چهارشنبه 19 اردیبهشت 1386

از این ستون به آن ستون

سه هفته است که برنامه از این ستون به آن ستون را در رادیو زمانه آغاز کرده ام. این برنامه اگرچه ممکن است لحن طنز داشته باشد، اما لحن طنز آن به آنچه در کتاب هایی مانند « قصه کوتوله ها و درازها» و « پارادوکس» و « دائره المعارف ستون پنجم» نوشتم نزدیک تر است. می خواهم این برنامه به طرف آن نوع طنزی برود که با فضای طنز ژورنالیستی کمی فاصله دارد و خنده هایی عمیق تر را ایجاد می کند.
nabaviflv3.jpg

از بچه های زمانه و مدیرش اجازه گرفتم که برنامه را ضبط کنیم تا هم بتوانیم یک نسخه تلویزیونی نسبتا قابل قبول از آن دربیاوریم و هم بشود برنامه رادیویی شنیدنی را برای شنوندگانش ایجاد کرد. از سوی دیگر می خواهم در هر برنامه موضوعی را انتخاب کنم و به سووالاتی که در این مورد مطرح است پاسخ دهم. از شما می خواهم نظرتان را در مورد این برنامه برایم بنویسید و سووالاتی را که دارید از همین جا برایم پست کنید. اگر سووال تان مفصل است به آدرس ابراهیم دات نبوی ات جی میل دات کام بفرستید.

در برنامه فردا، پنجشنبه، می خواهم به موضوع قضاوت ایرانیان داخل و خارج در مورد همدیگر اشاره کنم. چرا کسانی که در ایران زندگی می کنند، حرف آنهایی که بیرون از ایران هستند، نمی فهمند و بالعکس. چرا کسانی که در ایران زندگی می کنند فکر می کنند آنهایی که بیرون کشور زندگی می کنند، زبانی کهنه دارند و مشکلات مردم داخل ایران را نمی فهمند و چرا ایرانیانی که این سوی آب زندگی می کنند، گمان می کنند کسانی که در داخل کشور هستند، مردمی بی تفاوت نسبت به مشکلات خودشان، با زبانی عجیب و غریب و لحنی مهاجم اند؟

اینها که گفتم فرضیاتی است که کامل و دقیق نیست. شما که در داخل یا خارج از ایران هستید بگوئید که آیا کسانی که ایرانیانی که آن سوی آب هستند، می فهمید؟ سووالات تان را برای من بفرستید. ضمنا اگر خواستید انتقادات تند و بی ملاحظه تان را هم در مورد این برنامه برای من بگوئید.

درباره ابراهيم نبوي | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/231

Comments

سلام آقاي نبوي
دو مطلب قابل توضيح است كه بايد اينجا به آن اشاره كنم :
1- باعث دلگرمي است كه آدمهايي مانند شما وجود دارند و دست اين جنايتكاران تاريخ را براي مردم رو ميكنند اميدوارم در اين كار موفق باشيد.
2- مدتي است طرح مبارزه با آزاديهاي اجتماعي و گردنه‌گيري در ملع‌عام از سوي رژيم در حال انجام است و هيچ گروه و سازماني هم نيست به اين از خدا بيخبرها بگوييد:
واعظان كين جلوه در محراب و منبر ميكنند
چون به خلوت مي‌روند آن كار ديگر ميكنند
پرسشي دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند

با تشكر و به اميد روز آزادي ايران

Posted by: Hamidreza at September 2, 2007 08:55 AM

آقای نبوی متاسفانه شما مطلب ارسالی من رو با شخص دیگری جا به جا نوشته اید مطلب ارسالی من به شرح ذیل بود:
به نظر من اکثرایرانیان خارج از کشور اصلا اطلاعات و تفسیر و درک درستی از مسائل داخل کشور ندارند. من فکر می کنم تحلیلی که یه نوجوان 15 ساله از مسائل تو همه زمینه ها در داخل ایران داره خیلی پخته تر و معقولتر از افرادی با سنین بالاتر در خارج از کشور داره این یه واقعیت که کسی از خارج از گودهست مطمئنانمیتونه تفسیر درستی از مسائل داشته باشه،اکثر ایرانیان خارج از کشور هنوز غرق در مفاهیم کهنه ای که زمانی که از ایران خارج شدند هستند و معمولا از موضع برتر به ایرانیان داخل کشور نگاه می کنند.

