از اینکه هر روز بشنویم یکی دیگه از بهترین بچه های این مملکت رفت فرنگ و دیگه نمی آد خسته شدیم. ما از اینکه هر روز دروغ بشنویم خسته شدیم، ما از اینکه هر روز ببینیم یک وزیر بی عرضه می ره کنار یکی بی عرضه تر می آد جاش خسته شدیم. ما از اینکه قیمت ها مثل موشک می ره بالا و در عوض موشک ها سقوط می کنه خسته شدیم. ما از خالی بندی ها خسته شدیم. ببین! چرا نمی فهمی!؟ چرا نمی تونی بدبختی ما رو درک کنی! ما از این وضع خسته شدیم. باید چی کار کنیم؟ باید همه جای شهر اسمتو بنویسیم روی در و دیوار؟ باید ملت عکس خاتمی رو بزنن روی ماشین و لباس شون و هر جا دست شون می رسه تا بفهمی؟ باید هر جا سخنرانی می شه جمع بشن و شعار بدن که بیایی؟ چی کار کنیم؟ جون حاجی بگو چه کنیم؟ آخه رفیق جان! یه نیگاه به تقویمت بنداز و ببین روزها همین جوری داره می گذره و هر چه می گذره آقاتیزه دندون هاش رو برای قاپیدن یک دوره دیگه ریاست جمهوری تیز می کنه.
ببین حاجی! دارم جدی می گم! تو شدی عین دخترعمو خوشگله که می خواهیم نامزدمون بشی، نشستی واسه خودت لب جوب، یه گل مریم هم گرفتی دستت و پرشو می کنی و هی می گی می شه نمی شه، می شه نمی شه، می شه نمی شه، بابا اگه می شه، بگو ما هم بریم تهیه و تدارک، شاید بابات رضایت داد، حضرت عباسی اگه رضایت ندی ممکنه یکی بره زن فرنگی بگیره، یکی هم بگه دلمو به همین مهوش خانوم خوش می کنم، بالاخره وقتی برق قطع باشه آدم روی نحس اش رو نمی بینه. ولی آخه این یارو هم ددری یه، هم بد اداست، هم دائم خونه باباست، هم می ره دیدن غریبون. تو رضایت بده، ما هم این ور قضیه حواس مون هست، اگه کسی خواست مراسم رو به هم بزنه و تحریم کنه و پشت سر رفیق مون حرف بزنه، نه دیگه دوست و رفیق سرمون می شه، نه دیگه حاضریم کوتاه بیاییم. نه که رفیق باز نیستیم، ولی رفیق اصلی ما مملکته و عشق اصلی مون کشوری که هر روز داره توی لجن و کثافت دیوانگی و بی عقلی فرو می ره.
من نمی دونم، شاید هم دلت با ما نیست، شاید می ترسی دوباره بگی آره، نه ماه به شکم بکشی آخرش هم یه بچه ناقص الخلقه به دنیا بیاد که نه قیافه اش به ملت ما شبیهه نه به دولت تو، اگه می خوای بگی نه، جون مادرت همین فردا بگو نه، ولی دست ما رو تو پوست گردو نذار. اگه نمی خوای خودت بیای، حالا که همه قبولت دارن، هر چی آدم گنده است جمع کن، برین بشینین توی یک خونه ای، دو روز حرف بزنین، آخر کار یکی رو انتخاب کنین که همه مون پاش وایستیم و از شر این زن بابا راحت بشیم. اگه این کار رو بکنی، هم عقل کردین، هم ملت می آن پشت سرتون، گیریم که چهار تا دله دیوونه نیان، بقول شیرازی ها باکی نیست. منتهی هر کاری می کنی زودتر، بابا لایت! بابا یواش! تا تو بگی نه، یارو سه دور کره زمین رو دور زده و یه متر دیگه به حجم کثافت مملکت اضافه کرده.
خاتمی جونم! من کاری به هیچ کس ندارم. این نامه رو هم واسه این دارم منتشر می کنم چون می دونم اینجوری زودتر به دستت می رسه، به من باید جواب بدی! من واسه ات زندگی مو گذاشتم، می دونم خیلی ها این کار رو کردن، ولی من کار خودمو می کنم. به من جواب بده، یا بگو آره و بیا و پاش وایستا و پات وای میستیم، یا بگو نه و به عنوان کسی که همه مون قبولت داریم، با بقیه اونهایی که می خوان مسائل کشور رو توی ایران حل کنن، بشینین یکی رو انتخاب کنین و اون بشه نامزد ائتلاف، ما هم تصمیم شما رو قبول داریم.
گفتم ما تصمیم شما رو قبول داریم، گفتم ما، فکر نکن خودمو جمع بستم که بگم از طرف ملت حرف می زنم، نه حاجی! دیگه اون عادت ها توی سر ما یکی که دیگه نیست. خودمو جمع بستم که تنها نباشم. حرف آخرم هم اینه که اگه جواب دادی که دادی، اگه ندادی، دیگه اصلا باهات حرف نمی زنم، توی روت هم نیگاه نمی کنم. مطمئن باش نمی رم سراغ غریبون، منتهی دیگه یادم می ره که یه روزی یه محمد خاتمی مشتی باحال داشتیم که می تونست گره کارمون رو واکنه، ولی اینقدر دست دست کرد که موهای سرمون عین دندونامون سفید شد.
مخلص رفیق
ابراهیم نبوی
هشتم مهر 1387
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/442
vase to che farghi mikune......to ke farar kardi gozashti rafti az in mamlekat......passs boro KHUSH BASH.......HALETO BEBAR.......BE TO CHE KE DEGE KI RAYIS JOMHORE MAMLEKAT MISHE!!!!!!
Posted by: MARZI at February 6, 2009 09:59 PM
man aslan movafegh nistam. khatami age biad, nahayatan 8 sale dige mire, va dobare vase mamlekat hamintori mishe. mesle alan
be nazare man kole hokumat bayad avaz beshe.
Posted by: maryam at December 10, 2008 02:11 PM
آقای نبوی سلام:
نامه شما برای من یادآور بغضی بود که دانشجویان حامی خاتمی در آخرین سخنرانیش در دانشگاه فنی تهران تجربه کردند،حس وجود کسی که دانشجو را آدمک های فوتبال دستی نمی بیند تا امتیازش را به قیمت شکستن یکی از آدمک ها بدست آورد.
من هم با نظر دوستی که بعضی از جملات نامه را باعث کم رنگ شدن دیگر قسمت ها می دانست ، موافقم و فکر می کنم قلم شما به اندازه ای قوی است ، که خواننده انتظار دیدن چنین جملاتی را ندارد.رلی جدا از آن،از این حرکت شما متشکرم.
Posted by: Saed at October 26, 2008 10:22 PM
آقای نبوی سلام :) یادش به خیر اون روزایی که شما توی ستون پنجم مینوشتید و ما هم با اشتیاق میخوندیم... افسوس گذشته خوردن که اشتباه. یه فکری باید به حال آینده کرد
اصولا به نظر من مخالفین خاتمی رو میشه به این شکل طبقهبندی کرد:
۱- کسانی که منافع شخصی خدشونو دنبال میکنند، که خوب رایشون هم محاسبه میشه، ولی دلیلی نداره که من هم توی رای خودم منافع شخصی دیگری رو لحاظ کنم!
۲- کسانی که حقیقتا فکر میکنن که ادارهٔ مملکت رو باید سپرد به دستان امام زمان، و خوب از اونجایی هم که یک حالهٔ نور اخیرا بر فراز سر امامزاده محمود مشاهده شده، هیچ رئیس جمهوری بر ایشون ارجح نیست!
۳- کسانی که میگند "من در این نظام رای نمیدهم!" یا "شرکت در انتخابات به معنی تایید مشروعیت این نظام است"، و خلاصه از این دست استدلالها... من البته خیلی امیدوار بودم که بعد از ریاستجمهوری محمود خان، دیگه چنین استدلالی رو نبینم و نشنوم، چون فکر کردم آدم وقتی یه راهی رو بره و سرش به سنگ بخور منطقیش اینه که دوباره خیز بر نداره و خودش رو محکم بکوبونه تو دیوار! اما ظاهرا هنوز بعضی-ها به این باور نرسیدند؛ که خوب خدمت اون دسته از عزیزان میخوام عرض کنم: "خوب...؟" یا به عبارت دیگه "بعدش چی؟!" بذارید فرض کنیم که مشروعیت نظام فقط لنگ اینه که شما برید و رای بدید... حالا کی وایستاده ببینه این نظام مشروع هست یا خیر؟! تو میخوای وطنت رو، خانوادت رو، زندگی خودت و همهٔ عزیزانت رو فدای این ایده کنی که من مثل یک مرد ایستادم و نگذاشتم مشروعیت این نظام تایید بشه؟! این که هنر نیست!!! تو وایستی و هر روز ویرانتر شدن میهنت رو نظاره کنی به این دلخوشی که من این ویرانی رو تایید نمیکنم راه به جایی نمیبره!!!!
۴- کسانی که فقط یاوهگویی و فحاشی میکنند بدون اینکه خودشون هم حقیقتا بدونند علت مخالفتشون چیه. حد اقل من که از صحبتهای ارزندشون چیز خاصی دستگیرم نمیشه جز یک سری مسایل فیزیلجیکی که خیلی به سیاست ربطی ندارند!
۵- آدمایی که میگن خاتمی بی عرضه است، یا خاتمی شهامت نداره... این آدما غالبا هم همون افرادی هستند که غرق در رویای کورش و داریوش کبیر هستند، که البته من هم تحسین میکنم این افراد رو، ولی حقیقت اینه که من نمیدونم کورش و داریوش چی شد که از ایران سر در آوردند!!! حد اقل میدونم تا زمانی که ما مدل فکریمون حسین فهمیده باشه کورش و داریوشی در کار نخواهد بود. با نارنجک به کمر بستن و یا حسین گفتن و زیر تانک پریدن شاید یه تانک منهدم بشه، اما یه جنگ به پیروزی ختم نمیشه. یه جملهای از ژولیوس سزار نقل شده که من خیلی دوستش دارم. میگه یه ژنرال خوب کسیه که بدونه توی کدوم جنگ پیروز میشه و توی کدوم جنگ شکست خواهد خورد. من مطمئنم اگر داریوش هخامنشی مثل ناصرالدین شاه قاجار راه به راه با شکستهای خودش مملکت رو به نابودی نکشوند به خاطر اینه که توی جنگی که میدونست شکست میخوره اصلا شکرت نکرده. شاید اگر همون داریوش امروز ایران رو اداره میکرد ما بهش میگفتیم دیدی! دیدی ترسیدی!!! بابا آخه یه خورده به دور و برتون هم نگاه کنید ببینید چی داره میگذار....
۶- افرادی که میگن "دیگه از این بدتر چی میخواد بشه؟! مرگ یه بار شیون یه بار..."ای آقا! یه نگاه به عقب بندازید ببینید چند بار این جمله رو توی تاریخ به زبان آوردیم و چند بار به چشمهای خودمون دیدیم که از این بدتر هم شد! من یکی گلوم پاره شد از بس که شیون کشیدم! نمیشه یه مدت اصلا شیون نکشیم فقط صحبت کنیم؟! نمیشه یه مدت اصلا مرگی در کار نباشه؟!
۷-اونایی که میگن ما آخوند نمیخیم! جمع بستن این جوری که اصلا توی کت من یکی نمیره! منم سکولاریسم رو باور دارم، ولی سکولاریسم هم به این معنی نیست که حاکم باید بی-دین باشه؛ معنی سکولاریسم اینه که حاکم هر دینی که داره برای خودش داره (آخه دین بی-دینی هم خودش یه دین دیگه!) پس به جای اینکه کلی گویی کنید بگید چرا خاتمی رو نمیخواید، صرف نظر از اینکه اخوند هست یا نه...
۸- اونایی که خارج از کشور هستند و به قول معروف از بیرون گود میگند لنگش کن! حالا سو تعبیر نشه؛ خود من در آمریکا زندگی میکنم، و متاسفانه امکان بازگشت به کشورم رو هم ندارم (هیچ هم نمیدونم تا چند سال)، اما هیچ وقت راضی نمیشم که یه بمب اتم وسط میهنم بترکه و همه چیزو محو کنه تا من برگردم و از اول اونطوری که دوستش دارم بسازمش! آخه هفتاد میلیون [؟] هممیهن من هم همراه احمدینژاد به فنا خواهند رفت!
Posted by: Sina at October 24, 2008 01:03 AM
Dear Mr.Khatami, for your mama's sake would you run? Obama won U.S. elections and is ready to talk. Knock, knock, anyone home? hello
Posted by: Rod Sharif at October 21, 2008 03:29 AM
.........................akh
yani mishe 2bare khatami biad?!!!
Posted by: amir0a at October 20, 2008 11:51 AM
با سلام به عرض میرسانم برای اداره مطلوب یک کشور، تنهایک رییس قوه مجریه ایده آل که آنهم نصف کابینه اش تحمیلی است و هر وقت هم که بخواهند نصف دیگرش را میفرستند پیش قاضی مرتضوی، جواب گو نخواهد بود و اگر هم بخواهد حتی فقط فرهنگ گفتمان را پیاده نماید عاقبتی بهتر از آقای حجاریان نخواهد داشت.آیا آنهاییکه از آقای خاتمی دعوت به میدان آمدن میکنند،قادر به تامین امنیت جانی ایشان و خانواده محترمشان هستند یا خیر؟ ایشان با چه ابزاری یا داشته هایی میخواهد مملکت را اداره کند:ایا صدا و سیما، ارتش و سپاه پاسداران، نیروهای بسیج،اصحاب مطبوعات، مجلس،شورای شهر، شورای نگهبان، رهبر ، مداحین، قوه قضاییه و ..... پشتیبان آقای خاتمی هستند. در صورت جواب مثبت، انگاه من هم توقع دارم ایشان دعوت شما را برای ریاست جمهوری قبول نمایند.
Posted by: yousef at October 12, 2008 11:08 AM
سلام,من نوشته هاي شما رو هميشه ميخونم و دوست دارم. ولي از شما بعيده كه ميخوايد مردم رو دوباره اسير فردي بكنيد كه 8 سال فقط دروغ كفت و در برابر تمام جنايات سكوت كرد,براي مرك لاجوردي بيام فرستاد و او را وطن برست و بنده صالح خدا خواند و وقتي دانشجويان داد زدند كه ترس تا كي ؟از دوستانت مثل اكبر كنجي كه در زندان است دفاع كن با نهايت وقاحت كفت:از كجا ميدانيد كه بيكناه است!!!!!هوشيارتر باش نبوي عزيز.
Posted by: saeed at October 6, 2008 06:26 PM
من موافقم که خاتمی باید بیاد حتی به نظر من بهترین گزینس
ما باید از خاتمی با رای هامون حمایت کنیم، دقیقآ تا لحظه ای که برای 4 سال رئیس جمهورشه، دقیقآ هموتکاری که خاتمی با ما کرد
اینکه خاتمی نمیتونه کاری بکنه غلطه:
توی اون 8 سال خاتمی ما رو قربانی مصلحتی کرد که مبتنی بر هیچ برنامه سیاسی نبود. مشکل از ما بود که همش منتظر بودیم اون کاری بکنه، حس عشق و نفرت ما به خاتمی باید تموم شه، این اختگی که در مقابل شان کفالت دولت یا خاتمی داریم، خاتمی باید بیاد تا دینش رو ادا کنه، خاتمی باید بیاد تا قربانی بشه، باید پدر کشی اتفاق بیفته تا به بلوق برسیم، این آخرین فرست ماست، ما نمی تونیم منتظر تجددید نظر های اساسی در اصلاح طلب ها باشیم، این 4 سال آخرین فرستیه که نیرئ های مستقل و ماثر درست کنیم، خاتمی باید بیاد تا ما کارهامونو بکنیم نه خاتمی کاری برای ما بکنه( اگه بپرسین مگه الان نمیشه کارهامونو بکنیم که دیگه از اون حرفاست)
اگه خاطمی اعلام کاندیتوری کرد یه مقاله مفصل سر این قضیه مینویسم، امیدوارم زودتر این کارو بکنه
Posted by: صالح دمشقی at October 6, 2008 05:51 AM
آقای نبوی سلام ، من یکی از استعداد درخشانهای ایرانی بودم که تو دوره احمدی نژاد علی رغم میل باطنی یک کوچ اجباری کردم ، الان دارم واسه اجنبی کار میکنم ، ولی اگر آقای خاتمی بیاد به روح مادرم میام ایران ؛ ایران رو با دست خالی دوباره می سازیم به شرطی که حد اقل یه نر ریس جمهور باشه که قدش برسه به تریبون سازمان ملل.
آقای خاتمی ؛ من با دختر شما تو دانشگاه تهران همکلاس بودم ؛ از ایشون سوال کنید که بچه های ایرانی تا چه حد عاشق شما بودند. بیا سید ؛ امروز که محتاج تو ام جای تو خالیست فردا که بیای به سرهغم نفسی نیست
Posted by: َAli at October 5, 2008 11:55 PM
سلام ابي جون
دمت گرم خيلي باحال بود ولي با مرام چرا خودتو جمع ميبندي منم باهاتم با غرور بگو ما.
قربون شما و وطن يه دانشجوي ايراني
Posted by: حميد رضا at October 5, 2008 12:43 PM
age khatami entekhab she bar migardam,barmigardamom to sakhtane mamlekatam sharik misham,maman mese baghiye be omid zendam,ino midonam ke adamaye bozorg eshtebahate bozorgam mikonan vali to in sharayet khatami va amsale on behtarin omidan vase mamlekat. amma age in kotoloye ablah bazam ba kalak entekhab she dige pamo to iran nemizaram,romo onvar mikonamo farz migiram ke irani nistam!
aghaye nabavi man hamishe neveshtehato mikhonam va barat ehterame ziyadi ghaelam, keep up the good work.
Posted by: sanam at October 4, 2008 11:51 AM
SALAM, hich vaght yadam nemire ke roozaye akhare theatre BANOOYE KHIAL to talar vahdat ,sohbate omadane ahmadinejad bood,kheili az hamin adamayi ke to mokheshon pehen gozashtan,goftan che farghi mikone ahmadinejad ya khatami, hamashon sare tah ye karbasan.....daghighan roozi ke ahmadi nejade ashghal reyis jomhor shod,2 ta sahne az behtarin sahnehaye kar o sansoor kardan chon shadtarin ghesmatesh bood.....hamon moghe zadam to sare khodam, midoonestam ba omadane in ashghal che ozayi mishe,akharesham khoode ashghalesh ye joorayi ma ro az on mamlekat endakht biroon ke to khake keshvaremon pishraft nakonim....akhe adam cheghadr khefat bekeshe,vaghty esme IRAN miad to maghzam ye chizi soot mikeshe ke divoonam mikone,omidvaram age khatami mikhad biad, mohkam bashe.marg yekbar shivan yekbar.merc az bloget aghaye nabavi. ,
Posted by: M at October 3, 2008 12:24 AM
ابراهیم جان با تمام وجود باهات موافقم
برای ساختن ایرانی آباد و آزاد دیگر بار با شما و خاتمی همراه خواهیم شد
از چرت و پرت گویی عده ای خیالباف وآرمان گرای مشنگ نیز ناراحت نباش
Posted by: mp at October 2, 2008 03:37 PM
salam
man
movafegham,mamnun az aghaye nabavi ke hata az unvar inghad ehsase masuliate delsuzane be mamlekate khodeh daran
be dashtane hamchin hamvatanu\i
eftekhar mikonam
are
dige vaghte eghdame
vaghte istadan moghabel etahajor va dorugh va avam faribi
omidvaram iran behtaro behtar beshe
Posted by: dr.mohamad at October 2, 2008 02:41 PM
تو را بخدا بذارین این سید ، عزیز بمونه . بذارین چند صباحی دیگر هم آقایون سر کار باشن شاید مردم اونارو بشناسن . بذارین دست کثیفشون کاملا رو بشه . خاتمی اگر بیاید باز هم کاری نخواهد کرد چون نمیتواند بکند .
فقط تمام کاسه کوزه ها و ناتوانی ها و بی عرضه گی های آقایون گریبان اون بی چاره رو خواهد گرفت .
دوست عزیز
این عزت و ذلت فقط به این درد می خوره که بشه در این جهان سرنوشت بهتری برای مردم فراهم کرد. فرض کن ما یک مرده شریف داشته باشیم به اسم خاتمی یا مردم در دوران او چهار سال خوب زندگی کنند ولی بهش بگن ببو و خنگ و بی عرضه و هزار تا پرت و پلای دیگه. از نظر من قهرمان مرده و شریف دو زار نمی ارزه، خاتمی ارزشش به اینه که بره و جلوی این ذلت و نکبت رو بگیره
مخلص شما، ابراهیم نبوی
Posted by: mohi at October 2, 2008 11:47 AM
سلام
نوشته های شما اکثرا خوب است ولی گاهی اوقات نمیدونم چرا لحن طنزهاتون یک مقدار به هجو و بی ادبی آمیخته میشه. من واقعا شاید درکم از مقوله طنز کمه ولی بعضی از کلمات جملات استفاده شده در نوشته هایتان را نمی پسندم بقیه خوانندگان رو نمیدونم. معتقدم تاثیرگذاری کلام رو کم میکنه! شما چی فکر میکنید؟ مثلا جملاتی مثل گه خوردن و غلط کردن و .... ! بعضی وقتها هم آمیخته به توهین به مردم و نوعی فحاشی همراه است. من خودم همیشه مطالب شما رو میخونم ولی وقتی این جور چیزا رو می بینم جذابیت و تاثیر کلامتون برام کم میشه. به نظر من اگه قراره این نامه رو برای خاتمی عزیز بفرستیم به هر حال خودم که نه ولی از اهالی تفکر و روشنفکری که خودشون رو حامی خاتمی میدونن و خاتمی هم به اونها پشتگرمه انتظار است که چه در کلام و نوشتار و چه در عمل، متمدنانه و محترمانه رفتار کنیم که گزک دست کوته فکرانی مثل فاطی رجبی و دار و دسته و حکومتی هاش ندیم. لطفا نظر خودتون رو بدین. تشکر به امید روزی که خاتمی رییس جمهورمون باشه.
من معذرت می خوام که گاهی بی ادب می شم، ولی زیادی صمیمی شدیم از دست مون در رفت. البته اگر بخوام جوری بنویسم که فاطمه رجبی ایراد ازش نگیره دیگه نمی تونم برای خاتمی بنویسم، باید برم برای احمدی نژاد بنویسم، من سعی می کنم بعدا مودبانه تر بنویسم از تذکر شما هم ممنونم
ابراهیم نبوی
Posted by: ehsan at October 2, 2008 11:40 AM
آقای نبوی سلام،
مطلب شما را خواندم و هر سطرش یاد آور رنج ملتم بود که قلبم را فشرد وبغض به گلو آورد. همه ما نگران ایران و ایرانی هستیم و باید تمام آنچه را داریم در این انتخابات بکار گیریم. به عنوان یک شهروند احساس نمیکنم که حضور آقای خاتمی محرک کافی برای حضور مردم و انتخاب مجددایشان باشد، با پیشنهاد شما که آقای خاتمی و دیگران فردی را انتخاب و به مردم معرفی کنند بیشتر موافقم. در آن صورت هر کدام از ما میتواند در محدودۀ اثر گذاریش مردم را تشویق به شرکت در انتخابات و رای دادن به فرد مورد نظر نماید.
داور جان، اجازه بده مطلبی از بهنود عزیز نقل کنم که در مقاله ای نوشت ما در خاورمیانه اولین بودیم در ایجاد پارلمان و نوشتن قوانین دموکراسی ولی رکن اساسی دموکراسی همیشه مغفول مانده در این سرزمین و آن مردم هستند. ما که به شعار ماهی 50000 تومان رای میدهیم دغدغه نان داریم و به کسی رای خواهیم داد که برای درد ما دوا داشته باشد. نه فقط داشته باشد، بلکه آنرا فریاد کند و به ما نشان دهد آنچه را در نهان دارد.
متاسفانه رفتار آقای خاتمی و دیگر بزرگانی که ما به آنها التماس میکنیم متحد شوند نشانگر وجود برنامه مشخص انتخاباتی حتی در حد توافق بر سر کاندیدای مشترک نیست چه برسد به داشتن طرح های اقتصادی و یا برنامه ریزی برای موفقیت در اتنخابات.
اگر آقای خاتمی و دیگران بخواهند در فضای موجود و با تکیه بر ضعف های احمدی نژاد پیش بروند و به نوعی فضای انتخاباتی سال 76 را ایجاد نمایند به نظر من احتمال موفقیت چندانی وجود ندارد. این انتخابات نیاز به طرح و برنامه دقیق دارد وآنچه به سرعت از دست میرود فرصت نجات ما است.
Posted by: Amir at October 2, 2008 11:35 AM
از ابراهيم رها به ابراهيم نبوي در پي انتشار نامه طنزآميز ابراهيم نبوي به سيدمحمد خاتمي مبني بر دعوت از او براي نامزدي در انتخابات پيش رو، ايراهيم رها، طنزپرداز كشورمان در نامهاي به ابراهيم نبوي از او به خاطر انتشار اين نامه تشكر كرد. متن نامه ابراهيم رها كه به طور اختصاصی در اختيار «موج سوم» قرار گرفتهاست، در پي ميآيد. از ابراهيم رها به ابراهيم نبوي
تشكر ميكنم جواب نميدي، چرا داور؟!
