یکشنبه 19 اسفند 1386

یک، دو، سه، چهار، پنج روز تا انتخابات

پنج روز دیگر تا انتخابات مانده است. ایستگاه خلوت است، اکثر مسافران دیر به قطار می رسند، ‏ده قدم به ده قدم پلیس ایستاده است، راننده قطار سرهنگ بازنشسته ای است که معلوم نیست می ‏خواهد قطار را به محل تعیین شده ببرد. در بیرون ایستگاه مسافران دارند تصمیم می گیرند که ‏سوار قطار بشوند یا نه و می دانند که اگر سوار قطار نشوند، باز هم جا می مانند. ‏

ray1.jpg

اصولگرایان می خواهند بطور کامل اصلاح طلبان را از همه حکومت حذف کنند. خاتمی دیروز ‏گفت: « باید نقشه حذف اصلاح طلبان را به هم زد.» ظاهرا طرف مقابل می خواهد اصلاح طلبان ‏را کاملا از حکومت بیرون کند و نکته جالب اینکه خود اصلاح طلبان هم می خواهند بیرون ‏بروند. به نظر من که باید دست و پای اصلاح طلبان را ببندند که فرار نکنند. توجه به موارد زیر پیشنهاد می شود.‏
اول: خیلی از اصلاح طلبان از مردم می خواهند که به آنها رای بدهند، آنها می گویند: « ای مردم! ‏برای مقابله با کسانی که انتخابات نمایشی برگزار می کنند، به ما رای بدهید.» وقتی از مردم می ‏خواهیم در انتخابات شرکت کنند، نباید بگوئیم شرکت در انتخابات بیهوده است، چون اگر بتوانیم ‏این را ثابت کنیم، مردم به خودمان رای نمی دهند.‏
دوم: با همین وضع موجود فکر می کنم گروه مخالفان دولت( اصلاح طلبان و اعتماد ملی) بین ‏چهل تا شصت درصد مجلس را می گیرند. مهم ترین موضوع این است که اصلاح طلبان باید ده ‏نفر اول تهران را ببرند، ما انتخابات را می بریم. رای اول تهران متعلق به اصلاح طلبان است و ‏به همین دلیل باید از طرفداران اصلاح طلبان خواست به لیست رای بدهند. ‏
سوم: هیچ فرقی نمی کند که نماینده مجلس چقدر آدم بزرگ و مهمی باشد، از نظر واقعی نطق پیش ‏از دستور مهم نیست، رای دادن پس از دستور مهم است. ‏
چهارم: هر کاری می توانیم باید بکنیم که طرفداران دولت رای کمتری بیاورند و مخالفان دولت ‏رای بیشتری بیاورند. این مجلس، مجلس شش ماه آینده نیست، هرکسی در سال آینده رئیس جمهور ‏شود باید از همین مجلس رای اعتماد بگیرد. مجلس هشتم شاهد جنگ یا صلح، شاهد توافق با ‏آمریکا و اروپا یا مجادله با آنها، شاهد ادامه عمر دولت احمدی یا پایان عمر آن و مهم تر از همه ‏تغییراتی است که به یقین در یکی دو ساله آینده رخ داده است. به همین دلیل حتی اگر کاری کنیم ‏تعداد 36 نفر نماینده اصلاح طلب بشود 38 نفر کاری بزرگ کردیم. ‏
پنجم: به نظر من حضور افرادی مانند لاریجانی و توکلی در مجلس لازم است، خیلی هم لازم ‏است، ولی قطعا ما نباید رای بدهیم که آنها به مجلس بیایند.‏
ششم: به قول یکی از اصلاح طلبان، " شورای نگهبان فرصت سازماندهی و تبلیغات را از اصلاح ‏طلبان گرفت." این اصلاح طلبان آدمهای بامزه ای هستند، جوری حرف می زنند انگار اگر وقت ‏داشتند سازماندهی می کردند یا جایی برای تبلیغات پیدا می کردند. باز هم خدا را شکر که وقت ‏ندارند، وگرنه در دو هفته همه به جان هم می افتادند. البته شانس بزرگ این است که ملت برای ‏تصمیم گرفتن به 24 ساعت وقت بیشتر نیاز ندارند، احمدی نژاد که از یادمان نرفته.‏
هفتم: تیترهای خبرگزاری فارس عبرت آموز است؛ تیتر اولش این بود: " تحکیم وحدت گفت، ‏گروههای اصلاح طلب کاملا متفرق در انتخابات شرکت کرده اند." تیتر دوم اش هم این بود: " ‏انشقاقی در میان اصولگرایان رخ نداده است." لامصب ها تلاش کوچکی هم نمی کنند که نشان ‏ندهند که دارند بازی روانی می کنند. خواهش می شود اصلاح طلبان تا آخرین ساعت رای گیری ‏جلوی دهان کسانی را که دعوا راه می اندازند بگیرند. برای این کار از چسب مناسب هم می شود ‏استفاده کرد، البته چسب کاغذی به درد نمی خورد، از چسب های پلاستیکی مخصوص بسته بندی ‏کارتون یا چسب مخصوص پانسمان استفاده شود.‏

