یکشنبه 24 تیر 1386
یکشنبه 24 تیر 1386
قرار بود جوراب حسین را بنده بادبان بکنم، ولی دو سه روزی گرفتار سفری شدم و تا برگشتم، به محض رسیدن به اینترنت صفی طولانی دیدم که جلوی دکان حسین صف کشیده و هر کدام دارند چیزی سووال می کنند. دیدم باید توی صف علاقمندانی که هر کدام بخشی از جوراب حسین را تیمننا و تبرکا جر می دهند، بایستم تا نوبت من بشود.
![]()
این عکس درخشان نیست، به آن خیره نشوید.
راستش را بخواهید ترجیح می دهم حرف های اساسی تر را بگذارم برای بعد. حرف هایی که به دیدگاههای حسین برمی گردد و از نظر من حرف های جدی است که خیلی ها در روشنفکری اروپا و آمریکا به آن اعتقاد دارند، اما چون معتقدم این نظراتی که علیرغم غلط بودن شان جدی هستند، برای حسین فقط بهانه است، وقتی صف خلوت تر شد و نوبت من رسید، آنها را بررسی می کنم و شاید نه در اینجا که در رسانه ای دیگر و گسترده تر. ولی این یک دانه نان را بدون ایستادن در صف می خواهم. حتما نانوایی های تهران را یادت هست که می شد بدون صف یک نان گرفت؟ به همین دلیل بدون نوبت چند توضیح وسط صف بدهم و بروم.
اخيرا حسين درخشان ليست مشترکان "روز" را، بدون اجازه و رضايت گردانندگان ان روزنامه، براي ارسال مطالب توهين آميز عليه گردانندگان اين روزنامه و فعالان حقوق بشري ايران چون شيرين عبادي، اکبرگنجي، شمس الواعظين، نوشين احمدي، احمد زيدآبادي، ... استفاده مي کند. او در دفاع از اين کار خود، ادعاهايي را در مورد سابقه اختلافات مالي خود با روز مطرح کرده است. حسين درخشان هفته پيش نوشته که به تازگي" شش ماه" حقوق معوقه اش را - پس از آن که هيفوس" حق را به او داده - از ايران گويا را گرفته و بعد از روي "حسن نيت"، "دومين هاي زاپاس روزانلاين و آرشيو مطالب آن را" به "روز" پس داده است، ولي چون "روز" گرفتن ليست مشترکانش از او را پي گيري نکرده، پس او مجاز است با اين ليست هرکاري بخواهد بکند. و در حقیقت لیست را به او بخشیده است و البته احتمالا روزآنلاین به دلیل خدمات بی شائبه ای که حسین به روزآنلاین کرده است، لیست ای میل ها را به او بخشیده است تا وی بتواند هجویه هایی را که علیه بخشندگان لیست ساخته است، منتشر کند. به نظر کاملا منطقی نمی آید؟
البته انتشار حرف هاي درخشان، قدم خوبي است، چون در آنها، ادعاهايي مشخص و قابل رسيدگي مطرح شده است. با توجه به ادامه سوء استفاده حسین از ليست مشترکان روز، پيشنهاد مي کنم اگر وی موافق شفاف کردن ادعاهايش هست، اين کار را از همين امروز شروع کنيم.
من از امروز، در همين زمينه سوالاتي را به طور علني با حسين درخشان مطرح مي کنم و از او مي خواهم پاسخ هايش به اين سوالات را هم، علني منتشر کند. بعد از آن که سوال هايش به اولين سري سوالات را منتشر کرد، سوالات بعدي و بعدي را منتشر خواهم کرد، تا با هم کمي قضيه را بيشتر روشن کنيم.
1- حسين درخشان قبلا ادعا کرده بود "بيش از يک سال حقوق " طلب دارد. حسين درخشان توضيح بدهد با توجه به نوشته اخيرش مبنی بر اینکه "شش ماه" از حقوقش به تعویق افتاده است، که البته راجع به آن بعدا بايد بحث مي کنيم، تکليف ادعاي حقوقي و مالي مشخصي تحت عنوان "بيش از يک سال طلب داشتن حقوق خود" – که رسما آن را به زبان فارسي و انگليسي عليه "روز" مطرح کرده - چيست؟ منطقا از دو حالت بيشتر نيست: يا ادعاي قبلي او که گفته است یک سال حقوق نگرفتم دروغ بوده، و يا اين که هنوز معتقد است که ادعاي قبلي اش صحت دارد. آيا حالت سومي هم ممکن است؟ مايليم که حسين درخشان به طور شفاف پاسخ اين سوال را منتشر کند.
