شنبه 12 خرداد 1386

سایت اختصاصی حسین درخشان اصلاح شد

از زمانی که در تهران بودیم و من و حسین شب و روز کار می کردیم، تا زمانی که ما در تهران ماندیم و حسین برای مبارزه با سانسور به کانادا رفت، همیشه آرزوی حسین این بود که یک وب سایت شخصی به اسم خودش داشته باشد.....

حسین درخشان اعلام کرد که در ایجاد سایت بی ادبانه و احمقانه ای که لینک آنرا منتشر کرد، نقش نداشته است. من هم فرض را براین می گذارم که ایشان درست گفته است و من نیز نوشته این صفحه را اصلاح کردم.

در همین جا باید این نکته را توضیح بدهم که من فقط روزی نیم ساعت وقت برای دوم دام دات کام می گذاشتم که از این پس کمی بیشتر وقت خواهم گذاشت. به همین دلیل برخی از کامنت ها را نتوانستم بموقع روی سایت بگذارم که از نویسندگان آنها عذر می خواهم. و در این نوشته هم بقیه حرف هایی که ملت برای آقای درخشان نوشتند نمی گذارم.

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/244

Comments

سلام نبوي جان
ايميل هامو جواب ندادي خودم مجبور شدم راجع به اين سايت بي ادب تحقيق كنم.
واقعاً دست مريزاد به شريعت مداري كه اين كارو به بچه هاي اونور آب سپرده. آقا اين ايراني جماعت تو تخريب رتبه اول دنيا رو داره. اگه يه كمي از اين هوش و ذكاوت ايراني ها بجاي خراب كردن صرف ساختن ميشد الان ما افتخار دنيا بوديم(البته در مورد گوز بسيار مطالب بي ادبانه و سطح پائينه).
اميدوارم شما كه تازه از ايران رفتيد و سعادت هم صحبتي طولاني مدت با بازجوهاي اوين نصيبتون شده با احتياط بيشتري عمل كنيد و پا تون نره رو پوست خربزه.
از سرنوشت اپوزيسيون لس آنجلس درس بگيريد و انرژي تونو تو دعواهاي اونور آب هدر نديد.
ما تو ايران هواسمون جمعه و هيچ توجهي به سايتهاي مزخرف و سطح پايين نداريم.
بزاريد هزار تا كيهان هم اونور آب بسازند. مردمو كه نميتونن به زور مجبور به خوندن اين گل واژه ها! كنند.(اشاره به تيراژ پائين كيهان شريعتمداري)

Posted by: هومن at July 9, 2007 08:15 PM

واسه کسانی که آدمهایی مثل فخر آور را جاسوس میدونند.
من در انقلاب بودم و بر ضد شاه خیلی فعالیت می کردیم و حتی جای شما خالی عکس امام را هم در ماه می دیدم. اوایل انقلاب شبها هم پاسدار بودم. ولی با وجود این جزو کسانی بودم که به ج.ا. رای منفی داد. چونکه جو اختناق و زور آخوندی را خیلی زود با چشمانی باز دیدم و همانموقع دریافتم که بیراهه می رویم.
امروز وضع فرق کرده و من به رضا پهلوی و فخرآور و یا بچه کمونیستها و یا عده ای از اصلاح طلبان به چشم مبارز نگاه می کنم.
امروز کسانی که بدنبال یک جامعه ای آزاد و دمکرات هستند باید بدانند که در دمکراسی چه سلطنت طلب و چه کسانی که خواهان ج.ا. اسلامی هستند همه به یک اندازه حق خواهند داشت. و آنوفت مردم خودشان تعیین می کنند که چه کسانی و چه ایدیولوژی آنها را به عنوان رهبر سیاسی خواهند یاری دهند.
کسانی مثل فخرآور انسانهایی هستند که در داخل ایران مبارزه کرده اند زندان رفته اند و حالا که موقعیتی بوجود آمده می توانند در سطح کمی بالاتر به مبارزه خود ادامه بدهند. و این کاری استکه تمام گره های سیاسی خارج از کشور بدنبال آن هستند و بدین خاطر نباید گول نوشته های حسین درخشان و یا حسین شریعتمداری (کیهان) را خورد و اینگونه اشخاص را جاسوس خواند.

