شنبه 30 تیر 1386
شنبه 30 تیر 1386
شکنجه
تا وقتی افراد احمقی وجود دارند که فکر می کنند انسان می تواند در مقابل هر قدر اهانت و تنهایی و زندان انفرادی و شکنجه مقاومت کند، شکنجه گرانی وجود دارند که برای اعتراف گرفتن شکنجه می دهند.
ای شیر ترسوی نفوذی!
شیر پس از ساعتها شکنجه اعتراف کرد که گربه است. شیرها او را به عنوان یک شیر ترسو و ضعیف از خود راندند و گربه ها او را به عنوان عامل نفوذی از خود طرد کردند.
دیگرگونگی
وی پس از دستگیری ایدئولوژی اش تغییر کرد، وزنش بیست و پنج کیلو کم شد، از یک کارگردان سینما تبدیل به یک سیاستمدار سلطنت طلب شد، از یک پدر معمولی تبدیل به پدری بیوفا و بی فکر شد، سابقه سیاسی پیدا کرد و معلوم شد که سالها قبل قصد کودتا داشته است. چشمهایش از یک حالت پراز جستجو تبدیل به یک حالت غمگین شد و پذیرفت که در زندگی اش اشتباهات بزرگی کرده است.
نقش دوم
اعتراف تلویزیونی یک شیوه بازیگری است که در آن بازیگر می پذیرد که نقش قسمت بد و ضعیف خودش را بازی کند تا حکومت جلوی دیده شدن بخش خوب و واقعی وجود او را بگیرد. معمولا این سریال تلویزیونی در صورت علاقه تماشاگران تا آخرین قسمت با شرکت بازیگران مختلف پخش می شود.
استقبال تماشاگر
بازجو فیلمنامه را می نویسد، سازمان امنیت تهیه کننده است، قاضی خط سناریو را مشخص می کند، متهم نقش خودش را بازی می کند. در صورتی که نقش را بد بازی کند، فیلمبرداری تکرار می شود و اگر نقش را خوب بازی کند مجازات می شود. در هر حال تهیه این فیلم ها بستگی به میزان استقبال تماشاگر دارد.
فلسفه اعتراف
من اعتراف می کنم، پس من یک نفر دیگر هستم.
سگی که گیاهخوار نشد
سگ را پس از اعتراف تلویزیونی آزاد کردند، اما فقط تا دو ماه توانست گیاهخوار باقی بماند.
این نوشته بخشی است از برنامه تلویزیونی من در رادیو زمانه، این برنامه را از رادیو زمانه بشنوید.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/272
پس چرا گنجي تونست!!؟؟؟
Posted by: مارکوپولو at August 2, 2007 11:32 PM
سلام سيد جان. آقاي توي روز نوشتي جان مادرتان از روزنامه نگار ها خبري داريد بفرسيتد. به حضورت عارضم كه همين طور مفت و مسلم دو تا روزنامه نگار را محكوم به اعدام كرده اند. به همين سادگي به همين خوشمزه گي. از رسانه ها هم روز به كنار همه دارند جوش مي زنند كه چرا 16 تا لات را اعدام كرديد. يا چرا با سنگ زديد آقاي زاني را لت و پار كرديد. خلاصه باز هم همان حرف و حديث هاي مزخرف را ياد ما كرد ها مي اندازد كه خون ما كم رنگتر از خون بقيه مردم ايران است. اين دوتا هم حتمن خواسته اند حزب تشكيل بدهند و حقشان است كه اعدام شوند. والا چه لزومي دارد دوتا روزنامه نگار را اعدام كنند. جان خودت سيد جايي غير از روز ديدي چيزي بنويسد؟
Posted by: kokobi at July 31, 2007 03:03 PM
نبوی جون دمت گرم
Posted by: Naji at July 30, 2007 09:22 PM
سلام داور . میختم ای چکش اصلاحات...
Posted by: hasani at July 29, 2007 03:43 PM
آقای نبوی، اولا نظر مرا سانسور کردی، دوما اگه با ايران تماس داريد لطفا قربون ننه تون برين با اين طنزتون در باره ميخ، سوما اينو هم سانسور کن تا خيالت راحت شه.
