چهارشنبه 25 مهر 1386

طنز گروهی مینیمال: با پوتین راه نرو، پات زخم می شه

طنزهای مینیمال، داستانهای کوتاهی هستند که در چند جمله یا حتی یک جمله داستانی را می گویند، گاهی می توان از تشبیه استفاده کرد، گاهی بازی با کلمات، گاهی شعر. شما می توانید درباره پوتین نوشته های تان را بنویسید، ممکن است پوتین برای تان چندان جالب نباشد، می توانید درباره اشیاء دیگری بنویسید. نوشته های تان را از یک جمله تا حداکثر پنجاه کلمه بنویسید.

bootsguantanamo_pic.jpg

از ترس چکمه ها، مجبور شدیم پوتین پاره قدیمی را بپوشیم.

پوتین های نظامی، بیرونش واکس خورده، توش بوی گند می ده.

از جنوب چکمه، از شمال پوتین، یک مشت با گیوه، ما با پای برهنه.

وقتی خواستی از پوتین استفاده کنی، یادت باشه که باید نیم ساعت بندش رو باز کنی، تازه بعد از نیم ساعت با یک جوراب سیاه ضخیم مواجه می شی، وقتی جوراب رو درآوردی پای یک خرس رو می بینی.

وقتی دمپایی پات هست، یا یک مشت پابرهنه دورت رو گرفته، با کسی که پوتین پوشیده بازی نکن، یا بازی رو می بازی، یا پاهات زخمی می شه.

کفش های شیک ایتالیایی نوک تیز،
کفش ورزشی خوش رنگ سوئیسی،
چکمه های تگزاسی بلند گاوچران های آمریکایی،
نعلین های زرد و قهوه ای بازار کویتی ها،
کفش زنانه پاشنه بلند فرانسوی شانل،
کفش ملی با چرم مناسب برای پای عرق کرده،
دمپایی های پابرهنه های افغانی و عراقی،
هیچ کدومش رو انتخاب نکرد، با یک عالمه پول، یک پوتین خرید.

وقتی پوتین می خری، همیشه یادت باشه که با اون پوتین نمی تونی اون جوری راه بری که دوست داری، باید اون جوری راه بری که پوتین دوست داره.

يه خورده حواست به راه رفتنت نباشه، پوتين مي تونه با كله به زمين بزندت(1)

احمدي نژاد برای نشان دادن حسن نيت ملت ايران نسبت به روسيه, حين استقبال, بر پوتين بوسه زد(2)
پوتين همسايه اينقدر سنگين بود که وقتي پا کردم تا خر خره تو گل فرو رفتم!(2)

رفت «خزرشهر» و از هولش با «پوتین» زد به آب. خوب شنا نمی کرد، ولی «زیرآبی» خوب می‌رفت.(3)

پوتین خرس نشان! دهان را خوشبو و جوراب را بوگندو می کند! با جویدن پوتین دهان خود را خوشبو کنید.(4)
اگر ریگی به پوتین‌ات نیست٬ چرا قر می دی و راه می ری؟(4)
برو کار می کن مگو چیست کار، نه هاله٬ نه پوتین نیاید بکار(4)
از ترس چکمه زیر پوتین له شد.(4)
محمود خواست راه رفتن با پوتین رو یاد بگیره، راه رفتن با گیوه رو هم فراموش کرد.(4)

پوتین نپوش، اگه پوشیدی پاش وایستا!(5)
عاقبت گرگ زاده گرگ شود، با پوتین گرچه او بزرگ شود!(5)
هشدار! با پوتین وارد دریای خزر نشوید، غرق شدن شما حتمی است!(5)
لطفا با پوتین وارد مسجد نشوید!(5)

در بیابان یه لنگه پوتین هم غنیمتیه! (6)
پوتین اگه واکسی داشت خودشو برق می انداخت، نه که گاز ما رو ببره(6)

با پوتین پاره نه می شه ترمز کرد و وایستاد، نه می شه به قله رسید.( 7)

با اینکه پوتین پایش را اذیت می کرد اما مجبور شد بخاطر بوی بد جورابش آن را تحمل کند.(8)
یارو از پوتین پاش خیلی شاکی بود. فرستادش نیروگاه برای آزمایش، دید توش یک عالمه داس و چکش قاطی داره!( 8)

پوتین به چکمه می گه روت سیاه! گیوه می گه صل علی!(9)

don't put in, putin ! ( 10)
پوتین و نعلین همو ندیدن ، وقتی که دیدن پسندیدن!(10)

نوشته های زیر همه طنزهای خوبی بودند، اما همه از نوع ادبیات قدیم بودند، ای ول!

ابن ملجوج مخلص به" اج" مي فرمايد:
الا اي احمدي اي مرد پر کين ....... نرو دنبال مسکو، هی نرو چين
مو پندارم ترا پوتين و چکمه ......... به يغما مي بره، دنيا و هم دين
در اين لحظه احمدي نژاد تو دهني سختي به داور و کمک داورها خصوصا ابن ملجوج کافر زد و چند لحظه قبل سروده که:
ما پوتين پا کنيم، دريا فروشيم.... به پيش رهبري، حلقه بگوشيم
بساط کيک زرد برپا شد از قبل... به فکر خامه و تزيين روشيم!

و همانا گوگ دهم همی فرماید
از کرامات پوتین یکی این بودی که نیروگاهی را فروختی به کیف و دریایی را خریدی به حیف !


1) npc-emp
2) deaf_mute
3) Ghoghnoos
4) mollah
5) shahvali
6) Rhye
7) farzad_b67
8) herati00
9) sinabalkan
10) alikh1980

نوشته های تان را در کامنت بگذارید، هر شش ساعت یک بار آنها را اصلاحات می کنم و می گذارم در دوم دام.

داستان | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/331

Comments

Post a comment




Remember Me?