دوشنبه 8 مهر 1387

خاتمی! نذار بگم دیگه دوستت ندارم

khatami bia.jpg

خاتمی جان! عزیز دلم! کوچولوی بال و پر شکسته. واسه چی ما رو عذاب می دی و رفتی توی بایگانی تاریخ قایم شدی؟ باهاس چی کار کنیم که پاشی بیایی ملت رو از سرگردونی نجات بدی؟ تو که می دونی این اوضاع اگه همین جوری پیش بره، نصف ملت دنیا شون می شه آخرت یزید و نصف دیگه هم باید برن جلو تا چهار سال دیگه بوق بزنن. تو می خوای چی رو برای کجا و چه زمانی حفظ کنی؟ می خوای افتخاراتت رو واسه چی نگه داری؟ می ترسی چی بشه؟ می ترسی دوباره بیفتی وسط یک مشت گرگ درنده که روزی نه تا بحران واسه ات بزان و نذارن که به تحقیقات مربوط به حقوق شهروندی ات برسی؟ بابا! ای ول با این مرام ات! مصبتو شکر با این حال دادن ات درست زمانی که همه دارن حال یه ملت وامونده جامونده از همه جارونده رو می گیرن! آخه این هم شد کار؟

من می دونم وقتی بخوای بیای ممکنه دوباره سرها بره توی پرونده های قدیمی و دوباره بقول خودت بداخلاقی ها شروع بشه، ولی جون حاجی! فکر ما رو چرا نمی کنی؟ چرا فکر نمی کنی ما هم آدمیم؟ چرا فکر نمی کنی ما هم دوست داریم وقتی اسم رئیس جمهور کشورمون می آد حداقل رومون بشه سرمون رو بالا کنیم و یه نگاه به عکس رئیس جمهور کنیم و فکر کنیم حداقل یه آدم رئیس جمهورمونه که روزی شصت بار دروغ نمی گه و هفته ای صد روز ملت رو عقب تر نمی بره! آخه رفیق جان! مرد مومن! ما سر همون سفره بی نون و نمک زندون اوین که هر کدوم مون یه دور به عشق خنده ها و شادی های یک ملت رفتیم توش، با هم نون و نمک خوردیم. حالا خودت خداروشکر زندون نرفتی، ولی وزیرت که رفت، اون یکی وزیرت که دستش شکست، بالاخره همدردیم، یعنی اصلا نمی خوای ما رو.... آره؟ جون مادرت که ایشاللا خدا بهش عمر طولانی بده، ما رو آدم حساب کن. نمی تونی بفهمی ماها از این وضع خسته شدیم؟ باید سرمون رو از پنجره در بیاریم و جیغ بزنیم خاتمی بیا، خاتمی بیا؟ حالا بفرض این کار رو هم بکنیم، تو که محل نمی گذاری. چی کار کنیم؟

محمد جونم! سید! الهی هر چی درد و بلاته بخوره توی سر این محمود، الهی قدت سر چشم هر کی نمی تونه ببیندت درآد، آدم این قدر ناز نازی؟ به قول امیرکبیر به سرباز مملکت یک عمر مواجب می دن که یک روز بره بجنگه، ما که مواجب به تو ندادیم، یعنی نداشتیم که بدیم، تازه می دادیم هم که تو نمی خواستی، ولی کم بهت احترام گذاشتیم؟ کم برات کتک خوردیم؟ کم بخاطرت انفرادی کشیدیم؟ کم بخاطرت تهمت خوردیم و تحقیر شدیم؟ کم بخاطرت دربدری و مکافات دوری از مملکت کشیدیم؟ پنج سال بچه تو و رفیق هاتو نبینی بخاطر اینکه دلت خواسته مملکت ات آبرویی داشته باشه و کسی جرات نکنه اسم کشورت رو با تحقیر ببره. آخه رفیق! ما که فحش تو خوردیم، ما که کتک خورمون ملس شد واسه اینکه تو باشی، ما که بقدر خستگی دست و از دست دادن نور چشم نوشتیم و با تحمل اضطراب هر روز و هر روز و هر روز قاضی مرتضوی پات وایستادیم، حالا دیگه اصلا دوزار هم ما رو آدم حساب نمی کنی؟ رفیق جان! ما بریم سراغ کی؟ بریم سراغ هاشمی که اونم کم ناز و ادا نداره، تازه بدبختی اینه که طرف اسمش بد دررفته، شده زمین بایر، هر چی هم آبش بدی و بذر بپاشی و کار توش بکنی بعد از ده سال می شه چهار تا درخت پسته که نصفش پوکه و نصفش دربسته، حالا همه اینها هیچی! وقتی اسمش می آد، ملت گوش شون رو گل گرفتن و چشم شون رو بکلی بستن. اگه دستشو بکنه عسل دماوند و بذاره توی دهن همین رفیق و رفقای خودمون، باز هم گازش می گیرن. مکافات اینه. حالا این یکی هیچی! سید! تو که نیای اون شیخ اصلاحات می آد که هنوز نیومده داره به در و دیوار سنگ پرت می کنه، بابا یواش! سرمون رو شکستی! ول بده داداش، نمی خوای راه بدی، تموم فامیل رو ضایع نکن. می خواد یه انتخابات شرکت کنه همه مون رو کرد یه لته کهنه و تپوند توی سولاخ راه آب. بدبختی مون رو ببین که وسط این همه کامران و هومن که تازه اونها هم کانادایی شدن و بعد از سه هزار سال داریوش و کورش و هوخشتره، باید زیر علم باقر سینه بزنیم. بیست سال زور زدیم تا مخملباف شد ژان لوک گودار، حالا باید بیست سال زور بزنیم تا قالیباف بشه ژاک شیراک. بابا، خاتمی! رفیق جان! نذار ما که عادت کردیم به یه آدم حسابی به اسم ممد آقا خاتمی گرفتار یه مشت ذلیل علیل بشیم که نه به بارن و نه به دارن و تازه معلوم نیست اگه بیان چی می خواد بشه.

رفیق جان! محمد طلا! سید خندان! جون حاجی دودره مون نکن. بذار بعد از چهار سال تشنگی و مکافات یه آب خوش از گلومون بره پایین. مگه ما چه کردیم که نباس دو روز خوش تو این دنیا ببینیم؟ سید! اینها که می گن توی دوره خاتمی هیچ اتفاقی نیفتاد زر می زنن قورمه سبزی، از اونی که دو روز زندان رفت و شد پابلو پیکاسو تا اونی که وقتی زندون رفت عشقش خاتمی بود و وقتی از زندون بیرون اومد جواب سلام نلسون ماندلا رو هم نمی داد. و اونی که چهار سال ختم " صد روز با خاتمی" گرفته بود و حالا سر ختم خاتمی هم ممکنه سروکله اش پیدا نشه.

حاجی! ما اگه همونی که داشتیم رو بخوایم باهاس دم کی رو ببینیم؟ گفتی اقتصاد حالی ام نیست، ولی اومدی و رفتی و نه برقی قطع شد و نه گوجه فرنگی شد چراغ خطر اقتصادی و نه مملکت شد آشغالدونی واردات موز و خیار و سیب زمینی. بابا! تو خودت حالی ات نیست، تو اقتصاد بلدی، دلیل اش هم همون کاری که کردی. گفتی که شرمنده ای که نتونستی آزادی بدی، ما هم زدیم تو سرت که بی عرضه ای. اما این حاج محمود بلایی سر مملکت آورد که تو که زمانی به نظر بعضی از بروبکس مانع اصلی آزادی توی کشور بودی الآن شدی آرزوی همه ملت. نه که تو عوض شده باشی، نه، ولی تازه ملت فهمیدن یه رئیس جمهور بی عرضه یعنی چی؟ تازه فهمیدن روزنومه نداشتن یعنی چی! تازه فهمیدن چهار تا قطعنامه توی دو سال یعنی چی! تازه فهمیدن بی احترامی در تمام جهان یعنی چی؟ تازه دارن می فهمن آرامش و آزادی یعنی چی. بابا! درسته چهار تا مثل من و فلونی و فلونی چهار تا پس گردنی خوردیم و رب و رب مون رو یاد کردیم، ولی حداقل چهار تا دختر همسایه و پسر همسایه مون تونستن مثل آدم دست همدیگه رو بگیرن و توی خیابون راه برن. حداقل این بود که کسی جرات نمی کرد چهار تا وب سایت درپیتی رو فیلتر کنه و دست بذاره روی چشم ملت که نبین و گوششو بگیره که نشنو. حداقل این بود که سالی هزار تا کتاب چاپ می کردیم بدون اینکه یک سال منتظر بمونیم تا اجازه کتابی که سه ماه صرف نوشتن اش شده بگیریم. حداقل این بود که چهار تا آدم باحال اگه می خواستن برن مهمونی اجنه و عزرائیل بالای سرشون ظاهر نمی شد. حداقل این بود که اگر می رفتی دفتر معاون دانشگاه که نمره تو درست کنی ترتیب تو نمی داد و تازه بعدش به زور عقدت نمی کرد. حداقل این بود که هفته ای یک ترور نبود و سر یکی رو نمی بریدن..... بابا اینها که حداقل نیست، من می خوام برگردم به همون حداقل انسانی.

ببین، محمد جان! قربون اون عبای سفیدت برم! به حرف این بچه گاگولایی که وقتی می خوان سراغ تاریخ می رن سه هزار سال قبل و وقتی می رن سراغ جغرافیا می رن پنج هزار کیلومتر اون ور تر گوش نکن. ما که می دونیم ایرونی هستیم و همسایه عراق و افغانستان و ترکیه و پاکستان هستیم و مطمئنیم که ایران همجوار سوئیس و اتریش نیست، از طرفی می دونیم که اگر بخواهیم گذشته رو ببینیم دیگه فوقش می ریم زمان هاشمی، نه، می ریم زمان هویدا، خیلی که بخواهیم زور بزنیم می ریم زمان مصدق، ورنمی داریم زرتی بریم سراغ جمشید و داریوش و خشایارشاه. ما می دونیم واقعیت چیه، اگه هم ده سال پیش الدرم بلدرم می کردیم و می خواستیم تو بشی رهبر اپوزیسیون، من یکی که غلط کردم، گه خوردم. بقیه خودشون می دونن رژیم غذایی شون چیه، من می خوام تو بشی رئیس جمهور. یه رئیس جمهور که چهار تا وزیر با سابقه بگذاره برای گردوندن مملکت، یه رئیس جمهور که هر چهار سال یک سال یا حداکثر دو بار بره نیویورک، سالی هم دو بار بره فرنگ، بقیه وقتش رو هم به اداره مملکت بگذرونه. ما رئیس جمهوری نمی خوایم که دنیا رو مدیریت کنه ولی توی کشورش همه همدیگه رو بخورن، بیا! این یکی اومد راه بره، چنان ضایع کرد که تا پونزده سال باهاس سیفون بکشی و عطر و گلاب بزنی که بوی رئیس جمهور از شامه ملت حذف بشه. چه جوری بهت بگم، ما یه رئیس جمهور می خوایم که برق مون قطع نشه، فیلتر نشیم، روزنامه داشته باشیم، احترام داشته باشیم، روزی که می آد قیمت خونه اگه صد میلیون هست، بعد از چهار سال مثلا بشه صد و بیست میلیون نه دویست و پنجاه میلیون.

خاتمی جونم! عزیز دلم! چه جوری بهت باید قول بدیم که بچه های خوبی هستیم و بخدا بهت کمک می کنیم که مملکت رو اداره کنی، بهت کمک می کنیم و بیخودی هم هر روز تند نمی ریم که اذیتت کنیم. همراه ات هستیم و دل مون لک زده که مثل آدم زندگی کنیم. ما از بی احترامی خسته شدیم. ما از اینکه هر روز بشنویم یکی دیگه از بهترین بچه های این مملکت رفت فرنگ و دیگه نمی آد خسته شدیم. ما از اینکه هر روز دروغ بشنویم خسته شدیم، ما از اینکه هر روز ببینیم یک وزیر بی عرضه می ره کنار یکی بی عرضه تر می آد جاش خسته شدیم. ما از اینکه قیمت ها مثل موشک می ره بالا و در عوض موشک ها سقوط می کنه خسته شدیم. ما از خالی بندی ها خسته شدیم. ببین! چرا نمی فهمی!؟ چرا نمی تونی بدبختی ما رو درک کنی! ما از این وضع خسته شدیم. باید چی کار کنیم؟ باید همه جای شهر اسمتو بنویسیم روی در و دیوار؟ باید ملت عکس خاتمی رو بزنن روی ماشین و لباس شون و هر جا دست شون می رسه تا بفهمی؟ باید هر جا سخنرانی می شه جمع بشن و شعار بدن که بیایی؟ چی کار کنیم؟ جون حاجی بگو چه کنیم؟ آخه رفیق جان! یه نیگاه به تقویمت بنداز و ببین روزها همین جوری داره می گذره و هر چه می گذره آقاتیزه دندون هاش رو برای قاپیدن یک دوره دیگه ریاست جمهوری تیز می کنه.

