شنبه 20 مرداد 1386

وای! حسین کشته شد

جناب آقای خلجی مدظله العالی

احتراما همکاری شایان تقدیر شما را برای محو کردن جناب آقای درخشان از صحنه اینترنت به شما و خانواده اینترنتی کشور تبریک و به دوستان بازجو، کیهان، هوگو چاوز، انواع چلغوز، احمدی نژاد و سایر موجودات بودار دیگر تبریک می گویم.

wanishes.jpg

رجاء واثق دارم که این خدمت شما به آزادی و دموکراسی و تعاطی افکار هرگز فراموش نمی شود و این اقدام خیرخواهانه یک در دنیا و هزار در آخرت پاداش خواهد گرفت. البته سرنوشت این جرثومه غرور و خودخواهی درس عبرتی برای سایر دوستانی که بطور حساب نشده و از سر بازی با سرنوشت عزیزترین انسانهای تلاشگر راه آزادی و استقلال ایران، خود و دیگران را به چیزهای بد می کشند، درس عبرتی خواهد شد.

امیدوارم که این دوست سابق زین پس به اموری شرافتمندانه و مطابق با استعدادهای خود روی بیاورد و به جای له کردن دیگران، به رقابت با آنان بپردازد. بدین ترتیب از شما بخاطر همه کسانی که با تلاش این دوست سابق و موجود خطرناک فعلی تشکر کرده و از طرف خودم و دوستان خانواده اینترنتی کمال امتنان را دارم.

نردبان این جهان ما و منی است
عاقبت زین نردبان افتادنی است
هر که بالاتر رود ابله تر است
استخوانش سخت تر خواهد شکست.

دوست شما
ابراهیم نبوی

رونوشت: برای سرکار خواهر سبیل طلا، پیشنهاد می کنم اگر توانستید پولی برای درخشان جمع کنید تا وی به همکاری هایش با آقایان مرتضوی و شریعتمداری ادامه دهد، از محل مذکور بورسیه ای هم برای قاضی مرتضوی بگیرید که این بیچاره هم آخر عمری به آرزویش برسد و در کانادا دکترایش را دریافت کند.

| بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/279

ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:وای! حسین کشته شد:

» web spielbank from web spielbank
Hippocrates besetting installations Christiana jostling?illustration web spielbank [url=http://www.vipcazinoonline.com/]web spielbank[/url] http://www.vipcazinoonline.com/ [Read More]

Tracked on August 19, 2008 03:25 PM

Comments

" داور جان
راستش من نفهمیدم این "جرثومه غرور و خودخواهی" و آن "عزیزترین انسانهای تلاشگر راه آزادی و استقلال ایران" که بودند؟ حسین درخشان یا مهدی خلجی؟
واقعا دلم می خواد جوابت رو شفاف تر بدونم گرچه من جواب خود را دارم: هر دوشون در بعضی زمینه ها اتفاقا شبیهند. ولی از قضا این کجا و آن کجا!؟ "

Posted by: ماهمنیر at September 5, 2007 10:24 AM

در رابطه با مردی که فکر می کرد سلطان است:..

مرحوم ايرج فرمايد _ رحمه الله...

«آب حيات است، پدرسوخته / حبّ نبات است، پدرسوخته
با همه ناراستي و بد دلی / خوش حركات است،پدرسوخته...»

Posted by: abolfazl at September 4, 2007 01:03 AM

استاد بزرگ استند آپ کمدی سنگین و معنی دار،
جناب آقای نبوی،

این که افرادی در اینجا به نام آزادی بیان از درخشان دفاع میکنند به نظر من نادرست است چرا که اگر فرمایش شما مبنی بر آدم فروشی درخشان درست باشد، بستن وبلاگ ایشان باعث حفظ جان انسانهایی خواهد شد و به همین دلیل بستن وبلاگ ایشان در چارچوب آزادی بیان قابل قضاوت نیست. این مساله مانند این است که یک فرانسوی با استفاده از آزادی بیان در آلمان نازی زمان جنگ دوم لیستی از آزادیخواهان مبارز فرانسوی را به رایش سوم بدهد و تصور کنید چه مضحک می شود اگر پلیس آلمان منتقدین خائن فرانسوی را متهم به نقض آزادی بیان کنند