فخرآور اصلا جاسوس نیست، به نظر من او یک موجود ساده لوح است کهبه دلیل ندانسته هایش در موقعیتی خطرناک خودش را جا زده است. او یک احمق بتمام معنی است. من فخرآور رادر زندان اوین اولین بار دیدم که چند روزی بخاطر تظاهرات در پشتیبانی از ضیا آتابای زندانی شده بود. فخرآور یکی از کسانی است که اشتباها فکر می کند که اگر در کنار رهبری آمریکا بایستد، ممکن است یکی از رهبران آینده کشور شود. از نظر من ایشان آدمی است که هم قامت ادعاهایش نیست و کلی هم در مورد سوابق مبارزاتی اش داستان می سازد. در هر حال من به عنوان کسی که اصلا مشکلی با سلطنت ندارم، فقط یک مشکل جدی دارم آن اینکه رضا پهلوی می خواهد پادشاه ایران بشود ولی خودش طرفدار جمهوری است و دیگر بعید می دانم ایشان برای رفتن به ایران آمادگی داشته باشد و اداره ایران از راه دور هم کار سختی است.
ابراهیم نبوی

Posted by: حمید at June 8, 2007 04:01 PM

هركسي كو دور ماند از اصل خويش، باز جويد روزگار وصل خويش
فراموش نكنيم كه آقاي حسين درخشان برادرزادهء يكي از جانباختگان هفتم تير سال شصت بوده ودر مدرسهء نيكان وابسته به انجمن حجتيه تحصيل كرده اند و اكنون .....آمادهء دفاع از وطن در مقابل حملهء دشمن مي شوند


باشرمندگی ز برادر سانسور شده عزیز
در راستای اینکه ما فعلا در وضع آتش بس انتخاباتی هشت ماهه بسر می بریم از هر نوع اقدامات تندروانه در مقابل عناصر ماجراجو خودداری می کنیم.
ابراهیم نبوی

Posted by: محمدرضا at June 8, 2007 03:09 PM

داور - ترا خدا از این جنوب شهری حرف نزن دیگه - بخدا بهش اعتبار می دی حتی با انتقاد ازش - فراموشش کنید، آدم ضعیف و عقده ای که کاملا بی سواد وبی ادب است و چون در خانواده مذهبی بسته بزرگ شده فکر می کند بی ادبی و استفاده از حرف های رکیک لیبرال بودن است - کسی را دیگه نمی شناسم که مطالب ایشون را بخواند انقدر یاد این بنده خدا مرده را زنده نکن با انتقاداتت

Posted by: علی at June 8, 2007 01:42 PM

بابا چی كار داری به این پسره؟ این هم یه خلیه مانند هزاران بلكه صدها هزاران چپی چپ چپكی خل دیگه! اصولا آدم تا وقتی چپ است عاقل نیست و تا وقتی عاقل است چپ نیست.

خدا پدر قدیمی ها را بیامرزد كه وقتی یكی یك روز به سرش می زد می گفتند: طرف امروز از دنده ی چپش بلند شده!

Posted by: hassan at June 7, 2007 08:39 PM

به نظز من هم ایگنور کردن این بابا درخشان بهترین راهه.ولی هر از گاهی که مثلا در مورد ساتراپی ماتراپی و اینها گنده گنده می گوزه بدک نیست که برای اینکه فکر نکنه ملت مثل خودش اسگلند. یه نقدی جوابی چیزی بش داده بشه اون هم نه با ذکر اسمش مثلا با کنایه اینجوری : شخصی که نمیدانم کیست...اخیرا اظهاراتی در مورد....
یا شخصی که بنده اطلاعی از هویتش در دست ندارم.....
ابی جان می فهمی که چی می گم
می تونی خوار و خفیفش کنی ولی با ترفند های دیگه.

