سه شنبه 9 مرداد 1386

ساعت صفر سرکوب سنگین

فرشاد قربانپور و مسعود باستانی دستگیر شدند. به نظر می رسد ضربه زدن به مطبوعاتی که خبررسانی می کنند، با شدت آغاز شده است.

ساعاتی قبل و کمی پس از صدور حکم خانوادگی برای عمادالدین باقی و همسر و دخترش، فرشاد قربانپور و مسعود باستانی دو تن از روزنامه نگاران و همکاران وب سیات روزآنلاین دستگیر شدند.

ماموران به خانه سهیل آصفی همکار جوان روزآنلاین هم رفته اند و وسایل او از جمله کامپیوتر و همه وسایل شخصی و دفتر تلفن و یادداشتهای او را با خودشان برده اند.

به نظر می رسد باید منتظر خبرهای دیگری هم باشیم. دیوانه ها تیربار دست شان گرفته اند و به تمام اطراف شلیک می کنند. اگر اوضاع با همین شدت ادامه پیدا کند، فکر می کنم ساعت صفر سرکوب تند نیروهای سیاسی و فرهنگی کشور دارد آغاز می شود.

به همه دوستان مطبوعاتی که احتمالا احساس خطر می کنند توصیه می کنم کامپیوترشان را کاملا پاک کنند، فیلمهاو صداهای مصاحبه ها و هر تصویری که ممکن است دردسر داشته باشد از دسترس دور کنند، دفتر تلفن، پاسپوت، آلبوم عکس شخصی و خانوادگی، یادداشتهای شخصی و کاری و هر چیزی که ممکن است در آن اطلاعات بیخودی و دردسرساز وجود داشته باشد، به محلی دور از دسترس ببرند. در حافظه کامپیوتر هیچ اطلاعات اضافی باقی نگذارند، و بخاطر داشته باشند، چیزهایی که توسط ماموران برده می شود، ممکن است تا مدتهای طولانی به دست شان نرسد و آنها را پس ندهند. به همین دلیل اسناد مهم را حتما از دسترس دور کنید.

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/274

Comments

از خاک، اين سفر...


زاريد ساقيان که ز ميخانه پير رفت
موييـــد! ابرو بــاد! که از بيشه شيرر فت

گرييد بخرادان که زديوان عقــل و داد
فرزانه نجيب و دبيــر خبيــر رفت

ناليــد! چنگ و عود! که ناهيد شد خموش
وز خاک سوی عرش ملائک، نفير رفت

غريــد! رعد و برق! که ناگاه آفتاب
اندر محاق از پــی بهــرام و تيـــر رفت

باريــد ديدگان به رخان چشمه های خون
کان رهنمای خضر خصال بصير رفت

در آسمان پاک وطن پرتوی دمـيـــد
اما نزد سپيده و مهــر منيـــر رفت

ای عاشقان داد بسازيد جامه چاک
کآن مهربان دادگـر بی نظير رفت

ای سالکان عشق به سر خاک غم زنيد
کز شهر عاشقان صنم دلپذير رفت

پرواز مرغ طوفان از آسمان گذشت
ز آواز پر او به ثريا صفير رفت

خون سياوش است که شد خاک سرخ از او
جادوی " بيدرفش"* گرفت و زريـر رفت

شهر و کوير و بيشه ايران به سوگ اوست
کان مير شهر و بيشه و کوه و کوير رفت

نادان رنگ باز سيه کار دون بماند
دانای هوشيار و صديق دليـر رفت

افکند تير آرشی از قعر جان و پس
سالار باوفا سوی سردار پـيـر رفت

شايد که آرمند شغالان و روبهان
کزصحن روزگار، يـل شيرگيــر رفت

آن کاو به دل نبودش، هيچ از خطر خبر
عمری خطير زيست و حالی خطير رفت

زد تکيه بر اريکه ايام، دين فروش
فرمانروای کشور دل ها، وزيــر رفت

دريای علم و بحر سخائی که مهر او
ز اروند تا بدان سوی دريای سير رفت

بر پاپـکان و تنسر موبــد خبر بريد
شاپور، فخر سلسلـه اردشير رفت

تنها نرفت نادره سردار بختيــار
بوذرجمهر رفت و اميـر کبيـر رفت

سالوس و ابتذال فراتخت اقتدار
آيين مهر و داد بزير از سرير رفت

تا عالم سروش، خروش از کتيبه ها
بهر تظلم از سوی خلق کثير رفت

بگذشت روزگار ظهور پيمبــران
وزخاک، اين سفر، سوی گردن سفير رفت
.............