پهلوان اکبر و سلطان علی شاه
راستش را بخواهید می خواستم در روزهای انتخابات وارد گفتگوی اینترنتی با اکبر گنجی بشوم، ‏به همین دلیل منتظر بودم نوشته او در مورد انتخابات منتشر شود و به آن پاسخ بدهم. دو روز قبل ‏مقاله ای را در اینترنت خواندم با تیتر « به کام سلطان، به زیان دموکراسی» تیتر را که دیدم ‏متوجه شدم مطلبی از « علی کشتگر» است. دو سه بخش از مقاله را که خواندم از شدت جراحات ‏وارده حالم بد شد، با خودم فکر کردم « این علی کشتگر چرا اینقدر تند برخورد می کند؟» مطلب ‏را ادامه دادم و دیدم تحمل این حجم از بزن بزن را ندارم، لامصب این علی کشتگر جوری نوشته ‏بود که انگار آیت الله خامنه ای دارد سخنرانی می کند. البته با خودم فکر کردم، آدم وقتی مدتی ‏طولانی در خارج باشد همین جوری می شود. راستش را بخواهید جرات نکردم مقاله را تمام کنم، ‏ترسیدم چنان اثری روی من بگذارد که همین فردا برگردم ایران و در یک عملیات انتحاری هم ‏خودم را بکشم و دیگران را. هر جوری فکر می کنم می بینم این علی کشتگر خیلی تند برخورد ‏می کند. از همه کسانی که قلب شان ضعیف نیست و بالای هجده سال دارند، درخواست می کنم ‏مقاله « به کام سلطان، به زیان دموکراسی» را حتما بخوانند. البته مطلب اشتباه چاپی دارد، نمی ‏دانم چرا بالای مقاله نام اکبر گنجی نوشته شده است. البته من مطمئنم بزودی مطلب اکبر گنجی در ‏مورد انتخابات منتشر می شود، به محض انتشار قصد دارم چیزی در مورد آن بنویسم، خدا کند ‏قبل از انتخاب مطلب را ببینم.‏

چرا نباید انتخابات را به هیچ دلیل تحریم کرد؟

یک مقاله از ابراهیم نبوی پیدا کردم که درباره انتخابات شوراها نوشته شده بود، به نظرم این مقاله ‏را الآن هم می شود خواند. به همین دلیل با اجازه او تغییراتی در مقاله دادم تا منتشر شود.‏

