شنبه 12 اسفند 1385
شنبه 12 اسفند 1385
حاج منصور ارضی، روضه خوان و تئوریسین راست افراطی که علاقه خاصی به ادبیات دارد، در یک سخنرانی افشاگرانه در مورد آیت الله منتظری و هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد گفت: « آقايوني كه درس خونيد، شيطون خرتون نكنه، دانشجو كسي يه كه بايد توي خونة امام حسين وايسته و گرنه دو زار قبول نيست! اينه، اينجوريه... می گه: جنگه، فلانه! و ايستاده جلو دولت با نيرو با تمام حرفاش! يه بار حالا يه راي آورده! در همه انتخاباتا من اول بودم! حق منو خوردند!
ديشب آقاي احمدي نژاد اومده بود ميگفت: حاجي! به خدا قسم ما پيروزيم. به همين امام حسين قسم پيروزيم. همين روزا نابود ميشه اسيرائيل. همين روزا آمريكا نابود ميشه. اصلاً ... خبر داره! ديشب اومده بود مسجد ارك، بچهها رو، پيشتش سينه زد، راحت، دلش گرفته بود. ميگفت: ما هم سينهزن بوديم. حالا اومديم به اينجا رسيديم! چه جوري داري ميگن! به امام حسين گروني مال داخليهاست. نه مال دولت! تمام دوش بازا دور اين يارو جمع شدند. تمام ثروتمنداي بيدرد دور اين جمع شدند! يهو درآوردند! كيا هزار هزار ميليارد گرفتن از بانكها؟! در اومده! اگه به من اجازه ميدادن. من گفتم ، سندشم دارم! بچههاي ... مشخصاند! اون وقت داره چه كار ميكنه! چرا! كيا اومدند علي اصغرو کشتند، اينا واقعا نماز نميخوندند؟! به خدا چرا،حب رياست به اينجا رسوند! ... مفلوك افتاده! داد ميزد: من رهبرم! من رهبرم! اين شد! شروع كرد اول به فدك حضرت زهرا رو منكر شد، بعد چيزاي ديگه. بعد چيزاي ديگه، بعد هم گفت: من خودم ولايت فقيه رو درآوردم! خوب بزار تو جيبت! رفت يه گوشهاي افتاد بدبخت بيچاره، الان هيشكي اصلا يادش نميكنه، قائم مقام رهبري!! كجا افتاده؟! اينطوريه بچهها! بدونيد، ماهام تو كار خدا ميمونيم!» در همین راستا قضیه « روضه خوانی حاج منصور ارضی» به مناسبت صدمین سال تولد صادق هدایت صادر شد.
دیشب رفتیم به یک روضه خوانی فرضی
که برگزار می شد توسط حاج منصور ارضی
اولش حاجی سخنان پلتیکی می فرمود
و در ضمن فجش می داد به هر کسی که بود و نبود
ای جماعتی که می رید دانشگاه خاک بر سرتون
مرده شور ببره هر چی اینیشتن و پاستور و نیوتون
ای بچه هیاتی اگه تو ارادت داری به پنش تن
باهاس ول بدی دانشگاه رو و بشاشی به هیکل انیشتن
اگر می خوای خر شیطون نباشی
باهاس زیر علم امام حسین سینه بزنی و پاشی
فیزیک و شیمی رو باهاس موقع قمه زنی بیاموزی
وگرنه از هیات سینه زنی می خوری تو پوزی
ملت از گفته های حاج منصور صیحه برکشیدند
و از خواب غفلت بیدار شدند و ورپریدند
گفت: این اکبر آقا که می جنگه خطر جنگه
از نظر ایستیراتیژیکی و چاله میدونی نطقش جفنگه
جنگ کجا بود؟ آیزنهاور رو بردن عروسی وسط اقیانوس آرام
و همین ها بودند که باعث شدند که در بره شهرام
این اکبره که می گه من همیشه تو انتخابات رای اول آوردم
همونی یه که باهاس جواب بده بشکه های نفتو چه جوری خوردم
ای خاک بر سرت که نوکر اسرائیل و آمریکایی
بچه های هیات بهت یه درسی می دن که نچایی
برو جلو بوق بزن که وقت خروجه
برو آقای شوت، برو کنار جوجه!
ملت از نطق حاج منصور بسیار روشن شد
و آن مجلس مثل باغ و گلشن شد
حاج منصور ارضی خبرهای مهمی داد
با کمی بالا و پائین بردن صدا و اندکی فریاد
گفت: احمدی نژاد اومده بود همین جا دیروز
و گفت که خوار آمریکا رو بعله و ما هستیم پیروز
اگه دو تا قابلمه دیگه کیک زرد بپزیم
اون وقت دیگه نه شما گاگولین نه ما خزیم
آمریکا رو با اره و عوره می کنیم نابود
اسرائیل هم از روی نقشه محو می شه و دود
حاجی چی کار کنیم که ایکی ثانیه جنگ رو ببریم؟
و خشتک اکبر و محمد و میتی رو فی الفور بدریم؟
بهش گفتم چراغو خاموش کن و نیم ساعت زنجیر بزن
تا قیمت گوجه فرنگی بشه اندازه قیمت ارزن
چراغ ها خاموش شد و همه زنجیر زدند
و عاقبت قیمت خونه هم رسید به یک کله قند
ای ملت اوشکول! اگه گرونه جنس نخر
اگر هم خریدی گور بابای هر چی خر
گرونی ها همه اش مال دوره خاتمی است
کشتن حضرت علی اصغر بوسیله تاج زاده مگر جرم کمی است؟
ای تاج زاده قاتل که تیر سه شعبه میندازی
اگه هسته داشتی می رفتی واسه غنی سازی
آخرش همین اکبر بود که امام حسین رو کشت
باهاس ضفط و رفط بکن هر چی دونه درشت
برو که حب ریاست تو رو کشته
ولی این ملت تو دماغت می زنن هرچی مشته
ای ملت غیرت کنید و اسگل این جماعت نشین
اگر این کار رو بکنین اول و آخرش مسافر کشین