پنجشنبه 28 شهریور 1387
پنجشنبه 28 شهریور 1387

آن شیخ الکبیر، آن میخ المنیر(1)، آن سلطان دولت احمدی، آن در غلطان کارآمدی، آن اب العروس المحمود، آن صاحب دولت موعود، آن آمده از بلاد رامسر، آن معاون ظاهرا خودسر، آن شیخ المهندسین، آن مالک میراث زمان و زمین، آن رابط مشکوک، آن ضابط دائم الکوک، آن ساری دائما جاری، آن رئیس سابق شهرداری، آن قطب المهاجرین، آن محب الظاهرین، آن شیخ طیار، آن آکل ماست و خیار، آن پیامبر جدید بنی اسرائیل، آن پیام دهنده آمریکوفیل، آن دائم الدیدار، آن یار غار، آن سابقا بیکار، شیخنا و مولانا اسفندیار، رحیم بود و دائما در سفر و در حال جیم بود و در کابینه نهم مقیم بود.
نقل است چون خواست به دنیا آید، مرغان هوا گریستند از هیبت آن طفل تا عقابی بیامد و مرغان را بخورد، پس آن طفل بدنیا بیامد، آمدنی. و چون زاده شد قنداق خود بدرید و بر دایگان خویش ...ید(2)، و به باغی رفته و راه همی رفت و صد حکیم و شیخ در فعل او حیران بودندی و از همین رو چون دائما در راه رفتن همی بود، وی را شیخ مشائی گفتندی.
ابتدای کار او آن بود که در عبودیت پدر بود و اگر چه بنده زاده بود ولی از دو کون آزاده بود. نقل است شیخنا در ایام صباوت به کشتی در نشست، و چون به دریا شد، صاحب کشتی مزد طلب کرده همی گفت: اخ کون دااش! ( ترجمه: لطفا پول ما را بدهید) گفت: ندارم. چندانش بزدند که بیهوش شد. چون به هوش بازآمد، مزد طلبیدند. گفت: ندارم. دیگر بار بزدندش. پس گفتند پای تو بگیریم و به دریا افکنیم. ماهیان دریا درآمدند و هر یک دلاری در دهان به ایشان دادند. صاحب کشتی این را که دید، همی گفت: WooooooW و بیهوش همی گشت و چون به هوش آمد درپای او افتاد و اطاعت او همی کرد از آن معجزت. و چون در دریا بود از کشتی پائین جسته و بر آب راه همی رفت تا به ساحل رسید. صاحب کشتی چون این را بدید همی گفت: " الاشک العظیم! ایف انا ذهب بالماء وای یو ینتظر بالدولار"( ترجمه: آخه الاغ! اگر بلد بودی روی آب راه بری مرض داشتی سوار کشتی شدی که کتک ات بزنیم؟) و این از کرامات شیخنا بود.
و سبب توبه او آن بود که دائم السفر بود و چون به عثمانی درآمد شبی به مجلس شیوخ رفته به دعا و نماز همی مشغول شد تا ضعیفه ای بر وی ظاهر گشته همی قر داد، شیخنا در او سخت نگریست، اما هیچ نگفت. ضعیفه را باز قری دیگر درگرفت و رقاصگان آمدند و قر همی دادند تا شیخنا نماز تمام همی کرد و خشمی سخت بگرفته گفت: " ایت ایز نات اسلام، آی ام آمبرلا" و از آن بود که توبه همی کرد و از فرط انابت دو وبگاه تعطیل همی کرد و دیگر نه خود برقصید و نه به مجلس رقص همی گشت.
نقل است که شیخ مشائی را شبی شیخ الرابطین معروف به امیر احمدی بصورت جهودی بر وی ظاهر گشته بدو گفت: " آی لاو یو وری ماچ" و شیخنا جواب همی داد: " می تو" و از هیبت این خواب صیحه برکشیده، ده شیخ بر وی ظاهر گشتند و علت پرسیدند. شیخنا بگفت: " ما دوست ملت اسرائیل هستیم." و چون این بگفت شیخان وی را بزدند. پس گفت: " من نگفتم ما دوست ملت اسرائیل هستیم." پس شیخان باز او را بزدند، از آن سبب که شیخان مرض داشتندی و در هر حال می زدند. پس بگفت: " به هزار بار بگویم که منظور من از اسرائیلی ها فلسطینی ها بود" پس این بار نیز او را بزدند تا شیخ منور محمود العلماء بر وی نازل گشته و شعری بخوانده و همی گفت:
شعر
به چشام نگاه کن و دستتو بذار تو دستم
من رو رو سیا کن و دست تو بذار تو دستم
( ترجمه شعر: حواسم هست، بالاخره تو پدر عروس منی دیگه خره، نمی ذارم ضایع بشی)
و دست شیخ را بگرفت و وی را از آن مهلکه نجات بداد.