که شما اشتباها به اسم Posted by: vahid.r at May 28, 2007 11:04 PM درج کردید
و مطلب دیگری رو به اسم من نوشتید Posted by: شهلا at May 26, 2007 06:59 PM
به شرح ذیل که مربوط به من نیست:


Salam Mr. Nabavi

I always enjoy your writing, you are biliriant; just wondering why you do not put 'print version'of your articles on your website, good luck

Posted by: شهلا at June 6, 2007 01:29 AM

سلام اقای نبوی
هر وقت ناراحتی ها ودلمشغولی های خودمو بیشتر ازشادی و دلخوشی هام می بینم یه سری به سایت دوم دام میزنم . راستی یه خبری رو دیروز توی اخبار تلویزیون دیدم که گفتم شاید بد نباشه که شما هم بدونید. جناب اقای قرائتی از علمای قم خبر دادند که بنا به درخواست مکرر مردم درموردسووالات مربوط به ظهور امام زمان ٍعلمای حوزه ستادی رامتشکل از طلابی که بالغ بر ده سال درس حوزوی خوانده وبه درجه دانشمندی رسیده اند را مسئول رسیدگی به این امر دانسته و همچنین منبعد رشته درسی معادل لیسانس وفوق لیسانس ودکترا در این خصوص راه اندازی می شود وزین پس در تمام مراکزاستانها دفاتر ظهور امام زمان کار خود را رسماٌ اغازمی کند

Posted by: vahid.r at May 28, 2007 11:04 PM

به نظر من اکثرایرانیان خارج از کشور اصلا اطلاعات و تفسیر و درک درستی از مسائل داخل کشور ندارند. من فکر می کنم تحلیلی که یه نوجوان 15 ساله از مسائل تو همه زمینه ها در داخل ایران داره خیلی پخته تر و معقولتر از افرادی با سنین بالاتر در خارج از کشور داره این یه واقعیت که کسی از خارج از گودهست مطمئنانمیتونه تفسیر درستی از مسائل داشته باشه،اکثر ایرانیان خارج از کشور هنوز غرق در مفاهیم کهنه ای که زمانی که از ایران خارج شدند هستند و معمولا از موضع برتر به ایرانیان داخل کشور نگاه می کنند.

Posted by: شهلا at May 26, 2007 06:59 PM

Salam Mr. Nabavi

I always enjoy your writing, you are biliriant; just wondering why you do not put 'print version'of your articles on your website, good luck

Posted by: Sina at May 13, 2007 08:25 AM

اقای نبوی
من متاسفم که نه به موضوع مطروحه شما بلکه میخواهم به مطلب دیگه اشاره کنم اونم اینه اگه میشه خواهش منو بپذیرید ودر مطالبتان چندتانیشتر به دوستان جبهه مشارکت بزنید . براستی انسان انگشت بدماغ (ببخشید ) از این همه توانائی جبهه مشارکت در بی برنامگی وعقب ماندن از مسائل . اینان حتی از راه اندازی یک سایت خبری هم عاجزند نگاهی به امروز و خبرهاش بکنید. واقعا آدم در می مونه .
مرا بخشید ولی لطف کنید این دوستان را از نیشتر محروم نکنید، که اقلا از بازتاب درس بگیرند .موفق باشید

Posted by: mehdi at May 11, 2007 11:46 PM

فقط يه نكته
از وقتى (2 سال) از ايران اومدم بيرون متوجه اختلاف زياد واقعيتهاو تفكرات رايج دنيا با تفكرات ايرانى شدم. مهم اينه كه حتى بيرون از ايران هم مثل يه ايرانى فكر مي كنيم. با هم و عليه هم. صاحب نظر در همه جا و بى تفاوت. داخل يا خارج از ايران فرقى نمي كنه.
شايد به موضوع شما زياد مرتبط نباشه، ولى ...
راستى يه تشكر خشك و خالى هم بابت همه لبخندهايى كه از نوشته هاى شما به قيافه نحس من نشسته .
موفق و كامياب و سلامت شيييييييييييييد.

