دوشنبه 3 اردیبهشت 1386

پول سیاسی ( قسمت دوم)

در قسمت قبل سووالاتی را طرح کردم. طرح این سووالات تا الی الابد می تواند ادامه پیدا کند و من امیدوارم که هر کسی در ذهن خودش به این سووالات پاسخ دهد.

pool siasi 3.jpg

به نظر من لازم است در این مورد بخوبی فکر کنیم. گفتگو نکردن در این مورد، جز این که باب تهمت های ناروا و نهان روشی و ریاکاری را باز بگذارد، کمکی نمی کند. می خواهم این سووالات را در چند نوشته پی در پی پاسخ دهم. بدیهی است بسیاری از دوستان از طرح این موضوع و هرگونه برخوردی با آن، ناراحت خواهند شد. اما شفافیت در این موضوع چیزی است که امروز بسیار به آن نیاز داریم.

برای کسانی که به این سووالات فکر می کنند و پاسخی در ذهن برای آن می جویند، توضیحاتی چند را لازم می دانم تا بدهم که در موقع فکر کردن آن نکات را هم در نظر بگیرند.

اول: معمولا هر نیروی سیاسی در هر جامعه ای باید کارنامه سیاسی مشخص، شفاف و روشنی داشته باشد، وگرنه به عنوان فساد سیاسی و مالی متهم خواهد شد، به همین دلیل معمولا احزاب در دنیای آزاد بشدت در این مورد زیر ذره بین جامعه و رسانه ها هستند. از طرفی معمولا هزینه های فعالیت سیاسی را طرفداران هر گروهی تامین می کنند، در حالی که در ایران چنین چیزی عملا وجود ندارد. به عبارت دیگر، به دلیل نبودن فعالیت رسمی و شفاف حزبی، همیشه احزاب با بحران پول سیاسی فاسد مواجهند. در ایران چند استثنا وجود دارد؛ شبکه روحانیت در گذشته پول سیاسی را از منبع پرداخت زکات مردم تامین می کرد، برخی نیروها مانند نهضت آزادی همیشه از تجارت و فعالیت اقتصادی برای تامین هزینه های سیاسی خود استفاده می کرد و تلاش می کرد تا با ایجاد موسسات درآمدزا خود را از پولهای آلوده مصون نگه دارد، برخی نیروهای تروریست مانند مجاهدین خلق نیز در کنار تجارت سیاسی یا کلاهبرداری های مالی و سیاسی، از روش هایی مانند سرقت پول از بانک ها استفاده می کردند.

دوم: در ایران، دولت یکی از منابع اصلی پول سیاسی است، این خصوصیت در اکثر حکومتهای ایدئولوژیک وجود دارد، چرا که برنامه ریزی در این دولتها بر اساس نیازهای مصرف کنندگان( جامعه) انجام نمی شود، بلکه بر اساس اهداف ایدئولوژیک حکومت انجام می شود، به همین دلیل دهها سال است که دولت ایران منبع اصلی مالی طرفداران حکومت است و نیروهای سیاسی طرفدار حکومت به جای اینکه به حزب طرفدارشان کمک کنند، از دولت کمک مالی می گیرند. این امر در مورد مخالفان قانونی نیز به اشکال مختلف وجود دارد، از جمله سوبسیدهای دولتی، فرهنگی و حتی سیاسی که به طرق مختلف داده می شود. از نظر من وجود سوبسید دولتی در ایران باعث شده است تا ما ایرانیان ناخودآگاه فکر کنیم هر دولتی یا سازمانی مانند دولت ایران، برای دادن هر پولی مقصود خود را به دریافت کننده آن تحمیل یا دریافت کننده پول را سانسور می کند و جهت می دهد.