بن می برد به شاخ، زبر دست زورگوي
زين روی گفته اند که خواهد بزير رفت

توفيــد! سيل و طوفان! شوييـد خانه را
از لوث اين عفــن که به چرخ اثيــر رفت

شوريد مردمان و بر آريد بيخ شــر
از همت شماست که خواهد شرير رفت

کولاک کين خلق چو غــرد، بنای ظلم
خواهد به باد همچو حصار حصير رفت

جان ها دلير باد! که کابوس اشک و خون
خواهد زخواب مام وطن، ناگزير، رفت

خاک فرنگ! آه ! چه دانی به سينه ات
اين نازنين که بود که امشب اسير رفت!

ع. ش. زنـد
پاريس، چهاردهم اوت يکهزار و نهصد ونود ويک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* زرير، از پهلوانان شاهنامه، پسر لهراسپ، برادر گشتاسپ و سپهسالارايران در جنگ ايرانيان با ارجاسپ پادشاه توران بود. او در اين جنگ ها، در اثر جادوی « بيد رفش»، پهلوان جادوگر تورانی ملقب به « بيدرفش جادو» به قتل رسيد.

Posted by: afagh at August 29, 2007 02:46 AM

سلام
از اين تعبيرتان خوشم آمد:دیوانه ها تیربار دست شان گرفته اند و به تمام اطراف شلیک می کنند. حكومت انقلابي-اسلامي ايران از همان ابتدا هم با بحران عقلانيت درگير بوده و اين مسئله در طول اين سالها فقط شدت و ضعف داشته است. البته اينكه ديوانه ها تيربار دست گرفته اند و به همه طرف شليك مي كنند ترسناك و خطرناك است ولي اگر بنا باشد كه در سخت ترين شرايط هم روحيه مان و قدرت انديشه مان را از دست ندهيم و و همچنان اميدوار به آينده باشيم اين امر را مي توان از جنبه ديگري هم نگاه كرد. با توجه به اين توصيف واقع بينانه شما از رفتار حكومت مي توان گفت كه قدرت حاكم بيش از پيش قدرت تفكرش را از دست داده و شديدا احساس ضعف مي كند. فكر مي كنم كه شما هم با اين مسئله موافق باشيد كه بسياري از اين فشارها جز ضرر چيزي براي نظام ندارد. شديدترين برخوردها با مسالمت آميزترين فعاليتهاي دانشجويان يك نمونه از اين امر است. به نظر شما چرا حكومت سعي مي كند فعاليت هاي مسالمت اميز را هم به خشونت بكشاند؟ فعاليت هايي نظير جمع اوري امضا براي حمايت از دانشجويان زنداني وقتي كه حتي ذكر مي شود اين امر نه به دنبال مخالفت با دين است نه نظام و ماهيت ذاتا غير سياسي دارد چرا با چنين فشاري مواجه مي شود و منجر به دستگيري دانشجوياني مي شود كه هدفشان تنها كمك به آزاد شدن دوستان در بندشان است؟؟
آيا اين شدت عمل نشانه ي ضعف در جاي ديگريست يا علت ديگري دارد؟
از شما ممنون و سپاسگزارم
http://www.atomheartmother.blogfa.com

Posted by: محمد رضا at August 10, 2007 07:25 PM

ba dorod ba va khasate nabashid khedmate mr nabavie aziz.ye soali dashtam,lotfan javab bedid.shoma hichvagt jenahetono moshakhas nakardid!be nazare shoma age az2sal bad eslah talaban be roye kar bian vazemon chetor mishe?age farde khasi made nazareton has mamnon misham begid.
ba ehteram.mohsen

Posted by: mohsen eslahi at August 8, 2007 08:59 PM

درود بر داور عزیز :

مثل اینکه هنوز سعید امامی زنده هستش ؟؟؟

Posted by: هومن at August 3, 2007 03:35 AM

آقای نبوی
توصیه های بسیار خوبی هستند.
ضمنا نظرتان راجع به مقاله آقای زید آبادی چیست. گفته که همگی داوطلبانه به زندان برویم تا زحمت ماموران کمتر بشود.

Posted by: علیرضا at August 3, 2007 02:12 AM

خوب مگه چه اشکالی داره؟ ها؟

Posted by: me at August 3, 2007 01:56 AM

There is a horrible approach to silent journalist and nobody can stop them

Posted by: Kamran at August 3, 2007 12:04 AM

جناب آقای نبوی
چرا در مورد آزارهای جنسی در زندان اوین علیه دانشجویان بی گناه سکوت کردید؟ به داد زندانیان برسید. بنویسد و بگویید و نگذارید که دانشجویان بی گناه زیر دست و پای این آدمخواران فاشیست له شوند.

Posted by: ماهایا at August 2, 2007 09:23 PM

نمیدونم چرا یاد شعر آیه های زمینی فروغ فرخزاد افتادم.