Posted by: عليرضا at May 11, 2007 10:09 PM

سید جان
امروز سرکی به صفحات زدم، شما رسما ما رو اپی لیدی کردی!! داستان اینه که من یه کامنت برا شما گذاشتم چند روز پیش، حالا می بینم اون کامنت ترجمه شده یا یه اسم دیگه اینجا اومده. شما هم در موردش نظر دادی! داستان چیه سید جان؟ من می رم کرک و پر ریخته مو جمع کنم، شما هم یه خبر بده چی بوده این مساله، چه جوری جرات کنم برات بنویسم بعد؟ این جوری درصد پارانویام زد بالا، که کار کار انگلیسی هاست! اصل ترجمه شده رو هم برات می فرستم که به اسم علی اومده.

توضیح: نمی دانم چی شد اسمت عوض شد، ولی اوی ملت. این آقای عزیز که داره کامنت می ده کامرانه و علی نیست، من اشتباه کردم. ضمنا، من کامنت های همه رو از پینگلیش فارسی دری می کنم، لطفا اگر می تونین خودتون فارسی تایپ کنید.
ابراهیم نبوی

سلام، من 25 سال ایران بودم و یک ساله که اومدیم انگلیس. تفاوت بزرگی که من اینجا دیدم به نسبت ایران اینه که خیلی ها هنوز بین سالهای 1359 تا 1366 دارن فکر می کنند. یعنی ادبیاتی که به کار می برن و تحلیلی که از . شرایط ایران و منطقه دارند انگار مال اون دوره است. بعد هم با وجود این که همه ایرانی ها یک درصد قابل توجهی پارانویا دارند، اینجا اون درصد خیلی بالاتره، اولا آخر همه بحث ها در اینجا به این می رسه که کار کار انگلیسه! بنده خدا ها انگار آخرین سریالی که از ایران دیدن دائی جان ناپلئون بوده. با همین من که یک ساله از ایران اومدم بیرون هر چیزی که از ایران براشون می گم، که عین واقعیتی است که دیدم، خوب یا بد، میگن طرفدار جمهوری اسلامی! این خیلی خنده داره که تا میگی فلان چیز تو ایران تغییر کرده و مثل قبل نیست، می گن نه، تو جاسوس جمهوری اسلامی هستی! بعد هم ایرانی های داخل ایران از نظر اجتماعی دارن کم کم بازتر می شن، اینجا هنوز از مادر پدرها می شنوی که دختر خوب برای ازدواج باید این جوری باشه، حرف هایی که اگه توی ایران بزنی همه مسخره می کن و می گن داری سر خودت گول می مالی، یه سری هم طرفدار یک نظریه ای هستند که خود نظریه پردازش هم تغییر عقیده داده، مثل تحلیل حرف های مائو تسه تونگ، که دیگه هیچ مشنگی همچین حرف هایی رو توی ایران نمی زن

Posted by: kamran at May 11, 2007 09:07 PM

سلام جناب نبوی
از دستتون خیلی ناراحتم. شما ما رو دیوونه کردید. ما دل مون به یه چیزی خوش بود، اون هم از ما گرفتید
چرا نطق حسنی رو تعطیل کردید؟ حسودی تون می شد، ما یه کم بخندیم؟
با اینکه ازتون ناراحتم، ولی چاره ای نیست. بهتون التماس میکنم، دو باره فایلهای صوتی درست کنید.
ما دلمون برای حسنی تنگ شده

سلام
این قدر التماس کردی که گفتم بشت بگم التماس نکن، همینه می خواستی؟ باشه! بذار ببینم چه غلطی تو ای سرم می کنم؟
فقط التماس نکن.
حالا برو