سلام داور نبوي عزيز
نامهات را به سيد محمد خاتمي خواندم. رسماً، عملاً، علناً، عميقاً و يك مقدار كلمه تنويندار ديگر دلم تنگ غروب آسمون شد. من دو هفته پيش برايش يك نامه نوشتم اما روزنامههاي اصلاحطلب به جاي اينكه آنرا چاپ كنند براي من با انگشتان دستشان يك حركاتي اجرا كردند كه خودت لابد بهتر ميداني خارجيها به آن ميگويند؛ موفقيت!
داور جان، بيخود روز الكي نزن، همهچي خوب است اينجا و لزومي هم ندارد خاتمي بيايد. هر روز يك دستاورد «بزرگ» صاف ميرود... ميرود... تو تصور كن ميرود توي چشم ما! مانده بود فقط يك مشكل كه تعدادي فقير داشتيم آنرا هم وزير راه گفت به جاي فقير بگوييد باقناعت مشكل حل ميشود و بدين شكل آخرين مشكل باقيمانده از دولت قبلي هم برطرف شد.
داور عزيز، نميدانم در عمرت خجالت كشيدهاي يا نه، بكش از سيگار هم بهتر است. تو واقعاً خجالت نميكشي اين نامه را مينويسي؟ يك آدم كه در خارج باشد و طنز بنويسد بايد وسط مطلبش يكي دو تا انقلاب كند، سه چهار نفر را رسوا كند، چهار پنج نفر را افشاء كند. اين همه مدت آنجايي چهار تا فحش كافدار ياد نگرفتهاي به همه بگويي تا هم روشنفكرتر هم اپوزيسيونتر و هم خوشتيپتر به نظر برسي؟
داور نبوي، معمولاً رسم نيست براي يك طنزنويس خارج از كشور نامه تشكرآميز بنويسند. اگر هم رسم باشد آنرا يك طنزنويس «داخلي» نمينويسد. حتي طنزنويس «قلب و عروق»، «غدد» يا حتي طنزنويس «كليه و مجاري ادرار» هم نمينويسد. اما چون در اين روزها اوضاع به شدت به سوي همين تخصص آخري ميل ميكند در تمام اعضاء و جوارحم احساس وظيفه كردم اين چند خط را به طرفت پرت كنم.
تشكر ميكنم كه هستي، مينويسي، خوب مينويسي و دقيق و از همه مهمتر به جا.
تشكر ميكنم كه در هياهوي سوپر كميك حرفهاي تلويزيونهاي ماهوارهاي و شعارهاي سوپراپوزيسيونهاي فضاي مجازي طوري مينويسي كه گاهي فكر ميكنم همين كوچه بغلدستي ما هستي و تمام اين ماجراي خارج رفتنت سركاري بوده!
تشكر مي كنم براي اين نامهات به سيد محمد خاتمي. البته اميدوارم خاتمي به جاي آنكه تشكر كند بر ترديدهايش غلبه كند و بيايد.
تشكر ميكنم و همداستان با تو از همينجا به خاتمي ميگويم نگو نگو نميام، نگو نگو نميام!
نهم مهرماه 78
دوستدارت: ابراهيم رها
Posted by: ایرانی at October 2, 2008 10:54 AM
سلام آقای نبوی.. بابا با احساسات آقای خاتمی بازی نکنید... من تو دوران ریاست جمهوری ایشون می شنیدم که مردم چی بش می گن.. فریبا خاتمی.. بی عرضه.. در صورتی که اصلا به ایشون اجازه کار نمی دادن.. فکر می کنید حالا اگه برگردن باز چیزی عوض می شه.. نه دوباره سنگ می ندازن جلوی پاشون.. بهتره که نیان.. به خاطر خودشون... مردم تنهاش می ذارن...مردم ما فقط انتظار دارن مردم...
Posted by: لیلا at October 2, 2008 10:40 AM
با لباس تمام رسمی از لحن حرف زدنم و از اینکه چیزی گفتم که در شان این وبسایت وزین نبود عذر میخوام. من از زمان خدا بیامرز "جامعه" نوشته هاتونو دنبال میکنم. اونوقتا اینقدر غریب نبودم .اینو گفتم گه بدونید خیلی وقته مخلصیم. بچه که بودم, هر وقت که از برادرم کتک میخوردم و به پدرم شکایت میکردم, یه چکم ازون میخوردم که چرا آرامش خونه رو بهم زدم.براش فرقی نمیکردکی کیو زده. فقط خونه آروم باشه بقیش هر چی شد شد.میفهمم که دغدغه شما هم همینه که خونه از اینی که هست ویرانتر نشه حالا هر طوری شده.فقط نمیدونم این کج دار و مریز تا کی میخواد ادامه پیدا کنه.مردم که حالا بهر علتی تعطیل.اینام که میخ اسلامو همچین فرو کردن که حال حالاها در نمیاد. آمریکا هم اخه (فتح الف) اگه بیاد میشیم بدتر از عراق و افغانستان.شما هم که بهر زور و ضربی که شده با توسل به هر کی شده, حتی اونایی که امتحانشو پس دادن و بزور با نمره 10 قبول شدن میخوای وضعیت ازین خرابتر نشه.آخه قربون اون توک قلم شیوات بریم ما با تمام اهل بیت, اگه شما که شمایی نتونی یک آلترناتیفی! غیر از خاتمی یا آرنولد برای این مملکت معرفی کنی, من گردن شیکسته بیسواد چه گلی بسرم بگیرم؟ مرگ یه دفه شیونم یه دفه. ازین بدتر که نمیشه. گیرمم شد. چشممون کور, دندمونم نرم, بر میگردیم هر کدومون یو گوششو میگیرم درستش میکنیم خوب.اینجوری که شماپیش گرفتی ما تو غربت میریم زیرخاک ها! بذارید حالا که داره گندش در میاد , دربیاد. یا اینوری یا اونوری .یه چیزی به من بگو که بفهمم دارم اشتباه میکنم.
دوست عزیز
این شد یه چیزی، با هم دوستیم
من می گم وقتی اوضاع بطرف بهبود می ره که فضای آزادی بوجود می آد، این فضا با وجود نیروهای اصلاح طلب ممکنه، اگر کسی دیگه هم باشه البته خوبه، بشرطی که بتونه فضای آزادی رو ایجاد کنه، مشکل ما آزادی و استقلال کشور هست. ما باید امکان بروز این دو رو فراهم کنیم. خاتمی هزار انتقاد بهش هست، ولی تجربه می گه اون بهتر از همه می تونه شرایط رو بطرف بهبود ببره، اون یا کسانی مثل اون. در مورد جریان هایی که معتقد به تغییرات اساسی هستند، من اصلا مخالف تغییرات اساسی نیستم، منتهی هنوز ندیدم که کسی حرف اینجوری بزنه و کاری ازش بربیاد.
ارادتمند
ابراهیم نبوی
Posted by: Peyman at October 2, 2008 09:36 AM
baba chi gofty!!!!
ey val be valet vavali be voolet seyed. Jana sokhan az zabane ma migooee. indafe ke byay Sacramento khodam mibaramet Napa ye labi tar koni khastegit dar bere az joonet.
Ya hagh!
Asad (mostaar
Posted by: asad at October 2, 2008 09:27 AM
سلام،
اميدوارم آقاي خاتمي در اين شرايط بهترين راه ممكن را انتخاب كنه، و به عقيده خودم كانديد شدن مهمترين فداكاري كه او مي توانه انجام بده هرچند برايش سخت و ناممكن باشد .
به دوستان هم يادآوري مي كنم خيلي از ما جز نوشتن نام خاتمي بر كاغذ راي كار ديگري نكرديم و از او مي خواستيم بي عده و عده از پس يكي از بزرگترين مافياها بربياد واقع بين باشيم و اگر خاتمي آمد يا نيامد هر چه بتوانيم براي پيشبرد اهداف اصلاح طلبانه انجام دهيم . در اين صورت به گمانم خاتمي خاتمي در نقش واقعي خودش نه قهرمان و ضدقهرمان ظاهر خواهد شد
حق يارتان
Posted by: حميد at October 2, 2008 09:16 AM
حق گفتی آقای نبوی
سید خاتمی بیا کاندید شو
مصیبتی داریم ها
اگه بیای من دربست برمی گردم ایران بعد از درس؛ یعنی میشه؟
Posted by: دانشجو at October 2, 2008 08:35 AM
salam
pas chera nazare mano nazashtyd??
dige baratoon nazar nemizaram
...
بیا حالا قهر نکن
Posted by: mehdi at October 2, 2008 03:11 AM
چرا نون خودت آجر میکنی سید!؟
حیف نیس این سرچشمه لایتناهی سوژه طنز خشک بشه؟
محمود بره، دیگه سوژه ای نمی مونه...
Posted by: امیر-ر-م at October 2, 2008 03:02 AM
آدم استفراغ نمی کنه بعد هم جمعش کنه دوباره بخوره. درسته که قحط الرجاله ولی تو همین شلم شوربا هم ازین آدم مردتر پیدا نمی شه؟
دوست عزیز!
از این لحن زیبای حرف زدنت لذت بردم، خیلی قشنگ بود
اولا می خواستم بگم مردتر از خاتمی هم با این لحنی که تو گفتی کلی آدم هست، از جمله آرنولد شوارتزنگر، چطوره از اون دعوت کنیم بیاد بشه رئیس جمهور ایران. خیلی هم مرده، ولی من نمی شناسمش، می گم چطوره شما دعوتش کنی؟
ابراهیم نبوی
Posted by: Peyman at October 2, 2008 01:21 AM
سلام؛
خاتمی به نظر من رییس جمهور خوبی نمی تونه باشه
آدم فرهیخته و عاقلیه، قبول؛ اما شهامت نداره
من نمی تونم معنای بعضی از سکوت هاشو جور دیگه ای تعبیر کنم، اگه شما می تونی به مام بگو!
به نظر من مطالبی که علیرضا در کامنتش بیان کرده نکاتیه که قبل از هر تصمیمی برای انتخاب خاتمی باید در نظر بگیریم
Posted by: Alireza at September 29, 2008 12:15 PM
من فکر می کنم خاتمی امتحانشو پس داده.
نمی دونم شما چه نمره ای بهش می دین، اما من به عنوان یک فرد ایرانی حداکثر 13 یا 13.5 از بیست میدم بهش
خاتمی به جز در دوسال اول ریاست جمهوریش که خیلی خوب شروع کرده بود، در 6 سال بعدی به هیچ وجه انتظارات مردمو برآورده نکرد.
مقایسه ی احمدی نژاد با خاتمی مقایسه ی درستی نیست که بعدش بخوایم بگیم چون احمدی نژاد کشورو به گند کشیده، من به خاتمی رأی می دم
آخه خراب کاری نکردن و راه به راه دروغ نگفتن که هنر نیست!
اصلا مقایسه ی احمدی نژاد با هیچ بنی بشری درست نیست
من دلم می خواد دلایلتون را برای حمایت از خاتمی بدونم
و این که خاتمی چه برتری هایی نسبت به سایر کاندیداهای احتمالی مثلا قالی باف یا مثلا عبدالله نوری داره.
خاتمی از همین الانش شروع کرده به دل دل کردن
ای کاش یک دهم از اعتماد به نفس اون احمدی نژادو داشت، می بینی؟ نه قیافه داره، نه سیاست مدار خوبیه، نه اقتصاد بلده، نه جناح چپ حمایتش می کنه، نه تو جناج راست دیگه کسی تحویلش می گیره ببین با چه اعتماد به نفسی گفته باز می خواد کاندید بشه. بابا این خاتمی رو ولش کن، کم به خاطرش کتک خوردی؟ کم زندون کشیدی؟ وقتی به خاطرش زندون می کشیدی اون برای تو و مملکت چه کار کرد؟ بازم می گی حاضری خاتمی بیاد و تو براش بری زندان؟ بابا تو دیگه کی هستی!!؟؟ البته شاید دلش می خواست یه کارایی بکنه ها، نا سلامتی رییس جمهور مملکت بود. دوره ی دوم ریاست جمهوریش کلی حمایت مجلسو داشت. ببین الان این احمدی نژاد در سمت رییس جمهور هر کاری که دلش بخواد داره می کنه، مثلا همین قضیه ی مشایی، یا کاردان، یا نرخ سود بانک ها، یا سهمیه بندی بنزین یا صد تا کار دیگه که واقعا جرأت و اعتماد به نفس می خواد. من معتقدم اگه خاتمی بیاد باز همان آش هست و همان کاسه؛ باز دل دل کردن ها، باز جا زدن ها، باز حمله به خوابگاه ها و سکوت آقای رییس جمهور!
به نظر من، فردی که به عنوان یک نماینده از طرف مردم انتخاب شده، و بخواد پایبند به گفته ها و عقایدش باشه هرچقدر هم که تهدید بشه نباید جا بزنه
Posted by: فرزین at October 1, 2008 09:07 PM
ابراهیم خان نبوی سلام .اسم من سهراب بود و طبق تقویم 26 سالمه و دارم فوق لیسانسم رو توی ایران می خونم .الان بالغ بر 10 ساله که معتاد نوشته هاتونم از کتباتون و روزنامه جامعه گرفته تا روز آنلاین و.... من با هاتون زندگی کردم با تو،با مسعود بهنود،با احمد زید آبادی،با دکتر سروش و....هر وقت طنز های تورو می خونم و می خوندم دلم آشوب می شه و میشد ،می ترسیدم این دفعه دیگه بگیرنتو یه بلایی سرت بیارن،به هم می ریختم،می ترسیدم،به نوشته هات می خندیدم ولی ....ولیشو خودت خوب می دونی ،ببین پدر من می خوام یه چیزی بهت بگم، بگم که تو رو خدا وقتی می خوای جدی بنویسی حواست به ما ها هم باشه آخه بابا جون نمی گی ما اینجا توی این مملکت چه حالی بهمون دست میده ؟باورت میشه که با خوندن مطلبت الان 2-3 روزه که اشک توی چشمامه و نفس کشدن واسم سخت شده؟مثلا امروز عیده،اما من دلیلی برای شادی که هیچ ،حتی دلخوشی هم ندارم ،ابراهیم،بابا جون ،رفیق ،برادر، چه میدونم ای کسی که من رو این همه سال با خودت به این کتاب و اون کتاب این روزنامه اون روزنامه این سایتو اون سایت کشیدی ،تورو خدا جدی ننویس ،تو خودت میدونی که اگه بخوای تلخ بنویسی دهن خوانندت سرویسه،تو روخدا بااین شرح حال ها که مینویسی، نمک رو زخممون نپاش، بذار به دردمون بنالیم و بمیریم.دلم از همه چیز و همه کس خونه،خون. به قوله عموم آینده هممون روشنه ،روشن،چون آتیش گرفته .آتیش ،تمام وجودم می سوزه ،گرمم شده و سرم درد می کنه.گرمه،گیجم،دوستتون دارم و از همتون بدم میآد،از همتون ،از تو،از مسعود، ازاحمد ،ازاکبری که تمام اون 6سال نگرانش بودم (خودش و خوانوادش )،از خاتمی و اون آبرویی که براش گریه کرد، آره ،من دچار معنا باختگی شدم.من یه روز سهراب نامی بودم ولی الان .....نمیدونم که کی هستم کجایی هستم یا بهتر بگم نمی خوام بدونم که کی هستمو کجایی هستم و چند سالمه و ... گرممه و دارم توی آتیش می سوزم. بذارید به دردمون بنالیم و بمیریم.من نمی خواهم که بدانم ایرنی هستم "همسایه عراق و افغانستان و پاکستان و..."من نمی خوام بدونم که توی جهنم جهان، جایی که خشم، نفرت، نفاق،خشونت و تزویر و آتش شعله می کشد جایکه ملک های اردنی و سعودی های عربستان و اسد های سوری و خاندان بوتو ها و عمر موسی نام هایی مادام العمر داعیه دار رشد و پیشرفت و رهبریش هستند، مکان نفرین شده ایی به نام خاورمیانه مشغول مردگی هستم ،من نمی خواهم بدونم....
Posted by: sohrab at October 1, 2008 08:16 PM
Salaam,
Please leave the Seyed alone. For God sake don't inject to him guilty feeling.
How many times good persons should be scarified for
our deficiencies and short comings?
Iran is ruined the moment we said yes to the constitution we have today.
Move one people get a life
Posted by: Mehdi at October 1, 2008 07:12 PM
و خاتمی همچنان نشسته بود
یکی آواز داد خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
دو تن آواز دادند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
ده ها تن وصد ها تن خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود.
هزاران تن خروش برآوردند :دلاور برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
تمامی ملت گرد آمده اشک ریزان خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و ...
.... کسی نمی خواست بفهمد که خاتمی برخاستن نتواند!
Posted by: بیژن at October 1, 2008 05:23 PM
سلام
شايد ما هميشه دنبال يه نفر ايده ال باشيم كه تسخيرناپذير باشه اما در واقع نبايد بيرون گود بشينيم و بگيم لنگش كن چون هيچ كس بدون پشتيباني مردم نميتونه موفق باشه.
راستي آقاي نبوي لطفا به نظرات جواب بدين تا اين قسمت جذاب تر بشه .(منظورم اين صفحه است )
Posted by: يگانه at October 1, 2008 02:45 PM
دستمريزاد!
نامه ابراهيم رها در تشكر از شما به خاطر اين نامه را در سايت موج سوم (www.mowj.ir) منتشر كرديم.
متن نامه شما هم منتشر شده. باعث افتخاره مطالب بيشتر و اختصاصي از شما در باب دفاع از آمدن خاتمي كار كنيم
با مهر
Posted by: محمدرضا جلائيپور at October 1, 2008 12:44 PM
با سلام
مطلب خیلی عالی بود مطمئنا اگر ایرانیها تک تکشون
یه طنز نویس چیره دست وباهوش مثل شما بودند یه نامه
مثل این برای آقای خاتمی مینوشتند چون حرف دل تک تکمونه موفق باشید.
Posted by: ایرانی at October 1, 2008 12:14 PM
سلام
من نامه ت رو خوندم و گریه کردم. یادم نیست بار قبلی کی بوده که گریه کردم. بیشتر از یک ساله که هر وقت از این آقا و اون آقا اعصابم به هم میریزه میام اینجا و یه کمی آروم میشم. بیشتر از ده ساله که همیشه از خوندن چیزهایی که تو می نویسی لذت بردم.
خیلی وقت ها از اینکه آدم هایی که اینجا کامنت گذاشتن اصلا نفهمیدن که تو چی گفتی اعصابم خورد شده. ولی این بار همه کامنت ها رو هم خوندم. حق بزرگی گردن من داری (هر کاری که کردم نتونستم خودم رو جمع ببندم...)
امیدوارم سلامت باشی. خیلی دوست دارم!
Posted by: MM at October 1, 2008 03:32 AM
Salam,
har chi tu delemun bud ro be ghashantarin shekle
momken goftid.
gar che mojeb shodid sare kar ashkam dar biad. etefaghiye ke az vaghti IRAN ro tark kardam har chand rooz yek bar ba baz kardan safheye
Roozonline o khundane headline ha miofte!
Chand vaghti bud dige mohtat shode budam o vase inke hame ba taajob negam nakonan tu sherkat akhbare IRAN ro nemikhundam. indafe ham yeki az ba ehtiat bazesh kardam o saf raftam soraghe ghesmate TANZ vali ajab tanzi
Az roozi ke in name ro khundam hamash doa mikonam khatami ham khunde bashadesh
Posted by: Noushin at October 1, 2008 03:26 AM
دوست ... هستم داور جان! متنت پر محتواست مثل همیشه فقط لهجت عوض شده / سبک قبلی نگارشت رو بیشتر می پسندیدم (نظر شخصی ام بود )
Posted by: Saeed D at October 1, 2008 02:12 AM
و خاتمی همچنان نشسته بود
یکی آواز داد خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
دو تن آواز دادند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
ده ها تن وصد ها تن خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود.
هزاران تن خروش برآوردند :دلاور برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
تمامی ملت گرد آمده اشک ریزان خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و خاتمی برخاست نخستین کس را بوسه یی داد و گام در راه انتخابات نهاد.
Posted by: رضا at September 30, 2008 11:45 PM
aghaye khatami aziz az inja va az tarighe in email daste shoma ra mibusam, dasti ke be in melat khedmathaye faravan kard va hala pas az gozashte chahar sal be mani vaghi an resideim.man niz ba tamam vojud khahane bazgasht be dorane azize shoma hastam.biaeed va begozarid javanan ghaeme ale khod shavand.aghaye nabavi aziz, nameye tasir gozari be mohamad khatami neveshtid,,,,,,,, vali agar javabe delkhahetan ra nagereftid, khatami ra digar tanha nagozarid.ghahr bas ast, ashti konim,motahed shavim.
zende bashid va mabad ke dargire marg shavim.
Posted by: yek irani at September 30, 2008 10:14 PM
جناب آقای ابراهیم نبوی
من طنز های شمارا خیلی دوست دارم اگرچه همه آنها را نخوانده ام اما آنچه را که خوانده ام برایم جالب بوده است ازشما چند مطلب جدی هم خوانده ام . از خواندن نوشته های شما اینطور فهمیده ام که شما بسیار باهوش و نکته سنج و تیز بین هستید من شما را بسیار با صداقت و دوستدار ایران می شناسم .شما در بیان مطالب بسیار شجاع هستید به ویژه در آن زمان که در ایران بودید با آن سختگیری هائی که من از جمهوری اسلامی سراغ دارم می دانم که نوشتن طنز سیاسی کار ساده ای نبود اما شما این کار را با شجاعت انجام دادید زیرا برای نوشتن طنز سیاسی فقط استعدا طنز نویسی کافی نیست و شجاعت در نوشتن نیز لازم است وشما هردو را توآماً داشتید و دارید زیرا شما به راه خود و کار خود اعتقاد داشتید و دارید و اعتقاد داشتن به کاری که درست است به انسان انگیزه و شجاعت می دهد من آقای خاتمی را نیز فردی درستکار و با صداقت و با اندیشه های مثبت و متعالی می دانم و قبول دارم که آقای خاتمی با آقای احمدی نژاد تفاوت بسیار بسیار عمده دارد اما با توجه به نیروهای خشن و بی منطق که اکنون برایران مسلط هستند بعید می دانم که اجازه دهند آقای خاتمی انتخاب شود و اگر انتخاب شود احتمال می دهم که بار دیگر در مقابل این گروه خشن مماشات کند و مردم احساس کنند که این حکومت با همدستی آقای خاتمی دوباره آنهارا سرکار گذاشته است از طرف دیگر فعلاً آقای خاتمی برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی نکرده و طرفداران وی از ایشان می پرسند آیا حاضرید به ما قول بدهید ما شمارا نامزد ریاست جمهوری اعلام کنیم و ایشان پاسخ نمی دهند و احتمالآ رفته اند گل بچینند البته آقای خاتمی در آن زمان که به کوی دانشگاه حمله شد و وزیران او کتک می خوردند و روزنامه ها بسته می شدند و آزادیخواهان زندانی میشدند نیزرفته بودند گل بچینند و در پاسخ فقط می گفتند که این کارهای خشونت بار با اصول دمکراسی منافات دارد و در اسلام نیز منع شده است اما هیچ اقدام عملی نمی کردند در زمان صفویه شاه سلطان حسین در مقابل حمله افغانها بسیار صبوری و متانت به خرج داد و مردم از آن صبوری مرارتها دیدند و سپس حکومت را به محمود افغان تحویل داد ونادر شاه آمد و مردم و ایران را نجات داد وآقای خاتمی نیز در دوران ریاست جمهوری خویش صبوری پیشه کرد و حکومت به محمود احمدی نژاد رسید و فقط یک نادر شاه لازم است تا ایران را نجات دهد چون این بار نیز خشونت طلبان به آقای خاتمی و یاران او اجازه نمی دهند که کاری از پیش ببرند اگر آقای خاتمی اعلام کند که با قاطیت در مقابل زیاده خواهان و مفسدان و خشونت طلبان خواهد ایستاد و اشتاهات گذشته خود و مشکلات امروز ایران را بازگو کند و قول بدهد که در برابر خواست ملت کوتاه نخواهد آمد باید به آقای خاتمی رای داد در غیر این صورت تحریم انتخابات بهترین گزینه است
Posted by: محمود-س at September 30, 2008 07:35 PM
با سلام
خواهش مي کنم شلوغ نکنيدو بحثهاي الکي نکنيد.
زمان خاتمي اجاره خونه من سالي 15000 تومان اضافه می شد ولي زمان محمود احمدشپش اجاره خونه من سالي 115000تومان اضافه شد.
خاتمي هرچي بود حداقل زندگيمون مي چرخيد ولي الان اين يارو کاري کرده ملت بيچاره شدن.
گور باباي آزادي و سياست و ارزشهاي انقلاب و جامعه مدني و ايران هسته اي و هرچيزي که هرکي گفته.
بابا ملت فعلا گرفتار نون شب هستند.
Posted by: mr at September 30, 2008 07:29 PM
از آقای نبوی می خواهم ای همه کامنت را برای آقای خاتمی بفرستد تا بهترین آن را اعلام کند
Posted by: رضا at September 30, 2008 04:25 PM
من خاتمي رو دوست دارم
خيلي زياد ولي دوست ندارم كه بياد
به چند دليل
دليل اول:از اين خدانشناس هاي شوراي نگهبان بعيدنيست كه رد صلاحيتش كنن
اونوقت خيلي بدمي شه براي خاتمي و شهرت ومحبوبيتش
دليل دوم:اگه ردصلاحيت نشه وبياد هم خيلي براي محبوبيت و اعتبارش بده
به خاطر اينكه مسلما نمي تونه گندهاي اين محمودچاخان رو درست كنه
اونوقت تصورهمه درموردش عوض ميشه
پس بهتره نياد
محمودچاخان رئيس جمهورنشه ولي خاتمي هم نياد
اصلا جمهوري اسلامي كلا منحل بشه و دوباره رفراندوم برگزاربشه
پدراي ما جمهوري اسلامي مي خواستن
ما نمي خواهيم
Posted by: ف.ح at September 30, 2008 02:15 PM
حرفهاتون برای تشویق خاتمی برای حضور در انتخابات آینده کاملاً درست بود. بعضی ها فکر میکنند تغییر به معنی گلستان شدن مملکته.که اینطور نیست. وقتی یک دولت 60 تا 70 درصد موفق باشه کافیه، که دولت خاتمی بیشتر از این موفق بود تازه این جدا از شخصیت کاریزماتیک خودشه که مقایسه اون با این یارو پینوکیو توهین به خاتمیه.