با این اوصاف از آنجاییکه من سیاسی نیستم و از قدیم کنجکاو بودم که بدانم ماجرای آدمفروشی درخشان چه بوده آیا امکان دارد لطف کنید و آدرس محلی در اینترنت را بدهید که حاوی این جزئیات باشد؟

بست ریگاردز،
مینا سهرابی

Posted by: مینا at August 28, 2007 12:47 PM

من نمى فهمم، آقايون، شما از خفه كردن يك بلاگ بدست آقاى مهدى خلجى - كه دمش گرم با گروهان اسرائيل-گرا همكار شده است - احتفال مىكنيد؟ واقعا چه روزگارى. با اين كه من هم از بلاگ اقاى درخشان بهره ى آنچنانى نبرده ام، شما واقعا ديدگاه بسته اى داريد... دستتون درد نكنه. حتى بدون ملاها، ما ايرانيها به نظر از آزادى بيان كاملا متنفريم. من را بگو كه سبقا به اميد "اصلاح" تلاش كردم!

Posted by: قبله عالم at August 18, 2007 08:34 PM

آقا داور چرا چرندیات این عقده ای جنوب شهرای را جدی میگیری - مهدی خلجی کدام است این دلقک احمق همه را دروغ گفته - خودش دارد سرورش را منتفل میکند جای دیگر گفته حالا از این انتقال استفاده کند چهره ای را که با درست کردن گوز و چلغوز ضایع کرد درست کند با این ننه من غریبم بازیها

Posted by: نفمه at August 18, 2007 06:57 PM

فكر كنم در انتهاي پاراگراف اول " تبريك ميكويم " رو بايد با "تسليت مي گويم" عوض كنين! جمله يه جورايي هست

Posted by: خشايار at August 18, 2007 05:35 AM

فکر میکنم درخشان عمدا خودش این کارو کرده تا با حذف آرشیو و نوشته های قبل از تغییر موضع با خیال راحت به پاچه خواری و آدم فروشی ادامه بده.

Posted by: Majid at August 18, 2007 05:16 AM

هه هه هه!
نبوی جان اگه شما از این حرف ها نزنی کی بزنه؟
متاسفانه شما نشون دادید که نه به حقوق مدنی و اجتماعی و آزادی های فردی و آزادی بیان و فلان و فلان علاقه ای دارید و نه به ملت و کشورتون!
به افتخار حسین درخشان سه مرتبه:
هیب هیب؛ هورا.
هیپ هیپ؛ هورا.
هیپ هیپ؛ هورا.

Posted by: نوید at August 18, 2007 01:05 AM

این که میگن خدا خر را شناخت و بهش شاخ نداد, اینجاست که تصدیق می شه!

روزگاری بود که در وطن مینوشتی و خواه ناخواه خوانندگان بیشتری داشتی, خوشحالم که این دوران زودگذر بود و حال در غربت برای حفظ منافعت از محو کردن دیگراندیشان عمل میکنی.

روز دگری خواهد آمد که دیگران در محو کردن تو قدم برمیدارند و به حق که آن دم, دم مریدان حقیقت جوست.

Posted by: Bacheh Koli at August 17, 2007 06:06 PM

لاجرم هر كس كه بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شكست

Posted by: خسرو at August 15, 2007 10:41 AM

Hoder was never on Top Gentleman! hoder.com was always the downest of the down and the ugliest of immoral blogs I ever read. Intresting it is that it has now drowned with the very first real wind blowing against his blog.funny it is that he was so fragile

Posted by: Me at August 14, 2007 06:14 PM

داور جان
راستش من نفهمیدم این "جرثومه غرور و خودخواهی" و آن "عزیزترین انسانهای تلاشگر راه آزادی و استقلال ایران" که بودند؟ حسین درخشان یا مهدی خلجی؟
واقعا دلم می خواد جوابت رو شفاف تر بدونم گرچه من جواب خود را دارم: هر دوشون در بعضی زمینه ها اتفاقا شبیهند. ولی از قضا این کجا و آن کجا!؟

Posted by: ماهمنیر at August 14, 2007 12:45 PM

خیلی خوشحالم که روزنامه کیهان وبلاگستان بسته شد!

