چهارشنبه 21 آذر 1386
چهارشنبه 21 آذر 1386
بسیاری از کسانی که در انتخابات کشور شرکت نمی کنند، معمولا یک دلیل روشن دارند، آنان معتقدند که شرکت آنان در انتخابات چیزی را عوض نمی کند. یا به عبارت دیگر حضور آنان در انتخابات باعث تغییر شرایط کشور نمی شود. این عدم مشارکت زمانی بیشتر می شود که میان داوطلبان موجود و افراد مورد نظر مردم، تفاوت زیادی وجود دارد.

از سوی دیگر گروهی در انتخابات شرکت نمی کنند، چون معتقدند انتخابات سالم نیست، عادلانه نیست و برگزار کنندگان نام هرکسی را که بخواهند از صندوق بیرون می آورند. البته تمام دلیل این نیست، یک دلیل محکم این است که اصولا وقتی شورای نگهبان فقط داوطلبانی را تائید صلاحیت می کند که ملتزم به ولایت فقیه باشند، طبیعی است که وقتی چنین قاعده ای مقرر و مجری می شود، بسیاری از داوطلبان خود بخود گمان می کنند که داوطلب مورد نظر آنها حتما یکی از عناصر حکومتی است و چون به چنین خصوصیتی اعتقاد ندارند، از شرکت در انتخابات خودداری می کنند.
با وجود منطقی بودن بسیاری از آنچه گفته شد به عنوان دلایل متقن برای عدم شرکت در انتخابات نمایشی، سووالاتی مطرح است که نمی توان بی پاسخ به آنان از کنار واقعیتی به نام انتخابات گذشت.
1) روسای جمهور در 18 سال گذشته هر کدام سیاستی را دنبال می کردند که این سیاست ها با همدیگر متفاوت بوده و به همین دلیل زندگی در هر دوره برای مردم متفاوت با دوره دیگر است، مثلا در هشت سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی زندگی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی متفاوت با دوره ریاست جمهوری خاتمی و احمدی نژاد بود، علیرغم اینکه در هر سه دوره رهبری واحدی، آیت الله خامنه ای کشور را اداره می کرد. آیا این تفاوت را می شود نادیده گرفت؟
2) آیا انتخاب رئیس جمهور یا نماینده مجلس یا عضو شورای شهر، برای انتخاب نماینده یا نمایندگانی برای چهار سال و در نتیجه دادن اختیار به مدت چهار سال به دست آنان است، یا برای تغییر نظام سیاسی کشور؟
3) در صورتی که مطمئن باشیم در صورت عدم مشارکت در انتخابات، کسانی قدرت را در دست می گیرند که زندگی عمومی مردم شرایط بدتری پیدا می کند، در صورتی که با گزینش گروهی دیگر وضع بهتری حاکم می شود، آیا بهتر است در انتخابات شرکت کنیم یا از مشارکت خودداری کنیم؟
4) آیا در انتخابات، در هر حال و در هر کجای جهان، انتخاب وضع مطلوب در دسترس است، یا معمولا میان چند انتخاب موجود و ممکن دست به انتخاب می زنیم؟ مثلا در انتخابات فرانسه که منجر به ریاست جمهوری سارکوزی شد، نامزدهای موجود، نیکولا سارکوزی، سگولن رویال و دو نامزد مهم دیگر کمابیش با نامزد مطلوب مورد نظر فرانسوی ها متفاوت بودند، آیا در چنین شرایطی باید دست به انتخاب بهترین حالت موجود زد، یا در انتظار حالت مطلوب از انتخاب خودداری کرد؟ در انتخابات گذشته آمریکا نیز انتخاب میان بوش و جان کری بود، هر دو داوطلب از سوی بسیاری از آمریکائی ها بهترین حالت ممکن نبودند. نه بوش بهترین داوطلب جمهوریخواهان بود و نه کری بهترین یا حتی یکی از بهترین نامزدهای دموکرات ها بود. در این حال باید چه کرد؟
5) اگر امکان انتخابی مطلوب وجود نداشت، اما یکی از داوطلبان بهتر از داوطلب دیگر بود و عدم حضور ما در انتخابات باعث انتخاب نامزد بدتر می شد، باید از حضور در انتخابات خودداری کنیم، یا در انتخابات شرکت کنیم؟
6) در سالهای گذشته، برخی از نیروهای سیاسی به دلیل رد صلاحیت افرادی مانند ابراهیم یزدی و نامزدهای نهضت آزادی یا سعید حجاریان یا نامزدهای دفتر تحکیم وحدت، از شرکت در انتخابات خودداری کردند، در حالی که در دوره پنجم مجلس سعید حجاریان نامزد تهران و در دومین دوره انتخابات شوراها نامزدهای دفتر تحکیم و نهضت آزادی در فهرست تائید صلاحیت شده ها بودند، اما انتخابات شوراها به دلیل تحریم انتخابات به نفع آبادگران تمام شد. یعنی در انتخاباتی که نهضت آزادی، اصلاح طلبان و تحکیم وحدت می توانستند انتخاب شوند، احمدی نژاد و طرفدارانش با 200 هزار رای در تهران شورای شهر را در دست گرفتند. آیا با وجود چنین تجربیاتی تحریم انتخابات و در نتیجه کاهش حضور گسترده مردم بدون سازمان، و در نتیجه رای آوردن یک اقلیت سازماندهی شده، صحیح به نظر می رسد؟
7) هشت سال زندگی در دو دوره ریاست جمهوری یک رئیس جمهور بهتر، معادل یک پنجم عمر مفید یک انسان بالغ است، آیا می توان به انتظار تغییری که ممکن است تا بیست سال دیگر رخ ندهد، یک فرصت هشت ساله بهتر را از دست داد؟
8) طبیعی است که تحریم انتخابات، به عنوان یک کنش سیاسی، می تواند یک واکنش ملی یا گروهی از سوی مردم یا گروههای سیاسی باشد که از طریق آن به قدرت نمایی و به رخ کشیدن نیروی اجتماعی هوادارشان برای تعامل سیاسی با حکومت یا جامعه جهانی بپردازند، اما اگر بنا باشد جریان تحریم به عنوان اقدامی کور رخ بدهد که تنها موجب از دست دادن قدرت شود و هیچ بهره ای از آن برده نشود، طبعا باد در هاون کوبیدن است.
انتخابات یک عمل سیاسی است، نه نمایش و سخنرانی هیجان آلود سیاسی است و نه عملی همچون انقلاب است، فرصتی است برای به دست آوردن یا حفظ قدرت یا از دست دادن آن. تحریم یکی از راههای برخورد با آنتخابات است، اما شاید آخرین راهی باشد که باید به آن فکر کرد.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/356
اقاي نبوي
باسلام فكر ميكنم با توجه كم وكيف موضوع انتخابات بعد از انتخابات شوراي نگهبان كه بعد از ساليان متمادي هيچگونه تغيير نداشته وبا توجه به نكته نظرات شما هم در خصوص دلايل عدم اشتياق در مشاركت در اداره كرد كشور در بعضي ارهموطنان با تز منتسب به انجمن حجتيه هم خواني دارد ونهايتا همه باميد منجي هستنديييييم
Posted by: شلماشي at December 18, 2007 04:05 PM