پنجشنبه 23 اسفند 1386

نوبت به اولیا که رسید آسمان تپید

این نوشته در پاسخ به مقاله علی کشتگر که در گویا منتشر شد، نوشته شده است.

fingers.jpg

دوست عزیز علی کشتگر!

خود می دانی که برای تو احترامی فراوان قائلم و می دانی که تندترین انتقادات را از شیوه و رفتار سیاسی ات رودررو کرده ام و از تو نیز نقدها را شنیده ام و می دانم و می دانی که نقد و نظر من درباره تو هرگز انگیزه شخصی نداشته و ندارد. به لحاظ شخصی من در میان ایرانیان فراوانی که در پاریس زندگی می کنند، به هیچ کس نزدیک تر از تو نبوده ام و مهربان تر از تو در میان آنان کسی نمی شناسم. از همین رو معتقدم که هیچ انگیزه شخصی مرا به مخالفت و نقد تو ترغیب نمی کند. همچنان که می دانم که تو نیز هیچ انگیزه شخصی برای مخالفت با من نداری.

اما بعد، در مقاله ای که بخش اعظم آن به نوشته من اختصاص دارد، نوشته ای که « عجيب اما اين است که عده ای به نام دفاع از اصلاح طلبی و آزادی خواهی نه فقط هم چنان مردم را به شرکت در انتخابات فرمايشی فرا می خوانند، بلکه به خود اجازه می دهند هر کس که فرياد اعتراضی عليه نمايشی که اهانت به شعور و اراده ی ملت است بلند کند را مورد طعنه و ريشخند قرار دهند. و هم صدا با سخنگويان استبداد او را به تند روی متهم می کنند. (مقاله ی آقای ابراهيم نبوی با عنوان پنج، چهار، سه، دو، يک بوم را به عنوان نمونه ای از اين گونه موارد بخوانيد).»

اول: چرا وقتی مرا خطاب می کنی، می گویی « عده ای به نام اصلاح طلبی و آزادی» مگر شکی در اصلاح طلب بودن و آزادیخواه بودن من هم داری؟ و مگر من سالها برای همین تلاش نکردم و به همین دلیل هم با تو دوست نشدم؟ و مگر نه اینکه معتقدی اصلاح طلبان عده ای زبون و سازشکار و ترسو هستند؟ چرا قبول نمی کنی که من واقعا همین اصلاح طلب سازشکار ترسو باشم؟ حتی در این حد هم قبول ندارید که من اصلاح طلب هستم و کار مرا « به نام» اصلاح طلبی می دانی؟

دوم: من نمی دانم چرا وقتی علیه خاتمی و هاشمی و خامنه ای و احمدی نژاد طنز می نویسم، همه نوشته من را طنز می دانند، ولی وقتی در مورد خودشان طنز می نویسم، آن را اهانت و هجو می دانند؟ آیا فکر نمی کنی لازم است آدم تحمل طنز در مورد خودش را هم داشته باشد؟ مگر طنزی که من در مورد تو نوشتم اهانت آمیز است؟ من تو را تندرو دانستم، آیا این غلط است؟ آیا تو به تندرو بودن خودت افتخار نمی کنی؟ چرا از این طنز ساده برمی آشوبی؟ مگر تو و کسانی که مبارزه می کنند و خیلی هم آدمهای خوبی هستند، نمی توانند موضوع طنز قرار بگیرند؟

سوم: از نظر من نوشته تو تندروانه است؛ به واژه هایت دقت کن: « انتخابات فرمایشی»، « حرکت ظالمانه»، « استبداد هار»، « گستاخ»، « انتخاباتی که از قبل معلوم است»، « مغالطه کاری» و دهها واژه دیگر که از نظر من نشانه تندروی است. من حرف عجیبی نمی زنم، من صرفا روشی را که تو به آن افتخار می کنی می گویم. مگر نه اینکه تو روش ما را سازشکارانه می دانی؟ یعنی سرعت آن را برای برخورد با وضعیت مناسب ارزیابی نمی کنی، من هم به همین معتقدم. به همین دلیل کار من از نظر تو کندروانه یا میانه روانه و کار تو از نظر من تندروانه است. من چیزی جز این نوشتم؟

