سه شنبه 22 خرداد 1386

یورو کمونیسم و یورو اسلامیسم

می خوام به یک نکته مهم توجه کنید و حتما در این مورد نظرتون رو بگید. چطور می شه که ما ایرونی ها وقتی توی تهران هستیم با دولت مخالفیم، ولی وقتی به پاریس می آئیم متوجه می شیم که چه دولت خوبی داریم؟ اسمش رو گذاشتم یورو کمونیسم و یورو اسلامیسم.
8 euro islamism 4.jpg
یورو اسلامیسم و جذابیت پنهان خرده بورژوازی

من با چپ های اروپایی مشکل دارم. البته که منظورم سوسیال دموکراتها نیست. لابد فکر می کنید که غیر از سوسیال دموکراتها چه نوع چپ هایی در اروپا هستند؟ اتفاقا می خواهم بگویم که مشکلی با سوسیال دموکراتها نداریم.

بگذارید یک توضیح کوچولو بدهم. اصولا در آمریکا و اروپا یک جریان قدرتمند حاکم لیبرال وجود دارد که طبیعتا مثل همه نیروهای حاکم گروههایی را از خودش بیزار می کند، ضدیت با ماشین و مصرف و سرعت و ازخودبیگانگی ریشه بسیاری از این دشمنی هاست. این نفرت از حکومت لیبرال به شکل یک نفرت ضدآمریکایی و ضدسرمایه داری درمی آید. نفرتی که در خیلی از جوانها و روشنفکران اروپایی نسبت به آمریکا و سرمایه داری می توانیم ببینیم و به نظر من این حق شان است که در یک نظام لیبرال از حکومتش متنفر باشند. این نفرت به صورت جنبش های دانشجویی یا جنبش سورئالیستها یا مانند هیپی ها در گذشته و پانک ها و هر نوع حرکتی علیه الگوهای سرمایه داری شکل می گیرد.

مشکلی که وجود دارد، این است که دنیای مخالف سرمایه داری در گذشته و حال این چپ های آمریکایی و اروپایی را به بازی می گیرند و آنها هم فریب بازی های ضدآمریکایی قدرت هایی را می خورند که معمولا به جهان آزاد تعلق ندارند. در دوران جنگ سرد چپ های اروپایی دل شان را خوش کرده بودند به استالین و مائو و جالب این بود که درست در زمانی که لوئی آراگون و لوئیس بونوئل و سارتر و آندره ژید و مالرو علیه سرمایه داری، از کمونیسم استالینی دفاع می کردند، همفکران و دوستان شان در مسکو و پکن به دست استالین و مائو کشته می شدند. آندره مالرو از روسیه دفاع می کرد و ایزاک بابل دوست نمایشنامه نویس اش بطور مخفی متهم به جاسوسی برای مالرو می شد و اعدام هم می شد و تا سی سال بعد از مرگ او همچنان چپ های فرانسه از استالین دفاع می کردند.

بعد از فروپاشی چپ های اروپایی بی سرپرست و بی یار و یاور ماندند، از طرفی وحشت از تک قطبی شدن جهان و از طرفی جهانی شدن مثل بختک افتاد روی ذهن و فکر و روح شان. موج بنیادگرایی اسلامی که با حمله 11 سپتامبر نشان داد کاملا جدی است، شروع کرد به زنده کردن چپ های در حال احتضار و مدرسه پیرمردها دوباره بازشد. همین است که می بینی طرفداران عدالت و آزادی در اروپا و آمریکا می شوند حامی انواع دیکتاتورها و تروریست های ضدآمریکایی در فلسطین و لبنان و عراق و ایران و افغانستان و ونزوئلا و کوبا و غیره. و همانطور که سالها کمونیست ها از روح ستیز چپ اروپایی استفاده کردند و با کمک تبلیغاتی سارتر و ژید و مالرو ماندند و خودشان را حفظ کردند، حالا هم جریان بنیادگرایی اسلامی از چپ اروپایی سوء استفاده می کند و آنها را به بازی می گیرد، چپ های اروپایی دموکراسی اروپا را در اختیار بنیادگرایی می گذارند، تا آنها علیه دموکراسی بجنگند و همین می شود که چامسکی و احزاب سبز همسایه های پهلویی حزب الله و احمدی نژاد و حماس می شوند. و همین می شود که چپ های اروپایی دوستان و همفکران شان توسط دولتی مثل دولت ایران زندانی می شود، در حالی که خودشان از این دولت ها حمایت می کنند.

