شنبه 6 مرداد 1386
شنبه 6 مرداد 1386
مطمئنم که شما هم گاهی میخ می شوید و تا وقتی یک چکش توی سرتان نخورد، سرجایی که باید نمی روید و همین طور با گردن راست بروبر به آدمها نگاه می کنید، خیلی ها میخ می شوند، خیلی ها پیچ می شوند، خیلی ها چکش می شوند و خیلی ها دیوار...
میخ باش!
اگر كوچيك باشي با يه ضربه فرو ميري، اگر بزرگ باشي خم ميشي، اگر نازك باشي خورد ميشي، اگر كلفت باشي دائماً ضربه ميخوري.
توسری خور
چون هميشه ميخ ميشد، دائم ميكوبيدند توي سرش
سازشكار
ميخ سازشكار شده بود. وقتي محكم توي سرش ميكوبيدند خم ميشد
میخ دیپلمات
پیچ، میخی است که سیاستمدارانه رفتار می کند. برای پیش رفتن توی سرش نمی خورد و وقتی جایش را پیدا کرد، حالاحالاها از جا کنده نمی شود.
سختکوش
تا وقتی تیز است و سخت است، چکش توی سرش می خورد.
سازشکار آشغال
هیچ وقت یک میخ نمی تواند رفتارش را تغییر دهد، چون اگر این کار را بکند دیگر میخ نیست و به همین دلیل پرتش می کنند توی سطل آشغال.
میخی که عاشق شد
یک میخ عاشق شده بود، مثل پیچ به خودش می پیچید و از لاغری مثل سوزن شده بود. رفت توی سوراخ یک دیوار و گم شد.
علت و معلول
میخ اگرچه از ضربات سخت چکش درد می کشید، اما می دانست که فقط تا وقتی هستی او معنی دارد که چکش توی سرش می خورد.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/273