چهارشنبه 16 خرداد 1386
چهارشنبه 16 خرداد 1386
280 روز تا انتخابات مجلس هشتم مانده است. اگر در این روزها درست رفتار کنیم، محتمل است که مجلسی با ترکیبی قابل قبول از اصلاح طلبان، کارگزاران، محافظه کاران میانه رو، و احتمالا جمع کوچکی از تندروها انتخاب شود.
![]()
همه چیز بستگی به رفتار ما دارد. می شود گفت که شش ماه دیگر، یعنی از اوایل زمستان، کم کم فضای کشور بازتر خواهد شد، چرا که اصولگرایانی که حکومت را در دست دارند و می خواهند مجلس را بگیرند، با تندروهایی که دولت را در دست دارند، چندان میانه خوبی ندارند و شکافی که میان آنهاست، بهترین گذرگاه برای عبور نیروهای طرفدار دموکراسی، اصلاح طلب و میانه روها برای در دست گرفتن مجلس است. البته که معلوم است مجلس بعدی یک سال دیگر تشکیل می شود، اما آنچه اهمیت دارد، این است که اگر ترکیب انتخاب شده از اکثریت اصلاح طلبان برخوردار باشد، بی تردید سه ماه باقی مانده جز نک و نال مجلس حاضر و یک مراسم خداحافظی کسالت آور چیزی نخواهد بود.
به نظرم می آید به همه دوستانی که رسانه ای در اختیار دارند و می خواهند به انتخابات کمک کنند، می توان این پیشنهادات را کرد:
اول: از همین روزها از بازی هایی که افکار عمومی را از انتخابات منحرف می کند، خودداری کنیم. طبیعی است بسیاری از بازی هایی را که انواع موجودات ویز و مگس و چسب و سریش می کنند تا جلب توجه کنند، جزو همین بازی هاست. به ابراهیم نبوی هم می گویم که از این بازی های اینترنتی و وبلاگ بازی و جوابیه صادر کردن و پوز زنی و این حرف ها دست بردارد و یادش نرود که فرصت زیادی باقی نمانده است.
دوم: وبلاگ ها و وب سایت های تان را برای روزهای انتخابات حفظ کنید، همچنین است رادیوها و روزنامه های داخل کشور و رسانه های دیگر. طبیعتا در این فاصله هفت هشت ماهه باید رسانه ها را پرمخاطب کرد، اما نباید آنها را به هیچ وجه به خطر بیندازیم.
سوم: پیشنهاد می کنم از حالا یک سازمان رای اینترنتی درست کنیم که از طریق آن بتوانیم در مجموعه ای از ارتباطات شخصی مجازی قرار بگیریم و با ایجاد یک فهرست ای میل درست و حسابی مطمئن شویم که می توانیم در شهرهای مختلف و بخصوص تهران جمعیتی مناسب را برای رای دادن به کاندیداهایی که فکر می کنیم باید به مجلس بروند، سازمان بدهیم.
چهارم: از همین حالا شدیدا رودرروی کسانی که قبل از ایجاد شرایطی که ضرورت تحریم انتخابات را ایجاد می کند، حرف از تحریم می زنند و از حالا برای آن قرم قرم راه می اندازند، بایستیم. تجربه انتخابات شوراها و شکست طرفداران احمدی نژاد در آذر سال گذشته تجربه موفقی بود، این تجربه را باید ادامه داد.
پنجم: اصلاح طلبان باید به جای فکر کردن به نامزدهای سیاسی و ناشناس، روی نامزدهای غیرسیاسی و سرشناس فکر کنند، مثلا اگر می دانند رضاکیانیان یا علی دائی یا الهی قمشه ای حاضرند نامزد انتخابات شوند، از آنها برای انتخابات دعوت کنند، به همین سیاق باید در شهرهای کوچک روی آدمهای خوشنام و جذاب و غیرسیاسی فکر کنند.
روی این سازمان رای اینترنتی فکر کنید. به نظرم می رسد یک شبکه از وب سایت ها، وب لاگ ها و لیست های ای میل می تواند تعداد قابل توجهی از رای دهندگان را بسوی نامزدهای اصلاح طلب جلب کند.
من از امروز تا روز 25 اسفند، به هیچ کدام از نوشته هایی که احساس کنم مرا و سرنوشت حرکت سیاسی کشور را دچار انحراف از حرکت به سوی انتخابات اسفند 86 می کند، پاسخ نمی دهم. از کلیه دوستان هم می خواهم که بیخودی گیر ندهند و دعوای جدید راه نیندازند. دعواهای قدیمی را هم درش را گل می گیریم و تلاش می کنم حتی نوشته هایی را که در سایت موجب دعواست از آرشیو هم حذف کنم.
فاجعه احمدی نژاد، بلای بزرگی است که باید هرچه زودتر با آن برخورد کنیم، ایران راه براندازی سخت و نرم و مخملی و نارنجی و سبز و بنفش ندارد. فاجعه ای به نام جنگ نیز فقط منجر به نابودی کشور، اقتدار بیشتر برای فاشیست ها و از بین رفتن قدرت مرکزی در ایران می شود. و هر کدام از اینها فاجعه است. خودمان را برای انتخابات مجلس آماده کنیم.
