جمعه 29 تیر 1386
جمعه 29 تیر 1386
من اعتراف می کنم
فقط لازم است یک حسینی یا هاشمی در اتاق بازحویی باشد
و من در اتاق در بسته ای گرفتار شده باشم
تا من اعتراف کنم
من اعتراف می کنم که سه سال و دو ماه و دوازده روز قبل
برخلاف قانون خندیدم
و اعتراف می کنم که هر وقت تلویزیون یک وزیر را نشان می دهد
عصبانی می شوم
من اعتراف می کنم که برخلاف قوانین زن بودم
و اعتراف می کنم که برخلاف قوانین گاهی از مغزم استفاده کردم
من اعتراف می کنم که گاو نبودم
و نمی خواستم مثل گاو زندگی کنم
و بخاطر همین انحرافات از بازجو می خواهم مرا ببخشد
من اعتراف می کنم که در روزهای جوانی
به جای اینکه پنج بار فیلم های هندی را ببینم
یک بار تاریخ فلسفه یونان را خواندم
من اعتراف می کنم که گاهی خوشحال می شوم
و امیدوارم قاضی از این گناه من درگذرد.
من اعتراف می کنم که از دیدن مردی که دوستش دارم
چشمانم برق می زند
و امیدوارم خدا مرا ببخشد
من اعتراف می کنم که به جای رفتن به دیسنی لند به دانشگاه مریلند رفتم
و به جای رفتن به دیسکو به یونسکو رفتم
و امیدوارم بازجو از این گناهان من درگذرد
من اعتراف می کنم که عطر بوی خوبی می دهد
و بچه ها کوچک هستند
و پیرمردها بالاخره یک روز می میرند
من به همه این اندیشه های انحرافی اعتقاد داشتم و به آن اعتراف می کنم
من اعتراف می کنم که زمین گرد است،
حتی اگر قاضی شک کند که پس چرا نمی افتیم؟
من اعتراف می کنم که خارجی ها آدم هستند
و دو تا چشم دارند
و با دماغ شان بو می کشند
و با قلب شان عاشق می شوند
و با دست شان دست می دهند.
من اعتراف می کنم
با شرم بسیار اعتراف می کنم
که چندین بار از چراغ قرمز میدان انقلاب رد شدم
تا به خیابان آزادی برسم
من اعتراف می کنم که از همه درهای بسته می ترسم
و اعتراف می کنم که وقتی چشمانم را با چشم بند می بندند
بدنم می لرزد
و به هر چیزی که آنها بخواهند اعتراف می کنم
خدا مرا ببخشد
و قاضی بخشش خدا را بپذیرد
ابراهیم نبوی
28 تیر 1386
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/271
اما من اعتراف کردم چند هفته قبل از خانم اسفندیاری پیش یه خانم نه تو دادگاه بلکه پیش یه شهروند از اون متمدناش همون بد ححابها مثل خودم و معذرت خواستم که عاشق شدم در حالیکه اصرار داشت که اعتراف کنم یک هر جایی هستم
باور کنیم که از ماست که بر ماست این فرهنک ماست اگه باور ندارید یک فراخوان به این نام بذارید ارکودکی تا کنون چند بار و به چه کسانی اعتراف کردین؟
Posted by: بی نام at August 7, 2007 01:10 AM
سلام آقای نبوی
شاید این روزها تنها دنبال کردن مطالب نوشته شده توسط شما که با طنز تلخی همراه است التیام دهنده شرایط حاضر باشد. از احوال خودمان در عجبم با وجود مشکلات عدیده ای که در امور اجتماعی و معیشتی مان بوجود آمده و با خفقانی که در اطلاع رسانی و حیطه دانشگاه وجود دارد صدایی از گلویی بر نمی خیزد. اصلاح طلبان که نگران این هستند که نکند حرف نسنجیده ای آنها را از دستیابی به کرسی قدرت بازدارند و معتمدین مردم در پیله سکوت فرو رفته اند در این احوال گوشه و کنایه های نوشته هایتان هشداری است بر اوضاع و احوال جامعه ما ((کاوهای نیست کاش سکندری بیاید))
Posted by: علیرضا at August 1, 2007 05:28 PM
تازمانیکه بزرگانی همچون خاتمی ودیگرنخبگان مملکت باملت روراست نباشندوآنهارامحرم ولایق دانستن حقایق ندانند.ودربرابراقتدارگرایان مصلحت اندیشی کنند. همین آش است وهمان کاسه.
