شنبه 6 مرداد 1386

هشت میخ

مطمئنم که شما هم گاهی میخ می شوید و تا وقتی یک چکش توی سرتان نخورد، سرجایی که باید نمی روید و همین طور با گردن راست بروبر به آدمها نگاه می کنید، خیلی ها میخ می شوند، خیلی ها پیچ می شوند، خیلی ها چکش می شوند و خیلی ها دیوار...


1nail.jpg

میخ باش!
اگر كوچيك باشي با يه ضربه فرو مي‏ري، اگر بزرگ باشي خم مي‏شي، اگر نازك باشي خورد مي‏شي، اگر كلفت باشي دائماً ضربه مي‏خوري.

توسری خور
چون هميشه ميخ مي‏شد، دائم مي‏كوبيدند توي سرش


2 nail.jpg

سازشكار
ميخ سازشكار شده بود. وقتي محكم توي سرش مي‌كوبيدند خم مي‌شد

3 nail.jpg

میخ دیپلمات
پیچ، میخی است که سیاستمدارانه رفتار می کند. برای پیش رفتن توی سرش نمی خورد و وقتی جایش را پیدا کرد، حالاحالاها از جا کنده نمی شود.

4 nail.jpg

سختکوش
تا وقتی تیز است و سخت است، چکش توی سرش می خورد.

6nail.png

سازشکار آشغال
هیچ وقت یک میخ نمی تواند رفتارش را تغییر دهد، چون اگر این کار را بکند دیگر میخ نیست و به همین دلیل پرتش می کنند توی سطل آشغال.

nail in love.jpg

میخی که عاشق شد
یک میخ عاشق شده بود، مثل پیچ به خودش می پیچید و از لاغری مثل سوزن شده بود. رفت توی سوراخ یک دیوار و گم شد.

7nail.jpg

علت و معلول
میخ اگرچه از ضربات سخت چکش درد می کشید، اما می دانست که فقط تا وقتی هستی او معنی دارد که چکش توی سرش می خورد.

داستان | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/273