جمعه 18 آبان 1386
جمعه 18 آبان 1386
علی اکبر خوشحال از سیدنی گزارش می دهد.
اگرچه ممکن است منتقدان انقلاب بگویند که بزرگترین دشمن انقلاب ایران در سال 57 سالن های سینما و مراکز بانکها بود که توسط انقلابیون مورد حمله واقع شده و شیشه های آن می شکست یا سالن های آن آتش زده می شد، اما هیچ شکی وجود ندارد که پس از انقلاب ایران، اگر دو چیز، و فقط دو چیز در ایران پیشرفت گرده باشد، اولی سینمای ایران به عنوان مهم ترین تولید فرهنگی و دومی بانکها به عنوان تنها موسسات سودآور مالی و اقتصادی می باشد.

بزرگان فالیوود: باران کوثری در کنار کیارستمی و رخشان بنی اعتماد
بنابراین بیایید کلاهمان را از سر برداشته و به مردانی بزرگ چون مسعود مهرابی و هوشنگ گلمکانی و احمد طالبی نژاد مسوولان محترم ماهنامه سینمایی فیلم سلام کنیم که اگر سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب صد قدم جلو رفته باشد، هشتاد قدم آن بخاطر فعالیت این سه نفر است.

ژولیت بینوش و کیارستمی در سطح جهانی
بیهوده نیست که امروز جهانیان مهمی مانند اولیور استون، مایکل مور، مردی مانند « شان پن» که زن دلفریبی مانند مادونا داشته است، زن خوشگلی مانند مادونا داشته است، زن جذابی مانند ژولیت بینوش در مقابل سینمای ایران سرخم کرده و ایران را هالیوود آسیا می دانند.

یک عکس هالیوودی از بهرام رادان و سایر ستارگان بزرگ فالیوود
شاید به همین دلیل است که بسیاری از دلباختگان سینمای ایران می پرسند چرا هالیوود آسیا؟ اگر قبول کنیم که بنیاد سینمایی فارابی یع ریاست محمد یهشتی، با آن عینک مرموز و سینمایی اش در طول سالهای 1362 تا 1370 مهم ترین نقش را در بین المللی کردن سینمای ایران و راهیابی آثار بزرگانی چون کیارستمی، امیرنادری، محسن مخملباف، جعفر پناهی، رخشان بنی اعتماد، ابوالفضل جلیلی، بهمن قبادی به صحنه های باشکوه پاریس و لندن و رم و نیویورک داشته است، پس بایستیم و به احترام بنیاد فارابی، سینمای ایران را فالیوود بنامیم. اگر هندیان سینمای خود را بالیوود و پاکستانی ها پالیوود می نامند، پس چرا ما سینمای فارسی را « فالیوود» ننامیم؟

مخملباف و سمیره هزاران دوربین جهانی را به خود جلب کرده اند
اکنون، فالیوود، یا سینمای فارسی در صحنه گیتی، چون ستاره ای در اعماق شب های کرمان می درخشد. اگر دهه شصت دوران شصت دوران حضور فیلم های بزرگ فالیوود همزاه ماموران دولتی فارابی در جشنواره جهانی و دریافت جوایز بسیار بود، در دهه هفتاد سینماگران فالیوودی مانند مخملباف و کیارستمی و جعفر پناهی هر سال 10 ماه در جشنواره های جهانی حضور داشتند و سالی دو ماه برای ساخت فیلم بعدی به ایران بازمی گشتند و جوایز زیبای بین المللی خود را لب تاقچه شان می نهادند، اما در دهه هشتاد سینمای فالیوود بکلی به جهان صادر شد.
بهمن قبادی، محسن مخملباف، ابوالفضل جلیلی، جعفر پناهی، علاوه بر فیلم های شان، خودشان را نیز به جهان صادر کردند.

بهمن قبادی و هدیه تهرانی( در تیپ ترین حالت خود) در حال نشان دادن آینده فالیوود
هفته گذشته خبری دیگر از سینمای ایران، دوستداران فالیوود را بشدت تکان داد. رخشان بنی اعتماد، کارگردان بزرگ سینمای ایران، شوهرش جهانگیر کوثری به عنوان تهیه کننده فیلمهای او و باران کوثری- ستاره درخشانی که بعید نیست همین روزها جای هدیه تهرانی را در قلبها بگیرد، در هفته بعد عازم استرالیا می شوند تا کانگوروهای استرالیایی نیز طعم خوش فالیوود ایرانی را بچشند.

باران کوثری چه کم از جولیا رابرتز دارد؟ اگر درک نمی کنید، هیچ توضیحی نمی دهم.
اکنون سووال بزرگ این است؛ آیا سینماگران بزرگ ایرانی فالیوود به ایران بازخواهند گشت، یا باز نخواهند گشت؟
علی اکبر خوشحال، دگولس پرس، سیدنی
این نوشته بخشی است از برنامه رادیویی « از این ستون به آن ستون» رادیو زمانه که دیروز پخش شد.