Posted by: علی at July 30, 2007 03:43 PM
با سلام بر همه کسانی که خود را اصلاح طلب مینامند ..من به عنوان یک ایرانی ورای دهنده در دوم خرداد 76 میخواستم نکته ای را برای شما روشن سازم که فکر میکنم یکی از عوامل اصلی عدم موفقیت شما در صحنه سیاسی است ...وهمچنین عدم دستیابی ملت به خواستهای خود است (سوئ تفاهم )اینکه من به اقای خاتمی رای دادم نه برای این بود که او را میشناختم یا از برنامه اصلاح طلبی اطلاع داشتم فقط چون نمیخواستم به اقای نوری که منظور نظر خامنه ای بود رای بدهم ..بنابراین درست است که امروز میدانم که اینگونه رای دادن چه معنی دارد ونتیجه انرا با تمام جوارحم درک میکنم ولی در عین حال پیامی در این رای من نهفته است که اقای خاتمی وطرفداران ایشان که من تازه بعد از رای دادن فهمیدم که اصلاح طلب هستند وچه منظوری دارند این پیام من را درک نکردند (از انجائیکه بعدها معلوم شد که افرادی که مثل من بودند اکثریت رای دهندگان را تشکیل میدادند از انرو این پیام حائز اهمیت است)این پیام خیلی ساده است ..ما این رهبر را نمیخواهیم ودوست نداریم او برما حکم براند میخواهیم خودمان تصمیم بگیریم..ولی انها که بعدا معلوم شد که اصلاح طلب هستند پیام اصلی رای مردم را درک نکردند یا نخواستند درک کنند ورای مردم را به حساب خود گذاشتند وجشن گرفتند واظهار ناباوری کردند از اینهمه استقبال مردم از جنبش اصلاح طلبی) ولی مردم بعد از دو سال تازه فهمیدند که جنبش اصلاح طلبی یعنی اینکه برای دغدغه های رهبری باید ارج وارزش بیشتری از خواستهای یک ملتی قائل بود ...یعنی در یک کلمه ملت فدای رهبر ملت فدای ارمانهای مردم سالاری خواهی اقایان .. معلوم نیست که کلمه مردم در مردم سالاری منظور کیست ؟؟ همه شور مردم را به حساب خویش ریختند غافل از پیام اصلی که در رای مردم نهفته بود ..وهر روز برای توجیه ان سفسطه ها بافتند وموضوع را پیچیده وپیچیده تر کردند ..یا پیام را درک نکردند که باید در کیفیت کارکرد انها اصولا شک کرد ویا اینکه درک کردند ولی خواستند به خیال خود با مصلحت طلبی انرا به گونه ای در بیاورند که همه از ان نفع ببرند ..ولی ایا واقعا این اقایان که اینهمه تاریخ میدانند و واهل کلام وفلسفه هستند تا به امروز پی نبرده اند که نمیتوان حکومتی بوجود اورد که هم ظالمان وهم مظلومان هر دو در ان سود ببرند وراضی باشند حالا البته من نمیخواهم موضوع راخیلی سیاه یا سفید کنم ولی حد اقل اینکه یکبار حتی هم شده نباید به قول خودشان با شفافیت وشجاعانه وجدی وپیگیر در برابر اینهمه ظلم وبیداد فریادی سر بدهند, به دانشجویان حمله میشود ..دغدغه های رهبری موضوع اصلی میشود تقلب در انتخابات میشود فقط اخطار کوچکی داده میشود وبعد صحت ان امضا میشود ..مردم را در کوچه وخیابان میزنند وبی ابرو میکنند سکوت اختیار میکنند ..دانشجویان را یکی پس از دیگری میگیرند سکوت میکنند اموال ملت را به تاراج میبرند سکوت میکنند ووالبته در کارنامه خود یک نکته سفید دارند وان قتلهای زنجیره ای است که بر ملا میکنند ولی در همین مورد انقدر بد عمل میکنند که امروز تمام دست اندکاران ان قتلها از تصمیم گیران عمده جامعه هستند ..