سه شنبه 30 مرداد 1386

هاله اسفندیاری آزاد شد و روسیاهی....

هاله اسفندیاری آزاد شد و فردا نیز احتمالا کیان تاجبخش آزاد خواهد شد. هاله اسفندیاری اکنون در خانه نشسته و به ارزش بی بدیل تنفس هوای آزاد و باز کردن پنجره و داشتن بالشی برای زیر سر و راه رفتن به هر اندازه که بخواهی فکر می کند. هاله اسفندیاری حالا گوشی را برداشته و با دخترش و نوه اش در آن سوی جهان سخن گفته است.

هاله اسفندیاری وقتی وارد خانه شده است، نگاهی به آینه کرده است و موهای سپید شده این روزها را شمرده است و چین های افتاده بر پیشانی را نگریسته است و یک لحظه رنج تمام این ماههای بی شمار را بر شانه هایش کشیده است و بدتر از همه در یک لحظه تمام سنگینی نشستن جلوی دوربین را احساس کرده است.

وقتی روزهای بد زندان را می گذراندیم یک روز مسعود بهنود گفت: این روزها همه به خاطره تبدیل می شود. می خواهم به هاله بگویم که این روزها همه به خاطره تبدیل می شود، خاطره ای تلخ از 67 سالگی مادربزرگی که تاوان عشق به میهنش را داده است. خاطره تلخ استبدادی که بالاخره باید یک روز درها را باز کند، اگر چه ممکن است من آن روز نباشم، خاطره تلخ شب های سنگین بازجویی های موجود مفلوکی که حتی از دیده شدن هم می ترسد.

امروز بالاخره آمد و هاله عزیز ما هم آزاد شد. او خواهد رفت و در خانه اش خواهد نشست و به این فکر خواهد کرد که چقدر آدمها رنج خواهند کشید تا فردایی که شاید دور نباشد، نوه هاله اسفندیاری در کمال آزادی در محوطه تخت جمشید گام بزند و به مادربزرگی بیاندیشد که روزی به او گفته بود: ما باید به ایران افتخار کنیم، روزهای سختی گذشت برما. سخت گذشت و سخت می گذرد.

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/290