چهارم: نوشته ای که « کسانی که شرکت در اين انتخابات فرمايشی را تبليغ می کنند طبعاَ حق دارند نظرات من و امثال مرا نقد کنند و نادرستی آن را نشان دهند. استقبال از گفتگو و برخورد نقادانه از ضرورت های اوليه ی نهادينه شدن فرهنگ دموکراسی است. اما مغالطه کاری و تحريف نظر مخالف و به کار بستن روشهای اهانت آميزی که ابراهيم نبوی به آن متوسل شده از ضروريات حتمی استبداد و فرهنگ استبدادی است. برای نمونه چند سطر از نوشته ابراهيم نبوی که با روش کيهان شريعتمداری منتقدان انتخابات فرمايشی را هجو می کند در پانويس بخوانيد!»

علی عزیز!
من طنز نویسم، نوشتن به این شیوه کار من است. ده سال هم هست به همین شیوه می نویسم، چرا انتظار داری من هم مانند تو از روش مقاله نویسی جدی استفاده کنم؟ آیا نمی دانی اثر طنز در خواننده بیشتر است؟ و آیا طنز گفتن از نظر تو کار بدی است؟ چرا به طنز من نام « مغالطه» می دهی و ان را « تحریف» می دانی و « اهانت آمیز»ش می گویی. و چرا نوشته مرا پیرو شیوه شریعتمداری می دانی؟ خودت بگو، در طول این ده سال شریعتمداری با من بیشتر مخالفت کرده یا با تو؟ بارها در همه این سالها به من گفته ای که طنزهای مرا در خانه برای اعضای خانواده می خوانی، مگر چنین نیست؟ حالا چگونه است « نوبت به اولیاء که رسید آسمان تپید؟» من چه گناهی کردم که طنزنویسم؟ از تو می خواهم با خودت خلوت کنی و ببینی که آیا نوشته طنز من درباره تو فقط به این دلیل اهانت آمیز نیست که موضوع طنز آن توئی؟ آیا من به عنوان یک طنزنویس باید تو و گنجی و افرادی دیگر را « مقدس» بدانم و درباره آنها طنز ننویسم؟ چرا؟ چرا وقتی نوبت به « من » می رسد طنز می شود هجو و من می شوم مقدس؟

پنجم: نوشته ای که من مدعی شده ام که « دعوت اکبر گنجی و امثال من به تحريم موجب روی کار آمدن احمدی نژاد شده و ما هم چنان بدون عبرت گرفتن از گذشته به روش خود ادامه می دهيم. در پاسخ فقط کافی است ياد آور شوم که نوشته ها و گفته های همه تحريم کنندگان با هم تاثير تعيين کننده ای بر انتخابات دوره نهم رياست جمهوری که احمدی نژاد را روی کار آورد و انتخابات مجلس هشتم که قرار است مجلسی کاملا گوش به فرمان خامنه ای باشد، ندارد.»

