شنبه 31 شهریور 1386
شنبه 31 شهریور 1386
گرگها و گوسفند
يه روز يه گرگ تصميم گرفت يه تعداد گوسفند رو بخوره، اما يكي از اونها زنده موند و تصميم گرفت انتقام گوسفندهاي خورده شده رو بگيره. در نتيجه بعد از گذروندن يك دوره آموزش نظامي و مسلح شدن به انواع تانك و موشك و سلاحهاي الكترونيك و ليزري تبديل به يك گرگ شد. او در جريان يك جنگ كوتاه مدت زير پاي تعداد زيادي فيل له شد.
نتيجه گيري اخلاقي: آموزش هميشه مفيد نيست.
![]()
مار و شكارچي
يه روز يه مار شكارچي رو نيش زد. شكارچي عصباني شد و با تفنگش به مار شليك كرد. تعداد زيادي خرگوش زخمي شدند.
نتيجه گيري اخلاقي: آدم قبل از انتقام گرفتن از یک مار، بايد مواظب خرگوشها باشد.
شفافيت و گرگ
يه روز يه گوسفند تصميم گرفت برخورد شفاف بكنه. اومد و روبروي گرگ نشست و گفت: آقاي گرگ تو فكر نميكني كه ما بايد حرفامونو شفاف بزنيم؟ گرگ خنديد و به گوسفند نزديك شد.
گرگ هميشه براي دوستانش تعريف ميكرد و ميگفت: همیشه یادمه که اون گوسفند واقعاً موجود جالب و خوشمزهاي بود.
نتيجه گيري اخلاقي: شمردن دندانهاي گرگ قبل از هر نوع مذاكره ای ضروري است.
تذكر قانوني
يه روز شير از مار خواست كه قانون جنگل رو اكيدأ رعايت كنه. مار هم در اولين فرصت به خرگوش نيش زد و اون رو كشت. شير عصباني شد. مار گفت: ولي در عوض قول ميدم در مراسم دفنش كلية تشريفات قانوني رو رعايت كنم.
نتيجه گيري اخلاقي: رعايت تشریفات قانونی مهم است، بخصوص پس از مرگ.
لاكپشت و خرگوش
يك روز يك لاكپشت میانه رو و لیبرال با يك خرگوش تندرو و رادیکال مسابقه دادند. خرگوش به سرعت به طرف هدف حركت كرد، اما لاكپشت به كندي راه ميرفت. وسط راه خرگوش به اتهام تندروي دستگير و محاكمه و زنداني شد. لاكپشت هم پس از چند روز وقتي به مقصد رسيد، ديد عده ای از مردم و تماشاگران جمع شدند و بهش بدوبيراه ميگن و اون رو به عنوان موجودی میانه رو و سازشکار عامل زندانی شدن خرگوش می دونن. هرچي گفت من در زنداني كردن خرگوش هيچ نقشي نداشتم، كسي باور نكرد.
نتيجهگيري اخلاقي: اصولاً مسابقه دادن در جايي كه ممکن است آدمهای تندرو را زندانی کنند؛ كار درستي نيست.
این متن، بخشی از برنامه هفته گذشته ابراهیم نبوی در رادیو زمانه است.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/315