ابراهیم نبوی
16 خرداد 1386
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/247
salam.bara man gabele dark nist ke mardoomwagean az chi narahatan. moshkele trafik hal shod. chon benzin nadrem. moshkele trafik hal shod .chon javonha benzin nadaran ke to mashin berizan. vakheyaboonha ro tabdel be parkingeh bozorg konan.az shokhi gozashteh.har kasi layegheh hamon kasi hast ke behesh hokomat mikoneh.va agar kasi narazist?mitoneh ray bedeh.va khodesh entekhab koneh.man az harjo marj mitarsam.az jangeh dakheli mitarsam.vali 1chizo motmaenam misheh ba entekhabeh adamhayeh ba keyfiyat chizayeh behtari bara zendegi dorost kard.
Posted by: mehran at July 6, 2007 03:19 AM
واقعا ممنونم
من از همون احمق هایی بودم که انتخابات گذشته رو تحریم کردم و بعد که فهمیدم چه گندی زدم مجبور شدم به رفسنجانی رای بدم! ولی الان دیگه فکر میکنم برای همه تجربه شده, گرچه تجربه ی سنگینی بود.
ازتون میخوام راهنماییم کنید که چکار میتونم بکنم
البته کاری که چندوقتیه انجام میدم مقالاتی که توی اینترنت پیدا میکنم که فیلتر شدن توی یه سایت میذارم و برای دوستان میفرستم (اکثرا متن های شما و آقای بهنود هستن) اگر به نظرتون کار دیگه ای از دستم بر میاد بگین من توی اینترنت خیلی میتونم فعالیت کنم
Posted by: iman at June 14, 2007 08:30 PM
سلام آقای نبوی عزیز
این اولین مطلبی که نوشتم در مورد مطلب شما...
http://www.shabnameha.net/spip.php?article389
موفق باشید
Posted by: روزبه میرابراهیمی at June 12, 2007 12:58 AM
نميدانم چرا طنزنويسان شرايط جامعه ما را درست تر تحليل ميكنند.
شايد دليل آن زندگي و افكار و اعمال مسخره ما باشد.
اگر كسي بهش برخورد يك نگاهي به رئيسجمهورمان كند تا حرفم را توهين تلقي نكند.
.................................................
Posted by: mane at June 11, 2007 11:05 AM
آقاي نبوي:
با تشكر از پاسختان.
نوشتيد كه > اگر منظورتان چهار سال آزگار گفتار درماني باشد من يكي فكر نكنم كار به جاي سازنده اي برسد.
فرموديد كه > خواهشمندم روشن فرماييد منظورتان از گذار, گذار به كجاست و چگونه. اميدوارم كه ما از ليست دادن براي انتخابات به برنامه دادن در صورت انتخاب شدن برسيم.
با تقديم احترام.
اردلان
Posted by: ardalaan at June 8, 2007 10:20 PM
من یکی از کسانی شده بودم که فکر می کردم هر کس رئیس جمهور ما شود مهم نخواهد بود اما بعد ازطی این چند سال بی شک اولین کسی خواهم بود که در صف رای گیری خواهم ایستاد و نخواهم گذاشت تراژدی یکبار دیگر تکرار شود خیلی از دوستانم که مثل من افکار سیاسی ندارند و در این سالها بی تفاوت عمل کرده اند در انتخابات آینده شرکت می کنند، بی شک فکر در قشر وسیعی از جامعه متولد شده باید امیدوار بود.
Posted by: niki at June 8, 2007 09:33 PM
Khoda ro shokr ke akhar in roshanfekraie iran, ke labase roshanfekri vaghean barashon goshade, fahmidan ke vazifeie yek roshanfekr harkat ba moje mardom nist. Vazifeie yek roshanfekr khat dadan be afkar va jahate harkate mardome. Toie hamin europa va amrica agar bekhan afsar ro bedan be daste mardome aadi sar az nakoja abad dar miaran.
Dadash, vazifeie yek roshanfekr shenakhtane zaafaie va zarfiataie jame hast ke ehtiaj be yek jamme shenasie amigh dare. Khodaiesh aghaie nabavi chandta jameie shenase khob atrafet soragh dari? manzooram ghese go va dastansara nist ke az iran va mardome iran ye tasvire zehni eraie bede mesle hajarian ya nima rashedan. Manzoram kasie ke vaghean jameie iran ro beshnase.
Baba vahti irani ro nemishnasi akhe chejori mikhai barash noskhe bepichi. Kare siasi va ejtemaie bedone farziate vagheie yani hamoni ke toie in 9 sale gozashte kardid. khodaiesh akhonda neshon dadan ke jamee ro bishtar va behtar az be estelah roshanfekramon mishnasan. vaziate karobi va moin ro toie entekhabat moghayese kon ta bebini chi migam.