شیخ محمد نوری از علمای طریقت " سیمائیون" از وی جملات عالی نقل کرد. پس شیخنا بگفت: " النوروز اول السنه"( ترجمه: نوروز اولین روز سال می باشد.) و بگفت: " انا ینتظر بالمناظره بالساعه الکثیر"( ترجمه: من برای یک مناظره صد ساعته آماده ام) و بگفت: " لایستعفی بالنوکر المله زورکی"( ترجمه: بابا استعفا نمی دم، زور که نیست)
نقل است چون خواست بمیرد عزرائیل بر وی نازل گشت و گفت آماده باش تا جانت بگیرم. پس بگفت: دقیقه ای فرصت ده تا آنچه خراب کردمی بقاعده کنم. و عزرائیل وی را فرصت بداد تا به قول خویش کند. و از آن روز هشت هزار سال بگذشت و عزرائیل بمرد و شیخنا کار تمام نکرد و هنوز زنده است رضی الله عنه.
1) میخ المنیر: میخ نورانی، نوعی میخ که برق می زند. عضو سمج کابینه نهم.
2) ...ید: جاافتادگی از نسخه اصلی است. در نسخه چاپ مسکو آمده است( پرید)، در نسخه دهلی آمده است( دوید) و در نسخه لایدن آمده است( دی دیری دی دید)
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/426
ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:ذکر احوال شیخ مشائی:
» Free zoo porn movies. from Zoo sex beastiality horse porn dog fucking.
Zoo sex exclusive animal porn horse fucking only. Free zoo porn movies. [Read More]
Tracked on November 26, 2008 09:42 PM
آقای نبوی
با سلام, برای ادا کردن حق کلام درباره نوشته های شما باید قلمی به قدرت قلم شما داشت که متاسفانه بنده از داشتن آن محروم هستم. آنچه در کلام می آید این است که شما طنز نویس بسیار شایسته ای هستید و نوشته هایتان بسیار خواندنی و به یاد ماندنی است.
برایتان آرزوی سلامتی میکنم و امیدوارم سالهای سال به خلق چنین آثار ارزشمندی ادامه دهید.
Posted by: Mazyar at October 24, 2008 11:15 PM
درود بر شما که شایسته درودید جناب نبوی.
Posted by: اردشیر م at September 29, 2008 04:27 AM
ادبیات این نوشته من رو به یاد الف.نوازنده در سایت انتخاب می اندازه. اون وقتا که البته می شد رو انتخاب حساب کرد! یادمه اون موقع خیلی ها الف نوازنده رو با ابراهیم نبوی مقایسه می کردن ولی انگار به نظر میاد این دو شخصیت یکی هستن!
من بعد از ملانصرالدین دهها تذکره نوشتم و یک کتاب تذکره هم منتشر کردم، البته نوازنده هم تذکره های خوبی می نوشت، حیف که رفت
ابراهیم نبوی
Posted by: mohammad at September 26, 2008 01:06 PM
درود بر شما
خوشحالم که حال و هوای شما و دوم دام عوض شده. این نوشته زیبا نشون می ده که چشمه طنز سید ابراهیم نبوی خشک نشده و هنوز می جوشه.
Posted by: آزادمردمان at September 26, 2008 01:17 AM
چرا مطلب منو چاپ نکردی ؟
Posted by: محمدمهدی رحیمی at September 25, 2008 03:23 PM
damet garm.kheyli bahal bood
Posted by: dost at September 24, 2008 11:08 PM
بسیار عالی بود امیدوارم که دوام داشته باشد
Posted by: سام at September 23, 2008 01:53 PM
سلام اقای نبوی جالب بود .این اقای خامنه ای گفته که دولت برای 5 سال دیگه برنامه ریزی کنه من میخواستم بگم این احمدی نژاد ودارودسته اش اگر 5سال دیگه موندن دیگه بعدش کسی رییس جمهور نمیشه واصولا اونها هم میخوان همین بشه!واقعا کسی فکرد میکرد بشه اینهمه خراب حکومت داری بکنی و مردم هم جرات هیچ گونه اعتراض نداشته باشند؟
Posted by: سلمان at September 23, 2008 10:09 AM
اگه مردی بیا تهرون اینطوری بنویس
Posted by: محمدمهدی رحیمی at September 22, 2008 01:04 PM
سلام، كارتون بدجوري درسته، بالتو شكسته نبينم قناري . مواظبات باش، الي اللقاح!!!
Posted by: مجتبي at September 21, 2008 01:10 PM
از شعر بیشتر استفاده کنید. ایرانیان شعر را بیشتر می پسندند
راز بقای ایرج و عبید ابزار شعر بوده است.