اول: مهم ترین دلیل تحریم انتخابات این است که تحریم کنندگان می خواهند مردم در انتخابات ‏شرکت نکنند تا نظام مشروعیتش را از دست بدهد و در نتیجه مردم و جوامع بین المللی این نظام ‏را تغییر دهند. در حالی که تجربه نشان می دهد که با وجودی که احمدی نژاد با کمترین رای و ‏بیشترین تحریم انتخاباتی پیروز ش و همه فهمیدند این نظام مشروعیت ندارد، نه تنها قدرت نظام ‏کمتر نشد، بلکه بیشتر هم شد. ‏
دوم: یکی دیگر از دلایل تحریم این است که با شرکت نکردن در انتخابات نظام یکدست شود و ‏مردم و جهان کار حکومت را یکسره کنند. در حالی که الآن دو سال و نیم است که حکومت کاملا ‏یکدست است و نه مردم و نه جهانیان هیچ نشانه ای برای اینکه کار حکومت را یکسره کنند از ‏خودشان بروز نمی دهند، فقط زندگی مردم سخت تر شده است.‏
سوم: دلیل سوم تحریم این است که یک گروه از پیرمردها در داخل و خارج از ایران زندگی می ‏کنند که نه حوصله دارند وارد حکومت شوند و نه بلدند حکومت کنند. این افراد در هر چهار سال ‏یک ماه برای تحریم انتخابات ظاهر می شوند، و بعد از اینکه زندگی ملت را ضایع کردند به ادامه ‏زندگی شان می پردازند. ‏
چهارم: دلیل چهارم انتخابات این است که خیلی از ایرانیان هنوز فرق انقلاب و انتخاب را نمی ‏فهمند و به همین دلیل دوست دارند با یک انتخاب حکومت تغییر کند. به همین دلیل فرق بین دو ‏گروه رقیب را نمی فهمند. البته با توجه به اینکه در سه انتخابات قبلی و بخصوص پس از احمدی ‏نژاد تفاوت میان شورت مردانه و زنانه مشخص شد و فرق این دو گروه توی چشم همه ملت ایران ‏رفت، فکر می کنم این دلیل هم فعلا منتفی است.‏
پنجم: مهم ترین دلیل تحریم در انتخابات ایران این است که ما ایرانی ها در هر کاری باید ثابت ‏کنیم از همه تندتر هستیم، و این کار را هم باید بدون پرداخت هیچ هزینه ای و بدون تکان خوردن ‏از جای مان انجام دهیم. تحریم سیاست کسانی است که هیچ کاری نمی کنند، اما از همه هم تندتر ‏هستند.‏
ششم: در گذشته حکومت ایران از حضور 80 درصدی و 60 درصدی و 50 درصدی مردم در ‏انتخابات نتیجه می گرفت که مردم حکومت را دوست دارند و اصولا سیاست حکومت در ایران ‏این بود که تعداد بیشتری در انتخابات شرکت کنند، در حالی که در دو سه سال اخیر، حکومت ‏حضور 40 درصدی و 30 درصدی و 20 درصدی مردم را هم نشانه حمایت ملت از نظام می ‏داند و اصولا سیاست حکومت در سه سال گذشته این است که تلاش کند تا انتخابات تحریم شود. و ‏لذا به کسانی که می خواهند با این حکومت مبارزه جدی کنند، پیشنهاد می کنیم حالا که حکومت ‏طرفدار تحریم انتخابات است، حداقل برای زدن توی دهان حکومت هم که شده، در انتخابات ‏شرکت کنیم. ‏

لطفا نظرتان را بنویسید، در روزهای آینده کامنت ها را به روز می کنم

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/362

Comments

انتخابات در ایران هیچ معنی ندارد اول از هممه هیئت های اجرایی و شورای نگهبان به صورت فله ای رد صلاحیت می کنند بعد هم اگه کسی که مد نظرشون نبود رای آورد (بخصوص در مناطق دور افتاده) بعد از انتخاب شدن رد صلاحیتش می کنند نمونه اش در انتخابات یکسال پیش مجلس خبرگان استان ایلام که کاندیدای انتخاب شده با 150000 رای رد صلاحیت شدو امسال همان کاندیدا دوباره صلاحیتش تایید شد ولی پس از سه روز از شروع تبلیغات به علت نظرسنجی هایی که نشان می داد 70 درصد مردم به کاندیدای مورد نظر رای می دهند دوباره رد صلاحیت شد!!