تو رو احساس ناامیدی از نتیجه انتخابات نداشته باشید، حداقل رای به مخالفت با احمدی نژاد و دارودسته اش بدیم تا بعد ها از خودمون و فرزندان مون شرمنده نشیم. همین کسای مثل من بودن که با رای ندادن باعث این فلاکت شدند.
Posted by: علیرضا at September 30, 2008 01:36 PM
آره سيد، جون هر كي كه دوست داري، يه كاري نكن كه بشه مصداق مصراع تاريخي "آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟"
البته من معتقدم كه اگه آخرش ميخواي بيايي و گذاشتي كه دقيقهي 90 اعلام كني، كار خوبي ميكني و اين به صلاحه، اما اگه الان بخواي "ميآد نميآد" بازي در بياري و آخرش بگي نه و فعلاً قصد ادامهي تحصيل دارم! واي به حالت ...! من يكي كه شيرم رو حلالت نميكنم!!
Posted by: كامران at September 30, 2008 01:13 PM
کلی خندیدیم.
خیلی قشنگ بود.
Posted by: علیرضا at September 30, 2008 01:05 PM
سلام
نامه ی قشنگی بود. منم موافقم که خاتمی بیاد.منم میدونم که کارای بزرگی کرد.ولی یه کم اونو بیش از حد بزرگ نکردین؟ میترسم اگه خاتمی بیاد چند روز قبل از انتخابات دو سه تا معجزه هم بهش بچسبونن.
به امید آزادی
Posted by: امید at September 30, 2008 12:24 PM
آقای نبوی سلام
من همیشه برای شما احترام زیادی قائل بودم و مطالب شما رو با اشتیاق دنبال می کردم. خیلی خوشحالم که شما هم برخلاف بعضی اصلاح طلبا، موافق با اومدن آقای خاتمی هستید.
من به عنوان یک ایرانی عادی که علاقه ای به سیاست نداره و فقط امیدش (امیدی که هر روز کمرنگ تر میشه) به اینه که ایران و ایرانی وضعیت بهتری داشته باشه و ابروی رفته اش رو پس بگیره، آرزومند بازگشت دوباره آقای خاتمی هستم.
من به جز یکبار هرگز رای نداد. حتی سال 76 هم با اینکه دوست داشتم آقای خاتمی رئیس جمهور بشه ولی بهشون رای ندادم چون فکر می کردم که فرقی با دیگران نداره.ولی چهار سال بعد تنها دفعه ای بود که رای دادم و در آینده هم فقط در صورتی که ایشون کاندیدا باشند، به ایشون رای میدم. چون به نظر من عملکردشون تو اون هشت سال بی نظیر بود هر چند که موفق نشد خیلی از کارها رو انجام بده.
اکثر ما ایرانیها (تقریبا همه ما) دو تا مشکل بزرگ داریم.
اول اینکه خیلی فراموشکاریم یادمون میره که به ما خدمت کرده و کی خیانت و دوم اینکه هر کی دو تا حرف قشنگ زد و گفت نفت رو میاره سر سفرمون و با مدل موی پسرا و لباس پوسیدن دخترا کاری نداره زود باور می کنیم و میدویم و میرم بهش رای میدیم.
دوستان عزیزی که میگید خاتمی دورغ گو بوده و نتونسته کاری بکنه چرا یادتون رفته که اولین بودجه رو با نفت بشکه ای چند دلار بست؟ و الان نفت بشکه ای چند دلاره؟
چرا یادتون رفته که چطوری با اولین سفرش به سازمان ملل تونست برای ما اعتبار و آبرو بیاره؟
چرا یادتون رفته که کسایی که تا قبل از اومدنش جرئت نداشتن سرشون رو بلند کنند چطوری تو این هشت سال خواسته هاشون رو تونستن فریاد بزنن.
یعنی واقعا تو هشت سال یکنفر تنها چه کار دیگه ای می تونست انجام بده که اقای خاتمی انجام نداد؟
شمایی که ایشون رو به دورغگویی متهم می کنید چرا نمی بینید الان وضعیت چطوره و با اون دوره مقایسه اش نمی کنید.
آقای نبوی
در هر صورت بازهم تاکید می کنم که من هم با حضورشون موافقم که البته در ذهن من و بسیاری از طرفداراشون یک علامت سوال بزرگ هست و اون سلامت انتخاباته.
من با اومدن آقای خاتمی موافقم به شرطی که رایی که ما به نام محمد میدیم به کام محمود از
صندوق بیرون نیاد.
در اونصورت من مطئنم که بازهم آقای خاتمی رای میاره.
در انتها با احترام تمام یک سوال از آقای خاتمی دارم:
واقعا تمام طرفداران شما که همیشه از شما حمایت کردند و خیلی از اونها در این راه سختی های زیادی متحمل شدند و الان هم تمام چشم امیدشون به شماست، ارزش اون رو ندارند که یکبار هم که شده شما از آبروتون براشون خرج کنید؟
آقای خاتمی از دوستان غضنفرمآب اطرافتون بگذرید و به میان مردم برید و ببینید که بسیاری از مردم عادی کوچه و خیابان مشتاقانه منتظر بازگشت شما هستند.
Posted by: Zohreh at September 30, 2008 11:14 AM
آقای نبوی سلام چرا مطالب شیرینت رو مخصوصا همین مطلب مربوط به دعوت خاتمی رو برای مجلات و روزنامه های داخلی نمی فرستی مثلا مجله شهروند نمیدونم دلم می خواد حر فها و نظراتت که حرف دل ماست با برد بیشتری انعکاس بدهی رادیو بی بی سی تلویزیونش اگه را بیفته صدای آمریکا (که فکر کنم قبولش نداری )...
واقعا کاش خاتمی بیاد یعنی اگر بیاد این یارو کردان ... ولش کن نفوس بد نزن فعلا آمدن سید محمد مهمه و بس من که دلم می خواست عبدالله نوری باشه اما این خیلی آرمانیه باید خاتمی باشه تا در دوره های بعد امید داشته باشیم امثال نوری ها در صحنه باشند سلامت باشید و پیروز
Posted by: مهدی at September 30, 2008 11:13 AM
سلام ؛ميدونيد خيلي دوستون دارم ونوشته هاي شما رو نخونم ميميرم؟!!!!!!
ما از آقاي خاتمي هيچ انتظاري نداريم،منتظر نيستيم كه بياد و كشوررو متحول كنه.زخم اين 4سال خيلي دردناكه.از خاتمي مي خوايم بياد تا فقط يه نقطه باشه ته اين نوشته تا بشه پاراگراف رو عوض كرد تا بشه دوباره از سر نوشت؛ماها كم نيستيم ،خدا كنه اونكه احترامو به ما ياد داد دوباره به ما احترام بذاره
Posted by: اعظم at September 30, 2008 10:22 AM
داشتم فکر می کردم که اگر آقای خاتمی نامزد نشوند هم ایران خوشبختی خواهیم داشت، چطوری؟ عرض می کنم:
من که اگر احمدی نژاد دوره بعدی رئیس جمهور شود قطعا ایران را ترک خواهم کرد. خیلی های دیگر را هم میشناسم که در تدارک مهاجرت هستند. در واقع در ایران بیشتر مردم گزینه خروج از کشور را در ذهن دارند. اگر آقای احمدی نژاد 4 سال دیگر یا بهتر از آن ، بصورت مادام العمر رئیس جمهور شود بتدریج و ظرف چند ین سال هر کس که می تواند جانش را بر می دارد و از کشور فرار می کند و می رود جاییکه خوشبخت شود. می مانند بسیجی ها و نیرو های ارزشی که برای آنها ا سیستم احمدی نژادی اوج آمالشان است. بنابر این در این حالت همه خوشحالند ، فقط یک عده ای زیر خط فقر له می شوند که خوب اینهم از هزینه های آین سیستم است دیگر. مگر شما سیستمی را سراغ دارید که هیچ هزینه ای نداشته باشد؟
پس لطفا اینقر گیر ندهید به آقای خاتمی که بیاید.
Posted by: Jaffar at September 30, 2008 10:07 AM
آقاي نبوي نوشته هاتون و از وقتي در روزنامه نشاط مي نوشتين مي خوندم و از همون موقع طرفدارتون بودمبا اين نوشته تون ياد جمله آخر خاتمي در دانشگاه تهران در پاسخ به دانشجويان معترض افتادم ايشان گفتند:"ما كه داريم مي ريم بعد از ما مي فهمين كه ما براي مملكت چه كرديم "100% با نامه تون موافقم و عقيدم اينه كه از ميون بد وبدتر عقل ميگه بايد بد و انتخاب كرد.
Posted by: رها at September 30, 2008 10:05 AM
آقاي نبوي شما طنز نويس خيلي خوبي هستيد ولي درسياست خيلي خام .توصيه ميكنم درهمان مسير طنز جلوبرويد كه براي همه خوبست. درقضيه نفت شمال لطفا اعتراض خانم كولايي را به خاتمي در مورد شركت در جلسه عشق آباد را بخوانيد تا ببينيد قضيه واگذاري وسهم 11درصدي ايران را همان موقع پوتين تعيين كردواين مرتيكه هم صحه گذاشت.
Posted by: ahmad at September 30, 2008 09:32 AM
comment e man upload nemishe zaheran?...ok hatmi injaham sansoor hast...be salamat
Posted by: bara at September 30, 2008 07:33 AM
سید جان! به گزینه های دیگر مثل نوری هم میشود فکر کرد.نظرتون چیه؟
Posted by: آرش at September 30, 2008 06:41 AM
جوانپیر
از پس ماجرای 18 تیر،ودرروزهایی که چند فروند هواپیمای شرکت ماهان وآسمان خانواده واموال بسیاری از آقایان را به کشوری امن منتقل کرده بود درست درجایی که لازم بود تاآخرین گام را خاتمی بردارداما او چنین نکرد.افسوسی برگذشته ای که دیگر بازنمی گردد.خاتمی نخواست یانتوانست فرقی نمی کند.آن فرصت طلایی از کف برفت واز پی آن شد آنچه نباید میشد .گام به گام عقبگرد وپسرفت ونهایت این ماجراشکست خاتمی واصلاحات در تن دردادن به فاجعه انتخابات ریاست جمهوری نهم وروی کار آمدن نکبت احمدی نژادی. داورجان !اما امروز که هشت سال از آن ماجرامیگذرد باور داریم که خاتمی امروز دیگر آن خاتمی لرزان وهراسان دیروز نیست.این خاتمی امروز دیگرخوب میداند که مشکل کجاست وراه حل آن چیست .این خاتمی از اندیشه حفظ نظام به هر قیمت بیرون آمده است .چرا که به ضد مردمی بودن نظام جاری یقین پیدا کرده است.او امروزمحافل پیدا وپنهان قدرت را میشناسدواز این مهمتر بدون تعارف سرکرده گان آنهارا نیز خوب میشناسد.اگر میبینید خاتمی امروز دودل است فقط دلیلش همین است. او میداند که دیگر به شیوه تسامح با محافل قدرت نمی توان ره به جایی برد. خاتمی امروزمیداند که برای مقابله با بحرانهای نه روزه باید به ریشه زد. خاتمی امروز میداند که ریشه مشکلات نه"استبدادزذگی تاریخی ایرانیان" که خودکامگی معدودیست که حاضرند تا ایران وایرانی را به طرفه ای فدای افکار پوسیده وپلیدشان کنند.
آری داور گرامی! خاتمی اگر امروز دچار تردید شده است برای این است که مشغول بازنگری در خویش است که آیا میتواند اینبار نه ردای سفید که لباس رزم بر تن کند؟آیا میتواند "نه"بگوید؟میتواند تا آخر ایستادگی کند؟حتی به قیمت نظام وفروپاشی آن؟در یک کلام آیا این شهامت را دارد که گورباچف ایران باشد؟
به اوحق میدهیم که مردد باشد.قبول کنید با شناختی که از شخصیت صلح طلب اوداریم برایش بسیار سخت است چنین تصمیمی گرفتن.
واما در اخر آنکه ما نیز چون داورجان نبوی منتظر میمانیم .اما خاتمی وقت زیادی ندارد.باید زود تصمیم بگیرد. خاتمی عزیز،میدانیم که سخت است برایت انتخاب راه مبارزه، اما به شما ازطرف خود واکثریت دانشجویان دهه هفتاد قول میدهیم که چنانچه تصمیم به مبارزه گرفتی بدان که ما دانشجویان سابق همراه با دانشجویان وجوانان نسل امروز تا اخرین قطره خون در راهت که همانا راه آزادی ودمکراسیست خواهیم ایستاد. این یک شعار نیست، ایستادگی وپایمردی مادر 18 تیر نمونه ای کوچک بود. حال این گوی واین میدان ...
Posted by: javonpir at September 30, 2008 05:59 AM
salam
man ye daneshjooye PhD too Canada hastam ke hamin emrooz jayezeye 5000 dolariye departmano be khatere behtarin GPA bordam, albate ta chan mahe pish ke too Iran boodam modir groohemoon hazer nabood ye name vase rah oftadane karam emza kone in shod ke hala injam va dar ayande be in mamlekat khedmat mikonam va bayad begam kheyli az bache haro mishnasam ke too in chan sale oomadan in var va inja kheyli beheshoon miresan ke bar nagardan.
sarneveshte man va doostam natijeye tarhe eslami kardane daneshgahas ke aghaye ahmadinejad too keshvar piyade kard, ma dige be darde iran nemikhordim.
Hala age khatami fekr mikone ke delesh vase Iran misooze biyad ta hade aghal NOKHBEHAYE in mamlekat az Iran naran.
Dorood bar tamame Iraniane Azade
Posted by: saman at September 30, 2008 05:14 AM
nokteh mohem ineh ke dar mamlekateh ma 2 gorooh adam hastand ke barayeh in semat talash mikonanad, afradi ke be donbaleh bahrehbardariyeh shakhsi/jenahi hastand va afradi ke faghat salaheh mamlekat ro dar nazar darand. va khatami sabet kardeh ke be donbaleh manafe shakhsi nist. khatami biyad, vali inbar shafaf tar,yani inkeh yek tarifi az ancheh ke gozashteh, ancheh ke hast, va ancheh mellat mitavanad azoo entezar dashteh bashand be mardom era'eh bedeh, va mardom ro tojih koneh ke na oon va na hich kaseh digari tavanaii anjameh mojeh ro nadarad va agar kasi chenin ede'a mikonad doroogh serf ast (mesleh tamamen anhaii ke goftand o nakardand). negaran nabasheh ke shayad lazemeh ba yek eddeh dast be yagheh sheh. agar barash bohran dorost mikonan jeloshoon seft o mohkam vayseh,az hagheh khodesh ke hagheh in mardomeh defa koneh. ama agar baz ham mikhad biyad o roodarbayesti koneh o ba razl ha o obash ha modeleh agha ha barkhord koneh, hamoon behtareh khodesh o ma ro zayeh nakoneh o omideh mardom ro zayeh nakoneh. mamlekat dariyeh ma mesleh yek ringeh boxeh, sabet shodeh ba ja khali dadan chizi hal nemisheh. va hamehyeh inha moyasar nist magar ba hemayateh mardom va in etefagh zamani moyoftad ke be mellat shafaf elam kard che tavaghoii mitavanand az rais jomhoor va dollat dashtheh bashand.
Posted by: bluesky at September 30, 2008 04:57 AM
salam aghaye nabavi.
man vaghean tahte tasyr vaghe shodam.
hamishe adat dashtam az shoma tanz bekhonam va bekhandam,amma inbar az neveshtaton gerye kardam.
vaghty satr satre namatoono mikhondam natonestam joloye boghzamo begyram,haghan va ensafan harfe dele mano va kasaniyo ke mishnasam zadid,nemigam harfe mellat zirake man mesle in ahmaghha dost nadaram az ghole kanike namayandashon nistam zer bezanam.amma dar morede khatami bayad yadavar shavam jenabe nabavi ke ishon harchand bazam daryn vanafsa shyad behtaryn gozine bashandammahargez nabayad faramosh konim keishanzamani ke mitavanestand kare chandani dar rastaye tahaghoghe ahdafe eslahat nakardand,eshan agar ba in hemayate 20milyony ke dashtand bayad nahayate estefadaro mikardand va mellato davat mikardand ta be sahne biyayand ta rahbare tamamiyat khaho majbor be pazireshe khaste mellat konand,bayad farakhan midadnd,darkhaste refdandoom jahate eslahe osole ghanone asasy mikardand,bayad betore mostaghym teye ke barnameye zendeye televiziyony ba mardom harf mizadand amma afsos ke ishon tarso bodand va tanha be setayeshe rahbar pardakhtand mage ma chymon az torkiyr ya malezi ya pakestan kamtare??
amma beharhal bazam in maradake ahmagh kary ba ma karde ke baz bayad daste niyaz besoye khatami deraz konim,amma be shoma begoyam in dafe agar amad va ghodrato bedast gereft dygar bayad karo yeksare konad va eslahate asasy va haghyghy konad na inke del khosh konim be yeksery azadihaye movaghty ke raftanesh dobare az beyn bere be nazare bande bayad sakhtare bimare ghodrat ba eslahe osole 110,57,4 va sayere osoli ke daryn asr digar bashar bar nemitabad darman konad.jenabe nabavi system bayad dorost shavad,shoma kojaye donya soragh daryd dar mamaleke moteraghy ke akhe baraftane ye nafar amadane nafare digar ta in had vazeyad taghyr konad,hame dar 4chobe system amal mikonand.
loft mikonid ke be emailam javab bedyd.
salamato pirooz bashyd.
mehdi kasy ke az jamee doset dashteo mikhonatet.
Posted by: mehdi at September 30, 2008 03:43 AM
salam bar ostad nabavi
avalan hesabi sharmandeh ke fonte farsi nadaram,moteasefaneh PCe khodam nist!i
avalan nveshteh be lahaze neveshtan ke harf nadaasht, yeki bud mese unke ruze bade 18 tir neveshti! ya un yeki ke dar morede foroo raftan tu lajan neveshte budi, yadet miad : " ...eenke adame nezami biad too daneshgaheto jor'at nadashteh bashi eteraaz koni!" miduni chera een jomlat eenghadr tu zehnam mundeh? chon man khodamo tush didam!mazasho cheshidam ke yani chi sherafate adam be gand keshideh mishe!! va un ruz jedan boghzam gereft! ama emruz na! emruz faghat yekam asabi shodam! azinke bozorg mardi mese to bayad az khatami bekhaad biad 2 entekhaabaat! malekian gofte aghaye khatami ensaane ba akhlaghie! june nanaye man to faghat be man begu chetor akhlaghie, cheto vejdanie ke gozasht hamin ahmad batebio dahanesh o servis koanan o sedaash dar naUmad?! migi nemi2nest?! migi olaviat ha baham fargh mikoneh? migi mohem eeneke ye keshvar ro adam nejaat bedeh ta ye adamo migam nokaretam, harfet dorost! ama posht bandesh az man nakhah beram jolo panjah tomani daad vase khaatami daad bezanam?! miduni chera? chon sherafatam be gnd keshide shodeh! va miduni cheotr? na eshteb nakon, ahmadi be gand nakeshidadesh! asan diktator ha hich vaght nemitunan eenkaro bokonan! age mitunestan hich vaght enghelaab e kooftie 57 bevooj nemiUmad! hamin mamad jaan be gand keshidesh! hamin mamad jaan...
kholase eenke agha ebi, ma ke 4keretim darbast, harchi ham begi ru cheshemune, ama kineE ke man az eena daram, unghad amighe ke hatta ghalame asheghe to ham nemi2ne!migi chi konam?i
Posted by: nashenaas at September 30, 2008 03:32 AM
سلام،
ایول داور، این نوشتت حرف نداشت. به امید خدا از خر شیطان پیاده می شه و اونوقت دوباره -اگه نه این بار حماسه - که نوشدارویی هر چند دیر به زخم کهنمون بزنیم، شاید اگه خودمون تباهم شده باشیم، فردای فردا رومون بشه جلو بچمون سرمونو بلند کنیم و بگیم یه روزی اگه به فلط کردن افتادیم جنمشو داشتیم سرمونو بلند کنیم و باز از سر خط بنویسیم.
Posted by: Kamran at September 30, 2008 03:08 AM
من خیلی دلم می خواد مملکتم سامون بگیره .. یاد 4 سال پیش به خیر که من به خاطر خاتمی به هر کسی می رفت خارج بد و بیراه می گفتم و معتقد بودم باید موند و ایران رو ساخت ... ایران داشت خوب ساخته می شد ..
الان هزاران کیلومتر دورتر از وطنم آرزو می کنم خاتمی برگرده و من باز هم بتونم نقش کوچکی در ساختن مجدد ایران داشته باشم ...
Posted by: Parisa at September 30, 2008 02:43 AM
ظاهرااین مطلب شما روزنامه کیهان رو هم تحت تاثیر قرار داده . حالا دیگر روزنامه کیهان شاکی است که شما به آقای خاتمی توهین کرده اید ! شما در این مطلب میخواهید بگویید که مردم ایران قدر نشناس بوده اند یا انتظار بیش از حد از دولت خاتمی داشته اند . حق با شماست ، ما حواسمان نبود که همسایه افغانستان و عراق و پاکستان و ترکیه هستیم . ما نمیدانستیم که در مهد اسلام یعنی عربستان زنها حتی اجازه راننده گی ندارند . اصلاحات هر چند به شکل آهسته و حلزونی یکی از معقول ترین راههای گذار به دمکراسی است . خوشحالم که حرفهای شما را روزنامه کیهان و مطمئنا حاکمان جمهوری اسلامی میخوانند ، چرا که حرفهای دل ما را به آنها میزنید ، گفتم ما منظورم ملت ایران نبود منظورم خودم بود جمع بستم که احساس تنهایی نکنم ( چشمک )
Posted by: کورش at September 30, 2008 02:41 AM
نه خاتمی نه ملا ....
Posted by: میهنیار at September 30, 2008 01:55 AM
با درود فراوان به استاد ارجمند اقای نبوی
بنظر من مشکل خاتمی عدم اعتماد به صحت انتخابات و صیانت از رای مردم است برای او جای شکی باقی نیست که انتخابات اتی ریاست جمهوری کاملا تشریفاتیست.
Posted by: Hosein at September 30, 2008 01:18 AM
سلام اقای نبوی
من خیلی هیجان زده میشم وقتی فکر میکنم میتونم باهات حرف بزنم... من همیشه مطالبتو میخونم و البته یه 2 ساعتی هم این مردیکه احمدی نژاد نفرین میکنم...مطالب جدی که مینویسی واقع بینانه تر از خیل مطالب داخلی البته بجز مطالب عباس عبدی،ما هم مثل شما بی صبرانه منتظر این سید هستیم...البته اگه خاتمی خاتمی باشه میاد...اگه این مردیکه بازم رییس جمهور بشه دیگه من داروهای ضد افسردگی رو شروع میکنم...اگه وقت بکنی حتما یه جواب برام بنویس..بعضی وقتها هم جدی بنویس خیلی کمک میکنه به ادم...کاش یه 500 نفر مثل تو داشتیم تو این مملکت
Posted by: ارمین at September 30, 2008 01:09 AM
Be nazare man ghatan khatami behtarin gozine dar sharaite feli irane vali bayad hamishe in noktaro bedoonim ke vabaste be ye ghahreman bodan va ye farde shoja boodan baraie in ke hameie moshkelato be daste oon hal konim hich vaght dar deraz modat javab nemide bayad hame baham komak konim vali dobare migam be nazare man ma melat bayad kami sabr kardan va vaghe binio tamrin konim va beddonim ke sharite iran faghat makhsoose bekhodeshe chon tarikho farhango melatesh ke in sharaito tashkil dadan makhsoose khodeshe pas vaghe bin boodan be man yeki ino mige ke khatami dar sharyate feli behtarin fard barie raie jomhor shodane
Posted by: arash at September 30, 2008 01:05 AM
سلام
زمانی که در روزنامه ی وزین جامعه قلم میزدید با شما آشنا شدم و اکنون پس از سالها همچنان نوع طنز پردازی ،طبع هنری و نگاه واقع بینانه شما را به سیاست و جامعه تحسین میکنم.
دولتی را که در این سالهای اخیر تجربه کردیم بار دیگر به ما خاطرنشان کرد سایه ی جهالت و نادانی میتواند تا بی نهایت سنگین و گسترده باشد.
در این سالها بیش از پیش به اهمیت آگاهی و ارتقای سطح دانش در بین اقشار جامعه پی بردم و این که ما چقدر نیاز به سرمایه گذاری فرهنگی در این مملکت داریم تا جامعه را از خویشتن خودآگاه سازیم.کاری که حاکمیت آگاهانه از آن اجتناب میکند و شاید آن را در سیکل معکوس می اندازد .
به هر حال هدف از نگارش این متن تشکر از حضرتعالی بود و اینکه برایتان آرزوی سلامتی و شادکامی کنم.