سوم: بخشی از اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور، به دلیل فعالیت های فرهنگی و اجتماعی از کمک های مالی دولتی کشور مقیم، که به همه ساکنان خارجی تبار پرداخته می شود استفاده می کنند. مثلا تمام خارجی ها در سوئد برای برنامه های فرهنگی خودشان از کمک مالی دولتی استفاده می کنند. بسیاری از دولت های اروپایی برای حمایت از فرهنگ های مختلف که عملا باعث ثبات سیاسی آن کشورها می شود، معمولا به خارجی تبارها کمک مالی مستقیم یا غیر مستقیم می کنند. مثلا دولت سوئد به همه خارجی های مقیم این کشور برای فعالیت فرهنگی و زبانی خودشان کمک مالی می کند، این کمک مشروط به آن است که کاملا غیرجهت دار و بدون گرایش سیاسی باشد.

چهارم: برخی از موسسات فرهنگی و رسانه ای که ایرانیان آن را اداره می کنند و از آن پول می گیرند، جزو سازمان های دولتی کشورهای مختلف است، مثلا رادیوها و تلویزیونهای فارسی زبان و وب سایت های اینترنتی خاص و سازمان های فرهنگی که تحت سیاست های دولت های مختلف اداره می شود و معمولا کارکرد رسانه ای و غیرسیاسی دارند، مثلا رادیو بی بی سی و شبکه تلویزیونی صدای آمریکا و وب سایت رادیو فردا و موسسات مشابه. نکته اینجاست که چون دولت ایران در سیاست رسانه ای خود، اخبار و نظرات دگراندیشان را سانسور می کند و بر اساس مصلحت دولت رسانه را اداره می کند، گمان می کند رسانه ای مانند رادیو بی بی سی که بیطرفی را در پیش می گیرد، موضعی مشخص دارد. در حالی که در مورد رسانه فقط یک شاخص وجود دارد، آیا رسانه بنا به وظیفه رسانه ای خود عمل می کند، یا اینکه سیاست خاصی را دنبال می کند؟

پنجم: برخی از پول های سیاسی در جهان با معیارهای تعریف شده انسانی پرداخت می شود، مثلا موسساتی مانند جایزه نوبل، جایزه ادبی پولیتزر، جایزه فرهنگی هنری پرنس کلاوس، جایزه ادبی گنکور، جایزه هلمن همت مثل جوایزی که جشنواره های سینمایی یا عکاسی اهدا می کنند، بنا به ارزش های فرهنگی و هنری است که وقتی در معیار جهانی قرار می گیرد، کاملا انسانی یا فرهنگی و ادبی و هنری است، اما وقتی وارد محدوده ملی کشوری می شود که نسبت به هنرمند یا روزنامه نگار یا فیلمساز خودش با نگاه امنیتی برخورد می کند، این جوایز نیز رنگ و بوی سیاسی می گیرد. مثلا دریافت جایزه هلمن همت برای خبرنگاری که جنایت نسل کشی روآندا را گزارش کرده است، از نظر ایرانیان یک جایزه ارزشمند است، اما از نظر برخی افراد در روآندا می تواند به عنوان یک خیانت مجازات مرگ داشته باشد، بسیاری از دولت های استبدادی حتی جایزه ادبی نوبل را هم نوعی کمک مالی به جاسوسان می دانند، کما اینکه همین برخورد با جوایز فیلمسازی نیز وجود دارد. این یک مبارزه است، جهان آزاد تلاش می کند تا هنرمندان و خردمندانی که در خدمت اهداف انسانی هستند، در سراسر جهان تقویت شوند، اما دولت های استبدادی دوست ندارند نویسنده مخالف شان به عنوان یک شخصیت بشردوست شناخته شود، چرا که در آن صورت خودشان به عنوان دیکتاتور شناخته می شوند.