فعلا که رفتیم توی آتش بس ده ماهه
ابراهیم نبوی

Posted by: Alberto doolavizoonne at June 7, 2007 07:35 AM

یادمه که یه مطلب راجع به تقسیم بندی نیروهای ایرانی خارج از ایران نوشته بودی. با این مطلب و همینطور جوابی که به نامه اون دختر در مورد انرژی هسته ای دادی و مباحثاتات با سجادی فکر می کنی جز کدوم دسته باشی؟
همه ما یه ایراداتی داریم و حمله به دیگران و تحقیرشون کار سختی نیست.

Posted by: Majid Abdi at June 5, 2007 02:51 PM

ببین داور ! ، به من مربوط نیست. خودت می دونی و حسین که یه وقتی مثل پسرت بود.(یادت که نرفته) الان دیگه روزهای عصر آزادگان نیست که همه دور یه میز باشین ، با هم کار کنین ، با هم بخندین ، با هم نگران باشین ، با هم سیگار بکشین... (منظورم همه است). الان همه یه جای دنیا پخش و پلا شدن. هر جای این دنیای سگ مصب بری می تونی یکی از بچه های تحریریه هفت - هشت سال پیش رو پبدا کنی و یه قهوه باهاش بزنی.
نمی دونم چی شد که حسین یهو زد سیم آخر. نمی دونم چی شد که یدفعه همه ما زدیم سیم آخر... یادت باشه نه تو ، نه نیک آهنگ ، نه بهنود ، نه همه رفقای قدیمی هواش رو نداشتیم. اول گذاشتیم که توهم برش داره ، بعد دیدیم که آروم آروم داره عوض می شه ، وقتی هم که شد یه آدم دیگه فقط نابودش کردیم. مثل خودش که خواسته یا ناخواسته تیشه به ریشه خیلی ها زد. داور جان ببین داری چی کار می کنی؟ یه آدم نابود شده رو داری محو می کنی. فکر کن به روزی که یه اشتباه کوچیک چنان باعث تحقیرت از طرف همین طرفداران پرو پاقرص بشه که نابودت کنه. اونوقت تو تبدیل می شی به حسین درخشان 2. آدمی که در یک موضع تدافعی فقط خودش رو بیشتر زیر آب می کشونه.
تو رو خدا به جای این بچه بازی ها 2 ساعت پشت یه میز بشینین و حداقل دیگه انقدر به هم هتاکی نکنید. گند بزنن به این ماجرای محتوم روزنامه نگاری که هیچ وقت دوستی عمیق را به جا نگذاشت.
(چه مسخره ! اول کامنت نوشته ام که به من مربوط نیست. اگر مربوط بود چقدر می نوشتم؟!)

رفیق جان!
من همین جا عهد می کنم که دیگه هرگز در مورد حسین چیزی ننویسم. آخه این دیوونه رو چهار ماه پیش بهش زنگ زدم و بهش پیشنهاد کردم که می تونم کمکش کنم، با من چنان برخورد کرد که انگار بنده اوشکول خان هستم و دارم با نوام چامسکی حرف می زنم. با این حال من دیگر علیه حسین درخشان نخواهم نوشت. این نکته را کاملا جدی می گویم.
ابراهیم نبوی

Posted by: یه رفیق سابق at June 5, 2007 05:17 AM

فشارهاي وارده باعث شد اين جاندار عجيب الخلقه بالاخره آنچه در اندرون داشت بيرون بريزه.

Posted by: abbas at June 4, 2007 10:53 PM

I think you are just helping Mr. Derakhshan and
making him more Popular instead of suppress him
When ever you talk about him I browse his Blog
please stop increasing his Blog readers by even mentioning his name.

