دوشنبه 17 اردیبهشت 1386
دوشنبه 17 اردیبهشت 1386
هیچکدام از نویسندگان «روز» هرگز از گل نازکتر به رفسنجانی نگفتهاند. آنها کوچکترین مشکل داخلی را از کاه به کوه تبدیل میکنند و ایران را فاسدترین و ناکاراترین کشور دنیا نشان میدهند، ولی هرگز حتی اشارهای گذرا به اخبار فساد مالی اطرافیان رفسنجانی نکردهاند
![]()
.... همان شبکهی رسانهای که موقع نامزد شدن رفسنجانی برای ریاست جمهوری برایش تبلیغ میکرد و مصاحبه و رپرتاژ آگهی جور میکرد، الان به دفاع از موسویان آمده....
واقعا از این نظر شانش آوردیم که رفسنجانی رییسجمهور نشد. او به رغم همهی گندکاریهاش، با بیباکی تمام دست اغلب آدمهای فاسد نزدیک به رفسنجانی را از قوهی مجریه قطع کرد. رفسنجانی یک خطر بزرگ برای منافع ملی ایران است و اگر زندگی این همه روزنامهنگار و تبلیغاتچی وابستهاش را تامین نمیکرد، معلوم میشد چقدر به این مملکت و حرکت بینظیر انقلابیاش در طول این سی سال ضربه زده است. هرچند که اگر این «روشنفکران» را کنار بگذارید، مردم عادی خیلی خوب همهی اینها را میدانند و اتفاقا برای همین هم احمدینژاد رییس جمهور شد.
حسین درخشان شانزده اردیبهشت 86
با کسانی که بخاطر رییس جمهور شدن احمدینژاد تحلیل میکنند که مردم ایران فرق کردهاند و به اصلاحات پشت کردهاند و اینها مخالفم.
حسین درخشان، 14 تیر 1384
آقایان و خانم های ژیگول باحال روشنفکر پولدار خارجی ساکن تهران که می گویید اینها همه اش بازی است و رای نمی دهیم و بگذار حکومت سرنگون شود و از این حرفها. شما را به خدا فکر جوان هایتان را بکنید و بروید به احمدی نژاد رای منفی بدهید. این جوان های بیگناه پشت سربازی و بیکاری گیرکرده همین جوری اش دارند پرپر می شوند. وای بحال وقتی که با آمدن احمدی نژاد دنیا همین یک ذره حالی را هم که به ایران می دهد ندهد و کم کم بر گردیم به شرایط زمان جنگ. منزوی و بیچاره و افسرده. خطرناک ترین چیزی که دولت چهار ساله ی احمدی نژاد (بخوانید مصباح یزدی که در واقع ایدیولوگ اصلی آن جریان است) برای قشر متوسط ایرانی خواهد آورد یک افسردگی همه گیر است. اگر به فکر آینده ایران نیستنید، به فکر آینده جوانتان باشید. افسردگی آنها را یا سرنگ به دست می کند یا طناب بر گردن.
حسین درخشان، دوم تیر 1384
ولی البته معنی رای دادن به رفسنجانی هم این نیست که او نمایندگی پیدا می کند هرکار خواست از طرف ما بکند. بلکه گروه های مختلفی که الان دارند زیر چتر او جمع می شوند باید بلافاصله پس از پیروزی او شفاف و آشکارا بگویند که در ازای حمایت از رفسنجانی چه چیز از او می خواهند. رفسنجانی اگر در دور دوم پیروز شود با دور اول خیلی فرق دارد. چون قبلا فقط باید به کارگزاران و پسران خودش جواب می داد. ولی حالا باید به از مشارکت گرفته تا ملی مذهبی ها جواب بدهد. امیدوارم خودش این را بفهمد و از آن سوء استفاده نکند. چون آن وقت خیلی بد می شود.