ببین حاجی! دارم جدی می گم! تو شدی عین دخترعمو خوشگله که می خواهیم نامزدمون بشی، نشستی واسه خودت لب جوب، یه گل مریم هم گرفتی دستت و پرشو می کنی و هی می گی می شه نمی شه، می شه نمی شه، می شه نمی شه، بابا اگه می شه، بگو ما هم بریم تهیه و تدارک، شاید بابات رضایت داد، حضرت عباسی اگه رضایت ندی ممکنه یکی بره زن فرنگی بگیره، یکی هم بگه دلمو به همین مهوش خانوم خوش می کنم، بالاخره وقتی برق قطع باشه آدم روی نحس اش رو نمی بینه. ولی آخه این یارو هم ددری یه، هم بد اداست، هم دائم خونه باباست، هم می ره دیدن غریبون. تو رضایت بده، ما هم این ور قضیه حواس مون هست، اگه کسی خواست مراسم رو به هم بزنه و تحریم کنه و پشت سر رفیق مون حرف بزنه، نه دیگه دوست و رفیق سرمون می شه، نه دیگه حاضریم کوتاه بیاییم. نه که رفیق باز نیستیم، ولی رفیق اصلی ما مملکته و عشق اصلی مون کشوری که هر روز داره توی لجن و کثافت دیوانگی و بی عقلی فرو می ره.

من نمی دونم، شاید هم دلت با ما نیست، شاید می ترسی دوباره بگی آره، نه ماه به شکم بکشی آخرش هم یه بچه ناقص الخلقه به دنیا بیاد که نه قیافه اش به ملت ما شبیهه نه به دولت تو، اگه می خوای بگی نه، جون مادرت همین فردا بگو نه، ولی دست ما رو تو پوست گردو نذار. اگه نمی خوای خودت بیای، حالا که همه قبولت دارن، هر چی آدم گنده است جمع کن، برین بشینین توی یک خونه ای، دو روز حرف بزنین، آخر کار یکی رو انتخاب کنین که همه مون پاش وایستیم و از شر این زن بابا راحت بشیم. اگه این کار رو بکنی، هم عقل کردین، هم ملت می آن پشت سرتون، گیریم که چهار تا دله دیوونه نیان، بقول شیرازی ها باکی نیست. منتهی هر کاری می کنی زودتر، بابا لایت! بابا یواش! تا تو بگی نه، یارو سه دور کره زمین رو دور زده و یه متر دیگه به حجم کثافت مملکت اضافه کرده.

خاتمی جونم! من کاری به هیچ کس ندارم. این نامه رو هم واسه این دارم منتشر می کنم چون می دونم اینجوری زودتر به دستت می رسه، به من باید جواب بدی! من واسه ات زندگی مو گذاشتم، می دونم خیلی ها این کار رو کردن، ولی من کار خودمو می کنم. به من جواب بده، یا بگو آره و بیا و پاش وایستا و پات وای میستیم، یا بگو نه و به عنوان کسی که همه مون قبولت داریم، با بقیه اونهایی که می خوان مسائل کشور رو توی ایران حل کنن، بشینین یکی رو انتخاب کنین و اون بشه نامزد ائتلاف، ما هم تصمیم شما رو قبول داریم.

گفتم ما تصمیم شما رو قبول داریم، گفتم ما، فکر نکن خودمو جمع بستم که بگم از طرف ملت حرف می زنم، نه حاجی! دیگه اون عادت ها توی سر ما یکی که دیگه نیست. خودمو جمع بستم که تنها نباشم. حرف آخرم هم اینه که اگه جواب دادی که دادی، اگه ندادی، دیگه اصلا باهات حرف نمی زنم، توی روت هم نیگاه نمی کنم. مطمئن باش نمی رم سراغ غریبون، منتهی دیگه یادم می ره که یه روزی یه محمد خاتمی مشتی باحال داشتیم که می تونست گره کارمون رو واکنه، ولی اینقدر دست دست کرد که موهای سرمون عین دندونامون سفید شد.
مخلص رفیق
ابراهیم نبوی
هشتم مهر 1387

طنز روز | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/442

Comments

آقای نبوی سلام:
نامه شما برای من یادآور بغضی بود که دانشجویان حامی خاتمی در آخرین سخنرانیش در دانشگاه فنی تهران تجربه کردند،حس وجود کسی که دانشجو را آدمک های فوتبال دستی نمی بیند تا امتیازش را به قیمت شکستن یکی از آدمک ها بدست آورد.
من هم با نظر دوستی که بعضی از جملات نامه را باعث کم رنگ شدن دیگر قسمت ها می دانست ، موافقم و فکر می کنم قلم شما به اندازه ای قوی است ، که خواننده انتظار دیدن چنین جملاتی را ندارد.رلی جدا از آن،از این حرکت شما متشکرم.

Posted by: Saed at October 26, 2008 10:22 PM

آقای نبوی سلام :) یادش به خیر اون روزایی که شما توی ستون پنجم مینوشتید و ما هم با اشتیاق میخوندیم... افسوس گذشته خوردن که اشتباه. یه فکری باید به حال آینده کرد

اصولا به نظر من مخالفین خاتمی رو می‌شه به این شکل طبقه‌بندی کرد:

۱- کسانی‌ که منافع شخصی‌ خدشونو دنبال میکنند، که خوب رایشون هم محاسبه می‌شه، ولی‌ دلیلی‌ نداره که من هم توی رای خودم منافع شخصی‌ دیگری رو لحاظ کنم!

۲- کسانی‌ که حقیقتا فکر می‌کنن که ادارهٔ مملکت رو باید سپرد به دستان امام زمان، و خوب از اونجایی هم که یک حالهٔ نور اخیرا بر فراز سر امام‌زاده محمود مشاهده شده، هیچ رئیس جمهوری بر ایشون ارجح نیست!

۳- کسانی‌ که میگند "من در این نظام رای نمیدهم!" یا "شرکت در انتخابات به معنی تایید مشروعیت این نظام است"، و خلاصه از این دست استدلال‌ها... من البته خیلی‌ امیدوار بودم که بعد از ریاست‌جمهوری محمود خان، دیگه چنین استدلالی رو نبینم و نشنوم، چون فکر کردم آدم وقتی‌ یه راهی‌ رو بره و سرش به سنگ بخور منطقیش اینه که دوباره خیز بر نداره و خودش رو محکم بکوبونه تو دیوار! اما ظاهرا هنوز بعضی‌-ها به این باور نرسیدند؛ که خوب خدمت اون دسته از عزیزان می‌خوام عرض کنم: "خوب...؟" یا به عبارت دیگه "بعدش چی‌؟!" بذارید فرض کنیم که مشروعیت نظام فقط لنگ اینه که شما برید و رای بدید... حالا کی‌ وایستاده ببینه این نظام مشروع هست یا خیر؟! تو می‌خوای وطنت رو، خانوادت رو، زندگی‌ خودت و همهٔ عزیزانت رو فدای این ایده کنی‌ که من مثل یک مرد ایستادم و نگذاشتم مشروعیت این نظام تایید بشه؟! این که هنر نیست!!! تو وایستی و هر روز ویران‌تر شدن میهنت رو نظاره کنی‌ به این دل‌خوشی‌ که من این ویرانی رو تایید نمیکنم راه به جایی‌ نمیبره!!!!

۴- کسانی‌ که فقط یاوه‌گویی و فحاشی میکنند بدون اینکه خودشون هم حقیقتا بدونند علت مخالفتشون چیه. حد اقل من که از صحبت‌های ارزندشون چیز خاصی‌ دست‌گیرم نمی‌شه جز یک سری مسایل فیزیلجیکی که خیلی‌ به سیاست ربطی‌ ندارند!

۵- آدمایی که میگن خاتمی بی‌ عرضه است، یا خاتمی شهامت نداره... این آدما غالبا هم همون افرادی هستند که غرق در رویای کورش و داریوش کبیر هستند، که البته من هم تحسین می‌کنم این افراد رو، ولی‌ حقیقت اینه که من نمیدونم کورش و داریوش چی‌ شد که از ایران سر در آوردند!!! حد اقل میدونم تا زمانی‌ که ما مدل فکریمون حسین فهمیده باشه کورش و داریوشی در کار نخواهد بود. با نارنجک به کمر بستن و یا حسین گفتن و زیر تانک پریدن شاید یه تانک منهدم بشه، اما یه جنگ به پیروزی ختم نمی‌شه. یه جمله‌ای از ژولیوس سزار نقل شده که من خیلی‌ دوستش دارم. میگه یه ژنرال خوب کسیه که بدونه توی کدوم جنگ پیروز می‌شه و توی کدوم جنگ شکست خواهد خورد. من مطمئنم اگر داریوش هخامنشی مثل ناصر‌الدین شاه قاجار راه به راه با شکست‌های خودش مملکت رو به نابودی نکشوند به خاطر اینه که توی جنگی که میدونست شکست میخوره اصلا شکرت نکرده. شاید اگر همون داریوش امروز ایران رو اداره میکرد ما بهش میگفتیم دیدی! دیدی ترسیدی!!! بابا آخه یه خورده به دور و برتون هم نگاه کنید ببینید چی‌ داره میگذار....

۶- افرادی که میگن "دیگه از این بدتر چی‌ می‌خواد بشه؟! مرگ یه بار شیون یه بار..."‌ای آقا! یه نگاه به عقب بندازید ببینید چند بار این جمله رو توی تاریخ به زبان آوردیم و چند بار به چشمهای خودمون دیدیم که از این بدتر هم شد! من یکی‌ گلوم پاره شد از بس که شیون کشیدم! نمی‌شه یه مدت اصلا شیون نکشیم فقط صحبت کنیم؟! نمی‌شه یه مدت اصلا مرگی در کار نباشه؟!

۷-اونایی که میگن ما آخوند نمیخیم! جمع بستن این جوری که اصلا توی کت من یکی‌ نمیره! منم سکولاریسم رو باور دارم، ولی‌ سکولاریسم هم به این معنی‌ نیست که حاکم باید بی‌-دین باشه؛ معنی سکولاریسم اینه که حاکم هر دینی که داره برای خودش داره (آخه دین بی‌-دینی هم خودش یه دین دیگه!) پس به جای اینکه کلی‌ گویی کنید بگید چرا خاتمی رو نمیخواید، صرف نظر از اینکه اخوند هست یا نه...

۸- اونایی که خارج از کشور هستند و به قول معروف از بیرون گود میگند لنگش کن! حالا سو تعبیر نشه؛ خود من در آمریکا زندگی‌ می‌کنم، و متاسفانه امکان بازگشت به کشورم رو هم ندارم (هیچ هم نمیدونم تا چند سال)، اما هیچ وقت راضی‌ نمی‌‌شم که یه بمب اتم وسط میهنم بترکه و همه چیزو محو کنه تا من برگردم و از اول اونطوری که دوستش دارم بسازمش! آخه هفتاد میلیون [؟] هم‌میهن من هم همراه احمدی‌نژاد به فنا خواهند رفت!

Posted by: Sina at October 24, 2008 01:03 AM

Dear Mr.Khatami, for your mama's sake would you run? Obama won U.S. elections and is ready to talk. Knock, knock, anyone home? hello

Posted by: Rod Sharif at October 21, 2008 03:29 AM

.........................akh
yani mishe 2bare khatami biad?!!!

Posted by: amir0a at October 20, 2008 11:51 AM

با سلام به عرض میرسانم برای اداره مطلوب یک کشور، تنهایک رییس قوه مجریه ایده آل که آنهم نصف کابینه اش تحمیلی است و هر وقت هم که بخواهند نصف دیگرش را میفرستند پیش قاضی مرتضوی، جواب گو نخواهد بود و اگر هم بخواهد حتی فقط فرهنگ گفتمان را پیاده نماید عاقبتی بهتر از آقای حجاریان نخواهد داشت.آیا آنهاییکه از آقای خاتمی دعوت به میدان آمدن میکنند،قادر به تامین امنیت جانی ایشان و خانواده محترمشان هستند یا خیر؟ ایشان با چه ابزاری یا داشته هایی میخواهد مملکت را اداره کند:ایا صدا و سیما، ارتش و سپاه پاسداران، نیروهای بسیج،اصحاب مطبوعات، مجلس،شورای شهر، شورای نگهبان، رهبر ، مداحین، قوه قضاییه و ..... پشتیبان آقای خاتمی هستند. در صورت جواب مثبت، انگاه من هم توقع دارم ایشان دعوت شما را برای ریاست جمهوری قبول نمایند.

Posted by: yousef at October 12, 2008 11:08 AM

سلام,من نوشته هاي شما رو هميشه ميخونم و دوست دارم. ولي از شما بعيده كه ميخوايد مردم رو دوباره اسير فردي بكنيد كه 8 سال فقط دروغ كفت و در برابر تمام جنايات سكوت كرد,براي مرك لاجوردي بيام فرستاد و او را وطن برست و بنده صالح خدا خواند و وقتي دانشجويان داد زدند كه ترس تا كي ؟از دوستانت مثل اكبر كنجي كه در زندان است دفاع كن با نهايت وقاحت كفت:از كجا ميدانيد كه بيكناه است!!!!!هوشيارتر باش نبوي عزيز.