فقط تنها هنر ی که دارند میگویند در انتخابات شرکت کنید ..اقایان من سوالی دارم ایا بار گذشته که قیچی دست خودتان بود رای مردم با امانت حفظ شد؟ که اینبار اینقدر به اصرار میخواهید مردم به پای صندوقهای رای بروند ..ایا چه تضمینی میتوانید به مردم بدهید که رایشان محترم شمرده میشود ؟ ایا سوریه عراق ومصر را ندیده اید که مردم همه رای میدهند ورئیس جهمورها مادام العمرند حالا با یک درجه خفیفتر در ایران نمیتواند اتفاق بیافتد؟ ..چه کاری برای پیشگیری از چنین واقعه ای کرده اید ؟ فقط میتوانید سر هر کوی وبرزنی به تحریمیها ناسزا بگوئید چرا که به انها خرده گرفتن ترسی ندارد وکسی شما را باز خواست نمیکند در واقع تنها کاری که بلد هستید انجام دهید ..چه کرده اید تا انسانها ی لایق ویا حتی نیمه لایق از تیغ نظارت استصوابی رد شوند وبتوانند شرکت کنند؟ ...به جای اینکه در اصل خود نظارت استصوابی دخالت کرده ودست اندرکاران را مجبور به تغییر رویه خود کنید از ترس اینکه از نظارت استصوابی ردتان نکنند اطلاعیه تکذیبیه برای دست دادن به خانمها صادر می کنید ...!! ما چکنیم با نخبگان اینچنینی که در جامعه خود داریم ؟..لابد این بار هم مردم بروند رای بدهند همه سر صندوق باشند تحریم نکنند ..ولی بعدش که از صندوق ان درامد که اقای رهبر ودیگر گروههای فشار میخواهند ..شما چه تضمینی به ملت میدهید که از حق رای انها دفاع کنید وبرای احقاق حق ملت قدمی شفاف جسورانه وشجاعانه بردارید ..ایا به تجربه ای که ما ازشما داریم ..نه اصلا ما هیچی خودتان فکر میکنید که چه واکنشی خواهید داشت ؟؟
Posted by: مینا مرادی at July 24, 2007 09:29 PM
ابراهیم عزیز در کامنت قبلیم مربوط به مطلب انقلاب مخملی نوشتم که داور بمان و ابراهیمت را کمتر عیان کن!
حرفمو پس میگیرم...تمام شخصیتهاتو بریز بیرون..تولید مثل کن ...اصلا بذار شخصیتهات با هم ازدواج کنن تا موجودات جدیدی رو خلق کنن...
همیشه پاینده باشی
Posted by: dastaviz at July 24, 2007 03:39 PM
آقای نبوی واقعا خسته نباشید . شما همیشه فوق العاده
کار می کنید . چه از زمان ستون پنجم روزنامه های
سالهای 76 و 77 مثل جامعه و توس و چه حالا که از راه
دور و با روزنامه روز و سایت دوم دام ما را مطلع و
آگاه و دیکتاتوران و سلاخان را رسوا می کنید . امیدوارم به زودی همه با هم در یک ایران آزاد ، آزادانه بنویسیم ، نقد کنیم ، بخوانیم و بالاخره زندگی کنیم . به امید آن روز : خدا به همراهتان 0
Posted by: امین جمی at July 24, 2007 02:53 PM
جالب بود ولی علاوه بر مو به تن گاهی چیزهای دیگر را نیز سیخ میکرد . خدا مرا و قاضی خدا را ببخشد
Posted by: ali at July 24, 2007 04:05 AM
مثل همیشه عالی بود
ولی مصاحبه با اسمشونبر که تو roozonline قولشو داده بودید کجاست؟
Posted by: هومن at July 24, 2007 12:41 AM
آفرین، برای اینکه به آزادی برسی باید از انقلاب رد بشی
Posted by: شاهین دلنشین at July 23, 2007 10:43 PM
اقای ابراهیم نبوی در برابر کار آقایون فقط میتونم بگم:
خدایا منو از دست طرفدارات نجات بده
Posted by: maste ghalandar at July 23, 2007 05:41 PM
مرسی عالی بود....
مثل همیشه نکته بین و ظریف.