فکر می کنم آدم بتواند چپ های اروپایی را در هرحال تا حدی بفهمد، اما مشکل با ایرانی هایی است که بدون آن که خودشان متوجه شوند، در اثر بازی های ضدآمریکایی یکباره بغل دست دیکتاتوری قرار می گیرند که از دستش فرار کرده اند، و این هم از آن داستانهاست. البته بلدیم که این داستانها را توجیه فلسفی کنیم. اصولا ما ایرانی ها استاد توجیه فلسفی هستیم.

..... بخشی از گفتار برنامه از این ستون به آن ستون رادیو زمانه، برنامه را از اینجا گوش کنید. حتما در این مورد هر نظر مخالفی دارید بگذارید تا با هم شدیدا دعوا کنیم. مرسی.

مقالات | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/251

Comments

با سلام

به نظر من که چپها خیلی با مسلمونا از نظر فکری نزدیک هستند. امیدوارم به کسی بر نخوره!الانم که دوست صمیمی احمدی نژاد هم یک کمونیست احمقه!!!

Posted by: چاوش at June 15, 2007 03:15 AM

Aghaie nabavie aziz,

Midonam ensane khobi hastid, va deleton vase iran misooze, va motmaenan dast neshondeie hich kasi nistid joz ehsas va aghleton.

Vali kash mishod yekam az sorate khodeton kam mikardid, ham oon zamani ke enghelabi boodid, ham badesh ke eslahtalab shodid va ham hala ke darin chap ro naghd mikonin.

Akhe azize dele baradar, akhe kasi ke bekhat naghd kone bayad hadeaghal toie oon zamine malomate lazem ro dashte bashe, magarna naghdesh bejoz gomrah kardane khanandehaie parapa ghorsesh be jaie digeie nemirese. Yekam yavash tar boro, monsefane tar benevis va hamishe havaset be in bashe ke etebare harfat mohemtar az teedade neveshtehate.

Jooone khodet nasho mesle jalale ale ahmad ke aval mazhabi shod, badesh comonist, badesh baz mazhabi va hamishe ham tond toie aghayedesh. Kholaseie karesh ham in shod ke rid toie iran o raft. Kolahet ro ghazi kon, bebin agar jalale ale ahmad nabood ba neveshtehash va ba doroghesh darbareie behrang, baz emkan dasht enghelab injori yehoie biad iran ro be ga bede bere.

Baba, vaghti ghalame resaie dari masoiat pazir ham bash, har neveshteie tonde to mitone chand nafar ro be efrat bekeshone, hamon kari ke jalale ale ahmad kard.

Mokhlese shoma.

Yek doostar.

chashm, talash mikonam chenan basham keh bayad
ebrahim nabavi

Posted by: anonymous at June 15, 2007 02:22 AM

salam,
man yeh namei mikhastam baratoon benevissam,lotfan e-mailetoon mi khastam, fekre konam be darde bokhor bashe rajeh beh entekhabateh.

gorbaneh shoma, shervin, uk

salam azizam
ebrahim.nabavi@gmail.com
montazeram

Posted by: shervin at June 14, 2007 02:33 PM

فرض کنیم یه قفس شیر هست که من وشما کنارشیم. بیرون از قفس حتی! اگه یه موقع هم تو قفس رفتیم و حالا در رفتیم!!شیر میتونه تعابیر مختلفی داشته باشه! یه حیوان نجیب تا درنده ترین موجود دنیا! حالا ممکنه نه اون باشه نه این. ولی مهم اینه که ما تو قفس نیستیم و هر جور که دیدیم هم دیدیم...به کسی چه؟ این مشکل مال اوناس که اون تو هسن.در ضمن بعضیا البته شما نه بعضیا یه چیزیشون میشه! مثلا اگه آقا شیره تا دیروز روزی چند بار موضع خودشو با آقایون نشون می داده !!! اما حالا بعد اون همه ...!! 5 دقیقه حق نفس کشیدن بده خوب می دونی خیلی بیشتر به چشم میاد تا اینکه نفس کشیدن مفت باشه.