Posted by: saeed at October 6, 2008 06:26 PM

من موافقم که خاتمی باید بیاد حتی به نظر من بهترین گزینس

ما باید از خاتمی با رای هامون حمایت کنیم، دقیقآ تا لحظه ای که برای 4 سال رئیس جمهورشه، دقیقآ هموتکاری که خاتمی با ما کرد
اینکه خاتمی نمیتونه کاری بکنه غلطه:
توی اون 8 سال خاتمی ما رو قربانی مصلحتی کرد که مبتنی بر هیچ برنامه سیاسی نبود. مشکل از ما بود که همش منتظر بودیم اون کاری بکنه، حس عشق و نفرت ما به خاتمی باید تموم شه، این اختگی که در مقابل شان کفالت دولت یا خاتمی داریم، خاتمی باید بیاد تا دینش رو ادا کنه، خاتمی باید بیاد تا قربانی بشه، باید پدر کشی اتفاق بیفته تا به بلوق برسیم، این آخرین فرست ماست، ما نمی تونیم منتظر تجددید نظر های اساسی در اصلاح طلب ها باشیم، این 4 سال آخرین فرستیه که نیرئ های مستقل و ماثر درست کنیم، خاتمی باید بیاد تا ما کارهامونو بکنیم نه خاتمی کاری برای ما بکنه( اگه بپرسین مگه الان نمیشه کارهامونو بکنیم که دیگه از اون حرفاست)
اگه خاطمی اعلام کاندیتوری کرد یه مقاله مفصل سر این قضیه مینویسم، امیدوارم زودتر این کارو بکنه

Posted by: صالح دمشقی at October 6, 2008 05:51 AM

آقای نبوی سلام ، من یکی از استعداد درخشانهای ایرانی بودم که تو دوره احمدی نژاد علی رغم میل باطنی یک کوچ اجباری کردم ، الان دارم واسه اجنبی کار میکنم ، ولی اگر آقای خاتمی بیاد به روح مادرم میام ایران ؛ ایران رو با دست خالی دوباره می سازیم به شرطی که حد اقل یه نر ریس جمهور باشه که قدش برسه به تریبون سازمان ملل.
آقای خاتمی ؛ من با دختر شما تو دانشگاه تهران همکلاس بودم ؛ از ایشون سوال کنید که بچه های ایرانی تا چه حد عاشق شما بودند. بیا سید ؛ امروز که محتاج تو ام جای تو خالیست فردا که بیای به سرهغم نفسی نیست

Posted by: َAli at October 5, 2008 11:55 PM

سلام ابي جون

دمت گرم خيلي باحال بود ولي با مرام چرا خودتو جمع ميبندي منم باهاتم با غرور بگو ما.

قربون شما و وطن يه دانشجوي ايراني

Posted by: حميد رضا at October 5, 2008 12:43 PM

age khatami entekhab she bar migardam,barmigardamom to sakhtane mamlekatam sharik misham,maman mese baghiye be omid zendam,ino midonam ke adamaye bozorg eshtebahate bozorgam mikonan vali to in sharayet khatami va amsale on behtarin omidan vase mamlekat. amma age in kotoloye ablah bazam ba kalak entekhab she dige pamo to iran nemizaram,romo onvar mikonamo farz migiram ke irani nistam!
aghaye nabavi man hamishe neveshtehato mikhonam va barat ehterame ziyadi ghaelam, keep up the good work.

Posted by: sanam at October 4, 2008 11:51 AM

SALAM, hich vaght yadam nemire ke roozaye akhare theatre BANOOYE KHIAL to talar vahdat ,sohbate omadane ahmadinejad bood,kheili az hamin adamayi ke to mokheshon pehen gozashtan,goftan che farghi mikone ahmadinejad ya khatami, hamashon sare tah ye karbasan.....daghighan roozi ke ahmadi nejade ashghal reyis jomhor shod,2 ta sahne az behtarin sahnehaye kar o sansoor kardan chon shadtarin ghesmatesh bood.....hamon moghe zadam to sare khodam, midoonestam ba omadane in ashghal che ozayi mishe,akharesham khoode ashghalesh ye joorayi ma ro az on mamlekat endakht biroon ke to khake keshvaremon pishraft nakonim....akhe adam cheghadr khefat bekeshe,vaghty esme IRAN miad to maghzam ye chizi soot mikeshe ke divoonam mikone,omidvaram age khatami mikhad biad, mohkam bashe.marg yekbar shivan yekbar.merc az bloget aghaye nabavi. ,

Posted by: M at October 3, 2008 12:24 AM

ابراهیم جان با تمام وجود باهات موافقم
برای ساختن ایرانی آباد و آزاد دیگر بار با شما و خاتمی همراه خواهیم شد
از چرت و پرت گویی عده ای خیالباف وآرمان گرای مشنگ نیز ناراحت نباش

Posted by: mp at October 2, 2008 03:37 PM

salam
man
movafegham,mamnun az aghaye nabavi ke hata az unvar inghad ehsase masuliate delsuzane be mamlekate khodeh daran
be dashtane hamchin hamvatanu\i
eftekhar mikonam
are
dige vaghte eghdame
vaghte istadan moghabel etahajor va dorugh va avam faribi
omidvaram iran behtaro behtar beshe

Posted by: dr.mohamad at October 2, 2008 02:41 PM

تو را بخدا بذارین این سید ، عزیز بمونه . بذارین چند صباحی دیگر هم آقایون سر کار باشن شاید مردم اونارو بشناسن . بذارین دست کثیفشون کاملا رو بشه . خاتمی اگر بیاید باز هم کاری نخواهد کرد چون نمیتواند بکند .
فقط تمام کاسه کوزه ها و ناتوانی ها و بی عرضه گی های آقایون گریبان اون بی چاره رو خواهد گرفت .

دوست عزیز
این عزت و ذلت فقط به این درد می خوره که بشه در این جهان سرنوشت بهتری برای مردم فراهم کرد. فرض کن ما یک مرده شریف داشته باشیم به اسم خاتمی یا مردم در دوران او چهار سال خوب زندگی کنند ولی بهش بگن ببو و خنگ و بی عرضه و هزار تا پرت و پلای دیگه. از نظر من قهرمان مرده و شریف دو زار نمی ارزه، خاتمی ارزشش به اینه که بره و جلوی این ذلت و نکبت رو بگیره
مخلص شما، ابراهیم نبوی

Posted by: mohi at October 2, 2008 11:47 AM

سلام
نوشته های شما اکثرا خوب است ولی گاهی اوقات نمیدونم چرا لحن طنزهاتون یک مقدار به هجو و بی ادبی آمیخته میشه. من واقعا شاید درکم از مقوله طنز کمه ولی بعضی از کلمات جملات استفاده شده در نوشته هایتان را نمی پسندم بقیه خوانندگان رو نمیدونم. معتقدم تاثیرگذاری کلام رو کم میکنه! شما چی فکر میکنید؟ مثلا جملاتی مثل گه خوردن و غلط کردن و .... ! بعضی وقتها هم آمیخته به توهین به مردم و نوعی فحاشی همراه است. من خودم همیشه مطالب شما رو میخونم ولی وقتی این جور چیزا رو می بینم جذابیت و تاثیر کلامتون برام کم میشه. به نظر من اگه قراره این نامه رو برای خاتمی عزیز بفرستیم به هر حال خودم که نه ولی از اهالی تفکر و روشنفکری که خودشون رو حامی خاتمی میدونن و خاتمی هم به اونها پشتگرمه انتظار است که چه در کلام و نوشتار و چه در عمل، متمدنانه و محترمانه رفتار کنیم که گزک دست کوته فکرانی مثل فاطی رجبی و دار و دسته و حکومتی هاش ندیم. لطفا نظر خودتون رو بدین. تشکر به امید روزی که خاتمی رییس جمهورمون باشه.

من معذرت می خوام که گاهی بی ادب می شم، ولی زیادی صمیمی شدیم از دست مون در رفت. البته اگر بخوام جوری بنویسم که فاطمه رجبی ایراد ازش نگیره دیگه نمی تونم برای خاتمی بنویسم، باید برم برای احمدی نژاد بنویسم، من سعی می کنم بعدا مودبانه تر بنویسم از تذکر شما هم ممنونم
ابراهیم نبوی

Posted by: ehsan at October 2, 2008 11:40 AM

آقای نبوی سلام،

مطلب شما را خواندم و هر سطرش یاد آور رنج ملتم بود که قلبم را فشرد وبغض به گلو آورد. همه ما نگران ایران و ایرانی هستیم و باید تمام آنچه را داریم در این انتخابات بکار گیریم. به عنوان یک شهروند احساس نمیکنم که حضور آقای خاتمی محرک کافی برای حضور مردم و انتخاب مجددایشان باشد، با پیشنهاد شما که آقای خاتمی و دیگران فردی را انتخاب و به مردم معرفی کنند بیشتر موافقم. در آن صورت هر کدام از ما میتواند در محدودۀ اثر گذاریش مردم را تشویق به شرکت در انتخابات و رای دادن به فرد مورد نظر نماید.
داور جان، اجازه بده مطلبی از بهنود عزیز نقل کنم که در مقاله ای نوشت ما در خاورمیانه اولین بودیم در ایجاد پارلمان و نوشتن قوانین دموکراسی ولی رکن اساسی دموکراسی همیشه مغفول مانده در این سرزمین و آن مردم هستند. ما که به شعار ماهی 50000 تومان رای میدهیم دغدغه نان داریم و به کسی رای خواهیم داد که برای درد ما دوا داشته باشد. نه فقط داشته باشد، بلکه آنرا فریاد کند و به ما نشان دهد آنچه را در نهان دارد.
متاسفانه رفتار آقای خاتمی و دیگر بزرگانی که ما به آنها التماس میکنیم متحد شوند نشانگر وجود برنامه مشخص انتخاباتی حتی در حد توافق بر سر کاندیدای مشترک نیست چه برسد به داشتن طرح های اقتصادی و یا برنامه ریزی برای موفقیت در اتنخابات.
اگر آقای خاتمی و دیگران بخواهند در فضای موجود و با تکیه بر ضعف های احمدی نژاد پیش بروند و به نوعی فضای انتخاباتی سال 76 را ایجاد نمایند به نظر من احتمال موفقیت چندانی وجود ندارد. این انتخابات نیاز به طرح و برنامه دقیق دارد وآنچه به سرعت از دست میرود فرصت نجات ما است.

Posted by: Amir at October 2, 2008 11:35 AM

از ابراهيم رها به ابراهيم نبوي در پي انتشار نامه طنزآميز ابراهيم نبوي به سيدمحمد خاتمي مبني بر دعوت از او براي نامزدي در انتخابات پيش رو، ايراهيم رها، طنزپرداز كشورمان در نامه‌اي به ابراهيم نبوي از او به خاطر انتشار اين نامه تشكر كرد. متن نامه ابراهيم رها كه به طور اختصاصی در اختيار «موج سوم» قرار گرفته‌است، در پي مي‌آيد. از ابراهيم رها به ابراهيم نبوي

تشكر مي‌كنم جواب نمي‌دي، ‌چرا داور؟!

سلام داور نبوي عزيز


نامه‌ات را به سيد محمد خاتمي خواندم. رسماً،‌ عملاً، علناً، عميقاً و يك مقدار كلمه تنوين‌دار ديگر دلم تنگ غروب آسمون شد. من دو هفته پيش برايش يك نامه نوشتم اما روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب به جاي اين‌كه آنرا چاپ كنند براي من با انگشتان دستشان يك حركاتي اجرا كردند كه خودت لابد بهتر مي‌داني خارجي‌ها به آن مي‌گويند؛ موفقيت!

داور جان، بي‌خود روز الكي نزن، ‌همه‌چي خوب است اينجا و لزومي هم ندارد خاتمي بيايد. هر روز يك دستاورد «بزرگ» صاف مي‌رود... مي‌رود... تو تصور كن مي‌رود توي چشم ما! مانده بود فقط يك مشكل كه تعدادي فقير داشتيم آنرا هم وزير راه گفت به جاي فقير بگوييد باقناعت مشكل حل مي‌شود و بدين شكل آخرين مشكل باقيمانده از دولت قبلي هم برطرف شد.

داور عزيز، نمي‌دانم در عمرت خجالت كشيده‌اي يا نه، بكش از سيگار هم بهتر است. تو واقعاً خجالت نمي‌كشي اين نامه‌ را مي‌نويسي؟ يك آدم كه در خارج باشد و طنز بنويسد بايد وسط مطلبش يكي دو تا انقلاب كند، ‌سه چهار نفر را رسوا كند، چهار پنج نفر را افشاء كند. اين همه مدت آنجايي چهار تا فحش كاف‌دار ياد نگرفته‌اي به همه بگويي تا هم روشنفكرتر هم اپوزيسيون‌تر و هم خوش‌تيپ‌تر به نظر برسي؟

داور نبوي، معمولاً‌ رسم نيست براي يك طنزنويس خارج از كشور نامه تشكر‌آميز بنويسند. اگر هم رسم باشد آن‌را يك طنزنويس «داخلي» نمي‌نويسد. حتي طنزنويس «قلب و عروق»، «غدد» يا حتي طنزنويس «كليه و مجاري ادرار» هم نمي‌نويسد. اما چون در اين روزها اوضاع به شدت به سوي همين تخصص آخري ميل مي‌كند در تمام اعضاء و جوارحم احساس وظيفه كردم اين چند خط را به طرفت پرت كنم.

تشكر مي‌كنم كه هستي، ‌مي‌نويسي، ‌خوب مي‌نويسي و دقيق و از همه مهم‌تر به جا.