Posted by: Farhad at June 4, 2007 03:33 PM

نبوی عزیز

من یکی ازخواننده گان پروپا قرص مطالب شما هستم وازطنزهای زیبا ووزین شما لذت می برم ازبسیاروقتها می خواستم مطلبی رابا شما درمیان بگذارم واین را به خاطرارادتی که به شما دارم می گویم وبس امیداورهستم ناراحت نشوید
شمانزد همگان به عنوان یک نویسنده مطرح پذیرفته شده اید و وقتی که من سایت شما را بازمی کنم منتظرمطالب نو وطنزهای پخته شما هستم اما نمی توانم که به چه دلیل شما با این شخص حسین درخشان دائماً درجدال قلمی هستید کسی که با کارهای اخیرش همان شهرت نیک سابقش را ازبین برده وتلاش می نماید باجدال قلمی با شما خواننده گان را به طرف سایت خود بکشاند.به نظرخواننده گان تان این بیشتر یک جدال قدیمی مابین دوست سابق که حالا ازهم کینه به دل گرفته اندبه نظرمیرسد وبرای اوشهرت باداورده وبرای شما ناراحتی خودتان وخواننده گانتان را به دنبال دارد.به اوتوجه نکیند ودرنوشته هایتان کمی به مسائل بین اللملی نیزبپردازید.
باتشکر

رضا

Posted by: رضا at June 4, 2007 01:20 PM

خیلی آدم ضایعی هستی بی ادبیات! از رفقای جنتلمنگت یاد بگیر و اینقدر جلف نباش!

Posted by: reza at June 4, 2007 11:10 AM

جناب نبوی
برخی دوستان فکر می کنند که شما این سایت را راه انداخته اید. شاید از توضیحتان اینگونه هم برداشت شود. در صورتی که این سایت را حسین درخشان برای مسخره کردن روز راه انداخته است!

محض رضای خدا من اهل این چنین ادبیاتی هستم؟ خدمت دوستان عرض کنم که سایت مذکور را آقای درخشان راه انداختند و این نوشته هم به همین دلیل نوشته شد.
ابراهیم نبوی

Posted by: علی at June 4, 2007 04:50 AM

Dear Mr Nabavi,

The only thing you can claim about Mr Derakhshan is that he so badly needs attentions. There is no doubt about it and he is looking for it disappointedly. This is the most fair comment i can give on him regardless of all his sick intentions.

As long as you guys responds back to his jots he get encouraged more and more to interact with you. when you ignore him totally, such boycotts might at the beginning squeeze him but later he will shut his mouth as without your feed back his crab jots to you guys wont be any fun at all. so stop paying attention to him

Posted by: Babak at June 4, 2007 04:14 AM

یادش بخیر حسین عجب ستون خوبی توی روزنامه جامعه داشت
اولین کسی بود که شروع به ترویج اینترنت کرد اما حیف حالا چی....؟؟
انگار بچه هایی شده که میخواد توجه دیگرون رو با کارا و حرفهای عجیبش جلب کنه
مرسی داور جان که کارشو به خودش برگردوندی

Posted by: Ehsan at June 3, 2007 11:25 PM

استاد عزیزم جناب آقای نبوی با سلام واحترام
به نظر من حسین درخشان به مشکلات روحی شدیدی دچار شده است که ادامه حیات خود را در زیر شدیدترین فشارهای غربت و اوج بی پناهی و مشکلات خانوادگی تنها و تنها در جلب توجه دیگران جستجو میکند.
(به نظر شما حسین از این افشاگری ها هدفی جز مطرح کردن خود دارد؟) فکر نمی کنید بهتر است به او به چشم یک بیمار روحی بنگریم و او را برای برون رفت از این مشکلات یاری دهیم؟
اگر فردا روزی خبر خودکشی او را شنیدید در مقابل وجدان خود آسوده خواهید بود؟
من از استاد عزیزم مسعود بهنود (که زمانی حسین را پسر معنوی خود مینامید)انتظار بیشتری داشتم وامیدوارم حداقل شما دونفر که مدتهاست او را میشناسید به او کمک کنید .