Posted by: winston at August 14, 2007 04:51 AM

قربان!
تا جایی که من یادم می‌آید مفهوم آزادی کمی با مفهوم محوکردن تنافر دارد! عجیب این‌که هر دوی‌شان هم در نوشته‌تان آمده است.
گمان‌ام مشکل یا از گیرنده‌های من است یا از قدیمی‌بودن فرستنده‌های شما!

Posted by: سولوژن at August 13, 2007 10:37 AM

CHERA COMMENT HA RO NEMIZARID? MA MONTAZERIM

Posted by: behmod at August 13, 2007 02:48 AM

ببین واقعا ضایع هستی، توی ذهن من تو حتی کوچکترین شباهتی به اون ابراهیم نبوی مهربون شوخ طبع و خلاق دوره خاتمی نداری. تبدیل شدی به یک آدم اخموی عقده ای و کوته فکر. متاسفم. خوبه اقلا قبل از پاک کردن این کامنت رو میخونی، یک کم فکر کن

Posted by: خیلی ضایعی بابا at August 12, 2007 08:54 PM

سيد !
بچه داره خالي ميبنده : https://balatarin.com/permlink/2007/8/11/1108379
شما به دل نگير !

Posted by: جاويد at August 12, 2007 06:28 PM

بسته شدن سایت مخالف و خاموش شدن دشمن "اقدام خیرخواهانه" و "خدمت به آزادی و دموکراسی " است؟ تعریف شما از دمکراسی چیه؟ بسته شدن سایتش له کردنش بود یا رقابت کردن باهاش.
ضمنا من خودم هم با نوشته های حسین درخشان مشکل دارم.

Posted by: Arjan at August 12, 2007 06:16 PM

اظهار خوشهالی از همچین وقایعی از طرف شما از نظر من نه تنها هیچ سنخیتی با آزادی بیان ندارد بلکه دیدی بچگانه به این اختلاف است. جدای دلایل منطقی و غیرمنطقی شکل گیری این اختلاف بین شما و آقای درخشان، از نظر من خوشحالی از حذف رغیب یا مخالف توسط شخص سوم نشان دهنده ضعف شما برای تقابل و مباحثه است.
یک خواننده قدیمی شما دو همکار قدیمی

Posted by: ناخدا at August 12, 2007 05:32 PM

قربانننننننننتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت! باحال بودنت آخر نداره....
بوس!

Posted by: Raha at August 12, 2007 09:17 AM

فکر کنم از تبریک دومی توی خط اول منظورت تسلیت بوده!

Posted by: Samaan at August 12, 2007 07:43 AM

از اینکه حسین به سرنوشت گوز مبتلا شد متاسفم!!!!

Posted by: اوستا بابا at August 12, 2007 05:37 AM

be in migan freedom of speech.....va be gholi joon dadan baraye inke mokhalef ham betavanad harf bezanad......!!!!!!!!so sad Mr nabavi....we all deserve Islamic Republic

Posted by: saman at August 12, 2007 03:31 AM

من هم با خیلی حرف های حسین درخشان مخالفم ولی امیدوارم که اون هیچ وقت از صفحه اینترنت محو نشه و مطمئن هم هستم که نمیشه. شب خوش!

Posted by: آرش at August 12, 2007 02:45 AM

داورجان میشه بیخیال مرتضوی بشی ؟ یه بورس جورکن بیاد همونجا که شما هستی. کانادا یه هودر داره واسه هفت پشتمون بسه

Posted by: baamdaad at August 11, 2007 09:55 AM

Post a comment




Remember Me?