Posted by: m at March 12, 2008 01:09 AM

سلام
ظاهرا اینجا هم نظارت استصوابی هست.پیام من کو؟

Posted by: reza at March 12, 2008 12:05 AM

یا کامپیوتر من مشکل داره و نظرات من به شما نمی رسه، یا جدی جدی نذر کرده اید که هیچ نظری از من منتشر نکنید!!

Posted by: حمید at March 11, 2008 10:02 PM

سلام ابراهیم نبوی عزیز!!!
خیلی وقته مطلب حسابی از تو نه دیدیم و نه خوندیم؟!؟!؟! چرا خودت رو از ما دریغ می کنی؟؟؟؟؟
و اما در مورد این انتخابات مسخره در ایران!!!! وقتی میگم مسخره خواهش میکنم نه تو و نه کسانی که مطلب رو میخونن از معنی درست کلمه مسخره دور نشوند!!!
عزیز دل برادر وقتی یک نظام حکومتی با این همه دبدبه و کبکبه از دوستان جونجونی اول انقلابش این چنین می ترسه که افرادی مثل بهزاد نبوی (وزیر 16 ساله نظام و این لیست بالا بلند پایین را
1.مرتضي الويري
2.شهربانو اماني
3.حميد امين اسماعيلي
4.سيد مصطفي تاج زاده
5.حميد رضا جلائي پور
6.مرتضي حاجي
7.غلام رضا حيدري
8.جهانبخش خانجاني
9.علي اصغر خداياري
10.احمد خرم
11.فاطمه راكعي
12.محمد سلامتي
13.داوود سليماني
14.مريم شربت دار قدس
15.سعيد شريعتي
16.علي شكوري راد
17.سعيد شيركوند
18.علي صوفي
19.نصير عباد پور
20.حميده عدالت
21.مجيد فراهاني
22.شهاب الدين قندالي
23.فريده ماشيني
24.فخرالدين محتشمي
25.رجب علي مزروعي
26. شهيندخت ملاوردي
27.اكرم مصوري منش
28.آذر منصوري
29.عباس ميرزا ابوطالبي
30.فخرالسادات محتشمي پور
31.عبدالله ناصري
32.زهرا نژاد بهرام
33.صادق نوروزي
34.كسري نوري
35.شمس الدين وهابي
36.علي هاشمي
37.حسن يونسي
رد صلاحیت میکنه!!!! دیگه مسخره به چی میگن؟!؟!؟
باور کن با تمام احترامی که به تو، خاتمی، ابطحی، تاجزاده و اعضای محترم فوق دارم!! تمام تلاشم رو خواهم کرد که از آشنایان و فامیل کسی رای ندهد!!! اگر به قیمت جانم هم تمام شود!!!! گور پدر انتخابات نامشروع و ناجوانمرد ایران اسلامیشون!؟!؟!؟!؟!؟!

دوست خوب من
این نوشته برای من و تو همین جا می ماند، مطمئنم همانطور که از شرکت نکردن در سه انتخابات قبلی پشیمان شدیم، از شرکت نکردن دراین انتخابات هم پشیمان خواهیم شد. راه بهبود شرایط اصلاح اشتباهات قبلی است، نه تکرار آنها. از تو می خواهم بروی و نه تنها خودت به اصلاح طلبان رای بدهی بلکه دیگران را هم به این کار تشویق کنی.
ارادتمند
ابراهیم نبوی

Posted by: علی م م م at March 11, 2008 07:27 PM

اگر حکومت طرفدار تحریم انتخابات هست چرا صدا و سیما داره خودشو جر میده که در انتخابات شرکت کنید باهوش؟!