تشكر مي‌كنم كه در هياهوي سوپر كميك حرف‌هاي تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و شعارهاي سوپراپوزيسيون‌هاي فضاي مجازي طوري مي‌نويسي كه گاهي فكر مي‌كنم همين كوچه بغل‌دستي ما هستي و تمام اين ماجراي خارج رفتنت سركاري بوده!

تشكر مي كنم براي اين نامه‌ات به سيد محمد خاتمي. البته اميدوارم خاتمي به جاي آنكه تشكر كند بر ترديدهايش غلبه كند و بيايد.

تشكر مي‌كنم و همداستان با تو از همين‌جا به خاتمي مي‌گويم نگو نگو نميام، ‌نگو نگو نميام!

نهم مهرماه 78
دوستدارت: ابراهيم رها

Posted by: ایرانی at October 2, 2008 10:54 AM

سلام آقای نبوی.. بابا با احساسات آقای خاتمی بازی نکنید... من تو دوران ریاست جمهوری ایشون می شنیدم که مردم چی بش می گن.. فریبا خاتمی.. بی عرضه.. در صورتی که اصلا به ایشون اجازه کار نمی دادن.. فکر می کنید حالا اگه برگردن باز چیزی عوض می شه.. نه دوباره سنگ می ندازن جلوی پاشون.. بهتره که نیان.. به خاطر خودشون... مردم تنهاش می ذارن...مردم ما فقط انتظار دارن مردم...

Posted by: لیلا at October 2, 2008 10:40 AM

با لباس تمام رسمی از لحن حرف زدنم و از اینکه چیزی گفتم که در شان این وبسایت وزین نبود عذر میخوام. من از زمان خدا بیامرز "جامعه" نوشته هاتونو دنبال میکنم. اونوقتا اینقدر غریب نبودم .اینو گفتم گه بدونید خیلی وقته مخلصیم. بچه که بودم, هر وقت که از برادرم کتک میخوردم و به پدرم شکایت میکردم, یه چکم ازون میخوردم که چرا آرامش خونه رو بهم زدم.براش فرقی نمیکردکی کیو زده. فقط خونه آروم باشه بقیش هر چی شد شد.میفهمم که دغدغه شما هم همینه که خونه از اینی که هست ویرانتر نشه حالا هر طوری شده.فقط نمیدونم این کج دار و مریز تا کی میخواد ادامه پیدا کنه.مردم که حالا بهر علتی تعطیل.اینام که میخ اسلامو همچین فرو کردن که حال حالاها در نمیاد. آمریکا هم اخه (فتح الف) اگه بیاد میشیم بدتر از عراق و افغانستان.شما هم که بهر زور و ضربی که شده با توسل به هر کی شده, حتی اونایی که امتحانشو پس دادن و بزور با نمره 10 قبول شدن میخوای وضعیت ازین خرابتر نشه.آخه قربون اون توک قلم شیوات بریم ما با تمام اهل بیت, اگه شما که شمایی نتونی یک آلترناتیفی! غیر از خاتمی یا آرنولد برای این مملکت معرفی کنی, من گردن شیکسته بیسواد چه گلی بسرم بگیرم؟ مرگ یه دفه شیونم یه دفه. ازین بدتر که نمیشه. گیرمم شد. چشممون کور, دندمونم نرم, بر میگردیم هر کدومون یو گوششو میگیرم درستش میکنیم خوب.اینجوری که شماپیش گرفتی ما تو غربت میریم زیرخاک ها! بذارید حالا که داره گندش در میاد , دربیاد. یا اینوری یا اونوری .یه چیزی به من بگو که بفهمم دارم اشتباه میکنم.

دوست عزیز
این شد یه چیزی، با هم دوستیم
من می گم وقتی اوضاع بطرف بهبود می ره که فضای آزادی بوجود می آد، این فضا با وجود نیروهای اصلاح طلب ممکنه، اگر کسی دیگه هم باشه البته خوبه، بشرطی که بتونه فضای آزادی رو ایجاد کنه، مشکل ما آزادی و استقلال کشور هست. ما باید امکان بروز این دو رو فراهم کنیم. خاتمی هزار انتقاد بهش هست، ولی تجربه می گه اون بهتر از همه می تونه شرایط رو بطرف بهبود ببره، اون یا کسانی مثل اون. در مورد جریان هایی که معتقد به تغییرات اساسی هستند، من اصلا مخالف تغییرات اساسی نیستم، منتهی هنوز ندیدم که کسی حرف اینجوری بزنه و کاری ازش بربیاد.
ارادتمند
ابراهیم نبوی

Posted by: Peyman at October 2, 2008 09:36 AM

baba chi gofty!!!!
ey val be valet vavali be voolet seyed. Jana sokhan az zabane ma migooee. indafe ke byay Sacramento khodam mibaramet Napa ye labi tar koni khastegit dar bere az joonet.
Ya hagh!
Asad (mostaar

Posted by: asad at October 2, 2008 09:27 AM

سلام،
اميدوارم آقاي خاتمي در اين شرايط بهترين راه ممكن را انتخاب كنه، و به عقيده خودم كانديد شدن مهمترين فداكاري كه او مي توانه انجام بده هرچند برايش سخت و ناممكن باشد .
به دوستان هم يادآوري مي كنم خيلي از ما جز نوشتن نام خاتمي بر كاغذ راي كار ديگري نكرديم و از او مي خواستيم بي عده و عده از پس يكي از بزرگترين مافياها بربياد واقع بين باشيم و اگر خاتمي آمد يا نيامد هر چه بتوانيم براي پيشبرد اهداف اصلاح طلبانه انجام دهيم . در اين صورت به گمانم خاتمي خاتمي در نقش واقعي خودش نه قهرمان و ضدقهرمان ظاهر خواهد شد
حق يارتان

Posted by: حميد at October 2, 2008 09:16 AM

حق گفتی آقای نبوی
سید خاتمی بیا کاندید شو
مصیبتی داریم ها
اگه بیای من دربست برمی گردم ایران بعد از درس؛ یعنی میشه؟

Posted by: دانشجو at October 2, 2008 08:35 AM

salam
pas chera nazare mano nazashtyd??
dige baratoon nazar nemizaram

...

بیا حالا قهر نکن

Posted by: mehdi at October 2, 2008 03:11 AM

چرا نون خودت آجر میکنی سید!؟
حیف نیس این سرچشمه لایتناهی سوژه طنز خشک بشه؟
محمود بره، دیگه سوژه ای نمی مونه...

Posted by: امیر-ر-م at October 2, 2008 03:02 AM

آدم استفراغ نمی کنه بعد هم جمعش کنه دوباره بخوره. درسته که قحط الرجاله ولی تو همین شلم شوربا هم ازین آدم مردتر پیدا نمی شه؟


دوست عزیز!
از این لحن زیبای حرف زدنت لذت بردم، خیلی قشنگ بود
اولا می خواستم بگم مردتر از خاتمی هم با این لحنی که تو گفتی کلی آدم هست، از جمله آرنولد شوارتزنگر، چطوره از اون دعوت کنیم بیاد بشه رئیس جمهور ایران. خیلی هم مرده، ولی من نمی شناسمش، می گم چطوره شما دعوتش کنی؟
ابراهیم نبوی

Posted by: Peyman at October 2, 2008 01:21 AM

سلام؛

خاتمی به نظر من رییس جمهور خوبی نمی تونه باشه
آدم فرهیخته و عاقلیه، قبول؛ اما شهامت نداره
من نمی تونم معنای بعضی از سکوت هاشو جور دیگه ای تعبیر کنم، اگه شما می تونی به مام بگو!

به نظر من مطالبی که علیرضا در کامنتش بیان کرده نکاتیه که قبل از هر تصمیمی برای انتخاب خاتمی باید در نظر بگیریم
Posted by: Alireza at September 29, 2008 12:15 PM
من فکر می کنم خاتمی امتحانشو پس داده.
نمی دونم شما چه نمره ای بهش می دین، اما من به عنوان یک فرد ایرانی حداکثر 13 یا 13.5 از بیست میدم بهش
خاتمی به جز در دوسال اول ریاست جمهوریش که خیلی خوب شروع کرده بود، در 6 سال بعدی به هیچ وجه انتظارات مردمو برآورده نکرد.
مقایسه ی احمدی نژاد با خاتمی مقایسه ی درستی نیست که بعدش بخوایم بگیم چون احمدی نژاد کشورو به گند کشیده، من به خاتمی رأی می دم
آخه خراب کاری نکردن و راه به راه دروغ نگفتن که هنر نیست!
اصلا مقایسه ی احمدی نژاد با هیچ بنی بشری درست نیست
من دلم می خواد دلایلتون را برای حمایت از خاتمی بدونم
و این که خاتمی چه برتری هایی نسبت به سایر کاندیداهای احتمالی مثلا قالی باف یا مثلا عبدالله نوری داره.
خاتمی از همین الانش شروع کرده به دل دل کردن
ای کاش یک دهم از اعتماد به نفس اون احمدی نژادو داشت، می بینی؟ نه قیافه داره، نه سیاست مدار خوبیه، نه اقتصاد بلده، نه جناح چپ حمایتش می کنه، نه تو جناج راست دیگه کسی تحویلش می گیره ببین با چه اعتماد به نفسی گفته باز می خواد کاندید بشه. بابا این خاتمی رو ولش کن، کم به خاطرش کتک خوردی؟ کم زندون کشیدی؟ وقتی به خاطرش زندون می کشیدی اون برای تو و مملکت چه کار کرد؟ بازم می گی حاضری خاتمی بیاد و تو براش بری زندان؟ بابا تو دیگه کی هستی!!؟؟ البته شاید دلش می خواست یه کارایی بکنه ها، نا سلامتی رییس جمهور مملکت بود. دوره ی دوم ریاست جمهوریش کلی حمایت مجلسو داشت. ببین الان این احمدی نژاد در سمت رییس جمهور هر کاری که دلش بخواد داره می کنه، مثلا همین قضیه ی مشایی، یا کاردان، یا نرخ سود بانک ها، یا سهمیه بندی بنزین یا صد تا کار دیگه که واقعا جرأت و اعتماد به نفس می خواد. من معتقدم اگه خاتمی بیاد باز همان آش هست و همان کاسه؛ باز دل دل کردن ها، باز جا زدن ها، باز حمله به خوابگاه ها و سکوت آقای رییس جمهور!
به نظر من، فردی که به عنوان یک نماینده از طرف مردم انتخاب شده، و بخواد پایبند به گفته ها و عقایدش باشه هرچقدر هم که تهدید بشه نباید جا بزنه

Posted by: فرزین at October 1, 2008 09:07 PM

ابراهیم خان نبوی سلام .اسم من سهراب بود و طبق تقویم 26 سالمه و دارم فوق لیسانسم رو توی ایران می خونم .الان بالغ بر 10 ساله که معتاد نوشته هاتونم از کتباتون و روزنامه جامعه گرفته تا روز آنلاین و.... من با هاتون زندگی کردم با تو،با مسعود بهنود،با احمد زید آبادی،با دکتر سروش و....هر وقت طنز های تورو می خونم و می خوندم دلم آشوب می شه و میشد ،می ترسیدم این دفعه دیگه بگیرنتو یه بلایی سرت بیارن،به هم می ریختم،می ترسیدم،به نوشته هات می خندیدم ولی ....ولیشو خودت خوب می دونی ،ببین پدر من می خوام یه چیزی بهت بگم، بگم که تو رو خدا وقتی می خوای جدی بنویسی حواست به ما ها هم باشه آخه بابا جون نمی گی ما اینجا توی این مملکت چه حالی بهمون دست میده ؟باورت میشه که با خوندن مطلبت الان 2-3 روزه که اشک توی چشمامه و نفس کشدن واسم سخت شده؟مثلا امروز عیده،اما من دلیلی برای شادی که هیچ ،حتی دلخوشی هم ندارم ،ابراهیم،بابا جون ،رفیق ،برادر، چه میدونم ای کسی که من رو این همه سال با خودت به این کتاب و اون کتاب این روزنامه اون روزنامه این سایتو اون سایت کشیدی ،تورو خدا جدی ننویس ،تو خودت میدونی که اگه بخوای تلخ بنویسی دهن خوانندت سرویسه،تو روخدا بااین شرح حال ها که مینویسی، نمک رو زخممون نپاش، بذار به دردمون بنالیم و بمیریم.دلم از همه چیز و همه کس خونه،خون. به قوله عموم آینده هممون روشنه ،روشن،چون آتیش گرفته .آتیش ،تمام وجودم می سوزه ،گرمم شده و سرم درد می کنه.گرمه،گیجم،دوستتون دارم و از همتون بدم میآد،از همتون ،از تو،از مسعود، ازاحمد ،ازاکبری که تمام اون 6سال نگرانش بودم (خودش و خوانوادش )،از خاتمی و اون آبرویی که براش گریه کرد، آره ،من دچار معنا باختگی شدم.من یه روز سهراب نامی بودم ولی الان .....نمیدونم که کی هستم کجایی هستم یا بهتر بگم نمی خوام بدونم که کی هستمو کجایی هستم و چند سالمه و ... گرممه و دارم توی آتیش می سوزم. بذارید به دردمون بنالیم و بمیریم.من نمی خواهم که بدانم ایرنی هستم "همسایه عراق و افغانستان و پاکستان و..."من نمی خوام بدونم که توی جهنم جهان، جایی که خشم، نفرت، نفاق،خشونت و تزویر و آتش شعله می کشد جایکه ملک های اردنی و سعودی های عربستان و اسد های سوری و خاندان بوتو ها و عمر موسی نام هایی مادام العمر داعیه دار رشد و پیشرفت و رهبریش هستند، مکان نفرین شده ایی به نام خاورمیانه مشغول مردگی هستم ،من نمی خواهم بدونم....

