دوشنبه 19 آذر 1386
دوشنبه 19 آذر 1386
24 اسفندماه 1386 انتخابات مجلس هشتم برگزار می شود. این انتخابات دومین گزینش ملی پس از روی کار آمدن احمدی نژاد است. این انتخابات از جوانب مختلف اهمیتی بسزا دارد.

اول: ایران در شرایطی ناامن و خطرناک است و عامل اصلی این ناامنی ها، آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور کشور است. وی در دو سال و نیم زمامداری خود علاوه بر تحکیم موقعیت خود در سطح بین المللی، توانسته است قوای مقننه و قضائیه را نیز تحت الشعاع رفتار خود قرار دهد و قدرتی بلامنازع برای خود ایجاد کند، هیچ رئیس جمهوری در سی سال گذشته به اندازه آقای احمدی نژاد قدرت نداشته است.
دوم: قدرت فراوان رئیس جمهور از یک سو و بحران سازی او در داخل و خارج کشور، ایران را در معرض خطرات فراوان قرار داده است، علیرغم گزارش دو پهلوی منابع اطلاعاتی آمریکا مبنی بر اینکه ایران از سال 2003 تلاش خود را برای ساخت سلاح اتمی متوقف کرده است، از یک سو نشان از کاهش احتمال حمله نظامی آمریکا را دارد و از سوی دیگر نشان دهنده این است که چنین تلاشی می تواند در ایران صورت بگیرد، بخصوص با تاکید بر اینکه این گزارش گمراه کننده، علیرغم تاکید مکرر احمدی نژاد بر اینکه ایران هرگز قصد نداشته سلاح هسته ای بسازد، با استقبال وی و برخی از مسوولان سیاسی کشور مواجه شده است. به عبارت دیگر رئیس جمهور گزارشی را پذیرفته است که اظهارات گذشته وی را دروغ نشان می دهد. این گزارش اگرچه در ابتدا خطر حمله نظامی را کاهش داده است، اما خطر تحریم های سنگین را افزوده است. تحریم هایی که هم اکنون نیز آثارشان بر اقتصاد ایران مشهود و افزایش آن بر شانه های تمامی ملت سنگینی خواهد کرد.
سوم: تنها راهی که می تواند رئیس جمهور ماجراجوی کشور را خلع سلاح کند، این است که او نتواند از پشتیبانی مجلس برای رفتارهای خطرناک بین المللی خود استفاده کند و همچنین نشان بدهد که حتی اگر او در انتخابات خرداد 84 نماینده مردم ایران بود، اکنون مردم ایران از او و هوادارانش حمایت نمی کنند. در این حالت مجلسی که تسلیم رئیس جمهور نباشد یا در مقابل رفتارهای افسار گسیخته وی بایستد، قدرت تحرک احمدی نژاد را از وی خواهد گرفت. تاکید بر این موضوع ضروری است که به دلیل تغییرات دائمی کابینه ناتوان آقای احمدی نژاد که آثار آن را در استعفاهای مکرر، بودجه بندی بی حساب و کتاب، رفتارهای خلاف عرف و بی قانون بسیاری از وزرا، قراردادهای بی حساب و کتاب خارجی و حذف نظارت از طریق بی اثر کردن سازمان برنامه کشور می توان دید، آقای احمدی نژاد مجبور است دائما به مجلس برود. مجلس هفتم با تسلیم پذیری نشان داد که قصد ندارد در مقابل این رفتارها مقاومت کند، اما مجلسی که تا این حد تسلیم دولت نباشد، بی تردید سرعت و شتاب ویرانگر آقای احمدی نژاد را که به زیان کشور است، خواهد گرفت.