حسین درخشان، 31 خرداد 1384
جمع کنید تحلیل های مسخره تان را درباره ی دلایل محبوبیت احمدی نژاد و شکست ناگهانی اصلاح طلبی و میانه روی. این یک انتخابات عادی نبود که بشود نتایجش را اصولا تحلیل کرد. کم کم همه این را می فهمید. بخصوص شما عقب افتاده هایی که از ناف حوادث ایران دورید و حالیتان نیست که آن استراتژی احمقانه تحریم تنها به نفع برادر احمدی نژاد شد و بس.... میانه روها در همان دور اول هم با وجود میبدی و رضا پهلوی در مجموع شش میلیون بیشتر از اصول گرایان رای آوردند. ولی اگر این اختلاف را دو برابر نکنیم کار همه مان تمام است. هر کس باید یک نفر را که رای نداده به زور پای صندوق بیاورد و به زور هم که شده وادارش کند که به رفسنجانی رای بدهد. چاره است نیست. رفسنجانی هر چه باشد احمدی نژاد نیست و اگر این را درک نمی کنید لطفا دیگر فارسی حرف نزنید که شایسته اش نیستید. رای ندادن در دور دوم یعنی رای به کودتای 1384.
حسین درخشان، 30 خرداد 1384
نتیجه گیری اخلاقی: آدم وقتی خودش مشکل پیدا می کند، نباید یادش برود که در گذشته چه کسی بود.
نتیجه گیری فلسفی: آدم می تواند یک جور دیگر باشد، ولی نمی تواند بگوید که قبلا هم یک جور دیگر بودم.
پیام سیاسی: حسین جان! به قول حسین درخشان، رفسنجانی هر چه باشد احمدی نژاد نیست و اگر این را درک نمی کنی لطفا دیگر فارسی حرف نزن که شایسته اش نیستی.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/229
ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:ما مزدوران هاشمی رفسنجانی:
» pontiac michigan home insurance from pontiac michigan home insurance
testified lexicographical Baileys bequeathing statuesquely black, [Read More]
Tracked on July 28, 2007 08:05 AM
Ebrahim;
I can see sometimes you write the truth and fair but I cannot understand why you presented such a controversial and revealing article in an international conference for the non-Iranian audience.
Self critism is usually helpful as long as it is intended for us and not others who might have already got some misunderstandings about Iran and Iranians
Sorry, but I would have enjoyed more if you had presented this article in a Persian Function or Conference.
.Take Care and Keep up the Good Work
.Behzad from Melbourne
Posted by: Behzad at June 4, 2007 12:22 PM
جناب آقاي نبوي سلام اميدوارم هركجا هستيد سلامت و سرزنده باشيد. همانطوري كه ميدانيد سايت شما توسط دولت فيلتر شده است ميخواستم بدانم از چه طريقي ميتوانم به مقالات شما دست يابم . متشكرم اميدوارم فرصت پاسخ به بنده را داشته باشيد .
من فقط ازطریق روزآنلاین و رادیو زمانه و دوم دام دات کام مطالبم را منتشر می کنم ولی چندین وب سایت هستند که مطالب مرا خودشان منتشر می کنند و اگر بخواهید باید آنها را پیدا کنید. راه دیگری نمی دانم.
با احترام
نبوی
Posted by: kambiz at June 2, 2007 09:19 PM
نبوي جان فقط زنده باشي و خسته نباشي. دست مريزاد. به قول شادمهر: آدم فروش،دست تو رو شده برام...
Posted by: افشين at May 13, 2007 05:02 PM
در مورد موضوع فاطمه فاطمه نیست
باید خدمتتون عرض کنم که فواید این کار این است که آن دنیا ما در بهشت برین در کنار چشمه ها ی شراب مست و پاتیل می نشینیم وبلاگ شما غربت نشینان را که در جهنم در آتش سوزان در حال وبلاگ نویسی هستید را می خوانیم
از این بهتر چه می شود ؟؟؟
Posted by: دری وری at May 13, 2007 05:21 AM
Ooooooooooooooooof delam khonak shod ay val Hodar aparkate bad joori khord.