در هر صورت چه آقای خاتمی بیایند یا نه امیدوارم مجموعه ی اصلاح طلبان به یک اجماع و برنامه ی منطقی حول محور انتخابات و دولت آتی برسند و از تمامی قدرتشان برای پیروزی استفاده کنند.
Posted by: محسن at September 30, 2008 12:58 AM
ابراهیم جون سلام و تشکر که حرف دل خیلی هارو با طنز شیرین بیان کردی. ایده جمع کردن امضا هم عالیست . تردیدی در خدمات خاتمی نیست خصوصا امروز معیارهای بهتری در دست است برای مقایسه. من هم انتقاداتی دارم ولی منتقدان خاتمی باید واقع نگرتر باشند . در جاده کوهستانی با مدرنترین و پیشرفته ترین اتومبیل هم نمیتوانید با سرعت ساعتی دویست کیلومتر برانید و جوجه ای را که تازه سر از تخم در آورده باید مراقبت کرد که بال در بیاورد و فورا نگوئیم که اگر پرنده بود پرواز میکرد. امیدوارم این تجربه پرهزینه یادمان داده باشد که ناسپاس نباشیم و هرکسی که آمد و در مسیر صحیح بود ما هم ضمن درک موانع او بیشتر حمایتش کنیم که سرعت بگیرد. در شرایط فعلی خاتمی بهترین گزینه است. حتی مخالفانش باید امروز در برابر صداقت و راستگوئی او به ملت سر تعظیم فرود آورند و فراموش نکنیم که " در کجای جهان ایستاده ایم"
Posted by: علی at September 30, 2008 12:46 AM
جناب آقاي نبوي .من تاكنون به كسي راي نداده ام و مخالف اين رژيم از پايه و اساس هستم . حتي با آقاي خاتمي كه مربوط به همين رژيم است ولي خاتمي اگر هيچ كاري نكرد دو سال از زندگي خودم رو مديون ايشون هستم . حداقل در دوره ايشان طرح خريد سربازي آمد و من را دو سال به جلو راند و اين دو سال زندگي من دستخوش تغييرات ايده آلي شد و من به خاطر همين نه چيز ديگر چنانچه ايشان وارد رقابت شوندبه عنوان تشكر نه تنها طلسم شناسنامه خود را ميشكنم بلكه نظر صد نفر را كه موافق ايشان نيستند را جلب خواهم كرد كه راي خود را به نفع ايشان داخل صندوق بيندازند .
علي از نهاوند
Posted by: علي at September 30, 2008 12:45 AM
درود به شما. از نامه پر احساس شما متشکریم!(خودمو جمع بستم).یادمون نره علت پدیده احمدی نژاد عملکرد بسیارضعیف آقای خاتمی و همینطور مجلس همسوی ایشان در دوره دوم آقای خاتمی بود. ما انتخاب اولی های آن دوره و دانشجویان غربت نشین امروز خاتمی را انتخاب نکردیم که در آخرین دیدارش با دانشجویان تحدید به بیرون کردن از سالن را به آنها هدیه بدهد. آقای خاتمی روزی در برلین شخصا اقرار کرد که سیاست مدار خوبی نیست. من هنوزم برای ایشان احترام دارم ولی آقای خاتمی اگربیاید فقط تدارکاتچی آقای خامنه ای هست. کسی که در برابر این ظلم بایستد ایرانش را طلب است. اگر سید فاطمی باشد که خودش را در رده بزرگان تاریخ ما قرار خواهد داد.
Posted by: بابک at September 30, 2008 12:30 AM
SALAM ebrahim aziz, kheili douset daram va bet migam damet garm be khatere in nameye mahsharet! manam az iran oumadam biroun ama khunevadam ounjan vatanam ounjast,nemizarin in tahrimiyay khial baf ye bar dige keshvaremouno be daste in papatia bedan,bayad be fekr oun mardomi boud ke tou iran zendegi mikonan na kesayee ke to euroupa va amrika neshastan migan tarim mikonim!payame man be tahrimia ine! age mardin o paye tahrimetoun hastin biayn iran zendegi konin o tahrimkonin!age na be ghole farokhzad tou logatoun beshinin o mashroubetuno serve konin o saro sedaye ziadi ham nakonin
Posted by: IMAN at September 30, 2008 12:17 AM
Salam. too rooz matlabetoon o khoondam o delam nayoomad rooye chenin matne rahat o ba hali ye chiz o behetoon yaad avari nakonam, age momkene oon ghesmathaye bi tarbiatish o ye koochoolu kam konid, akhe in seyyede ma kheyli kheyli moaddabe va momkene behesh bar bokhore! ghorboone shoma
Posted by: Mohsen at September 30, 2008 12:09 AM
به هر کسی میگم که خاتمی بهترین انتخاب الآنه، میگه "مگه خاتمی چیکار کرد؟"
شاید تعدادی از مردم بدونن که اون چیکار کرد. ولی اکثریت مردم که معمولا قشر کم سواد هم هستن، می دونن؟
همیشه دلم می خواست که همچین نامه ای رو براش بنویسم. ولی کی به حرف من گوش میده؟ الآن خیلی خوشحالم که کسی مثل ابراهیم نبوی این کار رو کرده. امیدوارم که خاتمی این نامه رو از زبون مردم بخونه.
Posted by: آرش at September 29, 2008 11:56 PM
آقا سید نبوی خدا وکیلی خیلی نامردی فکرمیکنی ملت هالو هستن؟ فکر میکنی ممد چاخان یادشون رفته؟ سید بازی و آخوند بازی و ماچ و بوس وصلوات؟بعدشم من برم تو خیابون و کوچه تبلیغ برای سید فریبا؟ بعدش شب موقع خوابم تو خوابگاه حزب الله بیاد تو پرتم کنه از طبقه 6 تو خیابون تا قربونی زهرا بشم؟ حقا که آخوندی که فکر میکنی ملت انقدر گاگولن که باز آویزون ابای فریبا بشن
بیبینم چرا مردم رو به این بهانه بکشونی پای صندق؟ داداش این امامزاده کور میکنه که شفا نمیده. انتخاباتای مجلس رو نیگاه
یعنی ما باورت کنیم که محموتی یه بز گر بود که ییهو رم کرد رفت رو صندلی ریهست جمهور؟ آقا سید خنده دار تو طرف کدوم سیدی؟؟ سید محمد خاتمی یا سید مجتبی خامنه ای؟؟ 4 سال مجتبی میدون داره تو هم که القصه شدی ممد بوقیش
میدونم آپلود نمیشم اما گوسفند آخر میره تو سفره حاجی اما از یه سوراخ 2 بار گزیده نمیشه و حیف این 11 سال که خوندم حرفاتو. مدیون خیلیایی
Posted by: گوسپند at September 29, 2008 11:55 PM
باسلام خدمت اقای نبوی.
می خواستم بگم که ما تو این 3 سال واقاُ این مطلب را فهمیدیم که فرق هست بین اینکه خاتمی رئیس جمهور باشه یا احمدی نژاد.فهمیدیم که با اینکه میگن توی ایران سیستم مشکل داره و با عوض شدن رئیس جمهور فرقی نمکنه حرف درستی نیست.فهمیدیم که کسی مثل اقای خاتمی می تونه حتي گاهی اوقات روی این سیستم هم تاثیر بگذاره واون را به سمتی هدایت کنه که همه ارزویش را داریم .اما حالا پرسش من از شمااینه که ایا اقای خاتمی این قابلیت را داره که دوباره بازگردد ودست به اصلاحات بزند وگاهی اوقات در مقابل سیستم حاکم (با توجه به اینکه خود شما در جواب یکی از کامنتها نوشته بودید تنها مدیر سیاسی که در پنجاه سال گذشته توانسته است جلوی قتلهای سیاسی را بگیرد.)
بایستد؟
ممنون اگر پاسخ دهید.
Posted by: مهدی at September 29, 2008 11:46 PM
سید ما را به خندیدن عادت داده بودی اما این شب مانده به عید ما را بسیار گریاندی اجرت با جدت بنویس که گریه ما عهدی است با شرافتمندان
Posted by: مهدی at September 29, 2008 11:33 PM
doroud ! man 27 sale 2 dore be tore kamel az aghaye khatami defa kardam , axesho be sinam mizadam , ba hame dustan jam mishodim o barashun harf mizadam ba pedaram bahs mikardam o razish mikardam ke be khatami ray bede tuye har setadi ke baraye entekhabate khatami bud sari dashtam , amma dar payane sale 84 be shedat na omid budam az vazeeyate mamlekat , va hatta hazer nashodam doreye 84 dar entekhabat sherkat konam , va baraye inke ham az khejalate dustan va ham khodam dar biyam az mamlekat kharej shodam . MIKHAM BEGAM HARFE DELAM O ZADI CHON ALAN MIFAHMAM KE DIDE NASHODAN YA BEHTAR BEGAM TERORIST DUNESTAN MAN YANI CHI!! omidvaram aghaye khatami zudtar candid beshe ta kami khiyale ma rahat she va shab khabe bad nabinam . mamnun
Posted by: damoon at September 29, 2008 11:33 PM
Salam jenabe Nabavi,
Mitoonam begam ke neveshtehaye shoma ye joorayee jam bandiye afkare parishane khodam dar bareye entekhabate ayandeh bood va hade aghal man yeki ro be ye noghteye roushan resoond.
Rastesh neveshtatoon alareaghme inke baram gheremontazereh bood vali vaghean ali bood.
Man fekr mikonam are shoma dorost migid va alan behtarin gozineh khatamiye. Makhsoosan inke ageh bekhad az tajrobiyate gozashteh dars begire (yani hamamoon dars begirim).
Be har hal neveshteye shoma tasire ajibi rooye man dasht va omidvaram ke rooye taraf ham hamin tasiro bezare vo ye kari bokoneh.
Baratoon arezooye movafaghiyat mikonam.
Posted by: Amir at September 29, 2008 11:23 PM
ba name shoma kamelan moafegh hastam
Posted by: saeed at September 29, 2008 11:09 PM
سلام
خیلی جالب وقابل تحسینه که شما با این همه سابقه خوب هنری ومتاسفانه با کوله باری از درد ونامردی که برشما رواداشته شده برخلاف بسیار دیگر افرادی که غصه ای برای وطن ندارند هنوز وهمیشه درایام انتخابات چنین نوشته هایی که بیشتر حرف دل بسیاری ازهموطنان است را منتشر میکنید.
بااغلب صحبتهای شما موافقم .خاتمی بدرستی سربازیست که باید امروز خودرا فدای میهن کند ومیدان را به هیچ عنوان خالی نگذارد.
مطلب شما را برای اونایی که فیلترند توآدرس وبلاگم و بنام خودتان گذاشتم تابیشتر استفاده شود.
Posted by: سعیدمهدوی at September 29, 2008 11:08 PM
داور عزیز دوست داشتنی مهربون
با چشمانی اشک بار و لبهائی خندان بر تو درود می فرستم
خیلی وقت بود که دلم میخواست گریه کنم تا یه کم دلم خنک بشه
ولی چیز خاصی برای گریه کردن نبود چونکه به قول معروف
کارم از گریه گذشته است بدان میخندم
اما با خواندن این نامه ئ پرازاحساس انگاری که بغض دلم باز شد
وشاید باورنکنی که زار زار گریه کردم.نمی دونم که ایا اقای خاتمی
جواب نامه شما را می دهد یا نه اما دلم میخواهد فقط این نامه را
بخواند و من نیز اضافه میکنم که خاتمی جون من هم در دوران
اصلاحات خیلی بیشترازاینهاازتو توقع داشتم ولی حالاکه دوران بعد
از تو را هم دیدم میخواهم بگویم که من هم غلط کردم چون دوران
پس ا زاصلاحات فرصتی بود یا شاید بگویم دانشگاهی بود برای
اموزش تاریخ جامعه شنا سی و روانشناسی برای کسانی همچون
من که انتظارات مان سر به کره ماه میگذاشت.
خاتمی تو راست میگفتی و حق با تو بود.پس بیا و اگر شرط تو برای امدن
گفتن جمله من غلط کردم است صدها بار میگویم به سان داور عزیز که
بابا جون غلط کردمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
Posted by: doost at September 29, 2008 11:05 PM
البته که خاتمی گزینه خوبیه. اما من میخواهم بدونم بعد از سه سال و اندی زجر و حرص و فلاکت روز افزون این احزاب اصلاح طلب بعنی هنوز هم نمی خواهند با هم همراه بشند و کار و تموم کنند. یعنی ما بعد از اینهمه روزهای سخت هنوز هم باید نگران انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد باشیم و تنها گزینمون (به خاطر محبوبیت) محمد خاتمی باشه؟ خاتمی خوبه، اما من فکر می کنم ما باید دنبال کسی باشیم که حداقل هشت سال فرصت داشته باشه وگرنه دوباره چهار سال دیگه همین آش است و همین کاسه! پس کی اتحاد، مگر چقدر انگیزه لازمه که همه با هم متحد یشیم. اگه ما می گیم خاتمی بیاد چون شانس او برای انتخاب بیشتر است وخیالمون راحت تره، واقعا ممکنه احمدی نژاد دوباره انتخاب بشه؟!! در اون صورت من از مردم ایران هیچ شناختی ندارم.
Posted by: mohammadreza at September 29, 2008 10:36 PM
خیلی طولانی نوشتی... تازه میگی کاملش کنیم؟
تکراری و خسته کننده... میتونست توی سه تا پاراگراف تموم بشه.
Posted by: هادی at September 29, 2008 10:30 PM
درود جناب نبوی
در ابتدا باید عرض کنم که من از همان گروهی هستم که شما با تحقیر و حتی توهین ازشان به عنوان «تحریمی ها» نام می برید. در انتخابات خرداد 76 شرکت کردم و به خاتمی رای دادم و خود و دوستانم تلاش بسیاری کردیم که شانس بزرگ رئیس جمهور شدن آقای خاتمی را به دوستان و فامیل و مردم ناباور و نا امید بباورانیم. تا زمان واقعه کوی دانشگاه پای حمایتمان از اصلاح طلبان حکومتی بودیم و در این راه مثل شما هزینه های سنگینی را پرداخت کردیم از اخراج از دانشگاه گرفته تا جلای وطن.
تنها پس از کوی دانشگاه بود که به درستی دریافتیم خاتمی از ما و برای ما نیست بلکه حفظ نظام و بخصوص خلافت خامنه ای - حالا یا از روی مصلحت گرایی و یا اعتقاد قلبی - برایش اولویت اول است و او با خونسردی شاهد قلع و قمع امثال ما و امثال شما شد و دم بر نیاورد.
بله حق این است که ایشان کارهای مثبت فراوانی را, بخصوص در زمینه فرهنگی, آغاز کردند و یا به سر انجام رساندند و اگر قرار باشد در نمایش انتخاباتی بعدی رقابت بین آقای خاتمی و احمدی نژاد باشد من هم آرزو می کنم که آقای خاتمی انتصاب شود. ولی به شخصه نه حکومت ایران را مشروع می دانم و نه به سلامت انتخابات آن کوچکترین اعتمادی دارم و حاضر هم نیستم به هیچ قیمتی پا به سفارتخانه حکومت اسلامی در کشوری که در آن مقیم هستم بگذارم.
مشکل ایران امروز قانون اساسی آن است و وجود مقام غیر انتخابی و قدرتمندی به نام «ولی فقیه» که تمام حکومتگران از رئیس جمهور گرفته تا رئیس مجلس و نیروهای نظامی و قوه قضائیه در شروع کارشان رسما سوگند اعتقاد و التزام عملی به این قانون اساسی و این مقام مافوق را می خورند و شما این را خوب میدانید گرچه کمتر دیده ام به این محدوده ممنوعه پا بگذارید و جز در چند مورد تیغ تیز طنزتان را متوجه اصل بیماری نمی کنید که همین خامنه ای و این قانون اساسی تئوکراتیک باشد.
اگر خاتمی هم بیاید این رهبر و این ذوب شدگانش باقی هستند و این هم که بمیرد یکی بدتر خواهد آمد شاید یکی مانند مصباح. بنابراین میهن پرست واقعی آن است که با شجاعت قصد درمان بیماری از بنیاد را داشته باشد وگرنه به فرض که خاتمی بیاید و رئیس جمهور هم بشود: هرچه او ببافد یکی مثل احمدی نژاد خواهد آمد و پنبه خواهد نمود چون جای اعمال سلیقه شخصی بی چون و چرا برای تمامیت خواهی های خامنه ای در قانون اساسی باز است.
Posted by: شبیر at September 29, 2008 10:25 PM
نبوی جان عالی بود ولی عزیزم حاکمان دیگه تصمیمشون رو برای حکومت دائمی گرفتن حتی اگه خاتمی بیاد .
ببینم اگه خاتمی رئیس جمهور باشه و مجبورش کنند که احمدی نژاد مثلا وزیر امور خارجه اش و کردان وزیر کشورش و .... باشند به نظر تو خاتمی باید چه کار کنه ؟؟؟
اگر قبول کنه که وضع به همین منوال فعلی پیش می ره و اگر هم قبول نکنه که باز همون گرفتاری های دوران خاتمیه و بلکه بدتر!!!!
دلم نمیاد که این کلمات رو تایپ کنم ولی به یقین رسیده ام که باید برای همیشه از ایران عزیزمون خداحافظی کنیم .
Posted by: رضا از آلمان at September 29, 2008 10:22 PM
az ghadim pedaram behem nasihat mikard :
"pesaram,to zendegit hichvaght gonjeshk roozi nabash,...hadafaye bozorg dashte bash"
yadame to ye filmi Akbar Abdi ke naghshe ye paseban ro dasht az bachash porsid bache joon bozorg ke shodi mikhai chikare beshi,..bache gof mikham bozorg ke shudam paseban besham,...Akbar Abdi javab dad " bache joon man mikhastam timsar besham,shodam paseboon,..vai be hale to ke mikhai paseban beshi,..dige malom nis ke chi mishi"
Aghaye nabavi,seyed,...be ghole lahne khudet to in name,..joone harchi marde,eltemas nakon,Gonjeshk roozi nabash!!!...baba massabeto shokr,toro be hamin salaike to iran ya to ghorbat in akhonda azamon dozdidan,eltemas nakon,..bikhial sho eltemaso,...20 million bara seyed rai dadaim,...baba bas nist?..bekhuda 10 millionesho be khudet bedan ziro ro mikoni hame chio,....to zendon rafti?man naraftam,...ama vasate khiabon to tehron kotak ke khordam,...to mehmoni shalagh ke khurdam!...tahghir ke shudam,bekhatere dashtane doost dokhtar tahdid be ekhraj az daneshgah to sale akhar ke shudam!!!..darbedar ke shudam....joone ebi eltemas nakon heife toe va heife amsale toe,..ato daste hossein shariate kayhan nade,..chera migi goh khurdam?....ki mige goh khordi?...goh kasi khurde ke ye melato asir karde na mano to!!!..paye harfe
hagh vaisa,...be khoda halamo bad tori gerefti
ma ye KOCHOLOYE BALO PAR SHEKASTE nemikhaim seyed,..age khatami mikhad biad,khob biad,...ama kamaro seft kone ya alio bege,...mardo mardoone bedone eltemas,..BEDOONE GOH KHORDAN,mam besh rai midim,pash vaimistim...agaram nemitone,...nemiad ke nayad ....
im sorry i dont have farsi fonts,..hope its not
too hard to read it like this,...ezat ziad
man ba nazare yeki az doostan movafegham,..che bekhaim che nakhaim..che shoar bedim che nadim,.ma ye khuda biamorzi be shah bedehkarim,...
Posted by: bara at September 29, 2008 10:20 PM
سلام جناب آقای نبوی عزیز
تو ابن چند سالی که مطالب شما رو میخونم، این مطلبتون جزی طنز هاتون بود که اشک واقعیمو دراورد. من هم مثل شما و هزاران ایرانی دیگه به خاطرهمون مسایلی که همه مون میدونیم آواره ام. من حتا بعضی مواقع نمی تونم جواب سوالات خانومم(ایشون ایرنی نیستن) رو بدم!آخه ابن احمق ها کارهایی انجام دادن که با هیچ عقل و منطقی جور در نم آد. در هر حال....
راستش من هم واقعا آقای خاتمی رو دوست دارم ولی شک دارم که این کثافت ها بزارن با وجود آقای خاتمی هم آب خوشی از گلومون پایین بره.واقعا موندم باید چه تصمیمی بگیرم!...
Posted by: حامد at September 29, 2008 09:32 PM
سلام برهمگی دوستان
می خواستم از دوست عزیز آقای نبوی تشکر کنم چون با نامه ای که نوشته در دل من روزنه ای از امید را روشن کرد.امیدوارم که این نوشته ها نتیجه ی خوبی داشته باشه.این حرفها من را کمی امیدوار کرد.
در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
Posted by: دوست دار ایران at September 29, 2008 09:17 PM
ba salam va khaste nabashed aghee nabavi aziz
tamana mikonam bar een esrarat esrar kon man ra ham ba khod bdan mamnoon borzou az canada
Posted by: borzou ibrahimi at September 29, 2008 08:48 PM
بر خلاف اين چند هفته مطلب رو کامل خوندم!
من با گزينه خاتمی موافقم! ولی بايد به خاتمی هم حق داد! با اين حزب جديدی که پا گرفته و مثل اختاپوس در تمام ارکان اين مملکت اعم از سیاسی و اقتصادی و نظامی دستی انداخته,باید هم دودل باشه! حال اگر آمدوشد رييس جمهور اون وقت با اين اراذل افتاده به جان ايران که بسیار هم قدرتمند هستند و خودشون رو قايم هم نمی کنند(تو گوشت عربده میکشن)چيکار می خواد بکنه!
اين مردم ديگه قابل اتکا نيستند. می خوای بشناسیشون به فيلمهای گشت ارشاد نگاه کن!!!!وایمیستن نگاه میکنن همین!!!!! نمیشه! اين مردم گوشه خونه رو به حقوق شهروندی ترجیح میدن! بذار رک بگم شده ماجرای حاکم و گزمه ها و عبور از دروازه!!!! نمی دونم شاید من خیلی نا امید شدم!
Posted by: Pirooz at September 29, 2008 08:41 PM
Jenabe aghaye Nabavi aziz salam
salhast ke motune zibaye shoma ro mikhunam va vaghan lezat mibaram ishalla be aberuye hazrate zahra harchi mikhaid khoda behetun bede va hamintur ishalla ba lotfe khoda va komak shoma va hamdeliye mardom dobare jenabe aghaye khatami tashrif biyaran va keshvare azizemun ro az in vaze asafnak nejat bedan.shoma az jomle sarmaye haye iran hastin ke vaghan vojudeshun kheili kheili ghanimate ghadr khodetun ro kheili bedunid. be omide ruzi ke jenab aghaye khatami dobare tashrif biyaran va irane azizemun ro ba ghodumeshun atr agin konan. kheili azatun sepasgozari mikonam .
movafagho moayado mansour bashid.
Ali
Posted by: Ali at September 29, 2008 08:22 PM
نامه غم انگيز و خنده داری بود . هر چی بود حرف دل من بود . بهتر از اين نمی شد. دستتوت درد نکنه
Posted by: Jila at September 29, 2008 08:17 PM
برای خاتمی عزیز که امیدوارم بییاد
دل به تو بستم کاشکي بفهمي ... ديونه ات هستم کاشکي بفهمي ...
دلتنگي هامو کاشکي بفهمي ... بغض صدامو کاشکي بفهمي ...
کاشکي بفهمي ...
دارم ميميرم از غم دوري تو بي خيالي غرق غروري ... حالم عجيبه دلشوره دارم...
کاشکي بدوني چه بيقرارم ... چه بيقرارم ...
کاشکي بفهمي ... کاشکي بدوني ... کاشکي تو دردام پيشم بموني ...
چشماتو هر شب تو خواب مي بينم ... چشم انتظارت تاکي بشينم ؟؟
کي تو نگاهم عشقو مي خوني ؟؟ منو به چشمات کي مي رسوني ؟؟
کاشکي بفهمي من تورو مي خوام...تويي عزيزم تمام دنيا ...
دارم ميميرم از غم دوري تو بي خيالي غرق غروري ... حالم عجيبه دلشوره دارم...
Posted by: رضا at September 29, 2008 08:08 PM
اگر لاجوردی شهید راه آزادیست ، دیکتاتور اسبق ایران هم بهترین گزینه است.