Baba bush be oon khengish texas ke mire kolah kaboie mizare saresh, yale ke mire saie mikone roshanfekr bashe, badesh aghaie moien mire toie ye rosta ba hamon zaboni harf mizane ke toie daneshgahe tehran.
Age ahle siasati, agar fekr mikoni rahet doroste nabayad beshini ta jameie behet forsate ebraz bede badesh be jameie begi holam bede ta betonam karam ro anjam bedam. Bayad majbor koni mardom ro ke be samtet biad va badesh hole bedi mardom ro be samti ke mikhai.
Agar baz mikhain bargardin be ghodrat bayad havaseton bashe ke dige inbar nemitonin raie mardom ro vajhol mosalehe gharar bedin ke masalan be ghole behzade nabavi khameneie ro majbor konin ke leadere eslahat beshe. Bayad bejangin, na tanha ba raase ghodrat balke ba mardom. Agar ahle in kara nistin khob erze khod mibari o zahmate ma midari.
Kheili veraji kardam midonam, be penglish ham neveshatam midonam, halesh ro dashti bekhon, halesh ro ham nadashti pakesh kon.
khosh bashi va ciao.
Posted by: anonymous at June 8, 2007 09:21 PM
بابا نبوی عزیز می گم تو یکی که نباید با برادر حاج محمود چپ بیفتی!اینهمه سوژه واسه شما واینهمه خنده واسه ما!کار کمی نیست!می گم خداوکیلی از روزی که این حاج ماموت اومده دیگه حسنی امام جمعه خوبان زده گاراژا!بعد یه چیز دیگه!می گم تو هم وقتی جدی مطلب می نویسی یه جورایی میشی مثل حاج برادر محمود!بابا بی خیال جدی بودن..به همون طنز برامون بگی ما بیشتر جدی می گیریم..ضمنا یه کاری می گم بکن با حاله!جوکای سیاسی اس ام اسی..جون ابراهیم از هزارتا وبلاگ اثرش بیشتر وتازه یه چشم به هم زدن ایران را دور می زنه!می گی نه امتحان کن...باقیش با ما اراذل واوباش!!عزت زیاد عمو بی سبیل...پیمان..آنورس..بلژ...
چشم استاد، حتما
Posted by: پیمان at June 8, 2007 05:43 PM
عليرغم اينكه مي گويند احمدي نژاد وضع نه چندان خوب ايران بدتر كرده بنده معتقدم ايشان با سياستهاي چالشي خودشان حسابي سرو صدا به پا كرده كلي مردم گمنام ايران را معروف كرده اند. كي از شهرت بدش مي آيد؟ مردم دنيا بايد كلي از انتخاب ايشان از ما متشكر باشند. چه كسي قادر بود مشكل اسرائيل و فلسطين را در عرض فقط 5 دقيقه حل كند؟چه كسي مي تواند گراني گوجه فرنگي را فقط در عرض 2 دقيقه حل كند؟ ما ايراني ها مثالي داريم كه ميگويد سال به سال دريغ از پارسال. اين يك نگاه نوستالژيك به گذشته است. چه كسي مي توانست يكهو مردم را ببرد به حال وهواي 27 سال پيش و بگير و ببند هاي آن موقع. ايشان هم بايد محكم در مقابل استكبار جهاني بايستد و حق برادران مظلوم عرب ما را بو سيله انرژي صلح آميز از آنها باز پس بگيرد. ملت ايران هم اگر حرفي دارند به آقاي مرتضوي بگويند تا ايشان هم جواب لازم را بدهد. تادير هم نشده روساي كشور هاي صنعتي براي عذر خواهي بيايند تا از انرژي صلح آميز هسته اي بر عليه آنها استفاده نشود. در ضمن فحش دادن به استكبار جهاني و ايادي داخلي آن,انرژي صلح آميز هسته اي و آقاي احمدي نژاد حق مسلم ماست. .....فر...غضنفر
Posted by: Far...Ghazanfar at June 8, 2007 03:10 PM
موافقم! از اونجا که هر وقت هر کی خواست از شعور بیدار!!! مردم استفاده کنه شکست خورده...پس بهتره این بار همون عوامل تصمیم گیری مردم که ناشی از عدم شعوره رو نشون گرفت! البته از اینکه یه عده ای خوب اینو فهمیدن و چند دهه هستش دارن از این عامل بهره میگیرن هم غافل نشد. پس بیش به سوی جامعه ای عاری از شعور برای پیاده کردن اهداف سرشار از شعور!
Posted by: م.خ.دال at June 8, 2007 02:55 PM
چرا نظر من رو انعکاس نمی دی؟ای سانسورچی! این دفعه دیگه مطمئن شدم که عامل جمهوری اسلامی هستی!
عصبانی نشو پسر کوچولوی من
دو روز بود هیچ نظری رو منتشر کردم، و درگیر بودم و به سایت سرنزدم، ببخشید ولی الهی زیر ماشین بری که به من میگی عامل جمهوری اسلامی. عامل جمهوری اسلامی جد و آبائته.