Posted by: elham at August 2, 2007 12:43 PM

سلام
گزارشگران بدون مرز برای لفو حکم اعدام و آزادی دو روزنامه نگار کرد عدنان حسن پور ٢٥ ساله و عبدالواحد (هيوا) بوتيمار ٢۹ ساله طوماری را بر روی سايت خود قرار داده است. در ۹ مرداد ماه عليرضا جمشيدی سخنگوی دستگاه قضايی ايران تائيد کرد که اين دو روزنامه نگار به اتهام "محاربه " توسط دادگاه انقلاب اسلامی مريوان به اعدام محکوم شده‌اند.

Posted by: naz arasteh at August 2, 2007 12:17 PM

با سلام
لطفا بفرماييد که باز هم نظرتان در مورد حکومت جمهوری اسلام همان نظرات دو ماه قبل است؟ آيا باز هم بزودی به ايران برمي گرديد؟
با احترام حميد

من تقریبا سه ماه قبل گفتم که ما نه ماه از سخت ترین روزهای تاریخ ایران را تا انتخابات اسفند 86 خواهیم گذراند، هنوز هم همین طور فکر می کنم، البته وضع بدتر از آن چیزی شده است که فکر می کردم، ولی هنوز هیچ راهی غیر از انتخابات و حمله آمریکا جلوی روی ما نیست. و البته تحمل همین وضع...ضمنا تا یک سال دیگر قطعا به ایران برنمی گردم، اینجا کلی کار رسانه ای دارم که باید بکنم.
ابراهیم نبوی

Posted by: hamid at August 2, 2007 04:13 AM

چرا شما به آقای خامنه ای بند نمی کنی؟

به چند دلیل:
من برای اینکه دلم یا دلت خنک بشه نمی نویسم.
دوم: آقای خامنه ای موضوع اصلی تغییرات امروز ایران نیست
سوم: نوشتن درباره خامنه ای قدرتنمایی بیهوده است، برخلاف آنچه فکر می کنید شخص ایشان موجود مهمی در سیاست امروز ایران نیست، صندلی مهم است.
ابراهیم نبوی

راستی یادم رفته بود، من که دائم دارم بند می کنم!

Posted by: badbakht at August 2, 2007 03:38 AM

گوسنفدی بگرفت گرگ مزور همه شب
گوسفندان دگر خیره به او می نگرند
متاسفم

Posted by: kian at August 2, 2007 02:07 AM

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو ؟

شور و شيدائی انبوه هزارانت کو ؟

می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان ٬

نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو ؟

کوی و بازار تو ميدان سپاه دشمن ٬

شيهه اسب و هياهوی سوارانت کو ؟

زير سر نيزه تاتار چه حالی داری ؟

دل پولادوش شير شکارانت کو ؟

سوت و کور است شب و ميکده ها خاموشند ٬

نعره و عربده باده گسارانت کو ؟

چهره ها درهم و دلها همه بيگانه زهم ٬

روز پيوند و صفای دل يارانت کو ؟

آسمانت ٬ همه جا ٬ سقف يکی زندان است ٬

روشنای سحر اين شب تارانت کو ؟(شفيعی کدکنی)

Posted by: yeki at August 2, 2007 01:34 AM

اميدوارم که شما در ایران نباشيد و هر چه در این مورد خوندم و شنيدم اشتباه بوده باشه.
بهنام /کانادا

Posted by: بهنام /کانادا at August 2, 2007 01:17 AM

من یکی در حد همین انسان های تازه به دوران رسیده ی رنگ پریده ی دنیا ندیده اقرار می کنم ساعت برای کسی که بسیار روشن فکر است (انسانهای شریفی مانند شما ) از حرکت ایستاده شما فکر می کنید اوضاع اینجوری است پس دوباره بنویسید تا اوضاع هم مانند فکر شما روشن شود پس ای ابراهیم نبوی فکری هم به حال این فیلتر شدن سایتت بکن که سخت نگران آن خواهیم شد.

Posted by: یه آدم نا کس at August 1, 2007 11:20 PM

با سلام
آقای نبوی عزیز این حکومت برگ سیاهی در تاریخ جهان است حالا که می بینید این کارها را می کنندغلطی کرده اند که جرات اعتراف ندارند. آخر استاد عزیز مگر مملکت داری کار چند تا سپاهی و بسیجی است؟اینها فکر می کردند کار راحتی است به همین دلیل هنگام انتخاب شدن خیلی خوشحال بودند، طوری که انگار گل به حریف زده اند. اینان نمی دانند که انتخاب شدن مسئولیت سنگینی روی دوش آدم می گذارد، حالا می بینند که توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند و برای فرافکنی به سرکوب روی آورده اند.