Posted by: م.خ.دال at June 14, 2007 12:12 PM

Ebrahim jaan, man dar chand saaleh gozashteh kheili mogheh haa tavassoteh e-mail, file haayeh soti (Audio) be onvaaneh Hassani migereftam va az tamaameh joke haayee keh dar internet va dar khaarejeh internet vojood dasht, aanhaa raa bish az hameh doos midashtam va baa aanhaa haal mikardam. kesi be man goft keh in file haaro Ebrahim Nabavi misaazad. man moddateh ziaadist keh digar fileh Hassani daryaft nemikonam. ageh inha ro shoma misaakhti , cheraa digeh nemisaazi? yaa ageh misaazi , man az kojaa peydaa konam? bebakhshid keh dar mahalleh Commenteh in khaasteh raa matrah kardam. lotan paasokh bedeh.

Posted by: Gilda at June 14, 2007 12:10 PM

همونطور که دوست دیگمون گفت عکس از لبنانه
باور کنید آدم حتما لازم نیست یه چیزیش بشه که از حزب الله حمایت کنه

من مشکلی در این مورد ندارم که عکس از لبنانه و خیلی هم خوشحالم که یک دختر جذاب و انسان کشورش رو دوست داشته باشه، اما دوست ندارم اون دختر رو بیاریم ایران و بزنیم توی صورتش و بخاطر پوشش و لباسش زخمی اش کنیم. اون غیر از اینکه کشورش رو دوست داره گناهی نداره.
ابراهیم نبوی

Posted by: فروهر at June 14, 2007 11:54 AM

اسلام و کمونیسم به رغم همه تلاشهای شما دشمنان آشتی ناپذیر هم هستند، و اتفاقا تاریخ نشان داده که همیشه این لیبرالیسم بوده که پناهگاه و مأمن و پرورش دهنده اسلام بوده!

Posted by: افشین کمونیست at June 14, 2007 03:38 AM

جناب استاد
این عکس در همان لبنان عزیز و تظاهرات مردمی طرفدار حزب الله گرفته شده از شما بعیده اینجور کاری

Posted by: خروس at June 14, 2007 12:56 AM

سلام
پرده ها را بکشید
من خودم کرکره ام
همین
اصلا من خودم باکره ام

Posted by: saman at June 13, 2007 06:47 PM

پنج پنجره:
پنجره اول: خیابانی رو به سکوت، وزش نسیمی خنک که تا مغز استخوان را می سوزاند، خیابانی رو به برگهای ریخته که باد تکانشان می دهد باد بهاری، بهارمان زمستان است گویی!/
پنجره دوم: تصویر کودکی که در بی نهایت غروب گم می شود. کودکی که نه کودکی کرد، نه رنگ نوجوانی را دید، و نه عاشق شد؛ و عشق، میوه ای ست ممنوعه که در این سرزمین طعم گس دارد/
پنجره سوم: آشناهایی که تنها ردی از آنها باقی مانده است. و خاطره هایی گنگ در دوردست، آنجایی که صدایمان به هم می رسد، نفسهایمان به هم گره می خورد و دستهایمان در دستهای همدیگر!/
پنجره چهارم: کورسوی نور شمعی که تصویر جوان پشت پنجره را در تاریک روشن اتاق می لرزاند! /
و ... پنجره پنجم: رو به خیابان ، و اتوبوسی که در مسیر انقلاب - آزادی پنچر می شود.
راستی را : سفر به خاطره ها هم امید کوتاهی ست!

Posted by: شاه ولی at June 13, 2007 06:30 PM

aghaye nabavi salam
bare dovvome ke peigham mizaram
emrooz ye link yeki az doostam vasam gozashtebood
doost daram shoma ham bebinino ye matlab raje behesh benevisin
man bad az didanesh ba in ke sare kar ham boodam oonghadr gerye kardam ke cheshmam sorkhe sorkh shod
khahesham ine shoma be dademun beresin
merci