Posted by: خشایار at May 11, 2007 05:49 PM

نبوی! سلام!
من نفهمیدم که تو ایرانی یا نه،البته فاطی
کمر بدست (فاطمه رجبی)هم گفته اگر ابراهیم نبوی تو ایران باشه ماجرای امیر کبیر زیر سر اونه. بنده خدا هروقت با شوهرش دعواش می شه، اول با خودش می گه بروم خانه بابام، بعد یادش می افته که بابا ش مرده، یکی دو ساعتی می شینه گریه می کنه، بعد می آد سر کامپیوتر و به کامپیوترش می گه: سلام لونه شیطان! تو با خاتمی و روحانی نسبتی نداری؟
فاطی می ره اینترنت سایت کیهان را که باز می کند، اول یک سوت به افتخار حسین شریعتمداری می زند، بعد یک دور بندری می رقصد، بعد چون می بینه رقص تنهایی حال نمی ده، شوهرش را صدا می کنه، خوب با این رقص با شو هرش آشتی می کنند و می نشینند در باره احمدی نژاد بحث می کنند.
فاطی می گه: غلام جون! محمود چقدر کار می کند؟
غلام می گه: خیلی کار می کنه.
بعد غلام قصه محمود و داود را که از زبان محمود شنیده بود را تعریف می کند فاطی می ره تو فکر. در این وانفسا غلام خوابش می بره و بعد
یادش می افته که سایت ح - ش هنوز بازه، اول بسم الله را می گه و بعد کیهان را می خواند بعد می رود تو فکر برای چاپ کتاب محمود جیگر هزاره پنجم. در همین فکره که غلام داد می زند فاطی یک لیوان آب بیار.
فاطی می گه: خفه شو! عامل صهونیست!
غلوم می گه: من با حرف زدن تو مخالف نیستم، جون مادرت حداقل جلوی مامانت اینها درست صحبت کن، یک وقت دیدی مثل رامین که زنش را طلاق داد تو را هم طلاق بدم ها!
دیگه فاطی جوش می آره، اول غلوم را حسابی کتک می زند....

آقا ابراهیم نبوی! کارت خیلی سخته من که کم آوردم

Posted by: مجید at May 11, 2007 01:25 PM

Salam Salam
Barnamatoon ro az koja va chetor mishe gereft??
faght mostaghime ya archive ham dare?ba tashakore faravan

Posted by: mariam at May 11, 2007 03:50 AM

بدون شرح
امروز باز در چند میدان شهر دخترکان معصوم را دیدیم که ارشاد(سوار ماشین ارشاد می شدند.

این بهشت که با خود می بری مرا
از بد جهنمی عبور می کند!
این تعریف که از دین می کنی حکایتیست
که آن ابله حیران از شعور می کند!
این زهد خشک که می فروشی به هر میدان شهر
دین باوران را ز شهر دور می کند!
بسم الله نخوانده ای که الرحمان الرحیم
به لا اکراه دعوت به نور می کند!
حافظ شنیده ای هزار جامعه تقوا و زهد خشک
یکجا فدای پیرهن چاک حور می کند!
ترسم نبینم این بهشت که با خود می بری مرا
این جبر و جور مرا کور می کند!
خوش گفت سعدی آنان که نظر می کنند حرام
از خون مردمان عبور می کند!


Posted by: یکی مثل بقیه at May 11, 2007 01:08 AM

درود از ابتکار جالبتان بسیار خوشحال شدم به نظر من ایرانیان خارج از کشور درک درستی از داخل نشینان ندارند، عده ای فقط منتظر هستند که حکومت به هر نحوی که شده سرنگون شود. عده ای دیگر دنبال این هستند که به برخی روزنامه نگاران و آزادی خواهانی که مدتی زندانی بوده اند و ازاد شدند تهمت بزنند که شما با حکومت ساختد اید، عده ای دیگر برایشان مهم نیست که در میهنشان چه می گذرد و هم میهنانشان با چه مشکلاتی مواجه هستند

Posted by: sourena at May 10, 2007 11:52 PM

اوصيکم عبادالله بتقوالله بنظم امرکم

سلام و به اميد جاوداني نظام مبتني بر اسلام ناب محمدي.

اخوي، ايميلي به شما جهت دعوت شما به الخير و نيکي فرستاديم جواب نداديد؟


سلام برادر
دعوت شما به الخیر و النیکی دریافت شد، داریم می کنیم.
به امید جاودانی شدن حضرتعالی
مساکم الله بالخیر والعافیه