ششم: بسیاری از ایرانیانی که فعالیت سیاسی دارند، به عنوان پناهنده سیاسی زندگی می کنند و در برخی کشورها این افراد طبعا از کمک مالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان استفاده می کنند. در ایران هم پناهندگان خارجی همین وضع را طبعا باید داشته باشند و از کمک مالی سازمان ملل بهره مند شوند. این راهی است که انسان پس از تشکیل سازمان ملل انتخاب کرد تا دولت هایی که زندگی را برای شهروندان خود ناممکن می کنند، نتوانند همه راهها را به روی مخالفانی که در معرض خطر هستند، ببندند، برای مثال وقتی دولت عراق قصد کشتن آقای هاشمی شاهرودی را داشت، ایشان به ایران پناهنده شد تا به عنوان یک عراقی از حقوق انسانی خودش برای مخالفت با دولت عراق استفاده کند. پناهنده سیاسی پول خود را نه از کشوری که در آن زندگی می کند، بلکه از سازمان ملل متحد می گیرد و سازمان ملل نیز این پول را از کشورهای عضو دریافت می کند، به عبارت دیگر دولت ایران موظف است پولی را برای اداره زندگی کسی که زندگی اش را دشوار کرده و وی را به اقامت در کشوری دیگر واداشته است، بپردازد.

هفتم: سازمان های غیردولتی مهم ترین پدیده پول سیاسی هستند، شاید گفتن واژه« پول سیاسی» برای این سازمان ها نادرست باشد، چرا که بسیاری از گیرندگان کمک های مالی این سازمان ها اصلا سیاسی نیستند، بلکه برخی از آنها به دلیل موقعیتی که در کشورشان دارند، سیاسی تلقی می شوند. مثلا موضوعی مانند زندگی زنان یا مطبوعات یا اقلیت های دینی و قومی و زندگی هنرمندان و اهل فرهنگ موضوعاتی سیاسی نیستند، اما دولت های دیکتاتور به دلیل قوانین داخلی خود که با حقوق بشر و حقوق انسانی منافات دارد، حقوق زنان را انکار می کنند، نویسندگان را سانسور و زندانی می کنند، مطبوعات را توقیف می کنند، اقلیت های دینی و قومی را از اعتقادات و گرایشات خود محروم می کنند و فعالیت آنان را مخالف با حکومت و در نتیجه سیاسی می دانند. در هیچ جای دنیا یک روزنامه را توقیف و تعطیل نمی کنند، در هیچ جای دنیا کسی را بخاطر اعتقاداتش از حقوق اجتماعی محروم نمی کنند، در نتیجه گروههایی در جهان که به این بی عدالتی اعتراض دارند، جمع می شوند و از این افراد در تمام جهان حمایت می کنند، در نتیجه دولت های دیکتاتور این حمایت را به معنای کمک دشمن قلمداد می کنند. فعالیت سازمانهای غیردولتی در بسیاری از این کشورها به این معنی است، چرا که اکثر دولت ها با استفاده از روابط اقتصادی و تجاری تلاش می کنند تا راه کمک به مخالفان خود، توسط دولت های دیگر را ببندند، برای مثال دولت عربستان سعودی میلیاردها دلار در سال پول خرج می کند تا جلوی ایجاد هر تصویر مخدوشی از جامعه بسته عربستان سعودی را در جهان بگیرد. آنها روزنامه ها را می خرند، دولت ها را می خرند و تحت فشار می گذارند تا جلوی منتقدان خود را بگیرند. این جدال طرفداران استبداد و دیکتاتوری و آزادی و دموکراسی در جهان است.