چهارم: واقعیات پیش و پس از انتخابات خرداد 84 نشان می دهد که تحریم انتخابات از سوی مخالفان حکومت و گروههای اجتماعی تحریم کننده به اهداف مورد نظر آنان نرسیده است. تحریم کنندگان مدعی بودند که تحریم انتخابات مشروعیت دولت و حکومت را زیر سووال می برد، در حالی که نه مجلس و نه دولت احمدی نژاد، علیرغم اینکه با رای پائین انتخاب شدند، اما هرگز در سطح جهانی مورد سووال قرار نگرفتند و چه بسا که رئیس جمهوری مانند احمدی نژاد با 16 میلیون رای، یعنی هشت میلیون رای کمتر از خاتمی انتخاب شد، از قدرت بیشتری در داخل کشور و در سطح جهان برخوردار بود. از سوی دیگر برخی تحریم کنندگان تاکید می کردند که بگذارید تا با انتخاب حکومتی یکدست، جهان تکلیف خود را با جمهوری اسلامی یک سره کند. با گذشت دو سال از این موضوع، حکومت یکدست شده است و جهان تصمیم گرفته است که تکلیف خود را با حکومت ایران یکسره کند، اما همان کسانی که خواستار یکسره شدن اوضاع ایران بودند، اکنون که جنگ و نابودی کشور را پیش رو دارند، به مخالفت با یکسره شدن برخاسته و حتی اعلام می کنند که حاضرند بمیرند تا آمریکا به ایران حمله نکند.
پنجم: تحریم انتخابات سیاست مورد پسند حکومت است و حکومت و نهادهای تبلیغاتی دولتی و رسانه ملی این سیاست را زیرکانه و گاه علنی دنبال می کند. دولت و حکومت می داند که در صورت افزایش سطح مشارکت مردم، نیروهای منتقد حکومت بر سر کار خواهند آمد و در شکاف میان دو گروه تندرو و میانه رو مردم فرصتی برای تنفس خواهند داشت. واقعیت زندگی مردم نیز نشان داده است که عموم مردم در دولت اصلاحات زندگی بهتری از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیت، آزادی و حیثیت بین المللی داشتند. اگر قرار باشد تحریم انتخابات، باعث افزایش فشار بر مردم شود، چنان که شده است، ادامه چنین رفتاری نادرست است.
ششم: بسیاری از تحریم کنندگان و بخصوص بازیگران شاخص سیاست کشور، از این رو سیاست تحریم را در پیش می گیرند که چنین روشی بار پاسخگویی دولت بر سر کار آمده را از دوش آنان برمی دارد. به کلام دیگر آنکه آنان ترجیح می دهند میانه روها یا اصلاح طلبان بر سر کار بیایند، تا اینکه تندروها حتی مجال تنفس را از آنان بگیرند، با این وجود حاضر نیستند مسوولیت این انتخاب را بر دوش بکشند. دردناک ترین بخش موضوع این است که بسیاری از چهره های سیاسی شاخص کشور تنها برای اینکه دامن شان آلوده انتخابات نشود، ترجیح می دهند که هم خود و هم ملت چهار سال فشار را تحمل کنند، اما بکارت سیاسی شان را در انتخابات از دست ندهند. این موضع غیرمسوولانه، بیش از آنکه یک رفتار حساب شده باشد، بیماری مزمن سیاسی است که نسل به نسل منگلیسم و عقب افتادگی سیاسی را به نسل جوان منتقل می کند.
هفتم: میدان انتخابات در ایران از سوی دیگر میدان نبرد آرمانگرایان خوشنام و پر زیان و مصلحت اندیشان بدنام و مفید است. آرمانگرایان می خواهند وضع کشور را از اساس تغییر دهند، به همین دلیل با تغییرات آرام مخالفت می کنند و همین باعث می شود که دائما فاصله وضعیت با آرمان آنان بیشتر شود. آنان به این فکر نمی کنند که حتی تغییر دولتی که ملایم تر است از دولتی که سخت سر است، به مصلحت آنان است. از همین رو علیرغم اینکه مصلحت شان است که حداقل سکوت کنند تا پس از انتخابات شرایطی بهتر برای کشور پیش بیاید، با فرارسیدن فصل انتخابات دوباره همان سازی را کوک می کنند که جز صدای مرثیه و عزا و مصیبت ملت، از آن چیزی شنیده نمی شود.
آن چه گفتم، آغازی است بر آنچه در 93 روز آینده خواهم نوشت. فرصت برای تغییر وضعیت چندان نیست و قصد ندارم تا آن روز ساکت بمانم
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/353