Posted by: ali at May 10, 2007 08:43 PM

سلام، من 25 سال ایران بودم و یک ساله که اومدیم انگلیس. تفاوت بزرگی که من اینجا دیدم به نسبت ایران اینه که خیلی ها هنوز بین سالهای 1359 تا 1366 دارن فکر می کنند. یعنی ادبیاتی که به کار می برن و تحلیلی که از . شرایط ایران و منطقه دارند انگار مال اون دوره است. بعد هم با وجود این که همه ایرانی ها یک درصد قابل توجهی پارانویا دارند، اینجا اون درصد خیلی بالاتره، اولا آخر همه بحث ها در اینجا به این می رسه که کار کار انگلیسه! بنده خدا ها انگار آخرین سریالی که از ایران دیدن دائی جان ناپلئون بوده. با همین من که یک ساله از ایران اومدم بیرون هر چیزی که از ایران براشون می گم، که عین واقعیتی است که دیدم، خوب یا بد، میگن طرفدار جمهوری اسلامی! این خیلی خنده داره که تا میگی فلان چیز تو ایران تغییر کرده و مثل قبل نیست، می گن نه، تو جاسوس جمهوری اسلامی هستی! بعد هم ایرانی های داخل ایران از نظر اجتماعی دارن کم کم بازتر می شن، اینجا هنوز از مادر پدرها می شنوی که دختر خوب برای ازدواج باید این جوری باشه، حرف هایی که اگه توی ایران بزنی همه مسخره می کن و می گن داری سر خودت گول می مالی، یه سری هم طرفدار یک نظریه ای هستند که خود نظریه پردازش هم تغییر عقیده داده، مثل تحلیل حرف های مائو تسه تونگ، که دیگه هیچ مشنگی همچین حرف هایی رو توی ایران نمی زنه


رئیس جان
خوشم اومد، بحث خوبی رو راه انداختی، مخالفین این یحث از خارج از کشوری ها اگر نظری دارند بنویسند. رفیق جان، ادامه بده، منتظر نظرات بیشتر و دقیق تر هستم، عالی بود
ابراهیم نبوی

Posted by: bardia at May 10, 2007 08:11 PM

nabavi doostat daram.
bekhater inke gham mardom va keshvarat ra dary.
doostat daram chon sarsepordeye hichkas nisty.
va doostat daram chon mitavany baraye farhang zaeef mardom Iran mofid bashy.
be omid roozy ke mardom ma kamtar ehsasy boodeh va bishtar fekr konand.
Majeed khalili az Dubai

Posted by: majeed khalili at May 10, 2007 07:34 PM

باید به خاطر بیاورید آنهایی که در نظام آموزش و پرورش ایران تحصیل کرده اند طوری تربیت شده اند که ملیت را نمیشناسند و 12 سال تحصیل اجباری ایشان را افرادی منفور از تاریخ خود و شرمنده نسبت به کشور خود و در نهایت دارای یک شرم نهان از ایرانی بودن تربیت می کند.
متاسفانه این کارخانه مدرسه حتی افتخار به ایرانی بودن را بدون توجه به شرایط حال نیز از همه می گیرد .

Posted by: [payam at May 10, 2007 06:37 PM

لازم شد زمانه را هم گوش دهیم

Posted by: Amin.n at May 10, 2007 03:41 PM

سلام،
من یک ایرانی هستم که حدود 1 سال می شود از ایران خارج شده ام. مشکلی که ایرانی ها دارند فقر فرهنگ زندگی اجتماعی و بالیدن به گذشته و اصل و نسب بی معناست. شما می توانید انواع و اقسام کارهای خوب و بد را که همه جای دنیا به ندرت اتفاق می افتد در ایران ببینید. به نظر می آید ایرانیان بعد از انقلاب 1357 تمام داشته های اجتماعی خود را در صفر ضرب کردند. یادم هست در انتخابات دکتر اینقدی نژاد، چقدر حرف از بلوغ سیاسی بود!!! مردمی که هر کس با چماق سرش بکوبد، جرات اعتراض ندارد، شد بالغ سیاسی! به نظر من هر حرکتی که به مردم نشان دهد حقوق اجتماعی آنها چیست و چگونه می توانند از خود دفاع کنند، حرکتی خوب و اثر بخش خواهد بود. نکته دیگر اینکه، باید تابوی این مقدس نما ها و اسلام ناب ولایت فقیهی شکسته شود. اسلامی که برای عده ای خلوت رفاه ایجاد می کند و عده ای را در زندان نگه می دارد به درد شمسی پهلوون می خورد و بس.

