دوشنبه 27 فروردین 1386
دوشنبه 27 فروردین 1386
نوشته حسین دال را با عنوان « کلاهبرداری اخلاقی» بخوانید، به نظرم حسین بدجوری گرفتار شده. البته من محکومش نمی کنم که چرا برای برگشتن به ایران دارد اینهمه خودش را آزار می دهد و عملا کاری می کند که نامش آدم فروشی است.
من می دانم کسی که مشکل مالی و اقامت دارد، هرکاری ممکن است بکند، ولی تهدید یک ان جی اوی معتبر بین المللی در این جهت که باید فلانقدر پول بدهند، وگرنه من فهرست همه کسانی را که با ان جی اوی شما کار می کنند، منتشر می کنم، یک جرم به نام « دریافت حق السکوت» است. این جرم برای یک شهروند کانادا عواقب سنگینی دارد.
من فکر می کنم اگر قبل از اینکه حسین به این کارها ادامه دهد، مثل آدم سرش را بیندازد پائین و به ایران برود، با همین حالی که تا به حال به وزارت اطلاعات و کیهان و قوه قضائیه داده، کافی است. حسین اشتباه می کند و دارد رودست عوامل اطلاعات را می خورد، در حال حاضر اگر به ایران برگشت در نهایت یک بازجویی از او می کنند و همین چیزهایی را که دارد توی وبلاگش می نویسد، اینها را روی برگه بازجویی می نویسد، حداقل آن موقع می گویند تحت فشار بود و چنین نوشت. متاسفانه وقتی کسی گرفتار بازی اطلاعاتی می شود و طرف هم می فهمد یارو ترسو و اسگل است، تا جایی که می تواند سعی می کند طرف را به لجن بکشد که دیگر چیزی از او باقی نماند.
من دلم برای حسین درخشانی می سوزد که زمانی چشم و چراغ اینترنت کشور بود و همه ما به او مدیونیم. اینکه حسین درخشان تبدیل به منبع اطلاعات روزنامه کیهان شود، این نه ربطی به پست کلنیالیزم دارد، نه توجیه ضدسرمایه داری دارد، نه توجیه ضدامپریالیستی دارد. نمی شود که هم گنجی و هم همه زنانی که در ایران فعالند و هم شیرین عبادی و همه و همه از منابع بین المللی آمریکایی و نجس هلندی پول گرفته باشند. به آن بدبختی که در زندان است چه ربطی دارد که آقای درخشان برای توپ در کردن به سفر اسرائیل رفته و یا در سمینارهای متعددی که همه عوامل مخالف و برانداز کشور درآن جمع بودند، علیه دولت و حکومت سخنرانی کرده و از صد تا موسسه آمریکایی و اسرائیلی تا همین امروز، کلی پول گرفته که حالا برای ماستمالی همه آن گندکاری ها، باید کسانی که زیربازجویی و فشار هستند، تاوان پس بدهند.
حسین درخشان تقریبا از بسیاری از کسانی که از بودجه نجس هلندی پول گرفتند، برای راه اندازی فنی کارهای شان و کارهای کرده و ناکرده به انحاء مختلف پول گرفته است. این یک کلاهبرداری غیر اخلاقی است و من خدا خدا می کنم که حسین قبل از اینکه به این دلایل گرفتار زندانهای اروپا و کانادا بشود، زودتر به ایران یا اسرائیل برود. فقط این را جهت اطلاع باید بگویم که اگر به موقع خودش را جمع و جور نکند، اصلا بعید نیست که تا یک ماه دیگر این اتفاق نیفتد.