آن مرديکه دبنگ،حسين درخشان راست ميگفت که شما سانسور چی هستيد.
من در فکر راه انداختن وبلاگی هستم تا تمام پيامهای سانسور شده ام را توسط هر الاغی که ميخواد باشه در اون بگذارم.
Posted by: عبدالرضا at July 29, 2007 03:54 AM
سلام آقای نبوی
راستش باید براتون ایمیل میزدم ولی حالشو نداشتم و گفتم همینجا بنویسم .
البته شاید نباید برای شما مینوشتم ولی حالا بیخیال دیگه .
شاید چون شما رو دوست دارم این کار رو میکنم و براتون مینویسم .
البته من مرد هستما ! خیلی خوش به حالتون نشه !!! ههههه
میدونین ، میخواستم ازتون خواهش کنم که یه سر به مسئولین سایت روزآنلاین بزنین و بصورت کاملا مودبانه از طرف بنده یکی یه لگد به باسن مبارکشون حواله بدین !
آخه این چه وضعیه ؟!!
میدونین همین صفحه وامونده سایت الان چند روزه که آپدیت نشده ؟!!
اعصاب آدمو داغون میکنن !
سایت لعنتی گویا رو هم که نمیشه خوند !
از بس که به همدیگه و نمیدونم به دولت و اینا فحش میدن و چرت و پرت مینویسن ! یا اینکه از بس غیر منصفانه و حتی با دروغ نوشته شدن که حال آدمو بهم میزنه !
خب شاید منم از یه نفر حالم بهم بخوره ! باید بیام بگم طرف مثلا سر راهیه ؟!!
اون از گویا ، اینم از روزآنلاین !
شما بگین اگه من یقه خودمو جر بدم تقصیری دارم ؟!!
تو رو خدا از طرف من برین حالا اگه زورتونم نرسید لگد بزنین ، چند تا فحش باحال به اینا بدین ! باشه ؟
مرسی
فعلا بای
Posted by: me at July 28, 2007 12:50 PM
آقای نبوی عزیزم،
سخت منتظر ادامه داستان نذر هستم.
خوب باشید.
Posted by: هاله at July 24, 2007 11:38 PM
سلام سید
در روزآنلاین نوشته بودی تا فردا چیزهای جدیدی در دوم دام می ذارم پس چی شد؟
ایام به کام
Posted by: یاشار at July 24, 2007 10:40 PM
لطفا درباره ؛فشار مقدس ؛ ي كه به گفته حداد عادل دارد به ملت وارد ميشود هم نظر دهيد
Posted by: READER at July 24, 2007 02:01 PM
یه چیز جالب تو که این برنامه به نام دمکراسی بود این بود که هر سه نفر به جای کلمات انگلیسی که اصولا تو دهن هر خارج نشینی هست همش کلمان ثقیل عربی که تو دهن آخوندهاست استفاده می کردن !! البته اصلا اینجوری نیست که یه متن بهشون داده باشن که بخونن ها . اما خوب دیگه جالب بود .
Posted by: نیکی at July 24, 2007 01:00 PM
از تغيير چشم ها گفتيد، ياد چشم هاي جهانبگلو افتادم... كه نه تنها غمگين بود انگار يك حالت پوچي هيستريك درش موج مي زد... توصيف مزخرفي بود ولي فقط خواستم بگويم چيزيست بسيار بيش از غمگين بودن...
Posted by: ستاره at July 24, 2007 05:15 AM
اعتراف چير خوبي است.فقط بدي اش اينه اينجا اعتراف رو نمي كنند.ميگيرند
Posted by: یرقان at July 24, 2007 04:55 AM
سید جان سلام
من اندیشه های شما رو از صبح امروز و ستونهای مختلف بعد از اون دنبال میکنم و حقیقتا از اندیشه و قلم و جسارتت همیشه لذت بردم.
