دوشنبه 23 مهر 1386
دوشنبه 23 مهر 1386
پیشرفت
پیشرفت: متاسفانه پیشرفت اقتصادی، اجتماعی یک جامعه با تعداد فیلسوفان و شاعران آن جامعه نسبت عکس دارند.
نوستالژی
پیرمرد از وقتی دندان مصنوعی گذاشت، احساس کرد که در گذشته غذاها خوشمزه تر بود.
عدالت
آنها جمع شدند و براي عدالت حكومت تشكيل دادند، بعداً براي حفظ همان حكومت مانع اجراي عدالت شدند.
![]()
در این تصویر گروهی در حال اجرای عدالت بین خودشان هستند.
چپ و راست
درگيري ميان چپ و راست گسترش يافت. چپها بتدريج تجديد نظر كردند و راست شدند و راستها بتدريج تجديد نظر كردند و چپ شدند، درگيري ادامه يافت.
استبداد
آنان هزاران كشته دادند تا استبداد را نابود كنند، اما پس از نابودي استبداد براي دفاع از آزادي راهي جز استفاده از استبداد نداشتند.
اپوزيسيون
اپوزيسيون حكومتهاي آرمانگرا زندگي است.
جوانان
جوانان حكومت را در دست گرفتند، مردم در ده سال به اندازه سي سال پير شدند.
رژيم
رژيم استبدادي برقرار شد. همه لاغر شدند.
حاكم خوب
وقتي حكومت جمهوري نيست، حاكم خوب حاكمي است كه به موقع بميرد.
بيانات ملوكانه
او گفت: اي ملت بزرگ! بياييد! از امروز همه شما از حقوق برابر برخورداريد و هيچكس بر هيچكس برتري ندارد. همه شما از امروز سهم برابر و يكساني داريد. همه موظفيد كمك كنيد تا سهم خود را از بدهكاري كشور بپردازيد
حقوق بشر
همه حاكمان دوست دارند حقوق بشر در ساير كشورها اجرا شود.
حکومت خوب
حکومت خوب مثل فیلم خوب است، معمولا وقتی فیلمی خوب است، ما نه متوجه درخشش بازیگران آن می شویم و نه به فکر نوع فیلمبرداری آن می افتیم و نه حتی متوجه می شویم که کارگردان برای ساختن آن فیلم چقدر زحمت کشیده است. مثل اینکه من داشتم در مورد حکومت حرف می زدم؟
فرار نکن
فراركردن احتمال خطر را از بين نميبرد، بلكه فاصله شما را با خطر كمي بيشتر ميكند
نوع خطر
فراركردن در اين كشور فقط باعث ميشود نوع خطري كه شما را تهديد ميكند، عوض شود
بیخ گوش ماست
خطر همیشه بیخ گوش ماست، اما معمولا وقتی محکم خورد توی سرمان این را باور می کنیم.
خطر مرگ
معمولا وقتی تابلوی خطر مرگ را در جاده می بینیم تصادفی رخ نمی دهد. تازه یعد از اینکه جسدمان را با آمبولانس بردند، یادشان می افتد که یک تابلوی جدید در جاده نصب کنند.
![]()
ما همیشه به قهرمانان بزرگ نیاز داریم
بالاتر از خطر
با سیصد کیلومتر سرعت در ساعت رانندگی می کنند.
با مشت محکم توی دماغ و دهان همدیگر می زنند
از روی یک میله در ارتفاع دو متری می پرند
با لگد توی صورت همدیگر می زنند
از ارتفاع چند متری می پرند توی آب
از صخره های بدون هیچ وحشتی بالا می روند
با موتورسیکلت با سرعتی دیوانه وار رانندگی می کنند
قهرمانان ما همه این کارها را می کنند
و ما که از وحشت داریم می لرزیم از دیدن شان لذت می بریم.