Posted by: نوید at June 3, 2007 10:37 PM

آقاي نبوي من ديروز توي سايت صبحانه تمام نظرات مربوط به اين لينك رو خوندم. تا ديشب آخر وقت بيش از نود نظر داده شده بود كه اكثر قريب به اتفاق آنها مخالف نظر آقاي محمد سلامتي بود ( شخصي كه اين خود شيريني را كرده بود و سعي كرده بود هويت خود را مخفي نگه دارد اما متاسفانه غافل بود از اينكه حسين درخشان تا همين چند ماه پيش عكس او را بالاي سايت صبحانه قرار داده بود با اين تيتر كه محمد سلامتي در فروشگاهش در ونكوور با اشتياق از نمي دانم چي چي صحبت مي كند. لينك عكس ايشون در نظرات مطلب مربوطه موجود است )
ايشون خيلي فيلم تخيلي زياد ديدند. چون اسكاج دستشون گرفتن مي خوان برن اسراييل رو پاك كنن. به سلامت.
كالاي اسراييلي هم كه نمي خرن. در اين مورد از آقاي درخشان خيلي راديكال تر تشريف دارن چون درخشان حاضره به اسراييل سفر كنه.
خلاصه نظر ايشون هم نظريست.

Posted by: ه‍ژبر at June 3, 2007 09:45 PM

فقط در یک جمله می تونم بگم نبوی دمت گرم بجای اینکه چند ساعتی به خودت زحمت بدی و مطلبی در مورد شاهکار!! حسین درخشان بنویسی و فسفر مغزت را در جهت گه کاری آدم بی مغزی بسوزانی بهترین کار همان است که انجام دادی در نهایت صبوری وآرامش اعلام کردی که سایتی بنام خودش افتتاح کرده و تبریک هم گفتی و لینک اش را هم گذاشتی دمت گرم و قلم ات همچنان پر جوهر.

Posted by: اسی at June 3, 2007 07:49 PM

سلام

آقای نبوی از شما انتظار نمی رود خودتان را به اندازه امثال حسین درخشان (یا کسی که آن سایت احمقانه را راه انداخته است) کوچک کنید. هرکسی ارزش خودش را دارد. کسی که صدها تن از بهترین بانوان کشور را "ناناز شمال شهری" می داند و اگر حتی یک ساعت زیر شکنجه هایی که آنها تحمل می کنند قرار بگیرد مادر و خواهرش را هم می فروشد کلمه ای بهتر از آنچه که روز و شب با آن خو گرفته و در محیط منزل (لابد برای توصیف اخلاق و رفتارش) شنیده برای نامگذاری سایتش پیدا نمی کند.

Posted by: حسین at June 3, 2007 07:22 PM

آقای نبوی با سلام
شاید کمی بر خلاف نظر دیگر دوستان باشد اما من از شما به خاطر مجموعه نوشته هایتان در باره آقای درخشان ممنونم. به نظر من شاید نظام با ابزار امثال قاضی مرتضوی بتواند فضای مطبوعات و رسانه های داخلی را به رکود کشانده و اطلاع رسانی آزاد را از میان ببرد، اما در فضای اینترنت هیچ کاری از دست مرتضوی و امثال او بر نمی آید، در عین حال این فضای آزاد را عواملی بسیار خطرناک تر تهدید می کنند. آنانی که در ژست های عجیب و غریب هراز چندگاهی ظاهر می شوند و عده زیادی را که نمی توانند از پس این ظاهر باطن پوکشان را تشخیص دهند فریب داده و به بازی می گیرند. اینان بسیار خطرناک تر از فیلترینگ هستند چرا که اگر آن مسدود می کند اینان به انحراف می کشانند.
این کامنت تنها یک نظر شخصی است پس اجازه دهید بگویم برای من حسین درخشان در فضای اینترنتی همان امیر عباس فخر آور است در مبارزات سیاسی و دانشجویی.