Posted by: A.S at June 13, 2007 05:33 PM

خوشمزه اینجاست كه چپ های ایرانی كه در خارج ایران زندگی می كنند،
عمدتا در كشورهایی زندگی می كنند كه آزادترین اقتصادها را دارند (آمریكا، كانادا، آلمان، انگلیس، فرانسه، سو ئد، ...). بسیاری (مانند خیلی از چپ های واقعا بی سواد) فكر می كنند كه كشوری چون سو ئد، به خاطر وجود برنامه های كمك های سوسیالیستی، كشوری ضد سرمایه داریست. ولی حقیقت آنست كه اقتصاد سو ئد، همانند تمام كشورهای اسكاندیناوی، از آزادترین اقتصادهای دنیاست! حضرات چپ ایرانی كه حاضر نیستند یك سال از عمر (نا)شریفشان را در یك كشور كمونیستی طی كنند، در چنین كشورهایی زندگی كرده، از امكانات و مواهب اقتصادی ین كشورها كه همه بر آمده از اقتصاد لیبرالیست سود جسته، و بعد چپ و راست به كاپیتالیسم فحش و فضیحت می دهند! این یا حماقت و نادانیست، و یا تزویر و ریاكاری و یا تلفیقی از هر دو!

Posted by: hassan at June 13, 2007 04:13 PM

salam Nabavi jan,chand nokte ra aarezam:
aval inke ba didan tasvir dar in maghaleh yek lahzeh tassavor kardam cheghadr khoob bood khaharan nirooye entezamy ba hamin shekl va ghyafeh va ba chappiye ,nahye az monkar mikardand valy bad yadam amad ke shart estekhdam in khaharan alave hejab seft va sakht va zeshty bi had va andazeh ast yaneey ye kam khoshgeltar az president Ahmadi Nejad !
dovom Iranian kharej keshvar ke dar daam bazihaye zed amrikayee mioftand ta che had mitavanand asar takhribi dashte bashand?
sevom khoda omr ba ezat be to bedahad chera yek
martabe nagahan chand maghale ra ba ham minevisy
va yek hafte give up mikony?
chaharom az hameye in harfha gozashte doostet darim va fekr mikonam betavany dar hedayat adamhaye bi tafavot be dadan ray dar entekhabat majless moasser bashy.
har chand fajaye ham ba elm be naboody ghatee saay dar be vojood avardan bohran bishtar mesl ezharat MOTTAKY ra darand.
Majeed
Dubai

Posted by: majeed khalili at June 13, 2007 03:21 PM

آقای نبوی: شما لیبرال رو با راست یکی گرفتین و این فکر کنم اشتباهیه که جمهوری اسلامی بوجود آورده. جرج بوش لیبرال نیست بلکه محافظه کاره. این دوتا زمین تا آسمون با هم فرق دارن. اتفاقاً جرج بوش رقیب انتخاباتیش جان کری رو به لیبرال بودن متهم میکرد. اگر کسی به جرج بوش بگه لیبرال از هزار تا فحش براش بدتره و درست مثل این میمونه که کسی به احمدی نژاد بگه لیبرال. اتفاقاً لیبرال های اروپایی از خیلی نظر ها زیاد تفاوتی با سوسیال دموکرات ها ندارند. حزب دموکرات آمریکا که نماینده لیبرال ها ست در واقع از خیلی نظر ها اندیشه های متمایل به چب داره. جریان لیبرال اتفاقاً در آمریکا حاکم نیست. اگر حاکم بود که ما این مشکلات رو نداشتیم. جریانی که در آمریکای امروز حاکمه یک جریان فوق محافظه کار و مذهبیه و لیبرال خوندنش هم فحش به خودشه هم فجش به لیبرالیسم.

Posted by: آرش at June 13, 2007 02:22 PM

من بچه بعد از انقلاب هستم و از جريانات چپ گرايی در ايران اطلاعات چندانی ندارم. اما بسياری از نويسندگان و متفکرين انقلاب و قبل از انقلاب به جريان چپ تعلق داشته اند. به نظر من فعاليت جريان چپ ايرانی در افتادن ايران به ورطه ديکتاتوری نقشظ اساسی داشته است. از شما تقاضا میکنم مطالبی در اين مورد بنويسيد زيرا تجربه گرانبهايی است و بدون اينکه تحليل جدی روی آن صورت پذيرد در حال فراموشی است.

Posted by: هدايت at June 13, 2007 02:12 PM

سلام
اين بنده خدا راست مي گه بخدا. منم مستاجرم عزا گرفتم از حالا واسه 3ه ماه ديکه که مهلت اجارم تموم مي شه. اما اينقدر مردم رو الکي با اين بازيها سرگرم کردن که هيچ کس به فکرش نيست که چي داره مي شه.