Posted by: sohrab at October 1, 2008 08:16 PM

Salaam,
Please leave the Seyed alone. For God sake don't inject to him guilty feeling.
How many times good persons should be scarified for
our deficiencies and short comings?
Iran is ruined the moment we said yes to the constitution we have today.
Move one people get a life

Posted by: Mehdi at October 1, 2008 07:12 PM

و خاتمی همچنان نشسته بود
یکی آواز داد خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
دو تن آواز دادند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
ده ها تن وصد ها تن خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود.
هزاران تن خروش برآوردند :دلاور برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
تمامی ملت گرد آمده اشک ریزان خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و ...
.... کسی نمی خواست بفهمد که خاتمی برخاستن نتواند!

Posted by: بیژن at October 1, 2008 05:23 PM

سلام
شايد ما هميشه دنبال يه نفر ايده ال باشيم كه تسخيرناپذير باشه اما در واقع نبايد بيرون گود بشينيم و بگيم لنگش كن چون هيچ كس بدون پشتيباني مردم نميتونه موفق باشه.
راستي آقاي نبوي لطفا به نظرات جواب بدين تا اين قسمت جذاب تر بشه .(منظورم اين صفحه است )

Posted by: يگانه at October 1, 2008 02:45 PM

دست‌مريزاد!

نامه ابراهيم رها در تشكر از شما به خاطر اين نامه را در سايت موج سوم (www.mowj.ir) منتشر كرديم.

متن نامه شما هم منتشر شده. باعث افتخاره مطالب بيشتر و اختصاصي از شما در باب دفاع از آمدن خاتمي كار كنيم

با مهر

Posted by: محمدرضا جلائي‌پور at October 1, 2008 12:44 PM

با سلام
مطلب خیلی عالی بود مطمئنا اگر ایرانیها تک تکشون
یه طنز نویس چیره دست وباهوش مثل شما بودند یه نامه
مثل این برای آقای خاتمی مینوشتند چون حرف دل تک تکمونه موفق باشید.

Posted by: ایرانی at October 1, 2008 12:14 PM

سلام
من نامه ت رو خوندم و گریه کردم. یادم نیست بار قبلی کی بوده که گریه کردم. بیشتر از یک ساله که هر وقت از این آقا و اون آقا اعصابم به هم میریزه میام اینجا و یه کمی آروم میشم. بیشتر از ده ساله که همیشه از خوندن چیزهایی که تو می نویسی لذت بردم.
خیلی وقت ها از اینکه آدم هایی که اینجا کامنت گذاشتن اصلا نفهمیدن که تو چی گفتی اعصابم خورد شده. ولی این بار همه کامنت ها رو هم خوندم. حق بزرگی گردن من داری (هر کاری که کردم نتونستم خودم رو جمع ببندم...)
امیدوارم سلامت باشی. خیلی دوست دارم!

Posted by: MM at October 1, 2008 03:32 AM

Salam,

har chi tu delemun bud ro be ghashantarin shekle
momken goftid.

gar che mojeb shodid sare kar ashkam dar biad. etefaghiye ke az vaghti IRAN ro tark kardam har chand rooz yek bar ba baz kardan safheye
Roozonline o khundane headline ha miofte!

Chand vaghti bud dige mohtat shode budam o vase inke hame ba taajob negam nakonan tu sherkat akhbare IRAN ro nemikhundam. indafe ham yeki az ba ehtiat bazesh kardam o saf raftam soraghe ghesmate TANZ vali ajab tanzi

Az roozi ke in name ro khundam hamash doa mikonam khatami ham khunde bashadesh

Posted by: Noushin at October 1, 2008 03:26 AM

دوست ... هستم داور جان! متنت پر محتواست مثل همیشه فقط لهجت عوض شده / سبک قبلی نگارشت رو بیشتر می پسندیدم (نظر شخصی ام بود )

Posted by: Saeed D at October 1, 2008 02:12 AM

و خاتمی همچنان نشسته بود
یکی آواز داد خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
دو تن آواز دادند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
ده ها تن وصد ها تن خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود.
هزاران تن خروش برآوردند :دلاور برخیز!
و خاتمی همچنان نشسته بود
تمامی ملت گرد آمده اشک ریزان خروش برآوردند خاتمی برخیز!
و خاتمی برخاست نخستین کس را بوسه یی داد و گام در راه انتخابات نهاد.

Posted by: رضا at September 30, 2008 11:45 PM

aghaye khatami aziz az inja va az tarighe in email daste shoma ra mibusam, dasti ke be in melat khedmathaye faravan kard va hala pas az gozashte chahar sal be mani vaghi an resideim.man niz ba tamam vojud khahane bazgasht be dorane azize shoma hastam.biaeed va begozarid javanan ghaeme ale khod shavand.aghaye nabavi aziz, nameye tasir gozari be mohamad khatami neveshtid,,,,,,,, vali agar javabe delkhahetan ra nagereftid, khatami ra digar tanha nagozarid.ghahr bas ast, ashti konim,motahed shavim.
zende bashid va mabad ke dargire marg shavim.

Posted by: yek irani at September 30, 2008 10:14 PM

جناب آقای ابراهیم نبوی

من طنز های شمارا خیلی دوست دارم اگرچه همه آنها را نخوانده ام اما آنچه را که خوانده ام برایم جالب بوده است ازشما چند مطلب جدی هم خوانده ام . از خواندن نوشته های شما اینطور فهمیده ام که شما بسیار باهوش و نکته سنج و تیز بین هستید من شما را بسیار با صداقت و دوستدار ایران می شناسم .شما در بیان مطالب بسیار شجاع هستید به ویژه در آن زمان که در ایران بودید با آن سختگیری هائی که من از جمهوری اسلامی سراغ دارم می دانم که نوشتن طنز سیاسی کار ساده ای نبود اما شما این کار را با شجاعت انجام دادید زیرا برای نوشتن طنز سیاسی فقط استعدا طنز نویسی کافی نیست و شجاعت در نوشتن نیز لازم است وشما هردو را توآماً داشتید و دارید زیرا شما به راه خود و کار خود اعتقاد داشتید و دارید و اعتقاد داشتن به کاری که درست است به انسان انگیزه و شجاعت می دهد من آقای خاتمی را نیز فردی درستکار و با صداقت و با اندیشه های مثبت و متعالی می دانم و قبول دارم که آقای خاتمی با آقای احمدی نژاد تفاوت بسیار بسیار عمده دارد اما با توجه به نیروهای خشن و بی منطق که اکنون برایران مسلط هستند بعید می دانم که اجازه دهند آقای خاتمی انتخاب شود و اگر انتخاب شود احتمال می دهم که بار دیگر در مقابل این گروه خشن مماشات کند و مردم احساس کنند که این حکومت با همدستی آقای خاتمی دوباره آنهارا سرکار گذاشته است از طرف دیگر فعلاً آقای خاتمی برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی نکرده و طرفداران وی از ایشان می پرسند آیا حاضرید به ما قول بدهید ما شمارا نامزد ریاست جمهوری اعلام کنیم و ایشان پاسخ نمی دهند و احتمالآ رفته اند گل بچینند البته آقای خاتمی در آن زمان که به کوی دانشگاه حمله شد و وزیران او کتک می خوردند و روزنامه ها بسته می شدند و آزادیخواهان زندانی میشدند نیزرفته بودند گل بچینند و در پاسخ فقط می گفتند که این کارهای خشونت بار با اصول دمکراسی منافات دارد و در اسلام نیز منع شده است اما هیچ اقدام عملی نمی کردند در زمان صفویه شاه سلطان حسین در مقابل حمله افغانها بسیار صبوری و متانت به خرج داد و مردم از آن صبوری مرارتها دیدند و سپس حکومت را به محمود افغان تحویل داد ونادر شاه آمد و مردم و ایران را نجات داد وآقای خاتمی نیز در دوران ریاست جمهوری خویش صبوری پیشه کرد و حکومت به محمود احمدی نژاد رسید و فقط یک نادر شاه لازم است تا ایران را نجات دهد چون این بار نیز خشونت طلبان به آقای خاتمی و یاران او اجازه نمی دهند که کاری از پیش ببرند اگر آقای خاتمی اعلام کند که با قاطیت در مقابل زیاده خواهان و مفسدان و خشونت طلبان خواهد ایستاد و اشتاهات گذشته خود و مشکلات امروز ایران را بازگو کند و قول بدهد که در برابر خواست ملت کوتاه نخواهد آمد باید به آقای خاتمی رای داد در غیر این صورت تحریم انتخابات بهترین گزینه است

Posted by: محمود-س at September 30, 2008 07:35 PM

با سلام
خواهش مي کنم شلوغ نکنيدو بحثهاي الکي نکنيد.
زمان خاتمي اجاره خونه من سالي 15000 تومان اضافه می شد ولي زمان محمود احمدشپش اجاره خونه من سالي 115000تومان اضافه شد.
خاتمي هرچي بود حداقل زندگيمون مي چرخيد ولي الان اين يارو کاري کرده ملت بيچاره شدن.
گور باباي آزادي و سياست و ارزشهاي انقلاب و جامعه مدني و ايران هسته اي و هرچيزي که هرکي گفته.
بابا ملت فعلا گرفتار نون شب هستند.

Posted by: mr at September 30, 2008 07:29 PM

از آقای نبوی می خواهم ای همه کامنت را برای آقای خاتمی بفرستد تا بهترین آن را اعلام کند

Posted by: رضا at September 30, 2008 04:25 PM

من خاتمي رو دوست دارم
خيلي زياد ولي دوست ندارم كه بياد
به چند دليل
دليل اول:از اين خدانشناس هاي شوراي نگهبان بعيدنيست كه رد صلاحيتش كنن
اونوقت خيلي بدمي شه براي خاتمي و شهرت ومحبوبيتش
دليل دوم:اگه ردصلاحيت نشه وبياد هم خيلي براي محبوبيت و اعتبارش بده
به خاطر اينكه مسلما نمي تونه گندهاي اين محمودچاخان رو درست كنه
اونوقت تصورهمه درموردش عوض ميشه
پس بهتره نياد
محمودچاخان رئيس جمهورنشه ولي خاتمي هم نياد
اصلا جمهوري اسلامي كلا منحل بشه و دوباره رفراندوم برگزاربشه
پدراي ما جمهوري اسلامي مي خواستن
ما نمي خواهيم

Posted by: ف.ح at September 30, 2008 02:15 PM

حرفهاتون برای تشویق خاتمی برای حضور در انتخابات آینده کاملاً درست بود. بعضی ها فکر میکنند تغییر به معنی گلستان شدن مملکته.که اینطور نیست. وقتی یک دولت 60 تا 70 درصد موفق باشه کافیه، که دولت خاتمی بیشتر از این موفق بود تازه این جدا از شخصیت کاریزماتیک خودشه که مقایسه اون با این یارو پینوکیو توهین به خاتمیه.
تو رو احساس ناامیدی از نتیجه انتخابات نداشته باشید، حداقل رای به مخالفت با احمدی نژاد و دارودسته اش بدیم تا بعد ها از خودمون و فرزندان مون شرمنده نشیم. همین کسای مثل من بودن که با رای ندادن باعث این فلاکت شدند.

Posted by: علیرضا at September 30, 2008 01:36 PM

آره سيد، جون هر كي كه دوست داري، يه كاري نكن كه بشه مصداق مصراع تاريخي "آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟"
البته من معتقدم كه اگه آخرش مي‌خواي بيايي و گذاشتي كه دقيقه‌ي 90 اعلام كني،‌ كار خوبي مي‌كني و اين به صلاحه، اما اگه الان بخواي "مي‌آد نمي‌آد" بازي در بياري و آخرش بگي نه و فعلاً‌ قصد ادامه‌ي تحصيل دارم!‌ واي به حالت ...! من يكي كه شيرم رو حلالت نمي‌كنم!!

Posted by: كامران at September 30, 2008 01:13 PM

کلی خندیدیم.
خیلی قشنگ بود.