Posted by: Binam at May 12, 2007 08:26 PM
باسلام
شماهایک چیزی یادتون رفته واون تقدیرالهیه.
فکر کنید!یه شخصی که نه معروف بودونه تیپ درست و حسابی
داشت ونه سیاستمداربودو نه حرف زدن بلد بود،یک شبه شد
رئیس جمهور. مطمئن باشید پشت این برنامه یه تقدیری خوابیده. من
که فکر می کنم دوران رئیس جمهوری احمدی نژاد،بطورعادی
تموم نمی شه ویک تغییروتحول بزرگی رخ می ده، یا می ریم
اوج یا می ریم جائی که عرب نی انداخت. می گید نه تماشا
کنید.
سلام دوست من
چند اشکال به حرف های شما دارم.
اول این که احمدی نژاد که نه تیپ درست و حسابی داشت و نه سیاستمدار بود و همه چیزهایی که شما گفتید که همینجوری رئیس جمهور نشد که من فکر کنم تقدیر الهی بود. سه رئیس قوه و وزیر کشور گفتند که در انتخابات تقلب شده و 3500 شکایت مشخص وجود داشت، بنا براین تا اون جایی که من می دونم خداوند برای معجزه کردن هر کاری می کنه جز تقلب در انتخابات.
دوم این که همه روسای جمهور یک شبه رئیس جمهور می شن، یعنی از ساعتی که نتیجه انتخابات اعلام می شه از شب بعدش یک نفری می شه رئیش جمهور، به همین دلیل این هم نشانه تقدیر نمی تونه باشه.
سوم این که: من مطمئنم پشت این پرده ای که شما فکر می کنید یک عده ای نشستند و نقشه می کشند من رفتم و دیدم هیچ کس نیست، اصولا من معتقدم اگر کسی نقشه می کشید این همه کارهای احمقانه توی دنیا اتفاق نمی افتاد.
چهارم، من حدس می زنم که با توجه به اینکه حداکثر شش ماه دیگه( از حالا تا زمان باز شدن فضای سیاسی در انتخابات مجلس بعدی) در ایران امکان شلتاق کردن برای احمدی نژاد فقیر و بدون بودجه است. به همین دلیل فکر نمی کنم، مگر با یک حماقت اتفاق خاصی مثل جنگ یا کودتا یا انقلاب یا شورش رخ بده.
من فکر می کنم آقای خامنه ای از دو ماه دیگه دست و پای احمدی نژاد رو می بنده و ده نفر رو می گذاره بالای سرش که جلوی اشتباهاتش رو بگیره، بعد احمدی نژاد همین جوری مدتی جیغ و ویغ می کنه و در سال آخر هم بال بال می زنه تا تموم بشه و وقتی بره کسی جز با یک حاطره تلخ بهش نگاه نمی کنه.
مخلص شما
ابراهیم نبوی
Posted by: eynollah bagheri at May 11, 2007 04:53 PM
سلام جناب ابي خان,خوبي?آقا افرادي مثل درخشان در بين ايرانيها فراوونه,تا دلت بخواد,اين كه سهله فقط حرفش عوض شد.همين فردا حكومت عوض شه ريش مي شه سه تيغه,يقه آخوندي مي شه كروات. همه هم مي شن موافقان آزادي و دموكراسي._
Posted by: Farshad at May 11, 2007 02:57 PM
سلام آقای نبوی
از شما به خاطر افشای متظاهران و خودفروش ها و مردم فروش ها متشکرم. به نظر من هم حسین درخشان بیمار روانی است.
Posted by: نانسی at May 10, 2007 11:16 PM
وقتي اين حسين درخشان را با فرشاد امير ابراهيمي
مقايسه ميكنم ميبينم ما در طول عمر ايراني مان بارها تغيير ميكنيم و از اين ور به آن ور ميرويم. بعضي هايمان تعداد تغييرات مان كمي بيشتر است.