(نمی دانم لینک وبلاگم را قرار دهم یا نه، می دانم که در حال حاضر تنها یک نامه بدون امضا را ارسال می کنم، اگر فکر می کنید مفید است این کار را خواهم کرد)
با تشکر

Posted by: آرمان at June 3, 2007 05:25 PM

سید جان دمت گرم فقط این رو بگم که هیچکسی مثل شما نمیتونه مصداق این شعر باشه:
با نبوی هر که در افتاد ور افتاد
دمت گرم

Posted by: hwnd at June 3, 2007 04:20 PM

باسلام. تا آنجاییکه بنده اطلاع دارم این کار را نه حسین درخشان بلکه آقایی بنام (گل آرا حمزه)انجام داده است. ایشان در کانادا مسقر هستند و خیلی هم قیافه باحالی دارند و از پیام گذاران ثابت ستون خوانندگان روزنامه کیهان هستند.البته تصور نمی کنم ایشان را کسی جدی بگیرد.جهت تماشای قیافه مافیایی-شابدولعظیمی ایشان به وبلاگش سر بزنید.آدرسش هست:
http://dadabase.blogfa.com/
این بزرگوار را من کشف کرده ام و حضرت عباسی این افتخار باید به نام بنده ثبت بشود!
خودم هم یک وبلاگ دارم که زیارتش ثواب دارد و نقل است که هر کس آن را هفته ای دوبار بخواند گناهانش بخشوده شود و دردهایش درمان گردد و خیلی چیزهای دیگه.آدرسش را هم محرمانه است ولی یکبار افشا کردنش حلال است:

http://www.tvaj.persianblog.com

Posted by: عبداللطیف عبادی at June 3, 2007 04:06 PM

nabavi jan
az kasike sar sepordeye ahmady nejad shod gheyr az in entezar dashty.
etefaghan in gooneh harakat baes mishavad ta jadval zamany to baraye mahve internety in mojood kasif kahesh yafte va to vaght arzeshmandat ra be jaye matalak parany be in
khabis , be neveshtan mataleb ziba ekhtesas
dahy , doostdar hamishegy ghalam va tarz fekr to Majeed khalili az Dubai

Posted by: majeed khalili at June 3, 2007 11:57 AM

سلام نبوي جان,خوبي?آقا من با نوشته هات حال ميكنم ولي اين اواخر واقعا زدي به بيراهه.مثلا در طنز روز مثل اينكه حوصله نوشتن نداري يا همين درخشان بازيا.بابا ولش كن بدبختو.حداقل اين قشري كه وارد انترنت ميشه ميدونه نبوي كيه يا درخشان حدش كجاست.ناراحت نباش سر اين موضوعات ساده.عزيز شما بزركتر از اين حرفائي بابا.الان مخصوصا بااين جو مسموم و خفقان خبري در كشور شما بايد بيشتر جدي شي و وقت خودت و مقاله ها و البته طنزهات رو صرف روشن كردن اذهان عمومي كني.زمان انتخابات شوراها خوب كاركردي الان كه وقت انتخابات مجلس هم معلوم شده سعي كن از حالا شروع كني.اينا مهمتره..آرزوي موفقيت دارم براي شما درضمن درخشان روهم فراموش كن بااين كاراي خودت بيشتر معروفش ميكني.من خودم نه ميشناسمش نه حتي ديدم عكسشو.خوش باشي آقا

Posted by: فرشاد at June 3, 2007 09:48 AM

سایت goozonline.com رو من بدون اطلاع حسین راه انداختم. من هنوز حتی موفق نشدم با حسین تماس بگیرم. شما متاسفانه توهم توطئه دارین و فکر میکنین هیچکس مثل حسین فکر نمیکنه. من بر سر خیلی مسائل هنوز با حسین مسئله دارم، ولی هردوی ما از روزنامه روز انتقاد میکنیم. ایا انتقاد کردن از اصلاح طلبا گناهه اگه خدا وجود نداره هیچکس هم معصومیت و مسونیت نخواهد داشت. ببینم این نظر روی سایت میاد یا نه...