Posted by: amm at March 11, 2008 02:47 PM

ابراهیم خان
آقایون اصولگرا و ... به تنها چیزی که اهمیت نمی دند چیز بی ارزشی است به نام رای و نظر عوام کالانعام!!
واینهمه گفتن ندارد که از فرط تکرار نخ نما شده
سید جان دیگر حتی بچه های کوچه و خیابان هم همه چیز را از برند
دیروز یک عده بچه دبستانی از روبه روی من رد می شدند و با همان لحن کودکانه می خندیدند و جیغ می زدند :دلاور هسته ای ..دمر بخواب خسته ای
پیرمردی سر تکان داد و گفت: از ما که گذشت مگه اینا یه کاری بکنند و سرش را زیر انداخت و رفت...

Posted by: AHOORA at March 11, 2008 12:04 PM

سلام آقاي نبوي
من يك سوال راجع به نوشته هاي انتخاباتي جديد شما دارم.
گيرم كه مردم ايران يك بار ديگر مثل دوم خرداد 1376 ، پر شور در انتخابات شركت كردند و اصلاح طلبان مجلس را به دست گرفتند.
بعد چي؟
مي شود مجلس ششم و آقاي كروبي رئيس مجلس و باز هم سازش و سازش و سازش و با خوديها دعوا و دعوا و دعوا تا جايي كه باز خيلي راحت از حكومت حذف مي شوند.
لطفا نظر بدهيد.
متشكرم
محمد-ا

دوست من
فقط لازم است وضع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ایران در دوران خاتمی و مجلس ششم را با امروز مقایسه کنی، تفاوت معلوم می شود. یک مجلس بی عرضه از یک مجلس ضد مردم هزار بار بهتر است. مجلس اگر یکدست شود دیکتاتوری قدرت بیشتری پیدا می کند و هرچه یکدست تر شود بدتر است. به همین دلیل هر یک نماینده ای که بشود به مجلس فرستاد بهتر است.
ابراهیم نبوی

Posted by: محمد - تهران at March 11, 2008 10:12 AM

من به احمدي نژاد راي مي دهم زيرا هيچ كس بهتر و بيشتر از او نمي تواند به اين رژيم گند بزند

دوست عزیز
اتفاقا هر کسی که بخواهد ایران را نابود کند، بهترین راه برای او همین است. اگر قصدت این است، به نظرم راه درستی انتخاب کردی.
ابراهیم نبوی

Posted by: behrooz at March 11, 2008 08:43 AM

تا حالا انتخابات درست و حسابی تحریم نشده که شما بتونید نتیجه بگیرید بی فایده است. ما رای نمیدیم و منتظر میمونیم تا عده ی بیشتری به ما بپیوندند. پس از یک تحریم حسابی مردم مزه ی موفقیت و همبستگی را میچشند و تازه داستان شروع خواهد شد.

دوست عزیز
اتفاق یک دلیل مهم مخالفت من با تحریم همینه. من معتقدم تحریم وقتی درسته که ما بتونیم حداقل روی بیست درصد تاثیر بگذاریم، اگر به قول شما تحریم درست و حسابی باشه که من باهاش مخالف نیستم. مشکل اینه که ما می گیم تحریم کردیم، اما نمی تونیم روی کسی اثر بگذاریم. آیا چنین تحریمی فایده داره؟

Posted by: .kjh at March 11, 2008 03:42 AM

Jenaabe Nabavi

alan delam mikhaad yek fasl geryeh konam.ke chera ma Irani haa inghadr siah-sefidim.jaygaahe amalgaraayi kojaast?
engaar selseleye elat o malool ,kamelan faramoosh shodast , va hame montazere yek sharayete ideal hastan ke az aasemoon biofte zamin . na hoseley hazine dadan darim , va na hosele sabr kardan va amal kardane ghadam be gham ba tavajoh be sharayet.


pegaahe aziz az milan , sohbat defaa az hezbe khaas nist , defaa az amal garaayi , va entekhaabe kam zarartarin baraye edareye mamlekat hast.

khaste nabahshi , nabavi jaan, khoda ham posht o panaahet bashe.