خوشحالم که هودر رو حتی اگه نبوی آنلاین یکی از معرفینش بوده رها کردی و موضوعات مهمتری رو که کم هم نیست دنبال میکنی ... پس لطفا ادامه بده
در ضمن من یه جورایی معتاد نطقهای آقای حسنی هستم و امیدوارم خدا منو ببخشه که کلی رو هم عملی این متاع کردم ... ولی چند وقتی هست که ... نیست ... خماری بد دردیه ... بساژ مارو داداش
ایام به کام
Posted by: سکوت at July 24, 2007 03:44 AM
Esteghbaleh websit-hayeh irani (dar Iran) az maghaleyeh Mosahebeh ba "MANOOCHEHR MOHAMADI" Ra beh shoma va tabagheyeh fekriyeh shoma tabrik migooyam.
Posted by: Elham at July 24, 2007 12:57 AM
سلام
آقا این رادیو زمانه روی کدوم موجه؟
عزیرم من که نمی دونم سگ گیاه خوار می شود یا نه ولی من به عنوان یه خروس دارم مثل مرغ تخم می زارم اصولا مردم توی ایران مجبورا تغییر ماهیت بدهند و به اجبار حداقل هفتاد سالی با این ماهیت جدید زندگی کنندیا مثل شما از ایران حارج بشن و یا اصولا خودشون رو به خریت بزنن و نفهمند که زندگیشون تغییر ماهیت داده و بگن زندگی سخته با تشکر یک خروس
Posted by: mohammad at July 23, 2007 07:19 PM
انقلاب مخملی در گفت و گوی اصلاحی
Posted by: گفت و گوی اصلاحی at July 22, 2007 08:13 PM
جناب آقای نبوی عزیز، سلام
پیشاپیش از شما و خوانندگان محترم عذر میخواهم که مطالبی طولانی و بیربط با عنوان داستان شما رامطرح میکنم. تنها دلیل من برای آوردن این مطلب میزان اهمیت موضوع و اقبال و علاقه جامعه جوان ایران به شخص شما و مطالب پرمغز و طنزآمیز شماست، (اگرچه مراجعه من به سایت دوم دام شاید براساس قوانین این مرز و بوم نوعی قانونشکنی باشد).
آنچه که فکر مرا سخت بخود مشغول کرده حوداث و شواهدی است که با کمی اندیشه و استنتاج به نتایج فجاعت باری رهنمون میشود و متاسفانه انتظار و تامل من برای انکه کسی از اهالی فکر و اندیشه که به قلم مسلط، در دلها نفوذ و از سیاست مطلع باشد، ظهور نماید و افکار جهانیان را معطوف به اهمیت ماجرایی که در شرف وقوع است نماید بی نتیجه مانده و لذا من با بیان قاصر خویش و نقص دانش خویش نسبت به بیان آن اقدام میکنم. (لطفا اگر فکر میکنید متن طولانی است انرا از آخر مرور کرده و مطالب اضافی را به انتخاب خود حذف نمایید)
جهان امروز ما بسیار ساده انگارانه بهم در پیچیده است و ذهنهایی که خود افریننده این پیچیدگیها بوده و هستند نیز در کام خود فرو برده (منظورم سیاستمداران است) تحلیلهایی که بعضا از سوی برخی سیاستمداران کارکشته در رابطه با مسایل پیرامون افاضه میشود گاه چنان دچار غفلت و سهل انگاری است که انسان را به یاد آن داستان ملانصرالدین میاندازد که خود به دروغ آش نظری خود اندیشه کرد و از پی خلق دوان شد!
دو خط فکری متقاطع (متسفانه اصلا متنافر یا موازی نیستند!) جهان ما را به سوی پایان و نیستی رهنمون میشوند جهانی که بدیلی برای آن نیست و یا اگر هست بشر هنوز توان دستیابی به انرا نیافته و به فرمایش رسول اکرم همچنان به انتظار است تا یک ایرانی ... .شاد پیدا شود و در ثریا (خوشه پروین) بدنبال علم آن بگردد!