ابراهیم نبوی
Posted by: hamid at June 8, 2007 11:15 AM
چرا نظر من رو انعکاس نمیدی؟ای سانسورچی این دفعه دیگه مطمئن شدم که عامل جمهوری اسلامی هستی!
Posted by: hamid at June 8, 2007 11:14 AM
سلام اقای نبوی
خسته نباشید. من مطلب شمارو برای همه دوستان و اقوامم میل کردم آخه همانطور که می دانید بیشتر سایت ها در ایران فیلتر می شه. امیدوارم که همه رای بدهند و کسی حرفی از تحریم و ... نزنه که آخرش دودش به چشم مردم می ره . متشکرم
Posted by: نانسی at June 8, 2007 08:32 AM
سلام آقای نبوی عزیز
امیدوارم همیشه سلامت و سرافراز باشید. با مطالبی که در این نوشته مطرح کردید بشدت مخالف هستم و برایش دلایل فراوانی دارم که می دانم عقاید شما هم زیاد از آن دور نیست.
اما می خواستم بپرسم آیا صلاح می دانید نوشته هایتان را مورد نقدهای بی پرده قرار داد. در یک چیز با شما اشتراک نظر دارم و آن همه این است که دولت کنونی فاجعه است و حله نظامی هم نابودی ایران است اما اینها دلایل کاملی نیست. اگر صلاح دانستید می توانیم گفت و گویی را در این زمینه باز کنیم که از جهاتی هم به هدف اصلی شما و ما کم خواهد کرد...
موفق باشید و سربلند
روزبه میرابراهیمی
17 خرداد 1386
سلام روزبه جان
با نقد کامل موافقم و خوشحال می شوم در این مورد هر کاری دلت می خواهد بکنی
منتظرم، سلامت باشی، ابراهیم نبوی
Posted by: روزبه میرابراهیمی at June 8, 2007 07:11 AM
فکرای جالبی هستند ولی بنظر شما اقای نبوی کسی حاضر است این زحمت را متحمل شود؟
Posted by: amir at June 8, 2007 06:56 AM
سلام
استاد نبوي وقت خوش
هميشه بدنبال فرصتي بودم تا مورد آنچه نام فاجعه احمدي نژاد بر آن نهاده ايد صحبت كنم.
چون فرموده ايد كه تمامي توان و انرژي خود را در اين مدت به هرچيز جز دعوا و چالش معطوف خواهيد كرد...
خواستم تا از شما وقت ملاقات بگيرم
زمان و مكان مناسب تشخيص خود اعلام فرماييد تا بنده قبل از اينكه مغلوب نظر شخص شخيص شما شوم. سعي در تفهيم تناسب آن فاجعه با نياز تاريخي انقلاب ايران و مزاياي آن بزرگوار نمايم.
آنچه تاكنون عكسش را كسي بر من ثابت نكرده است... لزوم و وجوب محمود احمدي نژاد امروز به موازات خاتمي عزيز ديروز مي باشد.
پس بدانيد كه با حريف نه چندان قدري روبرو خواهيد بود هرچند كه عنوان حريفي نه شايان مني در برابر چون شمايي گرامي و عالم مي باشد.
به هرحال به شدت و سماجت در انتظار بازخورد نظر شما براي مستفيض نمودن خود با اين پيش ديدگاه از محضر شما هستم
ارادتمند آزاد انديشي تو
علي ميم
سلام
با ای میل من تماس بگیر در خدمتم
ebrahim.nabavi@gmail.com
ابراهیم نبوی
Posted by: علي ميم at June 8, 2007 03:55 AM
آقا نبوی، دلم برات می سوزه. این قدر بین هاشمی و خاتمی سرگردون هستی. تو هم دلت به امازاده ای بستی که اصلا ازش هیچ معجزی بر نمی آد. رژیم با همه کلیتش بوی گند لجن می ده.
دوست عزیز!
این استدلال شما الآن 25 سال است که تکرار می شه. واقعیتش اینه که موقعی که من در ایران زندگی می کردم به این فکر می کردم که اگر طرفداران براندازی و تغییر کلیت رژیم می تونستند رژیم رو با کلیتش که بوی لجن می ده به قول شما از بین ببرند چقدر خوب بود، اما اگر قرار باشه شما 25 سال این حرف رو بزنید و هیچ اتفاقی نیفته و مردم ایران هم در بدبختی زندگی کنند، من ترجیح می دم تلاش کنم مردم کشورم در شرایط کمتر بد زندگی کنند تا شرایط خیلی بد. شما هم اگر تونستید حتما رژیم رو از بین ببرید و وقتی این کار رو کردید یک ای میل هم به من بزنید که من هم خبردار بشم.
زت زیاد
ابراهیم نبوی سرگردان بین هاشمی و خاتمی
Posted by: sahin at June 8, 2007 01:43 AM
آقا نبوي:
در مورد مقاله اخيرتان چند سوال دارم.