علی عزیز!
من این ادعا را دارم و بارها از آن دفاع کرده ام. از نظر من تحریم انتخابات توسط دوستانی مانند گنجی موجب روی کار آمدن احمدی نژاد شد. در مورد تو چنین ادعایی ندارم، چون همانطور که گفتی تحریم انتخابات توسط تو تاثیر چندانی نداشت، اما کار گنجی تاثیر بسیار فراوان و ویران کننده ای داشت. پس از تحریم گنجی بود که صدای آمریکا و همه رسانه های لس آنجلسی چوب تحریم را برداشتند و زدند تا از صندوق انتخابات احمدی نژاد درآمد. از نظر من تحریم انتخابات نهم توسط تو خیلی تند نبود. امیدوارم یادت باشد، در خانه تو نشسته بودیم و من از تو سووال کردم که به نظر تو از میان این داوطلبان، کدام شان اگر بیایند به نفع آینده ایران است؟ بدون تردید گفتی: شکی نیست که اگر هاشمی از میان اینها بیاید به نفع آینده کشور است. به همین دلیل من از تو خواستم حالا که می دانی منافع ملی کشور چیست، و به قول خودت نمی توانی حیثیت سی ساله خودت در پاریس و بین دوستان را برای یک انتخابات به باد بدهی، حداقل علیه هاشمی ننویس تا احمدی نژاد انتخاب نشود. حتما یادت هست که تا آخرین روزها هم چیزی ننوشتی و آخر هم طاقت نیاوردی و نامه ای نوشتی که آغاز آن علیه احمدی نژاد بود و پایان آن علیه هاشمی و نتیجه گرفتی که باید انتخابات را تحریم کرد. آیا تو نمی دانستی که در انتخاب بین این دو نفر بالاخره یکی شان انتخاب می شود؟ آیا تو نمی دانستی که اگر به هاشمی رای ندهیم، احمدی نژاد روی کار می آید؟ از یک سو می گویی تحریم در انتخابات اثر ندارد و از سویی تحریم می کنی، این چه منطقی است؟ آیا جز این است که برای تو خوشنامی اپوزیسیون تحریم کننده بودن، بر تلاش برای حفظ مصالح کشور ترجیح دارد؟ تو می دانستی که اگر به هاشمی رای ندهیم، احمدی نژاد می آید و اتفاقا تو از آنها بودی که می دانستی احمدی نژاد خطرناک است، چیزی که واقعا رخ داد. با این حال همین حیثیت اپوزیسیون بودن را به منافع کشور ترجیح دادی؟ دروغ می گویم؟ هرگز در پاکدامنی و شرافت تو تردید ندارم. اما متاسفانه تو نیز مانند بسیاری از سیاست ورزان کشور به حیثیتی چسبیده اید که معلوم نیست چه زمانی می خواهید برای دفاع از کشور از آن استفاده کنید؟

ششم: گفته ای که « آقايان نبوی و نگهدار که مردم را به شرکت در انتخابات فرمايشی فرا خوانده اند بهتر است به اين پرسش ها پاسخ دهند» من کاری به فرخ ندارم، هم خودش زبان دارد و هم لابد بلد است از نظرش دفاع کند، اما من به دلیل احترامی که برای تو قائلم، به سووالاتی که پرسیدی پاسخ می دهم.

سووال اول: پرسیدی « دعوت شما به شرکت در انتخاباتی که نتيجه ی آن از پيش معلوم است چه تا ثيری در نتيجه انتخابات دارد ؟ چه کسانی به آن عمل می کنند و چه کسانی می توانند از آن بهره برداری کنند ؟»

پاسخ اول: تاثیر اول آن احتمال افزایش تعداد کرسی نمایندگان اصلاح طلب در مجلس هشتم است. این دعوت مردم به انتخابات باعث می شود که مردم به نمایندگان اصلاح طلب رای بدهند و جلوی یکدست شدن بیشتر استبداد گرفته شود و خطر توسعه فاشیسم و حمله خارجی کمتر شود. افرادی که به نظر من ممکن است عمل کنند، مردمی هستند که دوست دارند در ایران شرایط شان کمی بهتر شود، برای آنها بهبودی اندک در شرایط زندگی هم موثر است. آنها تاثیر انتخابات را مستقیما در زندگی شان می بینند. دعوت مردم به مشارکت در انتخابات به نفع آزادی و دموکراسی در ایران است. من معتقدم که برخلاف نظر شما نتیجه انتخابات از پیش معلوم نیست، در انتخابات قبلی پیش بینی تو این بود که هاشمی در هر حال انتخاب می شود. به همین دلیل من معتقدم تو توانایی کافی برای سنجش « انتخاباتی که نتیجه آن از پیش معلوم است» را نداری. قبلا پیش بینی کردی و غلط بوده. الآن هم می پرسم، یک روز وقت داری پاسخ بدهی، اگر واقعا نتیجه انتخابات قابل پیش بینی است، بنویس که این نتیجه چیست. من معتقدم اگر اوضاع به همین صورت پیش برود، اصلاح طلبان می توانند چهل درصد مجلس را در اختیار بگیرند، لطفا تو هم بنویس که « نتیجه این انتخابات از پیش معلوم» چیست.