داستان صبحانه و هاستینگ هم به من مربوط نیست، به همان کسانی مربوط است که به عنوان کلاهبردار از او شکایت کردند. چون من هرچقدر هم با حسین بد شده باشم، که نیستم، او را در هیچ حالتی نمی فروشم. ضمنا این نکته را هم به دلیل کار خودم در روزآنلاین توضیح بدهم که روزآنلاین از یک موسسه غیردولتی به نام هیفوس، که به تمام روزنامه نگاران و سازمان های مدافع حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان کمک می کند و با ایران هم رابطه قانونی دارد و در ایران شناخته شده است، در طول کارمان( سه سال گذشته) یک سال 300 هزار و دو سال، هر بار 200 هزار یورو گرفته ایم. حقوق ماهانه من هم به عنوان نویسنده روزانه این وب سایت ماهانه 1300 یورو است که تقریبا یک پنجم درآمد من در زمانی است که ایران را ترک می کردم.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/224
سلام
من با همه حرفهاي شما موافقم به جز يك مورد. چرا فكر مي كنيد به او مديونيد؟ يعني اگر اين آدم نبود، الان كسي چيزي از اينترنت و وبلاگ و اين جور چيزها نمي دونست؟ اون هم با اين سرعت عجيبي كه پيشرفت و همه گيري تكنولوژيهاي نرم افزاري و شبكههاي كامپيوتري دارند.
دوست عزیز
من شخصا به حسین درخشان مدیونم و فکر می کنم خیلی از دوستانم هم مدیونند، حالا اگر امروز اخلاقش عوض شده و رفتارهای عنیف می کنه، دلیل نمی شه که من هیچ چیز رو در مورد خوبی هاش نبینم.
ابراهیم نبوی
Posted by: عباس at May 12, 2007 01:25 AM
به آقای نبوی حق میدم که با معروفیت و بزرگی که دارن به حسین درخشان گیر بدن که یک بچس !
این روزها آدم دوست داره در باره ی سوژه های بی ربط و بی اهمیت بنویسه !!!
امّا آقای نبوی ! این چند وقت در دوم دام به هر کسی که گیر داده اید او را با لجن یکی کرده اید ! خدا گواهه من اگر جای حسین درخشان بودم دیگر دست به قلم نمی بردم . اندکی رحم و مروت را نیز چاشنی نوشته هایتان کنید ! گناه دارند ملت !
Posted by: آرمین سنایی at May 7, 2007 06:56 PM
ببخشید! من هم همون سووالی که قبلا شده بود دارم، شما واقعا 6500 یورو در ایران درآمد داشتید؟ یک کم عجیبه! می دونید که درآمد از یه حدی بالاتر بره سووال برانگیز می شه! می دونم شما خواستی یه توضیح بدی تا قضیه روشن بشه، اما مثل اینکه پیچیده تر شده!
دوست عزیز!
اولا که من نمی دونم بالارفتن درآمد کجاش سووال برانگیزه؟ و دوما اینکه من اصلا توضیحی در این مورد ندادم که قضیه پیچیده تر بشه. ولی حالا توضیح می دم که شما هم مشکل تون کم بشه. اولا من از سال 1378 تا 1381 که از ایران خارج شدم بطور مشخص و مرتب سالانه تقریبا بیش از 150 هزار نسخه از کتابهایی که نوشته بودم چاپ می شد، از 45 کتابی که در ایران چاپ کردم.
از طرف دیگه من در ماه فقط بین دو تا سه میلیون تومان درآمد آگهی در وب سایت نبوی آنلاین می گرفتم.
به این اضافه کنید درآمد نوشتن سریال های تلویزیونی و پلاتوهای تلویزیونی و همچنین درآمد نویسندگی در روزنامه رو، این آماری که دادم یعنی بطور متوسط در دو سال آخری که در ایران بودم بین 5 تا 6 میلیون تومان در ماه درآمد داشتم.
البته چیزی را که در این نوشته نگفته بودم، این بود که من در حال حاضر فقط از درآمد تورهای پارسال خودم در سفر آمریکا و کانادا در سه ماه چیزی در حدود 45 هزار دلار درآمد داشتم و جز این یک جایزه هم به مبلغ 25 هزار یورو دریافت کردم. و برای امسال هم برنامه تور استندآپ کمدی رو به صورت دیگری دارم.