Posted by: خامنه at September 21, 2008 12:17 PM
سلام من هميشه از مطالعه مقالالت شما لذت ميبرم وميدونم شما چه كار بزرگي رو داريد در اين دوره انجام ميديد.استفاده از طنز واقعا مشكل و سخته ولي قابل پذيرشتره و جوانها انرا ترجيح ميدهند، زنده باشي اقاي نبوي و قلمت نيز پاينده باشه
Posted by: شهاب at September 21, 2008 07:41 AM
درود بر شما
بالاخره صدای دوم دام دات کام را در اوردی و ما را خوشحال کردی. مدتی بود دوم دام خلوت بود. حیف بود که این نوشته های هم طراز طلا فقط تو روزآنلاین باشه.
این رویه را ادامه بدید.
احمدی نزاد با همه کثافت هاش باعث شد که ما از خودمون بدمون بیاد و یک مقدار در احوالات خودمون بیشتر دقیق بشیم. من تو این مدت به تاریخ معاصر خیلی علاقه مند شدم و با مطالعه منابع اندکی که هست این خط سیر قهقرایی ایرانی ها را تا حدودی دنبال کردم از روشنگریهای زنده یاد احمد کسروی و دیگران از اعدام بی محابای شیخ جاهل فضل اله نوری از تبدیل شدن مساجد به استبل اسب ... از خوب جایی شروع کردیم و به بد جایی رسیدیم.
چون زمانیکه شریعتی داشت اراجیف تحویل ملت میداد کسی تو دهنش نزد و مطهری داستان راستان مینوشت و برنده جایزه کتاب میشد.
حماقت ناشی از دین و مذهب انیشتن را به تعجب وا داشته. این دیو زشت خو را فقط با استدلال عقلانی میشه نابود کرد این بزرگترین وظیفه هر روشنفکری ست.
حکومت از دین و مذهب و نادانی مردم ارزش و اعتبار گرفته تا زمانیکه دین را به جایگاه اصلیش پایین نکشیم همین آش و همین کاسه.
Posted by: nima at September 20, 2008 10:53 AM
سلام
باز هم مثل همیشه قشنگ بود. خدا وکیلی اگر احمدی نژاد نبود باز هم می توانستید این همه سوژه برای خنده پیدا کنید؟
...
خیر. من که بارها اعتراف کرده ام
Posted by: hosein at September 20, 2008 01:46 AM
خوب است
Posted by: bob at September 20, 2008 12:29 AM
دقت کردین این مشکل دارای حکومت چقدر قیافتا(امیدوارم املاش همین جوری باشه) شبیه هم هستن. مددی، مشایی و ...
Posted by: احمد at September 19, 2008 09:20 PM
متن درباره کردان روخ فزاتر بود!
Posted by: saleh amiri at September 19, 2008 07:10 PM
متن فوق العاده ای بود. ممنون
Posted by: mehrdad at September 19, 2008 02:03 AM
باحال بود!
Posted by: علی کنکوری at September 19, 2008 01:04 AM
جالب بود، خندیدیم، مخصوصا بخش "عزرائیل"
Posted by: حمید at September 18, 2008 11:54 PM
سلام مرسي از طنز هوشمندانه شما .. مثل هميشه عميق و خواندني .. راستي من به شدت دنبال فايلهاي صوتي (حسني) هستم و پيدا نمي كنم . شما مي تونين كمكم كنيد؟ بازم ممنون .. خدا قوت!!!
Posted by: sonia at September 18, 2008 09:26 PM
حال احمدی هزار تا عیب داره شاید خیلی بیشتر اما اینکه این همه ایت اه مه نشانه خدا در زمین و اسمون هستند به پشم هم حساب نمی کنه و این یارو را حمایت میکنه باید قدر شناخت
این مکارم که شبها با خدا میره عشق و ختا باش کشتی هم میگیره و کشف کرده که موبایل از هرویین هم بدتر اما تن تن شکر با قیمت با حلال هست به هیج گرفتن هنر است
باور کنید اگه حتا سید علی شاه هم روش زیاد کنه حاجی مخمود ممکنه کار دستش بده خب این هنر هست هر چند احمق هست، ولی این کارش خوبه حالا کدام شاه ایران این سد سال اخیراخمق نبوده که این شاهزاده خر نباشه
به سید علی ...هم عرض میکنم ......شاید حق با تو باشه اما من میگم همون که دروطن شاه برای 100 تومن پول معطل بودی تا اکبرشاه یک پولی بهت بده به این شاهی که داری شرف داشت
( سانسور مطلب از اینجانب است، ابراهیم نبوی)
Posted by: burglra at September 18, 2008 05:42 PM
بسیار عالی بود.
والا از کار این دولت و این مشاور اگه 5 سال دیگه هم سر کار باشن ما یکی که سر در نمیاریم:D
Posted by: احمد at September 18, 2008 04:31 PM