هشتم: نکته مهم در پول سیاسی تعریف دولت متخاصم و دولت غیر متخاصم است. بخش اعظم کمک های مالی برای توسعه فرهنگ و حقوق انسانی توسط موسساتی پرداخته می شود که با دولت مقابل خود اصلا هیچ تخاصمی ندارند، برای مثال دولت هلند دولتی دارای روابط اقتصادی و تجاری با ایران است. این دولت که در طول تاریخ خودش هرگز هیچ مخاصمه ای با دولت ایران نداشته، تصمیم می گیرد 15 میلیون یورو برای راه اندازی یک شبکه تلویزیونی که از حقوق بشر دفاع کند، هزینه کند. نمایندگان دولت ایران با دولت هلند ملاقات می کنند و از طریق روابط تجاری، گروهی از تجار هلندی را که منافعی در ارتباط اقتصادی با ایران دارند، وادار می کنند تا به دولت هلند فشار بیاورند تا چنین شبکه تلویزیونی دائر نشود. حاصل اینکه دولت هلند می پذیرد که این بودجه را برای هرچیزی هزینه کند، جز برای تلویزیون و این می شود بودجه هلندی برای فعالیت رسانه ای. در این حالت آیا دولت هلند با ایران در حال تخاصم است؟ آیا معنای دادن کمک مالی برای یک تلویزیون فارسی زبان به معنی دشمنی با دولت ایران است؟ آیا دولت ایران که چندین شبکه تلویزیونی و دهها شبکه رادیویی عربی و انگلیسی و سواحیلی و اسپانیایی را با بودجه رسمی دولت ایران اداره می کند و در آن شبکه ها سیاست دولتی خود را پیش می برد، با تمام دولت هایی که به زبان آنها سخن می گوید، در حال تخاصم است؟ مشکل اینجاست که طبق قواعد تعریف شده در ایران در تلویزیون نباید انتقادی از مقامات سیاسی صورت بگیرد، این سیاست تلویزیون دولتی در ایران است، اما در آمریکا و انگلیس و نروژ و بلژیک و هلند و اصولا بخش اعظم دنیای آزاد، تلویزیونها از صبح تا شب از بالا تا پائین مقامات کشور خودشان را هم مسخره می کنند و مورد انتقاد قرار می دهند. آنچه باعث می شود چنین تلویزیونی از نظر دولت ایران یک تلویزیون جهت دار سیاسی معاند شناخته شود، تعریف غلط دولت ایران از رسانه بطور اعم و تلویزیون بطور اخص است. در چنین وضعی آنکه باید اصلاح شود، نگاه حکومت ایران به رسانه است.

نهم: تخصیص پولی برای جنگ روانی علیه یک حکومت در حال تخاصم با حکومتی دیگر، البته که بخشی از جنگ دو دولت است. طبیعی است در چنین جنگی دولت ایران بودجه ای دو میلیارد دلاری برای جلوگیری از نفوذ آمریکا خرج می کند، دولت آمریکا هم قرار می شود که بعدا بودجه ای 85 میلیون دلاری برای اهداف خود خرج کند. این دو بودجه در حالی که جنگی صورت بگیرد، طبیعی است که می تواند موضوع پول خارجی قرار بگیرد، اما مساله پول سیاسی در حال حاضر چنین چیزی نیست. مساله این است که جهان امروز جهانی است که در آن بسیاری از افراد تلاش می کنند تا از اصولی مانند دموکراسی و حقوق بشر دفاع کنند و برای این کار به کسانی که قربانی نبودن دموکراسی و حقوق بشر هستند، کمک می کنند. آیا باید این قربانیان زیر دست و پای دولتها له شوند؟ یا اینکه انسانها حق دارند برای ساختن دنیایی بهتر از این تلاش کنند؟

من در بخش بعدی این مقاله تلاش می کنم به سووالاتی که برایم رسیده است پاسخ دهم. لطفا سووالات تان را به آدرس زیر بفرستید
ebrahim.nabavi@gmail.com
:مطلب را به بالاترین بفرستید Balatarin

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/226

ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:پول سیاسی ( قسمت دوم):

» cheap ambien from cheap ambien
Blog [Read More]

Tracked on December 20, 2007 02:19 PM

» order cialis from order cialis
Blog [Read More]

Tracked on December 20, 2007 08:50 PM

» buy levitra from buy levitra
Blog [Read More]

Tracked on December 26, 2007 06:03 AM

» buy viagra from buy viagra
Blog [Read More]