انسان زمانه ما اگرچه گوسفند صفتی خود را از بابت «مغز» حفظ کرده و همچنان بشدت گرفتار خرافه ها و حرص و جهل و کوته فکری است اما درنده خو تر از هر زمان گرگ صفتی خود را به رخ میکشد و قتل و تجاوز و خشونت و کینه یک یک ابنائ بشر را در جای جای عالم هدف گرفته و هیچ کس از گزند ان مصون نیست. بشر دارد مقدمات نابودی خویش را بسرعت تمام فراهم میکند، تنها در صد سال گذشته ذخایر 4 میلیارد سال عمر کره زمین را مصرف (بخوانید نشخوار کرده) و تبدیل به زباله کردیم، جهان را که دیگر به اندازه یک دهکده کوچک شده است را انبار سلاحهای هسته ای و بیولوژیک کردیم و متاسفانه اکنون زمان بکارگیری آنها گویا فرا رسیده است.
از یک سو جنگ طلبان کاخ سفید سناریوی خطرناکی را در پیش گرفته اند که اگرچه به ظاهر تنها راه حل آنها برای مواجهه با دشمن خزنده شان یعنی حکومت ایدئولوگ و شاید نیمه تئوکرات ایران اسلامی است اما نتیجه ان با توجه به واکنش طبیعی ایران (که دیگی که برای من نمیجوشد کله سگ در ان بجوشد) کشیده شدن سراسر جهان به کام جنگ و ترور و خشونت و کانون ان هم منطقه خاور میانه و مخصوصا ایران و عراق خواهد بود.
از سوی دیگر سناریوی هوشمندانه (شاید هم دیمی و الله بختکی) سیاستمداران پشت صحنه ایران برای روی کار آوردن حریفی هم شان و هم وزن و هم کلام با جنگ طلبان کاخ سفید و استفاده از این فرصت برای هرچه پیشتر بردن برنامه اتمی ایران و ایجاد فضای بیشتر برای چانه زنی بجای امیتاز دهی مفت و مجانی که با روی کار آوردن دولت نهم (بقول سردار محسن رضایی افراد دست ششم نظام) محقق شد؛ متاسفانه بعلت ضعف تحلیلهای کارشناسان و دکترهای استراتژیک دانشگاه ندیده! و کندی حاکم بر جریان تصمیم سازی و تصمیم گیری که ایرانیها همیشه گرفتار ان بوده اند و محدود کردن فضای رسانه ای که منجربه استفاده اشتباه از اطلاعات غلط (و دروغین) خودساخته -که برای مصرف افراد عامی جامعه ساخته و پرداخته میشوند- در تحلیلها و تصمیم گیریها (که اوج آشکار شدن آن در پرسش خبرنگار ایرانی از کوفی عنان پیرامون اظهارات نگفته اش در رابطه با اسرائیل و اظهار تعجب وی بروز کرد) ممنتج به فراهم شدن مقدمات فاجعه بزرگ شده است. فاجعه ای که در ان ابتدا ایران نابئد خاهد شد و سپس جهان را نیز به نابودی خواهد کشاند.
در رسانه های غربی از ابتدای هفته گذشته تیتر یک اخبار عبارت بود از تجدید سازمان القاعده و تهدید مجدد امریکا به اقدامی بسیار مرگبارتر از فاجعه 11/9 که اقتصاد امریکا را نیز با مشکل مواجه خواهد ساخت. از سوی دیگر اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکا (انترپرایز) و اسکورت مجهز آن به خلیج فارس و نیز ناوگانی مشابه به دریای احمر (بخوانید کانال سوئز) در واقع برای حمایت و تقویت سیستم دفاع ضد موشکی اسراییل و پشتیبانی از نیروهای مستقر در خلیج فارس نیز طی چند روز گذشته آغاز گردید.
رایزنیهای استفان هادلی با سناتورها و نیز نمایندگان کنگره در پشت درهای بسته با محوریت موضوع ایران هسته ای، خبر آغاز تهاجم به ایران طی 45 روز آینده که خود شما نیز بدان اشاره نمودید، درخواست بوش از کنگره برای ارسال تجهیزات بیشتر به عراق و افزایش حقوق سربازان مستقر در منطقه و ... و اخباری که حاکی ازتدارک اسراییل برای اقدام نظامی علیه ایران است همگی نشان از یک سناریوی غافلگیر کننده و غیر قابل بازگشت برای نابودی ایران دارند.