یک توضیح ضروری دیگه این که من یک شرایط استثنائی در یک دوره استثنائی داشتم که نه همکاران من به عنوان نویسنده در ایران یا بیرون از ایران دارند و نه خودم قبل از این چنین درآمدی داشتم. اگر توضیح من مشکل رو حل نمی کنه، من می تونم براتون جدول درآمدهای خودم را از سال 1378 تا امروز منتشر کنم.
مخلص شما، ابراهیم نبوی
Posted by: Hosein at May 6, 2007 07:14 PM
ابراهيم خان نبوي بسيار كار شايستهاي كرديد كه كامنتها را بازگذاشتيد.
در مورد حاج حسين درخشانمداري حرف زدن اصولا كار اشتباهيست. يك مريض رواني با چاشني عقدههاي فروخورده و احساس دلتنگي نسبت به وطنش كه البته قابل تقدير است اما آدمفروشی هايش بدين منظور، قابل هضم نه!
جريان ملت وبلاگستان با اين پديده شوم مصداق اون بنده خداييست كه خودش را به خواب زده است، فكر ميكنيد حودر با تمام اسكلي و حماقت و بلاهتش نميدونه كه داره چيكار ميكنه و اين لجنهايي كه به ملت پرت ميكنه چه عواقب سوئي براي اونا چه اونايي كه بهواسطه آدمفروشهاي ايشون به زندان ميرن و چه اونايي كه بهواسطه سوژههاي فراهم شده از طرف پدر نامشروع وبلاگستان قراره بار گناهشون سنگينتر بشه، داره؟
بهخدا اين موجود نفرتانگيز اينا رو خوب ميدونه ولي چه كنه كه گاهي اوقات عقده متفاوت بودن و البته داشتن بچگي مشكلدار ميتونه يك حسين درخشان فعلي بسازه با گوني گوني فضاحت و بيآبرويي....
Posted by: PAYAM at May 4, 2007 03:29 AM
امثال آقای درخشان در میان ایرانیان خارج نشین بخصوص کسانی که در دوره انقلاب سنی نداشتند، کم نیستند. بسیاری از کسانی که علاقه به سیاست داشتند، بطور طبیعی بعنوان یک خارجی جذب و یا علاقمند به گروه های سوسیالیستی و چپ طرفدار خارجیان و مساوات شدند، کم کم چون از پیش زمینه کافی در آشنایی با چپ و راست و مرزهای اعتدالی آنهادر غرب برخوردار نبودند و بجایش از افراط و سیاه و سفید بینی خاص شرقی هم باندازه برخوردار بودند. به زودی به طرف چپ افراطی و طرفداری از چه گوارا و کوبا، چاوز و بقیه ضدامپریالیسم ها کشیده شدند. بعد هم که بطور طبیعی آقای احمدی نژاد و دولت فعلی به جمع اضافه شدند. یکی از دوستانم که چپ و ضد جمهوری اسلامی هست، به همین مشکل دچار شده بود، در مقابل هر حرکت ضد آمریکایی آقای احمدی نژاد غرق در شادی می شد و فورا اضافه می کرد که فکر نکنید که من طرفدار اینها شده ام ولی این احمدی نژاد خوب حال بوش رو جا می آره، آلان هم در حدود یک سال است هیچ مخالفتی در مواضع با جمهوری اسلامی ندارد. بالاخره هر کسی معایب و محاسنی دارد. بهترین حسن آقای احمدی نژاد هم آشتی دادن قسمتی از چپ ایرانی با لنگه دیگر خودش است.
مهدی هلند
Posted by: مهدی at May 3, 2007 05:56 PM
حسین جان بچه خوبی بود. اون وقتا رو میگم که وبلاگ می نوشت! منتها این رودخونه لامذهب هر چی بیشتر توش جلو میری تعفن بیشتر وجودتو پر میکنه. حسین جان گناهی نداره عزیزم. ماهی کوچولو مگه چقدی تجربه داشت آخه؟ تازشم من حسین جون رو درک مینکنم! میدونی چرا؟ چوان از نسل هم هسیم. نسلی که یاد گرفتن خیلی کارا ایرادی نداره...بیچاره من و حسین جان!