2- حسين درخشان مي گويد هيفوس در خصوص اختلاف ماليش با ايران گويا "حق را به او داده". ظاهرا ايران و گويا و هيفوس، در تصميمي مشابه، که من با آن به شدت مخالفم، تصميم گرفته اند از پرداختن به اتهاماتي که عليه آنها مطرح مي شود، چه از سوي تريبون هاي بزرگي چون روزنامه کيهان و چه از سوي تريبون هاي کوچکي چون حسين درخشان، خودداري کنند. متاسفانه من هم حق ندارم به عنوان سخنگوي هيفوس عمل کنم. اما فقط براي کمک کردن به حسين درخشان تا بهتر متوجه معناي حرف هايش باشد، از او يک سوال مي کنم: آيا ادعاي داشتن يک سال حقوقش را، خطاب به هيفوس هم مطرح کرده بود يا نه؟ آيا توانست اين ادعا را ثابت کند يا نه؟ اگر نتوانست ثابت کند، چطور هيفوس به کسي که ادعا کرده بود يک سال حقوقش را طلب دارد و بعد نتوانست اين ادعا را ثابت کند، حق داد؟
3- آيا حسين درخشان يادش مي آيد چه اتفاقي افتاد که هيفوس از او خواست تا يک ادعاي مالي مشخص خودش عليه ايران گويا را (اين که اظهارات ايران گويا در مورد آخرين پرداخت هايش به او صحت ندارد) با ارائه اسناد بانکي ثابت کند؟ آيا حسين درخشان حاضر است شفاف توضيح دهد که نتيجه اين آخرين بحث مالي (که هم حسين درخشان و هم ايران گويا در مورد آن اسناد بانکيشان را ارائه کردند) چه بود؟
من پيشنهاد مي کنم حسين درخشان پاسخ سوالات فوق را – بدون طفره رفتن از پاسخ هاي شفاف و صريح و بدون پرداختن به بحث هاي سياسي و عقيدتي و بين المللي و - رسما و کتبا منتشر کند. تا سوالات بعدي خودم را منتشر کنم.
من طبعا در این نوشته چون نمی خواهم سووالی بدون پاسخ بماند، سعی می کنم در مواردی روشن و مشخص سووال کنم. ضمنا موضوع بحث من فقط در مورد روزآنلاین و ایران گویا نیست، من علاقمندم با حسین در مورد دریافتی های دیگرش از بودجه نجس هلندی یا بودجه های نجس دیگر، بخصوص یک بودجه برای رفتن به اسرائیل هم حرف بزنم، اما فعلا این موضوعات را به صورت سووال صریح عنوان نمی کنم. آرام آرام.
ابراهیم نبوی
23 تیر 1386
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/266
توهین به شعارها و مرثیه های مذهبی ما نشانه روشنفکر بودن شما نمی شود.
Posted by: علی at July 19, 2007 07:01 PM
baabaa daavar bikaari? be jaaye in ... o sheraa beshin tanz benevis. age bekhaay javaabe darakhsheshmadaari ro bedi baayad javaabe shariatmadaari, sajjaadi, va hezaaraan az in noe ro bedi, ke saadegheshoon baa baavare shakhsi minevise o mishe goft bisavaade. oonaayy ke mamooran o mazoor ke dige hichi.
Posted by: medi at July 17, 2007 08:03 PM
آقای نبوی من هم هرز نامه های اين حسینک را دریافت می کنم, ایشان مرزهای حماقت را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد و باز بر حماقت خود اصرار می ورزد. به قول انیشتین آنچه که انتها ندارد حماقت است.
Posted by: مهرداد at July 17, 2007 02:46 AM
این مسلئه سو استفادش از لیست ایمیل ها کاملا قابل پیگیری قانونی است. کسانی که ایمیلشون رو دادن مشخصا قصد اشتراک نشریه روز را داشته اند و این با ادعای حسین درخشان که آن موقع دومین مال من بود پس لیست هم مال من است زمین تا آسمان فرق دارد. به نظر من یک نفر باید این آدم رو بکشونه دادگاه تا بفهمه یه من ماست چقدر کرده داره.
Posted by: حمید at July 17, 2007 02:34 AM
من از کسانی هستم که آقای درخشان آدرس میلی من را از آرشیو روز دزدیده و اقدام به فرستن هجویههای مثلا طنزش کرده است. در درجهی اول من واقعا متاسفم که روز آدرسهای میل خوانندگانش به صورت غیر حرفه ای در اختیار این آقای نسبتا محترم قرار داده است و خدا میداند چند هزار هرز نامه از این طریق به من فرستاده خواهد شد. و این آقای درخشان لیست میلها را به چند نفر فروخته است.
در ثانی مطالب ارسالی آنقدر توهین آمیز و چندش آور است که آرزو میکنم راهی برای پیگرد قانونی ایشان باشد تا بتوان حق قانونی روز و مشترکانش را از ایشان گرفت.
Posted by: آرش at July 16, 2007 12:01 AM
جناب نبوی دیگر کمتر کسی شک دارد که این حسین درخششمداری (الحق اسم خوبی براش پیدا کردی بابا تو آخر ذوقی) عامل اقتدارگرایان بویژه وزارت اطلاعات است اما بیچاره هم از اینوری ها می خورد هم از آنوری ها پس بیشتر باید به حالش دلسوزاند. مضافاً بر اینها آدم کم سواد و پرمدعایی است که درست نمی رود سایتها و اخبار را بخواند اینقدر گاف ندهد. عالم و آدم مصاحبه سخنگوی قوه قضائیه در مورد تأیید خبر سنگسار آن بیچاره در تاکستان را دیده اند این آقا تازه می گه از کجا معلوم سنگسار شده باشد تازه بعد هم اینقدر شجاعت نداره بگه ببخشید من ندیدم اشتباه شد.
Posted by: مطلع at July 15, 2007 11:50 PM