Posted by: Arash at August 1, 2007 10:00 PM

روزگار غريبي است نازنين؛
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد

Posted by: Rahim at August 1, 2007 11:57 AM

سلام آقای نبوی عزیز
ساعت صفر سالهاست برای همه مردم فراسیده دوست عزیز
از همان روزی که تصویر اولین اعدامی صفحه نخست کیهان و اطلاعات را گرفت . زمانی که پدران و برادران نسل پیش از ما ابتدا تعجب کردند و کمی جا خوردند که مگر میشود نصیری را اعدام کرد ! چه جالب و ته دل خشنود بودیم از این شور انقلابی. جامعه ما به ساعت صفر رسید. تا ساده ترین اختلافات را با تیشه و قمه پاسخ گوید.راستی کجای دنیا مردمانش این همه آکنده از نفرتند؟ نفرت ا نفرت از حکومت تا حتی نفرت از خود خویشان. چه نفرتی است این گونه انباشته که فرزندی به قتل پدر با کلنگ تنها بدلیل یک اختلاف ساده خانوادگی وا میدارد؟حکومت ما بد است چون ما مردمش بدیم. میگویید از اصلاح حکومت
کدامین دولت آزاد کدامین لیبرال دموکراسی را در این خاک توان هست در مقابل هفتاد میلیون دیکتاتور اکثرا جلاد و بیرحم
کداممان بهتر از فعلی ها هستیم اگر قدرتی داشته باشیم؟
کداممان همان نخست که بر مسندی هر چند ناچیز نشستیم ابتدا با مخالفان و بد خواهانمان تسویه حساب نمیکنیم؟
حتی سید دست داشتنی متمدن هم نتوانست این جامعه بد قواره را حتی کمی از کژی دور کند.
آیا قبول ندارید دولتمردان فعلی شبیه ترین به اکثریت جامعه اند؟ پر از ریا تزویر دروغ عوام زده و عوام گرا سرشار از نفرت و قشری پر ادعا و کم سواد؟
آیا ما جدا از اینانیم؟

Posted by: behzad at August 1, 2007 08:22 AM

متاسفانه نیروهای اسمشو نبر و مرگ خوارها به کسانی که دنبال هوروکراسها یا شیشه های عمر ولدمورت می گردند، هجوم آورده اند و معلوم نیست تا کی این کار را ادامه دهند. بهتر است توصیه می کردید که ارتش دامبلدور علاوه بر پاک کردن حافظه رایانه مشنگیشان، خاطرات ذهنی خویش را نیز پاک کنند یا بر روی آنها طلسم چفت شدگی اجرا کنند.
بامید پیروزی سفیدی و نابودی دنیای سیاهی ها.
برای افراد دربند آرزوی صبر و استقامت دارم!

Posted by: گل حسین حمزه آرا at August 1, 2007 07:43 AM

Chand mahe-h pish be yeki az site-haye dakheli goftam keh az entekhaabat harf nazaneed keshvar dar haale-h yek degardisee beh sooyeh yek hokoomate-h tak sedayi ast va in ravand ta raneshe-h kamele-h niroohaye-h eslah talab na hatta be hashie-h balke-h ta aan sooye-h marg khaahad bood. Dar chand mahe-h pishe-h roo khahid did keh entekhabati 100 dar100 farmayeshi bargozar khaahad shod va aghayeh Hoseinian keh az moshaverat Ahmadinejad este-efaa dad dar haale-h pokhtane-h yek aashe-h por roughan baraye-h mokhalefan dar va dasteh-yeh Hagghai ast dar chand mah pishe-h roo shaded marg haye-h afradi niz khahim bood entekhabate-h pisheh roo az rooyeh khoon va jasad khahad gozasht .

Posted by: Shemirani at August 1, 2007 07:14 AM

Aghaye nabavi , nesfe bishtare in "roshanfekran emroozi hamoon daneshjooyahe kale daghe avval enghelab hastan o adam osoolan avaz nemishe , faghat bazi vaghta majboore taghire jahat bede. Pas maloom nist ke hameye in zado banda in joori bashe ke amsale shoma ba abo tab tarif mikonin. hamin khode shoma falsafe dars midadi to jahad e sazandegi , be ebarate dige : falsafie ke dars midadi joori bood ke jahad daneshgahi ghabool dasht !

-kane

albatteh salha ghabl farmoodam keh goh khordam az gozashteh vali falsafeh dars dadan ham kheili jenayat e azimi nist, dar har haal ozr mikhaam
nabavi

Posted by: kane at August 1, 2007 02:12 AM

از نوشته شما متشکرم.
ساعت صفر سرکوب از بهمن ماه 1357 شروع شد
آخرين زورهاو روز هاي يک خرس تيرخورده شايد مناسبتر باشد

Posted by: deaf_mute at August 1, 2007 01:41 AM

in tori ke to harf mizani ke bad tar shod hal etelat fekr mikonad che sandi bode bego aks, magale email chon har chizi mitavand barye anh dardesar dorst konad chera migi sand?che sanadi

Posted by: a at July 31, 2007 11:26 PM

Post a comment




Remember Me?