Posted by: پرویز at May 10, 2007 12:22 PM

با سلام
من فقط خواستم پاسخ دوست و هموطن عزیزمون امیرعلی رو بدم: در داخل ایران هیچکس منتظر حمله آمریکا نیست. درسته مردم از عملکرد دولت ناراضی هستند ولی دلیل بر این نیست که مصیبتهای مردم عراق را هم ندیده باشند. از دستاوردهای انقلاب فقط همین استقلال نصفه و نیمه برامون مونده، اونم دو دستی تقدیم آمریکا کنیم؟!! دوست من هیچکس برای آمریکاییها فرش قرمز پهن نکرده، در حالی که بسیاری از بدبختیهای فعلی ما به عدم پاسخ دولت آمریکا به نامه نگاری دولت قبلی بر میگرده. کسانی که تاریخ 50 سال گذشته رو مطالعه کردن می دونن که آمریکاییها فقط به تسلیم بدون قید و شرط راضی می شوند و بس.
با آرزوی ایرانی آزاد و سرفراز

Posted by: دموکرات at May 10, 2007 10:04 AM

هر کسی که فکر میکنه مردم در داخل بی تفاوت هستند بهتره به این فکر بکنه که اگه خودش به جای اونها بود چه کار میکرد. و بهتره که خارج نشینها به وقایع داخل توجه بیشتری داشته باشند و مشکلات آنها را درک بکنند.

Posted by: علیرضا at May 10, 2007 03:15 AM

استاد درود. ممنون از نوشته های فوق العاده اتون. در مورد این سوال شما می خواستم فقط به دو تا از نکاتی که در ذهنم هست اشاده کنم. اول اینکه یکی از دلایل کج فهمی دوستان داخل از ذهنیت ایرانیان مقیم خارج ایران، به خاطر وجود کسانی است که در برنامه های بی محتوای کانال های فارسی زبان معروف به لس آنجلسی برنامه اجرا می کنند. اونها که اغلب احساساتشون بر منطق و حقایق می چربه و به جای بیان ایرادات بی شمار نظام یک سری حرف های کهنه و تکراری رو هر بار بیان می کنند و نکات اساسی و ایرادات جدی و روزمره نمی پردازند باعث شده تا حد زیادی عزیزان داخل ایران تصور کنند که تمام خارج نشین ها افکاری مشابه مجریان کانال های فارسی زبان دارند و با این دید نسبت به مهاجرین ایرانی فکر می کنند.
دوم اشکال از دروغ پردازی ها و بیان نکردن کامل حقایق از طریق رسانه های داخلی است، به دلیل اینکه اکثر خبرهای حساس داخلی یا خارجی مربوط به ایران یا امریکا(که در داخل حساسیت برانگیز است) را به درستی به گوش مردم عادی داخل نمی رسانند، وقتی یکی از ایرانیان خارج نشین دیدگاهش رو در مورد موضوعی خاص بیان می کند داخلی ها تصور می کنند این شخص ناآگاه است و با دید بدبینانه به مسائل نگاه می کند و خودشون رو افرادی میدونند که در داخل کشور به درستی از هر واقعه ای باخبر میشند و خارجی چون دورند اطلاعات درست و کافی از مسائل ندارند، همین میشه که این دو دسته زبون هم رو به درستی نمی فهمند و هر یک فکر می کنند اون دیگری است که اندیشه اش ناقص است.
مسلم اینکه دلایل دیگری هم وجود دارد اما فکر می کنم بیش از این ادامه ندهم بهتر باشه.
سلامت باشید و موفق

Posted by: sherry at May 10, 2007 02:55 AM

وای چه خوب شد که قسمت نظراتتان هم باز است. حالا می ماند اینکه لطف کنید و خودتان را هم پینگ کنید.
من دنبال آن داستان فاطمه فاطمه است می گشتم. می خواستم در سایتمان لینکش کنم. حالا می گردم و احتمالا پیدا می کنم.
به برنامه رادیوئیتان هم تا آنجا که وقت باشد گوش می دهم. هفتهء گذشته با مادرم گوش می دادم و برایش تعریف کردم "این ابراهیم نبوی است. گوش کن. تعریفش در خودش هست نیاز به تعریف من نیست."

تا بعد...

Posted by: نازبانو at May 10, 2007 12:26 AM

و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پيداست، و بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمت كاران مرد كه [از زن ]بى نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه اى به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد.