سناریو از این قرار است: ظرف چند روز آینده القاعده (سازماندهی و جهت دهی آن مشخص است که از کجاست) همانگونه که تهدید کرده حادثه ای فجیع تر از یازده سپتامبر را رقم خواهد زد ولی اینبار سرنخهایی جدی را از ایران (یعنی دشمن مشترک) برای تحریک افکار عمومی جامعه آمریکا برجای خواهد گذاشت (اعم از مواد منفجره یا شیمیایی یا هسته ای مرتبط با ایران یا اجساد افراد شناخته شده ایرانی که ممکن است در جای دیگر ربوده شده باشند) و بدین ترتیب حمله به ایران توجیه و آغاز خواهد شد آن هم در شرایطی که ایرانیها تن به بازی جدید آژانس داده و دل به تعلیق 2 ماهه قطعنامه بعدی خوش کرده اند!
چیزی که می خواهم بگویم شاید عجیب بنظر برسد اما من معتقدم که بیش از هر کس دیگر (البته منظورم مقام معظم رهبری نیست) در مجموعه نظام حاکم بر ایران شخص آقای احمدی نژادی به حوادثی که در شرف وقوع است آگاه است!! اگر باور نمیکنید باید به تعلق خاطر ایشان به امام عصر و مهدی موعود (عج) دقت کنید. اگر در کتاب بهار الانوار جلد 13 بدنبال نشانه های ظهور بدقت و با دید روشن و باز بگردید تطابق آن را با زمان حال در خواهید یافت.
استقرار دو لشگر (به اصطلاح سفیانی) در فلسطین و عراق (بغداد و کوفه)، اختلاف بر سر حاکمیت و اشغال شهرها در فلسطین و لبنان (شامات)، وقوع اختلافات شدید و تکفیر و خونریزی در بین فرقه های مختلف مسلمانان و ... (حتما بخوانید) و مخصوصا اشاره به وقوع جنگ موعود در ماه رجب که هم اکنون به ان وارد شدیم و نابودی تل افیق (تل آویو) و ری (تهران) و ظهور قائم ال محمد در جمعه 23 رمضان (که میتواند جمعه 13 مهر باشد) به این جمله آقای احمدی نژاد که فرمود در تابستان منتظر اتفاقاتی چنین و چنان باشید معنایی اعتقادی و تاریخی میبخشد.
به امید رحمت الهی و سعادت و هدایت بشریت، از شما و دیگر اندیشمندان کشور میخواهم بهر نحوی جلو این سناریوی دهشتناک را بگیرید،این در قیاس با برخی موضوعات روزمره که بدان میپردازید بسیار جدی تر و پر اهمیت تر است خواهشا توجه نمایید.
Posted by: محمد علی at July 22, 2007 02:00 PM
آقای نبوی عزيز
همين نوع اعترافات هم برای حکومت ايران کفايت میکند و اهداف آنان را برآورده میکند. هنوز هم واضح ترين مشکلات اخلاقی نظير آدم خواری را به مخالفان حکومت و ايدئولوژی حاکم نسبت می دهند و در شهر قم خيلی ها باور میکنند. قصه چوپان دروغگو ديگر متعلق به فرهنگ ما نيست. گوسفندان به گرگ بودنشان اعتراف کرده اند و پليدی بزغاله ها به واسطه دست و پا زدن در حين ذبح برملا شده است.
Posted by: هدايت at July 22, 2007 11:49 AM
Davar jan
neveshteye emoroozet ro to roozonline khondam,kheili aali bood.
man az kheii salha pish neveshtehato mikhonam ,32 salame vali dastane zendegi kardan be onvane ye irani majbooram mikone begam az kheili vaghta.
kheili aali bood.Winnipeg,Canada
Posted by: Alireza at July 22, 2007 07:22 AM
خب،نگفتی که اگر نبوی را شکنجه کنند، به چه اعتراف میکند؟
یک بار گفته بودی که تاریخ دوبار تکرار میشه، یکبار تراژدی و یکبار کمدی، حالا این داستانی که از بدو تاریخ همش داره تکرار میشه جزو کدام دسته قرار میگیره؟
Posted by: mohammad at July 22, 2007 02:52 AM