Tracked on December 27, 2007 12:33 PM

» buy carisoprodol from buy carisoprodol
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 08:07 AM

» buy diflucan from buy diflucan
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 10:39 AM

» buy lipitor from buy lipitor
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 02:56 PM

» buy nexium from buy nexium
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 03:37 PM

» buy xanax from buy xanax
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 08:24 PM

» buy xenical from buy xenical
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 09:01 PM

» buy zoloft from buy zoloft
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 09:27 PM

» buy zyban from buy zyban
Blog [Read More]

Tracked on December 29, 2007 10:00 PM

» ambien from ambien
Blog [Read More]

Tracked on December 30, 2007 08:19 AM

» hydrocodone online from hydrocodone online
Blog [Read More]

Tracked on August 9, 2008 10:02 AM

» cheap phentermine from cheap phentermine
Blog [Read More]

Tracked on November 4, 2008 08:14 AM

» buy zoloft from buy zoloft
Blog [Read More]

Tracked on November 26, 2008 07:17 PM

» buy meridia from buy meridia
Blog [Read More]

Tracked on November 26, 2008 11:52 PM

» cheap ambien from cheap ambien
Blog [Read More]

Tracked on November 27, 2008 04:56 AM

Comments

Very nice site!

Posted by: John435 at October 9, 2008 08:24 PM

Hossein Drakshan has announced in his website that he has done consultancy for (http://mianeh.net/) that is funded by IWPR (Institutive for War and Peace Reporting)

I hate sinking done his level but I have to ask Mr Drakshan (who has not posted this message on his website) How come the money revived by Rooz and women activist in Iran is tainted i.e. NAJES but receiving money from consultancy work from IWPR isn’t?

I actually think that IWPR is a reputable organisation and it has very good name around the world but I just want to highlight the hypocrisy of some people like Hossein Drakshan. This message is not against Mianeh or IWPR but against being twofaced.

This is the list of financial backers of IWPR and hence Mianeh.net and you can find them here:

http://www.iwpr.net/index.php?p=-&apc_state=henh&s=o&o=top_supporters.html

US Department of State, Department for Democracy, Human Rights and Labor;
Hivos;
British Council;
Canadian International Development Agency;
Carnegie Corporation of New York;
Community Fund/Big Lottery;
Compton Foundation;
Department of Foreign Affairs and International Trade, Canada;
Department for International Development, UK;
European Commission;
Ford Foundation;
Foreign and Commonwealth Office, UK;
International Media Support;
International Republican Institute;
IREX;
MacArthur Foundation;
Ministry of Foreign Affairs, Finland;
Ministry of Foreign Affairs, Denmark;
Ministry of Foreign Affairs, The Netherlands;
Ministry of Foreign Affairs, Norway;
National Endowment for Democracy;
Open Society Institute;
Ploughshares Found;
Rockefeller Family Associates;
Samuel Rubin Foundation;
Sigrid Rausing Trust;
Swedish International Development Cooperation Agency;
Swiss Development Agency;
Swiss Ministry of Foreign Affairs;
UNESCO;
US Institute of Peace;
US Agency for International Development;
Tides Foundation/Working Assets.

Dar zemn Nabavi joon tu Khodayee

Posted by: amir at May 4, 2007 07:05 PM

با تشكر و تحسين بابت باز كردن اين بحث مهم. به نظر من مي‏رسد كه پول گرفتن از غير ايراني ايرادي ندارد. اما انجام يك عمل مخالف با ”معيارها“ ايراد دارد. به عنوان مثال اگر جاسوسي گناه است مستقل از پول گرفتن يا نگرفتن شخص گناه است. تنها موردي كه به نظر من مي‏رسد اين است كهدرآمد حاصل از پول خارجي مي‏تواند مشمول ماليات بيشتر و يا كمتري شود. اميدوارم چهار تا آدم در ايران پيدا شوند كه بتوانند كاري انجام دهند كه چندتا خارجي هم حاضر باشند بالاش پول بدهند!