سووال دوم: پرسیدی « آيا برای شما پرنسيپ و خط قرمزی در اين مورد وجود دارد؟ مقصودم آن است که آيا شرايطی را می شناسيد که تحريم برايتان قابل قبول باشد و يا آن که معتقديد در هر شرايطی و به هر قيمتی بايد در هر انتخابات فرمايشی شرکت کرد و تحريم هميشه غلط است؟»

پاسخ دوم: از نظر من منافع ملی و جلوگیری از توسعه استبداد از طریق ممانعت از یکدست شدن بیشتر حکومت خط قرمز است. برای من تحریم انتخابات زمانی معقول است که اولا فایده داشته باشد، یعنی ما بتوانیم با تحریم انتخابات حداقل بیست یا سی درصد از مشارکت کنندگان را از صندوق های رای دور کنیم و بتوانیم اثبات کنیم که رای نداده ها در اثر تحریم ما رای نداده اند. از سوی دیگر تحریم باید در صورتی رخ بدهد که امکان انتخاب وجود نداشته باشد، از نظر من در حال حاضر امکان انتخاب یک اقلیت قدرتمند از نیروهای میانه رو و اصلاح طلب با وجود رد صلاحیت های گسترده وجود دارد. با این توضیحات، من در حال حاضر با تحریم مخالفم، اما معتقدم تحریم همیشه غلط نیست.

سووال سوم: پرسیدی « چه راهی برای اعتراض به فرمايشی بودن انتخابات پيشنهاد می کنيد؟»

پاسخ سوم: راه اعتراض کردن به انتخابات فرمایشی، نوشتن و گفتن است. نه صرف نظر کردن از منافع ملت. ما تا زمانی که ساعت تبلیغات انتخابات آغاز نشده است، باید تمام تلاش مان را بکنیم تا انتخابات فرمایشی را افشا کنیم و اگر می توانیم از شدت فرمایشات بکاهیم، اما وقتی زمان رای گیری آغاز شد، طبیعی است که باید تا حدی که می توانیم برای به دست آوردن کرسی های بیشتر تلاش کنیم.

سووال چهارم: پرسیدی « آقای نبوی توضيح دهد که روش ها و جملات به کار گرفته وی در برخورد با اکبر گنجی و ديگران از جمله خود من با روش ها و ادبيات کيهان چه تفاوتی دارد؟»

پاسخ چهارم: علی عزیز! تو ده سال است که همیشه گفته ای که از کارهای طنز من خوش ات می آید. علت این که الآن احساس می کنی که روش من در برخورد با تو و گنجی شبیه روش کیهان است، این است که تا دیروز من طنزی درباره تو نگفته بودم، به همین دلیل مشکلی نداشتی، امروز چون خودت موضوع طنز قرار گرفته ای، آن را اهانت می دانی و می خواهی آیینه ای که تو را منعکس کرده است، بشکنی، بهتر است کمی هم فرض را براین بگذاری که ممکن است تو اشتباه کرده باشی. از خودت سووال کن آیا طاقت طنز را داری؟ به نکته دیگری هم توجه کن، نوشته ای که طنزهای من در مورد تو شبیه طنزهای کیهان است. من که خبر ندارم، ولی بگو ببینم، مگر کیهان در مورد تو هم چیزی نوشته است؟
ابراهیم نبوی
22 اسفند 1386

| بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/366

Comments

همیشه مشکل اینه که ما چون با جریان متاسفانه قدرتمند صدرنشین مشکل داریم و چون فکر میکنیم با وجود آنها کاری از پیش نمی رود قبل از انتخابات انتخابات را تحریم می کنیم اما بعد از اعلام نتایج میگیم ایکاش به فلانی یا فلانیها رای داده بودیم اینطوری هم مخالفتمون رو اعلام کرده بودیم هم حداقل اون یا اونها از این یا اینها بهترند. بهرحال تا صدامون در نیاد کسی نمی فهمه چی تو سرمون میگذره. اما بعد چه جوابهای منطقی به اون مطلب داده شدههمیشه پیرزو باشید

Posted by: ziba at March 25, 2008 05:35 PM

Post a comment




Remember Me?