Posted by: alireza at June 13, 2007 01:45 PM

دوست عزیز، چوپان کجا بود. اینها خودشون گرگها رو می فرستن. خودشون شاه گرگند، اون اولی ها تک تک گوسفندان رو می درند. آقایان گله گله گوسفندان رو می بلعند...

Posted by: من at June 13, 2007 01:10 PM

ba salam,
a great work,, A must-read article for every Iranian

Ba ehteram

Posted by: ehsan at June 13, 2007 12:41 PM


ابرام خان عزیر

از این دوستان اینجا در آمریکا و به خصوص کانادا هم زیادند و وجود شریفشان به اروپا محدود نمیشه! این دوستان کلام مشترکشان این است که،

1- 11 سپتامبر کار آمریکایی هاست (مگه اون فیلم رو ندیدید؟)
2- دنبال نفت عراقند
3- تو آمریکای شمالی همش دنبال استثمار مهاجرا هستند
4- آخوندا هم حق دارند اینجوری میکنند مگه آمریکاییها نمیکنند
5- به ایران حمله نمیکنند چون آخوندا از خودشونن اگه میخواستن تو این 27 سال کرده بودن
6- اگرم به ایران حمله کنند دنبال نفت ایرانند. اتم بهونه است
7- فکر میکنی احمدی نژاد رو کی گذاشته اونجا؟ کار خودشونه

8- آمریکاییها رو آخوندا میخوان

و دهها مزخرف از این دست.

Posted by: Darbedar at June 13, 2007 10:08 AM

well done dude you are genius

Posted by: shahram at June 13, 2007 08:44 AM

I enjoyed, you understood "the world" and how we can make it better,

Posted by: sSaeid at June 13, 2007 08:05 AM

سیب زمینی های ما گندیده اند.
سلام .ما که نوشته های شما را خواندیم. شما هم اگر وقت کردید این نوشته را بخوانید. شاید در آن نکته مفیدی بود.اگر نظرتان را هم بفرمایید که خیلی بهتر می شود. زنده باشید

Posted by: تاریخ و جغرافیا at June 13, 2007 07:19 AM

بسم الله الرحمن الرحيم
آقاي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب 17ميليون ايراني.
نمايندگان مجلس فرمايشي و بي كفايت هفتم.
من دشمن شما هستم و هيچ باكي از گفتن اين كه اصلا دلم نمي خواهد سربه تن تك تك شما بماند ندارم و حتي اين را فرياد هم مي زنم . ولي از بد روزگار فعلا شما سواريد و ما پياده. و من چون نمي خواهم همچون گوسفندي دريده شوم و فقط و فقط براي اينكه خودم مستاجرم اين ها را مي نويسم. بدانيد كه اصلا دلم براي ديگران و از همه مهمتر شماها نمي‌سوزد و فقط دلم براي خودم مي سوزد.
من چون دلم نمي خواهد بعدا فوج انواع اقشار جامعه اي را كه در ميدان پاستور به احمدي نژاد فحش مي دهند و يا در بهارستان تحصن مي كنند را اجير شده استعمار و عوامل موساد بناميد همين الان مي خواهم شماها را نصيحت كنم.