اولا لاجوردی شهید راه آزادی نیست
ثانیا خاتمی دیکتاتور اسبق ایران نیست
ثالثا، ایشون 1237 تا کار خوب کرده و در مقابل 157 تا کار بد، یکی شو شما اشتباهی گفتی
خاتمی نه تنها دیکتاتور نیست، بلکه دموکرات ترین آدمی است که در طول پنجاه سال گذشته در تاریخ آسیا و طی صد سال گذشته در تاریخ ایران وجود داشته
ارادتمند
ابراهیم نبوی
Posted by: Reza Moosh at September 29, 2008 07:56 PM
آقای ابراهیم نبوی امروز در سایت روز دات کام مطلب شما را خواندم. خیلی ساده و لری نوشتی منهم ساده و لری می نویسم. خیلی ها عقیده دارند که من شاه پرست هستم. اشتباه است. من همیشه خواسته ام عدالت در مورد همه اجرا بشه. چه شاه چه خمینی و چه دیگران یک بارهم دلم میخواد در مورد محمدرضاشاه بنویسی. چرا این عجز و لابه هایی که به خاتمی می کنی که به جایی هم نمیرسه، به رضاپهلوی نمی کنی که اونهم به جایی نمیرسه؟ زمان شاه را که یادت هست؟ کدام یک از این خواسته هایی که مطرح کردی مشکل تو بود که الان حسرتش را می کشی و از خاتمی میخوای که بیاد برات فراهم کنه؟ اصلا جاش بود که از شاه بخواهی؛ که همون اوضاع سابق را بر قرار کنه؟ به خاتمی میگی الف نون آبروی مملکت را برده، خاتمی بیاد آبرو را برگردونه. جون همون عدالتت یک مقایسه ای بین آبروی مملکت زمان شاه و زمان خاتمی بکن. هردو رژیم دیکتاتوری بودن و زندانی سیاسی داشتن. زندانی سیاسی زمان شاه را با زندانی سیاسی زمان خاتمی مقایسه بکن. حالا که مقایسه بین دیکتاتوری هاست دلت نمیخواست که زندانی سیاسی زمان شاه باشی؟ اگه از شاه تقاضا میکردی اوضاعی فراهم کنه که دختر و پسر بتونن آزادانه دست همدیگه رو بگیرند .. خنده ات گرفت؟ نوشته ای "چه جوری بهت باید قول بدیم که بچه های خوبی هستیم و بخدا بهت کمک می کنیم که مملکت رو اداره کنی، بهت کمک می کنیم و بیخودی هم هر روز تند نمی ریم که اذیتت کنیم. همراه ات هستیم و دل مون لک زده که مثل آدم زندگی کنیم. ما از بی احترامی خسته شدیم. ما از اینکه هر روز بشنویم یکی دیگه از بهترین بچه های این مملکت رفت فرنگ و دیگه نمی آد خسته شدیم. ما از اینکه هر روز دروغ بشنویم خسته شدیم، ما از اینکه هر روز ببینیم یک وزیر بی عرضه می ره کنار یکی بی عرضه تر می آد جاش خسته شدیم. ما از اینکه قیمت ها مثل موشک می ره بالا و در عوض موشک ها سقوط می کنه خسته شدیم. ما از خالی بندی ها خسته شدیم. ببین! چرا نمی فهمی!؟ چرا نمی تونی بدبختی ما رو درک کنی! ما از این وضع خسته شدیم. باید چی کار کنیم؟" ابراهیم جان اینها رو باید از رضا پهلوی بخوای نه از خاتمی. هر دو نمی تونن برات فراهم کنند اما از رضا پهلوی خواستن باز قابل فهمه چون زمان پدرش اوضاع خیلی بهتر از زمان خاتمی بود. در ایران امروز دیگه خاتمی شلوار خودشو هم نمیتونه بالا بکشه. خیلی تقاضاهای دیگه که از خاتمی داری رو دوباره بخون و شاه را مقابل خودت مجسم کن که داری این تقاضاها رو مطرح می کنی. اصلا چیزی برای تقاضا کردن باقی می موند؟ اصلا نیازی بود که این همه عجز و لابه به شاه بکنی؟ اینها که نوشتی و آرزو داری خاتمی برقرار کنه زمان اون خدابیامرز مثل سوار شدن به تاکسی و اتوبوس در دسترس و فراهم و فراوان بود، از آبرو بگیر تا راحتی در زندان و رفتار مثل آدم. توی یوتوب همین دادگاه گلسرخی را نگاه کن. چقدر این گلسرخی مهمل می بافه و چقدر ما فکر می کردیم حالیشه و دادگاه چه احترامی در موردش داره. حالا که دیکتاتور را تحسین می کنی خوب یک دیکتاتور کلاس دار را تحسین کن چرا این آخوند پیزوری؟ راستی این چه حکمتیه که عجز و لابه به آخوند عمامه به سری که نقش بزرگی در افتضاح امروز داشت افتخار داره و اینهمه کامنت تحسین آمیز می گیری اما یک کلمه.. یک کلمه از اون خدا بیامرز دیکتاتور که این همه به این مملکت خدمت کرد حرف مثبت بزنی خود فروخته و بی غیرت خطاب می شی؟ فقط یک نگاه به نوشته ات بکن و اینها را خطاب به محمدرضاشاه قرائت کن. ببین چی به سر خودمون آوردیم. اگر زمان شاه این نوشته را به تو نشان میدادند که سی سال دیگه چنین عاقبتی داری و چنین عجز و لابه ای به این آخوند می کنی آیا اصلا طرف تظاهرات توی خیابون می رفتی؟ من این نوشته را در وبلاگم هم به آدرس زیر خواهم زد؛ http://mohsenkordi.blogspot.com/
دوست عزیز
مشکل شد سه تا، اولا ممکنه خاتمی رئیس جمهور بشه ولی ممکن نیست رضا پهلوی رئیس جمهور بشه
ثانیا از نظر من خاتمی دیکتاتور نیست
ثالثا من می تونم احتمالا وضع رو به سه سال قبل برگردونم ولی نمی تونم به سی سال قبل برگردونم
البته این یکی رو هم نمی تونم
ضمنا در مورد رضا پهلوی، شما ایشون رو راضی بکن بره ایران و حکومت رو به دست بگیره، منم قول می دم ازش حمایت کنم.
ارادتمند
ابراهیم نبوی
Posted by: محسن کردی at September 29, 2008 07:53 PM
سلام عمو ابراهیم
دمت گرم انقدر بنویس تا این سید رو از خواب بیدارش کنی
درست گفتی ما پشت سرتیم چون تو تنها نیستی عزت زیاد
Posted by: مارمولک at September 29, 2008 07:49 PM
با سلام...آقای نبوی، آخوند به خدا آخوند است...همین آقای خاتمی با سکوتش همدست آمران قتل و عام سال 1367 است، 1/100جسارت آقای منتطری را هم ندارد، شما چاکر یک آخوند نشین! خاتمی اندیشه اش ار خمینی بهتر نیست...حرف های خمینی در پاریس مترقی تر از حرف های خاتمی است..با این وجود آن همه جنایت کرد. دست از سر کل مردم ایران شما دیگر بردارید.
.........
من اصلا مثل شما فکر نمی کنم. به همین دلیل هم با همین لحن دوستانه یا خیلی نزدیک تر از دوستانه نامه را نوشتم.
خاتمی تنها مدیر سیاسی عالی رتبه کشور است که در پنجاه سال گذشته شهامت جلوگیری از قتل های سیاسی را داشته است، ضمنا خاتمی بر خلاف آیت الله خمینی نه فقط در موضع ضعف بلکه در موضع قدرت نیز حامی دموکراسی بود.
س. ا. نبوی
Posted by: اکبر تربتی زاده at September 29, 2008 07:28 PM
به قول علیرضا رضایی
در حال حاضر احتمال تقلب در انتخابات صد درصد است اگر نوری بیاید میشود صد در هزار و چون در هر دو صورت نوری رئیس جمهور نمیشود لذا چرا بیخود زور اضافه بزنیم چهره نظام را بیشتر مخدوش کنیم ؟!
اگر نوری رئیس جمهور بشود آنوقت یک عده هم میروند مجلس را میگیرند همه چیز دوباره می افتد دست اصلاح طلبها ولی چون تجربه نشان داده که ما در این شرایط رودل میکنیم و هر دو جا را پس میدهیم به خودشان لذا بعدش وضع میشود همینی که الآن هست ! خب چه کاریه وضع الآن همانی است که قرار است بعداً بشود اینکه اینهمه دنگ و فنگ نمیخواهد !
(جای عبدالله نوری بذارید خاتمی ! )
اگر می شد جای خاتمی عبدالله نوری را گذاشت که دیگر مرض نداشتیم این همه خودمان را جرواجر کنیم، خاتمی تافته جدا بافته است، وگرنه منم مثل خیلی از دوستان به آرنجم هم نبود، نه بدنامی دفاع از کسی رو می خریدم، نه سرم رو بخاطر جوجوهای الکی تحریمی درد می آوردم، همه چی حل بود.
مخلص ابراهیم نبوی
Posted by: حسام at September 29, 2008 07:24 PM
دست مریزاد....
منم دلم برای اون موقع ها خیلی تنگه، کاش آفای خاتمی زودتر تکلیف را روشن کند.
Posted by: حمید at September 29, 2008 07:19 PM
Aghaye Nabavi Aziz:
Ahsan bar moharate shoma dar tanz nevisi. Be oon dooste na-aghah ke neveshte shoma ro "mozakhraf" namide beghid ke yek karikatorist bayad aazaye badan ro beshekl mobalegh-amiz taghier bedeh ke esmesh ro karitator beghozarand. hamintor yek tanz nevis bayad in moharat ro dashte bashe ke az sabk-haye mokhtalifi baraye bayane harfash estefade kone.
Amma dar morede aghaye khtami: be nazare man aghaye khatami dare kare dorosti ro mikone ke dar inkar taammol mikone.har chand age dir ham beshe. aslan niamadan behtar az amade nimbandi ast ke monjar be moshti vazir va moavene tahmili beshe. Aknoon hame midanim ke dar dore ghabli riasate eishan tamame tasmimhaye asli ba kasane dighari bood ke besyari az oonha hanooz ham hastand. Ba arezooye Irani azad va democratic va be-door az tahmile har ghoone mazhabi bar mardom.
Eradatmand-e shoma
Posted by: Fred at September 29, 2008 07:19 PM
100 درصد که نه بلکه 200 درصد، 300 درصد و حتی 1000 درصد موافقم با این مطلب شما!
گل گفتییییییییییییییی شما!
Posted by: حلزون at September 29, 2008 07:12 PM
Man asheghe khatamiam.vali ba nazare sanaz mobvafegham. be nazaram agar in ghalibafe beshe president kheili behtar mitoone kar kone ta khatami. baba khatami be darde nahayatan vezarate farhang mikhopre ke karesham mitoone khoob anjam bede.khodamam ghati kardam ke kodoom behtaran. be nazaram bayad khatamio ghalibf gorooheshoon ba ham etelaf konan.injoori behtare.YE TIPA HAM BEZANAN DARE BASANE OON KARROBIE ....... bye
Posted by: ,Usa,Alireza at September 29, 2008 07:12 PM
آقای نبوی چرااين مطلب خود را در بالاترين نگذاشته ايد?
دليلش اين نيست که در بالاترين هر کس بايد لااقل يک آيدی و هويت داشته باشد؟
من وقتی در زمان احمدی نژاد، شما را به زندان بردند، و شما نوشتيد: ما تند روی کرديم و به ملاقات کيهان و حسين شريعتمداری رفتيد، دانستيم که تمامش تقصير رفسنجانی است.
شما خودشو ناراحت نکن. همانطور که شاعر بزرگ فرموده است، به توپچی يک عمر حقوق ميدهند که موقعش توپ را در کند، شما در کن ولی ديگه فايده ای ندارد.
همانطور که تا حالا ديدی هر وقت در مورد کانديداتوری خاتمی نوشتی، مطلبت در بالاترين، پائينترين بوده است.
Posted by: اشکان at September 29, 2008 07:07 PM
اه! اه! اصلا" بهت نمیومد اینقدر بدبخت باشی!
چقدر خودتو ذلیل کردی! البته خدایش حق داری در اثبات بدبختی ما همین بس که اگر خاتمی بیاد باز باید پا رو دل صاب مرده مون بزاریمو بریم به این "حاج آخوند سید" رای بدیم. به خدا خیلی بدبختم بابا ما کجا کوروش و داریوش کجا؟! من که از خودم خجالت می کشم شما رو نمیدونم
Posted by: Bijan at September 29, 2008 07:01 PM
سلام...
نامه تون واقعا قشنگ بود...
حرف دل همه ی ماست...چرا تنها...؟؟؟
از اون قشنگ تر نظر ها بود که مشخص شد همه با شما موافقن و تنها نیستین...
ممنونم...
امیدوارم خاتمی بیاد...
امیدوارم تاثیر داشته باشه...
Posted by: Bita at September 29, 2008 07:01 PM
سلام بر ایران و ایرانی -------دوست عزیز من؛ هموطن هم درد--------در تحلیل هام همیشه به این میرسم که چه خوب بود که ایرانی ها مرده پرست نبودند ؛ در حرکتهای سیاسی شخص محور نبودند؛ احساساتی نبودند ؛ آرمانگرای مطلق نبودن-------------در تکمیل نظرات و قلم معجزه گونه ات: امیدوارم این سنت مرده پرستی این بار در مورد خاتمی صدق نکند و همه ایرانی ها از تمامی ثانیه های عمر خاتمی بهره مند شوند --- امیدوارم بجای بزرگ کردن یک شخص مانند خاتمی حرکتهای سیاسی نظام مند در کنار این افراد شکل بگیرد؛ مانند کاری که شیخ خائن به اصلاحات انجام داد ------ امیدوارم که مردم ایران کمی بیشتر عقل گرا باشند تا احساساتی ---- و امیدوارم که مردم ایران بیشتر واقع گرا باشند تا آرمانگرا---------ای سراسر همه عشق وطن ؛ دوست من ؛ الان میدانم که چرا شاه مرحوم در زمان ترک ایران گریست؛ ای کاش روزی بدانم که چرا خاتمی در روز ثبت نام دومین دوره ریاست جمهوری اش نیز گریست ؛ آیا واقعا ما از همه رویدادهای پشت پرده سیاست ایران و جهان آگاهیم------- برادر کوچکت
Posted by: بهار میاد at September 29, 2008 07:00 PM
agha namat kheili bahal bod manam to mat jam kono namaro beferest bara taraf.khoda negahetoon dare
Posted by: hamed at September 29, 2008 06:55 PM
bazam ghahreman parvari?!!!!!!!!
kei mikhaim bozorg beshim, kei mikhaim befahmim ke ba yek nafar nemishe taghir ijad kard, kolle system kharabe!
IRAN vaghti dorost mishe ke hokoomatesh, jomhoorie ESLAMI nabashe, hokoomate secular faghat mitoone be mardom javabgoo bashe.
nabavi e aziz, ghorbat, sar afkandegi,... be hamamoon feshar avorde, vali joone har ki doost dari bar nagard sare khoone aval ... mikhai bargardi ham khodet tanhaee bargard, ye mellato donbale khodet rah nandaz. bezar BOZORG shim!
دوست عزیز
مشکل از نظر من جمهوری اسلامی نیست، طبیعی است که اگر من فکر می کردم جمهوری اسلامی باید نابود بشه، کسی رو دعوت به دادن رای نمی کردم، و اسلحه دستم می گرفتم و با حکومت می جنگیدم، به نظر من شما باید برید و با رژیم بجنگید و نابودش کنید و به ما خبر بدید که پیروز شدید تا ما هم بیاییم و زندگی کنیم. من طرفدار جنگ و براندازی نیستم
Posted by: SAM at September 29, 2008 06:42 PM
سلام،
آقای نبویای کاش خاتمی یه کم شهامت احمدی نژاد رو داشت. ببینید احمدی نژاد چه طوری از مشایی دفاع کرد. همه گفتن اونو بر کنار کن اما گوش نکرد حتا مراجع تقلید.
من از شما میپرسام خاتمی چه کار کرد وقتی:
۱- حجاریان رو ترور کردن
۲- بچههای مردم رو تو دانشگاه زدن
۳- آقای مهاجرانی رو تو نماز جمعه زدن
آقای نبوی من بازم میخوام به خاتمی بگم بیاد اما کی مردم میخوان رفتارشون رو عوض کنن. بعضی موقعها میگم بذار دوباره این احمدی نژاد بیاد تا مردم ما یه کم به تصمیمهای که میگیرن فکر کنن. تا کی میخوان ....
دوست خوب من
این حرف هایی که می زنید همه اش نامربوطه، یعنی هر کدوم یه سازی می زنه
مثلا شجاعت دفاع احمدی نژاد از آقای مشائی رو مثال آوردین، اصولا از نظر من نه دفاع از آدمی که ممکنه پرت و پلا بگه خیلی کار شجاعانه ای هست و نه اصولا شجاعت معیار من برای انتخاب هست. من مطمئنم که احمدی نژاد شجاع تر از خاتمی است، ولی ما نیاز به آدم شجاع نداریم، نیاز به آدم عاقل داریم
از طرف دیگه حرف شما درست نیست، آقای احمدی نژاد هرگز از کسانی که حق دارند دفاع نکرده، بلکه از کسانی که عضو خانواده اش هستند دفاع کرده، اگر این معیار باشه می رم به اصل پدرخوانده( دون کورلئونه ) رای می دم که از همه بهتره
اما بعد، ببین رفیق، شما چی می گی؟ اونی که کتک خورده منم، اونی که انگشتش شکسته مهاجرانی یه، اونی که زندون رفته عبدالله نوری یه، اینا می گن به خاتمی رای بدیم، شما از طرف اونها می گی به خاتمی رای ندین؟
خاتمی برای زندانی ها و مطبوعات هر کاری تونست کرد. به همین دلیل هم مطبوعات در دوران خاتمی داشتیم. من ترجیح می دم در دوران خاتمی دو ماه برم زندان و سه سال مطلب بنویسم، تا در دوره احمدی نژاد از فرط ناامیدی نه زندان برم، نه یک کلمه بنویسم، آخرش هم بشم تریاکی و بیفتم گوشه خونه
ارادتمند
ابراهیم نبوی
Posted by: Hossein at September 29, 2008 06:30 PM
man kheyli khoshhalam ke ahmadinejad rayis jomhoor shod
chon mardome ma ta vaghti yeki nemiyoomad va bekeshoon nemigoft ke badbakhti chie, ke nadashtane azadi chie, ke edam shodane bishtar az 1000 nafar yani fajee, fek mikardan ke chon zana roosari sareshoone o pesara momkene too kooh beheshoon gir bedan bozorgtarin moshkele donyas
alan hame mifahman ke ma che chizayi too doreye khatami dashtim
che azadiyayi dashtim
che zendegie rahati dashtim
khoone kharidan mese roya nabood mogheye biroon raftan vase inke lak roo angoshte adame tane adam nabayad mese bid milarzid
vaghean khoda ahmadinejado omr bede ke oomad va be mardom neshoon dad ke khatami agar hich kari bara mardom nakard
engahdar beheshoon azadi dad va rooshoono ziad kard ke betoonan bian dad bezanan began mokhalefan
began ke moshkel darano razi nistan
age alan mardom sedashoon dar nemiad chon dige na nadaran hame too khafaa ye khodeshoon ghor ghor mikonan
man nemidoonam age aghaye khatami in neveshteharo bekhoone shayad nazaresh avaz beshe
shayad befahme ke masalan mani ke doreye entekhabate ishoon faghat 14 salam bood amma az goroohe jasbi kotak khordam chon vase khatami tabligh kardam
befahme ke mardom hanooz poshtesh hastan hanooz doosesh daran behesh etminan daran va behesh ehtiaj daran
aghaye khatami khahesh mikonam ke yebare dige be mardom in chance o bedin ke ghadretoono bedoonan
Posted by: M at September 29, 2008 06:14 PM
گل گفتي. خاتمي نه تنها براي ايران لازمه بلکه به کار آمدنش براي امنيت منطقه و امنيت جهاني ضروري است. خسته شديم از بس که سايه جنگ بالا سرمون بوده... خسته شديم از بس هر خارجي به ما رسيد خيال کرد ما سخنگوي احمدي نژاديم... نامه خوبيه اميدوارم که براش بفرستين.
Posted by: Mahsa at September 29, 2008 06:08 PM
دمت گرم حاج ابي كارت مثه هميشه 20 بود
سيد شايد ازت زياد ضد حال خورده باشيم شايدم توقعمون زياد بود
هر چي بود ديگه نميزدن تو سرمون چرا موت بالاست
چرا كتاب نيچه داري
چرا دمكراسيو دوس داري
بيا تا حداقل تو اين لجن نميريم بشين فيلم van vailder رو ببين آخرش هنديه راست ميگه حداقل آبرو مند برو
بزار ما هم آبرومند بريم
Posted by: fARImaN at September 29, 2008 05:50 PM
آق نبوی خوب اومدی!!!!
اصلا غمم گرفت.وقتی میشمنم پای این شیشه جادویی و دوباره یادم میاد که کیم و کجام!؟!یادم میاد که چند روزه که با خیال راحت نیومدم تو خیابون!!یادم میاد که چند ساله که کسی آدم حسابم نکرده!!!چند ساله که وقتی تو سایتا کامنت میزارم میترسم یکی متلک بم بپرونه که ایران چطوره؟!محمود چطوره؟!
چند ساله که حراست دانشگاه پاهاشو میندازه رو میز جلوی در و بهم پوزخند میزنه!!!چند ساله که واسه یه ساندویچ خوردن اول باید کل جیبامو خالی کنم، تازه بعدش به 50 نفر توضیح بدی که اومدی شام بخوری نه کار دیگه!!!
یه روز باید دنبال یاهو بدویی که اسم کشورتو برگردونه، فرداش دنبال گوگل که خلیجمونو نده به عربا!!!
خسته ام آق نبوی!!انگار نه انگار که 23 سالمه!!حس میکنم 40 سالمه.
باز خوبه سید نامتو میخونه!!هر چی بود گفتی اما حرفات یادت نره!امثال من زیاده که دلشون به همین نامه ها گرمه!
Posted by: آرآر at September 29, 2008 05:48 PM
با سلام سيد عزيز سال 76 به خاتمي راي ندادم به دليلي مانند دلايل بعضي از دوستان كه خاتمي كاري از دستش بر نمي آد (البته دوستان بعد از 11 سالي كه از آن دوران گذشته اين دليل را مي آورند ولي من قبل از انتخاب شدن خاتمي)به همين به ديگري راي دادم و لازم به ذكر است كه خيلي تلاش كردم كه دوستان , نزديكان وفاميلم را هم راضي كنم كه نه به خاتمي راي بدن نه به ناطق نه به نفر سوم بلكه نفر چهارم و انتخاب كنند* ولي نشد كه نشد حتي خانمم هم راضي نشد و به خاتمي راي داد . چند صباحي گذشت تا من به خردجمع ايمان بياورم كه آره دمكراسي (كه حضور پاي صندوق راي الف الفباي آن است نه قهر با صندوق)آنهم با بودن حداكثري ارا اشتباه نمي كند بنابراين در دور دوم جايگزين آراي ريخته خاتمي شدم تا مجموع آرايش بيشتر از دور اول باشد در صورتي كه در دور دوم آرا كمتر احساسي بود و بسياري كه در بار اول راي داده بودند در دور دوم حضور نداشتند. و اما اين بار سيد ابراهيم جان باز هم اينگونه بنويس كه اشكم را در آوردي و درد دل من و خيلي ها را گفتي و باز هم بنويس و بنويسيم بگو و همه بگوييم آخرين نامه ات نباشد وآخرين كامنت هاي ما نباشد كه شايد سيد محمد بياييد و اين بار هم با احساس هم با عقل و هم بدون زياده خواهي او را بگونه اي انتخاب كنيم كه اگر1000 صندوق را باطل كردند يا سيد محمد ساعتي را خوابيد هم نتوانند راي ملت را به نفع خود بدزدند تا از دست اين شيطان(ماموت ×كه ايشالا نسلش منقرض بشه)رجيم كه دين را ملعبه دست و لقلقه زبانش كرده ايران را نجات بدهيم. *شايد كمتر كسي نفر چهارم و بشناسه ولي حتما سيد ابراهيم مي شناسش
*ماموت همون محمود خودمونه
Posted by: پدرام بلژيك يخورده اونور تر از سيد ابراهيم at September 29, 2008 05:45 PM
رای دادن در این نظام به معنی تسلیم شدن هست و با خاری به زانو در امدن به طور مثال وقتی دشمنی حمله میکند دو راه وجود دارد:راه اول جنگیدن با دشمن هست که در این راه ممکن هست جانت را از دست بدهی و همه چیزت را از دست بدی راه دوم تسلیم شدن با خواری است و نجات دادن جان،رای دادن در این نظام هم مانند همین است،رای دادن در این نظام یعنی تایید کردن این نظام و تسلیم شدن در مقابل ان،و ترجیح بد به بدتر،از نظر من یا رومی روم یا زنگی زنگ بهترین راه تحریم انتخابات و مبارزه با این نظام پلید هست نه رای دادن به این نظام و تایید کردن این نظام با این که ممکن هست اوضاع بدتر از این هم بشه ولی باز بهتر از تایید نظام(رای دادن) است خاتمی هم هیچ فرقی با بقیه ی آخوندها نداره اون هم یه اخونده با این تفاوت میتونه در مواقعی که بقیه گند زندند به عنوان یک مهره ی سودمند در جهت منافع نظام استفاده بشه
دوست عزیز
از نظر من همه روحانیون رو نمی شه جزو دشمنان ملت حساب کرد، خیلی از اونها بیش از من و شما زیر فشار بودند، از نظر من شرکت در انتخابات به معنی بهبود وضع ملت می تونه باشه، اینکه رای دادن یعنی تائید نظام یک نظر خطرناک است و به نفع اقتدار فاشیستی تمام می شود
ابراهیم نبوی
Posted by: Hamid at September 29, 2008 05:41 PM
سلام. خواهش می کنم این حرف ها را بخوانید و کمی جدی بگیرید. خیلی خوشحال خواهم شد اگر جواب دهید.
می دانم که بیش از من می دانید و تأمل می کنید. من خیلی آدم سیاسی نیستم و فقط دلم کمی برای کشورم می سوزد. برای کشوری که می دانم لیاقتش این نیست که یک بار دیگر به خاک سیاه بنشیند. مردمی که لقب های بهتری از تروریست می توانند داشته باشند. هرچند معتقدم بسیاری از اینها را همین مردم ساخته اند. مردمی که یک عمر عاشقانه پشت سر مصدق ایستاده اند و یک شبه پشتش را خالی می کنند. مردمی که روزی به مردی مثل خاتمی رای می دهند و چهار سال بعد به ... که حتی از لحاظ منش ظاهری زمین تا آسمان تفاوت دارند.