Posted by: mane at May 10, 2007 12:05 PM
من از روزی که این اقا را در میزگرد صدای امریکا دیدم احساس کردم بیمار است تا حالا هم حتی یک بار نشده چیزی از او بخوانم اما انگار درست احساس کرده بودم
Posted by: hamid at May 9, 2007 03:52 PM
طفلکی دلش برای چی تنگ شده که دارد ... احمدی نژاد را دستمال می کشد؟
دوست دخترش اینجاست یا اینکه کسی دیگر برای مصاحبه دعوتش نمی کند
Posted by: شهرام at May 9, 2007 01:55 PM
همیشه از این اخلاقت خوشم میومد که حرف راست رو میزدی حتی اگر به ضررت بود مانند اعتراف همیشگی ات به ترس از رژیم که اگر با آنها بطور مستقیم در بیفتی امکان دارد کله ات رو ختنه کنند . از این روست که مستقیم به قلب قضیه نمی زنی ؛ رهبری و این حرف ها . بر سر فرخزاد و کسانی که خارج از مملکت زیاده گویی می کردند ( به زعم آغایان !!! داخلی ) چه آمد ؟ حافظه تاریخی خوبی داری ... آسه میری آسه میای برای همین عمرت به دنیا خواهد بود .
Posted by: نازنین at May 9, 2007 03:43 AM
سلام آقایی نبوی عزیز
تنها این اقا نیست، با بقیه چه کنیم
یک روز میگویند به خاطر ناطق رای به خاتمی بدهید
روز بعد بخاطر احمدی نژاد به هاشمی فکر کنم
ملت حالا حالا سر کاره
Posted by: رها at May 9, 2007 02:02 AM
سلام
آقای سید ابراهیم نبوی
شاعر میگه
خوی مرند آستارا ملا...پاسدارا...
یورولما همشهری یاشا
Posted by: ABBAS at May 8, 2007 03:04 PM
بدون شک حسین درخشان درصد قابل توجهی از بازدیدهایش را مدیون شماست. من ابراهیم نبوی را از عصر آزادگان می شناختم. اما آن قدر عبارت «کیهان تحت ویندوز» را در روز آنلاین دیدم که آستانه کنجکاویم تاب نیاورد و یک روز در گوگل تایپ کردم حسین درخشان!
Posted by: Parsa Mehrdad at May 8, 2007 11:33 AM
سلام. خاطرم هست وقتی خبرنگار رادیوفردا در ایران ممنوع الخروج شد(در واقع پاسپورتش را از او گرفته بودند)وی و رادیویی که ایشان برای آن کار می کرد اعلام کرد که سال گذشته حفاظت اطلاعات ایران به آن خانم خبرنگار پیشنهاد همکاری کرده و او رد کرده است. اینکه می گویند حسین عامل رژیم است چندان هم غیر منطقی و دور از ذهن به نظر نمی رسد. به هر حال او بیش از آن خانم خبرنگار شناخته شده است و تاثیرگذاریش هم می تواند به مراتب بیشتر باشد. از طرفی فراموش نکنیم که حسین درست بعد از سفرش به ایران بود که ناگهان متحول شد. البته آن موقع هنوز وزارت اطلاعات متعلق به دولت قبلی بود و پس از تغییراتی که احمدی نژاد در آن وزارت خانه داد حسین هم تغییر لحن داد...حسین را مجرم نمیدانم اما از دید من او یک متهم است. قضاوت با شما
Posted by: آرش at May 8, 2007 05:46 AM
زدی به هدف....