Posted by: آرشام at July 23, 2007 05:36 AM
آقا عجب زیبا بود
من یه 2-3 جمله اضافه کنم با عرض معذرت
من اعتراف می کنم که همیشه در نظرم سردار رادان صورت زشتی داشته
من اعتراف می کنم که از قیافه پورممدی می ترسم و این کار بدیست چون همه ما باید از قیافه یک روحانی که شبنده روز در حال رتف و فتق امور مسلمین است لذت ببریم
من اعتراف می کنم که از بوی عطر ژیوانشی خوشم میاید و از صدای شانیا تواین لذت میبرم و از اندام نلی فورتادو، و سنگسار را جنایت میبینم با اینکه خدا گفته کار خوبیست و منافاتی هم با حقوق بشر ندارد
Posted by: فرزین at July 23, 2007 02:09 AM
Did you use Frogh accent intentionally?
Posted by: Mina at July 22, 2007 09:19 AM
سلام آقاي نبوي
خيلي خوب بود .
د ضمن بنامه قبلي تون ، د باه اعتاف د راديو زمانه و از كجا ميتونيم دانلود كنيم . (مصاحبه با هودر رو ميگم ) و ايضا اونيكي ها .
لينك فايل صوتي ندارند اين برنامه ها ؟
Posted by: amir at July 22, 2007 05:39 AM
aali bood bar gharar bashi
Posted by: mehran at July 22, 2007 03:06 AM
kheili ghashang va por mana bood bood bi nazir bood jenabe aghaye nabavi
Posted by: ali at July 21, 2007 08:44 PM
آقا تمام موهای بدنم سیخ شد. حتی یجاهاییش که بنظر کمی نسبت به کل متن ضعیف بود هم خیلی قشنگ بود. مرسی
Posted by: farmun at July 21, 2007 06:33 PM
خیلی قشنگ و پرمعنا بود
Posted by: erinther at July 21, 2007 05:39 PM
az hameye doostan mazerat mikham ke farsi natoonestam benvisam. vali nemitoonestam nagam ke foghladeh bood. fekr mikoanm in matn ro daste kam 5 bar khundam.
Posted by: payam at July 21, 2007 04:59 PM
Edame bedeh, hamsh ro begoo. Antor nebashad ke khyal koni ke ghesmati az anra gofta va mabaghi ra nagofta bogozari. chenanche edame nadahi keshidane TOKHMHAYAT ra edame khaham dad. Bazjoo
Posted by: Bazjoo at July 21, 2007 02:52 PM
That was awesome
Posted by: Ali at July 21, 2007 02:50 PM
با کمال مسرت اعلام میدارد که دیه مرگ زن در ایران با مرد برابر میشود.با تبریک به تمام زنان و اینکه با مرد برابر میشوند.البته ببخشید که پس از مرگشان.(خدا نکنه)
Posted by: rey (رضا الف) at July 21, 2007 02:40 PM
Koolak bood!akhareshi!eyval
Posted by: Ali at July 21, 2007 12:55 PM
بخصوص دو جمله آخر :
خدا مرا ببخشد
و قاضی بخشش خدا را بپذیرد
عالی بود و تاثیرگذار، مثل همیشه
Posted by: saam at July 21, 2007 12:46 PM
I NEEDED SMILE BUT I CRIED WHEN I READ.
Posted by: DARIOUSH SHARIFI at July 21, 2007 11:35 AM
کاش میشد تو تلویزیون ایران این متن را اجراء کرد .. چه فکری!!
مثل همیشه عالی با درک عمیقی از شرایط
Posted by: elham at July 21, 2007 11:26 AM
MAhshar neveshtid, fekr konam har kasy onja ha eteraf kone hata khode bazjoha to on sharayet gharar begiran badtar az onam eteraf mikonan
Posted by: d at July 21, 2007 10:28 AM
Well done
Posted by: Massoud at July 21, 2007 09:58 AM
tike akharet kheili toop bood
mano yade akharin tarife valie faghih andakht
ke khoda nemayandehie valie faghih dar kahkeshanhaast
Posted by: sheipoorchi at July 21, 2007 07:48 AM
فوق العاده بود جناب نبوی! فوق العاده ...
Posted by: baamdad at July 21, 2007 05:30 AM