1 - نوشتيد كه: 280 روز تا انتخابات مجلس هشتم مانده است. اگر در این روزها درست رفتار کنیم، محتمل است که مجلسی با ترکیبی قابل قبول از اصلاح طلبان، کارگزاران، محافظه کاران میانه رو، و احتمالا جمع کوچکی از تندروها انتخاب شود. منظورتان از ترکیبی قابل قبول چيست؟ آيا اين تركيب قابل قبول توانايي اين را خواهد داشت كه باني تغييرات اساسي در سيستم حكومتي ايران بشود، كه در طول مدتي مشخص ولايت فقيه و شوراي نگهبان و مجلس خبرگان جاي خود را به منتخبين مستقيم اراي اهالي ايران بدهد.
2- فرموديد كه از کلیه دوستان هم می خواهم که بیخودی گیر ندهند و دعوای جدید راه نیندازند. واله شما هنوز نيامده دستور سوال نكنيد، وقت ندارم مي دهيد. من راي دهنده دلم به كجا و چي خوش باشه كه شما فرداي روز انتخابات دبه در نياري كه بعله مثلا فلان حكومت نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر؟ اميدوارم كه بفهميد كه من مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد و قرمز ترس دارم.
با تقديم احترام.
اردلان
سلام
منظورم از ترکیب قابل قبول و وضع قابل تحمل چیزی است در حد دوران آقای خاتمی، از نظر من آن دروه برای گذار ایده آل است.من فکر نمی کنم اصولا تغییر قانون اساسی و این جور چیزها حالا حالا ها مقدور باشد. در هر حال موضوع نظر من نیست.
دوم: موضوع من این نبود که در این مورد سووال نکنیم یا بحث انحرافی یعنی سووال. موضوع من این بود که وقتی با جنگ و انتخابات روبرو هستیم سر خشتک حسین درخشان یا قرص های آرام بخش یا عمل بینی خانم شومبول خان سوژه راه نیندازیم. منتهی شما هم خودمانیم تیزبازی درآوردی که یعنی مثلا شما دموکراتیک هستید و ما نماینده دیکتاتوری هستیم و شئخی شوخی گه مالیدید سر ما. خیلی زبل خان هستید، ماچ، تحسین، براوو، احسنت
ابراهیم نبوی
Posted by: Ardalaan at June 7, 2007 11:25 PM
آقای نبوی، كه واقعا راست راستی خیلی برام عزیزی!
اگر یكی از علل این كه امروز ا.ح. رییس جمهور است و نه رفسنجانی تحریمی ها هستند، فراموش نكنید كه یكی از عللی كه امروز ا.ح. رییس جمهور است و نه قالیباف، شما هستید! یادتان می آید آن همه ضد تبلیغ برای قالیباف را وقتی كه فكر می كردید او در میان اصولگرایان پیش است؟!
بیادتان باشد: اصولگرایان میانه رو تا حالا بیشتر از تندروی طرفداران اصلاحات آسیب دیده اند تا از اصولگرایان تندرو. نه كه بنده دل خوشی از اصولگرایان دارم؛ نه! بنده به عنوان یك شخص مذهبی كاملا محافظه كار از این حضرات كه اصولگرایی و مذهب را مصادره كرده اند، اصلا خوشم نمی آید. ولی به هر حال حضرات صاحب قدرتند و پراگماتیسم ایجاب می كند كه درمیان بد و بدتر بد را بچسبیم!
من اعتراف می کنم که شما راست می گوئید، در حقیقت من و دوستانم چنان قالیباف کمتر دیوانه را چنان خراب کردیم که حواس مان از الفنون منحرف شد.
ابراهیم نبوی
Posted by: hassan at June 7, 2007 11:23 PM
دمت گرم. به جای این دعواهای بی ارزش و کل کل کردن که در خون ما ایرانی هاست!! بهتره فرصت رو هدر ندیم انشالله آدمایی هم که زوری در حکومت دارن برای حفظ آرای مردم تلاش کنن.
Posted by: محمد at June 7, 2007 09:55 PM
جناب نبوی عزیز نمی دانم مطالبی که در ادامه می آید، آیا در حدی است که قابل انتشار باشد یا نه ، اما فکر می کنم می تواند در تحلیل وضعیت امروز ایران مفید باشد. ابتدا قصد داشتم تنها اظهار نظری کوتاه در باره نوشتار اخیرتان بکنم و شما را در راهی که در پیش گرفته اید تشویق نمایم و بگویم از دید اینجانب بجای کوبیدن بر طبل جنگ یا گفتن در باره انسداد حرکت های اصلاحی، -آنچنانکه شما و دیگران بارها گفته اید_ باید مردم و فعالان سیاسی را به ادامه مسیر اصلاحی تا دسترسی به حقوق حقه خود دعوت نمود و البته این ربطی به عملکرد درست یا غلط اصلاح طلبان در گذشته یا حال ندارد بلکه در برهه کنونی تنهاترین و درست ترین امکانی است که در دسترس ملت ایران قرار دارد، اما نمی دانم چرا مطالبم طولانی شد و شکل دیگری بخود گرفت.
