یکشنبه 24 شهریور 1387

شوخی

نمی‌دانم چه کسی شوخی را آغاز کرد؟ آیا فکر کرده بود که ما در این جهان بی‌سروته باید چه بکنیم؟ گفته‌اند جهان بازی است و ما آمده‌ایم تا بازی کنیم.

sydbarret.jpg

فایل صوتی را از اینجا بشنوید.

شاید کانت و دکارت و نیچه با شنیدن این اظهارنظر کودکانه، ابرو در هم بکشند و جهانی پر از اندیشمندان بزرگ را به عنوان مصداقی برای اشتباه گفته‌های ما توی چشم‌مان فرو کنند.
شاید موریس مترلینگ با همه حشرات جورواجورش به اثبات نظم بی‌انتهای هستی برآید. البته ما هم می‌توانیم انگشت به لانه زنبورهای موریس مترلینگ بکنیم و تمام نظم‌شان را به هم بریزیم.
شاید روح مارکس که گفته بود «سرانجام سرمایه‌داری زیر گام‌های آهنین پرولتاریا خرد خواهد شد.» با دیدن لکه روی پیشانی میخائیل گورباچف، به شوخی تلخی به نام پوتین و کاسترو فکر کند و این بار تکرار تراژدی سوسیالیسم را در کمدی ببیند.
شاید اگر با جهان شوخی کنیم سارتر و کانت و دکارت در گورشان بلرزند، اما بگذار سید بارت جوان ما با اسباب بازی‌هایش زیر شیروانی بازی کند و جهان را به شوخی بگیرد. ما شوخی را آغاز می کنیم.

_42402075_syd_barrett_getty_416.jpg
سید بارت

«‌سید بارت» وقتی با آن اسباب بازی‌های زیر شیروانی و آن داستان‌های مالیخولیایی‌اش موسیقی راک را به هم ریخت، هنوز چندان فاصله‌ای از کودکی نگرفته بود. هنوز شوخی را می‌فهمید و می‌توانست ترانه‌ها و بازی های کودکی‌اش را به موسیقی تبدیل کند.
سید بارت در لوسیفر سام که در آلبوم «نی زن در آستانه سپیده‌ام» آمده است، می‌گوید:
حنا، حنا خانوم، تو جادوگری
تو دست چپ نشستی
و گربه هه دست راست
وای! نه
این گربه یه جوری یه که نمی‌تونم وصفش کنم

نگاه وارونه به زندگی، شاید یکی از زیبایی‌های موسیقی پاپ و راک است. شوخی‌هایی که گاه در محتوای ترانه نفوذ می‌کند و گاه موضوع ترانه می‌شود.
هنوز نمی‌دانم منظور بی‌تلز از جنگل نروژی چیست. احتمالاً باید جنگل نروژی چیز جالبی باشد، اگر چنین نبود احتمالاً بی‌تلز این‌قدر برای خوب نشان دادنش اصرار نمی‌کرد. این هم یک نوع از زندگی است.

61.jpg
لوسیفر سم

یه وقت یه یاری داشتم
یا بهتره بگم
اون منو داشت
خونه شو بهم نشون داد
خوب نیست، یه جنگل نروژی؟

خواست که بمونم و جایی بشینم
دور و برم رو دید زدم و صندلی ندیدم

روی قالیچه نشستم
وقت رو گذروندم
شراب رو نوشیدم
تا نیمه شب گپ زدیم
و اون گفت: حالا دیگه وقت خوابه
گفت که از صبح کار کرده و شروع کرد به خندیدن
گفتم اما من نه، و خزیدم به طرف حموم واسه خوابیدن

وقتی که بیدار شدم
تنها بودم
و مرغ از قفس پریده بود

پس یه آتیش روشن کردم
خوب نیست، یه جنگل نروژی؟

62.jpg
بی‌تلز

شوخی و نگاه وارونه به جهان گاه به متن و محتوای شعر می‌آید و ما را در دنیایی وارونه و عوضی رها می‌کند و گاه موضوع زندگی می‌شود. آن‌جایی که «بی‌جیز» یکی از محبوب‌ترین گروه‌های موسیقی دهه هفتاد، زیباترین ترانه‌شان را آغاز می‌کنند.
من شوخی را آغاز کردم. شوخی‌ای که می‌تواند همه را به گریه بیندازد یا همه را بخنداند. شاید گریه ما نیز دیگران را به خنده بیندازد. مگر بسیاری به گریه‌های ما نمی‌خندند؟ بی‌جیز ترانه‌ای دارد به نام «من شوخی را آغاز کردم. در این ترانه چنین می‌آید...»
من شوخی را آغاز کردم، شوخی‌ام همه را به گریه انداخت.
اما من خیال نمی کردم که این شوخی درباره خودم بود، آه! نمی‌دانستم.