می خواستم به این وسیله نظرم را به گوش تصمیم گیران جناح چپ برسانم. برای شما فرستادم چون شما لااقل آن را می خوانید. راستش خیلی ناراحت می شوم وقتی می بینم هر از چند گاهی باز اسم آقای خاتمی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری مطرح می شود. اولاً مگر یک نفر چقدر باید بها بپردازد. ایشان چندین بار اعلام کرده اند که تمایلی به این کار ندارند. فکر می کنم گاهی باید به نظر دیگران احترام گذاشت.
دلیل دوم دلیل منطقی و سیاسی این نظر است. به شخصه مطمئن نیستم که اگر خاتمی بیاید حتماً پیروز انتخابات خواهد شد.
همیشه فکر می کردم قوانین آماری درست است. در انتخابات خاتمی اغلب آدم های دور و برم طرفدار او بودند و خاتمی هم با آمار بسیار خوشحال کننده ای رأی آورد. اما در دور بعد با آنکه باز هم اغلب آدم های دور و برم طرفدارمعین بودند اما رأی ایشان چندان مطلوب نبود. مگر ممکن است؟ باز هم آمارها شبیه قبل بود. مطمئن بودم که تقلب شده است. اما این مدت فهمیدم که جامعه ی ما یک جامعه ی آماری خوب نیست. جامعه ی ما یک جامعه ی پیچیده است که تهران و شهرستانش خیلی تفاوت دارند. پیر و جوانش خیلی متفاوت می اندیشند. دانشجو و کارمندش کلی با هم فرق دارند. حتی اگر کارمند امروز دانشجوی دیروز باشد. اصلاً آدم امروز فردا ممکن است کلاً عوض شده باشد. این آدم ها یک دوره کلی کار می کنند که تعجب همه ی دنیا را برمی انگیزد اما به زودی خسته می شوند.
به راحتی نا امید می شوند و خیلی سریع تصمیم می گیرند که کلاً حزب حاکم را عوض کنند. البته اگر با این کارها نتیجه نگیرند خود وارد عمل شده و...
علت این که در این جامعه یک باره آقای خاتمی با یک چنین اتحادی رأی می آورد همین است.
مردم از چهره های قبلی خسته شده اند. یک چهره ی جدید آمده که اتفاقاً چهره ی مهربان و دلسوزی است. دارای اصل و نسب انقلابی است. غریبه نیست ولی آشنا هم نیست. درد دل مردم را می داند. به شهرهای مختلف می رود و خیلی خوب سخن می گوید. حرف دل جوان ها و دانشجوها را خوب می داند. نیاز بزرگ تر ها را هم می شناسد.
خیلی با شکوه سخنرانی می کند. نه خیلی شعار می دهد که آدم ها را خسته کند.
از آن جا که خیلی شناخته شده نیست جناح مخالف رد صلاحیتش نمیکند و خیلی قصد تخریبش را ندارد.
فکر می کنم مهم ترین خصوصیت ایشان همین نیمه شناس بودن ایشان بوده است. مردم وقتی از شرایط زندگی راضی نیستند دوست دارند به یک چهره ی جدید رأی دهند. البته حرف دل همه را زدن هم خیلی مهم است.
هم خاتمی بهترین کاندیدا بود و هم تبلیغاتش بی نظیر چه دور اول وچه دور دوم.
اما متاسفانه در دوره ی بعد اصلاح طلبان خیلی چیزها را در نظر نگرفتند. دیگر فکر می کردند مردم ما مردم قبل نیستند و به برکات دولت اصلاحات خیلی تغییرات کرده اند. دیگر دغدغه ی مهمشان نان و آب نیست. حالا آزادی بیان از همه چیز مهم تر است. شاید گول ما دانشجوها را خوردند. هرچند تجربه نشان داده بسیاری از این دانشجوها وقتی وارد کار و زندگی می شوند دغدغه های دیگری پیدا می کنند.
و یا فکر می کردند همه ی مردم روزنامه ی سلام می خوانند. آقای معین کاندیدا شد که برای من بسیار قابل اعتماد بود. منی که پیشرفت علمی مملکتم و آزادی اندیشه و بیانم از همه چیز برایم مهمتر می نمود. غافل از اینکه همه این طورفکر نمی کنند. شاید اگر من هم روزی مسوولیت زندگی بر دوشم بود این گونه نمی اندیشیدم. اما در نهایت دیدیم که منتخب جامعه ایشان نبود. حتی اگر عوامل دیگری مثل تقلب در ناکامی ایشان مهم باشد. اتفاقا جناح راست از تجربه ی قبلی موفقیت آمیز جناح چپ استفاده کرد و موفق هم شد. باز هم یک چهره ی کمابیش ناشناس که سعی می کند حرف دل مردم را بزند. البته هیچ وقت نتوانست مثل خاتمی در دل مردم خانه کند.
این همه روضه خواندم که بگویم بیایید یک کاندیدای دیگر پیدا کنیم. یکی شبیه خاتمی 12 سال پیش. یک انسان خوش سیما, خوش صحبت, باکلاس, یک چهره ی کم پیدا ولی با ریشه در همین انقلاب و بعد یادمان باشد که خیلی خوب تبلیغ کنیم. تبلیغ همه پسند. همیشه فکر می کردم چرا یکی مثل نوه ی امام نمی آید, همان که در انتخابات مجلس رد صلاحیت شد. فکر نکنم دوباره رد صلاحیت شود. یعنی این آدم پشتش خیلی گرم است. بالاخره نوه ی امام است. یا مثلا یکی شبیه ایشان. فکر می کنم نسل انقلابی ما هنوز دنبال یکی با ریشه در انقلاب می گردنند. البته این انسان باید مورد قبول همه باشد.
یعنی اصلاح طلبان کاندیدای دیگری جز خاتمی ندارند.
خاتمی یکی از بهترین قدرت مردان تاریخ ایران است که او را شاید قرنی دیگر بهتر بشناسیم.
دوست ندارم خاتمی مثل مصدق بیاید و این بار مردم دیگر او را نخواهند.
خاتمی آخرین مهره است خواهش می کنم به راحتی از دستش ندهید.
Posted by: m-a at September 29, 2008 05:39 PM
سلام عزیز آخه قربونت برم شما خودتو یک روز به جای خاتمی بذار اونوقت میفهمی این سید از دست آشنا و غریبه چی کشید.شما فکر می کنی ترکیب شورای نگهبان عوض شده یا طرز فکرشون؟شما فکر میکنی گروه فشار مردن؟شما فکر می کنی حکم حکومتی!برداشته شده؟نه والا همه چیز همونجور است که زمان خاتمی بود اما الان دارن استراحت می کنن تا یکی مثل خاتمی بیاد و دو باره روز از نو روزی از نو.شما بودی و وضع را اینجور می دیدی چه می کردی؟عزیز دلم ما هم مثل تو به خاتمی و افکارش احترام می ذاریم.دوستش داریم.اما تا قانون اساسی ما بعضی از اصول را داره در به همین پاشنه خواهد چرخید.تا وقتی که تصمیم گیرنده این مملکت جامعه مدرسین حوزه علمیه هستند روزگار ما بهتر از این نخواهد شد.و......این خانه از پایه خراب است.باید فکری برای پایه کرد. عزت زیاد
Posted by: kamran at September 29, 2008 05:36 PM
آقاي نبوي عزيز.ممنون از نوشته زيباتون.ولي من هم مثل دوستان ديگه فكر ميكنم اگر خاتمي مي خواد با تساهل و تسامح وارد اين بازي بشه همون بهتر كه نياد و تكليف مردم رو روشن كنه..اين وضعيت فقط واسه اشخاصي كه توقع زيادي از حكومت ندارن خوبه ولي ما به اين چيزا راضي نيستيم.
Posted by: محسن at September 29, 2008 05:33 PM
آقای نبوی عزیز من با شما و خاتمی هستم
Posted by: vahid at September 29, 2008 05:06 PM
جانا سخن از زبان ما می گویی
Posted by: سرگرد at September 29, 2008 05:06 PM
دمتون گرم ! عالی بود ! ایشالا چش همه مخالفانش در بیاد !
آقای خاتمی اگه هنوز یک درصد هم به ایران اهمیت میدی بیا !
دهنمون رو صاف کردن اینا!
بیا
Posted by: نازی at September 29, 2008 05:06 PM
Khatamiiiiiiiiiiiiii
Bia, In bar mardom ghdreto behtar midoonan vaghtii tajrobeye in divane ro daran
arezoome biay o man bargardam Irannnnnnnnn
To ro Khoda biaaaaaaa
Ama in dafe az eghtesad yadet nareeee
Mahmoud
Posted by: Mahmoud at September 29, 2008 04:39 PM
الهی دهنتو طلا بگیرن ..... مگه شما بتونی ایشونو از کنج عزلت بکشی بیرون ... فکر نمی کنم هیچ کسی غیراز خودش بتونه این اوضا رو سروسامون بده ... ما همیشه موقعی قدر چیزی رو می دونیم که از دستش میدیم تا وقتی که بود همه می گفتیم که بی عرضه است .... اصلا مگه نمیگن بده؟ خوب حداقل بین بد و بدتر بیایم بد و انتخاب کنیم ... بد می گم ؟ من تو ایران نیستم و هروقت که قیافه این میمون و توی تلویزیون می بینم دلم میخواد که سرمو بکوبم به دیوار .... آبروی نداشتمونو برده مرتیکه .... حداقل زمان خاتمی رومون می شد بگیم این رئیس جمهورمونه خجالت نمی کشیدیم از زیر بقل پارشو از بوی گندش .... که بوی گندش به کل مملکت سرایت کرده و همه جا رو روداشته ... مطمئن باشید که اگه اوضا مثل زمان خاتمی بشه دوباره خیلیا مثل خود من دوباره برمیگردن به مملکتشون ... بیا خاتمی جون مادرت بیا ما پشتتیم
Posted by: محبوبه at September 29, 2008 04:36 PM
ba salam
man yeki az kasany hastam ke 2 doreye entekhabate khatami dar setade markazi dar Tehran kar kardam va zamani ke doreye khatami tamam shod ehsas kardam kolahe goshadi saram rafte.vali alan chenan balaii sare mardom omade ke fekr mikonam khatami behtar az sayere gozine hast va man agar dar iran boodam baz ham to setade khatami kar mikardam.
Fereshte-Sweden
Posted by: Fereshte at September 29, 2008 04:00 PM
سلام جناب آقاي نبوي
هميشه نوشته هات رو البته با كلي فيلتر شكن بازي ميخونم ....جالبند...واقعيت ها در قالب طنز تلخ و بعضي مواقع شيرين(البته كه الان ديگه نيست) من از اينكه 4 سال دولت احمدي نژاد سر كار اومد بسيا خوشحالم .همين عامل باعث شد كساني كه انواع تهمت ها رو به خاتمي بچسبونند ديدن كه در عمل خودشون همون اعمال زشت رو انجام دادند كه به دروغ به دولت خاتمي مي گفتن...در شهر ما بعد از انتخابات مجلس گروهي از اصولگرايان غالب گروهي از اصولگرايان مغلوب رو از پست هاي مديريتي خلع كردند...خودشون افتادن به جون خودشون...اينم از عجايب روزگاره....اميدوارم كه آقاي خاتمي بياد و اين شيخ به اصطلاح اصلاح طلب هم دست از سر اصلاحات برداره و بره به همون گروهي بپيونده كه كوكش كردن....به اميد آن روز........
Posted by: safijoo at September 29, 2008 04:00 PM
با نظرت كاملاً موافقم.
خاتمي بهترين گزينه است. تاريخ كارهاي بزرگ او را ثبت خواهد كرد، هرچند خيليها با انتظارات غيرمنطقي شان در مورد او كم لطفي مي كنند. ولي واقعيت اينستكه دنيا در زمان رياست جمهوري خاتمي دنياي زيباتري بود، همانطور كه در زمان پرزيدنت كلينتون زيباتر بود. همين عكس بالا مفهوم زيبايي را مي رساند. بايد اين را درك كرد كه حتي در نظام غيردموكراتيك جمهوري اسلامي تا چه حد كاراكتر رئيس جمهور در شرايط داخلي و خارجي يك كشور تاثيرگذار است.
Posted by: ahmad vahedian ghaffari at September 29, 2008 03:58 PM
نامه شما خطاب به آقاي خاتمي بسيار جالب بود و حرف دل ما هم هست.
ممنون
Posted by: kourosh at September 29, 2008 03:57 PM
دوست عزيز، رفيق دلسوخته
حتما اين نامه را كامل كن و به دست خاتمي برسان. من البته سواد سياسي شما را ندارم. به اندازه ي شما كتاب نخوانده ام و به اندازه ي شما تاريخ را مطالعه نكرده ام. من علم جامعه شناسي را نياموخته ام. ولي به همان اندازه ي شما كامم از تلخي اين روزگار شرنگ آلوده است .از آنچه به سر ايران عزيزم آمده عذاب ميكشم و مي دانم بايد كاري كرد. شايد عبدالله نوري گزينه بهتري باشد. اما اين ترديد ها مي ترسم كه عاقبت همين آخرين فرصت بازمانده را از ما بگيرند. به زودي از ايران مهاجرت خواهم كرد و هنوز نرفته تلخي غمي عميق زندگي ام را پر كرده. آيا روزي دوباره باز خواهم گشت ؟ روزي كه كمترين سرود بوسه باشد و هر انسان براي هر انسان برادري؟
نبوي عزيز هميشه از خلال نوشته هاي شما دردي گزنده و جانكاه فرياد بر مي آرد. اميدوارم اين ناله هاي از سر درد نيز روزي ترانه شوند در هواي سرزمينمان.
بامداد
Posted by: بامداد اميد at September 29, 2008 03:41 PM
آخه بیاد که چی شه که بگیم چن منه
بی خیال با با اگه بیاد دوباره ملت جو گیر میشن میرن خیابون بوق میزنن گروه فشار هم می افتن دنبال مردم ملت رو فشار میدن ، فکر می کنن چه خبره اینا کمره یا شاه فنره
تازه ملت دنیا دارن می فهمن این ور چه خرایی هستن که سوار چه الاغایی می شن
تازه اصل عکس جمهوری اسلامی افتاده دست مردم دنیا دارن به دولت و ملت و پای لنگ و خر مشنگ تو من هر هر می خندن . جنبه داشته باش ، کم نیار توهم ایرانی هستی و وارث اون افتخارات گذشته و این بد نامی حالا . اگه اوضاع اینه هم تقصير منه هم تو هم خواجه حافظ شیرازی
دکتر جون مسکن نمی خوام یه چیزی بگو که این سردرد کوفتی تا ابد از کله تو و من و بچه های نداشته ام بیافته بره پی کارش
تازه این ور یواش یواش ملت گوشی داره میاد دسشون که از این سلام صلوات تسبیح گردوندن تسبیح به دستها یه لقمه نون در نمی آد هیچی همون یه لقمه هم که دستشونه از دستشون میگیرن هیچی ناموسشون رو هم می برن از اون کارا ...
تخم مرغی که دیروز شکست بوش امروز بلند شده ، بیکاری شیلنگ آبو گرفتی دستت می خوای بشوری زمینو آب و جارو کنی که کی بیاد چی کار کنه ، عین کارت دی وی بی می مونه مهلتش که سر اومد زرتی همه چی قطع میشه جاش قرآن پخش می کنن
تو که با این یارو خیلی حال می کنی هفته ای هفتصد بار بهش گیر می دی از نور دور کله اش گرفته تا سوتی های راه به راه تو حرفاش مارو کلی می خندونی اونقد که اشکمون در می آد به خاطر این مملکت
نه داداش یادته یوسف میر شکاک تو مهر واسه بوزینه وآزادی می نوشت ؟
یادت اومد ؟
ای ول حالا سر پل خربگیریه ، هرکی ادا در می آورد حالاداره توون پس میده توون اون همه غفلت توون اون همه فرصت سوزی اون همه ذوق و شوق
این ملت وسط این بگیر بگیر و گرونی و خرتوخری این مملکت و اولدورم بولدرم این یارو اهه با تیر و ترکه اش و شاغلامشون که از همه بزرگ تره تازه رفتن تو مستراب حیاط خلوت تفکراتشون وایسادن جلو اون آینه شیکسته هه سر دستشویی از خودشون می پرسن خر این قماش اصلن از اون اول به چن من ؟ دیه شونو بدیم برن گرد کارشون
گرفتی چی میگم یعنی ملت یواش یواش داره به اینجاشون میر سه اینا همه هنر این یارو هس که داری ز دسش می نالی ، جون داداش بشکاف دستش گرفته و هرچی اونا دوخته بودن پاره کرده و هر چی اون یکی یا رشته بودن داره پنبه می کنه
یه چیز دیگه هم هست شاید سید خندان که تو میگی اومد یه دفعه یه جوری بشه که من و تو حالیمون بشه که همه از همون اول حالیشون بوده بوده دختره شبا خونه کی میرفته ، فقط وایساده بودن بی بی یه تکون الکی بخوره و یه با ازش در ره ، بهونه بیاد دستشون بزنن زیر سینی دنگی صدا کنه
یعنی می خوام بگم شاید این وسطا یه جوری بشه که کلاً کار از من بمیرم و تو بمیری هم بگذره و همه چی یه دفعه وسط این هیر و ویری یه طرفه بشه بره پی کارش و پرچم محله نامردا بیافته زیر دست و پای ملت
یعنی اصلن نه چک زده نه چونه عروس بیاد تو خونه و تهران بشه لوس آنجلس
هه هه می خندی؟ فکر می کنی شوخی می کنم ، جون دادش یه خر تو خریه که اوضاع فردای روز هم معلوم نیست مردم کار و بازشونو نمی دونن هرچه بشه شده
ختم کلوم منم نمی دونم که بیاد بهتره یا نیاد، و لی اگه بیاد صبح علی الطلوع می رم چادرای هیئتشونو رفت و روب می کنم و تا سیدخندان از توصندوق نیاد بیرون من نمیرم تو رختخوابم بخوابم ، شایدم رفتم
ولی اگه نیاد من میرم با آجر میزنم تو اونجای این یارو هه که از اون لره(شیخ اصلاحات) هم بالا تر بپره ملت فقط همینو ببینن و به اون
به جماعت اسگل رأی ندن همین یاروهه رئیس باشه تو هم مارو بخندونی بعض اینه که این (شیخ اصلاحات) رئیس باشه و هی اون حرکت بزنه و ما لبمونو گازبگیرم و با همدیگه خجالت بکشیم شایدم پا داد سیگار کشیدیم .
Posted by: javatte at September 29, 2008 03:40 PM
be nazare man ma ham ye mazerat khahi be Khatami bedehkarim .yani ma ham dar residan faza be in halat moghaserim va inke migan Khatami hich kari nakard va nemikone khode ma boodim ke injoori kardim.engar na engar ke bande khoda sohbat az eslahat kard na enghelab va age bande khoda ye zare rooye in raees jomhoure mashango dasht yeki az barnamehaye eghtesadi dorostesh mikard to boogh va karna!.pas inbar aghalan be harfesh khoob goosh konim va bad ham doresho az ghazanfaraei mesle in Karoubi khali konim!
Posted by: farzam at September 29, 2008 03:32 PM
Dear Mr Nabavi
Your latter to Mr Khatami is a touching and lovely as your previouse works. I am totally agree with you that we do not want AGHA TIZE re-elected again. I also want to explain I feel so sorry for myself and all those people in my generation who witnessed the revolution. When we were only 10-15 yrs old and observed that how some people who were supposed to be clever elits and familiar with role of game in the politic world played with our destiny and did the thing that we are in struggle with these days. I agree in this GHAHT O REJAL situation we have no option except Mr Khatami. I also agree that having him is much better than this AGHA TIZE who is causeing palenty of disgraces for Iranand Iranian and his concern is more focused on managingthe world rather than current problems in our country. I hope Mr Khatami also understand how his presence will be important for the future of our beloved Iran and next generations .
My warm regards
Mojtaba
Posted by: mojtaba at September 29, 2008 03:27 PM
vaghean mogheye khoondane in matlab ashk too chesham jam shod,heyf ke jaE boodam ke nemitoonestam gerye konam, vagarna fek konam ye zari mizadam, vaghean mahshar bood!
Posted by: Amir at September 29, 2008 03:16 PM
جناب آقای نبوی روشنفکر گرامی
مملکت ایران از سال 57 از دست رفته است.مردم و کشور از سال 84 هر روز عقب گرد دارند امیدی به بهتر شدن وجود ندارد اما در شرایط فعلی خاتمی بهترین گزینه هست.
Posted by: sepideh at September 29, 2008 03:15 PM
آقا اشک منو در اوردی! این طنز بود یا مرثیه؟ من باهات 100٪ موافقم. بهش بگو بیا مرتیکه ما خیلی دوست داریم.
Posted by: محمد at September 29, 2008 03:09 PM
بابا ما رو سرویس کرد به خدا اینقدر گفتیم بیا. وبسایت یاری هم براش راه انداختیم، کلی ملت اومدن امضا کردن (با اینکه خیلی ها هنوز نمی دونن) که بیاد.
بیا بابا، بیا به خدا به پیر به پیغمبر بیا. دیگه باید چکار کنیم؟ اگه نیایی مطمئن باش تاریخ هم موقع قضاوت در مورد تو بهت فحش می ده. مطمئن باش. این وضعی که داریم میریم جلو جز تجزیه، بدبختی، فقر، معامله با بزرگان و دستمال کشی آمریکا و اسرائیل و ... چیزی نخواهد داشت.
Posted by: داریوش at September 29, 2008 03:02 PM
یا علی مدد، با همان عهد پیشین...
Posted by: امیر حسین at September 29, 2008 03:00 PM
ba tamame vojud omidvaram va doa mikonam ke khatami bargarde giramam ke kari nakard vali haddeaghal mitunim dobare saremun jeloie mardome donia boland konim va vaghti mikhaim begim IRANI hastim sedamun nalarze.
badam kafie 1 sanie be vaziate irane 4-5 sale pish fekr konim va vaziate alanro negah konim, valla namardim agar begim khatamio ahmadinejad farghi nadan va khatami kari baramun nakrd.
Posted by: sanaz at September 29, 2008 02:57 PM
داور جان
شايد بد نباشه يک يادداشت بنويسی که دلايل ترحيج خاتمی به قاليباف چيه. راستش رو بخوای من يک بار که افکارم رو جمع و جور کردم که همچون مقالهای بنويسم، ديدم استدلالاتم به اين ختم شد که قاليباف برای اصلاح کشور بهتره! جدی میگم. بعضی چيزها رو تا آدم به قول علما مدون نکنه نتيجهی اشتباهی میگيره.
منی که به خاتمی و معين رای دادم، اين دوره اگر قاليباف کانديدا بشه مطمئنا به اون رای میدم. چون معتقدم تمام کارهايی که اصلاحطلبها میخوان انجام بدن رو میتونه با صلابت بيشتر و مديريت بهتر و دردسر کمتر انجام بده.
منتظر يادداشتات هستم. قانعام کن که خاتمی به قاليباف ارجحه.
ارادتمند
..................................
تو نظرت رو بنویس
من بی شک پاسخ می دم
هم مطلب تو و هم مطلب خودمو همین جا منتشر می کنم
داور نبوی
Posted by: ض. گرگانی at September 29, 2008 02:55 PM
سلام
داورجان شدی زبان ناطق ما که نطقمون کور شده
اگه 100 تا مثل شما تو ایران بود ...
خیلی وقته موقعی که همه چی نا امید می شم میان سراغت و یکم آروم میگیرم.
من رو هم به مایی که گفتی اضافه کن.دوست دارم.
Posted by: ali at September 29, 2008 02:52 PM
Salam Nabavie Aziz;
man ham ba khoondane namat gerye kardam.moshkele mardome ma ine ke fekr mikonan agar sare angoshteshoon morakkabi beshe hamoon fardash bayad too behesht zendegi konan. khodamo jer dadam be doostha va familam beghabooloonam be moeen va baadesh be rafsanjani ray bedan ke hame aaghel andar safih negam mikardan va migoftan "ke chi beshe?" hala hame darim mibinim ke chi mishe.
toro khoda ya matlabe tanz ya dastani benevis ke neshoon bede rahe democrasi 4 sal va 8 sal nist. neshoon bede ke ma faghat ye vazife darim; ray bedim va hemayat konim va tavagho nadashte bashim raiis jomhooremoon rabin hood bashe .ma bayad bedoonim agar hamishe in vazifamoono amal kardim mitoonim entezar dashte bashim bach hamoon ya hata nave hamoon democrasie vaghei dashte bashan va in khrji baramoon nadare. faghat bayad sar angoshtamoon johari beshe.
man ro ham too "ma " hesab kon
eradatmande to va khatami va hameye iranihaye
aziz.
mahdi khorram
Posted by: mahdi at September 29, 2008 02:50 PM
دمت گرم محشر بود.
اشک مارو در آوردي
Posted by: عليرضا at September 29, 2008 02:48 PM
اشکمو درآوری
همه چیزایی که لحظه لحظه زنگی رو برام تحقیرآمیز کرده گفتی.
دلیل اینکه نمیخوام ایرنی باشم.
دلیل اینکه نمیخوام به این خاک و مردمش وابستگی داشته باشم.
میدونی چرا بغضم ترکید؟ چون این یه تلاش بی نتیجه بوده.
من هنوز نتونستم ایرانی نباشم.
با همه سرشکستگی، توهین، تحقیر، فقر، دروغ و ...
من هم میخوام سرمو بالا بگیرم.....درست مثل تو
من هم فکر میکنم "محمد" تو بهترین هستی.