Posted by: Winston at May 8, 2007 04:41 AM
AFARIN, kheil aali bood. Thanks so much
Posted by: Sina at May 8, 2007 01:23 AM
درسته که دوستان معتقدند نباید به نوشته های درخشان اهمیت یا پاسخ داد ..اما فراموش نکنید هیچکس به سگ مرده لگد نمی زنه..پس یه چیزی هست و آنهم بر خلاف تصور دوستان اینه که الان دیگه خوانندگان وبلاگ های سیاسی، نویسندگان وبلاگ های سیاسی هستند و بس !...چرا که مردم عادی هم از حسین خسته شده اند هم از ابراهیم و هم از تبعیدیهای عصبانی دیگر..
پس این بحث ها تنها روش داغ نگه داشتن چنین وبلاگ هایی است که روز به روز از خوانندگان آنها کاسته می شود.
چون مردم تنها چیزی که انتظار دارند در این بلاگ ها ببینند مطالبی کاملا انتقادی و سیاه از اوضاع و احوال کشورشان است. انگار خود در جریان امور نیستند و هر روز باید با خواندن مرثیه سرایی دوستان ، داغ بدبختیشان تازه شود.
وقتی رد و پای امید در وبلاگ های شما نیست آیا می دانید شما نیز سهمی در زدودن شادی ولبخند از چهره ایرانیان دارید؟
Posted by: محسن at May 7, 2007 10:25 PM
شما با نوشتنتان در باره این دیوانه ی واپسگرا او را بزرگ جلوه می دهید
او را فراموش کنید تا از بین برود
Posted by: akbar at May 7, 2007 10:23 PM
Aghaie Nabavi, ba koliate bahse shoma kamelan movafegham. Vali beine khodemon bashe, derakhshan avalinesh nist ke in hame taghir karde o be roie khodesham naivorde, makhmalbaf, deh namaki, sorosh, va hata khodet.
khob to oonghadr sedaghat dashti ke gozashtat ro naghd koni, vali kheilia menjomle sorosh in shahamat ro nadashtan.
Kash hala ke kolan bahse in taghirat shode ye maghalaie koli mineveshti dar in zamine.
دوست من
من اصلا مشکلی با تغییر کردن حسین ندارم، ولی به نظر شما درسته آدم وقتی تغییر کرد، دوستان سابقش رو بفروشه و اونها رو در معرض خطر قرار بده؟ من فقط همین مشکل رو دارم، وگرنه به من ربطی نداره که حسین چی فکر می کنه.
ابراهیم نبوی
Posted by: Yek Doost at May 7, 2007 08:07 PM
داور جان [به زبونم نمیاد که سیدابراهیم صدات کنم خیلی جواده!]
بابا این حسین درخششمداری خله. مشکل روانی داره. اینرو محض خنده و مطایبه نمیگم. واقعا دچار سایکوز حاده. هرچند همیشه از خوندن مطالبی که دربارش مینویسی حال می کنم و از خنده روده بر می شم ولی نوشته هات باعث می شه برم به خردبیر سر بزنم و دیدن خردبیر به نفسه آدمی رو با اعصابی داغون روونه ی خلادونی می کنه. گیر نده به این پسره خل وضع که دائم در حال پختن دماغ بیهوده ست. خیال می کنه چون خوب می نویسه خواننده هاش زیاد شدن و هی مرضش بدتر می شه. خوب دیگه باید برم ببینم خردبیر چه ...شعر جدیدی تلاوت کرده!!!!! بابا چرا ایراد می گیری از دیروز تا حالا دست به آب نرفتم.
سلام دوست عزیز
اصلا اینجوری که می گی نیست، سردبیر خودم در طول سه ماه گذشته ویزیتورش حدودا به 40 درصد قبل کاهش پیدا کرده و صبحانه هم بعد از بالاترین که ایشاء الله هر روز بالاتر بره تعداد بیننده هاش به 30 درصد 5 ماه قبل رسیده. من فقط سعی می کنم به میزان محدود به امور این برادر رسیدگی کنم که دچار بی توجهی مفرط نشه.
