جمعه 12 مرداد 1386
جمعه 12 مرداد 1386
مرغ
يه مرغ با وجود اينكه نميخواست تخم كنه، امّا ساعتها قدقد ميكرد، چون روزهاي تبليغات انتخاباتي بود
![]()
انتخابات در کمال عدالت برگزار شد.
دموکراسی در جنگل
تحمل مخالف کار سختی بود، شیر تمام مخالفانش را خورد.
انتخابات برگزار شد. همه گربه ها به سگ ها رای دادند.
سگ ها با استفاده از حقوق قانونی شان گربه ها را خوردند.
سگ پارس کرد. اسب ها دویدند. گربه ها قایم شدند.
خرگوش ها ترسیدند و انتخابات در بهترین شرایط برگزار شد.
قرار شد بهترین حیوان جنگل انتخاب شود.
شیر که از همه قوی تر بود به عنوان بهترین حیوان جنگل انتخاب شد.
شير و موش
يه روز يه موش افتاد به دام. يه شير اومد رد بشه اونو ديد. موش بهش گفت: اي شير! منو نجات بده. شير اونو نجات داد. يه سال بعد موش داشت توي جنگل ميرفت كه ديد شير افتاده توي دام. شير گفت: اي موش! منو نجات بده. موش رفت و يه وكيل زبردست انتخاب كرد و يه لايحه نوشت، ولي نتونست شير رو نجات بده، چون نجات دادن يه شير در مواقعي كه بين قوه مقننه و قوه قضائيه اختلاف وجود داره، كار سختي هست.
نتيجهگيري اخلاقي: مشكلات شيرها چون بزرگتر هستند بيشتر معلوم ميشود.
طوطي و مهندس بازرگان
يه روز بازرگان ميخواست بره هند، به سه تا دخترش گفت: از هند براتون چي بيارم؟ دختر بزرگه گفت: فيلم هندي. دختر وسطي گفت: يه كتاب فيزيك. دختر كوچيكه گفت: يه طوطي. بازرگان رفت به هند و برگشت. به دختر بزرگه يه فيلم راجكاپور داد، دختره سي سال فيلمو ميديد و گريه ميكرد. به دختر وسطي يه كتاب فيزيك داد، دختره شد دانشمند و فرار مغزها كرد و رفت آمريكا. به دختر كوچيكه يه طوطي داد. دختر كوچيكه با طوطي كلي حرف زد تا طوطي با نظرات بازرگان و نهضت آزادي آشنا شد و بعداً به دليل ارتباط با اين جريان دستگير شد.
نتيجهگيري اخلاقي: فيلم هندي از ارتباط با نهضت آزادي بهتر است.
دوستي خاله خرسه
يك روز يك مرد با يك خرس دوست شد. قرار شد آن دو با هم به مسافرت بروند. مرد همان روز اول يك مگسكش خريد و به خرس داد و به او گفت: يادت باشد كه اگر من خوابيدم و مگس روي صورتم نشست تو به جاي اينكه با يك سنگ بزرگ توي سر من بزني و مرا بكشي، بهتر است با اين مگسكش اين كار را بكني. آن خرس قبول كرد و دوستي آنها تا سالها ادامه پيدا كرد.
نتيجهگيري اول: با خرس هم اگر حرف بزنيم آدم ميشود.
نتيجهگيري دوم: وقتي با يك خرس به مسافرت ميرويد مگسكش به همراه داشته باشيد.
نتيجهگيري سوم: هر كسي به اندازه زوري كه دارد و عقلي كه ندارد به آدم لطف ميكند.
نتيجهگيري چهارم: استفاده از تكنولوژي باعث كاهش خشونت ميشود.
این نوشته بخشی است از برنامه دیروز من در رادیو زمانه، برنامه « از این ستون به آن ستون» با موضوع « آیا باید بترسیم؟»
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/275