Posted by: علیرضا at September 30, 2008 01:05 PM

سلام
نامه ی قشنگی بود. منم موافقم که خاتمی بیاد.منم میدونم که کارای بزرگی کرد.ولی یه کم اونو بیش از حد بزرگ نکردین؟ میترسم اگه خاتمی بیاد چند روز قبل از انتخابات دو سه تا معجزه هم بهش بچسبونن.
به امید آزادی

Posted by: امید at September 30, 2008 12:24 PM

آقای نبوی سلام
من همیشه برای شما احترام زیادی قائل بودم و مطالب شما رو با اشتیاق دنبال می کردم. خیلی خوشحالم که شما هم برخلاف بعضی اصلاح طلبا، موافق با اومدن آقای خاتمی هستید.
من به عنوان یک ایرانی عادی که علاقه ای به سیاست نداره و فقط امیدش (امیدی که هر روز کمرنگ تر میشه) به اینه که ایران و ایرانی وضعیت بهتری داشته باشه و ابروی رفته اش رو پس بگیره، آرزومند بازگشت دوباره آقای خاتمی هستم.
من به جز یکبار هرگز رای نداد. حتی سال 76 هم با اینکه دوست داشتم آقای خاتمی رئیس جمهور بشه ولی بهشون رای ندادم چون فکر می کردم که فرقی با دیگران نداره.ولی چهار سال بعد تنها دفعه ای بود که رای دادم و در آینده هم فقط در صورتی که ایشون کاندیدا باشند، به ایشون رای میدم. چون به نظر من عملکردشون تو اون هشت سال بی نظیر بود هر چند که موفق نشد خیلی از کارها رو انجام بده.


اکثر ما ایرانیها (تقریبا همه ما) دو تا مشکل بزرگ داریم.
اول اینکه خیلی فراموشکاریم یادمون میره که به ما خدمت کرده و کی خیانت و دوم اینکه هر کی دو تا حرف قشنگ زد و گفت نفت رو میاره سر سفرمون و با مدل موی پسرا و لباس پوسیدن دخترا کاری نداره زود باور می کنیم و میدویم و میرم بهش رای میدیم.
دوستان عزیزی که میگید خاتمی دورغ گو بوده و نتونسته کاری بکنه چرا یادتون رفته که اولین بودجه رو با نفت بشکه ای چند دلار بست؟ و الان نفت بشکه ای چند دلاره؟
چرا یادتون رفته که چطوری با اولین سفرش به سازمان ملل تونست برای ما اعتبار و آبرو بیاره؟
چرا یادتون رفته که کسایی که تا قبل از اومدنش جرئت نداشتن سرشون رو بلند کنند چطوری تو این هشت سال خواسته هاشون رو تونستن فریاد بزنن.
یعنی واقعا تو هشت سال یکنفر تنها چه کار دیگه ای می تونست انجام بده که اقای خاتمی انجام نداد؟
شمایی که ایشون رو به دورغگویی متهم می کنید چرا نمی بینید الان وضعیت چطوره و با اون دوره مقایسه اش نمی کنید.

آقای نبوی
در هر صورت بازهم تاکید می کنم که من هم با حضورشون موافقم که البته در ذهن من و بسیاری از طرفداراشون یک علامت سوال بزرگ هست و اون سلامت انتخاباته.
من با اومدن آقای خاتمی موافقم به شرطی که رایی که ما به نام محمد میدیم به کام محمود از
صندوق بیرون نیاد.
در اونصورت من مطئنم که بازهم آقای خاتمی رای میاره.

در انتها با احترام تمام یک سوال از آقای خاتمی دارم:
واقعا تمام طرفداران شما که همیشه از شما حمایت کردند و خیلی از اونها در این راه سختی های زیادی متحمل شدند و الان هم تمام چشم امیدشون به شماست، ارزش اون رو ندارند که یکبار هم که شده شما از آبروتون براشون خرج کنید؟

آقای خاتمی از دوستان غضنفرمآب اطرافتون بگذرید و به میان مردم برید و ببینید که بسیاری از مردم عادی کوچه و خیابان مشتاقانه منتظر بازگشت شما هستند.

Posted by: Zohreh at September 30, 2008 11:14 AM

آقای نبوی سلام چرا مطالب شیرینت رو مخصوصا همین مطلب مربوط به دعوت خاتمی رو برای مجلات و روزنامه های داخلی نمی فرستی مثلا مجله شهروند نمیدونم دلم می خواد حر فها و نظراتت که حرف دل ماست با برد بیشتری انعکاس بدهی رادیو بی بی سی تلویزیونش اگه را بیفته صدای آمریکا (که فکر کنم قبولش نداری )...
واقعا کاش خاتمی بیاد یعنی اگر بیاد این یارو کردان ... ولش کن نفوس بد نزن فعلا آمدن سید محمد مهمه و بس من که دلم می خواست عبدالله نوری باشه اما این خیلی آرمانیه باید خاتمی باشه تا در دوره های بعد امید داشته باشیم امثال نوری ها در صحنه باشند سلامت باشید و پیروز

Posted by: مهدی at September 30, 2008 11:13 AM

سلام ؛ميدونيد خيلي دوستون دارم ونوشته هاي شما رو نخونم ميميرم؟!!!!!!
ما از آقاي خاتمي هيچ انتظاري نداريم،منتظر نيستيم كه بياد و كشوررو متحول كنه.زخم اين 4سال خيلي دردناكه.از خاتمي مي خوايم بياد تا فقط يه نقطه باشه ته اين نوشته تا بشه پاراگراف رو عوض كرد تا بشه دوباره از سر نوشت؛ماها كم نيستيم ،خدا كنه اونكه احترامو به ما ياد داد دوباره به ما احترام بذاره

Posted by: اعظم at September 30, 2008 10:22 AM

داشتم فکر می کردم که اگر آقای خاتمی نامزد نشوند هم ایران خوشبختی خواهیم داشت، چطوری؟ عرض می کنم:

من که اگر احمدی نژاد دوره بعدی رئیس جمهور شود قطعا ایران را ترک خواهم کرد. خیلی های دیگر را هم میشناسم که در تدارک مهاجرت هستند. در واقع در ایران بیشتر مردم گزینه خروج از کشور را در ذهن دارند. اگر آقای احمدی نژاد 4 سال دیگر یا بهتر از آن ، بصورت مادام العمر رئیس جمهور شود بتدریج و ظرف چند ین سال هر کس که می تواند جانش را بر می دارد و از کشور فرار می کند و می رود جاییکه خوشبخت شود. می مانند بسیجی ها و نیرو های ارزشی که برای آنها ا سیستم احمدی نژادی اوج آمالشان است. بنابر این در این حالت همه خوشحالند ، فقط یک عده ای زیر خط فقر له می شوند که خوب اینهم از هزینه های آین سیستم است دیگر. مگر شما سیستمی را سراغ دارید که هیچ هزینه ای نداشته باشد؟
پس لطفا اینقر گیر ندهید به آقای خاتمی که بیاید.

Posted by: Jaffar at September 30, 2008 10:07 AM

آقاي نبوي نوشته هاتون و از وقتي در روزنامه نشاط مي نوشتين مي خوندم و از همون موقع طرفدارتون بودمبا اين نوشته تون ياد جمله آخر خاتمي در دانشگاه تهران در پاسخ به دانشجويان معترض افتادم ايشان گفتند:"ما كه داريم مي ريم بعد از ما مي فهمين كه ما براي مملكت چه كرديم "100% با نامه تون موافقم و عقيدم اينه كه از ميون بد وبدتر عقل ميگه بايد بد و انتخاب كرد.

Posted by: رها at September 30, 2008 10:05 AM

آقاي نبوي شما طنز نويس خيلي خوبي هستيد ولي درسياست خيلي خام .توصيه ميكنم درهمان مسير طنز جلوبرويد كه براي همه خوبست. درقضيه نفت شمال لطفا اعتراض خانم كولايي را به خاتمي در مورد شركت در جلسه عشق آباد را بخوانيد تا ببينيد قضيه واگذاري وسهم 11درصدي ايران را همان موقع پوتين تعيين كردواين مرتيكه هم صحه گذاشت.

Posted by: ahmad at September 30, 2008 09:32 AM

comment e man upload nemishe zaheran?...ok hatmi injaham sansoor hast...be salamat

Posted by: bara at September 30, 2008 07:33 AM

سید جان! به گزینه های دیگر مثل نوری هم میشود فکر کرد.نظرتون چیه؟

Posted by: آرش at September 30, 2008 06:41 AM

جوانپیر
از پس ماجرای 18 تیر،ودرروزهایی که چند فروند هواپیمای شرکت ماهان وآسمان خانواده واموال بسیاری از آقایان را به کشوری امن منتقل کرده بود درست درجایی که لازم بود تاآخرین گام را خاتمی بردارداما او چنین نکرد.افسوسی برگذشته ای که دیگر بازنمی گردد.خاتمی نخواست یانتوانست فرقی نمی کند.آن فرصت طلایی از کف برفت واز پی آن شد آنچه نباید میشد .گام به گام عقبگرد وپسرفت ونهایت این ماجراشکست خاتمی واصلاحات در تن دردادن به فاجعه انتخابات ریاست جمهوری نهم وروی کار آمدن نکبت احمدی نژادی. داورجان !اما امروز که هشت سال از آن ماجرامیگذرد باور داریم که خاتمی امروز دیگر آن خاتمی لرزان وهراسان دیروز نیست.این خاتمی امروز دیگرخوب میداند که مشکل کجاست وراه حل آن چیست .این خاتمی از اندیشه حفظ نظام به هر قیمت بیرون آمده است .چرا که به ضد مردمی بودن نظام جاری یقین پیدا کرده است.او امروزمحافل پیدا وپنهان قدرت را میشناسدواز این مهمتر بدون تعارف سرکرده گان آنهارا نیز خوب میشناسد.اگر میبینید خاتمی امروز دودل است فقط دلیلش همین است. او میداند که دیگر به شیوه تسامح با محافل قدرت نمی توان ره به جایی برد. خاتمی امروزمیداند که برای مقابله با بحرانهای نه روزه باید به ریشه زد. خاتمی امروز میداند که ریشه مشکلات نه"استبدادزذگی تاریخی ایرانیان" که خودکامگی معدودیست که حاضرند تا ایران وایرانی را به طرفه ای فدای افکار پوسیده وپلیدشان کنند.
آری داور گرامی! خاتمی اگر امروز دچار تردید شده است برای این است که مشغول بازنگری در خویش است که آیا میتواند اینبار نه ردای سفید که لباس رزم بر تن کند؟آیا میتواند "نه"بگوید؟میتواند تا آخر ایستادگی کند؟حتی به قیمت نظام وفروپاشی آن؟در یک کلام آیا این شهامت را دارد که گورباچف ایران باشد؟
به اوحق میدهیم که مردد باشد.قبول کنید با شناختی که از شخصیت صلح طلب اوداریم برایش بسیار سخت است چنین تصمیمی گرفتن.
واما در اخر آنکه ما نیز چون داورجان نبوی منتظر میمانیم .اما خاتمی وقت زیادی ندارد.باید زود تصمیم بگیرد. خاتمی عزیز،میدانیم که سخت است برایت انتخاب راه مبارزه، اما به شما ازطرف خود واکثریت دانشجویان دهه هفتاد قول میدهیم که چنانچه تصمیم به مبارزه گرفتی بدان که ما دانشجویان سابق همراه با دانشجویان وجوانان نسل امروز تا اخرین قطره خون در راهت که همانا راه آزادی ودمکراسیست خواهیم ایستاد. این یک شعار نیست، ایستادگی وپایمردی مادر 18 تیر نمونه ای کوچک بود. حال این گوی واین میدان ...

Posted by: javonpir at September 30, 2008 05:59 AM

salam
man ye daneshjooye PhD too Canada hastam ke hamin emrooz jayezeye 5000 dolariye departmano be khatere behtarin GPA bordam, albate ta chan mahe pish ke too Iran boodam modir groohemoon hazer nabood ye name vase rah oftadane karam emza kone in shod ke hala injam va dar ayande be in mamlekat khedmat mikonam va bayad begam kheyli az bache haro mishnasam ke too in chan sale oomadan in var va inja kheyli beheshoon miresan ke bar nagardan.
sarneveshte man va doostam natijeye tarhe eslami kardane daneshgahas ke aghaye ahmadinejad too keshvar piyade kard, ma dige be darde iran nemikhordim.
Hala age khatami fekr mikone ke delesh vase Iran misooze biyad ta hade aghal NOKHBEHAYE in mamlekat az Iran naran.
Dorood bar tamame Iraniane Azade

Posted by: saman at September 30, 2008 05:14 AM

nokteh mohem ineh ke dar mamlekateh ma 2 gorooh adam hastand ke barayeh in semat talash mikonanad, afradi ke be donbaleh bahrehbardariyeh shakhsi/jenahi hastand va afradi ke faghat salaheh mamlekat ro dar nazar darand. va khatami sabet kardeh ke be donbaleh manafe shakhsi nist. khatami biyad, vali inbar shafaf tar,yani inkeh yek tarifi az ancheh ke gozashteh, ancheh ke hast, va ancheh mellat mitavanad azoo entezar dashteh bashand be mardom era'eh bedeh, va mardom ro tojih koneh ke na oon va na hich kaseh digari tavanaii anjameh mojeh ro nadarad va agar kasi chenin ede'a mikonad doroogh serf ast (mesleh tamamen anhaii ke goftand o nakardand). negaran nabasheh ke shayad lazemeh ba yek eddeh dast be yagheh sheh. agar barash bohran dorost mikonan jeloshoon seft o mohkam vayseh,az hagheh khodesh ke hagheh in mardomeh defa koneh. ama agar baz ham mikhad biyad o roodarbayesti koneh o ba razl ha o obash ha modeleh agha ha barkhord koneh, hamoon behtareh khodesh o ma ro zayeh nakoneh o omideh mardom ro zayeh nakoneh. mamlekat dariyeh ma mesleh yek ringeh boxeh, sabet shodeh ba ja khali dadan chizi hal nemisheh. va hamehyeh inha moyasar nist magar ba hemayateh mardom va in etefagh zamani moyoftad ke be mellat shafaf elam kard che tavaghoii mitavanand az rais jomhoor va dollat dashtheh bashand.