آقاي رئيس جمهور و نمايندگان مجلس
وضعيتي را كه شما براي مردم ايران پديد آورديد لزوما نبايد همه اش را به گردنتان انداخت بلكه اين عاقبت مردمي است كه خودشان به شما راي دادند. يا با راي خود يا با تحريم انتخابات و راي ندادن. اما اين مردم بيچاره از بد زمانه عده‌ اي گرگ و عده اي گوسفند شده اند و فعلا گرگان چون گرگند بايد بدرند و گوسفندان لاجرم بايد دريده شوند. و اين وظيفه چوپان و سگان گله است كه جلوي گرگ ها را بگيرند و گوسفندان را از دريده شدن نجات دهند.
وضعيت نا بسامان و حسينقلي خاني مسكن و اجاره بها به حدي رسيده كه گرگان صاحب خانه، گوسفندان بي خانه را مي درند و گوسفندان را هم راهي جز دريده شدن نيست.
آيا اين شما نمايندگان مجلسي نيستيد كه دوسال اول طرح هاي يك فوريتي را پشت سرهم تصويب كرد تا آنقدر صف اين طرح ها طولاني شد كه اكنون مجبور شده همان طرح هاي بي اثر و بي ارزش خود را دوفوريتي ارائه كند و حالا نوبت صف اين طرح هاست؟
ولي مطمئنا چون منافع كثيري از شما بخاطر لابي هاي پشت پرده در ملك و مسكن خوابيده است و از اين طريق به كسب روزي حرام خود مي پردازيد جرات دادن حتي يك طرح عادي را هم به خود نداده ايد تا شايد وضعيت نابسامان مهمترين بخش اقتصاد مملكت را قدري سامان دهيد. يا تو محمود بي كفايت! آنقدر كه به فكر اسلام آوردن كمونيست هاي آمريكاي جنوبي يا برادر ارزشي جرج بوش هستي؛‌ آيا به فكر اين وضعيت نابسامان مي باشي؟ يا آنقدر كه به فكر راي آوردن براي 4سال بعد خود- از روز اول رياست جمهوري كه دست آقا را ماچ كردي - بودي و به هر شهري رفتي اسكناس هاي بي شتوانه چاپ شده بانك مركزي را به دست مردم فلك زده آن ديار دادي شايد راي بخري! آيا به فكر اين بخش بودي؟ آيا تو،2سال از 4سال را نسوزاندي و جز نفرين مردم چيزي نصيب خود نكردي؟ قدري تو كه از جنس مردم بودي و بوي رجايي مي دادي لطف كن و قاطي مردم بيا و بشنو درباره خودت.
اين مقدمات را گفتم تا بيدارتان كنم 291 نفر آدمي كه مي توانيد كاري بكنيد ولي فعلا كه... افسوس كه افسوس.
آقايان و خانم هاي نماينده و آقاي رئيس جمهور
اگر دولت شما اسلامي است و طبق وظايف دولت اسلامي بايد بر عملكرد اقتصادي مردم و بازار نظارت داشته باشد، چرا اكنون كه اوضاع به شدت نابسامان شده و ديگر قشر زير خط فقر را با درآمد 700هزار توماني هم نمي توان از زير خط در آورد چرا كه حداقل نصف آن را بايد به صاحب خانه بدهد تلاشي براي كنترل بازار نمي كنيد. نمي‌گويم قيمت مسكن را كنترل كنيد چون اين عرضه را در شما نمي بينم ولي آيا نمي‌توانيد بازار اجاره را كنترل كنيد؟ آيا نمي شود با تصويب قانوني حد مشخصي براي اجاره تعيين كرد كه همه را لازم الاجرا باشد؟ آيا شما نمايندگان كه دوفوريت براي طرح پرداخت حق ويزيت 2000توماني توسط بيمه ها تصويب مي‌كنيد، ‌نمي توانيد براي كنترل اين وضعيت اسفناك و وحشتناك كاري كنيد.
آيا شما ها جز حرف زدن و شعار دادن كاري بلديد؟ آيا فقط بايد ريشتان بلند باشد و نماز اول وقت بخوانيد و اگر خداي ناكرده جلسه مجلس به وقت اذان خورد، تذكر آيين نامه اي بدهيد يا از شدت مسلماني نماز جماعت را در صحن علني مجلس برپا كنيد؟
اين ها دين نيست و شماها ولله مسلمان نيستيد كه دين شما خودتان و قدرتتان است. واينكه عده اي دنبالتان بدوند و با گدايي دستوري از شما براي يك مسئول ديگر ببرند. يا با عطوفت و مهرباني به آنها لبخند بزنيد و...

اي چوپانان بيدار شويد كه گله را گرگ ها دريدند و منتظر شما نماندند تا گله را نجات دهيد. مراقب باشيد كه اين گله گوسفند اگر زيادي گرگ ببيند خود نيز گرگ مي شود و آن وقت است كه چوپانان بايد فكر جايي باشند.
دشمن شما م.الف از تهران

تو که هرچی شعار خواستی دادی منم که سانسور نکردم، برو بریم
ابراهیم نبوی

Posted by: دشمن احمدي نژاد at June 13, 2007 04:59 AM

Post a comment




Remember Me?