در شرایطی که کشور و ملت با بحران های فراوان داخلی و بیرونی مواجه است بجای پرداختن به دعواهایی که سود آن جز به جیب فاشیستها نمی رود باید به فکر مصلحت ملک و ملت بود. من از همه کسانی که واقعاً غم ایران دارند و دلشان برای این مملکت می سوزد این سوال را می پرسم که آیا مگر نه این است که خود ما باید سرنوشت کشورمان را تغییر دهیم و به کسانی که حرکت های اصلاحی را به سخره می گیرند می گویم که در شرایط فعلی فکر نمی کنم با انقلاب دیگری نظیر انقلاب 57 بشود تغییراتی را ایجاد کرد که تازه معلوم نیست به نفع مردم و در مسیر آزادیخواهی و دموکراسی حرکت کند و به سرانجام برسد . از سوئی فکر نمی کنم با حمله آمریکا یا کشور دیگری ما به شرایط مطلوب تری برسیم . شما که دنبال این نیستید تا حکومت دیگری را با زور بر مردم مسلط کنید. شما که ریشه بسیاری از این مشکلات را متوجه روحانیان می دانید، باید بدانید که آنها زاده طرز تلقی جامعه ایرانی از دین هستند و سالیان سال دارای اعتبار و ارزش معنوی در نزد نسل های گذشته و حتی حال بوده اند. باید پذیرفت که به هر حال این از ویژگی های جامعه دیروز و امروز ایران است. باید قبول کرد که درصد زیادی از ما ایرانیان هنوز درگیر افکاری هستیم که به صاحبان قدرت این اجازه را می دهد که بر دامنه قدرت بی حد و حصر خود بیفزایند. من فکر می کنم تجربه ای که ملت ایران طی 30 سال گذشته بدست آورد علیرغم تمام آسیب هایی که به فرهنگ و تاریخ و هویت ایرانی وارد کرد، تجربه خوبی بود تا بتواند در آینده با عقلانیت بیشتری به جایگاه واقعی خود در جهان به عنوان ملتی که در گذشته مولد فکر ، هنر و دانش بوده است برگردد. باید مسیر دموکراسی خواهی را گام به گام ولو به کندی پیش ببریم درآنصورت ماندگار تر هم خواهد شد.دموکراسی که با خواست دیگری و با جنگ و خونریزی به ملتی هدیه شود حتی اگر ماندنی باشد حلاوتی نخواهد داشت.
جناب نبوی اگر ما به برخی نظریات مطرح در باب شکل گیری نخستین حکومت ها در بین االنهرین و ایران نظری بیافکنیم، خواهیم دید که به اعتقاد برخی از محققین نخستین حکومت ها در حدود 5000 سال قبل از دل معابد بیرون آمدند. بد نیست بدانید که در جوامع سومری عموم مردم درخانه های گلی و بسیار محقر زندگی می کردند و تعداد معدودی خانه های دو طبقه مربوط به طبقات بالای جامعه وجود داشت، اما در همین جوامع تنها سکوی معابد سومری در حدود 13 متر ارتفاع داشت و با احتساب بنای روی آن به ارتفاعی در حدود 17 تا 20 متر می رسید که برای ساخت و تزئین آن ها سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی از راه های دور و نزدیک به سرزمین سومر آورده می شد.از دل همین معابد - و حد اقل می توانیم بگوئیم با نقش بسیار بالای آنها در همراه کردن اذهان مردم ساده اندیش - نخستین حاکمانی سر برآوردند که اکنون خود را در مقام خدایی و یا نماینده تام الاختیار خدایان می دانستند وبا توجه به هاله قدسی که از قدرت معنوی و سپس اقتصادی و سیاسی معابد کسب کرده بودند به ثروت و قدرت فراوانی دست یافتند، قبور مملو از جواهرات و اشیاء زرین سلاطین سومری که در اور بدست آمد، شاهدی بر این مدعاست. مصر زمان فراعنه نیز همین وضعیت را دارا بود. شاید خیلی ها فکر می کنند ساخت بنای عظیم و عجیب اهرام فراعنه مصر به زور شمشیر و شلاق صورت گرفته است، در حالیکه بنا بر بسیاری از شواهد مصریان با وقف زندگی خود به فرعون در صدد دستیابی به شفاعتی بودند که فرعون در دنیای پس از مرگ از آنان نزد خدایانشان خواهد کرد. در مصر به محض به قدرت رسیدن فرعون او مقامی زمینی – خدایی پیدا می کرد و به مقام فرزندی« هوروس» می رسید و واسط بین مردم و خدایان می شد، پس در نزد مصریان ساخت بناهای مربوط به فرعون و خدمت به او عبادتی بزرگ محسوب می شد. بنابراین ملاحظه می