Posted by: bandeye khoda at March 11, 2008 03:35 AM

آقا ما به آن نتیجه ای رسیدیم که اصلاً دلمان نمی خواست برسیم. این حکومت اصولاً غیز قابل اصلاح است. نه اصلاح می شود و نه حتی کوچکترین بهبودی در منش ضد انسانی این آدم ها پیدا می شود. خاتمی هم اول وآخرش به همین جائی می رسید که الان بزغاله منتخب احمد جنتی رسیده است.
من که مطمئنم شرکت در انتخابات بی فایده است. تازه با این همه کتک و فحش و توهین، من که عمراً رای بدهم.

Posted by: heybat at March 11, 2008 01:29 AM

راستی
مطلبت را در گویا راجع به بچه پرروی دانشگاهتان خواندم.

دمت گرم و سرت ..

شاد زی

Posted by: پیامبر دیوانه at March 10, 2008 09:47 PM

سلام آقای نبوی عزیز:
فرمودید: وقتی از مردم می ‏خواهیم در انتخابات شرکت کنند، نباید بگوئیم شرکت در انتخابات بیهوده است، چون اگر بتوانیم ‏این را ثابت کنیم، مردم به خودمان رای نمی دهند.

موافقم، اما به نظرم خود شما هم بار ها این اشتباه را کرده اید. نمی توانیم 3 سال و 11 ماه به گوش مردم بخوانیم که حکومت ایران اصلاح پذیر نیست و بعد در طول یک ماه فریاد بزنیم که برای بهتر شدن اوضاع باید رای داد. چون اگر بتوانیم ثابت کنیم که حکومت اصلاح شدنی نیست مردم دلیلی برای رای دادن نخواهند داشت.

به هر حال امیدوارم که پیش بینی ها غلط در بیاید و همان اقلیت قوی را هم که شده به دست بیاوریم.

موفق باشید

دوست عزیز
من معتقد نیستم حکومت اصلاح ناپذیر است، دقیقا یک سال است که دارم از مردم می خواهم در انتخابات مجلس هشتم شرکت کنند
ابراهیم نبوی

Posted by: حمید at March 10, 2008 06:22 PM

بسمه تعالی
جناب آقای نبوی سلام
من همیشه مطالب شما رو در جاهای مختلف دنبال میکنم .
البته گاهی هم فرصت نمیکنم و یکی دو مطلب رو از دست میدم یا دیر میخونم .
بهرحال . خواستم بگم که تقریبا همه نوشته هاتون رو تا امروز خونده ام .
در مورد انتخابات یک سوال دارم .
من در ایران نیستم و طبعا در انتخابات هم شرکت نخواهم کرد و کاندیداها را هم خوب نمیشناسم و در جو و جریانات ایران هم قرار ندارم و نمیدانم گذشته از احزاب ، افراد خوب چه کسانی هستند .
آنچه شما مینویسید حمایت مطلق از یک حزب است .
و همه را دعوت میکنید که به افراد این حزب رای بدهند و تمام برنامه ها و اندیشه خود را بکار میگیرید که یک حزب رای بیاورد و هیچگاه بحثی از افراد نمیکنید .
سوال من این است ، آیا به نظر شما عضویت در حزب دلیل کافی برای بهترین بودن هست ؟
آیا واقعا در حزب رقیب هیچکس وجود ندارد که بر یکی از افراد حزب مورد نظر شما برتری داشته باشد ؟
شما چرا از افراد حمایت نمیکنید ؟
مثلا بگوئید آقای فلان و خانم بهمان به نظر من از همه بهتر هستند ، به این دلایل و به شما توصیه میکنم به این افراد رای بدهید .
به طور کلی من با اندیشه حزبی و رفتار حزب گرایانه مخالفم .
و نمیدانم در مورد شما درست قضاوت کرده ام که بصورت حزبی برخورد میکنید یا نه !
لطفا اگر حوصله داشتید جوابی بدهید .
بالاخره ما در نوشته های شما حق آب و گل داریم !!! ههههه
موفق باشید جناب ابراهیم خان کاتب !
ممنون
فعلا بای
پگاه - میلان

Posted by: Pegah at March 9, 2008 11:52 PM

Post a comment




Remember Me?