شما خیلی کار زشت و بی ادبانه ای کردید که این سایت رو راه انداختید، ضمنا به این کار نمی گن انتقاد کردن، می گن فحاشی احمقانه
ابراهیم نبوی

Posted by: گل آرا حمزه at June 3, 2007 05:08 AM

این سایت منو یاد بچه های 4 ، 5 ساله میندازه که از کسی حرصش گرفته و میخواد انتقام بگیره ولی راهشو بلد نیست و داره خود زنی میکنه
یکم براش پول جمع کنید تا محتاج نباشه و معالجه بشه

Posted by: mm at June 3, 2007 04:26 AM

آقای نبوی،
سلام.
من حسین درخشان را بخاطر وبلاگ می شناسم و متاسفم که ،شاید بخاطر غربت نشینی، نتوانسته شایستگیهایش را بدرستی مورد استفاده قراردهد و آن شده و می شود که نباید...
اما عجب من از حسین درخشان نیست که از او انتظاری ندارم، عجبم از شماست آقای نبوی.
حضرت آقای نبوی شما اکنون یکی از مردان بسیار تاثیرگذار در این مملکت هستید، نام شما در اکثر خانه های ایرانی کاملا شناخته شده است، از شما انتظار نمی رود از نوشته های کسی که در قد و قواره شما نیست اینگونه به خشم بیایید.
آقای نبوی بهتر از من شما می دانید که هرکس در حدواندازه دشمنی اش می باشد پس شما را چه به مناقشه با حسین درخشان؟
آقای نبوی، متاسفانه من از شما دیده ام که گاها مواضع بسیار تندی می گیرید و من نمی دانم که پختگی و رادیکال بودن چه گونه در شما جمع شده است؟ گاهی کسانی را که با شما موافق نیستند (البته اینجا منظورم حسین درخشان نیست)چنان به هجو می کشید که طنزتان به تلویزیون های لس آنجلسی نزدیک می شود. گستاخی مرا در گذرید آقای نبوی که من شما را بسیار دوست دارم و می دانم از آنها هستید که اگر روزی فرصت دیداری بود می توانیم با هم گپی طولانی در باب سیاست و فرهنگ و سینما برنیم و از همدلی و هم فهمی به شوق آییم.
پس آقای نبوی لطفا کمی به نقد این دوستتان کمی فکر کنید و بیندیشید که شما را چه می شود که گاها اینگونه مملو از خشم می شوید.
دوست و ارادتمند شما
امیر

دوست عزیز
من یک کلمه هم فحاشی نکردم، من دقیقا آنچه را که ایشان در مورد یک وب سایت محترم و موثر و وزین است، گفته بود، به نام خود ایشان اعلام کردم. ضمنا من اصلا خشمگین نیستم، اگر خشمگین بودم واکنشی به این سادگی و بدون هیچ دخالتی در موضوع از خودم نشان نمی دادم.
ضمنا، به یاد داشته باشید که رفتارهای کودکانه آدمی که می توانست یک موجود باشعور و اهل خرد باشد، منجر به زندانی شدن و ایجاد مشکل برای گروهی از بهترین آدمهای این کشور شده است.
با احترام
ابراهیم نبوی

Posted by: دوست at June 3, 2007 03:37 AM

منکه این حسین درخشان رو نمی شناسم ولی ایول خیلی حال کردم ..کلی خندیدیم ....

Posted by: خروس at June 3, 2007 12:51 AM

looooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooool khaili acidi bood.

Posted by: binam at June 2, 2007 11:58 PM

دوست عزیز استفاده از مطالب بالاترین برای توهین به دیگران مجاز نیست :))

دوست عزیزتر
من اصلا خبر ندارم که چه کسی مطالب مرا در بالاترین می گذارد و بلد نیستم این کارها را بکنم. البته بالاترین یکی از بهترین شاخص های دسترسی به خبرها تا امروز است و امیدوارم همینطور بماند و رفیق بازی و حال دادن به همدیگر آن را خراب نکند. البته می دانم شما شوخی می کنید، حرف مرا هم زیاد جدی نگیرید.
ابراهیم نبوی

Posted by: vaahe at June 2, 2007 10:52 PM

Post a comment




Remember Me?