کنید که از همان ابتدا بنای حکومت های جبار و ستمگر منطقه خاورمیانه بر دوش حماقت های مردمان زمان خود و قبل از خود که ریشه در اعتقادات مذهبی آنها داشت گذاشته شد و در طول تاریخ، حداقل در منطقه خاورمیانه این داستان بارها و بارها تکرار شده است و من فکر می کنم حکومت آخوندی ایران مدرن ترین حکومت از این دست است. اینان نیز مشروعیت حکومت خود را از جانب خدا می دانند و پیروان ذوب در ولایتشان خدمت به آنان را عبادتی بزرگ محسوب می کنند و هنوز بسیاری از مردم ما منکر مقام معنوی و الهی آنها نیستند و به این قشر واقعاً اعتماد و اعتقاد داشته و دارند. بسیار کسانی را دیده ام که با دعوت روحانیان و به قصد انجام فریضه الهی در راستای خواسته های آنها حرکت کردند، رای دادند، در تظاهرات شرکت کردند و با رای و نظر آنها رفتار کردند. چه فرقی بین این طرز تلقی از دین و کسانی که خود را در مقام صاحبان آن می دانند با طرز تلقی مردمان 5000 سال پیش همین منطقه و حاکمان آنها می توان دید؟
از سویی اگر تاریخ را دوباره ورق بزنیم تجربه حکومت سیاسی- مذهبی
روحانیان در هیچ مقطعی از تاریخ و برای هیچ قوم و ملتی تجربه مفیدی در زمان خود نبوده است و جز ضرر و زیان- حتی برای خود دین - دستاوردی نداشته است . در ایران پیشتر این تجربه در اواخر دوره ساسانیان به وقوع پیوست که حاصل آن را همه می دانیم. متاسفانه ما حافظه تاریخی خوبی نداریم. سخن در این باب بسیار است و شاید از حوصله این نوشتار خارج باشد اما هدف من از طرح آن این بود که به دوستان و کسانی که برای آینده این مملکت مبارزه می کنند یادآور شوم که حوادثی که در 30 سال گذشته در ایران اتفاق افتاد، شاید برای مردم و جامعه ما لازم بود تا به اصلاح برخی از کج فهمی های ما از دین و به درک درست تری از دین و کسانی که خود را صاحب آن می دانند منجر شود. اشتباه نشود من مخالف دینداری یا اخلاق مداری نیستم، منظور من تجربیات و پنداشت های غلط دینی است که امروز در میان ما وجود دارد و سوء استفاده هایی است که بنام دین از مردم می شود . بنابراین این تجربه برای ما که در قرن بیست و یکم دوران قرون وسطای اروپا را طی می کنیم لازم بود، باشد که رنسانسی در پی آن سر برآورد و البته این میسر نمی شود مگر با حضور مردم و نگاه درست و عالمانه روشنفکران ایرانی و تحلیل درست آنها از شرایطی که در آن بسر می بریم. یادمان باشد که پرچمداران رنسانس در اروپا روشنفکران و عالمان بودند . لذا نقش روشنفکران در این مقطع از تاریخ ایران بسیار مهم است. انقلابی که قرار بود به آزادی و دموکراسی بیانجامد سر از فاشیسم درآورد، البته این موضوع و علت های آن به بررسی های موشکافانه فراوانی نیاز دارد . این تجربه اگرچه سنگین ولی لازم بود . اگر شما به مباحث و نظریاتی چون« نظریه سیستم ها »آشنا باشید می دانید که فرهنگ به مثابه یک سیستم دارای اجزائی است که از برهمکنش اجزا و زیر سیستم هایش در مواجهه با رویداد های درونی و بیرونی است که مسیر ثبات، پیشرفت، پسرفت، رکود، تغییر و یا دگرگونی آن فرهنگ رقم می خورد. ما هم به عنوان ایرانی و فرهنگ ایرانی باید به تمام اجزای درونی فرهنگمان توجه داشته باشیم تا بتوانیم تحلیل درست و همه جانبه ای از رویدادها و تحولات آن داشته باشیم. البته من به آینده بسیار خوشبینم چون روشنائی در پس این تاریکی می بینم. از طولانی شدن مطلب عذر خواهی می کنم و به عنوان یک ایرانی از تلاشتان در این راه سپاسگزارم.
الهی درد و بلات تو سرم، ایشاالله جلد دوم کتاب رو کی می فرستی بگذاریم توی کامنت ها؟
Posted by: پرویز at June 7, 2007 07:48 PM
سلام
نتیجه هر چه باشد اینجا حکومت دیکتاتوری اسلامیست، بالاخره بین خود کنار می آیند و چیزی عوض نمی شود. موضوع مردم نیست موضوع اینه که کی بیشتر خورد!
دائی جان ناپلئون!