من گریستن را آغاز کردم، گریه‌ام همه را خنداند.
آه! اگر فقط می دانستم که این شوخی درباره خودم بود...

63.jpg
بی‌جیز

من به آسمان نگاه کردم، و با دستم چشمانم را مالیدم.
از روی تخت افتادم، سرم از آن‌چه گفته بودم درد می‌گرفت.

تا این‌که بالاخره مردم، با مرگ من همه شروع به زندگی کردند
آه! اگر فقط می‌دانستم که این شوخی درباره خودم بود...

من به آسمان نگاه کردم، وبا دستم چشمانم را مالیدم.
از روی تخت افتادم، سرم از آن‌چه گفته بودم درد می‌گرفت.

تا این‌که بالاخره مردم، با مرگ من همه شروع به زندگی کردند
آه! اگر فقط می‌دانستم که این شوخی درباره خودم بود...


ترانه ها | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/414

Comments

سلام
اگر امکانش هست مجموعه مطالب طنزی که هر روز می نویسید رو به صورت یک فایل قابل دانلود{ebook}درست مثل کتاب چهل ستون برای خیل عظیم مشتاقان به یادداشتهای شما که متاسفان فیلتر شکن در اختیار ندارند فراهم اورید.
ارادتمندتان

Posted by: امین at September 29, 2008 01:08 PM

wow, you are awesome man why you never used rock lyrics before I always felt I am weirdo not able to understand sheykhona mahmood an A~ref nurani lol
shukhi kardam ghesse hay mahmud ro sorkhpoosta inka ha aztek ha hatta har shab bare ham tareef mikonan mikhandan, ama khodayish in rocker ha yek bakhshy az hoviate adamy hastan ke tu iran emruz 40 sale hata 50 sale hastan age idea ine ke sympathy jalb koni injuri jeddan ke genius hasty
thank you do it again

Posted by: Adrenalin at September 18, 2008 10:06 AM

آقای نبوی
اگر امکان دارد، فایل صوتی را در دو کیفیت بالا و پایین بگذارید تا آنهایی که اینترنت پرسرعت دارند بتوانند با کیفیت بالاتری برنامه‌تان را بشنوند.

Posted by: امید at September 16, 2008 12:22 PM

Rick dies................................ :(( :((

Posted by: reza at September 16, 2008 12:57 AM

با سلام خدمت آقای نبوی.من یکی از طرفداران گروه pink floyd هستم.شنیدم شما کتابی در باره این گروه نوشتید.می خواستم ببینم موضوع کتاب چیست و در ایران می شه گیر آوردش؟

من در سال 1379 کتابی مفصل درباره پینک فلوید نوشتم به نام " دیوار پینک فلوید" این کتاب توسط نشر نی چاپ شده و تا همین پارسال هم تجدید چاپ شد و الآن هم در بازار هست.
ابراهیم نبوی

Posted by: demon at September 16, 2008 12:41 AM

emruz 15 sep rick wright fot kard...

Posted by: mehdi at September 15, 2008 10:34 PM

Dorood,
Do you know the song by Iraj Janatee Attaee from Gougoush:
زندگی‌ با ادماش برای من یه قصه بود (چی‌ رو باور بکنم)
So long,
Alireza

Posted by: Alireza at September 15, 2008 07:22 PM

kheyli chakerim

Posted by: hamed at September 15, 2008 01:18 PM

salam agaye nabavi
man az khanadegan harooz mataleb shoma hastam
dar zemn ye blogi eftetah kardam va dar in chand rooz az mataleb shoma bedone ejaze dar veblogam gozashtam alan mikhastam az shoma ejaze begiram
ta kasani ke dastresi be filter shekan nadarand betavanandaz mataleb shoma estefade konand
ba ejazeh satrap

دوست عزیز
اگر می توانی اسم نویسنده یا وبلاگ را بنویس، اگر نمی توانی هم ننویس، در هر حال اجازه می دهم
ابراهیم نبوی

Posted by: satrap at September 14, 2008 08:48 PM

khaste nabashid
davar khan filaye sowtie marbut be hasani ro az koja mishe gir avord?
mamnun

Posted by: mehrdad at September 14, 2008 05:08 PM

Post a comment




Remember Me?