چون شما ترجیح می دی، داور نبوی
Posted by: Babak at May 7, 2007 07:31 PM
ها ها ها !!! عجب مچ گيري بود! از بالاي صفحه تا پائين صفحه180 درجه فرق فرمايشات !! اينارو كه آدم ميخونه ياد هواي فصل بهاري كه الان درش هستيم مي افته , آخه تو هواي بهاري هوا هر روز با روز قبل فرق ميكنه!. بدو بيا بهاره......... بهار !!! حسين آقا بهاره ...... بيا حراجش كرديم !! ها ها ها !!.
Posted by: mamali at May 7, 2007 05:21 PM
متاسفانه جدیداً مقاله های آقای درخشان را که می خوانم همان حس قدیمی که زمانی صبح، یا لثارات الحسین و کیهان را می خواندم به من دست می دهد. یعنی احساس تهوع.
خصوصاً این مقاله آخری ایشان در مورد بدحجابی و مقایسه پلیس نروژ با مشتی ...(مقصود لندهور، بی غیرت و بی شرف نیست، جان بر کف و شیر دل است اشتباه نشود.) که واقعاً شاهکاری بود که از عهده برادر حسین شریعتمداری هم ساخته نیست. فقط اگر کمی در مدح رشادت آن برادر غیور و شجاع که داشت آن دختر جنایتکار را به درون ماشین راهنمایی می کرد بهتر بود. نمیدانم اگر با مادر و یا خواهر ایشان هم چنین برخوردی می شد( کما اینکه با مادران، خواهران و همسران بسیاری شد) همین اراجیف را می نوشت؟
به همین دلیل برای آرامش اعصابم همان برخوردی را با ایشان هم می کنم که با کیهان و کیهانها کردم. یعنی آنها را از این پس نخواهم خواند چون ایشان نه تنها شایسته فارسی حرف زدن بلکه شایسته حرف زدن به هیچ زبان خاصی مگر زبان عصر حجر که احمدی نژاد نیز آن را بطور سلیس صحبت می کند، نیستند.
Posted by: یه نفر at May 7, 2007 05:00 PM
آقاي نبوي
عالي بود نابودش كردي آخ كه لذت مي برم وقتي اين قلم به دستان مزدور !!!!! ( وام گرفته از استاد تمساح ) يادشون مي ره كه قبلا" چه دري وري هايي مي گفتن و الان چي مي گن ( يا برعكس ) در هر صورت گل كاشتي .
خسته نباشي
Posted by: مهران at May 7, 2007 04:50 PM
ای ول! حالی کردیم!!!
Posted by: Nima at May 7, 2007 04:19 PM
من کاملا با دیدگاه حسین درخشان مخالف هستم ولی شما در این متن ثابت کردهاید که او هم زمانی طرفدار هاشمی بوده و شاید مانند من و یا شما فکر میکرده !! ولی در مورد این موضوع که شما و یا نیکآهنگ و یا .. در مورد رشوه گرفتن پسر رفسنجانی سکوت کردید و یا کمتر سخن گفتید (در مقایسه با ماجرای پولهای گمشده در شهرداری تهران در دوران احمدینژاد) چیزی نگفتهاید!!
Posted by: امیر at May 7, 2007 02:36 PM
edame bede vaghan in adam kale pooke man ghablan ham khounde boudam aksolamal hash rou ham benevis bishtar bekhandim
Posted by: kiarash at May 7, 2007 02:17 PM
اين هاشمي از اول فاسد بوده اصلا! اين را ببينيد:
http://www.baztab.com/news/64786.php
Posted by: امین at May 7, 2007 01:55 PM
معلوم ميشه درخشان يه طورايي با جناح تمامت خواه نسبت قوم و خويشي داره چون حرفاشون مثل همديگه ضد و نقيضه.