الهی قربونت برم! می دونی از کی ندیدمت؟
نبوی
Posted by: omid at June 7, 2007 05:56 PM
Ba salam khedmate aghaye nabavi mikhastam pishnahad konam ke shoma az alan be fekre shenasandane ehtemalie namzadhaye namayandegie majles bashin chon kheili ha shenakhte takhasosi nesbat be afrade namzad shode nadarand va niaz be yek tarif va shenasandane anha tavasote afrade agahi chon shoma mibashand .Ba tashakor
Posted by: hamed at June 7, 2007 02:52 PM
اقای نبوی در مورد این که میگویند شما جاسوس و عامل این و آن هستید باید نکته ای را عرض کنم:
شما هم عامل امریکا هستید هم عامل جمهوری اسلامی و هم عامل انگلیس بگوئید چگونه!:
از انجا که جمهوری اسلامی را انگلیس سر کار اورده و این رو همه می گویند شما جاسوس انگلیس هستید و از انجا که انگلیس رابطه ی خوبی با امریکا دارد شما جاسوس امریکا هم هستید و از انجا که شما از اصلاحات و... و بهتر شدن زندکی مردم در حد ممکن صحبت می کنید جاسوس جمهوری اسلامی نیز هستید
نتیجه گیری اخلاقی:
وقتی نمی تونیم براندازی کنیم و جونمون هم در خطره و هیچ غلطی دیگری هم نمی تونیم بکنیم، خوب کاچی بهتر از هیچی هست. از اصلاحات دفاع می کنیم
نتیجه گیری غیر اخلاقی:خوب یکی می گه یا زنگی زنگ یا رومی روم، بذار همین بدها بیان سر کار یا دهن مردم به فاک می ره یا اینها گورشون رو گم می کنند من به شخصه اگر نون و ماست هم به مدت یک سال بخورم حاضرم این مردم دهنشون سرویس بشه تا دیگه هوس انقلاب کردن به مخشون خطور نکنه با سپاس فراوان حمید
Posted by: hamid at June 7, 2007 10:59 AM
Dear Nabavi,
If Sazegara is your friend wasn't better to check the news and your information with him before publicizing it.maybe it is just a political lie or maybe sazegara has some excuses.
Posted by: Peyman at June 7, 2007 10:59 AM
سلام ابراهيم نبوي
سيد جان الهي بتركي يا نمي دونم چي تو همين مايه ها كه دو ساله كه قول دادي حسني و فايلهاش رو به روز كني و نكردي زودتر بكن كه ما خيلي مشتاقيم از سخنراني هاي تازه هم غافل مشو. نطق پيش از دستور را دوباره راه بيندار الهي كه نميري و بماني . مرده و قولش نكنه كه با مرد بودن ... درسته ؟
باشه، می گذارم، ولی اجر داوا شود شوما باید به من طرفداری بکنی نه اینکی بری اونجا برای خودیش
ایبراهوم
Posted by: محمد at June 7, 2007 05:16 AM
موافقم به شدت. مهم کاندیداهایی هستند که از طرف اصلاح طلبان معرفی می شوند. باید کسانی باشند که احتمال رد صلاحیتشون خیلی خیلی کم باشه. افراد حاضر در قدرت بهترین گزینه هستند. اصول گراهایی مثل لاریجانی و قالیباف خیلی خیلی از امثال محمود خان یا محمدرضا باهنر بهتر هستند. پس فکر می کنم به گذشته افراد یا وابستگی حزبیشون زیاد فکر نکنیم
Posted by: مهران at June 7, 2007 01:51 AM
سلام
نمیدونم شما هنوز به چی امیدوار هستین؟!نکنه فکر می کنین که فقط یک بار میشه در انتخابات تقلب کرد؟! با این تاریخی هم که تعیین شده که جان می ده برای تقلب کردن دیگه به چی دلتون را خوش کردین؟! فکر کنم فقط باید دعا کرد که امام زمان زودتر بیاد!از دست بندگان کاری بر نمیاد. نیاز به معجزه الهی هست
من امیدوارم چون راهی جز این نیست. من چون تفاوت دوران خاتمی و احمدی نژاد را می دانم و فکر می کنم که مردم داخل ایران می خواهند زندگی کنند چنین می گویم. ضمنا شما فکر می کنید با تقلب نمی شود معجزه کرد؟
ابراهیم نبوی
Posted by: homa at June 7, 2007 12:40 AM
Nabavi jan
agar haml bar "be ghol yeki az commentha
, pache khary nakony che bekhahy va che nakhahy mahboobtarin nevisande dar myan Iranian dakhel va kharej hasty.dar comment ghably ham man arz nakardam khatamy va doranash bad boodand goftam naomid az ejaze dadan be harkathaye eslahy az taraf in fajaye hastam.
valy chashm ,man ham dar entekhabaat sherkat va be eslah talaban ray midaham ,va omidvaram be ghol shoma sharayet ra ba radd salahyat gostarde be sooye tahrim entekhabat nabarand.
rasty emkan inke mesl sight BBC yek key board majazy baraye type farsi ra dar inja gharar dahy vojood darad?
eradatmand hamishegy
Majeed Khalili
az Dubai
Posted by: majeed khalili at June 6, 2007 11:09 AM
آسيد معلوم ميشه فرنگ خيلي فشار آورده . يكي ندونه مي گه از عوامل حكومتي. به هر حال كاملا با شما موافقم. شايد بيشترين سخن فرسايي را در زمان انتخابات رياست جمهوري گذشته كردم و احتمالا زبانم مو در آورد ولي به حال يك دنده هايي كه نمي خواستند راي بدهند. سودي نكرد و حضرت محمود شد آن كه لايقش نبود.
Posted by: mostaar at June 6, 2007 09:54 AM