موضوعي كه جاي بحث دارد ”معيار“هاست، و سوال اصلي اين است كه آيا معيار ما مي‏تواند حقوق بشر باشد و بر اين اساس پول دريافت كنيم و يا فقط قوانين ج. ا. بايد معيار باشد.

Posted by: قبلي at May 1, 2007 04:44 PM

آقای نبوی بسیار عزیز
بحث خوبی را باز کردید. مساله اینه که ما در ایران سابقه ای از نهاد های غیر دولتی نداریم(بسیار جدید و محدود) و اطلاعاتمون هم در بازه اینکه منابع مالی چنین فعالیتهایی چطور تامین می شوند محدوده. مساله اینه که نهاد پول دهنده چرا این کار را می کنه و تا چه حدی در تعیین خط مشی نهاد پول گیرنده موثره؟ مسلما این قضیه در هر موردی متفاوته.
نکته ی خوبی که در کامنت ها ذکر شده اینه که منافع ما و غربی ها لزوما متضاد نیستند. از بس جمهوری اسلامی شعار داده باورمون شده همه با ما دشمن هستند!

زنده باشید

Posted by: شب تاب at April 30, 2007 08:36 PM

آقای نبوی، من شما را در ستون چهارم شناختم. آیا ابراهیم نبوی ستون چهارم همین ابراهیم نبوی روز است؟ آیا در اعماق وجودتان میتوانید به نوشتن در روز افتخار کنید؟
واقعا به نظرتان صدای آمریکا غیر سیاسی است؟ من می توانم در نقد هر سطر نوشته تان چند صفحه بنویسم، افسوس که "اندازه درگیری" نیستم

Posted by: hamid at April 29, 2007 07:35 PM

How can sombody get mony from an organisatio
.and then do things aginst their will
do you really thik that it is possible to get employed by someone and not doing things acording to thire wish
please think about it Mr nabavi money is a great issue

Posted by: masoud at April 29, 2007 12:49 PM

امیدوارم که حسین درخشان هم این نوشته های شما را بخواند و در آینده نزدیک به توصیه شما عمل بکند. برادر شریعنمداری بیصبرانه منتظر هستند.معاونت سردبیری با مزایای مکفی حداقل مزد زحمات ایشان است.آقای نبوی عزیز نوشته شما هم دلیلی شد که به وبلاگ کیهان تهران(سردبیر خودم) سری بزنم.

Posted by: علیرضا at April 29, 2007 03:52 AM

با سلام در مورد پول سياسي منم نظر حسين خان رو بيشتر قبول دارم تا شما را ، حالا بقيه رو نميدونم !

Posted by: مهدي at April 29, 2007 03:27 AM

تقریبا از همان آغاز بلاگها-بلاگ حدر و شما را میخوانم. راستش این اواخر کمی عجیب غریب مینویسد. نمیدانم چه مشکلی داره که اینجوری شده. بالاخره برای شروع بلاگ نویسی به تعدادی از هموطنان خارج کشور کمک کرده و حقی به گردنشان دارد. نبایدالان تنهایش بگذارید.نمیشه جمع بشوید و اگر مشکلی داره حلش کنید؟
سبک طنزتان هم بسیارجالب است و لذت میبرم.البته از سالهای 50 تا حالا هادی خرسندی هنوز مقام اول را دارد. حسودیتان نشود.بالاخره زیش سفید همه طنز نویسان هم هست.