آیه 30 سوره نور

کلیه برادران و خواهرانی که توبه نکرده اند، لطفا همین جا توبه کنند که ممکن است دیر شود. الهی آمین.
ابراهیم نبوی

Posted by: ایرانی مسلمان at May 10, 2007 12:23 AM

سلام به روی ماهت، من خیلی حال می کنم که افکارم با شما نزدیکه، واقعا مطالب تون و طرز فکرتون به روز هست، مثلا در مورد همین سووالی که مطرح کردید که اگر اجازه بدهید دوست دارم نظر خودم را بگویم:
آقا ابی! من فکر می کنم ما مردم دوست نداریم برای چیزی که می خواهیم به دستش بیاریم هزینه بدیم و منتظریم که از همدیگه حرکتی ببینیم و این خودش باعث دلمردگی و نفرت از همدیگه می شه. ایرانی های داخل منتظر خارجی هستند که آمریکا حمله کنه و ما ایرانی های خارج از کشور، منتظر ایرانی های داخل کشور هستیم که که اون ها مشکل رو حل کنند. کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.


Posted by: amir ali at May 9, 2007 09:31 PM

سوال خارج از موضوع. آقای نبوی با این که قصد گیر دادن به یک مطلب رو ندارم/ ظاهرا مثل اینکه دارم/ ولی سوالی که قبلا دو بار از شما کرده ام و بی جواب مانده چون خود شما هم آن عقیده را دو بار/تا آنجا که من می دانم/ مطرح کرده اید، با اجازه یک بار دیگر هم مطرح می کنم با این در خواست که اگر قصد پاسخ گویی به آن را ندارید لطفا درج اش نکنید، چرا که بی پاسخ درج شدنش فقط اتلاف وقت خوانندگان محترم در دوباره خوانی یک سوال خواهد بود. مهدی هلند

من از اقای نبوی 2 تا سوال دارم. اول اینکه اگر مثلا دنیا با اجازه سازمان ملل بخواد با دولت ایران بجنگه این چه وطن پرستی کوری یه که من حتی با علم به اینکه مقصر دولت مستقر در وطن منه/که شما به ان اقرار دارید/ باید برایش کشته شوم؟ مثل دعواهای دوران کودکی که فقط چون بچه محل مون یک طرف دعوابود برایمان حجت بود. بهتر نیست بجای این که در یک طرف جنگ بایستید همچنان به طور مثال به نقش ضد جنگ خود ادامه بدهید؟ دوم اینکه شما که فکر میکنید می توانید بعد از جنگ پدر دولت شروع کننده جنگ را در بیاورید چرا قبل از جنگ این کار را نمی کنید که ما را هم از این ترس و نگرانی بیرون بیاورید؟ مهدی از هلند

Posted by: مهدی at May 9, 2007 02:01 PM

salam amoo ebrahim.misahe begi barname radiotoon saat chand va rooy che moji shoroo mishe?? man va bahram shoharam kheili dooset darim.

Posted by: samira at May 9, 2007 12:03 PM

هااا..ابی..چیفین احوالات.؟ من از این حسین خیلی ناراحت شدم و تو هم از اون. حالا که چی؟ اون رفت اسراییل پیش کفار و اون کار کرد و تو بربر نگاه کرد. حالا شدی سازمان ملل اینتورنت؟ من از تو خیلی بدم آمد که تراکتور و کشاورزی من آمان نداشت از دست تو ولی حسین داشت.ای ابی ای که اسمت شبیه اون ابی هست که که از اراذل بود و موقع خوندن قر داد.البته یک آواز داشت به اسم کندو و من چون از عسل و فریدون گله خوشم آمد از کندو هم خوشم آمد ولی از تو بدم آمد، چون حیثیت من و تراکتور را به این حسین بی غیرت فروختی. چرا؟؟ همه آمد در کار کشاورزی و آدم شد و اصلا سازمان ملل اینتورنت به درد نخورد چون من از خاویارپرویز دوکیلوخیار که معلم کل سازمان ملل هست بدم آمد که از کفار موسیلینی بود.حالا من به تو کار نداشت فقط شهادت این حسین را از تو خواستارم. حالا برو پی کارت خدا حافظ..
اسماعیل آقا سیمیتقو

Posted by: اسماعیل آقاسیمتقو حسنی at May 9, 2007 11:34 AM

?barnamatoon che zamani shoroo mishe

Posted by: nazanin at May 9, 2007 11:10 AM

اینا رو ول کن! ببینم حالا توی ایرانی و سالمی؟ کاریت ندارن؟ یعنی ممکنه؟!!!

Posted by: mo at May 9, 2007 11:09 AM

آقا ما که نمی فهمیم شما چی می گید, اون طرفی ها رو هم نمی فهمیم که می فهمند ما چی می گیم یا نه. پس خودت بگو که کی چی می فهمه یا نه ؟!