Posted by: م.خ.د at May 2, 2007 05:24 PM
من هرچی توی وبسایتش خوندم سفسطه بوده. اصلا بهش اعتماد ندارم.
Posted by: Saman at May 1, 2007 01:57 PM
حسین درخشان یک عنصر طرفدار رژیم ملاها و سمپات آنهاست. اگر این اصل را در نظر داشته باشید و همه روایط شما با او از این فرض و حقیقت پیروی کند آنوقت موردی پیش نمیآید. بدانید که اگر شما مواضع ضد رژیم و طرفدار براندازی داشته باشید و ار شما نقطه ضعفی داشته باشد از آن به نفع رژیم باباش اینا و بر علیه شما استفاده میکند.
Posted by: جمال at April 30, 2007 08:54 PM
نبوی جان. حسین دارد دوباره برای صبحانه نقشه میکشد. آدمی که به دوست خود هم رحم نمی کند و آدمفروشی میکند چطور باید به اون اطمینان کرد. او الان با استفاده از صبحانه میتواند هویت همه کسانی که در آن فعالیت میکنند را پیدا کرده و باز برایشان پرونده درست کند. فکرش را بکن که مثلا بنده خدایی بیفتد زندان فردا ادعا کند که آره این بنده خدا ۵ تا لینک ضد نظام هم در صبحانه دارد اسناد و مدارکش هم موجود هست!! باید به مردم اخطار داد شما که قلم خوبی داری چیزی بنویس که حداقل مردم با دست خودشان خود را به مسلخ این گرگ نبرند. صبحانه را باید بایکوت کرد.
Posted by: Webcharkh at April 29, 2007 11:25 PM
بابا این بیچاره به چه زبونی بگه من می خوام برم ایران و همه رو هم می فروشم. زیاد جدیش نگیرید
Posted by: کاوه at April 29, 2007 02:05 AM
yek marize ravanni ke shifteh tavajoh va magham hastesh vali nemidooneh ke momkene koonesh sare hamin kar bad joori pareh beshe..
Posted by: shahrzad at April 29, 2007 12:34 AM
آقای نبوی شما قبل از اینکه ایران رو ترک کنید مگه به غیر از نویسندگی مشغول به کار دیگری بودید که 5 برابر 1300 یورو یعنی 6500 یورو درآمد ماهیانه داشتید؟ اگر کار دیگه ای بوده می شه بفرمایید چه کاری؟؟ اگر هم کار دیگه ای نبوده پس چرا انقدر نویسنده ها می نالن که وضعمون خرابه؟؟ یه توضیحی بدین ممون می شم.
Posted by: امیر at April 28, 2007 08:55 PM
سلام
به نظر من حسین را نباید جدی گرفت بنده خدا بیماره البته از نوع روانیش
Posted by: ye doost at April 28, 2007 01:41 PM
این آقا توی لینک دونیش به فرج سرکوهی بد و بیراه گفته که «به چه حقی» با وجودی که توی ایران نیست درباره موسیقی داخل ایران اظهار نظر میکنه. از اون طرف خودش هر روز پنبه یک نفر در داخل ایران رو میزنه. از اون طرف همون روز هم میگه که این حق هر کسی است که ار اظهار نظری بکنه. این چشه آخه؟
Posted by: خیابان شماره ۱۱ at April 28, 2007 01:12 AM
از این پس نظرات کاربران را محض گل روی آقای ح دال باز می کنم و پس از بازبینی منتشر می کنم.از شما درخواست می کنم نظر بدهید. سیدابراهیم نبوی
Posted by: سید ابراهیم نبوی at April 27, 2007 06:31 AM