Posted by: رضا at April 29, 2007 01:34 AM

آقاي نبوي تا الی الابد غلط است
دوم اينكه آقاي درخشان درست مي گويد.(استثنائا)

Posted by: a at April 29, 2007 12:17 AM

کار طنزت حرف نداره/ شاهکار کردم، اینو که همه می دونند/. دیدگاه ونظرات سیاسی ات هم کاملا قابل احترامه/ با اینکه با اکثر آنها اختلاف عقیده دارم/. فقط این نصفه رگ ترکی/ که خودم هم دارم/ کار دستت می ده. دنیا پر از عقاید گوناگونه، خیلی ها، مخالف و موافق ارزش شنیدن و جوابیه دارند، بعضی ها هم نه. دادن جواب به بعضی ها هیچ چیزی بجز شهرت کاذب و کوتاه مدت برای طرف مقابل بهمراه نمی آورد، همانطور که جدل لفظی ات با عاشقان آقای جوادی بیندگان سایت آنها را اضافه کرد. این بحث غیر لازم/ پول سیاسی/ را هم کسی شروع کرد که چند روز بعد مجبور به قورت دادن نصفه ادعا خود/ در مورد خانم صدر/ شد و هر روز هم بیشتر سعی در ماست مالی عقیده خود/ که با توجه به نوشته های قبلی اش هم سطح خودش است/ می کند. قبلا در مصاحبه خانم صدر نظرم را منبع کمک مالی گفته ام/ بصورت کامنت در زمانه/. لطف کن دفعه بعد قبل از معروف کردن کسی که افکارش تحریکت می کند تا 10 بشمار.دوستدار همیشگی نوشته هایت، مهدی هلند

Posted by: مهدی at April 28, 2007 05:29 PM

متوجه نميشم چرا هر وقت صحبت از منافع ميشه، پيش فرض اينه که منافع غربيها با ايرانيها تضاد داره. به نظرم يکي از مسايل مهم سياسي ايران اينه که چطور بين منافع ايران و غرب همگرايي ايجاد بشه. حل اين مساله خارق العاده نيست، خيلي از کشورهاي دنيا تو حل اين مساله موفق بودن و ما هم بالقوه ميتونيم. پول سياسي از اين منظر به نظر من قابل توجيهه، چون تضمين منافع کسي که پول رو ميده در تعارض با تضمين منافع ملي کشورمون نيست؛ ولي شديدا شک دارم که ظرفيت درک اين رابطه در گفتمان فعلي سياسي ايران وجود داشته باشه؛ حتا روشنفکرترين آدمهاي ما هم يا به اين کار انگ جاسوسي ميزنن يا اين که ته دلشون دلچرکين ميشن. دليلش رو نميدونم، شايد تو رده‌هاي تصميم‌گيري و تصميم‌سازي و انديشه‌سازي هم آقايان و خانمها به طرز غم‌انگيزي «تعارف» دارن...

Posted by: Nasi at April 28, 2007 05:20 PM

سلام،
در گذشته نوشته هایی با نام "چهل سال بعد در چنین روزی" مینوشتید، که با وجود جذاب بودنش گذاشتید کنار. امیدوارم دوباره آغاز کنید.

پانوشت:
درسته که پیامم به موضوع این نوشته ربط خاصی نداره، ولی از این راه تماس، این پیغام به احتمال زیاد به شما می رسه.

Posted by: احسان at April 28, 2007 04:57 PM

به نظر من کاری که انجام میشه مهمه!
بهتره که پولش از جای داستاندار تامین نشه ولی مادامی که خود کار درست باشه هر پولیم که برسه مشکلی نیست

به هر حال مردم خرج دارن

اصلا چه بهتر بزارید یکم از این پول آمریکای جهانخوار بره ایران! چه عیبی داره مگه! اینهمه پولای ما رو خوردن ... ما هم تا می تونیم پول ازشون می گیریم ولی کار خودمونو می کنیم !!

حالا می خوان پول به عنوان براندازی بدن یا هرچی ! ما که عقل تو کلمونه می دونیم چی کار می کنیم!