Posted by: " حر" at May 7, 2007 01:42 PM
حالا درسته درخشان اينهمه منفور عام و خاص شده اما نبايد انصاف رو از دست بديم. بايد قبول کنيم كه هنوز شرافت و حيثييت در وجود حسین درخشان هست و هنوز هم اونقدر بي ناموس نيست كه حرف هاي خودش رو زير پا بزاره. من مطمئن هستم ديگه به فارسي چيزي نمينويسه. حالا شما باور نکنين!
اما من چون مطمئن هستم پيشنهاد ميکنم ما از اين به بعد مطالبمون در مورد حسين رو به زبان اسپانيايي بنويسم كه هم حسين كه مي خواد اين زبون رو ياد بگيره تشويق بشه و هم ما همگي يه کار مثبت کرده باشيم و اجازه بديم اون حيثبت و وقار خودش رو حفظ کنه
Posted by: erinther at May 7, 2007 01:28 PM
دمت گرم نبوی جان،
در عین اینکه دلم برای وقت با ارزش شما که صرف به آدم سوخت می شه می سوزه، ولی خوب خیلی حال می کنم جواب این بابا رو می دی...
Posted by: کوروش at May 7, 2007 12:37 PM
سلام آقا ابراهیم،
بابا این چسقاله (گزقاله) رو ول کن....
باور کن از وقتی تو اسمشو بردی، بازدید از سایتش 1000 برابر شده... این خودش هم حالیش نیست چی می گه...
من براش کامنت گذاشتم در مورد انتخابات فرانسه که به اون اصلا ربطی نداشت.... ولی تو وب سایتش نذاشت.
موفق باشین
Posted by: پرویز at May 7, 2007 12:33 PM
آقای نبوی ! این حسین درخشان یک شخصیت واقعی است یا مثل "م.ک.انگولکچی" یا " ملا نصرالدین" یک امضا برای نوشتن مطالب طنز درقالب پارادوکس است؟
آیا در طبیعت نمونه زنده آن را دیدهاید؟ آیا؟
Posted by: mohammad at May 7, 2007 12:01 PM
جناب آقای نبوی
من چندان با تجدید نظر شما که در مطلب قبلی در مورد روستاييان موافق نيستم. از نظر من به عنوان يک روستا زاده مطلب شما نسبت به روستاييان توهين آميز نبود به اين دليل که ذکر فرموديد که آدمهايی که به دختران و پسران جوان گير ميدهند آدمهای روستايی عقب افتاده هستندو هيچ کجا نفرموديد که روستاييان همگی اينچنين هستند. به عنوان مثال اگر در مورد هيتلر گفته شده که مادرش با کلفتی در خانه های یهودیان ثروتمند او را بزرگ کرد و اين باعث عقده او نسبت به يهوديان شد آيا به معنای عقده ای بودن تمام بچه هايی است که مادرانشان با کلفتی انها را بزرگ کرده اند. بهر حال اگر در اين مملکت ما هر روز روزنامه ای با شکايت اين و آن بجرم توهين بسته ميشود نه فقط زاييده دولت جمهوری اسلامی است بلکه اين در ذات خودمان است که هر حرفی را توهين به جمع قلمداد ميکنيم و خواهان سانسورش هستيم. سلامتت مستدام و قلمت در راه حق و حقيقت پايدار باد.
Posted by: قباد at May 7, 2007 11:54 AM
اینکه کسی نظرش عوض شه الزاماً چیز بدی نیست.
Posted by: آرش at May 7, 2007 11:21 AM
جناب نبوي
از نوشته منطقي و توام با احترام تان درس آموختيم .
Posted by: پوريا at May 7, 2007 11:15 AM
kheili hal kardam DAVAR khan safa kardam fatir, chon in bache por roo kheili gonde goozi mikone
Posted by: nik at May 7, 2007 11:12 AM
Thank you Mr. Nbavi. The oversease version of Mr. H shariatmadari (Ver 4) thinks no one can remember his past.