Posted by: bluesky at September 30, 2008 04:57 AM

salam aghaye nabavi.
man vaghean tahte tasyr vaghe shodam.
hamishe adat dashtam az shoma tanz bekhonam va bekhandam,amma inbar az neveshtaton gerye kardam.
vaghty satr satre namatoono mikhondam natonestam joloye boghzamo begyram,haghan va ensafan harfe dele mano va kasaniyo ke mishnasam zadid,nemigam harfe mellat zirake man mesle in ahmaghha dost nadaram az ghole kanike namayandashon nistam zer bezanam.amma dar morede khatami bayad yadavar shavam jenabe nabavi ke ishon harchand bazam daryn vanafsa shyad behtaryn gozine bashandammahargez nabayad faramosh konim keishanzamani ke mitavanestand kare chandani dar rastaye tahaghoghe ahdafe eslahat nakardand,eshan agar ba in hemayate 20milyony ke dashtand bayad nahayate estefadaro mikardand va mellato davat mikardand ta be sahne biyayand ta rahbare tamamiyat khaho majbor be pazireshe khaste mellat konand,bayad farakhan midadnd,darkhaste refdandoom jahate eslahe osole ghanone asasy mikardand,bayad betore mostaghym teye ke barnameye zendeye televiziyony ba mardom harf mizadand amma afsos ke ishon tarso bodand va tanha be setayeshe rahbar pardakhtand mage ma chymon az torkiyr ya malezi ya pakestan kamtare??
amma beharhal bazam in maradake ahmagh kary ba ma karde ke baz bayad daste niyaz besoye khatami deraz konim,amma be shoma begoyam in dafe agar amad va ghodrato bedast gereft dygar bayad karo yeksare konad va eslahate asasy va haghyghy konad na inke del khosh konim be yeksery azadihaye movaghty ke raftanesh dobare az beyn bere be nazare bande bayad sakhtare bimare ghodrat ba eslahe osole 110,57,4 va sayere osoli ke daryn asr digar bashar bar nemitabad darman konad.jenabe nabavi system bayad dorost shavad,shoma kojaye donya soragh daryd dar mamaleke moteraghy ke akhe baraftane ye nafar amadane nafare digar ta in had vazeyad taghyr konad,hame dar 4chobe system amal mikonand.
loft mikonid ke be emailam javab bedyd.
salamato pirooz bashyd.
mehdi kasy ke az jamee doset dashteo mikhonatet.

Posted by: mehdi at September 30, 2008 03:43 AM

salam bar ostad nabavi
avalan hesabi sharmandeh ke fonte farsi nadaram,moteasefaneh PCe khodam nist!i
avalan nveshteh be lahaze neveshtan ke harf nadaasht, yeki bud mese unke ruze bade 18 tir neveshti! ya un yeki ke dar morede foroo raftan tu lajan neveshte budi, yadet miad : " ...eenke adame nezami biad too daneshgaheto jor'at nadashteh bashi eteraaz koni!" miduni chera een jomlat eenghadr tu zehnam mundeh? chon man khodamo tush didam!mazasho cheshidam ke yani chi sherafate adam be gand keshideh mishe!! va un ruz jedan boghzam gereft! ama emruz na! emruz faghat yekam asabi shodam! azinke bozorg mardi mese to bayad az khatami bekhaad biad 2 entekhaabaat! malekian gofte aghaye khatami ensaane ba akhlaghie! june nanaye man to faghat be man begu chetor akhlaghie, cheto vejdanie ke gozasht hamin ahmad batebio dahanesh o servis koanan o sedaash dar naUmad?! migi nemi2nest?! migi olaviat ha baham fargh mikoneh? migi mohem eeneke ye keshvar ro adam nejaat bedeh ta ye adamo migam nokaretam, harfet dorost! ama posht bandesh az man nakhah beram jolo panjah tomani daad vase khaatami daad bezanam?! miduni chera? chon sherafatam be gnd keshide shodeh! va miduni cheotr? na eshteb nakon, ahmadi be gand nakeshidadesh! asan diktator ha hich vaght nemitunan eenkaro bokonan! age mitunestan hich vaght enghelaab e kooftie 57 bevooj nemiUmad! hamin mamad jaan be gand keshidesh! hamin mamad jaan...

kholase eenke agha ebi, ma ke 4keretim darbast, harchi ham begi ru cheshemune, ama kineE ke man az eena daram, unghad amighe ke hatta ghalame asheghe to ham nemi2ne!migi chi konam?i

Posted by: nashenaas at September 30, 2008 03:32 AM

سلام،

ایول داور، این نوشتت حرف نداشت. به امید خدا از خر شیطان پیاده می شه و اونوقت دوباره -اگه نه این بار حماسه - که نوشدارویی هر چند دیر به زخم کهنمون بزنیم، شاید اگه خودمون تباهم شده باشیم، فردای فردا رومون بشه جلو بچمون سرمونو بلند کنیم و بگیم یه روزی اگه به فلط کردن افتادیم جنمشو داشتیم سرمونو بلند کنیم و باز از سر خط بنویسیم.

Posted by: Kamran at September 30, 2008 03:08 AM

من خیلی دلم می خواد مملکتم سامون بگیره .. یاد 4 سال پیش به خیر که من به خاطر خاتمی به هر کسی می رفت خارج بد و بیراه می گفتم و معتقد بودم باید موند و ایران رو ساخت ... ایران داشت خوب ساخته می شد ..

الان هزاران کیلومتر دورتر از وطنم آرزو می کنم خاتمی برگرده و من باز هم بتونم نقش کوچکی در ساختن مجدد ایران داشته باشم ...

Posted by: Parisa at September 30, 2008 02:43 AM


ظاهرااین مطلب شما روزنامه کیهان رو هم تحت تاثیر قرار داده . حالا دیگر روزنامه کیهان شاکی است که شما به آقای خاتمی توهین کرده اید ! شما در این مطلب میخواهید بگویید که مردم ایران قدر نشناس بوده اند یا انتظار بیش از حد از دولت خاتمی داشته اند . حق با شماست ، ما حواسمان نبود که همسایه افغانستان و عراق و پاکستان و ترکیه هستیم . ما نمیدانستیم که در مهد اسلام یعنی عربستان زنها حتی اجازه راننده گی ندارند . اصلاحات هر چند به شکل آهسته و حلزونی یکی از معقول ترین راههای گذار به دمکراسی است . خوشحالم که حرفهای شما را روزنامه کیهان و مطمئنا حاکمان جمهوری اسلامی میخوانند ، چرا که حرفهای دل ما را به آنها میزنید ، گفتم ما منظورم ملت ایران نبود منظورم خودم بود جمع بستم که احساس تنهایی نکنم ( چشمک )

Posted by: کورش at September 30, 2008 02:41 AM

نه خاتمی نه ملا ....

Posted by: میهنیار at September 30, 2008 01:55 AM

با درود فراوان به استاد ارجمند اقای نبوی
بنظر من مشکل خاتمی عدم اعتماد به صحت انتخابات و صیانت از رای مردم است برای او جای شکی باقی نیست که انتخابات اتی ریاست جمهوری کاملا تشریفاتیست.

Posted by: Hosein at September 30, 2008 01:18 AM

سلام اقای نبوی
من خیلی هیجان زده میشم وقتی فکر میکنم میتونم باهات حرف بزنم... من همیشه مطالبتو میخونم و البته یه 2 ساعتی هم این مردیکه احمدی نژاد نفرین میکنم...مطالب جدی که مینویسی واقع بینانه تر از خیل مطالب داخلی البته بجز مطالب عباس عبدی،ما هم مثل شما بی صبرانه منتظر این سید هستیم...البته اگه خاتمی خاتمی باشه میاد...اگه این مردیکه بازم رییس جمهور بشه دیگه من داروهای ضد افسردگی رو شروع میکنم...اگه وقت بکنی حتما یه جواب برام بنویس..بعضی وقتها هم جدی بنویس خیلی کمک میکنه به ادم...کاش یه 500 نفر مثل تو داشتیم تو این مملکت

Posted by: ارمین at September 30, 2008 01:09 AM

Be nazare man ghatan khatami behtarin gozine dar sharaite feli irane vali bayad hamishe in noktaro bedoonim ke vabaste be ye ghahreman bodan va ye farde shoja boodan baraie in ke hameie moshkelato be daste oon hal konim hich vaght dar deraz modat javab nemide bayad hame baham komak konim vali dobare migam be nazare man ma melat bayad kami sabr kardan va vaghe binio tamrin konim va beddonim ke sharite iran faghat makhsoose bekhodeshe chon tarikho farhango melatesh ke in sharaito tashkil dadan makhsoose khodeshe pas vaghe bin boodan be man yeki ino mige ke khatami dar sharyate feli behtarin fard barie raie jomhor shodane

Posted by: arash at September 30, 2008 01:05 AM

سلام
زمانی که در روزنامه ی وزین جامعه قلم میزدید با شما آشنا شدم و اکنون پس از سالها همچنان نوع طنز پردازی ،طبع هنری و نگاه واقع بینانه شما را به سیاست و جامعه تحسین میکنم.
دولتی را که در این سالهای اخیر تجربه کردیم بار دیگر به ما خاطرنشان کرد سایه ی جهالت و نادانی میتواند تا بی نهایت سنگین و گسترده باشد.
در این سالها بیش از پیش به اهمیت آگاهی و ارتقای سطح دانش در بین اقشار جامعه پی بردم و این که ما چقدر نیاز به سرمایه گذاری فرهنگی در این مملکت داریم تا جامعه را از خویشتن خودآگاه سازیم.کاری که حاکمیت آگاهانه از آن اجتناب میکند و شاید آن را در سیکل معکوس می اندازد .
به هر حال هدف از نگارش این متن تشکر از حضرتعالی بود و اینکه برایتان آرزوی سلامتی و شادکامی کنم.
در هر صورت چه آقای خاتمی بیایند یا نه امیدوارم مجموعه ی اصلاح طلبان به یک اجماع و برنامه ی منطقی حول محور انتخابات و دولت آتی برسند و از تمامی قدرتشان برای پیروزی استفاده کنند.

Posted by: محسن at September 30, 2008 12:58 AM

ابراهیم جون سلام و تشکر که حرف دل خیلی هارو با طنز شیرین بیان کردی. ایده جمع کردن امضا هم عالیست . تردیدی در خدمات خاتمی نیست خصوصا امروز معیارهای بهتری در دست است برای مقایسه. من هم انتقاداتی دارم ولی منتقدان خاتمی باید واقع نگرتر باشند . در جاده کوهستانی با مدرنترین و پیشرفته ترین اتومبیل هم نمیتوانید با سرعت ساعتی دویست کیلومتر برانید و جوجه ای را که تازه سر از تخم در آورده باید مراقبت کرد که بال در بیاورد و فورا نگوئیم که اگر پرنده بود پرواز میکرد. امیدوارم این تجربه پرهزینه یادمان داده باشد که ناسپاس نباشیم و هرکسی که آمد و در مسیر صحیح بود ما هم ضمن درک موانع او بیشتر حمایتش کنیم که سرعت بگیرد. در شرایط فعلی خاتمی بهترین گزینه است. حتی مخالفانش باید امروز در برابر صداقت و راستگوئی او به ملت سر تعظیم فرود آورند و فراموش نکنیم که " در کجای جهان ایستاده ایم"

Posted by: علی at September 30, 2008 12:46 AM

جناب آقاي نبوي .من تاكنون به كسي راي نداده ام و مخالف اين رژيم از پايه و اساس هستم . حتي با آقاي خاتمي كه مربوط به همين رژيم است ولي خاتمي اگر هيچ كاري نكرد دو سال از زندگي خودم رو مديون ايشون هستم . حداقل در دوره ايشان طرح خريد سربازي آمد و من را دو سال به جلو راند و اين دو سال زندگي من دستخوش تغييرات ايده آلي شد و من به خاطر همين نه چيز ديگر چنانچه ايشان وارد رقابت شوندبه عنوان تشكر نه تنها طلسم شناسنامه خود را ميشكنم بلكه نظر صد نفر را كه موافق ايشان نيستند را جلب خواهم كرد كه راي خود را به نفع ايشان داخل صندوق بيندازند .
علي از نهاوند

Posted by: علي at September 30, 2008 12:45 AM

درود به شما. از نامه پر احساس شما متشکریم!(خودمو جمع بستم).یادمون نره علت پدیده احمدی نژاد عملکرد بسیارضعیف آقای خاتمی و همینطور مجلس همسوی ایشان در دوره دوم آقای خاتمی بود. ما انتخاب اولی های آن دوره و دانشجویان غربت نشین امروز خاتمی را انتخاب نکردیم که در آخرین دیدارش با دانشجویان تحدید به بیرون کردن از سالن را به آنها هدیه بدهد. آقای خاتمی روزی در برلین شخصا اقرار کرد که سیاست مدار خوبی نیست. من هنوزم برای ایشان احترام دارم ولی آقای خاتمی اگربیاید فقط تدارکاتچی آقای خامنه ای هست. کسی که در برابر این ظلم بایستد ایرانش را طلب است. اگر سید فاطمی باشد که خودش را در رده بزرگان تاریخ ما قرار خواهد داد.