Posted by: فرزاد at April 28, 2007 04:00 PM

آقای نبوی عزیز
تلاش شما جهت شفاف سازی فضای سیاسی موجود ایران واقعا قابل تقدیره . متاسفانه سانسور خبری و بی اطلاعی مردم ( من جمله خود من) گاهی باعث میشه آدم فراموش کنه که توی این دنیا هیچ بازی بدون پول نمیشه.همه به جرم انسان بودن باید امرار معاش کنن حتی آدمهای بزرگی که جونشونو کف دستشون گرفتن و دارن برای احیای حقوق انسانی مردم کشورشون مبارزه میکنند.
از نظر شخص من (درست یا غلط) پول سیاسی بی چشم داشت نیست ولی توی یک بازی نابرابر, گریزی هم ازش نیست.
شاید بد نباشه که آگاهی بیشتری از منابع مالی کم طرفتر و حقوقی که توسط این کمکها از مردم دنیا احیا شده ( ترجیحا هر جای دیگه دنیا غیر از ایران) داده بشه تا دید مردم به این واقعیت بازتر بشه.
بامید روزی که تمام قهرمان های قلم بدست بتونن با افتخار اسپانسر مالیشونو انتخاب کنن.

Posted by: مازیار at April 28, 2007 02:29 PM

سلام ..
از طنز های شما واقعا لذت می برم ..
ولی تحلیلگر خوبی نیستید ...

Posted by: یک نقطه at April 28, 2007 12:31 PM

این حسین دال هر روز در مورد ایران نظر می ده در حالیکه تو ایران نیست ولی از اون ور به سرکوهی گیر می ده ...

Posted by: Irani at April 28, 2007 10:37 AM

Hi Mr.Nabavi,
I just wanted to say, somehow it's a good idea to put a stop to whatever that's coming out of Hosein Derakhshan's mouth, he's working for Iranian Inteligent system and we all know it. so any effort that eliminates the guy would be greatly appreciated.

Posted by: nima at April 28, 2007 04:38 AM

salam

Posted by: asdd at April 28, 2007 03:46 AM

1- خوشحالم که اعتراف کردی که از این خارجی ها پول میگیری :) خودش یه قدم مثبته.

2- واقعا فکر میکنی بی بی سی بیطرفه؟ یا هرکاری این غربی ها میکنن برای گل روی "حقوق بشره؟" یا خوش خیالی یا...

3- بدترین کار اینه که برای شستن گناه غربی ها، گناه ج.ا رو به رخ بکشی.

Posted by: محمد at April 28, 2007 03:42 AM

Whose house is of glass, must not throw stones at another

Posted by: Javad Ghorbati at April 28, 2007 02:10 AM

az neveshtehatoon aghaye navaby kheily khosham miyad
har ja ke bashid ishal movafagh bashid va shomaro zoodtar dar iran bebinim

Posted by: siavash at April 28, 2007 02:07 AM

Dear Davar,
Keep up the good work, I always enjoy reading your wrtings, and learn alot at the same time.
I just hope you realise that you are more than what you think for lot's of us.
Movafagh va bargharar bashid

Posted by: SAEED at April 28, 2007 01:25 AM

فقط خواستم بگم خودتی. همین!

Posted by: یکی at April 28, 2007 01:01 AM

اصلا برام مهم نیست که اواخر در موردت چی نوشتن . تنها چیزی که از نوشته هات عایدم میشه تاثیریه که در تفکرم گذاشته . طرز فکرت رو می پسندم .خوشحالم که قسمت نظر رو فعال کردی و با ح.د. لج بازی نکردی و حرف مفید ودرست رو قبول کردی. سوال: اونایی که اونجا (زمانه) کامنت گذاشتند جند نفرشون می تونن برنامه ای حتی در اون سطح اجرا کنن؟

Posted by: masoud h at April 27, 2007 05:15 PM

موافق نیستم

Posted by: ali at April 27, 2007 07:13 AM

با سلام و عرض درود
موفق باشید

Posted by: reza at April 27, 2007 06:23 AM

Post a comment




Remember Me?