Posted by: Hojat at September 29, 2008 02:48 PM
salam
man 4 sale arezo mikonam ke hadde aghal ye rais jomhori dashte basham ke axeseshow betonam be ye doste kharejim neshon bedam ,
4 sale arezo mikonam kashki in melat inghad khar naboodan
4 sale arezo mikonam ke chera mamlekati be bozorgiye iran bayad adami be in kochiki ro bebine,
are iran aghab mondas iran vazesh kharabe ,ama na inghadi ke in adam beshe rais jomhor ,,,,,,,,,,,,,
inghad delam mikhast betonam to iran zendegi konam ,
inghad delam mikhad ke betonam ye ghadami vase in mamlekat bar daram ,
khatami doroste ahle jang nabood ahle harf bood
are vali in adami ke sob ta shab 100 ta dorogho 100 ta harfe na marboot ke age tarjomash koni khejalat mikeshi be yeki begi .....
chera in adam bayad rais jomhor she
khatami salem bood
man eftekhar mikardam ke rais jomhoram adame ba farhang salem va fahimie
vali hala chi
bayad begam ke nafahme ahmaghe?ye boshe vase khodesh?
baba to o on rajai be darde modire madreseye basiji ha ham nemikhoridin ,chejori shoodin raise in mamlekat nemidonam,
inghad delam poore ke har chi begam kame,
bade modat ha ye maghase az net save kardam to archivam onam in maghale bood ke harfe kheily hast ,
KHATAMI MANAM BAHAT HASTAM
motmaenam kheily haye digam toro mikhan
na vase karai ke kardi,hade aghalash vase karai ke nakardi o vase shakhsiyatet
in dafe age omadi ke miai maro harfi na vaghean poshte khodet bebin
mokhlese refigh
ya ali
Posted by: majid at September 29, 2008 02:39 PM
hastamet fatiiiir !!
Posted by: arash at September 29, 2008 02:38 PM
با سلام
متن بسیار مزخرفی بود.استفاده از این لحن چرند داش مشدیانه بسیار حال به هم زن بود.به نوعی ترویج لمپنیسم,لات مسلکی و لیچار پراکنی می باشد.لهجه لاتی تهرانی آیینه تمام نمای فقر فرهنگ و اندیشه،توسل بی پایه بز منشانه به شمایل های عبثی همچون مولا و حاجی و...،و هزار درد دیگر است.تملق گویی از خصیصه های زبانی این لهجه دو رو و گزافه گوست.
Posted by: رضا at September 29, 2008 02:36 PM
چرا بعضیها همه چیز رو صفرویک میبینند؟ واقعا وضعیت دوران خاتمی با وجود برخی کم کاریها چقدر قابل مقایسه با وضعیت نکبت بار فعلیه؟
خاتمی عزیز! بیا و اینبار بیشتر به یارانت تکیه و اعتماد کن.
آقای نبوی. متشکرم
Posted by: ایمان at September 29, 2008 02:30 PM
ادستهاي گرم تو
کودکان توامان آغوش خويش
سخن ها مي توانم گفت
اگر خاتمی بیاید.
نغمه در نغمه درافکنده
اي مسيح مادر، اي خورشيد!
از مهرباني بي دريغ جانت
با چنگ تمامي ناپذير تو سرودها مي توانم کرد
اگر خاتمی بیاید
***
رنگ ها در رنگ ها دويده،
اي مسيح مادر ، اي خورشيد!
از مهرباني بي دريغ جانت
با چنگ تمامي نا پذير تو سرودها مي توانم کرد
اگر خاتمی بیاید
***
چشمه ساري در دل و
آبشاري در کف،
آفتابي در نگاه و
فرشته اي در پيراهن
از انساني که توئي
قصه ها مي توانم کرد
اگر خاتمی بیاید
Posted by: رضا at September 29, 2008 02:21 PM
sad dar sad movafegam.ba khandane inha koly gerye karddam.
Posted by: نوری شهری at September 29, 2008 02:17 PM
چاكريم.
من هم هستم. من رو هم با خودت جمع ببند رفيق.
Posted by: خودم at September 29, 2008 02:13 PM
كاملا با حرفات موافقم
خدا كنه خاتمي بياد
من يكي از خواننده هاي نوشته هاي شما هستم
Posted by: alireza at September 29, 2008 02:07 PM
جانا سخن از زبان ما می گويی
به اميد روزی که با تصميم درست اصلاح طلبان و حرکت دوباره کسانی که با صندوق قهرند از شر معجزات اين کوتوله ژنده پوش هزاره سوم رهايی پيدا کنيم
Posted by: negar at September 29, 2008 02:07 PM
سلام آقاي نبوي عزيز از نوشتهات بسيار ممنونم، من هم به نوبه خودم همين مطالب را تاييد مي كنم و مي گويم حرف دلم را نوشتييد. واقعا\\\\\\\" آقاي خاتمي بايد هرچه زودتر تكليف را يكسره كند اگر آمدني است مردانه اعلام كند با يك برنامه كاري مشخص و قاطع اگر نه انصافا\\\\\\\" بازهم زودتر بايند بنشينند و آدم مناسب و بدرد بخور امروز و اين شرايط ايران را بعنوان نامزد مجموعه اصلاحطلبان معرفي كنند. اين آدم به نظرم بايد يكي مثل شيخعبداله نوري بايد جلوي سلطان را بگيرد و او را كنترل نمايد. بهرحال من هم با شما هم راي هستم، آقاي نبوي روي من هم حساب كن قول مردانه ميدهم همانطور كه در سالهاي 76 و 80 و 79 بودم و تا آخر بودم و واقعا\\\\\\\" دوستش داشتم و دارم. يا علي مدد
Posted by: نجاري at September 29, 2008 02:02 PM
ميترسم نوش دارو بعد از مرگ سهراب باشه.
من فكرنكنم كسي بتونه اين همه خرابكاري رو درست كنه.
توكل بر خدا (خوبي اين شرايط ايه كه آدم توكلش زياد مي شه( چون كار ديگه اي نمي تونه بكنه))
Posted by: حميد at September 29, 2008 01:50 PM
masalan zamane khatami aberoo daashtim!!!!!
vaseh ki een harfa ro mizani!!!!
een harfa bood keh seyed khaam shod barayeh 4 saal digeh biyaad
beh jayeh een harfa beshinin karhayeh tashkilati yaad begirin, hezb dorost konin
..........................
دوست عزیز
یا شما زمان خاتمی زندگی نمی کردی
یا نمی دونی اوضاع ایران بعد از احمدی نژاد توی دنیا چیه
یا نمی دونی آبرو یعنی چه؟
Posted by: ali at September 29, 2008 01:50 PM
سلام استاد نديده
اين مطلب آخر غمي به دلم گذاشته كه نمي دونم پاچه ي كيو بگيرم ، به كي گير بدم ، سر كي هوار بكشم ؟؟!!!
كاش در زمان حمله ي مغول ها زندگي ميكرديم يا حمله ي اعراب ولي اينقدر خوار و خفيف نمي شديم...
با اجازه گاهي مطالبتون رو با ذكر منبع و نام نويسنده در وبلاگ سوت و كور خود منتشر ميكنم ، حلالم كنيد
www.avesta57.blogfa.com
شاد باشيد و سلامت
Posted by: avesta at September 29, 2008 01:38 PM
سلام آقاي نبوي
خاتمي معمولا دعوت از خودش را با سوالاتي مواجه مي كنه كه هيچ كس هم نتونسته به اونا جواب بده.تو اين نماز دو هفته پيش ديدي كه بنيان استبداد چقدر قوي شده ؟ آدمي مثل خاتمي كه صلح كل است با اين بيخ قوي شده ديكتاتوري چه مي تواند بكند آن زمان كه از رايش هم ترسيده بودند آن بحران ها را آفريدند ماجرا جويي نكن سيد ابراهيم در كف شير نر خون خواره اي غير تسليم و رضا كوچاره اي؟ اين حال خاتمي است با آن چه كه از او مي دانيم ملت خودشان مي دانند و شير نر مذكور مطمئن باش خاتمي اهل در افتادن با اين اوضاع نيست بذار جاي ديگه اي شايد به درد بخورد
Posted by: رسول at September 29, 2008 01:37 PM
ما هم با تمام فرمایشات شما موافقیم.
Posted by: Parisa at September 29, 2008 01:23 PM
Salam jenabe nabaviye gol,
lotfan ta zaman hast in namaro befrestin baraye taraf. Hatman ham motmaen beshin ke namaro bekhone. Behesh ham yad avari konid ke in harfe milyonha iranist.
Ba sepas.
Posted by: hamed at September 29, 2008 01:21 PM
mesle hamishe zadi be hadaf.... gofti, az badbakhtiamoon gofti vali na az hamashoon ke oonvaght namat ye toomar mishod va shayad dige doostemoon forsate khoondanesho peyda nemikard.... eykash inja jaie beshe ke hamamoon betoonim yekseda faryad bezanim ke bekhoda haghe ma melat in nist, be koja darim mirim??? chera ye negah be khodemoon nemikonim? ta key in vaziat mikhad edame dashte bashe o ma ham dargire roozmaregi bashim? nadarim, hichi nadarim "esteghlal, azadi" ke shoaresho midadim ko? ehteram, ezat, hadeaghalhaye hoghooghe yek ensan, kojan? har rooz darim be aghab mirim, oonam ba che sor'ati!!!! BE OMIDE ROOZI KE BIDAR BESHIMO BEJONBIM
Posted by: yek irani at September 29, 2008 01:15 PM
yes i am agree with you dear mr.nabavi
zende baaad khatami
Posted by: soheil at September 29, 2008 01:11 PM
سلام آقاي نبوي
ممنون كه هنوز به فكر مردم در ايران هستي. با اينكه مي توني بيرون گود بشيني و نون و ماستتو بخوري. اما مي ايي وسط و ميدون داري ميكني. بابا، اي ولله، مرامتو عشق است. به اميد بازگشت دوباره ايران به دوران عزت . واقعا در دوران خاتمي بعد از بيست سال دوباره احساس غرور مي كرديم. اما قدر ندونستيم و كمي هم بد اخلاقي كرديم. اصلاحات يكي دو شبه اتفاق نمي افته. صبر مي خواد. انشاءالله دوباره به اون دوران برمي گرديم. با راي مردم ايران به خاتمي و يا منتخب خاتمي.
Posted by: رضا at September 29, 2008 01:02 PM
سلام دوست گرامی آقای نبوی. من همیشه استعداد طنازی و علاقه شما به ایران را ستوده ام ؛ گرچه مطالب را به طور کامل دنبال نمی کنم. حال می خواهم دوستانه چنین بگویم: ارزش خودت را پایین نیار و حرمت قلم را حفظ کن! یعنی چه...؟ این قدر خودت را و ملت را دم به دم نشکن! احمدی نژاد و خاتمی و خامنه ای و... همه از یک قماش اند. اگر روزی همین جناب خندان مجبور به انتخاب شود، مطمئن باش میان تو و احمدی نژاد، یا میان ایران و فلسطین، دومی ها را انتخاب خواهد کرد.
حرمت استعداد و قلم را نگه دار! برای تو و خودم و ایران آرزوی بهترین ها دارم.
وفا
.............................
دوست عزیز!
حرمت قلم مثل مالکیت بی ام و 520 مدل 2006 نیست که آدم باید مواظبش باشد که لک برندارد و تصادف نکند، حرمت قلم به درد این روزها می خورد. اگر قرار است ملت قلم من را دوست داشته باشند، اما من نتوانم برای آینده کشورم هیچ غلطی بکنم، حرمت قلم را می خواهم چه کنم. ضمنا من با شما موافق نیستم که خاتمی مثل خامنه ای و احمدی نژاد است، به نظر شما اگر به چنین چیزی معتقد بودم، کسی برای قلم من حرمت قائل بود؟ یا کسی برای شعور من ارزش می گذاشت؟ ولی در مجموع ممنون از دلسوزی های تان
ابراهیم نبوی
Posted by: وفا at September 29, 2008 12:41 PM
با سلام به کلیه کسانی که کامنت می گذارند
سری به سایت nahidroxan.blogspot.com
بزنند فکر میکنم بد نباشد
متشکرم
Posted by: محمد at September 29, 2008 12:36 PM
جناب نبوی حرفت حرف حسابه که اونم جواب نداره.
دنیای سیاست دنیای عجیبی است. اگه بخوای دروغ نگی نمی شه راست بگی اینه که باید سکوت پیشه کنی. البته مرام خاتمی هم در 8 سال اصلاحات همین بود. لذا انتظار نباید داشت که خاتمی زود جواب بده البته دیر جواب دادن هم خوب نیست. به هر حال زمانشو خاتمی تشخیص باید بده که مطمئن باشید به موقع جواب مناسب خواهد داد. انشاءا... که جواب مثبت به این همه دعوت بده.
Posted by: محمد at September 29, 2008 12:36 PM
حرف دل ما رو زدی اما کاش یه کم به این نیک آهنگ کوثر هم حالی می کردی که این قدر طلبکار ملت و خاتمی نباشه. کاریکاتور تمساح کشید بهانه به دست مخالفان خاتمی داد بحران درست کرد چند روز هم که بازداشت شد توقع داشت خاتمی و همه ی ملت به خاطرش خودکشی کنند.
Posted by: رضا at September 29, 2008 12:27 PM
سلام آقای نبوی
من به خواسته شما احترام می گذارم اما: خاتمی ضمن اینکه آدم با شخصیتی است، محافظه کار نیز هست. او می داند که ملت چه می خواهند اما در وهله اول نمی تواند خواست آنها را عملی کند و در وهله دوم نمی خواهد خامنه ای را که مهمترین مانع تحقق اهدافش است، از خودش برنجاند. هر چند مطمئنم که حضور خاتمی در ریاست جمهوری مایه شرمساری نیست و آدم می تواند به دیگران بگوید که رییس جمهورش کیست! اگر شما به همین حداقل قانع هستید، من نیز همراهی تان می کنم و می گویم: سید! دست وردار بابا...
Posted by: مهرداد at September 29, 2008 12:25 PM
آقای نبوی عزیز، بازم مثل همیشه میگم دمت گرم، خیلی دلم میخواست همین حرفارو به آقای خاتمی میزدم. هروقت یادم میاد وقتی به سن قانونی رسیدم با چه امیدو آرزویی اولین رای زندگیمو به خاتمی دادم واقعا به حال خودم و این مملکت گریه ام می گیره.
Posted by: علی از زاهدان at September 29, 2008 12:23 PM
درود بر شما ابراهیم جان
من هم از دوستداران وفادار او هستم که در هر دو دوره در ستاد تبلیغاتش فعالیت کردم.الان سوئد هستم ولی اگر بیاید باز هم بر میگردم و در رکابش خواهم بود.
ادامه بده
به قلم جادوییت بیش از همیشه نیازمندیم
Posted by: Alireza at September 29, 2008 12:15 PM
سلام سید
به خدا اینطور هم تو میگی نیست درسته که خاتمی مرد با اخلاق ،فرهنگی، و... ولی به جون هرچی مرده بدرد رئیس جمهوری نمی خوره که اگه دوا بود که گیر این مار غاشیه نمی افتادیم
قرار مون این نبود که عرق شو با ما بخوره حالشو با یکی دیگه
سید نمی دونم یادت این صحنه هیاد یا نه
- وزیر آموزش پرورش این دلبر حسین مظفر بود که الان طاقت دو تا شوخی عطاران رو هم نداره
- وزیر اطلاعات دری نجف آبادی بود که اون بکش بکش نویسنده هارو راه انداخت
- دو سه تا آدم حسابی تو کابینه بود که او نها هم به گلوله پشم اصابت کردند و کله شدند
- قضیه کوی یادته چطوری سید محمد به غیبت صغرا رفت
- یادته هنوز شیرین عبادی جایزه صلح تو دست اش بود به تهران نرسیده این سید ترسو به جای استقبال چه افاضه فرمود" این جایزه سیاسی است"
-این اقایی که میگی درباره حقوق شهروندی داره تحقیق می کنه چرا اون موقعی که تو روز جهانی زن سیمین بهبهانی تو پارک کتک خورد اعتراضی نکرد
- یادته بعد از برگزاری انتخابات سراسر تقلب ریاست جمهوری که منجر به پیروزیه محمود قشنگه شد چی گفت "این انتخابات از افتخارات دولت ونظام بوده" حالشو ببر داداشی
-یکی از شیک ترین کارها در ایام بعد از انقلاب این نمایشگاه کتاب و مطبوعات بود یادم میاد که محمود قشنگه اون موقع شهردار بود چه تلاشی کرد این نمایشگاه به گند بکشه میدونی چی شد کاش بودی می دیدی بله سید محمد کوتاه امد جلوی این بچه پررو
ببخشید سید روم سیاه ولی
واقعیت اینکه نسل شما وسید محمد عادت کردید به اینکه فرصت های تاریخی رو به رابطه غیر مشروع !! حواله دهید
اون از انقلاب 57 که غیر ضروری ترین انقلاب بود
این هم از اصلاحات که از توش داره فاشیسم در میاد
منظر جوابتم با مرام
..................................
دوست من
من که همه این چیزها رو می دونم، ولی فرق دوران خاتمی و احمدی نژاد رو می دونم، هیچ تردیدی هم ندارم که شما هم می تونی این مقایسه رو انجام بدی، قضیه خیلی راحته، فقط عادل باش و این چهار سال رو با چهار سال خاتمی مقایسه کن.
تو داری خاتمی موجود رو با بهترین خاتمی ممکن مقایسه می کنی، بهترین خاتمی ممکن، اصلا ممکن نیست و خاتمی موجود در بدترین حال هزار بار شرف داره به احمدی نژاد و اوضاعش شرف داره به این زندگی نکبت و کثیفی که احمدی نژاد ساخته
ابراهیم نبوی
Posted by: جوان امروز at September 29, 2008 12:12 PM
سلام بر نويسنده ستون پنجم
يادش بخير جامعه و توس و دگران و حتي كيهان بعد از دوران حبست .
راستش بعضي ها فكر مي كنند با نيامدن خاتمي ، اوضاع خرابتر شده و مردم به سيم آخر مي زنند . ولي مي خواهم به اين عده بگويم در اين 4 سالي كه احمدي نژاد بر سر كار بود چه اتفاقي افتاد ؟ فقط جامعه به 20 سال عقبتر رسيد چه از نظر اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و سياسي . مي خواهم بگويم حاضريد روزبروز وضعيت كشور وخيم تر شود ؟ حاضريد آينده فرزندانتان تاريك باشد ؟ حاضريد از ايران عزيز كوچ كنيد ؟ پس بهتر است عاقلانه تر بيانديشيم و براي فرداي بهتر ايران رياست جمهوري ايران را به دست كسي بسپاريم تا حداقل ما را به عقب برنگرداند . نگاهش اميدوارانه باشد . مردم را دوست بدارد و با آنها صادق باشد .
در آخر بگويم حتي اگر مملكت بعد از ويراني به دست واقعي مردم بيافتد فايده اي ندارد . به نظر اين حقير پله پله به سمت اوج رفتن بهتر است .
به اميد برقراري دموكراسي واقعي در ميهن پاكمان ايران ! حق يارتان
Posted by: amin jami at September 29, 2008 12:10 PM
سلام آقای ابراهیم نبوی
ببخشین که این همه رسمی و به قول خیلیا با اولدورم بولدرم شروع کردم. آخه می خواستم ما رو هم داخل آدم بدونی و نظرمون رو بزاری
ابی جون ( جناب آقای ابراهیم نبوی مد ظله العالی )راستش رو بخوای منم مثل تو دلم خیلی گرفته بود و توی دو راهی اومدن و نیومدن خاتمی داشتم زار زار پشت خط فقر و قطعنامه و سفرهای استانی و سالی یه بار نیویورک رفتن و بی تاثیر بودن و تورم ... در صدی و خیلی چیزای دیگه اشک می ریختم ولی وقتی نامه تو را خوندم جلوی کامپیوتر فقط تونستم هق هق کنم و یاد خیلی چیزا بیفتم یاد ... ( البته ما مثل شما افتخار 209 نداشتیم ) .
ابی جون اون ور دنیا نشستی به سید خندان ما می گی لنگش کن
فکر می کردم باید بدونی اینجا کشور گل و بلبل نیست اینجا ایرانه و مردم با واقعیت زندگی می کنن نه با تحلیل .
به هر حال اینقدر نامت قشنگ بود که من او نو توی وبلاگم گذاشتم و امیدوارم خاتمی جواب ما رو که نداد لا اقل جواب تو دوست قدیمیش رو بده ( ببخشین خیلی از متن و حذف کردم دردو دل یه ایرانی آخه نمی خواستم منم اشک تو رو اونور دنیا تو غربت در بیارم )
مخلص رفیق
بابک فروتن
8 ماه مهر سال بدبختی
Posted by: بابک فروتن at September 29, 2008 11:59 AM
با سلام
حرف همه اينه من چند تا كار گر زابلي دارم و به آنها گفتم سهام عدالت گرفتيد گفتند نه گفتم اگر دادند راي ميدهيد گفتند ميگيريم ميخوريم ولي راي نميدهيم. البته خيلي دلشان ميخواهد هاشمي يا خاتمي ريس جمهور بشوند البته فحش هم ميدهند به احمدي نژاد وقتي ميگويم چرا فحش ميدهيد، ميگويند چون اينها نمي گذارند ما سني ها درس بخوانيم و در هيچ اداره اي نمي گذارند كاره اي بشويم .
در اداره هم نزديك به 80 نفر هستيم همه داريم هر روز فحش احمدي نژاد مي دهيم و كارمان شده اين سايت و آن سايت چرخ زدن كار بيكار و دولت تعطيل همه بچه ها مي گويند مگر جنتي كار مي كند كه ما هم كار كنيم اميدواريم سيد عزيز بيايد كه اگر بيايد با راي اش خامنه اي را خرد و خمير ميكند
Posted by: حميد at September 29, 2008 11:45 AM
ابی جان سلام
خیلی با حال بود ، من خودم تا حالا 2 تا نامه واسه خاتمی نوشتم تو وب سایتش و کلی پاچه خواری کردم که دوباره کاندید بشه و دوباره به اون رای بدیم و رییس جمهور بشه( چشم محمود کور).
ادامه بده تا آخر باهاتیم.
در ضمن خاتمی خیلی کارا کرد. دوره خاتمی خوب زندگی کردیم.
Posted by: saeed at September 29, 2008 11:39 AM
نامه نوشتن کار خوبیه. هرچند من (هم) :-) هنوز به نتیجه نرسیدم که خاتمی باید بیاد یا نه. آخه انصافن ما که اهل عمل کردن نیستیم. بیچاره رو می آریم وسط بعد ولش می کنیم و چون فکر می کنیم ما آوردیمش طلبکار هم می شیم. من که یادم نمی آد در طول تاریخ هیچ وقت بدون زور سر قولمون وایساده باشیم.
ولی حالا اگه فرض کنیم که خوبه که خاتمی بیاد و ما قرار خرق عادت کنیم، من از سبک نگارش شما خوشم نیومد. به خاتمی می نویسید نا سلامتی. با طنز بودنش مشکل ندارم ولی فکر نمی کنید یه کم توهین آمیز نوشتید و کوچیکش کردید؟
..........................
امیدوارم توهین آمیز ننوشته باشم، قصدم این نبوده، اگر چنین شده فکر کنم منو می بخشه، مثلا می خواستم صمیمانه بنویسم
داور نبوی
Posted by: شقایق at September 29, 2008 11:20 AM
باسلام
به اين ميگن يه طنز تلخ عالي. حرف دل تو و من و خيلياي ديگه.
من يه زماني فكر مي كردم كه خاتمي هيچ كاري نكرد.
اما حالا ميگم ما مردم ايران قدرش رو ندونستيم چون خيلي كارا واسمون كرد .
دلم تنگ شده واسه اون روزاي پرهيجان اوائل رئيس جمهور شدن خاتمي . چه شوري داشتيم چه شوقي داشتيم . روي ابرا راه مي رفتيم .حس بودن حس مهم بودن بهم دست داده بود ما سرنوشت خودمون رو با انتخاب خاتمي رقم زده بوديم.باورت ميشه ما جوونهاي در ابتداي راه اون موقع رفتيم يه بار اوني كه مي خواستيم انتخاب كرديم.
چه حالي كرديم اون روزا.
چه آرزوهايي گه نداشتيم واسه ساختن اين مملكت.
خيلي از اون آرزوها بر باد رفت.ولي اون شور و شوق خاطره شد.
من به شخصه از خاتمي ممنونم بابت بوجود آوردن آن همه شور و آن همه شوق.
نمي دون كه مياد و كانديدا ميشه يا نه ولي اي كاش دوباره بياد.به خاطر من به خاطر تو بخاطر مردم.
اما اگه نيومد .... اي خدا به هركجا كه هست به سلامت دارش.
Posted by: موسوي at September 29, 2008 11:11 AM
ادم یاد زمان حضرت علی می افته که مردم رفتن سراغ ایشان و به زور ایشان را رییس حکومت کردند
Posted by: حسن at September 29, 2008 11:10 AM
salam davare nabaviye aziz. damat garmo sarat khosh bad. delam baraye sotoonhaye roozaneat ke tooye rooznamehaye khodeman chap shavad tang shode. kash in viyet konghaye kafe neshin ya an javani ke dar doreye khatami shod rooznamenegar va hala sorna ra az sare goshadash mizanad. ya... ghadre to deleshan ba in mamlekat bood. man ham 2hafte pish barayash name neveshtam bavar mikoni hich rooznameyi hazer nashod chapash konad!! damat garm ke hanooz nafasat hagh asto ghalamat bora. ya ali madad
Posted by: ali mirmirani at September 29, 2008 11:06 AM
آخه مادر...،خاتمی و احمدی نژاد که فرقی ندارند.