Posted by: بابک at September 30, 2008 12:30 AM

SALAM ebrahim aziz, kheili douset daram va bet migam damet garm be khatere in nameye mahsharet! manam az iran oumadam biroun ama khunevadam ounjan vatanam ounjast,nemizarin in tahrimiyay khial baf ye bar dige keshvaremouno be daste in papatia bedan,bayad be fekr oun mardomi boud ke tou iran zendegi mikonan na kesayee ke to euroupa va amrika neshastan migan tarim mikonim!payame man be tahrimia ine! age mardin o paye tahrimetoun hastin biayn iran zendegi konin o tahrimkonin!age na be ghole farokhzad tou logatoun beshinin o mashroubetuno serve konin o saro sedaye ziadi ham nakonin

Posted by: IMAN at September 30, 2008 12:17 AM

Salam. too rooz matlabetoon o khoondam o delam nayoomad rooye chenin matne rahat o ba hali ye chiz o behetoon yaad avari nakonam, age momkene oon ghesmathaye bi tarbiatish o ye koochoolu kam konid, akhe in seyyede ma kheyli kheyli moaddabe va momkene behesh bar bokhore! ghorboone shoma

Posted by: Mohsen at September 30, 2008 12:09 AM

به هر کسی میگم که خاتمی بهترین انتخاب الآنه، میگه "مگه خاتمی چیکار کرد؟"
شاید تعدادی از مردم بدونن که اون چیکار کرد. ولی اکثریت مردم که معمولا قشر کم سواد هم هستن، می دونن؟
همیشه دلم می خواست که همچین نامه ای رو براش بنویسم. ولی کی به حرف من گوش میده؟ الآن خیلی خوشحالم که کسی مثل ابراهیم نبوی این کار رو کرده. امیدوارم که خاتمی این نامه رو از زبون مردم بخونه.

Posted by: آرش at September 29, 2008 11:56 PM

آقا سید نبوی خدا وکیلی خیلی نامردی فکرمیکنی ملت هالو هستن؟ فکر میکنی ممد چاخان یادشون رفته؟ سید بازی و آخوند بازی و ماچ و بوس وصلوات؟بعدشم من برم تو خیابون و کوچه تبلیغ برای سید فریبا؟ بعدش شب موقع خوابم تو خوابگاه حزب الله بیاد تو پرتم کنه از طبقه 6 تو خیابون تا قربونی زهرا بشم؟ حقا که آخوندی که فکر میکنی ملت انقدر گاگولن که باز آویزون ابای فریبا بشن
بیبینم چرا مردم رو به این بهانه بکشونی پای صندق؟ داداش این امامزاده کور میکنه که شفا نمیده. انتخاباتای مجلس رو نیگاه
یعنی ما باورت کنیم که محموتی یه بز گر بود که ییهو رم کرد رفت رو صندلی ریهست جمهور؟ آقا سید خنده دار تو طرف کدوم سیدی؟؟ سید محمد خاتمی یا سید مجتبی خامنه ای؟؟ 4 سال مجتبی میدون داره تو هم که القصه شدی ممد بوقیش
میدونم آپلود نمیشم اما گوسفند آخر میره تو سفره حاجی اما از یه سوراخ 2 بار گزیده نمیشه و حیف این 11 سال که خوندم حرفاتو. مدیون خیلیایی

Posted by: گوسپند at September 29, 2008 11:55 PM

باسلام خدمت اقای نبوی.
می خواستم بگم که ما تو این 3 سال واقاُ این مطلب را فهمیدیم که فرق هست بین اینکه خاتمی رئیس جمهور باشه یا احمدی نژاد.فهمیدیم که با اینکه میگن توی ایران سیستم مشکل داره و با عوض شدن رئیس جمهور فرقی نمکنه حرف درستی نیست.فهمیدیم که کسی مثل اقای خاتمی می تونه حتي گاهی اوقات روی این سیستم هم تاثیر بگذاره واون را به سمتی هدایت کنه که همه ارزویش را داریم .اما حالا پرسش من از شمااینه که ایا اقای خاتمی این قابلیت را داره که دوباره بازگردد ودست به اصلاحات بزند وگاهی اوقات در مقابل سیستم حاکم (با توجه به اینکه خود شما در جواب یکی از کامنتها نوشته بودید تنها مدیر سیاسی که در پنجاه سال گذشته توانسته است جلوی قتلهای سیاسی را بگیرد.)
بایستد؟
ممنون اگر پاسخ دهید.

Posted by: مهدی at September 29, 2008 11:46 PM

سید ما را به خندیدن عادت داده بودی اما این شب مانده به عید ما را بسیار گریاندی اجرت با جدت بنویس که گریه ما عهدی است با شرافتمندان

Posted by: مهدی at September 29, 2008 11:33 PM

doroud ! man 27 sale 2 dore be tore kamel az aghaye khatami defa kardam , axesho be sinam mizadam , ba hame dustan jam mishodim o barashun harf mizadam ba pedaram bahs mikardam o razish mikardam ke be khatami ray bede tuye har setadi ke baraye entekhabate khatami bud sari dashtam , amma dar payane sale 84 be shedat na omid budam az vazeeyate mamlekat , va hatta hazer nashodam doreye 84 dar entekhabat sherkat konam , va baraye inke ham az khejalate dustan va ham khodam dar biyam az mamlekat kharej shodam . MIKHAM BEGAM HARFE DELAM O ZADI CHON ALAN MIFAHMAM KE DIDE NASHODAN YA BEHTAR BEGAM TERORIST DUNESTAN MAN YANI CHI!! omidvaram aghaye khatami zudtar candid beshe ta kami khiyale ma rahat she va shab khabe bad nabinam . mamnun

Posted by: damoon at September 29, 2008 11:33 PM

Salam jenabe Nabavi,
Mitoonam begam ke neveshtehaye shoma ye joorayee jam bandiye afkare parishane khodam dar bareye entekhabate ayandeh bood va hade aghal man yeki ro be ye noghteye roushan resoond.
Rastesh neveshtatoon alareaghme inke baram gheremontazereh bood vali vaghean ali bood.
Man fekr mikonam are shoma dorost migid va alan behtarin gozineh khatamiye. Makhsoosan inke ageh bekhad az tajrobiyate gozashteh dars begire (yani hamamoon dars begirim).
Be har hal neveshteye shoma tasire ajibi rooye man dasht va omidvaram ke rooye taraf ham hamin tasiro bezare vo ye kari bokoneh.
Baratoon arezooye movafaghiyat mikonam.

Posted by: Amir at September 29, 2008 11:23 PM

ba name shoma kamelan moafegh hastam

Posted by: saeed at September 29, 2008 11:09 PM

سلام
خیلی جالب وقابل تحسینه که شما با این همه سابقه خوب هنری ومتاسفانه با کوله باری از درد ونامردی که برشما رواداشته شده برخلاف بسیار دیگر افرادی که غصه ای برای وطن ندارند هنوز وهمیشه درایام انتخابات چنین نوشته هایی که بیشتر حرف دل بسیاری ازهموطنان است را منتشر میکنید.
بااغلب صحبتهای شما موافقم .خاتمی بدرستی سربازیست که باید امروز خودرا فدای میهن کند ومیدان را به هیچ عنوان خالی نگذارد.
مطلب شما را برای اونایی که فیلترند توآدرس وبلاگم و بنام خودتان گذاشتم تابیشتر استفاده شود.

Posted by: سعیدمهدوی at September 29, 2008 11:08 PM

داور عزیز دوست داشتنی مهربون
با چشمانی اشک بار و لبهائی خندان بر تو درود می فرستم
خیلی وقت بود که دلم میخواست گریه کنم تا یه کم دلم خنک بشه
ولی چیز خاصی برای گریه کردن نبود چونکه به قول معروف
کارم از گریه گذشته است بدان میخندم
اما با خواندن این نامه ئ پرازاحساس انگاری که بغض دلم باز شد
وشاید باورنکنی که زار زار گریه کردم.نمی دونم که ایا اقای خاتمی
جواب نامه شما را می دهد یا نه اما دلم میخواهد فقط این نامه را
بخواند و من نیز اضافه میکنم که خاتمی جون من هم در دوران
اصلاحات خیلی بیشترازاینهاازتو توقع داشتم ولی حالاکه دوران بعد
از تو را هم دیدم میخواهم بگویم که من هم غلط کردم چون دوران
پس ا زاصلاحات فرصتی بود یا شاید بگویم دانشگاهی بود برای
اموزش تاریخ جامعه شنا سی و روانشناسی برای کسانی همچون
من که انتظارات مان سر به کره ماه میگذاشت.
خاتمی تو راست میگفتی و حق با تو بود.پس بیا و اگر شرط تو برای امدن
گفتن جمله من غلط کردم است صدها بار میگویم به سان داور عزیز که

بابا جون غلط کردمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

Posted by: doost at September 29, 2008 11:05 PM

البته که خاتمی گزینه خوبیه. اما من میخواهم بدونم بعد از سه سال و اندی زجر و حرص و فلاکت روز افزون این احزاب اصلاح طلب بعنی هنوز هم نمی خواهند با هم همراه بشند و کار و تموم کنند. یعنی ما بعد از اینهمه روزهای سخت هنوز هم باید نگران انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد باشیم و تنها گزینمون (به خاطر محبوبیت) محمد خاتمی باشه؟ خاتمی خوبه، اما من فکر می کنم ما باید دنبال کسی باشیم که حداقل هشت سال فرصت داشته باشه وگرنه دوباره چهار سال دیگه همین آش است و همین کاسه! پس کی اتحاد، مگر چقدر انگیزه لازمه که همه با هم متحد یشیم. اگه ما می گیم خاتمی بیاد چون شانس او برای انتخاب بیشتر است وخیالمون راحت تره، واقعا ممکنه احمدی نژاد دوباره انتخاب بشه؟!! در اون صورت من از مردم ایران هیچ شناختی ندارم.

Posted by: mohammadreza at September 29, 2008 10:36 PM

خیلی طولانی نوشتی... تازه میگی کاملش کنیم؟
تکراری و خسته کننده... میتونست توی سه تا پاراگراف تموم بشه.

Posted by: هادی at September 29, 2008 10:30 PM

درود جناب نبوی

در ابتدا باید عرض کنم که من از همان گروهی هستم که شما با تحقیر و حتی توهین ازشان به عنوان «تحریمی ها» نام می برید. در انتخابات خرداد 76 شرکت کردم و به خاتمی رای دادم و خود و دوستانم تلاش بسیاری کردیم که شانس بزرگ رئیس جمهور شدن آقای خاتمی را به دوستان و فامیل و مردم ناباور و نا امید بباورانیم. تا زمان واقعه کوی دانشگاه پای حمایتمان از اصلاح طلبان حکومتی بودیم و در این راه مثل شما هزینه های سنگینی را پرداخت کردیم از اخراج از دانشگاه گرفته تا جلای وطن.

تنها پس از کوی دانشگاه بود که به درستی دریافتیم خاتمی از ما و برای ما نیست بلکه حفظ نظام و بخصوص خلافت خامنه ای - حالا یا از روی مصلحت گرایی و یا اعتقاد قلبی - برایش اولویت اول است و او با خونسردی شاهد قلع و قمع امثال ما و امثال شما شد و دم بر نیاورد.

بله حق این است که ایشان کارهای مثبت فراوانی را, بخصوص در زمینه فرهنگی, آغاز کردند و یا به سر انجام رساندند و اگر قرار باشد در نمایش انتخاباتی بعدی رقابت بین آقای خاتمی و احمدی نژاد باشد من هم آرزو می کنم که آقای خاتمی انتصاب شود. ولی به شخصه نه حکومت ایران را مشروع می دانم و نه به سلامت انتخابات آن کوچکترین اعتمادی دارم و حاضر هم نیستم به هیچ قیمتی پا به سفارتخانه حکومت اسلامی در کشوری که در آن مقیم هستم بگذارم.

مشکل ایران امروز قانون اساسی آن است و وجود مقام غیر انتخابی و قدرتمندی به نام «ولی فقیه» که تمام حکومتگران از رئیس جمهور گرفته تا رئیس مجلس و نیروهای نظامی و قوه قضائیه در شروع کارشان رسما سوگند اعتقاد و التزام عملی به این قانون اساسی و این مقام مافوق را می خورند و شما این را خوب میدانید گرچه کمتر دیده ام به این محدوده ممنوعه پا بگذارید و جز در چند مورد تیغ تیز طنزتان را متوجه اصل بیماری نمی کنید که همین خامنه ای و این قانون اساسی تئوکراتیک باشد.

اگر خاتمی هم بیاید این رهبر و این ذوب شدگانش باقی هستند و این هم که بمیرد یکی بدتر خواهد آمد شاید یکی مانند مصباح. بنابراین میهن پرست واقعی آن است که با شجاعت قصد درمان بیماری از بنیاد را داشته باشد وگرنه به فرض که خاتمی بیاید و رئیس جمهور هم بشود: هرچه او ببافد یکی مثل احمدی نژاد خواهد آمد و پنبه خواهد نمود چون جای اعمال سلیقه شخصی بی چون و چرا برای تمامیت خو