Posted by: ماهان at May 9, 2007 11:04 AM

سلام
من از داخل ایران براتون می نویسم: بنظر من تفاوت دیدگاه ایرانیان داخل و خارج مثل تفاوت تماشای یک ساختمان از داخل و یا خارج اونه. اگه ساختمان خراب بشه تمام افراد داخل اون زیر آوار می مونن، ولی تماشاگران خارجی شاید فقط ناراحت بشن و یا یک شوک روحی رو تجربه کنن. بنابراین ترس از این مساله باعث می شه اکثر داخلی ها محتاط تر فکر کنند و به داشته هاشون بیاندیشند و سعی در حفظ حداقل داشته هاشون داشته باشن و یا اگه بتونن با نهایت احتیاط چیزی به اون اضافه کنن. اما در مورد افرادی که در خارج زندگی می کنن : همه یک جور نیستند بعضی هاشون دوست دارن این ساختمان هرچه زودتر خراب بشه رو سر ساکنانش، بعضی ها ظاهرا مشکل خاصی (مثلا سیاسی)ندارن و هم بخاطر وابستگی هایی که داخل کشور دارن در واقع مثل داخلی ها فکر می کنند و دسته ای هم هستند که خودشون هم نمی دونند چکار دارن می کنن و مثل کسی که درون یک زندانه و خیلی دلش می خواد از اون خارج بشه هی از راست می رن به چپ و دوباره از چپ می رن به راست!!! در واقع این دسته بلا تکلیف هستند از طرفی دلشون برای کشورشون تنگ می شه و از طرفی می بینند که با روالی که مردم داخل ایران(البته اکثریت مردم نه همه)در پیش گرفتن امیدی به بازگشت پیروزمندانه نیست. بنابراین فقط به جیغ و داد کردن و ناسزا گفتن به مردم هموطن شون می پردازند، شاید که کمی آرامش پیدا کنند.
با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما و به امید روزی که ما ایرانی ها بدون عصبانیت بتونیم با هم صحبت کرده و همدیگر را بیشتر تحمل کنیم.

Posted by: دموکرات at May 9, 2007 10:49 AM

جناب نبوي
برنامه تان در رادىو زمانه به وقت ايران كي پخش
مي شود؟

Posted by: armin at May 9, 2007 09:27 AM

آقای نبوی عزیز
تا حالا که خوب اجرا نکردی. مثل آدمهایی که زورکی می خواهند بخندانند شده ای. آدم باورش نمی شود این آدم صاحب اون نوشته هاست. بی برو برگرد من خودم تو نوشتن به گرد پات هم نمی رسم، ولی تو اجرا یک سر و گردن بهتر از شما اجرا می کنم. من می گم این برنامه را دونفره اجرا کنید. با یکی دیگه که بلده. حالا خودت بگرد پیداش کن.
ممنون

Posted by: MEHRDAD at May 9, 2007 05:59 AM

سلام
مشکلی که مطرح کردید حد اقل برای من محسوس نیست، فکر کنم اینروزها با وجود اینترنت و سایتهای جمعی ای مثل بالاترین، پی سی، فرومهای مختلف ،.... من (نوعی ) میتونم هموطن داخلیم را در کسری از ثانیه پیدا کرده و دیدگاهش را بدونم و بالاعکس
ممنون

Posted by: hamid at May 9, 2007 04:48 AM

درود
می دونی بنظر من ایرانیهای خارج از گشور با دیده ی تحقیر و با نگاه یک شهری به یک روستایی به داخلی ها نگاه می کنند که اشتباست

Posted by: علی at May 9, 2007 04:43 AM

سلام آقای نبوی
شنیدم قبلا تو تهران يک دوره کلاس روزنامه نگاری رو اداره (تدریس) میکردین.
خواستم ببینم این تیپ کلاسا تو شیرازم بر گزار میشه یا شما کسی رو میشناسید که اینجا(شیراز) به من تو این زمینه کمک کنه.
محمدم/20سالمه/دوس دارم روزنامه نگار یا نویسنده شم/تو شیرازکتابم گیر نمیاد/شاید اشکال از خودمونه/ظاهرا دارم مهندس میشم.
ان شا... که کمکم میکنید.
ضمنا رادیو زمانه رو چه موجی هست؟

Posted by: mohamed at May 9, 2007 03:46 AM

Post a comment




Remember Me?