ما ميگيم خر نميخايم،پالون خر عوض ميشه.
تو کثافت هم خودتو فروختی پس مجبوری اين کسشرا رو بنويسی.
ولی ديگه هيکچکس خر نميشه و رأی نميده.
حاليت شد گوساله؟
اولا که این دو تا با هم فرق دارند، مگر اینکه بیست سال باشه اصلا ندونی توی ایران چه خبره، شما که نمی دونی بهتره خودت رو عصبانی نکنی
دوما، حالا من اشتباه می کنم، با مادرم چی کار داری؟ خوبه این کار؟
ثالثا، این مثال که شما خر نمی خواهید ولی پالون خر عوض می شه، مال عصر یخبندان اول زمین شناسی است و تاریخ مصرفش یک میلیون سال گذشته، واسه چی از این شوخی های عهد بوق استفاده می کنی؟
من کثافت خودمو اگر فروخته بودم اینجا نبودم، قطعا من کثافت ده برابر تو مبارزه کردم و بدبختی کشیدم
ضمنا، گوساله که حالیش نمی شه
توضیح: من از این پس شمشیر را از رو بستم، و دیگر در مقابل مزخرفات و ترهات و اباطیل دیگران جاخالی نمی دهم، یک گروه می خواهند مملکت را قلفتی تقدیم آمریکا یا فروپاشی همه چیز برای همیشه کنند و من به عنوان کسی که ایران را دوست دارم نخواهم گذاشت
ابراهیم نبوی
Posted by: بابا شمل at September 29, 2008 11:05 AM
كاملا موافقم.
دورنماي خوبي نميبينم.زمان خاتمي حداقل وضع اقتصادي بهتر بود.نا اميدي كمتر بود.ماه پيش رفته بودم تركيه...دهاتي تركيه اي به مسخره به ما ميگفت:ايراني گراني.
آقاي خاتمي آبرو براي لب طاقچه به درد نميخوره.اگر مردي آبروت رو خرج ملت كن.
Posted by: داريوش at September 29, 2008 10:54 AM
سلام اقای نبوی
واقعا حرف حساب زدید، اگر موثر افتاد که واقعا ارزوی قلبی ماست، اگر هم نه ، که شاید توی تاریخ کمتر سرزنش بشیم،که هر کس تلاشی که میتونست کرد تا اقای خاتمی رو متقاعد کنه. خدا کنه موثر بیفته.
Posted by: سحر at September 29, 2008 10:46 AM
سلام عزيزم
خيلي نگران نباش!
آخرش عروسيت سر مي گيره و اين قيل و قال ها مي خوابه!ما كه آخر شبي دست خانومو مي گيريم و ميريم تا كپه ي مرگ مونو بزاريم.
عروس مي مونه و دوماد با هزار تا بدبختياش!
ببين عزيزم! اگه تو چن ساله كه از اين خونه زدي بيرون و قهر كردي كه الا و بلا من دخترعمو خوشكله رو می خوام ...
خبر نداري كه ديگه مردم كوچه خيابون نه دخترعمو ميشناسن نه تورو...
بابا دست از لجبازي بكش و بيا با آبجي همين محمودجون ازدواج كن!ايشالا عشق خودش پيدا مي شه تو زندگيت!
آخه عزيز من! چرا متوجه نيستي عزيزم!
مردم عوض (ي) شدن. دارن همو تيكه پاره مي كنن. گوشت همو ميخورن هيچي استخون همو هم دارن ميكنن تو ديگ بدن به شعبون استوخوني (استادخاني!!) كه عربده بكشه!
بي خيال داداش خوب و نازم!
ما با بد كسايي هم قطار شديم (مث همون فائزه خانوم و مادرش تو فيلم مارمولك!) هواست نباشه شلوار خودت و جد و آبادت رو كشيدن پايين و ...
آخر كار كه من يكي كه كم اووردم.
.......................
داداش من
بقول یارو ما خوردیم ولی شما بگین زد.... من هم شاید از فرط تلخی وضعیت گاهی چنان جان به سر می شوم که اصلا نه دستی به کار می رود و نه قلمی به یاد می آید، اما دوست من، سالهاست یاد گرفته ام بدون امید نمی شود زنده بود..... و از این حرفها دیگه
ابراهیم نبوی
Posted by: داداش با مرام at September 29, 2008 10:39 AM
آقای نبوی سلام من ازشهرخاتمی برایت مینویسم خواندن نوشته های شمادرسایت روزبرایم ازهرکاری واجبترشده میشه گفت معتادت شدم رفیق ایشالابااومدن خاتمی بازم شاهدحضورسبزت توی ایران آزادباشیم
Posted by: reza at September 29, 2008 10:31 AM
سلام ابرام. راست گفتي . همش راست بود.هرچند خودت راست نيستي . البته من هم راست نيستم.مگه اينكه راستم كنند كه نمي تونن بكنند.فعلا ما داريم راست راست راه ميريم و چپ چپ نگاه ميكنيم به اميد اينكه "دستي از غيب برآيد".
ميگن يارو توي سرماي زمستون خودشو و رفيقاش از سرما سگ لرز ميزدند و ميخواستن آتيش روشن كنن هيچ كس كبريت نداشت.با هر جون دادن كه بود سرما رو پشت سر گذاشتن.بعد يكي از اونها كبريت دراورد و سيگار روشن كرد.رفيقاش ريختن سرش كه تو كه كبريت داشتي چرا ندادي باهاش آتيش روشن كنيم از سرما يخ زديم؟ گفت گذاشته بودمش براي روز مبادا.اميدواريم كه محمد ما هم كبريتش رو براي روز مبادا نذاشته باشه.
ابرام جون مادرت هر كار ميتوني بكن
Posted by: lesbworm at September 29, 2008 10:16 AM
سلام،
خیلی از مطلب های تو آتیش به جون من می زنه و اشکم رو در میاره، تا حالا هیچ کس نتونسته به اندازه تو من رو بخندونه و من رو بگریونه. این مطلبت از اونهایی است که بی کم و کسر حرف دلم بوده و هست. اما نگرانم که این «ما» که گفتی جمع من و تو نباشه جمع چند تا از «ما» های از سر تنهایی جمع بسته شده باشه.
خاتمی کاری نکرد که بیشتر ما انتظار داشتیم اما احمدی نژاد نشون داد که کار خاتمی در این ممکلت بلبشو کارستان بوده. خاتمی نتوانست برخی از خواسته های ما رو تامین کنه اما.... بگذریم با همه چیزهایی که گفتی دربست موافقم ما رو هم با «ما» خودت جمع ببند.
Posted by: Saeid at September 29, 2008 10:11 AM
آقای نبوی،
من هنوز پشیمان نیستم که 8 سال به خاتمی ایمان داشتم.بعدش هم برای ادامه ی راهش به کمپین معین پیوستم.نباید انکار کنم که این روزها وقتی نوشته های اینچنینی رو می بینم ، ته لبخندی روی لبهام می آد که البته با آهی طولانی همراهه...که ای مردم چرا حالا؟! 4 سال ِ پیش کجا بودید!؟ باشه از گذشته نمی گم. و با اینکه مثل شما خیلی از کشورم دورم، ولی در این راه همراه شما من هم از آقای خاتمی می خوام که تصمیمشان رو هر چه سریعتر بگیرند. از خوندن و نوشتن از خبرهای تلخ راجع به ایران خسته شدم. دلم می خواد یک بار دیگه با افتخار بگم از کجا میآم و به داشتن رییس جمهوری با فرهنگ افتخار کنم
Posted by: HK at September 29, 2008 10:10 AM
سید جان
حرف دل ما را زدید خدا خیرت بده.
بخدا دیگر خسته شدیم از این همه دروغ..... دیگر آبروی برای ایران و ایرانی نمانده.
سید عزیز: خاتمی مهربان بیا و کمک کن ایران و ایرانی اعتبارش را بیشتر از این از دست ندهد
Posted by: منو چهر at September 29, 2008 10:09 AM
مرسي منم با اين درخواستت موافقم شديد !
Posted by: فرزاد at September 29, 2008 10:09 AM
بیاد!؟ تادوباره جبهه ضد مردمی واسلاما!واسلاما! شروع کنه و حزب پادگانی اشو بسیج که چه نشسته اید!اسلام از دست رفت!سلطنت مطلقه فقیه به سخره گرفته شد!نه این دفعه نه ! سید جوووون مادرت !!!نیا!!امروز تکلیف تودر نیومدن!!به حکم عقل نباید بیایی !مگه نه اینکه خبر بد برای اصولگرایان نیومدن تو!!بذار برنده بازی یه طرفه خودشون باشن!!تازه آق ابرام مشکل ما از اون بالا بالایه !!نه تدارکچی ش!!هر کی هم بیاد باز تدارکچی طرفه!!!ضمناً می گن جهت جلوگیری از ریدن بیشتر حضرات پطرس پسر فداکار اعلام آمادگی کرده برای 4 سال دوم ممولی داوطلبانه انگشتش رو تو سوراخ آقا نگه داره!!دیگه چی میخوای
Posted by: کورش at September 29, 2008 09:48 AM
خيلي مسخره اي تمام نفت درياي خزر را همين مرتيكه داد به روسها خيانت در حد قاجار
................................
دوست عزیز
من فکر می کنم شما خاتمی را با محمد علی شاه یا شاه سلطان حسین قاجار عوضی گرفتید، ضمنا کسی که در سالهای اخیر از حق ایران در برابر روسیه گذشت، احمدی نژاد در تهران بود و هیچ ربطی به خاتمی نداشت.
Posted by: احمد at September 29, 2008 09:33 AM
قصه ماها قصه خم كردن چوب خشكه كه هنوز بحث فلسفي داريم كه ميشه خمش كرد يا نه يكي نبود كه بگه چطوري ميشه نه اينكه ميشه يا نه ،ما بامراما هم اينقدر گفتيمش و بهش بند كرديم تا رفت حالا چهار ساله كه باز داريم به مخمون فشار مياريم كه ميشه خمش كرد يا نه يكي نيست بگه ما كه ناسلامتي جونمون فهميده بوديم كه ميشه چرا قدرش رو ندونستيم حالام دير نيست يعني نذاريم كه ديرتر بشه ،منم باهات موافقم خاتمي يه دونست واسش كتك خورديم بهمون توهين كردن و هر چي كه تونستن ولي بازم پاش هستيم اگه بياد...
Posted by: نيكان at September 29, 2008 09:28 AM
سلام
آقای نبوی قسمت پر لیوان را خوب دیده اید اما باقسمت خالی لیوان چه کنیم: ۴۰ میلیون امید ناامید شده .
من هنوز در بهت جامعه النبی هستم.
دست از سر این سید بردارید.
ما باید اینقدر بگوئیم تا آن چهل میلیون هم از زیرزمین های نومیدی بیرون بیایند، این راه نجات کشور از فرو رفتن بیشتر در لجن احمدی نژاد است
Posted by: farid at September 29, 2008 09:24 AM
قربون کلامت آقا ابراهیم
گل گفتی
انقد که چهره این یارو رو دیدم تو TV آب شدم رفتم تو زمین هیچی اثری ازم تو زمین پیدا نمی شه
خاتمی جون نوکرتیم برگرد
Posted by: sepanta at September 29, 2008 09:14 AM
جانا سخن از زبان ما می گويی
اميدوارم آنهايی که می گن تو دوره خاتمی هيچ اتفاقی نيافتاده الان جرات داشته باشن و بگن چه اتفاقاتی تو دوره اين کوتوله ژنده پوش افتاده، که حداقل اش اينه با آمدن خاتمی مملکت از شر ا.ن، اتفاقات و معجزاتش آزاد می شه.
Posted by: Negar at September 29, 2008 09:07 AM
با خواندن این مطلب هم خندیدم هم گریستم. امیدوارم بیاید
Posted by: امید at September 29, 2008 09:03 AM
من آقای خاتمی را فردی درستکار و با صداقت و با اندیشه های مثبت و متعالی می دانم اماشرایط امروز ایران به گونه ای است که ایشان نمی توانداندیشه های خودرا عملی کند یعنی دیگران نمی گذارند و مردم بار دیگر سرخورده و مایوس و از انتخاب خود پشیمان می شوندو یا ممکن است نگذارند که انتخاب شود لذا تحریم انتخابات و دوری جستن از این نظام بهترین گزینه است
Posted by: محمود-س at September 29, 2008 09:02 AM
salam agha nabavi!
ey baba!age mishe ke dobare hamechi mese zamane "taraf"beshe ke ma ham hastim....ta akharesh...
Posted by: sahar at September 29, 2008 08:57 AM
Salam, I was half crying half laughing reading this post. I hope the "we" you say can be enough big to encourage him...
Posted by: A reader at September 29, 2008 08:56 AM
Salam ebi jun,
Seyd mammad!! be khoda dige chizi vase az dast dadan namunde.
2 sale ke kuch kardam, amma in dastan tamum nemishe,
rishe rafte ta un paeena.
naghdan ke sukhtim,
bezar rishehe vase bahare baadi salem bemune
Posted by: Ali tokyo at September 29, 2008 08:56 AM
آقا ما هم خسته شديم از دست مردم فراموشكاري كه ميگن \\\" مگه خاتمي چيكار كرد؟\\\".قبول ميكنيد اگه بگيم چيكار نكرد!
نفت 120 دلار را تو شكم بوليوي و ونزوئلا نريخت!
تو سازمان سنجش كثافت كاري نكرد!
به مردم روزي بیست سی تا دروغ نگفت.
ديگه تو خريد گوجه و خيار مشكل نداشتيم!تازه با نفت 8 دلار!
بابا خدا!
ببين ما گير عجب مردمي افتاديم.
Posted by: عادل at September 29, 2008 08:52 AM
ابي عزيز سلام برادر
نامه ات حرف خيلي از ماهاست ولي خيلي ها هم ميگن اين سيد فقط مياد و وضع رو چند سالي در ظاهر درست ميكنه تا اينا دوباره جون بگيرن .اين آقا بيست ميليون راي داشت و كاري اساسي نكرد اساسي از اين نظر كه بياد بگه شوراي نگهبان نظارت استصوابي رهبري و اين همه ظلم در دولت پنهان يعني چه؟ و وو...آره خاتمي بياد خيلي خوبه ولي بيشتر براي اينا چون عمرشون بيشتر ميشه ماها هم چند سالي با چند تا روزنامه و آزادي دختر پسرها و همون چيزايي كه گفتي سرمون گرمه .راستي ابي عزيز ياد رفت كه زمان همين سيد بود كه اون همه قتل و بگير و ببند و گروه فشار هزارتا پدرسوخته بازي ديگه بود و اون بنده خدا هم حتي نتونست از وزير كشورش مواظبت كنه چه برسه به بقيه داستان .من فكر ميكنم حالا كه آب از سرمون گذشته بزار تا ميتونن گنداشونو بزنن تا شايد اين ملت خواب رفته و اكثرا" بي خبر از دنيا بيدارشن. اين نامه ات امروز زبون روزه ايي مارو بد جوري ياد بدبختي هامون انداخت تامغز استخوانم سوخت.
Posted by: nadi at September 29, 2008 08:45 AM
سلام، اوایل فکر می کردم خاتمی با ترسیدنش ، با وعده وعیدهاش ، چند سال ملت رو گذاشت سر کار تا این دیوونه هایی که الان سرکارن بتونن خودشونو ، برنامه هاشونو جمع و جور کنن تا به موقع حال ملت رو بگیرن بخاطر همین از خاتمی دل خوشی نداشتم. اما حالا می بینم ملت سر کار باشن بهتر از این هست که دوباره این روانی بیاد رأس مملکت بشینه و آبرو واسه ملت نذاره.
مرسی از نوشته هات.
Posted by: سمیرا at September 29, 2008 08:43 AM
ما از اینکه هر روز بشنویم یکی دیگه از بهترین بچه های این مملکت رفت فرنگ و دیگه نمی آد خسته شدیم.
به خدا خسته شدیم، از همه این بی حرمتی ها خسته شدیم.
آخه از چی می ترسی، ما همونیم که رفتیم کوی دانشگاه تا تونستیم کتک خوردیم، اصلا هر کی بیشتر می خورد بهتر بود، بعدشم که تمام دوست و رفیقامون گم شدند و یا دیگه پیدا نشدند یا تو پوست گوسفند از مرز رد شدند.
ما بازم پشت سرت ایستادیم. بازم حاضریم کتکتو بخوریم. چهار سال همه جور بد بختی رو تحمل کردیم که لا اقل پایان شب سیه سپید باشه.
واقعا منتظرتیم...
Posted by: احسان at September 29, 2008 08:41 AM
آقا! وقتی پینوکیو می خواست بیاد ما گلومون رو پاره کردیم که باباجان ایران رو به باد می ده ها! از گذشتش، از وابستگیش به ...، از برچسب جمع کردنش از روی درها در زمان شهردار بودنش معلوم بود که چقدر مردم فریب هست. اما دوستان گفتند که داری پیش داوری می کنی. خوشبختانه یا بدبختانه، الان همون آقایون افتادن به ....
به این آقای خاتمی بگید منتظر چی هست! چیزی برای از دست دادن وجود نداره. مردم به جایی رسیدن که حتما حمایتش می کنن.
تازه اگه هم تو شمارش آراتقلب بکنند، همه کردان رو میشناسن. این وسط آبروی خاتمی از بین نمی ره. در عوض تکلیف مردم با صندوق های رای بعدی مشخص می شه.
Posted by: Omid at September 29, 2008 08:40 AM
کسی که فقط خدمت به مردم و مملکتش براش مهم باشه، باکی از این نداره که آبروش بره یا کثیف از دنیا بره!! آقای نبوی عزیز! همیشه از نوشته هاتون لذت بردم و امیدوارم با انرژی ( وبه زودی دوباره در ایران ان شاء الله ) ادامه بدین. من هم با شما هستم و منتظرم.
Posted by: رستمی at September 29, 2008 08:37 AM
سلام
آقا دمت گرم، حرف دل ما بود. قدری هم با کسانیهای که دم از تحریم میزنن صحبت کن. خواهش میکنم ادامه بدید تا بلکه بتونیم از مصیبت احمدی نژاد نجات پیدا کنیم.
Posted by: Jefri at September 29, 2008 08:35 AM
salam ebram joon , akh gofti be khoda age biad khodam bar migardam iran ta lahzeye piroozish shabo roozamo mizaram , ino barash mail kardam vali bivafa hich vaght javabamo nadad , ina hamash shookhi bood vali doostan doa konid in mard bozorg belakhare be vazifash amal kone man be hamrahe hamsar va 2 farzandam barash joon midim be khoda ey kash biad
Posted by: hamid at September 29, 2008 08:16 AM
i am agree whith you iam living in usa but i think the only person can save our country is mr khatami if he was the president of iran i woudnot live the country . jila
Posted by: jila at September 29, 2008 08:14 AM
besssssssssssssssssssiar ziba gofti va harfe dele ma ra mamnoon
Posted by: pooneh at September 29, 2008 08:12 AM
چي بگم؟ بخنديم يا گريه كنيم به حال خودمون؟ به مولا من يكي كه ديگه حيرون موندم چه كنم با اين تحفه ارادان؟ منم ميگم سيد ....! بيا ديگه سالار جون مولا اين همه دق نده مارو ... خدا كنه نامه ات كارگر بيفته داش ابرام... يا علي
Posted by: mohammad at September 29, 2008 08:10 AM
با سلام آقای نبوی
من نمیدونم شما چی توی این خاتمی دیدید که فکر میکنید اون ناجی مملکت و ملت میشه. آخه وضعیت الان ما که محصول عقب نشینی های مداوم اوست از وعده هایی که داده بود. برگزاری انتخابات مجلس هفنم و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری را بد اخلاقی نامیدن اسمش واقعا چیه؟
متاسفانه خاتمی به ملت وعده داد، از ملت رای گرفت و بعد سر بزنگاه های مهم و سرنوشت ساز مردم رو تنها گذاشت و به فکر نظام و ... افتاد.اون فقط یه ویترینی شد برای این نظام.
به نظر من بهترین کاری که خاتمی میتونه بکنه اینه که نیاد ولی فعال بمونه و از کسی مثل عبداله نوری که میدونیم حرف و عملش یکی هست و به آنچه می گه اعتقاد داره و پای هزینش هم واستاده حمایت کنه.
اینجوری من فکر میکنم مردم هم طوری حمایتشون میکنن که دیگه تقلب هم کارساز نیست.
ولی با شناختی که من از خاتمی پیدا کردم فکر میکن آخرشم اگه بخواد از کسی حمایت کنه میره سراغ کروبی
Posted by: سروش at September 29, 2008 07:48 AM
سلام، بسيار زيباست و چه بجا زنده باشيد.والله چي ميشه گفت اقاي نبوي اين طنز نبوداين داستان زندگي امروز ماست و چه دردناكه.
موفق باشيد
Posted by: شهاب at September 29, 2008 07:33 AM
خداييش اين نوشته رو پاك نكن اگه واقعاً آزاد انديشي!
آخه تو فكر كردي حساب اكبر و محمد و محموده؟
هركي بياد نميذارن كار كنه. بعدش هم مگه دودوره خاتمي اومد چيكار كرد؟ نگين كه من طرفدار اكبر و محمودم كه غلطه!
خانه از پاي بست ويران است خواجه!!
......................................
من تقریبا بیست تا دلیل برای اینکه خاتمی در دوره خودش چه کارهایی کرد که هرگز هیچ دولتمردی نکرده گفتم، باز هم از من می پرسی خاتمی چه کرد؟ نمی خونی مطلب رو یا قبل از خوندن سووالت آماده است و مثل ضبط صوت تکرار می کنی؟
Posted by: محمدرضا at September 29, 2008 07:25 AM
آزموده را آزمودن خطاست
..............................
آزموده رو وقتی رد شده باشه نباید آزمود، مثلا احمدی نژاد، ولی وقتی خاتمی آزموده شده و نتیجه مثبت گرفته چه آزمونی بهتر از این؟
ابراهیم نبوی
Posted by: NeghNeghoo at September 29, 2008 07:17 AM
it was great, he should return and if he doesnt want to come back, he must tell soon then ( IE KHAKI TOO SAREMOON BIKONIM !).but we still love him, and remember all thing .
Posted by: zahra at September 29, 2008 07:05 AM
سید بر سید سخت نگیر - کنار گود وایسیم و بگوییم لنگش کن - صبر چیز خوبی است بگذار خاتمی کار خودشو بکنه تو هم کار خودت رو - به وقتش مرد میدان خواهد آمد و من و تو باید اون سربازی باشیم که یه عمر مواجب گرفته ایم تا یه روز بحنگیم. اون روز دیر نیست.
عزت زیاد
Posted by: fozol at September 29, 2008 07:02 AM
با سلام
آقای نبوی جامعه ایران مثل معتادی میماند که بد از آمدن احمدی نژاد مجبور شده که ترک کنه یا مجبورش میکنند
چی رو (حکومت یا سلطنت فقیه را)،از خصوصیات جمهوری اسلامی این است که همیشه مردم باید بین بد و بدتر انتخاب کنند.
آقای نبوی مثل یک مادر دلسوز به این معتاد ،لطفا مواد (خاتمی) نرسانید،اجازه دهید این معتاد یک بار برای همیشه یا ترک کند یا .......
که خماری بد از انتخابات به نعشگی انتخاب شدن ،نمی ارزد
زت زیاد
Posted by: farid at September 29, 2008 06:58 AM
واقعا متن خوب و تکان دهنده ای بود. امیدوارم که یا خاتمی با روحیه جنگنده بیاد یا کسی رو نامزد کنند که واقعا بتونه پاسدار محبت و حمایت مردم باشه.
Posted by: fariba at September 29, 2008 06:45 AM
جانا سخن از دل ما گفتی.خدا کند که بیاید......
Posted by: فرهاد at September 29, 2008 06:09 AM
آقا دست مريزاد٠ كلي حال كردم با اين نوشته ات٠
اميدوارم خاتمي هر چه زودتر نيامدنش را اعلام كند و همانطور كه شما پيشنهاد دادي-درصورت نيامدنش- همه بر سريك آدم باعرضه اجماع كنند و تاآخر پاش بايستند٠ من بر خلاف شما اعتقادبه امدن خاتمي ندارم٠ اگه خاتمي بياد با كوتاه آمدناش و تفريط گريهاش و مصلحت انديشي هاش فقط خون به دل افرادي مثل من ميكنه٠
شايد ازنظرشما من تند رو باشم يا ايده آليست يا نا پخته ولي به هر حال
هشت سال فرصت سوزي به من آموخت كه بايد از كسي حمايت كرد كه ارزش راي من و امسال من را فداي مصلحت انديشي براي نظام نكند٠
Posted by: علي-مونترال at September 29, 2008 06:06 AM
Mitonie vaghti ke khodehto jam mibandie esme man ham ezafeh koni
dar arezoye barghashteh MAMAD khandan
Posted by: Pouria at September 29, 2008 05:00 AM
Agar oomad o aberoosh ro bordan chi? agar oomad o sekkeh yek poolesh kardan chi? begzarim too in tarikheh kooftimoon ke por az adam haii ke be nekbat keshideh shodand...la aghal chand ta baghi bemoonand ke tamiz az in donya berand... delemoon shekast enghadr ke joz Amir o Mosadegh esmi nadashtim ke sar bolandemoon koneh.... Khatami aberooyeh in tarikheh 80 saleh akhir ro kharideh... bezarim tamiz bemooneh
Posted by: R at September 29, 2008 04:54 AM