Posted by: ali at May 7, 2007 10:44 AM
جناب آقای نبوی
با سلام و درود
با وجود ارادتی که خدمت شما دارم متاسفانه بنظرم میاد که هنر و توانایی خود در نوشتن را در راه اشتباهی بکار گرفته اید. امیدوارم در آینده مطالب جدی تر و در عین حال زیباتری را از شما شاهد باشیم.
باز هم همانطور که قبلا خدمت شما عرض کردم و جنابعالی متاسفانه عصبانی شدید نوشتن مطالب اینچنینی باعث اعتلای قلم شما و نیز روشن شدن افکار عمومی نمی شود. حداکثر در حد نفرین کردن کسانی که دوست ندارید باقی مانده و از آن فراتر نمی رود. در ضمن فکر نمی کنید در برخی مواقع در پاسخ هایتان کمی از دایره ادب خارج می شوید؟
با آرزوی موفقیت روز افزون
دوست عزیز!
به نظر می رسد به شما فرموده اند این کلمات را بنویسید. کل این مطلب 800 کلمه است و فقط 40 کلمه آن نوشته من است و باقی آن نوشته من نیست، کجا از دایره ادب خارج شدم؟
ابراهیم نبوی
Posted by: دموکرات at May 7, 2007 10:11 AM
من به تازگي پستي از ايشان خواندم درباره آن ويدئوي معروف. از شدت خشم ميخواستم برايش چيزي بنويسم ولي ننوشتم و خوشحالم كه ننوشتم. من گمان ميكنم يكي از اين دو تحليل درست باشد:1- ايشان به شدت توسط عوامل ج.ا در جايي تهديد شدهاست. 2- او به نوعي بيماري روحي دچار شدهاست. فكر ميكنم به جاي پاسخگويي بايد فكر چارهاي باشيم و خيلي سريع با كمك اطرافيانش كمكش كنيم. اگر حدس اول درست باشد او را به جاي امني منتقل كنيم و درصورت درست بودن گمان ديگر او را پيش پزشك ببريم.
Posted by: dr jack at May 7, 2007 08:46 AM
داستان اينه که ميخوان به بخش معجزات يکی بيافزايند و آن معجزه ی احمدي نژاد است که به غايت زشت بود و هر کجا گام مينهاد قحطی و طاعون و بوی بدی برمي خاست که هيچ خوشبوکننده را يارای درگيری نبود و وی را شگفتی هزاره ی سوم نام نهادندی وهمه در حيرت انگشت تعجب چنان به دندان گزيدند که علی کوچولو را يقين آمد که اين انگل که به کار انتخابات ملت فرو مي نمود را مار روزگار گزيدن نمودی و چاره جز کوکنار نبود، پس منقل را همی بگستردند.
Posted by: Amoo Kaveh at May 7, 2007 07:18 AM
دقت کردين خواسته و ناخواسته چقدر داريد در مورد حسين درخشان مطلب مينويسيد؟
من نميفهمم فايدهاش چيه
Posted by: Ehsan at May 7, 2007 06:28 AM
that is ok
Posted by: dd at May 7, 2007 06:03 AM
ایول باحال بود.
Posted by: xbenix at May 7, 2007 05:58 AM
آقای نبوی از یه جهت خوشحالم که جواب حسین درخشان را دادید و از طرف دیگه ناراحتم که وقتتون را برای مقابله با اون هدر می کنید...به قول دوستان وبلاگستان حسین فقط به یه کم توجه نیاز داره، حالا چه با تهمت زدن به شما و جه با آشکار کردن هویت آرش کمانگیر.....راستی دقت نکردید ها ...این الان ورسیون چهاره!!!!
خوش باشید
دوست عزیز!
حسین به کمی توجه نیاز داره و منم دارم بهش کمی توجه می کنم، اگر می خواستم بهش زیاد توجه کنم که خلاصه نمی نوشتم. توجه اونی بود که به داریوش جانم کردم.
ابراهیم نبوی
Posted by: hamid at May 7, 2007 05:45 AM